به گزارش تور نیوز ؛ در حالی که بلیت بازدید از غار علیصدر بهصورت اینترنتی به فروش رسیده، امروز شمار زیادی از مسافران و گردشگران پس از طی مسیر و حضور در ورودی غار، با درهای بسته و بلاتکلیفی مواجه شدهاند، اتفاقی که نارضایتی گسترده گردشگران را در پی داشته است. این در حالی است که پس از واگذاری مدیریت غار علیصدر به یک شرکت کرمانی، حواشی این مجموعه گردشگری روزبهروز افزایش یافته و اکنون در شلوغترین روزهای سفرهای تابستانی، یکی از مهمترین ظرفیتهای گردشگری همدان به صحنه بینظمی و سردرگمی مسافران تبدیل شده است. فروش بلیت، بدون ارائه خدمت و سرگردانی گردشگران در مقابل درهای بسته، نهتنها تضییع حقوق مسافران است بلکه ضربهای جدی به اعتبار گردشگری استان همدان محسوب میشود. موضوعی که انتظار میرود مسئولان هرچه سریعتر درباره آن پاسخگو باشند.
ایجاد شده: 14/تیر/1405 آخرین ویرایش: 14/تیر/1405 اخبار داخلی
تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سالهای گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاستگذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظامهای پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارتها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب میشوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفهای قائل هستند و برای هر یک برنامههای تخصصی جداگانه طراحی میکنند. مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایهبر است که نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزههای پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بینالمللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامهریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حملونقل، سیاستگذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانشآموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشتههای Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک میشوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگترین و مهمترین مصرفکنندگان نیروی انسانی آموزشدیده محسوب میشود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهماننوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود دهها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخشهای مرتبط با مهماننوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیونها نفر خواهد رسید. در چنین شرایطی، کشورهای توسعهیافته نهتنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکردهاند، بلکه سرمایهگذاری گستردهای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام دادهاند؛ زیرا به خوبی میدانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر میگذارد. نکته مهمتر آن است که صنعت هتلداری بزرگترین دریافتکننده سرمایهگذاری در زنجیره گردشگری است. گزارشهای بینالمللی سرمایهگذاری هتل نشان میدهد که حجم سرمایهگذاری در بخش اقامت و هتلها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در صنعت سفر محسوب میشود. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایهگذاری، اشتغال مستقیم، داراییهای فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاهها و ساختارهای سیاستگذاری نمونهای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعهای کماهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب میشود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام میشوند، به مرور سهم آموزشهای مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومیتر و مشترک میدهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارتآموزی و تربیت فارغالتحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایهگذاری و رقابتپذیری بینالمللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمیگذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستانهای تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاههای آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتلها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک خطای بزرگتر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایهبر با یک حوزه سیاستگذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیمگیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامهریزی کنند. آینده هتلهای کشور با سرمایهگذاری در ساختمانها ساخته نمیشود؛ با سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته میشود. ✍️ مهدی حسینی
