به گزارش فلای نیوز؛ نشست تخصصی «از جت خصوصی تا مقصد ممتاز» با هدف بررسی تأثیر هوانوردی تجاری در توسعه گردشگری لوکس برگزار میشود. این نشست در دومین سمپوزیوم بازار گردشگری کشورهای عضو اکو برگزار خواهد شد. در این رویداد، ظرفیت پروازهای اختصاصی برای ارائه تجربههای سفر شخصیسازیشده بررسی میشود. همچنین، ایجاد فرصتهای همکاری میان کشورهای عضو اکو و پیوند خدمات هوانوردی خصوصی با صنعت هتلداری لوکس از دیگر محورهای این نشست است. محمدسعید شرفی، مدیر شرکت خدمات هوایی سامان و بنیانگذار سامان پلاتینیوم، سخنران اصلی این نشست خواهد بود. همچنین، کارگاههای ویژهای در حوزه صنعت هوانوردی با همکاری سامانایر در حاشیه این رویداد برگزار میشود. زمان برگزاری این نشست در تاریخ سهشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۵، از ساعت ۱۷ تا ۱۹ خواهد بود. مکان برگزاری این رویداد سالن ابنسینا در مرکز همایشهای بینالمللی کیش است.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی فلای نیوز؛ خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به تاثیرات جنگ بر صنعت هوانوردی در منطقه اشاره کرده است. حملات موشکی به فرودگاه ریاض در ماه اکتبر، بحران این صنعت را تشدید کرده است. بر اساس آمار شرکت تحلیل هوانوردی «سیریوم»، از تاریخ ۱۰ تا ۲۷ اکتبر، ۹۴ درصد از پروازهای خروجی فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض لغو شده است. این آمار نشاندهنده وضعیت بحرانی در صنعت هوانوردی کشورهای حاشیه خلیج فارس است. بلومبرگ همچنین به دههها جنگ و درگیری در غرب آسیا پرداخته است. این گزارش بیان میکند که کشورهای حاشیه خلیج فارس با وجود تنشهای منطقهای، تلاش کردهاند صنعت هوانوردی خود را به نمادی از ثبات تبدیل کنند. موقعیت جغرافیایی این کشورهای به عنوان مراکز مهم جابهجایی مسافران بین اروپا و آسیا شناخته میشود. اما جنگهای اخیر، این وضعیت را دستخوش تغییر کرده و فرودگاهها و شرکتهای هواپیمایی را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار خارجی
به گزارش تور نیوز؛ سازمان هواشناسی به دلیل فعالیت سامانه بارشی، هشدار نارنجی برای چهار استان صادر کرد. این استانها شامل لرستان، ایلام، غرب چهار محال و بختیاری و شمال خوزستان هستند. در این مناطق، آبگرفتگی معابر و جاری شدن سیلاب پیشبینی میشود. همچنین طغیان رودخانههای فصلی محتمل است. به همین دلیل، مردم از حاشیه و بستر رودخانهها و مسیلها فاصله بگیرند. علاوه بر این، سازمان هواشناسی برای استانهای همدان، مرکزی، قم، تهران و ارتفاعات البرز مرکزی، افزایش ابر و رگبار و رعد و برق پیشبینی کرده است. همچنین برای استانهای ساحلی خزر بارش پراکنده در نظر گرفته شده است.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ حجتاله عباسیان، معاون گردشگری و سرمایهگذاری لرستان، در حاشیه رویداد مهر شیراز موفق به دریافت عنوان معاون برتر کشور شد. این تقدیر در نشست وزیر میراثفرهنگی و معاونان سرمایهگذاری استانها انجام گرفت. نشست مذکور با هدف بررسی چالشها و مسائل سرمایهگذاری گردشگری برگزار شد. در این نشست، پنلهای تخصصی با حضور مدیران ستادی وزارتخانه به بررسی مشکلات این حوزه پرداختند. در پایان این رویداد، شالبافیان، رئیس مرکز سرمایهگذاری وزارت میراثفرهنگی، از حجتاله عباسیان برای کسب این عنوان تقدیر کرد.