نتایج جستجو...
زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

✍🏻 سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا در هر مجموعه گردشگری، انتخاب مدیر فقط تصمیمی درباره یک فرد نیست؛ تصمیمی است درباره اینکه چه توانایی‌هایی ارزشمند شمرده می‌شوند، چه کسانی فرصت پیشرفت پیدا می‌کنند و آینده آن مجموعه به دست چه افرادی سپرده می‌شود. اما وقتی صحبت از زنان متخصص گردشگری به میان می‌آید، یک پرسش جدی مطرح می‌شود: آیا داشتن دانش، تجربه و توانایی حرفه‌ای برای رسیدن به جایگاه مدیریت کافی است؟ مدیریت در گردشگری به چیزی فراتر از عنوان شغلی نیاز دارد. شناخت بازار، توانایی تصمیم‌گیری، مدیریت منابع، حل مسئله و پاسخ‌گویی در برابر نتایج، بخشی از شایستگی‌های موردنیاز مدیران این صنعت‌اند. این توانایی‌ها نه به زنان اختصاص دارند و نه در انحصار مردان‌اند؛ باید در عمل شکل بگیرند، سنجیده شوند و فرصت بروز پیدا کنند. بنابراین، بحث درباره حضور زنان در مدیریت، پیش از هر چیز بحث درباره چگونگی شناسایی و ارزیابی استعدادهای حرفه‌ای است. بااین‌حال، استعداد زمانی به فرصت مدیریتی تبدیل می‌شود که مسیر رشد نیز وجود داشته باشد. تجربه‌اندوزی، آموزش، واگذاری مسئولیت‌های متناسب، ارزیابی عملکرد و امکان معرفی برای جایگاه‌های بالاتر، بخشی از این مسیرند. اگر این مراحل روشن نباشند، ممکن است سازمان حتی از وجود برخی استعدادهای خود نیز آگاه نشود. این مسئله مختص زنان نیست؛ اما بررسی آن از منظر زنان متخصص اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کلیشه‌های جنسیتی و انتظارات اجتماعی می‌توانند بر تجربه حرفه‌ای و فرصت‌های پیشرفت آنان تأثیر بگذارند. پژوهش‌های دانشگاهی درباره زنان فعال در گردشگری ایران نیز به موانع اجتماعی و سازمانی پیشرفت حرفه‌ای اشاره کرده‌اند. این مطالعات به‌تنهایی برای تعیین میزان یا گستره این موانع در سراسر صنعت گردشگری کشور کافی نیستند؛ اما نشان می‌دهند که نمی‌توان مسیر شغلی زنان را فقط با تکیه بر تلاش فردی توضیح داد. برای فهم فرصت‌های مدیریتی، باید علاوه بر توانایی افراد، شرایطی را هم بررسی کرد که در آن توانایی‌ها شناسایی و ارزیابی می‌شوند. در اینجا مسئله از یک پرسش فردی فراتر می‌رود: وقتی یک جایگاه مدیریتی خالی می‌شود، نام چه کسانی به ذهن تصمیم‌گیران می‌رسد و این افراد چگونه به فهرست گزینه‌ها راه پیدا کرده‌اند؟ آیا معیارهای انتخاب از قبل روشن‌اند؟ آیا کارکنان مستعد برای پذیرش مسئولیت‌های بالاتر آموزش می‌بینند؟ آیا تجربه و عملکرد حرفه‌ای آن‌ها به‌صورت منظم ارزیابی می‌شود؟ این پرسش‌ها درباره نتیجه یک انتصاب خاص نیستند؛ درباره کیفیت فرایندی‌اند که مدیران آینده را شناسایی می‌کند. شایسته‌گزینی زمانی معنا پیدا می‌کند که معیارها مشخص باشند و امکان ارزیابی آن‌ها وجود داشته باشد. اگر سازمانی دانش تخصصی، تجربه مرتبط، توانایی حل مسئله و عملکرد قابل سنجش را معیار انتخاب مدیر قرار می‌دهد، باید بتواند توضیح دهد که این معیارها چگونه در فرایند انتخاب به کار می‌روند. شفافیت در این زمینه به معنای حذف اختیار مدیریتی نیست؛ به معنای آن است که تصمیم‌ها تا حد امکان بر مبنای معیارهای حرفه‌ای و قابل دفاع گرفته شوند. برای زنان متخصص گردشگری، چنین رویکردی می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. فرصت پیشرفت نباید به این وابسته باشد که فرد تا چه اندازه در شبکه‌های غیررسمی شناخته شده است یا چه کسی نام او را برای مسئولیتی مطرح می‌کند. در مقابل، نباید فرض کرد هر انتصاب غیرشفافی لزوماً نتیجه تبعیض جنسیتی است یا هر زن متخصصی خواهان مدیریت است. مسئله، ایجاد مسیری حرفه‌ای است که در آن توانایی افراد فرصت دیده‌شدن داشته باشد و جنسیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، جایگزین ارزیابی شایستگی نشود. مدیران و سیاست‌گذاران گردشگری می‌توانند این مسیر را با اقداماتی مشخص تقویت کنند: تعریف معیارهای روشن برای انتخاب و ارتقا، فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی برای کارکنان مستعد، ارزیابی منظم عملکرد، ایجاد امکان تجربه‌اندوزی در مسئولیت‌های مدیریتی و بررسی دسترسی زنان و مردان به این فرصت‌ها. ثبت و انتشار اطلاعات معتبر درباره ترکیب نیروی انسانی و مدیریت نیز می‌تواند به ارزیابی دقیق‌تر وضعیت کمک کند؛ البته چنین داده‌هایی زمانی ارزشمندند که روش جمع‌آوری و محدوده آن‌ها روشن باشد. اهمیت این موضوع فقط به فرصت‌های شغلی زنان محدود نمی‌شود. هر سازمانی که نتواند استعدادهای خود را به‌درستی شناسایی کند، ممکن است بخشی از ظرفیت انسانی‌اش را نادیده بگیرد. گردشگری نیز، به‌عنوان صنعتی متکی بر دانش، تجربه، خلاقیت و کیفیت خدمات، به فرایندهایی نیاز دارد که انتخاب و پرورش مدیران را به تصمیمی حرفه‌ای و قابل ارزیابی تبدیل کنند. پرسش این نیست که مدیریت باید سهمیه‌ای برای زنان داشته باشد یا هر زن متخصصی الزاماً مدیر شود. پرسش این است که آیا مسیر رسیدن به مدیریت چنان روشن و حرفه‌ای طراحی شده که زنان توانمند نیز بتوانند فرصت واقعی برای ورود به آن داشته باشند؟ اگر گردشگری ایران برای آینده خود به مدیران شایسته نیاز دارد، باید از همین امروز درباره چگونگی شناسایی، پرورش و انتخاب آنان جدی‌تر فکر کند. زیرا هیچ صنعتی نمی‌تواند از همه ظرفیت‌های انسانی خود بهره ببرد، اگر بخشی از این ظرفیت‌ها فرصت کافی برای دیده‌شدن و آزموده‌شدن پیدا نکنند.