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
تصور کنید ساعت ۶ صبح است و شما هنوز به هتل نرسیدهاید، اما سیستم هوشمند شما در حال کار است. یکی از آسانسورها صدای غیرعادی دارد، نسان متوجه نمیشود، اما حسگرها میفهمند. قبل از اینکه خرابی رخ دهد و مهمانان در راهرو منتظر بمانند، تیم نگهداری هشدار دریافت میکند و قطعه یدکی را سفارش میدهد. در همین حال، سیستم انرژی متوجه میشود که طبقه سوم خالی است و روشنایی راهروها را کاهش میدهد، ۳۵٪ صرفهجویی در برق، بدون اینکه کسی حتی متوجه شود. ساعت ۸ صبح، مهمانی از درب ورودی وارد میشود. سیستم او را میشناسد، میداند که بار قبل اتاق طبقه بالا با نمای دریا را انتخاب کرده بود، و این بار هم همان را آماده کرده است. دمای اتاق از قبل روی ۲۲ درجه تنظیم شده، و لیست رستورانهای مورد علاقهاش روی تبلت اتاق منتظر اوست. این دیگر رویا نیست، این واقعیت هتلهایی است که از امروز شروع به رقابت کردهاند و شما اگر الان شروع نکنید، دارید عقب میمانید. مطالعهای تحت عنوان «تأثیر هوشمندسازی بر کارآمدی هتلهای پنجستاره جنوب ایران» از دانشگاه شیراز، در دوره سیزدهم ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران در دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد و به این سوال اساسی پاسخ داد: وقتی یک هتل پنجستاره تصمیم میگیرد هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، رباتیک و سیستمهای خودکار را وارد کار کند، واقعاً چه اتفاقی میافتد؟ محققان با مدیران و بهرهبرداران تمامی هتلهای پنجستاره در استانهای جنوب ایران مصاحبه کردند و از روش آمیخته کیفی-کمی استفاده کردند تا بفهمند کدام بخشهای هتل بیشترین منفعت را میبرند و مدیران چگونه باید شروع کنند. نتیجه تحقیق شگفتانگیز بود و برخلاف تصور رایج که فکر میکنیم هوشمندسازی فقط برای راحتی مهمان است، محققان نشان دادند که بیشترین تأثیر هوشمندسازی روی فرایندهای مدیریتی است نه عملیاتی. چرا این مهم است؟ چون هوشمندسازی ابتدا شیوه تصمیمگیری، برنامهریزی، کنترل و هماهنگی را تغییر میدهد. وقتی مدیریت هتل دادهمحور، دقیقتر و سریعتر شود، اثر آن مثل موج به سمت عملیات و تجربه مهمان سرازیر میشود. مدیران دیگر بر اساس حدس تصمیم نمیگیرند، دادههای لحظهای دارند. برنامهریزی دقیقتر میشود، کنترل کیفیت خودکارتر میشود، و هماهنگی بین بخشها روانتر میشود. مثلاً سیستم هوشمند به شما میگوید که هفته آینده رزروها ۴۰٪ بیشتر از این هفته است و شما میتوانید از قبل نیروی کار را تنظیم کنید، موجودی غذا را افزایش دهید، و از شلوغی غیرمنتظره جلوگیری کنید. این تحول در لایه مدیریتی سپس به لایه پشتیبانی منتقل میشود! منابع انسانی بهتر استخدام و آموزش میدهند، امور مالی دقیقتر هزینهها را کنترل میکند، نگهداری خرابیها را قبل از بروز پیشبینی میکند، و تدارکات هوشمندانه و بهموقع خرید میکند. حسگرهای سیستم تهویه مطبوع متوجه میشوند که فیلتر یکی از دستگاهها دارد مسدود میشود و قبل از اینکه مهمانی شکایت کند، تیم تعمیرات آن را تعویض میکند. در نهایت، این موج به لایه عملیاتی میرسد! پذیرش سریعتر میشود، چکاین و چکاوت بدون صف انجام میشود، اتاقها شخصیسازی میشوند، رستوران بهصورت هوشمند سفارش میگیرد، و نظافت بر اساس زمان خروج مهمانان برنامهریزی میشود. مهمان دیگر نیازی ندارد منتظر پذیرش بماند—با اپلیکیشن موبایل کلید دیجیتال اتاق را دریافت میکند و مستقیم به اتاق میرود. این تحقیق نشان داد که هوشمندسازی نه یک لوکس، بلکه یک ضرورت رقابتی است و هتلهایی که امروز شروع میکنند، فردا رهبران بازار خواهند بود. جمعبندی این مطالعه یک پیام صریح دارد: هوشمندسازی یک تجمل نیست، یک ضرورت رقابتی است. هتلهای پنجستارهای که فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و رباتیک را بهصورت یکپارچه در عملیات، پشتیبانی و مدیریت خود به کار گرفتهاند، هم بهرهوری را بالا بردهاند، هم هزینهها را مهار کردهاند، هم تجربه مهمان را بهبود بخشیدهاند و هم سودآوری بیشتری به دست آوردهاند. دنیای هتلداری دیگر مانند یک دهه پیش نیست؛ مهمانان امروز خدمات سریع، شخصی و بیدردسر میخواهند و رقبا در حال سرمایهگذاری بر همین فناوریها هستند. پرسش دیگر این نیست که «آیا باید؟»، بلکه این است که «از کجا شروع کنیم؟» و پاسخ، همانطور که پژوهش نشان داد، ساده است: از اتاق مدیریت؛ از همان جایی که استراتژی شکل میگیرد، برنامه طراحی میشود و آینده هتل شما رقم میخورد. منبع:اعظم صفرآبادی؛ سینا ظفریان؛ معصومه محرر: ژورنال مطالعات اجتماعی گردشگری ایران، دوره ۱۳، دانشگاه فردوسی مشهد، بهار ۱۴۰۴.