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 22/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایهگذاریها در کلانشهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیتهایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ ظرفیتهایی که در صورت بهرهبرداری صحیح، میتوانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهمترین این فرصتهاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیینهای محلی، صنایعدستی و سبک زندگی اصیل، سرمایههای ارزشمندی هستند که میتوانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه بهتنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیتهای بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل میشود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیرهای از فرصتهای اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران میتواند به رونق اقامتگاههای بومی، رستورانها، حملونقل، صنایعدستی و فروش محصولات محلی بیانجامد و درآمد را در بخشهای مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از کسبوکارهای محلی، میتواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آیندهای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفهای مقصد و مشارکت مردم محلی امکانپذیر نیست. همچنین حفاظت از محیطزیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاههای متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیتهای هر منطقه را شناسایی و برای بهرهبرداری از آنها برنامهریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، ساماندهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، میتواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایهگذاریهای عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیتها و مدیریت صحیح آنها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشتههای آنها نیاز دارد. گردشگری راهحلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامهریزی، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، میتواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصتهای توسعه بازمیگرداند.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 22/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم | مهدی حسینی وقتی قرار است برای «تعالی» در صنعت گردشگری جایزه بدهیم، بد نیست یکبار هم خودِ جایزه را در معرض ارزیابی قرار دهیم؛ چراکه اعتبار یک جایزه، نه با تعداد تندیسها و نه با تعداد مدیران حاضر در مراسم، بلکه با اعتبار فرایند ارزیابی، استقلال داوری و اعتماد ذینفعان ساخته میشود. سومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد؛ رویدادی که با حضور مدیران ارشد حوزه گردشگری، دانشگاه، جهاد دانشگاهی و فعالان صنعت، تلاش دارد الگویی برای سنجش و ارتقای عملکرد بنگاههای گردشگری ارائه کند. اصل چنین اقدامی ارزشمند است، اما هر جایزهای که عنوان «ملی» و «تعالی» را با خود حمل میکند، باید بیش از یک مراسم اهدای لوح و تندیس باشد. یکی از پرسشهای اساسی درباره این جایزه، دقیقاً از همینجا آغاز میشود: چه کسی آن را تصویب کرده، چه نهادی آن را تأیید میکند، چارچوب حقوقی و حرفهای آن چیست، چه کسانی داوری میکنند و معیار استقلال آنها چیست؟ همچنین ساختار مالی جایزه، هزینه ثبتنام و نحوه مصرف منابع آن باید برای شرکتکنندگان و افکار عمومی روشن باشد. طرح این پرسشها به معنای متهم کردن برگزارکنندگان به تخلف نیست؛ برعکس، شفافیت میتواند اعتبار جایزه را افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر مدل جایزه از الگوهایی مانند EFQM الهام گرفته شده است، باید توجه داشت که تعالی صرفاً مجموعهای از معیارها یا یک فرم ارزیابی نیست. در مدلهای معتبر، ارزیابی، امتیازدهی، بررسی مستندات، ارزیابی میدانی، ارائه بازخورد و امکان بهبود، بخش جداییناپذیر فرایند است. در چنین نظامی، «تندیس» نتیجه فرایند ارزیابی است، نه هدف اصلی آن. مسئله دیگر، مرز میان «جایزه»، «ارزیابی» و «اعتباربخشی» است. اگر قرار است یک جایزه، ملی و مرجع تلقی شود، باید مشخص باشد چه جایگاهی در نظام رسمی گردشگری کشور دارد و چه تفاوتی با رتبهبندیها، درجهبندیهای قانونی و گواهیهای حرفهای دارد. «ملی» بودن یک عنوان، بهخودیخود اعتبار حقوقی یا حرفهای ایجاد نمیکند؛ این اعتبار باید از حکمرانی شفاف، روش ارزیابی معتبر و پذیرش صنعت حاصل شود. در مراسم اخیر نیز برخی اتفاقات حاشیهای، از جمله طرح موضوع دبیرخانه دائمی و اعطای برخی عناوین و تقدیرها، اهمیت این پرسش را بیشتر کرد که اساساً چه نهادی باید متولی سیاستگذاری، نظارت و داوری چنین جایزهای باشد. دبیرخانه دائمی اگر قرار است شکل بگیرد، نباید صرفاً دفتر دائمی برگزاری مراسم باشد؛ باید مغز حرفهای یک نظام مستمر ارزیابی و تعالی باشد. پیشنهاد میشود دوره بعد، پیش از هر چیز «منشور حکمرانی جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری» تدوین و منتشر شود؛ منشوری که در آن مالکیت و متولی جایزه، ترکیب و اختیارات هیئت سیاستگذاری، شرایط داوران، قواعد تعارض منافع، روش امتیازدهی، نحوه اعتراض، ساختار مالی و گزارش شفاف سالانه مشخص باشد. همچنین دریافت جایزه منوط به عبور از حد نصابهای روشن باشد و هر شرکتکننده الزاماً به دریافت تندیس یا عنوان منجر نشود. این جایزه میتواند به یک رویداد معتبر و اثرگذار در صنعت گردشگری تبدیل شود؛ اما برای رسیدن به آن نقطه، شاید مهمترین گام این باشد که پیش از ارزیابی تعالی دیگران، یکبار خودِ «جایزه تعالی گردشگری» را ارزیابی کنیم. چنین نگاهی نه مخالفت با جایزه، بلکه دفاع از آینده و اعتبار آن است.
ایجاد شده: 15/مهر/1405 آخرین ویرایش: 15/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 به قلم ؛ مهدی حسینی 📌 مانیفست هتلداری نوین ایران هر عصری، هتلداری متناسب با خودش را میسازد. هتلی که چند دهه پیش موفق بود، الزاماً برای مهمان امروز موفق نیست و مدیری که در گذشته بهترین شیوه اداره یک هتل را میدانست، الزاماً پاسخ همه پرسشهای امروز را ندارد. تعریف ما از مهمان، خدمت، کارکنان، رقابت و حتی خود «هتل» در حال تغییر است. هتلداری ایران نیز از این تغییر مستثنی نیست. تغییر نسل مدیران و کارکنان، ورود سرمایههای تازه، دسترسی گسترده به دانش جهانی، ظهور فناوریهای جدید، تغییر رفتار مسافر و ورود هوش مصنوعی، نشانههای تغییراتی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. این دوره شاید هنوز به بلوغ نرسیده باشد، اما نشانههای آن در صنعت دیده میشود. هتلداری نوین ایران، نفی گذشته نیست؛ عبور آگاهانه از گذشته برای ساختن آینده است. نسلهای پیشین، تجربه، دانش و فرهنگ مهماننوازی را بنا کردهاند و این میراث باید حفظ شود؛ اما گذشته نباید سقف آینده باشد. در هتلداری نوین، سابقه بهتنهایی معیار شایستگی نیست. دانش، توانایی یادگیری، خلاقیت، نتیجه و آمادگی برای تغییر نیز اهمیت دارند. نسل جدید باید فرصت داشته باشد که ایده بدهد، تصمیم بگیرد، تجربه کند و در ساختن آینده صنعت سهم داشته باشد. مدیر هتل آینده نیز صرفاً مدیر عملیات نیست. او باید بتواند انسان، فناوری، داده، برند، تجربه مهمان و اقتصاد کسبوکار را در کنار یکدیگر ببیند. در چنین نگاهی، یادگیری دیگر یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از حرفه هتلداری است. فناوری نیز قرار نیست جای مهماننوازی را بگیرد؛ باید آن را قدرتمندتر کند. هوش مصنوعی، داده و اتوماسیون میتوانند بسیاری از کارهای تکراری را کاهش دهند و به مدیران و کارکنان فرصت دهند تا بر چیزی تمرکز کنند که هنوز مهمترین سرمایه هتل است: انسان و تجربه او. هتل هوشمند، الزاماً هتلی نیست که فناوری بیشتری داشته باشد؛ هتلی است که هوشمندانهتر تصمیم میگیرد. در این میان، سرمایه انسانی باید از حاشیه به متن هتلداری بازگردد. کارکنان صرفاً نیروی اجرایی نیستند؛ سازندگان تجربهاند. متخصصان نیز باید بتوانند هویت حرفهای و برند شخصی خود را بسازند. در اقتصاد جدید اعتبار، فقط در عنوان شغلی و سابقه خلاصه نمیشود؛ دانش، محتوا، تجربه و اثرگذاری نیز سرمایه حرفهای هستند. هتلداری نوین همچنین قرار نیست نسخهای کپیشده از هتلداری کشورهای دیگر باشد. باید از جهان آموخت، اما مزیت خود را ساخت. ایران از فرهنگ، تاریخ، معماری، تنوع اقلیمی و سنت مهماننوازی برخوردار است؛ چالش اصلی، ترکیب این سرمایهها با دانش، فناوری و استانداردهای معاصر است. هدف، شبیه شدن به دیگران نیست؛ ساختن یک هتلداری ایرانیِ معاصر، حرفهای و رقابتپذیر است. آینده این صنعت نیز در یک جزیره ساخته نمیشود. دانشگاه، فناوری، سرمایه، رسانه و صنعت باید بیش از گذشته به یکدیگر متصل شوند. دانشگاه باید به صنعت نزدیکتر شود، صنعت باید از دانش روز استفاده کند، سرمایه باید نوآوری را جدی بگیرد و رسانه باید گفتوگوی آیندهنگرانه درباره هتلداری را شکل دهد. از این منظر، «هتلداری نوین ایران» صرفاً یک عنوان نیست؛ یک طرز فکر است. طرز فکری که میپذیرد نمیتوان با ابزارهای دیروز، برای مهمان فردا تجربه ساخت؛ تغییر را تهدید نمیبیند و به جای پرسیدن «چرا نمیشود؟»، میپرسد «چگونه میتوان؟» شاید هنوز برای برخی، صحبت از یک عصر تازه در هتلداری ایران زود یا بلندپروازانه باشد. اما تغییرات بزرگ معمولاً پیش از آنکه به واقعیتی فراگیر تبدیل شوند، ابتدا در نگاه و رفتار گروهی از پیشروان شکل میگیرند. اکنون پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که هتلداری ایران چه مشکلاتی دارد. پرسش این است: هتلداری ایران در دهههای آینده چه باید باشد؟ هتلداری نوین ایران پاسخی برای همین پرسش است؛ دعوتی برای ساختن مدیران تازه، مهارتهای تازه، مدلهای کسبوکار تازه، تجربههای تازه و در نهایت، نگاهی تازه به این صنعت. این مسیر متعلق به یک فرد یا یک مجموعه نیست. متعلق به هرکسی است که به یادگیری، نوآوری، حرفهایگری، توسعه انسان و آینده هتلداری ایران باور دارد. هتلداری نوین ایران قرار نیست منتظر آینده بماند؛ میخواهد در ساختن آن نقش داشته باشد. و شاید سالها بعد، نسل آینده هتلداری ایران درباره امروز بگوید: ما فقط شاهد تغییر هتلداری ایران نبودیم؛ در ساختن آن نقش داشتیم.
ایجاد شده: 8/مهر/1405 آخرین ویرایش: 8/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 الهام کزازی | عضو شورای راهبردی و سیاست گذاران ایتنا هفته گردشگری، فرصتی است برای پاسداشت صنعتی که فراتر از سفر و جابهجایی انسانها، زمینهساز گفتوگو میان فرهنگها، شناخت ملتها از یکدیگر، رونق جوامع محلی و خلق تجربههای ماندگار است. گردشگری امروز در آستانه تحولی بزرگ قرار دارد. فناوریهای دیجیتال و بهویژه هوش مصنوعی، شیوه انتخاب مقصد، برنامهریزی سفر، ارائه خدمات و مدیریت مقاصد گردشگری را با سرعتی چشمگیر دگرگون میکنند. موضوع روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ نیز با عنوان «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» بر همین تحول بنیادین تمرکز دارد. در این میان، آنچه اهمیت دارد این است که فناوری در خدمت انسان و توسعه پایدار قرار گیرد؛ نه این که انسان و جوامع محلی در حاشیه تحول دیجیتال قرار گیرند. هوش مصنوعی میتواند به کسبوکارهای کوچک کمک کند، کیفیت خدمات را ارتقا دهد، مهارتهای جدید ایجاد کند و فرصتهای تازهای برای مقاصد گردشگری پدید آورد؛ اما بهرهمندی از این فرصتها نیازمند دسترسی عادلانه به فناوری، توسعه مهارتهای دیجیتال و مشارکت فعال نیروی انسانی و جوامع محلی است. امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این باور پایبند باشیم که آینده گردشگری، آیندهای هوشمند، فراگیر، پایدار و در عین حال انسانی است. گردشگری زمانی میتواند به رسالت واقعی خود دست یابد که فناوری، فرهنگ را تقویت کند؛ هوش مصنوعی، خلاقیت انسان را گسترش دهد؛ نوآوری به توانمندسازی جوامع محلی بینجامد و توسعه گردشگری، حافظ طبیعت و میراث فرهنگی باشد. در هفته گردشگری، از همه فعالان، مدیران، متخصصان، دانشگاهیان، کارآفرینان، راهنمایان گردشگری، جوامع محلی و تمامی کسانی که در زنجیره ارزش گردشگری تلاش میکنند، به سهم خود قدردانی میکنم و بر ضرورت همدلی، نوآوری، دانشافزایی و همکاری برای ساختن آیندهای روشنتر برای گردشگری تأکید دارم. باشد که گردشگری ایران نیز با تکیه بر ظرفیتهای بینظیر فرهنگی، تاریخی، طبیعی و انسانی خود و با بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، در مسیر توسعهای پایدار، رقابتپذیر، فراگیر و جامعهمحور گام بردارد. امید که هر سفر، فرصتی برای شناخت بیشتر، هر مقصد، بستری برای توسعه، و هر گردشگر، سفیری برای دوستی، احترام و گفتوگوی میان ملتها باشد. هفته گردشگری و روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ را به تمامی خانواده بزرگ گردشگری ایران تبریک میگویم.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 محمدعلی ابوطالبی، مدیرعامل گروه هتلهای پارسیان پنجم مهرماه، روز جهانی گردشگری، فرصتی برای تبریک و قدردانی از همه کسانی است که در مسیر رشد و توسعه این صنعت و خلق تجربهای شایسته برای میهمانان تلاش میکنند؛ صنعتی که در کنار نقش مهم خود در اقتصاد و اشتغال، زمینهساز تعامل میان فرهنگها، معرفی ظرفیتهای کشورها و نزدیکتر شدن ملتها به یکدیگر است. شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶، «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازآفرینی گردشگری»، بر یکی از مهمترین موضوعات پیش روی این صنعت تأکید دارد. فناوریهای نوین و بهویژه هوش مصنوعی، در حال تغییر شیوه برنامهریزی سفر، انتخاب مقصد، ارائه خدمات و ارتباط با میهمانان هستند و بدون تردید، آینده گردشگری نیز بیش از گذشته با تحول دیجیتال پیوند خواهد خورد. این تحول، در کنار فرصتهای فراوان، مسئولیت تازهای نیز برای فعالان صنعت گردشگری ایجاد میکند؛ اینکه از فناوری برای شناخت بهتر نیازهای میهمان، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش بهرهوری و خلق تجربهای متفاوت استفاده کنیم، بدون آنکه جایگاه انسان و ارزشهای انسانی در صنعت میهماننوازی به حاشیه برود. در گروه هتلهای پارسیان نیز حرکت در مسیر تحول دیجیتال و بهرهگیری از ظرفیتهای فناوری و هوش مصنوعی، در کنار تکیه بر دانش، تجربه و توانمندی سرمایه انسانی، میتواند زمینهساز ارائه خدماتی هوشمندتر و متناسبتر با نیازهای امروز و فردای میهمانان باشد. باور ما این است که فناوری زمانی ارزشمند است که در نهایت به کیفیت