ایجاد شده: امروز       آخرین ویرایش: امروز     مقالات و یادداشت ها
تفاوت هتلداری با مهمان نوازی ؛
هتلداری با مهمان‌نوازی یکی نیست

تفاوت هتلداری با مهمان نوازی ؛ هتلداری با مهمان‌نوازی یکی نیست

✍🏻 به قلم مهدی حسینی یکی از خطاهای رایج در ادبیات گردشگری و خدمات در ایران، استفاده از «هتلداری»، «مهمان‌نوازی» و Hospitality به‌عنوان واژه‌هایی هم‌معناست. این درهم‌آمیختگی صرفاً یک مسئله زبانی نیست؛ بلکه حاصل تفکیک نکردن یک مفهوم فرهنگی از یک حوزه اقتصادی و یک رشته تخصصی است. مهمان نوازی Hospitality در معنای لغوی، به رابطه میان میزبان و مهمان و نحوه پذیرش و پذیرایی از او اشاره دارد. «مهمان‌نوازی» در فارسی نیز دقیقاً به همین لایه معنایی نزدیک است: رفتار، منش و کیفیت مواجهه با مهمان. از این منظر، Hospitality و «مهمان‌نوازی» را می‌توان معادل یکدیگر دانست. اما Hospitality در زبان تخصصی کسب‌وکار معنای دیگری نیز پیدا کرده است. این واژه نام حوزه‌ای اقتصادی است که فعالیت‌هایی چون اقامت، غذا و نوشیدنی، رویداد، تفریح و سایر خدمات مبتنی بر تجربه مهمان را دربرمی‌گیرد. در این کاربرد، ترجمه Hospitality به «مهمان‌نوازی» اگرچه از نظر لغوی قابل فهم است، اما از نظر مفهومی ناقص است؛ زیرا «مهمان‌نوازی» در فارسی نام یک صنعت نیست. همین‌جا مرز میان Hospitality و هتلداری روشن می‌شود. مدیریت هتل (Hotel Management) ناظر بر مدیریت و بهره‌برداری از هتل و واحدهای اقامتی است؛ از عملیات اتاق و پذیرش تا درآمد، فروش، بازاریابی، غذا و نوشیدنی و مدیریت تجربه مهمان. Hospitality Management دامنه وسیع‌تری دارد و هتل تنها یکی از بخش‌های آن محسوب می‌شود. رستوران‌ها، مراکز تفریحی، رویدادها و طیفی از کسب‌وکارهای خدماتی نیز در این حوزه قرار می‌گیرند. در نتیجه، نسبت این دو را نمی‌توان معکوس کرد: هتلداری بخشی از Hospitality است، نه مترادف آن. از سوی دیگر، «مهمان‌نوازی» حتی از این مرزبندی صنعتی نیز فراتر می‌رود. مهمان‌نوازی لزوماً تجاری نیست. پذیرایی از یک مهمان در خانه، رفتاری مهمان‌نوازانه است، اما فعالیتی در صنعت Hospitality محسوب نمی‌شود. بنابراین «مهمان‌نوازی» را باید یک مفهوم رفتاری و فرهنگی دانست که می‌تواند در هتل، رستوران، هواپیما، رویداد، خانه یا هر موقعیت دیگری تحقق پیدا کند. این نکته درباره «مهمانداری» نیز اهمیت دارد. Flight Attendant، مدیر رستوران، مدیر هتل و برگزارکننده رویداد ممکن است همگی در تجربه مهمان نقش داشته باشند، اما این اشتراک، آنها را صاحب یک حرفه واحد نمی‌کند. «مهمانداری» نیز با «هتلداری» مترادف نیست و هر دو را نمی‌توان بدون واسطه معادل Hospitality دانست. مسئله ترجمه نیز از همین‌جا پیچیده می‌شود. برای Hospitality در معنای رفتاری، «مهمان‌نوازی» ترجمه‌ای دقیق و طبیعی است؛ اما برای Hospitality Industry یا Hospitality Management، این معادل به تنهایی پاسخ‌گو نیست. حتی در واژه‌گزینی رسمی فارسی، برای Hospitality Trade اصطلاح «تجارت مهمان‌یاری» به کار رفته است؛ تمایزی که نشان می‌دهد «مهمان‌نوازی» و فعالیت اقتصادی سازمان‌یافته حول مهمان، الزاماً یک مفهوم نیستند. از این منظر، معادل‌سازی واژه‌ها باید تابع «بافت» باشد، نه صرفاً فرهنگ لغت. Hospitality در یک متن فرهنگی می‌تواند «مهمان‌نوازی» باشد؛ در متن مدیریتی ممکن است به «مدیریت خدمات مهمان‌محور» یا حوزه Hospitality اشاره کند؛ و Hotel Management مشخصاً «مدیریت هتل» یا «هتلداری» است. در مورد شکل نوشتاری نیز «مهمان‌نوازی» و «میهمان‌نوازی» هر دو در فارسی سابقه دارند، اما «مهمان‌نوازی» صورت رایج و مناسب‌تری برای کاربرد حرفه‌ای و رسانه‌ای امروز است. مسئله اصلی، در نهایت، انتخاب یک معادل فارسی برای Hospitality نیست؛ تفکیک سه مفهوم است که در فارسی به‌اشتباه در یکدیگر ادغام شده‌اند: مهمان‌نوازی، یک کیفیت رفتاری و فرهنگی است؛ Hospitality در کاربرد صنعتی، یک حوزه اقتصادی و خدماتی است؛ و هتلداری، یکی از تخصص‌های این حوزه است. نادیده گرفتن این تمایز، فقط به آشفتگی واژگانی منجر نمی‌شود. وقتی مرز یک صنعت، یک حرفه و یک مفهوم فرهنگی روشن نباشد، تعریف رشته‌های دانشگاهی، عنوان مشاغل، ساختار آموزش و حتی سیاست‌گذاری نیز بر مبنای مفاهیم مبهم شکل می‌گیرد. در صنعت گردشگری، دقت در واژه‌ها تجمل زبانی نیست؛ پیش‌شرط دقت در تعریف خود صنعت است.