ایجاد شده: 7/تیر/1405 آخرین ویرایش: 7/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
در دنیای پرآشوب امروز، ثبات اقتصادی و سیاسی دیگر یک امر بدیهی نیست. این ناآرامیها، بهویژه در صنعت پویای گردشگری، چالشهای منحصر به فردی را برای هتلها و آژانسهای مسافرتی ایجاد میکند. با این حال، همین چالشها فرصتهایی برای نوآوری، تابآوری و تمایز را نیز فراهم میکنند. با اتخاذ رویکردهای استراتژیک و هوشمندانه، میتوان نه تنها از این دوران پر فراز و نشیب عبور کرد، بلکه جایگاه خود را در بازار تقویت نمود. بازنگری در استراتژیهای قیمتگذاری و انعطافپذیری در زمان عدم قطعیت، مشتریان به دنبال ارزش و اطمینان بیشتری هستند. ارائه بستههای قیمتی منعطف، امکان کنسلی رایگان (تا حد امکان)، و تخفیفهای هوشمندانه در زمانهای کمتقاضا میتواند جذابیت خدمات شما را دوچندان کند. در نظر گرفتن پکیجهای ترکیبی که شامل اقامت، گشت و انتقال میشود، با قیمتگذاری رقابتی، میتواند به مشتریان احساس امنیت و صرفهجویی بدهد. همچنین، استفاده از مدلهای قیمتگذاری پویا که به سرعت به تغییرات بازار واکنش نشان میدهند، حیاتی است. تنوعبخشی به بازار هدف و مقاصد تکیه بر یک بازار خاص یا یک مقصد جغرافیایی، ریسک بالایی دارد. در شرایط کنونی، گسترش دامنه فعالیت به بازارهای بینالمللی جدید (با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و اقتصادی) و همچنین تمرکز بر مقاصد داخلی کمتر شناخته شده اما با پتانسیل بالا، میتواند سبد ریسک شما را متعادل کند. شناسایی و جذب گردشگران داخلی که به دلیل محدودیتهای سفر خارجی، به دنبال تجربههای جدید در کشور خود هستند، یک فرصت طلایی است. تقویت کانالهای ارتباطی و اعتمادسازی شفافیت و ارتباط مستمر با مشتریان، کلید عبور از بحران است. در زمان عدم قطعیت، مشتریان بیش از پیش به دنبال اطلاعات دقیق و بهروز هستند. استفاده فعال از رسانههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ هدفمند، و وبسایت بهروز شده برای اطلاعرسانی درباره وضعیت ایمنی، پروتکلهای بهداشتی، و هرگونه تغییر در برنامهها، ضروری است. ایجاد حس اطمینان و امنیت از طریق ارائه اطلاعات صادقانه و پاسخگویی سریع به سوالات، روابط بلندمدت با مشتریان را تضمین میکند. نوآوری در خدمات و تجربه مشتری شرایط بحرانی، فرصتی برای خلاقیت است. ارائه تجربیات منحصر به فرد و شخصیسازی شده که فراتر از خدمات استاندارد هتلداری یا تورگردانی باشد، میتواند شما را از رقبا متمایز کند. این میتواند