بهتر، خدمت شایستهتر و رضایت بیشتر میهمان منجر شود. روز جهانی گردشگری را به تمامی فعالان، مدیران، کارشناسان و تلاشگران صنعت گردشگری و هتلداری کشور و بهویژه همکاران گرانقدر گروه هتلهای پارسیان صمیمانه تبریک میگویم و از تلاشهای ارزشمند آنان در مسیر توسعه این صنعت و خدمترسانی شایسته به میهمانان قدردانی میکنم. امیدوارم با تکیه بر سرمایه انسانی توانمند، نگاه نوآورانه و استفاده هوشمندانه از فناوریهای نوین، بتوانیم در مسیر بازآفرینی گردشگری ایران و ساختن آیندهای روشنتر برای این صنعت گام برداریم و همچنان «بهترین را متعلق به میهمان» بدانیم.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ رئیس هیأت نمایندگی مالزی در ایران اعلام کرد که هدف اصلی آنها توسعه روابط گردشگری با ایران است. او تأکید کرد که مالزی با تحریمهایی که سازمان ملل به رسمیت میشناسد، همکاری خواهد کرد. در دیدار رئیسجمهور ایران با انور ابراهیم، نخستوزیر مالزی در حاشیه اجلاس سران بریکس، دو طرف بر گسترش روابط و همکاریها تأکید کردند. این همکاریها شامل حوزههایی مانند حملونقل، گردشگری، و تجارت است. سال گذشته، ۱۹ هزار و ۱۳۴ گردشگر ایرانی به مالزی سفر کردند. این در حالی است که پیش از همهگیری کرونا در سال 2019، این تعداد به حدود ۵۰ هزار نفر میرسید. مالزی اکنون در تلاش است تا بازار گردشگری ایران را بازگرداند. برقراری و استمرار پرواز مستقیم تهران ـ کوالالامپور بهعنوان یک اولویت مهم در این راستا معرفی شده است.
ایجاد شده: 4/مهر/1405 آخرین ویرایش: 4/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 سید محمد رضا حاج سید جوادی | پژوهشگر ارشد و دکتری اقتصاد- مدل سازی هوشمند از دانشگاه دولتی یو پی ام مالزی تحول دیجیتال در صنعت گردشگری و هتلداری در سالهای اخیر به مرحلهای رسیده است که در آن فناوری نهتنها یک ابزار پشتیبان، بلکه یکی از عناصر اصلی مدل کسبوکار به شمار میآید. در مدل سنتی، نگاه بسیاری از هتلها به مشتری عمدتاً از زمان ورود تا خروج مهمان شکل میگرفت؛ اطلاعات مهمان در سامانهٔ رزرو یا پروندهٔ اقامتی ثبت میشد و بهرهگیری از این اطلاعات نیز غالباً به عملیات جاری هتل محدود بود. در چنین ساختاری، داده بهعنوان یک محصول جانبیِ عملیات در نظر گرفته میشد، نه بهعنوان یک دارایی راهبردی. اما گسترش پلتفرمهای دیجیتال رزرو، شبکههای اجتماعی، سامانههای مدیریت هتل، ابزارهای ارتباط مستقیم با مشتری و افزایش تعاملات آنلاین، ساختار بازار اقامت را دگرگون کرده است. مشتری امروز پیش از انتخاب هتل، به مجموعهای گسترده از اطلاعات، قیمتها، تصاویر، نظرها و تجربههای سایر مسافران دسترسی دارد و میتواند گزینههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کند. در چنین شرایطی، هتل دیگر صرفاً با فروش یک اتاق سروکار ندارد، بلکه با رابطهای پیچیده و مستمر در سراسر چرخهٔ سفر مواجه است. در اقتصاد دیجیتال، توانایی سازمان در شناخت مشتری، پیشبینی نیازهای او و خلق تجربهٔ شخصیسازیشده به یکی از مهمترین عوامل موفقیت تبدیل شده است. از این منظر، باشگاه مشتریان میتواند نقشی فراتر از ارائهٔ امتیاز و تخفیف ایفا کند. باشگاه مشتریان هوشمند میتواند نقطهٔ اتصال میان دادهٔ مشتری، تجربهٔ مهمان و درآمد پایدار باشد؛ به این معنا که هوش مصنوعی با پردازش حجم عظیمی از دادههای مشتریان، الگوهای پنهان رفتار آنها را کشف میکند و به هتلها امکان میدهد از بازاریابی انبوه به سمت بازاریابی شخصیسازیشده حرکت کنند. این تحول، باشگاه مشتریان را از یک مرکز هزینه به موتور سودآوری و رشد پایدار