ایجاد شده: پنج روز قبل       آخرین ویرایش: پنج روز قبل     مقالات و یادداشت ها
دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمع‌بندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوه‌ای همه دستگاه‌ها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایه‌گذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی می‌شود تا مشخص شود چگونه می‌توان با تعریف مسئولیت‌های دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیت‌های موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدی‌گری دولت فاصله بگیرد و میدان‌داری سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیت‌های خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفه‌های لازم برای تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کم‌نظیر، ویژگی‌های اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفت‌انگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانه‌ها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندی‌هایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر می‌رسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جست‌وجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور می‌شود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجه‌های دولتی، پروژه‌های محدود دستگاه‌های اجرایی و فعالیت‌های پراکنده سازمان‌ها امکان‌پذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفه‌ای، امنیت سرمایه‌گذاری و چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهم‌کردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاست‌گذار و تنظیم‌گر باشد، نه متصدی همه فعالیت‌های اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساخت‌های عمومی بازتعریف شود. دولت می‌تواند با شناسایی ظرفیت‌ها و پهنه‌های مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیت‌هایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرح‌های جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوب‌ها و ضوابط سرمایه‌گذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی به‌صورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساخت‌های عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهره‌برداری از پروژه‌ها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایه‌گذاران واگذار شود. مهم‌تر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایه‌گذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایه‌گذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعه‌ای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عمل‌های زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماری‌های خاص به کشورهای اروپایی سفر می‌کنند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعه‌هایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل می‌کنند. چنین پروژه‌ای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاه‌ها و فراهم‌کردن زیرساخت‌های عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایه‌گذاری، مدت بهره‌برداری و شرایط تضمین‌شده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایه‌گذار بداند پس از بهره‌برداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی می‌تواند از سرمایه‌گذاری خود بهره‌برداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولت‌هاست. در دوره‌های مختلف، قراردادهایی امضا شده‌اند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین می‌کرده‌اند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آن‌ها دستخوش تغییر شده و سرمایه‌گذار آسیب دیده است. چنین تجربه‌هایی می‌تواند موجب خروج سرمایه‌گذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژه‌های بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژه‌ها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آماده‌کردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایه‌گذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایه‌گذاری؛ پیش‌شرط ورود بخش خصوصی سرمایه‌گذار زمانی وارد یک پروژه می‌شود که آینده سرمایه‌گذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدم‌قطعیت پروژه نیز در تصمیم‌گیری او نقش تعیین‌کننده دارد سرمایه‌گذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدوده‌ای اجرا می‌شود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاه‌های مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهره‌برداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم می‌شود. پرسش مهم‌تر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسش‌ها پاسخ‌هایی روشن و شفاف داد، حتی پروژه‌های بزرگ و پیچیده گردشگری نیز می‌توانند برای سرمایه‌گذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایه‌گذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایه‌گذار از امکان بهره‌برداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز می‌توان متناسب با ویژگی‌های هر مقصد و مشخصات پروژه، بسته‌های سرمایه‌گذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیت‌ها، کاربری‌ها، زیرساخت‌ها، میزان سرمایه‌گذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصت‌های اقتصادی را به‌صورت شفاف مشخص کند تا سرمایه‌گذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت می‌تواند امتیاز بهره‌برداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایه‌گذار اعطا کند؛ به‌گونه‌ای که مدت بهره‌برداری متناسب با حجم سرمایه‌گذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایه‌گذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمی‌شود. این سرمایه‌گذاری می‌تواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسب‌وکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر می‌کند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهم‌کردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایه‌گذاری گردشگری سرمایه‌گذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایه‌گذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایه‌گذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوب‌های قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاه‌های مرتبط را به‌صورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینه‌های اداری، افزایش قابلیت پیش‌بینی پروژه‌ها و تقویت اعتماد سرمایه‌گذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولت‌ها دچار توقف یا دگرگونی‌های بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایه‌های بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاست‌گذاری و استمرار برنامه‌های توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبه‌های منحصربه‌فرد نیز نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژه‌های گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژه‌های گردشگری است و از این منظر، مزیتی کم‌نظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همه‌چیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذاب‌ترین پهنه‌های کویری جهان به شمار می‌رود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها. این ظرفیت‌ها می‌توانند مبنای تعریف پروژه‌های یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، می‌توان به ظرفیت‌های پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانه‌ای که از داخل شهر اهواز می‌گذرد، می‌تواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمی‌های دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژه‌ای را می‌توان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهره‌برداری بلندمدت، برای مثال در دوره‌ای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را می‌توان برای دیگر ظرفیت‌های کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبه‌های کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبه‌ها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری می‌تواند به محور شکل‌گیری مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حمل‌ونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفه‌ای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعال‌شدن این زنجیره می‌تواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی می‌تواند زنجیره‌ای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری به نظر می‌رسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژه‌های مستعد سرمایه‌گذاری در سراسر کشور باشد. در این پرونده‌ها باید ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، وضعیت زیرساخت‌ها، کاربری‌های قابل تعریف، هزینه‌های اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهره‌برداری، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و تعهدات دولت و سرمایه‌گذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمان‌بندی صدور مجوزها به‌صورت شفاف تعیین شوند تا سرمایه‌گذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامه‌ای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانک‌ها، بازار سرمایه، شهرداری‌ها، جوامع محلی، شرکت‌های گردشگری، هتل‌ها، بخش حمل‌ونقل، صنایع فرهنگی و کسب‌وکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی می‌تواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیت‌های موجود، تعریف مدل‌های اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایه‌گذار نیازمند است. ظرفیت‌هایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، می‌توانند از دارایی‌های بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدان‌داری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.