شامل تورهای خصوصی با تمرکز بر تجربیات فرهنگی عمیق، کارگاههای آموزشی، یا حتی استفاده از فناوری برای ارائه تجربههای مجازی قبل از سفر باشد. تمرکز بر "تجربه" به جای صرفاً "خدمت"، در ذهن مشتری ماندگارتر خواهد بود. مدیریت ریسک و تابآوری عملیاتی ایجاد برنامههای اضطراری برای سناریوهای مختلف (مانند تغییرات ناگهانی در مقررات سفر، اختلالات حمل و نقل، یا بحرانهای بهداشتی) امری حیاتی است. این شامل داشتن روابط قوی با تامینکنندگان متنوع، انعطافپذیری در برنامهریزی پرسنل، و آمادگی برای تغییر سریع در عملیات است. سرمایهگذاری در آموزش پرسنل برای مواجهه با شرایط غیرمنتظره و توانمندسازی آنها برای اتخاذ تصمیمات سریع، تابآوری سازمان را افزایش میدهد. همکاری و شبکهسازی استراتژیک در این دوران، همکاری میتواند به معنای بقا باشد. ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر کسبوکارهای گردشگری (مانند رستورانها، فروشگاههای صنایع دستی، یا شرکتهای حمل و نقل) برای ارائه بستههای جذابتر و تقسیم منابع، میتواند مفید باشد. همچنین، مشارکت فعال در انجمنهای صنفی و تبادل تجربیات با همکاران، راهنماییهای ارزشمندی را در شرایط دشوار ارائه میدهد. در نهایت، عبور از دوران عدم قطعیت، نیازمند دیدگاهی بلندمدت، انعطافپذیری، و تمرکز بر ایجاد ارزش واقعی برای مشتری است. مدیرانی که قادرند با خلاقیت و هوشمندی، چالشها را به فرصت تبدیل کنند، نه تنها در این دوران دوام خواهند آورد، بلکه به پیشگامان صنعت گردشگری آینده تبدیل خواهند شد. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ وزیر امور خارجه ایتالیا اعلام کرد سفارت این کشور در تهران از روز جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ (۱۹ ژوئن ۲۰۲۶) فعالیت خود را از سر خواهد گرفت. بر اساس اظهارات رسمی آنتونیو تاجانی، سفیر ایتالیا به همراه دیپلماتها و کارکنان سفارت به تهران بازمیگردند و خدمات این نمایندگی مجدداً آغاز خواهد شد. ایتالیا پیشتر به دلیل شرایط امنیتی، فعالیت سفارت خود در تهران را به حالت تعلیق درآورده و بخشی از کارکنان را به خارج از ایران منتقل کرده بود. اکنون با تصمیم جدید دولت ایتالیا، این سفارت بار دیگر به چرخه فعالیت بازمیگردد. بازگشایی سفارت ایتالیا میتواند نشانهای مثبت برای ازسرگیری تدریجی خدمات کنسولی و روندهای مرتبط با ویزا برای متقاضیان ایرانی باشد. با این حال، تاکنون جزئیاتی درباره نحوه ارائه خدمات و زمانبندی کامل فعالیتهای کنسولی منتشر نشده است.