تبدیل میکند. ۱- مبانی مفهومی باشگاه مشتریان و وفاداری مشتری باشگاه مشتریان: راهبردی ساختاریافته در بازاریابی است که برای پاداش دادن به مشتریان در ازای خریدهای مکرر و تعاملات مستمر طراحی شده است؛ هدف اصلی آن، ایجاد و تقویت وفاداری مشتری است. این مفهوم در صنعت هتلداری از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با برنامههای سادهٔ امتیازدهی آغاز شد و بهتدریج به اکوسیستمهای پیچیدهٔ دادهمحور تبدیل شده است؛ موتور اصلی این تحول، هوش مصنوعی است. وفاداری مشتری: تعهد عمیق مشتری به خرید دوبارهٔ یک محصول یا خدمت در آینده، با وجود تأثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی رقبا برای تغییر رفتار او. وفاداری دو بعد دارد: • وفاداری رفتاری: تکرار خرید به دلیل عادت، آسودگی یا نبودِ گزینهٔ بهتر؛ این نوع وفاداری شکننده است. • وفاداری نگرشی: پیوند عاطفی و روانی مشتری با برند؛ این نوع وفاداری پایدار و سودآور است و هدف اصلی یک باشگاه مشتریان هوشمند باید ایجاد همین نوع وفاداری باشد. ارزش طول عمر مشتری (CLV): معیاری کلیدی که کل سود خالص پیشبینیشدهٔ یک مشتری در سراسر دورهٔ ارتباط او با کسبوکار را نشان میدهد. هدف اصلی باشگاه مشتریان، بیشینهسازی CLV است. ۲- ارزیابی یک شکاف راهبردی: پارادایم هتلهای سنتی در برابر هتلهای دادهمحور صنعت هتلداری ایران با ظرفیت اقامتی بالایی (از هتلهای زنجیرهای و بینالمللی تا اقامتگاههای بومی) روبهروست؛ بازاری رقابتی، اما کمبهره از ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری. مدلهای سنتی وفاداری که بر پایهٔ جمعآوری امتیاز و ارائهٔ تخفیفهای خطی بنا شده بودند و تنها بر توزیع انفعالی تخفیفهای عمومی استوار بودند، در عصر اقتصاد تجربه و تحول دیجیتال، کارایی خود را کاملاً از دست دادهاند. امروزه وفاداری دیگر یک کارت عضویت ساده نیست، بلکه «اکوسیستم دیجیتال پویایی» است که بر پایهٔ دادههای رفتاری، برای هر مشتری سامانههای ارزشآفرین میآفریند. الگوی غالب رزرو در ایران، استفاده از پلتفرمهای آنلاین داخلی است و همین الگو دادههای ارزشمند مشتری را نزد واسطهها نگه میدارد. در جهان نیز هتلهایی که مستقیماً با مهمان در ارتباط نیستند، در واقع با واگذاری دادههای دستاول، قدرت قیمتگذاری و نبض بازاریابی خود را به واسطههای آنلاین رها کردهاند. تداوم مدلهای سنتی، هتلهای ایرانی را به «تأمینکنندهٔ زیرساخت» برای پلتفرمهای واسطه (OTA) تبدیل کرده است. در این ساختار، دادههای ارزشمند مشتری و بخش بزرگی از حاشیهٔ سود (۱۵ تا ۲۵ درصد کمیسیون) به واسطهها میرسد. این وضعیت، مالکیت تجربهٔ مشتری را از هتل سلب کرده است. هر یک درصد انتقال رزرو از پلتفرمهای واسطه به کانال مستقیم، مستقیماً به حاشیهٔ سود خالص هتل افزوده میشود. راهحل این بحران، فعالسازی موتور هوش مصنوعی در قلب عملیات بازاریابی هتل است. درک دقیق این جایگاه کنونی، سنگبنای ترسیم نقشهٔ راه تحول هوشمند خواهد بود. سطوح چهارگانهٔ بلوغ هوشمندسازی: بیشتر هتلهای ایران در سطحهای ۱ و ۲ متوقف ماندهاند: ۱. سطح ۱ - وفاداری سنتی (مدیریت دستی و کارتهای فیزیکی): ابتداییترین شکل مدیریت مشتری است که در آن هتل عملاً هیچ شناختی از «رفتار» مهمان ندارد و تنها «تکرار خرید» ساده را میبیند. در این سطح، همهچیز بر تجربهٔ شخصیِ مدیریت هتل تکیه دارد و با تغییر مدیر، تمام دانش و شناخت از مشتریان نیز از بین میرود. ۲. سطح ۲ - هتل نرمافزارمحور (اتوماسیون پایه): در این سطح، سامانههای مدیریت هتل (PMS) به کار گرفته میشوند و اطلاعات مهمان ثبت میشود؛ اما تصمیمگیریها همچنان «مدیرمحور» (n) است، نه «دادهمحور». این سطح هنوز «هوشمند» نیست؛ گزارشها ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند، بدون آنکه بتوانند رفتار آیندهٔ مهمان را پیشبینی کنند. ۳. سطح ۳ - هتل دادهمحور (بخشبندی و هدفگیری): در این سطح، اتصال جزیرههای اطلاعاتی PMS، CRM و موتور رزرو برقرار میشود. هتل توانایی بخشبندی رفتاری مییابد، متناسب با نوع مسافر (مسافران کاری در برابر مسافران تفریحی/خانوادگی) واکنش نشان میدهد و ارسال پیشنهادهای متفاوت بر اساس هر بخش را در قالب کمپینهای هدفمند انجام میدهد. ۴. سطح ۴ - هتل هوشمند (بخش تکنفره و وفاداری عاطفی): این سطح، اوج تکامل و شرط «بقا در آینده» است. هوش مصنوعی (AI) با تحلیل حجم عظیم دادهها، مفهوم «بخش تکنفره» را محقق میکند. در این سطح، هتل نهتنها مهمان را میشناسد، بلکه نیاز او را پیشبینی میکند. پژوهشهای صنعتی نشان میدهند برنامههای وفاداری در حال گذار از سامانههای پیچیدهٔ امتیازمحور به اکوسیستمهای تجربهمحور و شخصیسازیشده هستند و هوش مصنوعی در شخصیسازی پاداشها و ارتباطات نقش محوری دارد. ۳- کارکردهای کلیدی هوش مصنوعی: گروهبندی، وفاداری و فعالیت در پلتفرمهای آنلاین هوش مصنوعی با تحلیل دادههای گردآوریشده از اعضای باشگاه، خروجیهای هوشمند تولید میکند که در سه دستهٔ «گروهبندی»، «پیشبینی» و «تحلیل رفتار کانالی» سازماندهی میشوند. هر خروجی در ادامه به یک تصمیم عملیاتی متصل شده است؛ بدون اتصال به تصمیم، خروجی چیزی جز یک گزارش نیست. ۳-۱- گروهبندی هوشمند مشتریان مدلهای سنتی مانند RFM (تازگی، فراوانی، مبلغ) ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند. الگوریتمهای یادگیری ماشین (نظیر خوشهبندی و رتبهبندی) میتوانند مشتریان را بر اساس الگوهای رفتاری پیچیده در گروههای پویاتری طبقهبندی کنند؛ در عمل، بخشهای جمعیتشناختی (سن، درآمد) جای خود را به بخشهای رفتاری میدهند. ۳-۲- پیشبینی وفاداری و ارزش طول عمر مدلهای پیشبینی میتوانند با دقتی بالا تخمین بزنند که کدام مشتریان تازه به اعضای وفادار تبدیل خواهند شد و ارزش آتی آنها چقدر است. این توانایی به هتل امکان میدهد سرمایهگذاری بازاریابی را بر مشتریان با پتانسیل بالا متمرکز کند. دو خروجی کلیدی از این مدل به دست میآید: • امتیاز پتانسیل وفاداری: برای هر عضو تازه، بهمنظور تخصیص «خوشآمدگوییِ» متناسب (مثلاً هدیهٔ در سطح ارتقایافته برای اعضای با پتانسیل بالا). • امتیاز ریسک ریزش: با افق پیشبینی ۹۰ روزه، برای فعالسازی خودکار کمپین نگهداشت. ۳-۳- تحلیل رفتار در OTA و تبدیل به رزرو مستقیم هوش مصنوعی میتواند مشتریانی را که ابتدا هتل را در یک OTA دیدهاند و سپس مستقیماً رزرو کردهاند شناسایی کند. برعکسِ این الگو نیز ارزشمند است: شناسایی کسانی که در OTA قیمتها را مقایسه میکنند و هرگز در هتل شما اقامت نکردهاند، تا کمپینهای جذب با پاداش عضویت برای آنها طراحی شود. ۳-۴- موتور پیشنهاد شخصیسازیشده موتور پیشنهاد، خروجیهای بخشبندی و پیشبینی را به اقدام تبدیل میکند: پیشنهاد خدمات جانبی متناسب با پروفایل هر مشتری در لحظهٔ مناسب؛ مثلاً پیشنهاد رزرو اسپا برای مشتریانی که پیشتر از آن استفاده کردهاند، یا پیشنهاد خدمات پس از اقامت به اعضایی که غیرفعال شدهاند. در اتوماسیون بازاریابی ، پیامکها و پیشنهادهای شخصی بر پایهٔ محرکهای رفتاری بهصورت خودکار ارسال میشوند؛ برای نمونه، ارسال پیشنهاد ویژه یک ماه پیش از سالگرد ازدواج یا تولد مشتری.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها