شورای تحریریه ایتنا اظهارنظر اخیر یکی از مسئولان سازمان آتشنشانی تهران مبنی بر اینکه از میان ۲۱۷ هتل تهران، تنها ۴ هتل از ایمنی کامل برخوردارند، ادعایی بسیار سنگین و نگرانکننده است؛ ادعایی که اگر قرار است در فضای عمومی مطرح شود، انتظار میرود همراه با مستندات دقیق، معیارهای ارزیابی، نحوه بازرسی و تعریف مشخص از «ایمنی» باشد. بیتردید، ایمنی اماکن اقامتی موضوعی حیاتی و غیرقابل اغماض است و هیچ فعال مسئول صنعت گردشگری با اصل نظارت و رعایت استانداردهای ایمنی مخالفتی ندارد. اما تفاوت بزرگی میان مطالبه ایمنی و طرح اعداد و ادعاهایی وجود دارد که میتواند اعتبار یک صنعت و سرمایهگذاران آن را در افکار عمومی تحت تأثیر قرار دهد. هتلها، برخلاف تصور برخی، مجموعههایی رهاشده و بدون متولی و نظارت نیستند. صنعت هتلداری تحت نظارت دستگاههای تخصصی حوزه گردشگری قرار دارد و ادارهکل نظارت و ارزیابی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی تدوین ضوابط، ارزیابی و درجهبندی تأسیسات گردشگری است. هتلها برای دریافت و تمدید مجوز فعالیت، ملزم به رعایت مجموعهای از ضوابط و استانداردهای تعیینشده هستند و فرآیندهای نظارتی مختلفی بر عملکرد آنها اعمال میشود. بنابراین اگر ادعا میشود از ۲۱۷ هتل تهران تنها ۴ هتل از نظر ایمنی قابل قبول هستند، این پرسش کاملاً طبیعی است که: ✅ این ارزیابی دقیقاً بر اساس چه شاخصهایی انجام شده است؟ ✅ چه تعداد هتل مورد بازرسی قرار گرفتهاند؟ ✅ «ایمنی کامل» چگونه تعریف شده است؟ ✅ آیا این ارزیابی با مراجع تخصصی و متولی صنعت گردشگری هماهنگ شده است؟ ✅ و آیا برای سایر هتلها اخطار، مهلت اصلاح یا فرآیند قانونی مشخصی تعیین شده است؟ این پرسشها برای مقابله با نظارت مطرح نمیشوند؛ بلکه برای شفافیت، صیانت از حقوق مردم و جلوگیری از ایجاد تصویر نادرست از صنعت هتلداری ضروریاند. هتلداران در شرایط عادی هم با دشواریهای جدی مواجهاند باید واقعیت اقتصادی هتلها را نیز دید. هتلداری صنعتی سرمایهبر، پرهزینه و دارای هزینههای ثابت بسیار بالاست. حقوق و دستمزد نیروی انسانی، نگهداری تأسیسات، تجهیزات ایمنی، آسانسورها، سیستمهای برق و مکانیک، تعمیرات، استهلاک، انرژی، مالیات و دهها هزینه دیگر، بخش قابل توجهی از منابع مالی هتلها را مصرف میکند. این وضعیت در شرایط فعلی اقتصاد کشور، رکود شدید بازار گردشگری و تبعات ناشی از جنگ و ناامنیهای منطقهای، فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. در چنین شرایطی، انتشار ادعاهایی که میتواند یکباره اعتبار بخش بزرگی از هتلهای تهران را زیر سؤال ببرد، نهتنها کمکی به ارتقای ایمنی نمیکند، بلکه میتواند به کاهش اعتماد مسافران، تشدید رکود، کاهش ضریب اشغال، فرار سرمایه و افزایش فشار بر مجموعههایی منجر شود که برای حفظ و ادامه فعالیت خود با دشواریهای جدی دستوپنجه نرم میکنند. اگر ایرادی در یک هتل وجود دارد، راهکار حرفهای آن اعلام دقیق ایراد، ابلاغ رسمی، تعیین مهلت اصلاح و پیگیری اجرای الزامات قانونی است؛ نه آنکه با یک عدد کلی، تصویری نگرانکننده از کل صنعت هتلداری تهران در رسانهها ارائه شود. نقد ما به اصل نظارت نیست؛ به شیوه بیان و پیامدهای آن است جامعه هتلداران قطعاً باید از هرگونه بازرسی تخصصی و قانونی که با هدف واقعی ارتقای ایمنی انجام میشود استقبال کند. هتلدار نیز بیش از هرکس دیگری میداند که امنیت مهمانان، کارکنان و سرمایه مجموعه، اولویت نخست است. اما نظارت باید ضابطهمند، شفاف، مستند، هماهنگ میان دستگاههای متولی و به دور از ایجاد التهاب رسانهای باشد. هتلداران انتظار ندارند از آنها چشمپوشی شود؛ انتظار دارند با آنها منصفانه رفتار شود. در سالهایی که صنعت هتلداری برای بقا، حفظ اشتغال و نگهداری سرمایههای موجود تلاش میکند، دستگاههای اجرایی و نظارتی میتوانند بهجای ایجاد فضای بیاعتمادی، نقش سازندهتری ایفا کنند؛ یعنی مشکلات را شناسایی، مسیر اصلاح را روشن و برای رفع نواقص، راهکار عملی ارائه کنند. ضرورت واکنش حرفهای جامعه هتلداران به نظر میرسد جامعه هتلداران ایران و جامعه هتلداران تهران باید نسبت به چنین اظهارنظرهایی واکنشی جدی، اما کاملاً حرفهای و مستند داشته باشند. این واکنش نباید به معنای مخالفت با ایمنی یا نظارت تلقی شود؛ بلکه باید مطالبهای روشن برای ارائه مستندات، شفافسازی معیارهای ارزیابی و تفکیک میان «نقص قابل اصلاح» و «ناایمن بودن یک هتل» باشد. همچنین شایسته است دستگاههای مختلف، حدود صلاحیت و مسئولیت قانونی خود را در قبال تأسیسات گردشگری رعایت کنند و از تبدیل موضوعات تخصصی به ابزارهای رسانهای که میتواند موجب بیثباتی و آسیب به کسبوکارها شود، پرهیز کنند. صنعت هتلداری برای اقتصاد کشور، اشتغال، گردشگری و حفظ زیرساختهای اقامتی یک سرمایه ملی است. این صنعت بیش از آنکه نیازمند اتهام و التهاب باشد، به ثبات، اعتماد، حمایت و نظارت حرفهای نیاز دارد. اگر واقعاً تنها ۴ هتل از ۲۱۷ هتل تهران ایمن هستند، باید مستندات این ادعا بهصورت شفاف منتشر شود؛ و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، شایسته است از بیان اعداد و عباراتی که میتواند اعتبار صدها فعال اقتصادی و هزاران نیروی شاغل در این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، پرهیز شود. ایمنی را باید جدی گرفت؛ اما اعتبار یک صنعت را نیز نمیتوان با یک جمله رسانهای زیر سؤال برد.