ایجاد شده: 29/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1405 اخبار داخلی
در سالهای اخیر، تلاشهای متعددی برای رتبهبندی برندهای هتلداری لوکس جهان بر اساس تعداد ستارهها یا جایگاه در یک هرم سلسلهمراتبی صورت گرفته است؛ رویکردی که همواره با بحثها و اختلافنظرهای فراوان میان توسعهدهندگان، مشاوران، سرمایهگذاران و مدیران صنعت مهماننوازی همراه بوده است. با این حال، کارشناسان معتقدند اکوسیستم پیچیده برندهای لوکس هتلداری را نمیتوان تنها با معیارهای سنتی مانند چهار و پنج ستاره تا فوقلوکس تبیین کرد. در همین راستا، مفهومی جدید با عنوان درخت برندهای لوکس هتلداری (Luxury Hospitality Brand Tree) ارائه شده که به جای رتبهبندی خطی برندها، بر جایگاهسازی، هویت و نوع ارزشآفرینی هر برند تمرکز دارد. این مدل برندهای مطرح جهانی را در چهار گروه اصلی دستهبندی میکند: ۱. لوکس بزرگمقیاس (Grand Luxury): برندهایی که تجربه لوکس را در مقیاس وسیع، با امکانات گسترده و ظرفیتهای بالا ارائه میکنند. ۲. لوکس مدرن (Modern Luxury): برندهایی که تلفیقی از ارزش اقتصادی، فناوری، خدمات نوین و سبک زندگی معاصر را در اختیار مهمانان قرار میدهند. ۳. لوکس پرستیژ (Prestige Luxury): برندهایی که اعتبار، جایگاه اجتماعی و خدمات ممتاز را به عنوان مزیت رقابتی خود تعریف کردهاند. ۴. لوکس تجربی (Experiential Luxury): برندهایی که بر خلق تجربههای منحصربهفرد، ارتباطات عاطفی و سفرهای تحولآفرین برای مهمانان تمرکز دارند. بر اساس این مدل، بخش لوکس تجربی خود به چند شاخه تخصصیتر تقسیم میشود که شامل سبک زندگی (Lifestyle)، سلامت و تندرستی (Wellness)، اقامتگاههای منحصربهفرد و سفارشی (Bespoke) و تجربههای متمایز (Distinct) است. در این رویکرد، ارزش برند نه در تعداد ستارهها، بلکه در توانایی آن برای خلق تجربهای متفاوت و پاسخگویی به نیازهای خاص بازار تعریف میشود. تصویر منتشرشده از این مدل، برندهای برجستهای همچون Aman، Rosewood، Ritz-Carlton Reserve، Belmond، Peninsula، Conrad، Park Hyatt، Grand Hyatt و دهها برند معتبر دیگر را در شاخههای مختلف این درخت جای داده است. موضوعی که نشان میدهد موفقیت یک برند لزوماً به سطح لوکس بودن آن وابسته نیست، بلکه به میزان تطابق آن با نیازهای بازار هدف و استراتژی توسعه بستگی دارد. کارشناسان صنعت مهماننوازی معتقدند این مدل میتواند برای سرمایهگذاران، توسعهدهندگان هتل و مدیران برندها ابزاری کاربردی برای انتخاب صحیح برند و طراحی پروژههای آینده باشد؛ چرا که در بازار امروز، تمایز و تخصصگرایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و انتخاب برند مناسب میتواند عامل تعیینکننده موفقیت یک پروژه هتلی باشد. ✍️ "دلارام آریایی پناه" خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا
ایجاد شده: 28/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 28/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: 26/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش فلای نیوز ؛ نخستین پرواز مستقیم مسیر استانبول–رشت عصر امروز با حضور استاندار گیلان، مدیران فرودگاهی و جمعی از مسئولان استانی در فرودگاه بینالمللی رشت به زمین نشست. این پرواز که در راستای توسعه ارتباطات هوایی، گردشگری و اقتصادی استان گیلان راهاندازی شده است، از این پس بهصورت هفتگی در مسیر رشت–استانبول و بالعکس انجام خواهد شد.
ایجاد شده: 21/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 21/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز ؛ " محمد جاسمپور " موسس خانه بومیان کیش گفت : همزمان با روز صنایعدستی، بر ضرورت احیا و حمایت از هنرها و مهارتهای سنتی جزیره کیش به عنوان بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی این منطقه تأکید شد. وی افزود : صنایعدستی بومی کیش از جمله حصیربافی، لنجسازی، تلیدوزی و هنرهای تزیینی لباسهای محلی، میراثی ارزشمند هستند که حفظ و توسعه آنها نیازمند حمایت و برنامهریزی مستمر است. او ادامه داد : صنایعدستی میتواند در کنار موسیقی، آیینها و غذاهای محلی به یکی از ظرفیتهای مهم گردشگری فرهنگی کیش تبدیل شده و تجربهای متفاوت از فرهنگ بومی جزیره را برای گردشگران رقم بزند. جاسم پور با بیان اینکه گردشگران امروز علاوه بر جاذبههای طبیعی و مراکز خرید، به دنبال آشنایی با فرهنگ، سبک زندگی و هویت واقعی مقاصد گردشگری هستند که صنایعدستی نقش مهمی در این زمینه ایفا میکند افزود : بسیاری از هنرها و مهارتهای سنتی کیش به دلیل پیشینه تاریخی و ویژگیهای منحصربهفرد، قابلیت ثبت ملی و حتی ثبت جهانی را دارند. موسس خانه بومیان کیش در پایان گفت : توسعه صنایعدستی علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، زمینه اشتغالزایی بومیان، توانمندسازی زنان محلی و رونق اقتصادی مناطق بومینشین جزیره را فراهم میکند.
ایجاد شده: 21/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 21/خرداد/1405 اخبار داخلی
در صنعت هتلداری همواره درباره تجربه مهمان، کیفیت خدمات و رضایت مشتری صحبت میشود، اما کمتر به جایگاه مدیرکل هتل پرداخته میشود؛ فردی که میان انتظارات مالکان و خواستههای کارکنان قرار گرفته و باید تعادلی پایدار میان این دو ایجاد کند. مدیرکل هتل در دنیای امروز با دو نگاه متفاوت مواجه است؛ از یک سو مالکان سنتی که بر انضباط، سلسلهمراتب و مدیریت قاطع تأکید دارند و از سوی دیگر نسل جدید کارکنان که خواهان اعتماد، مشارکت و احترام متقابل هستند. بسیاری از مالکان هتلها کسبوکار خود را با تلاش شخصی، ریسکپذیری و عبور از بحرانهای متعدد بنا کردهاند؛ به همین دلیل موفقیت را در مدیریت سختگیرانه، کنترل مستمر و تمرکز بر نتایج میبینند. در مقابل، نیروی کار امروز دیگر مانند نسلهای گذشته نیست. کارکنان جوان به دنبال محیطی هستند که در آن اهداف شفاف باشد، استقلال عمل داشته باشند و احساس کنند نظرات و تواناییهایشان مورد توجه قرار میگیرد. در چنین شرایطی، مدیرکل به «مدیر ساندویچی» تبدیل میشود؛ فردی که باید هم اعتماد مالک را حفظ کند و هم انگیزه و وفاداری کارکنان را افزایش دهد. یکی از مهمترین وظایف مدیرکل، ایفای نقش مترجم میان دو جهان متفاوت است؛ ترجمه خواستههای مالک به زبانی که برای کارکنان قابل پذیرش باشد و انتقال دغدغههای تیم به شکلی حرفهای و مؤثر به مالکان. موفقیت مدیرکل در این مسیر وابسته به توانایی او در ایجاد اعتماد دوطرفه است؛ اعتمادی که بتواند همزمان نتایج مالی مطلوب و رضایت نیروی انسانی را به همراه داشته باشد. برای مدیریت مؤثر مالکان، مدیرانکل باید با زبان دادهها و عملکرد سخن بگویند. ارائه آمارهای مرتبط با حفظ کارکنان، رضایت مهمانان، کیفیت خدمات و هزینههای ناشی از ترک خدمت نیروها، میتواند تأثیر قابل توجهی در تغییر نگرشها داشته باشد. در ارتباط با کارکنان نیز شفافیت، مشارکت در تعیین اهداف، حمایت از توسعه حرفهای و احترام به جایگاه افراد، از مهمترین عوامل ایجاد تعهد و انگیزه در تیمهای عملیاتی محسوب میشود. یکی از بزرگترین خطرات این جایگاه، فراموش شدن خود مدیرکل در میان فشارهای دوطرفه است. رهبران موفق کسانی هستند که ضمن حفظ انعطافپذیری، به ارزشها، اصول و سبک رهبری خود پایبند بمانند. صنعت هتلداری در حال تجربه تحولی بنیادین است و نسل جدید کارکنان دیگر با فرهنگ مدیریتی مبتنی بر ترس و اطاعت صرف ارتباط برقرار نمیکند. هتلهایی که در سالهای آینده موفق خواهند بود، مجموعههایی هستند که به مدیران خود اعتماد میکنند، فرهنگ رهبری حرفهای را توسعه میدهند و محیطی ایجاد میکنند که در آن هم کارکنان و هم مالکان احساس رضایت و موفقیت داشته باشند. توانایی ایجاد تعادل میان انتظارات مالک و نیازهای تیم، امروز به یکی از ارزشمندترین مهارتهای رهبری در صنعت هتلداری تبدیل شده است؛ مهارتی که آینده هتلهای موفق را رقم خواهد زد. ✍🏻 "هانلی چیو" عضو مؤسسه بینالمللی مدیریت هتلداری مالزی؛
ایجاد شده: 17/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 17/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
گردشگری ایران روزهای سختی را پشت سر میگذارد؛ روزهایی که دیگر نمیتوان آنها را یک رکود مقطعی یا یک چالش گذرا نامید. آنچه امروز بر پیکره صنعت گردشگری کشور سایه افکنده، به بحرانی مزمن تبدیل شده است؛ بحرانی که در دو سال اخیر نهتنها نشانهای از بهبود نداشته، بلکه در بسیاری از بخشها عمیقتر و پیچیدهتر شده است. صنعت گردشگری ذاتاً صنعتی حساس به امنیت، ثبات اقتصادی، روابط بینالملل، زیرساختهای ارتباطی و اعتماد عمومی است. هرگونه تنش سیاسی، نوسان اقتصادی، محدودیت در ارتباطات بینالمللی و یا کاهش قدرت خرید مردم، مستقیماً بر میزان سفر و تقاضای گردشگری اثر میگذارد. امروز متأسفانه تقریباً تمامی این عوامل بهصورت همزمان گریبانگیر گردشگری ایران شدهاند. گزارشهای مختلف نیز از کاهش نرخ اشغال هتلها و تداوم مشکلات جذب گردشگران خارجی حکایت دارند. در سالهای گذشته فعالان این صنعت بارها هشدار دادند که گردشگری بدون برنامهریزی بلندمدت، حمایت هدفمند و دیپلماسی فعال گردشگری نمیتواند مسیر توسعه را طی کند. اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که بسیاری از کسبوکارهای گردشگری تنها برای بقا تلاش میکنند؛ نه برای توسعه و نه حتی برای سودآوری. هتلداران، دفاتر خدمات مسافرتی، راهنمایان گردشگری، فعالان حملونقل، مراکز پذیرایی و هزاران شغل وابسته به گردشگری، تحت فشار هزینههای فزاینده و کاهش تقاضا قرار گرفتهاند. در حالی که هزینههای انرژی، بیمه، مالیات، حقوق و نگهداری تأسیسات روزبهروز افزایش مییابد، درآمد فعالان این حوزه متناسب با آن رشد نکرده و در بسیاری موارد کاهش یافته است. از سوی دیگر، تصویر ایران در بازارهای بینالمللی گردشگری نیز با چالشهای متعددی مواجه است. در دنیای رقابتی امروز، کشورها میلیاردها دلار برای بازاریابی و برندینگ گردشگری هزینه میکنند، اما ایران با وجود برخورداری از میراث فرهنگی بینظیر، تنوع اقلیمی کمنظیر، تمدن کهن و مهماننوازی مثالزدنی مردم خود، هنوز نتوانسته سهم شایستهای از بازار جهانی گردشگری کسب کند. استان یزد بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور نیز از این شرایط مستثنی نیست. شهری که با ثبت جهانی بافت تاریخی خود در یونسکو، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری منطقه را دارد، امروز با کاهش سفرها، افت اقامت و نگرانی فعالان بخش خصوصی روبهرو است. سرمایهگذاران این حوزه نیازمند امید، ثبات و چشمانداز روشن هستند؛ مؤلفههایی که بدون حمایت جدی و سیاستگذاری منسجم فراهم نخواهد شد. باید بپذیریم که درمان این درد مزمن، با اقدامات مقطعی و شعارهای تکراری ممکن نیست. گردشگری ایران نیازمند یک نقشه راه ملی، نگاه فرابخشی، تسهیل فضای کسبوکار، توسعه زیرساختها، تقویت بازاریابی بینالمللی و حمایت واقعی از بخش خصوصی است. همچنین ضروری است که تمامی دستگاههای مرتبط، گردشگری را نه یک فعالیت جانبی، بلکه یک فرصت راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغالزایی و افزایش تعاملات فرهنگی کشور بدانند. امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای بزرگ و اقدامات مؤثر نیاز داریم. اگر برای نجات گردشگری ایران چارهای اندیشیده نشود، فردا ممکن است با از دست رفتن بخش مهمی از سرمایهگذاریها، نیروی انسانی متخصص و فرصتهای اقتصادی این صنعت مواجه شویم. گردشگری ایران هنوز ظرفیت برخاستن دارد؛ اما این برخاستن نیازمند ارادهای ملی، برنامهای علمی و عزمی فراتر از وعدههاست. ✍🏻 امیر ناصر طباطبایی - رئیس جامعه هتلداران استان یزد
ایجاد شده: 10/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ "نیکولا کوپن" مدیر بخش غذا و نوشیدنی هتل The Lana Dubai در مصاحبه ای اختصاصی گفت : صنعت هتلداری لوکس در خاورمیانه دچار یک تحول بنیادین شده است؛ امروزه هویت و اصالت یک هتل بیش از آنکه بر معماری خیرهکننده استوار باشد، در قاب تجربههای منحصربهفرد روی میز غذا شکل میگیرد. وی افزود : هتل لانا دبی با اتخاذ رویکردی جسورانه، به جای راهاندازی تدریجی، ۱۰ مجموعه غذایی و نوشیدنی را بهطور همزمان افتتاح کرد؛ استراتژی حسابشدهای که هدف آن تعریف دقیق هویت برند، پیش از ورود نخستین مهمانان بود. او ادامه داد : هسته اصلی این مدل مدیریتی، خلق یک «اکوسیستم آشپزی» است؛ ساختاری زنده و یکپارچه که در آن آشپزخانه، سرویس، تأمینکنندگان، تیم اجرایی و مهمان، همگی حلقههای متصل یک زنجیره واحد هستند. " کوپن " در ادامه با بیان اینکه در این الگوی نوین، تمرکز بر منابع انسانی اولویت اول است؛ انجام بیش از ۱۵۰۰ مصاحبه شغلی پیش از افتتاح، با هدف جذب نیروهایی فراتر از مهارت فنی و دارای روحیه کارآفرینانه صورت گرفت تا استانداردهای خدمات از دل فرهنگ سازمانی بجوشد گفنت : تعریف لوکس بودن در عصر جدید از تجمل افراطی به سمت «اصالت، ارتباط و تجربه» تغییر مسیر داده است؛ پدیدهای که باعث شده هر یک از فضاهای غذایی هتل بدون سقوط در دام کلیشهها، شخصیت مستقل خود را حفظ کنند. وی فت : توجه به «انرژی فضا» و عنصر صمیمیت، مزیت رقابتی این ساختار است؛ در بازاری که غرق در ابعاد و شکوه ظاهری است، فضاهای کوچکتر اما پرانرژی و پویا، جذابیت و موفقیت تجاری بیشتری نسبت به سالنهای عظیم و بیروح خلق میکنند. او اشاره کرد : در بازار فوقرقابتی دبی، حفظ استعدادها صرفاً با ابزار مالی امکانپذیر نیست؛ حضور پابه پای مدیران، ترسیم مسیر شفاف پیشرفت شغلی و ایجاد حس ارزشمندی، ارکان اصلی ماندگاری نیروها بهشمار میروند. مدیر بخش غذا و نوشیدنی هتل The Lana Dubai در پایان گفت : پایداری یک تجربه متمایز در ذهن مهمان، فراتر از طعم غذا، به کیفیت احساسی وابسته است؛ چرا که مهمانان همواره به جایی بازمیگردند که در آن چیزی را عمیقاً احساس کرده باشند.
ایجاد شده: 2/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 2/خرداد/1405 اخبار داخلی