ایجاد شده: 21/مهر/1405       آخرین ویرایش: 21/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
به مناسبت روز جهانی دختر
نقش دختران در گردشگری و هتلداری

به مناسبت روز جهانی دختر نقش دختران در گردشگری و هتلداری

✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمی‌مانند؛ آن‌ها بزرگ می‌شوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب می‌کنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیم‌ساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آن‌ها آماده می‌شود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیام‌های مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصت‌هایی که برای دختران فراهم می‌کنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهم‌کردن فرصت‌های برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آن‌ها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهان‌اند. بنابراین، کیفیت فرصت‌هایی که اکنون در اختیارشان قرار می‌گیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط می‌شود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزش‌دیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربه‌ای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهمان‌نوازی تا فرصت‌های حرفه‌ای هتلداری و مهمان‌نوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی به‌سادگی دیده نمی‌شوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوت‌های فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسان‌ها و پاسخ‌گویی حرفه‌ای به نیازهای آن‌ها وابسته است. اما مهمان‌نوازی را نباید به مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیم‌گیری، قابلیت‌هایی انسانی و حرفه‌ای‌اند که می‌توان آن‌ها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آن‌ها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همان‌طور که نمی‌توان نقش مردان را در این حرفه تنها با توانایی‌های فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهمان‌نوازی مناسب‌اند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهمان‌نوازی برای استفاده از تمام ظرفیت‌های حرفه‌ای زنان فرصت برابر فراهم می‌کند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به بخش‌هایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آن‌ها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصت‌های نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسی‌شده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حمل‌ونقل آبی مسافری را تشکیل می‌دهند. این ارقام به‌تنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخش‌های گردشگری جهان ارائه نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی به‌طور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یک‌پنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این داده‌ها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفه‌ای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته می‌کنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر می‌دهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبه‌رو می‌کنند: دخترانی که امروز در حال تحصیل‌اند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزه‌ها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزش‌های مرتبط، آشنایی با فرصت‌های شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفه‌ای آن‌ها نیز فکر کنیم. سرمایه‌گذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامه‌ای نمادین در مناسبت‌های جهانی محدود شود. این توجه می‌تواند از سال‌های آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و توانایی‌های خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف می‌تواند بر انتخاب‌های آینده آن‌ها اثر بگذارد. معرفی حرفه‌های متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامه‌های آموزشی و آشنایی با محیط‌های کاری، فراهم‌کردن فرصت‌های مهارت‌آموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسب‌وکارهای گردشگری، اقدام‌هایی هستند که می‌توانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهم‌کردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا می‌کند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتل‌ها و شرکت‌های گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاست‌گذاران و تشکل‌های حرفه‌ای نیز می‌توانند با گردآوری داده‌های دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخش‌های مختلف گردشگری، امکان برنامه‌ریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آن‌ها از جایگاه‌های مدیریتی و موانع پیشرفتشان به‌درستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاست‌های مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران به‌عنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آن‌ها در ساختار حرفه‌ای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا می‌شود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربه‌ای تازه برای گردشگران بسازد، کسب‌وکاری راه‌اندازی کند، فناوری‌های سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصت‌های آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفه‌ای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمی‌تواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بی‌تفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گسترده‌تر درباره بهره‌گیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، به‌جای تکرار این جمله که دختران آینده‌سازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشته‌ایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگری‌اند؛ آینده‌ای که نمی‌توان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بی‌آنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.

ایجاد شده: 19/مهر/1405       آخرین ویرایش: 19/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
جایزه تعالی گردشگری؛ در راه تعالی

جایزه تعالی گردشگری؛ در راه تعالی

✍🏻به قلم | مهدی حسینی وقتی قرار است برای «تعالی» در صنعت گردشگری جایزه بدهیم، بد نیست یک‌بار هم خودِ جایزه را در معرض ارزیابی قرار دهیم؛ چراکه اعتبار یک جایزه، نه با تعداد تندیس‌ها و نه با تعداد مدیران حاضر در مراسم، بلکه با اعتبار فرایند ارزیابی، استقلال داوری و اعتماد ذی‌نفعان ساخته می‌شود. سومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد؛ رویدادی که با حضور مدیران ارشد حوزه گردشگری، دانشگاه، جهاد دانشگاهی و فعالان صنعت، تلاش دارد الگویی برای سنجش و ارتقای عملکرد بنگاه‌های گردشگری ارائه کند. اصل چنین اقدامی ارزشمند است، اما هر جایزه‌ای که عنوان «ملی» و «تعالی» را با خود حمل می‌کند، باید بیش از یک مراسم اهدای لوح و تندیس باشد. یکی از پرسش‌های اساسی درباره این جایزه، دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: چه کسی آن را تصویب کرده، چه نهادی آن را تأیید می‌کند، چارچوب حقوقی و حرفه‌ای آن چیست، چه کسانی داوری می‌کنند و معیار استقلال آنها چیست؟ همچنین ساختار مالی جایزه، هزینه ثبت‌نام و نحوه مصرف منابع آن باید برای شرکت‌کنندگان و افکار عمومی روشن باشد. طرح این پرسش‌ها به معنای متهم کردن برگزارکنندگان به تخلف نیست؛ برعکس، شفافیت می‌تواند اعتبار جایزه را افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر مدل جایزه از الگوهایی مانند EFQM الهام گرفته شده است، باید توجه داشت که تعالی صرفاً مجموعه‌ای از معیارها یا یک فرم ارزیابی نیست. در مدل‌های معتبر، ارزیابی، امتیازدهی، بررسی مستندات، ارزیابی میدانی، ارائه بازخورد و امکان بهبود، بخش جدایی‌ناپذیر فرایند است. در چنین نظامی، «تندیس» نتیجه فرایند ارزیابی است، نه هدف اصلی آن. مسئله دیگر، مرز میان «جایزه»، «ارزیابی» و «اعتباربخشی» است. اگر قرار است یک جایزه، ملی و مرجع تلقی شود، باید مشخص باشد چه جایگاهی در نظام رسمی گردشگری کشور دارد و چه تفاوتی با رتبه‌بندی‌ها، درجه‌بندی‌های قانونی و گواهی‌های حرفه‌ای دارد. «ملی» بودن یک عنوان، به‌خودی‌خود اعتبار حقوقی یا حرفه‌ای ایجاد نمی‌کند؛ این اعتبار باید از حکمرانی شفاف، روش ارزیابی معتبر و پذیرش صنعت حاصل شود. در مراسم اخیر نیز برخی اتفاقات حاشیه‌ای، از جمله طرح موضوع دبیرخانه دائمی و اعطای برخی عناوین و تقدیرها، اهمیت این پرسش را بیشتر کرد که اساساً چه نهادی باید متولی سیاست‌گذاری، نظارت و داوری چنین جایزه‌ای باشد. دبیرخانه دائمی اگر قرار است شکل بگیرد، نباید صرفاً دفتر دائمی برگزاری مراسم باشد؛ باید مغز حرفه‌ای یک نظام مستمر ارزیابی و تعالی باشد. پیشنهاد می‌شود دوره بعد، پیش از هر چیز «منشور حکمرانی جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری» تدوین و منتشر شود؛ منشوری که در آن مالکیت و متولی جایزه، ترکیب و اختیارات هیئت سیاست‌گذاری، شرایط داوران، قواعد تعارض منافع، روش امتیازدهی، نحوه اعتراض، ساختار مالی و گزارش شفاف سالانه مشخص باشد. همچنین دریافت جایزه منوط به عبور از حد نصاب‌های روشن باشد و هر شرکت‌کننده الزاماً به دریافت تندیس یا عنوان منجر نشود. این جایزه می‌تواند به یک رویداد معتبر و اثرگذار در صنعت گردشگری تبدیل شود؛ اما برای رسیدن به آن نقطه، شاید مهم‌ترین گام این باشد که پیش از ارزیابی تعالی دیگران، یک‌بار خودِ «جایزه تعالی گردشگری» را ارزیابی کنیم. چنین نگاهی نه مخالفت با جایزه، بلکه دفاع از آینده و اعتبار آن است.

ایجاد شده: 15/مهر/1405       آخرین ویرایش: 15/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
آینده گردشگری در پیوند فناوری با فرهنگ و طبیعت شکل می‌گیرد

آینده گردشگری در پیوند فناوری با فرهنگ و طبیعت شکل می‌گیرد

✍🏻 الهام کزازی | عضو شورای راهبردی و سیاست گذاران ایتنا هفته گردشگری، فرصتی است برای پاسداشت صنعتی که فراتر از سفر و جابه‌جایی انسان‌ها، زمینه‌ساز گفت‌وگو میان فرهنگ‌ها، شناخت ملت‌ها از یکدیگر، رونق جوامع محلی و خلق تجربه‌های ماندگار است. گردشگری امروز در آستانه تحولی بزرگ قرار دارد. فناوری‌های دیجیتال و به‌ویژه هوش مصنوعی، شیوه انتخاب مقصد، برنامه‌ریزی سفر، ارائه خدمات و مدیریت مقاصد گردشگری را با سرعتی چشمگیر دگرگون می‌کنند. موضوع روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ نیز با عنوان «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» بر همین تحول بنیادین تمرکز دارد. در این میان، آنچه اهمیت دارد این است که فناوری در خدمت انسان و توسعه پایدار قرار گیرد؛ نه این که انسان و جوامع محلی در حاشیه تحول دیجیتال قرار گیرند. هوش مصنوعی می‌تواند به کسب‌وکارهای کوچک کمک کند، کیفیت خدمات را ارتقا دهد، مهارت‌های جدید ایجاد کند و فرصت‌های تازه‌ای برای مقاصد گردشگری پدید آورد؛ اما بهره‌مندی از این فرصت‌ها نیازمند دسترسی عادلانه به فناوری، توسعه مهارت‌های دیجیتال و مشارکت فعال نیروی انسانی و جوامع محلی است. امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این باور پایبند باشیم که آینده گردشگری، آینده‌ای هوشمند، فراگیر، پایدار و در عین حال انسانی است. گردشگری زمانی می‌تواند به رسالت واقعی خود دست یابد که فناوری، فرهنگ را تقویت کند؛ هوش مصنوعی، خلاقیت انسان را گسترش دهد؛ نوآوری به توانمندسازی جوامع محلی بینجامد و توسعه گردشگری، حافظ طبیعت و میراث فرهنگی باشد. در هفته گردشگری، از همه فعالان، مدیران، متخصصان، دانشگاهیان، کارآفرینان، راهنمایان گردشگری، جوامع محلی و تمامی کسانی که در زنجیره ارزش گردشگری تلاش می‌کنند، به سهم خود قدردانی می‌کنم و بر ضرورت همدلی، نوآوری، دانش‌افزایی و همکاری برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر برای گردشگری تأکید دارم. باشد که گردشگری ایران نیز با تکیه بر ظرفیت‌های بی‌نظیر فرهنگی، تاریخی، طبیعی و انسانی خود و با بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین، در مسیر توسعه‌ای پایدار، رقابت‌پذیر، فراگیر و جامعه‌محور گام بردارد. امید که هر سفر، فرصتی برای شناخت بیشتر، هر مقصد، بستری برای توسعه، و هر گردشگر، سفیری برای دوستی، احترام و گفت‌وگوی میان ملت‌ها باشد. هفته گردشگری و روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ را به تمامی خانواده بزرگ گردشگری ایران تبریک می‌گویم.

ایجاد شده: 6/مهر/1405       آخرین ویرایش: 6/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
پیام احمد ساعیان مدیرعامل گروه هتل‌های هما به مناسبت روز جهانی و هفته گردشگری

پیام احمد ساعیان مدیرعامل گروه هتل‌های هما به مناسبت روز جهانی و هفته گردشگری

✍ احمد ساعیان | مدیرعامل گروه هتل‌های هما فرارسیدن روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به همه دست‌اندرکاران صنعت گردشگری و هتلداری کشور و به‌ویژه مدیران، کارکنان، کارگران و جوانان پرتلاش این صنعت تبریک عرض می‌نمایم. درود می‌فرستم بر زنان و مردانی که علی‌رغم همه مسائل و مشکلاتی که امروز گریبانگیر اقشار مختلف جامعه و صنعت گردشگری است، هر روز با ظاهری آراسته، روحی بزرگ و اراده‌ای استوار، آماده خدمت‌رسانی می‌شوند؛ انسان‌هایی که مسئولیت خود می‌دانند شادی، امید، احترام و رضایت را به میهمانان و مخاطبان خود هدیه کنند. گردشگری و صنعت مهمان‌نوازی، از معدود حوزه‌های اقتصادی است که مستقیماً با «حال خوب مردم» ارتباط دارد. رونق این صنعت، تنها در ایجاد درآمد و گردش مالی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در احترام، نظم، توجه، ایجاد آرامش و امنیت، صمیمیت و اعتماد شکل می‌گیرد. گردشگری حتی در شرایط بحران نیز می‌تواند بخشی از آرامش جامعه باشد و این مهم، مرهون زنان و مردانی است که با جان و دل، حال خوش دیگری را بر حال خود ترجیح می‌دهند. گردشگری یعنی امید؛ یعنی احترام؛ یعنی توجه به انسان و پاسداشت تجربه سفر. گردشگری فقط ایجاد شغل و گردش مالی نیست؛ بلکه ایجاد حال خوب، گسترش ارتباطات انسانی و گردش احترام و صمیمیت در جامعه است. تا زمانی که گردشگری و مهمان‌نوازی فعال است، یعنی امید و میل به زندگی و ارتباط در جامعه زنده است. گردشگری ایران، اگرچه امروز تحت تأثیر تحولات و ناملایمات بین‌المللی قرار دارد، اما کشور عزیزمان به واسطه تنوع اقلیمی و جمعیتی، ظرفیت‌های گسترده طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی، جاذبه‌های متعدد و بعضاً ناشناخته و گستردگی جغرافیایی، همچنان از ظرفیت بالایی برای رشد و رونق گردشگری داخلی برخوردار است. آنچه خداوند به این سرزمین بخشیده، آن‌چنان ارزشمند، متنوع و در بسیاری موارد ناشناخته است که خلاء ورود گردشگران خارجی را رفع کند و باعث رونق اقتصادی بیشتر شود. آنچه لازم است اینکه همه تصمیم‌سازان و فعالان صنعت گردشگری با همدلی و همکاری، برای تسهیل سفر داخلی، فراهم آوردن شرایط مناسب و با کیفیت سفر و معرفی ظرفیت‌های مختلف کشور تلاش کنند. رونق سفر داخلی می‌تواند ضمن ایجاد نشاط اجتماعی، به گردش مالی و پایداری بیشتر صنعت گردشگری نیز کمک کند و باعث رونق دیگر بخش های اقتصادی کشور هم بشود. صنعت گردشگری، همان‌گونه که بارها گفته شده، صرفاً یک فعالیت تجاری و اقتصادی نیست؛ صنعتی است که می‌تواند در ایجاد درآمد، اشتغال، توسعه زیرساخت‌ها و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی و حال عمومی جامعه نقش‌آفرین باشد و آینده‌ای بهتر را برای مردم رقم بزند. از سوی دیگر، تحول‌آفرینی فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی که در هفته گردشگری امسال مورد توجه قرار گرفته، فرصت تازه‌ای برای صنعت گردشگری و هتلداری فراهم کرده است. بهره‌گیری از رسانه‌های نوین، فناوری‌های دیجیتال و هوش مصنوعی می‌تواند در حوزه‌هایی همچون نرخ‌گذاری، کنترل هزینه‌ها، ایجاد انگیزه، جذب و مدیریت نیروی انسانی، امور مالی، ارتباط با مشتریان و تحلیل داده‌ها، نقش مؤثری ایفا کند. با این حال، حتی در عصر هوش مصنوعی، صنعت گردشگری و هتلداری همچنان به انسان‌های مهمان‌نواز نیاز دارد؛ انسان‌هایی که علاوه بر برخورداری از روحیه خدمت و مهمان‌نوازی، توانایی استفاده از فناوری‌های نوین را نیز داشته باشند. ما در گروه هتل‌های هما تلاش می‌کنیم با آموزش و توانمندسازی کارکنان و بهره‌گیری از دانش و فناوری‌های نوظهور، همگام با تحولات روز صنعت گردشگری حرکت کنیم. در تمامی این روزها، با تمام توان و به همت و حمایت هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های گروه هتل‌های هما، در کنار مردم عزیزمان هستیم و تلاش می‌کنیم شایسته‌ترین خدمات را به میهمانان و هم‌وطنانمان ارائه کنیم. روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به تمامی فعالان این عرصه، خانواده بزرگ هتلداری و گردشگری ایران و همکاران پرتلاش گروه هتل‌های هما تبریک عرض می‌نمایم و برای همه این عزیزان، سلامتی، سربلندی و توفیق روزافزون آرزومندم. گردشگری یعنی امید به آینده روشن ایران عزیزمان

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 6/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
حکمرانی هوشمند گردشگری حلقه مفقوده حکمرانی گردشگری ایران

حکمرانی هوشمند گردشگری حلقه مفقوده حکمرانی گردشگری ایران

✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کم‌سابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوری‌های هوشمند وارد همه مراحل سفر شده‌اند، داده به یکی از مهم‌ترین منابع تصمیم‌سازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیش‌بینی و ظرفیت‌های خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرم‌افزار، ایجاد چند سامانه یا راه‌اندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیم‌گیری مبتنی بر حدس، گزارش‌های پراکنده و واکنش‌های پس از وقوع مسئله، به تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، شواهد، پیش‌بینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترس‌پذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیم‌گیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانه‌های دیجیتال دستگاه‌های اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمی‌توان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی می‌توان با استفاده از داده‌های رزرو، الگوهای جست‌وجوی گردشگران، وضعیت حمل‌ونقل، ظرفیت اقامتگاه‌ها، تقویم رویدادها، شرایط آب‌وهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیش‌بینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانه‌های آن را ببیند و امکان مداخله به‌موقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیم‌یار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگ‌ترین حجم داده نیز نمی‌تواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظام‌های مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، به‌موقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی داده‌های گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند داده‌های دستگاه‌های مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حمل‌ونقل، جاذبه‌ها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید هم‌زمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمی‌تواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعه‌ای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیم‌یار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخ‌گویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که بتواند به مدیر مقصد در پیش‌بینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیش‌بینی فشار بر زیرساخت‌ها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیم‌گیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخ‌گویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژه‌ای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتل‌های زنجیره‌ای، شرکت‌های بزرگ، پلتفرم‌های قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسب‌وکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بوم‌گردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهره‌مند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازه‌ای برای تمرکز فرصت‌ها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیق‌تر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربه‌ای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل می‌تواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذی‌نفعان کامل نیست. دولت نمی‌تواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیم‌سازی حضور ندارند. داده‌های رسمی، داده‌های کسب‌وکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیم‌گیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیم‌ها کنار نمی‌زند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیم‌گیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگ‌کننده، تنظیم‌گر و تضمین‌کننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر می‌دهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت می‌تواند مسئله‌ساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر می‌شود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتم‌ها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیم‌های فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوری‌های هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوری‌ای این سرمایه اجتماعی ارزشمند به‌سادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهت‌گیری‌های جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی داده‌های گردشگری، اتصال داده‌های دستگاه‌های مرتبط، توسعه هوش تصمیم‌یار مقصد، حمایت فناورانه از کسب‌وکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیین‌کننده را از خود بپرسد: آیا تصمیم‌های امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ می‌شوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیق‌تر تحلیل کند، مسئولانه‌تر تصمیم بگیرد و سریع‌تر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌نگر، از جزیره‌ای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارش‌محوری به داده‌محوری، از تصمیم‌گیری متمرکز به مشارکت ذی‌نفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر می‌بیند، دقیق‌تر می‌سنجد، زودتر پیش‌بینی می‌کند، شفاف‌تر تصمیم می‌گیرد، مسئولانه‌تر مداخله می‌کند و نتیجه تصمیم خود را اندازه می‌گیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایسته‌ای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیم‌هایی که می‌گیریم تعیین نمی‌کند؛ کیفیت تصمیم‌هایی تعیین می‌کند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ می‌شوند.

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 5/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
پیام محمدعلی ابوطالبی به مناسبت روز جهانی گردشگری؛ فناوری در خدمت تجربه بهتر میهمان

پیام محمدعلی ابوطالبی به مناسبت روز جهانی گردشگری؛ فناوری در خدمت تجربه بهتر میهمان

✍🏻 محمدعلی ابوطالبی، مدیرعامل گروه هتل‌های پارسیان پنجم مهرماه، روز جهانی گردشگری، فرصتی برای تبریک و قدردانی از همه کسانی است که در مسیر رشد و توسعه این صنعت و خلق تجربه‌ای شایسته برای میهمانان تلاش می‌کنند؛ صنعتی که در کنار نقش مهم خود در اقتصاد و اشتغال، زمینه‌ساز تعامل میان فرهنگ‌ها، معرفی ظرفیت‌های کشورها و نزدیک‌تر شدن ملت‌ها به یکدیگر است. شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶، «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازآفرینی گردشگری»، بر یکی از مهم‌ترین موضوعات پیش روی این صنعت تأکید دارد. فناوری‌های نوین و به‌ویژه هوش مصنوعی، در حال تغییر شیوه برنامه‌ریزی سفر، انتخاب مقصد، ارائه خدمات و ارتباط با میهمانان هستند و بدون تردید، آینده گردشگری نیز بیش از گذشته با تحول دیجیتال پیوند خواهد خورد. این تحول، در کنار فرصت‌های فراوان، مسئولیت تازه‌ای نیز برای فعالان صنعت گردشگری ایجاد می‌کند؛ اینکه از فناوری برای شناخت بهتر نیازهای میهمان، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش بهره‌وری و خلق تجربه‌ای متفاوت استفاده کنیم، بدون آنکه جایگاه انسان و ارزش‌های انسانی در صنعت میهمان‌نوازی به حاشیه برود. در گروه هتل‌های پارسیان نیز حرکت در مسیر تحول دیجیتال و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فناوری و هوش مصنوعی، در کنار تکیه بر دانش، تجربه و توانمندی سرمایه انسانی، می‌تواند زمینه‌ساز ارائه خدماتی هوشمندتر و متناسب‌تر با نیازهای امروز و فردای میهمانان باشد. باور ما این است که فناوری زمانی ارزشمند است که در نهایت به کیفیت بهتر، خدمت شایسته‌تر و رضایت بیشتر میهمان منجر شود. روز جهانی گردشگری را به تمامی فعالان، مدیران، کارشناسان و تلاشگران صنعت گردشگری و هتلداری کشور و به‌ویژه همکاران گرانقدر گروه هتل‌های پارسیان صمیمانه تبریک می‌گویم و از تلاش‌های ارزشمند آنان در مسیر توسعه این صنعت و خدمت‌رسانی شایسته به میهمانان قدردانی می‌کنم. امیدوارم با تکیه بر سرمایه انسانی توانمند، نگاه نوآورانه و استفاده هوشمندانه از فناوری‌های نوین، بتوانیم در مسیر بازآفرینی گردشگری ایران و ساختن آینده‌ای روشن‌تر برای این صنعت گام برداریم و همچنان «بهترین را متعلق به میهمان» بدانیم.

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 5/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
هتلداری نوین ایران  ؛ قسمت دوم
از اعلام یک عصر تا ترسیم یک مسیر

هتلداری نوین ایران  ؛ قسمت دوم از اعلام یک عصر تا ترسیم یک مسیر

✍🏻 به قلم | مهدی حسینی ده اصل برای هتلداری نوین ایران اگر در یادداشت نخست پذیرفتیم که هتلداری ایران در آستانه یا در میانه یک تغییر نسلی و پارادایمی قرار گرفته است، اکنون سؤال مهم‌تری پیش روی ماست: هتلداری نوین ایران دقیقاً بر چه اصولی باید بنا شود؟ «نوین» قرار نیست صرفاً صفتی برای هتل‌های مجهزتر، لابی‌های لوکس‌تر یا استفاده بیشتر از فناوری باشد. هتلداری نوین پیش از آنکه درباره ساختمان و تجهیزات باشد، درباره نگاه، انسان، مدیریت، تجربه، دانش و آینده است. اگر قرار باشد این مفهوم از یک عبارت به یک جریان فکری تبدیل شود، باید بتوان برای آن اصولی روشن تعریف کرد؛ اصولی که هم از تحولات جهانی الهام بگیرند و هم با واقعیت و ظرفیت‌های ایران سازگار باشند. به باور من، می‌توان نقطه آغاز این مسیر را در ده اصل خلاصه کرد: ۱. مهمان، اتاق نیست؛ تجربه است هتل‌داری سال‌ها بر فروش اتاق، تخت و خدمات اقامتی متمرکز بوده است. اما مسافر امروز مجموعه‌ای از تجربه‌ها را خریداری می‌کند؛ از لحظه جست‌وجو و رزرو تا ورود، اقامت، ارتباط با کارکنان، استفاده از خدمات و حتی خاطره‌ای که پس از خروج با خود می‌برد. در هتلداری نوین، محصول اصلی هتل تجربه مهمان است و اتاق فقط یکی از اجزای آن. ۲. مدیر آینده، مدیر تغییر است مدیری که فقط بتواند وضع موجود را حفظ کند، برای صنعت آینده کافی نیست. جهان با سرعتی حرکت می‌کند که مدیریت هتل به توانایی یادگیری، سازگاری، تصمیم‌گیری و ایجاد تغییر نیاز دارد. مدیر آینده کسی نیست که همه پاسخ‌ها را بداند؛ کسی است که سریع‌تر از دیگران سؤال درست را پیدا می‌کند. ۳. تجربه ارزشمند است؛ اما تجربه بدون یادگیری کافی نیست نسل‌های گذشته هتلداری، سرمایه بزرگی از تجربه برای این صنعت به جا گذاشته‌اند. اما تجربه زمانی تبدیل به مزیت می‌شود که با دانش روز همراه باشد. هتلداری نوین نه جنگ نسل‌هاست و نه حذف گذشته؛ پیوند تجربه نسل گذشته با دانش و جسارت نسل جدید است. صنعتی که یاد نمی‌گیرد، حتی اگر سال‌ها تجربه داشته باشد، در نهایت تجربه گذشته را تکرار خواهد کرد. ۴. فناوری باید در خدمت مهمان‌نوازی باشد هتل هوشمند الزاماً هتلی نیست که بیشترین تجهیزات دیجیتال را داشته باشد. فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را از مسیر مهمان حذف کند، تصمیم‌گیری را دقیق‌تر کند، کارکنان را توانمند سازد و تجربه اقامت را بهتر کند. از رزرو و پرداخت گرفته تا مدیریت انرژی، ارتباط با مشتری و خدمات پس از اقامت، فناوری باید خدمت‌رسان مهمان‌نوازی باشد؛ نه نمایشگاهی از تکنولوژی. ۵. هوش مصنوعی، همکار جدید هتلداری است هوش مصنوعی دیگر موضوعی متعلق به آینده نیست. وارد کسب‌وکار شده و دیر یا زود به یکی از اجزای جدی مدیریت هتل تبدیل خواهد شد. اما سؤال درست این نیست که «آیا هوش مصنوعی جای کارکنان هتل را می‌گیرد؟» سؤال مهم‌تر این است: کدام هتل‌ها زودتر یاد می‌گیرند کارکنان خود را با هوش مصنوعی توانمند کنند؟ از تحلیل تقاضا و قیمت‌گذاری تا بازاریابی، پاسخ‌گویی، شخصی‌سازی و تحلیل رفتار مهمان، AI می‌تواند تعریف بسیاری از مشاغل هتلداری را تغییر دهد. ۶. داده، سرمایه پنهان هتل است هر رزرو، هر اقامت، هر درخواست، هر شکایت و هر بازگشت مهمان، اطلاعاتی تولید می‌کند که می‌تواند برای تصمیم‌گیری ارزشمند باشد. هتلداری نوین باید از مدیریت صرفاً مبتنی بر شهود و تجربه، به سمت مدیریت مبتنی بر داده حرکت کند. هتلی که داده تولید می‌کند اما از آن یاد نمی‌گیرد، بخشی از سرمایه خود را بلااستفاده گذاشته است. ۷. نسل جوان، آینده صنعت نیست؛ بخشی از امروز آن است یکی از بزرگ‌ترین تغییرات هتلداری ایران، تغییر ترکیب نیروی انسانی آن است. نسل جدید با جهان دیگری بزرگ شده است؛ جهانی که در آن اطلاعات در دسترس است، مرزهای آموزشی کمرنگ شده‌اند و یک نیروی جوان می‌تواند در مدت کوتاهی با استانداردها و تجربه‌های جهانی آشنا شود. هتلداری نوین باید به این نسل فرصت اثرگذاری بدهد، نه فقط فرصت استخدام. جوانی که ایده، دانش و توانایی دارد، نباید صرفاً به دلیل کمبود سابقه، از تصمیم‌سازی کنار گذاشته شود. ۸. برند هتل از پشت درهای هتل فراتر رفته است در گذشته برند هتل بیشتر با ساختمان، نام، لوگو و تبلیغات آن شناخته می‌شد. امروز بخش بزرگی از برند در فضای دیجیتال ساخته می‌شود؛ در جست‌وجوها، شبکه‌های اجتماعی، نظرات مهمانان و تجربه‌هایی که دیگران درباره هتل روایت می‌کنند. اما یک تحول دیگر نیز در حال وقوع است: آدم‌های صنعت هم تبدیل به برند می‌شوند. مدیر، آشپز، متخصص فروش، مدیر بازاریابی و حتی کارکنان خط مقدم می‌توانند بخشی از اعتبار یک مجموعه و حتی صنعت باشند. در هتلداری نوین، پرسنال‌برندینگ دیگر یک موضوع فرعی نیست؛ بخشی از اقتصاد جدید اعتبار حرفه‌ای است. ۹.هتلداری نوین، مرز میان رشته‌ها را می‌شکند هتلداری آینده فقط به هتلداری نیاز ندارد. به فناوری، اقتصاد، بازاریابی، روان‌شناسی، طراحی تجربه، داده، هوش مصنوعی، تولید محتوا، مدیریت برند و ده‌ها دانش دیگر نیاز دارد. به همین دلیل، ورود افراد توانمند از سایر حوزه‌ها الزاماً تهدیدی برای هتلداری نیست؛ می‌تواند یکی از موتورهای تحول آن باشد. هتلداری نوین، صنعتی باز برای استعدادهای تازه است. ۱۰. ما نباید فقط مصرف‌کننده هتلداری جهان باشیم شاید مهم‌ترین اصل همین باشد. ایران نباید صرفاً تجربه کشورهای دیگر را ترجمه و کپی کند. ما باید از دانش جهانی بیاموزیم، تجربه کنیم، بومی‌سازی کنیم و در نهایت راه‌حل‌های خودمان را بسازیم. هتلداری ایران ظرفیت‌های منحصربه‌فردی دارد؛ از فرهنگ و مهمان‌نوازی گرفته تا تنوع اقلیمی، تاریخی و انسانی. مسئله این است که چگونه این ظرفیت‌ها را با دانش، فناوری و مدیریت معاصر ترکیب کنیم. هدف هتلداری نوین ایران نباید رسیدن به نسخه‌ای کپی‌شده از هتلداری دبی، استانبول، سنگاپور یا هر جای دیگر باشد. هدف، ساختن یک مدل ایرانیِ معاصر، حرفه‌ای و رقابت‌پذیر از هتلداری است. این ده اصل شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما کنار هم یک تغییر اساسی در زاویه نگاه ایجاد می‌کنند. هتلداری نوین، پروژه خرید چند نرم‌افزار، نصب چند ابزار هوشمند یا بازسازی چند هتل نیست. یک تغییر نگرش است؛ تغییری که از انسان آغاز می‌شود، با دانش ادامه پیدا می‌کند، با فناوری شتاب می‌گیرد و در نهایت باید به تجربه بهتر مهمان و کسب‌وکار رقابت‌پذیرتر منجر شود. شاید هنوز نتوان با اطمینان گفت که همه هتلداری ایران وارد این عصر شده‌اند. اما می‌توان با اطمینان بیشتری گفت که نشانه‌های این عصر در صنعت دیده می‌شوند. حالا دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی هتل بهتری می‌سازد. مسئله این است که چه کسی هتلداری بهتری خلق می‌کند. و شاید «هتلداری نوین ایران» دقیقاً از همین‌جا آغاز شود؛ نه از یک ساختمان، نه از یک فناوری و نه حتی از یک هتل، بلکه از تغییر نگاه ما به آینده این صنعت.

ایجاد شده: 30/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...