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حملونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهمترین عرصههای تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخصترین میدانهای تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نهتنها بهعنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته میشود، بلکه نمونهای کمنظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میرود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربهفرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهههای اخیر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصههای تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخشهای تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نهتنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال میشود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا میدهد؛ تجربهای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب میشود. در ایران نیز طی سالهای گذشته، میدان نقش جهان بهتدریج به سمت تقویت رویکرد پیادهمداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلتها از عرصه میدان، یکی از مهمترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سالها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهمترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حملونقل محدود نمیشود، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره فلسفه پیادهراه، نحوه مدیریت عرصههای ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح میکند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان بهعنوان یکی از شیوههای حملونقل پاک شناخته میشوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آنها تابع ضوابط سختگیرانهای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصههای تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمیتوان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدتپور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانشآموخته دکترای مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در گفتوگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشتهای امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکلگیری خود فضایی انعطافپذیر بوده، اما انعطافپذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیینهای رسمی، رژههای نظامی، جشنهای حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچیک از این کاربریها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیتها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشتهاند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیتها متوقف میشد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان بهعنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بیضابطه شدن فضا نبود. هیچگاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیتهای ممکن باشد. همانگونه که نمیتوان انتظار داشت همه برنامههای ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدتپور با اشاره به حذف موتورسیکلتها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاههای مسئول، تردد موتورسیکلتها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیادهمدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغههایی که پیشتر درباره موتورسیکلتها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور میکنند چون اسکوتر وسیلهای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیادهراه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار میرود؛ جایی که میان توسعه شیوههای نوین حملونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز بهعنوان الگوی پیادهراهسازی شناخته میشوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبهرو شد، اما افزایش تصادفها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخشهای تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحبنظران شناختهشده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفتوگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیدههایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافتهاند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگیهای خاص آن، مسائل ایمنی جدیتری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمیآیند که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر بروند، بلکه میآیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشمانداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیادهروی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابهجایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همانگونه که درشکههای میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت میکنند، درباره سایر شیوههای جابهجایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیمگیری شود. نمیتوان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام میشود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن میگوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابانها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک میکند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصههای تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربریهای جدید باشند، تلاش میکنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه میکند. او معتقد است مهمترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانوادهها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفتوگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش میشود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرامتر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ میشود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا میکند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب میشود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاهها برمیآید، مخالفت با فناوری یا حملونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیادهراه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاهها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفتوگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیشتر پیمودهاند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ نسل Z به عنوان نسل جدید مسافران، تجربههای شخصیتر، آرامتر و معنادارتری را جستوجو میکنند و برای این سبک تازه، فرهنگ لغات مخصوص خودشان را دارند. واژه Dry Tripping: کنار گذاشتن شبزندهداری و شلوغی به نفع طبیعت، کتاب، پیادهروی و آرامش. واژه Anti-Itinerary Trip: سفر بدون برنامهریزی دقیق؛ جایی که مسیر، خودش مقصد را مشخص میکند. واژه Side-Questing: جایگزین کردن یک تعطیلات بزرگ با چند ماجراجویی کوچک در طول سال. واژه Menty B Travel: سفری که بیشتر شبیه دکمه «ریست» برای ذهن و انرژی است تا یک تعطیلات معمولی. واژه Why-cation: انتخاب سفر براساس یک احساس، نیاز یا حالوهوای درونی، نه صرفاً نام یک مقصد. واژه Local Lore Hunting: کشف روایتهای روزمره شهرها از طریق بازارها، کافهها و پاتوقهای محلی. واژه Mirror Trip: طراحی سفر بر اساس شخصیت، علایق و سبک زندگی فردی، نه فهرستهای رایج گردشگری. واژه De-influenced Travel: فاصله گرفتن از مقاصد ترندشده و انتخاب مکانهایی با تجربهای شخصیتر. واژه Canon Event: آن لحظه غیرمنتظرهای که سالها بعد هنوز از آن تعریف میکنید. واژه Room Rotting: سفری که در آن استراحت، اقامت و لذت بردن از فضای هتل یا اقامتگاه، خودِ برنامه اصلی است. واژه Micro-cation: یک استراحت کوتاه ۲۴ تا ۷۲ ساعته برای فرار موقت از روزمرگی. شاید مهمترین تفاوت میان نسل جدید و نسل های گذشته این باشد که برای نسل جدید، سفر کمتر درباره "رسیدن" و بیشتر درباره "تجربه کردن" است.
ایجاد شده: 20/تیر/1405 آخرین ویرایش: 20/تیر/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز ؛ رئیس کمیسیون گردشگری اتاق ایران گفت : گ ردشگری سلامت نیازمند عبور از مدل سنتی جذب بیمار و حرکت به سمت سرمایهگذاریهای مشترک، توسعه همکاریهای بینالمللی و تقویت زنجیره خدمات پزشکی در کشورهای هدف است. سید مصطفی موسوی با بیان اینکه اعزام هیئتهای تخصصی، راهاندازی کلینیکهای مشترک، انجام ویزیتهای اولیه در کشورهای مبدأ و توسعه صادرات تجهیزات پزشکی از مهمترین محورهای راهبرد جدید این کمیسیون اعلام شد افزود عراق بهعنوان یکی از مهمترین بازارهای گردشگری سلامت ایران، در اولویت برنامههای توسعهای قرار دارد و حضور هدفمند و پایدار در این بازار مورد تأکید قرار گرفت. او تاکید کرد : توسعه گردشگری سلامت مستلزم برنامهریزی منسجم، همافزایی میان اتاقهای بازرگانی و بهرهگیری از ظرفیت علمی و پزشکی ایران برای تقویت جایگاه کشور در بازارهای منطقهای عنوان شد.
ایجاد شده: 10/تیر/1405 آخرین ویرایش: 10/تیر/1405 اخبار داخلی
در سالهای اخیر، تلاشهای متعددی برای رتبهبندی برندهای هتلداری لوکس جهان بر اساس تعداد ستارهها یا جایگاه در یک هرم سلسلهمراتبی صورت گرفته است؛ رویکردی که همواره با بحثها و اختلافنظرهای فراوان میان توسعهدهندگان، مشاوران، سرمایهگذاران و مدیران صنعت مهماننوازی همراه بوده است. با این حال، کارشناسان معتقدند اکوسیستم پیچیده برندهای لوکس هتلداری را نمیتوان تنها با معیارهای سنتی مانند چهار و پنج ستاره تا فوقلوکس تبیین کرد. در همین راستا، مفهومی جدید با عنوان درخت برندهای لوکس هتلداری (Luxury Hospitality Brand Tree) ارائه شده که به جای رتبهبندی خطی برندها، بر جایگاهسازی، هویت و نوع ارزشآفرینی هر برند تمرکز دارد. این مدل برندهای مطرح جهانی را در چهار گروه اصلی دستهبندی میکند: ۱. لوکس بزرگمقیاس (Grand Luxury): برندهایی که تجربه لوکس را در مقیاس وسیع، با امکانات گسترده و ظرفیتهای بالا ارائه میکنند. ۲. لوکس مدرن (Modern Luxury): برندهایی که تلفیقی از ارزش اقتصادی، فناوری، خدمات نوین و سبک زندگی معاصر را در اختیار مهمانان قرار میدهند. ۳. لوکس پرستیژ (Prestige Luxury): برندهایی که اعتبار، جایگاه اجتماعی و خدمات ممتاز را به عنوان مزیت رقابتی خود تعریف کردهاند. ۴. لوکس تجربی (Experiential Luxury): برندهایی که بر خلق تجربههای منحصربهفرد، ارتباطات عاطفی و سفرهای تحولآفرین برای مهمانان تمرکز دارند. بر اساس این مدل، بخش لوکس تجربی خود به چند شاخه تخصصیتر تقسیم میشود که شامل سبک زندگی (Lifestyle)، سلامت و تندرستی (Wellness)، اقامتگاههای منحصربهفرد و سفارشی (Bespoke) و تجربههای متمایز (Distinct) است. در این رویکرد، ارزش برند نه در تعداد ستارهها، بلکه در توانایی آن برای خلق تجربهای متفاوت و پاسخگویی به نیازهای خاص بازار تعریف میشود. تصویر منتشرشده از این مدل، برندهای برجستهای همچون Aman، Rosewood، Ritz-Carlton Reserve، Belmond، Peninsula، Conrad، Park Hyatt، Grand Hyatt و دهها برند معتبر دیگر را در شاخههای مختلف این درخت جای داده است. موضوعی که نشان میدهد موفقیت یک برند لزوماً به سطح لوکس بودن آن وابسته نیست، بلکه به میزان تطابق آن با نیازهای بازار هدف و استراتژی توسعه بستگی دارد. کارشناسان صنعت مهماننوازی معتقدند این مدل میتواند برای سرمایهگذاران، توسعهدهندگان هتل و مدیران برندها ابزاری کاربردی برای انتخاب صحیح برند و طراحی پروژههای آینده باشد؛ چرا که در بازار امروز، تمایز و تخصصگرایی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و انتخاب برند مناسب میتواند عامل تعیینکننده موفقیت یک پروژه هتلی باشد. ✍️ "دلارام آریایی پناه" خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا
ایجاد شده: 28/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 28/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: 26/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هورکا نیوز ؛ شرکت KFC بهجای روشهای معمول بازاریابی مانند معرفی یک محصول جدید، انتشار پوستر یا بیانیه خبری، برای رونمایی از منوی گیاهی خود رویکردی کاملاً متفاوت را انتخاب کرد. این برند یک رستوران در آستانه تعطیلی را انتخاب کرده و آن را بهطور کامل تخریب و بازطراحی کرد تا تجربهای کاملاً تازه و غیرمنتظره خلق کند؛ تجربهای که هیچ شباهتی به هویت همیشگی KFC نداشت. هدف این کمپین، نه صرفاً معرفی یک غذای جدید، بلکه ایجاد یک نقطه گفتوگو در بازار بود؛ جایی که KFC حتی حاضر شد نماد اصلی برند خود یعنی تمرکز بر مرغ سوخاری را کنار بگذارد تا نشان دهد منوی گیاهیاش شایسته توجه جدی است. به این ترتیب، این اقدام بیش از آنکه یک تغییر منو باشد، یک حرکت جسورانه در بازاریابی تجربهمحور و بازتعریف هویت برند محسوب میشود.
ایجاد شده: 2/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 2/خرداد/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز ؛ "نیکولا کوپن" مدیر بخش غذا و نوشیدنی هتل The Lana Dubai در مصاحبه ای اختصاصی گفت : صنعت هتلداری لوکس در خاورمیانه دچار یک تحول بنیادین شده است؛ امروزه هویت و اصالت یک هتل بیش از آنکه بر معماری خیرهکننده استوار باشد، در قاب تجربههای منحصربهفرد روی میز غذا شکل میگیرد. وی افزود : هتل لانا دبی با اتخاذ رویکردی جسورانه، به جای راهاندازی تدریجی، ۱۰ مجموعه غذایی و نوشیدنی را بهطور همزمان افتتاح کرد؛ استراتژی حسابشدهای که هدف آن تعریف دقیق هویت برند، پیش از ورود نخستین مهمانان بود. او ادامه داد : هسته اصلی این مدل مدیریتی، خلق یک «اکوسیستم آشپزی» است؛ ساختاری زنده و یکپارچه که در آن آشپزخانه، سرویس، تأمینکنندگان، تیم اجرایی و مهمان، همگی حلقههای متصل یک زنجیره واحد هستند. " کوپن " در ادامه با بیان اینکه در این الگوی نوین، تمرکز بر منابع انسانی اولویت اول است؛ انجام بیش از ۱۵۰۰ مصاحبه شغلی پیش از افتتاح، با هدف جذب نیروهایی فراتر از مهارت فنی و دارای روحیه کارآفرینانه صورت گرفت تا استانداردهای خدمات از دل فرهنگ سازمانی بجوشد گفنت : تعریف لوکس بودن در عصر جدید از تجمل افراطی به سمت «اصالت، ارتباط و تجربه» تغییر مسیر داده است؛ پدیدهای که باعث شده هر یک از فضاهای غذایی هتل بدون سقوط در دام کلیشهها، شخصیت مستقل خود را حفظ کنند. وی فت : توجه به «انرژی فضا» و عنصر صمیمیت، مزیت رقابتی این ساختار است؛ در بازاری که غرق در ابعاد و شکوه ظاهری است، فضاهای کوچکتر اما پرانرژی و پویا، جذابیت و موفقیت تجاری بیشتری نسبت به سالنهای عظیم و بیروح خلق میکنند. او اشاره کرد : در بازار فوقرقابتی دبی، حفظ استعدادها صرفاً با ابزار مالی امکانپذیر نیست؛ حضور پابه پای مدیران، ترسیم مسیر شفاف پیشرفت شغلی و ایجاد حس ارزشمندی، ارکان اصلی ماندگاری نیروها بهشمار میروند. مدیر بخش غذا و نوشیدنی هتل The Lana Dubai در پایان گفت : پایداری یک تجربه متمایز در ذهن مهمان، فراتر از طعم غذا، به کیفیت احساسی وابسته است؛ چرا که مهمانان همواره به جایی بازمیگردند که در آن چیزی را عمیقاً احساس کرده باشند.
ایجاد شده: 2/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 2/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز، احمد ساعیان، مدیرعامل گروه هتلهای هما، با تأکید بر ضرورت بازتعریف این برند قدیمی، احیا و ارتقای برند همراه با افزایش کیفیت خدمات و توسعه در شهرهای هدف را اولویت اصلی خود اعلام کرد. ساعیان ۴۷ ساله و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد هتلداری از سوئیس و انگلستان، معتقد است که با حمایت هلدینگ هگتا میتوان با بازسازی زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری سهم بیشتری از بازار گردشگری کشور کسب کرد. بازسازی همزمان ۱۳ پروژه در هتلهای هما مدیرعامل گروه هتلهای هما در تشریح وضعیت پروژههای بازسازی و نوسازی هتلهای هما در شهرهای مختلف، فهرستی از ۱۳ طرح در حال اجرا را به شرح زیر اعلام کرد: ۱. مقاومسازی هتل هما بندرعباس ۲. بازسازی اتاقهای فرسوده در هتل هما بندرعباس ۳. بازسازی ۲ باب اتاق به صورت نمونه در هتل هما خیام مشهد ۴. پروژه اتمام سالن کنفرانس و اجلاس هتل هما احمدآباد ۵. تکمیل مجموعه آبی هتل هما احمدآباد ۶. بازسازی و نوسازی اتاقهای فرسوده در هتل هما شیراز ۷. افزایش ظرفیت کافیشاپ در شیراز ۸. بازسازی آشپزخانه هتل هما تهران ۹. بازسازی رستوران گلستان (رستوران اصلی) هتل هما تهران و بازگشت آن به چرخه خدمات ۱۰. پروژه احیای نما هتل هما تهران ۱۱. پروژه تکمیل مدرسه هتلداری ۱۲. پروژه تعویض چیلر در هتل هما شیراز ۱۳. بهروزرسانی ناوگان حملونقل هتل هما تهران توسعه شعب جدید در شمال و جنوبغرب کشور ساعیان با اشاره به برنامه توسعه شعب جدید گفت: گروه هتلهای هما همیشه از پروژههای جدید استقبال کرده و در حال حاضر اضافه کردن یک هتل در شمال و یک هتل در جنوبغرب کشور را به صورت همزمان پیش میبرد. توسعه خدمات هتلداری در سواحل زیبای خلیجفارس نیز در راستای رونق گردشگری و با توجه به سبقه این گروه، یکی از اهداف توسعه است. هما؛ برندی قدیمی، معتبر و دوستداشتنی مدیرعامل گروه هتلهای هما در ارزیابی جایگاه این برند در صنعت هتلداری ایران گفت: «هما» در صنعت هتلداری ایران برندی قدیمی، معتبر و حتی میتوان گفت دوستداشتنی، محبوب و خاطرهانگیز است. از نظر کلیت خدمات هتلی، هتلهای هما کاملاً همتراز هتلهای زنجیرهای معتبر جهان هستند؛ بهویژه در حوزه ارائه خدمات، نحوه مهمانداری و تعامل با میهمان که در بسیاری موارد برابر یا حتی برتر ارزیابی میشود. با این حال، در بخش تجهیزات و زیرساختهای فیزیکی، فاصلهای اندک با استانداردهای روز جهانی مشاهده میشود. مدرسه هتلداری هما و دیجیتالیسازی خدمات ساعیان در پاسخ به پرسشی درباره ارتقای مهارت کارکنان گفت: برای این منظور مدرسه هتلداری هما تأسیس شده که به صورت مرتب اقدام به برگزاری دورههای آموزشی برای بهروز نگه داشتن کارکنان و مدیریت این گروه میکند. همچنین، اخیراً سیستم رزرو آنلاین هتل پس از سالها تلاش راهاندازی شده است و در حال توسعه راهکارهای هوشمند برای خلق تجربیات ماندگار برای مهمانان هستیم. حضور فعال در اسکان آسیبدیدگان جنگ مدیرعامل گروه هتلهای هما با اشاره به نقش این گروه در شرایط بحرانی گفت: گروه هتلهای هما به عنوان اولین پیشگام در صنعت هتلداری، داوطلبانه پیشنهاد میزبانی از آسیبدیدگان جنگ تحمیلی را مطرح و اجرایی نمود. در حال حاضر، بخش قابل توجهی از هتل هما تهران و همچنین بخشی از هتل هما بندرعباس به این گروه اختصاص یافته است و ضمن ارائه خدمات اقامتی، خدمات حمایتی در کنار خدمات پزشکی و پیراپزشکی به این عزیزان ارائه میگردد. ساعیان در پایان تأکید کرد: هتلهای هما متعلق به مردم است و همیشه در غمها، شادیها، بحرانها و سایر اتفاقات کنار مردم بوده است و درب این هتل بر روی مردم عزیز وطن همیشه باز است.
ایجاد شده: 29/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 29/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها