نتایج جستجو...
ضرورت بازتعریف بوم‌گردی ایران برای بازارهای جهانی

ضرورت بازتعریف بوم‌گردی ایران برای بازارهای جهانی

به گزارش هتل نیوز؛ نایب‌رئیس انجمن بوم‌گردی استان مرکزی بر اهمیت برندسازی در بوم‌گردی ایران تأکید کرد و گفت که این امر می‌تواند به حضور قوی‌تر اقامتگاه‌ها در بازارهای جهانی کمک کند. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ نایب‌رئیس انجمن بوم‌گردی استان مرکزی به بررسی آینده صنعت بوم‌گردی پرداخت. او تأکید کرد که این آینده نباید فقط بر افزایش تعداد اقامتگاه‌ها و رقابت قیمتی متمرکز باشد. برندسازی حرفه‌ای می‌تواند به اقامتگاه‌های ایرانی کمک کند تا در بازارهای داخلی و بین‌المللی حضور بیشتری داشته باشند. او افزود که اقامتگاه‌های بوم‌گردی باید از یک گزینه صرفاً اقامتی خارج شوند. این اقامتگاه‌ها باید به بستری برای تجربه فرهنگ، طبیعت و زندگی روستایی تبدیل شوند. از نظر او، یک اقامتگاه موفق باید هویت، داستان و شخصیت خاصی داشته باشد و تجربه‌ای متمایز ارائه دهد. نایب‌رئیس انجمن بوم‌گردی تصریح کرد که برندسازی در بوم‌گردی فراتر از نام و لوگو است. او بیان کرد که برندسازی می‌تواند بر پایه تجربه‌هایی مانند غذاهای محلی، زندگی روستایی، کویرگردی و غارنوردی شکل بگیرد. این تجربه‌ها تصویری ماندگار در ذهن گردشگران ایجاد می‌کنند. او همچنین گفت که ارائه تجربه‌ای متفاوت به‌جای رقابت قیمتی نیازمند تولید محتوای حرفه‌ای، داستان‌پردازی و عکاسی است. حضور مؤثر اقامتگاه‌ها در شبکه‌های اجتماعی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.

ایجاد شده: امروز       آخرین ویرایش: امروز     اخبار داخلی
وقتی کتاب‌ها به مقاصد سفر تبدیل می‌شوند

وقتی کتاب‌ها به مقاصد سفر تبدیل می‌شوند

به گزارش تور نیوز؛ تحلیل‌های تازه در صنعت گردشگری نشان می‌دهد که روندی به نام سفر ادبی یا Readaway در حال شکل‌گیری است. در این روند، مسافران به‌جای برنامه‌های فشرده گردشگری، تجربه‌هایی آرام و عمیق‌تر را انتخاب می‌کنند. این تجربیات بر پایه مطالعه، طبیعت و فرهنگ بنا شده‌اند. گردشگری ادبی یا Literary Tourism به شدت مورد استقبال قرار گرفته است. مسافران به خانه نویسندگان و مکان‌های الهام‌بخش آثار ادبی معروف سفر می‌کنند. این روند به ابزاری برای برندینگ مقاصد گردشگری نیز تبدیل شده است. هتل‌ها و اقامتگاه‌های لوکس به این تقاضای جدید پاسخ می‌دهند. آن‌ها کتابخانه‌های اختصاصی ایجاد می‌کنند و با کتاب‌فروشی‌ها همکاری می‌کنند. خدماتی مانند «پیشخدمت کتاب» نیز به این خدمات افزوده شده است. برگزاری Retreatهای کتاب‌محور با محوریت نشست‌های ادبی و دیدار با نویسندگان نیز رشد چشمگیری داشته است. کارشناسان این تحول را نشانه‌ای از تغییر رفتار گردشگران پس از همه‌گیری کرونا می‌دانند. این گرایش به سفرهای آهسته‌تر و شخصی‌تر، فرصتی تازه برای هتل‌ها، کتاب‌فروشی‌ها و مقاصد فرهنگی ایجاد می‌کند.

ایجاد شده: 24/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 24/مرداد/1405     اخبار خارجی
وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابه‌جایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربه‌ای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی به‌عنوان یکی از فراگیرترین زبان‌های فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکل‌گیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکان‌هایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خورده‌اند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقی‌محور» قرار می‌گیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق می‌شود که موسیقی در آن‌ها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزه‌های مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: سفر برای شرکت در کنسرت‌ها و جشنواره‌ها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزه‌ها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی می‌داند؛ حوزه‌ای که می‌تواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه‌ای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود. از آیین‌های موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربه‌محور: پیوند موسیقی و سفر پدیده‌ای تازه نیست. در دوره‌های تاریخی، آیین‌های مذهبی، موسیقی‌های درباری، اجراهای مردمی و مناسبت‌های فصلی، گروه‌هایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب می‌کردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، به‌ویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان به‌تدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانه‌های دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکان‌های موسیقایی شکل تازه‌ای یافت.  طرفداران گروه‌های موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکان‌های مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد میراث یک گروه موسیقی چگونه می‌تواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهه‌های اخیر، رشد جشنواره‌های بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاه‌مدت و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ می‌تواند هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواری‌های تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازه‌گیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعت‌گردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر می‌کنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و هم‌زمان از جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربه‌های اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، داده‌های ملی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرک‌های مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونه‌ها، گزارش‌های سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرت‌ها و جشنواره‌های بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بین‌المللی بودند. هزینه‌کرد این گردشگران در حوزه‌هایی مانند بلیت، اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این آمار به‌خوبی نشان می‌دهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی می‌تواند مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبه‌بندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روش‌های متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده می‌کنند و شاخص‌های قابل مقایسه جهانی هنوز به‌صورت استاندارد تدوین نشده‌اند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت داده‌های منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونه‌های جهان و احتمالاً برجسته‌ترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنواره‌های بین‌المللی؛ سالن‌های تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گسترده‌ای از سالن‌ها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط به‌عنوان یک محصول هنری، بلکه به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایت‌های موسیقایی خاص خود شناخته می‌شوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راک‌اندرول و نیواورلئان با جَز، نمونه‌هایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کرده‌اند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نام‌هایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده می‌کند. جشنواره سالزبورگ، کنسرت‌های تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونه‌ای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنواره‌های تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کره‌ای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازه‌ای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگری‌ای که با رسانه‌های دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک می‌کند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبه‌های تاریخی یا طبیعی مشابه‌اند، اما موسیقی می‌تواند به آن‌ها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته می‌شود، در ذهن گردشگر تصویری مشخص‌تر و ماندگارتر پیدا می‌کند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنواره‌ها و برنامه‌های موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه می‌دارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر می‌شود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبه‌های مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز می‌کنند، جشنواره‌ها و رویدادهای موسیقایی می‌توانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناخته‌شده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژه‌ای دارد، زیرا می‌تواند تجربه‌ای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به‌سادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروه‌های گسترده‌ای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیره‌ای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی می‌تواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح می‌کند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را می‌توان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمان‌مند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، آرشیوها و مکان‌هایی که در تاریخ موسیقی نقش داشته‌اند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی می‌تواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب می‌کنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار می‌کنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل می‌سازند. فرصت ایران؛ موسیقی به‌عنوان نقشه‌ای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعه‌ای گسترده از ظرفیت‌ها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه می‌تواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه می‌تواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاه‌های سازسازی، آشنایی با آیین‌ها، تجربه خوراک محلی، صنایع‌دستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر می‌تواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوه‌های نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و هم‌زمان جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربه‌ای عمیق و مشارکتی تبدیل می‌کند. با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند برنامه‌ریزی حرفه‌ای است. نبود تقویم بین‌المللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود داده‌های آماری، محدود بودن زیرساخت‌های اجرای استاندارد و نبود بسته‌های گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدی‌تر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنواره‌های محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزش‌های تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانه‌ها، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمع‌بندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیه‌ای یا صرفاً سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار می‌رود. موسیقی می‌تواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچه‌ای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، داده‌های کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که این حوزه می‌تواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و ده‌ها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارش‌دهی، یکی از مهم‌ترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کرده‌اند. برای ایران، موسیقی می‌تواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفت‌وگوی بین‌المللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر به‌درستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه می‌شنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر می‌کنیم، بازتعریف کنیم.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
وقتی مهمان‌نوازی کم می‌آورد، شاید مشکل از مهمان باشد!

وقتی مهمان‌نوازی کم می‌آورد، شاید مشکل از مهمان باشد!

به گزارش تور نیوز و به نقل از تریپینو ؛ در Sabi Sands، یک راهنمای حرفه‌ای فقط منتظر ظاهر شدن شیر نمی‌ماند. او قبل از اینکه حیوانات وحشی مهمی دیده شوند، از جنبه‌های مختلف طبیعت رمزگشایی می‌کند. صدای هشدار یک فرانکلین در زیر بوته‌ها، جهت‌گیری تپه مورچه‌خور به سمت خورشید صبحگاهی، و آرامشی خاص که نشان می‌دهد اتفاقی جالب در حال رخ دادن است زمانی که رویداد اصلی رخ می‌دهد، تقریباً به نقش ثانویه می‌رسد. تجربه از طریق مجموعه‌ای از مشاهدات کوچک ساخته شده است، که همگی توسط کسی که سال‌ها هنر توجه کردن را فرا گرفته است، به هم متصل می‌شوند، اما این تعامل فقط زمانی موفق است که مهمان به طور فعال درگیر باشد. مسافری که با گوشی به انتظار شیر نشسته، احتمالاً آن را خواهد دید. اما مسافری که درباره تپه مورچه‌خور سوال می‌کند و یاد می‌گیرد که از دیدگاه راهنما به طبیعت نگاه کند، تجربه‌ای کاملاً متفاوت خواهد داشت. یکی فقط شاهد یک رویداد است، در حالی که دیگری شروع به درک واقعی می‌کند. این نکته ظریفی را در مهمان‌نوازی نشان می‌دهد که اغلب نادیده گرفته می‌شود: مهمان فقط یک دریافت‌کننده منفعل از تجربه نیست. او بخشی جدایی‌ناپذیر از آن است.

ایجاد شده: 24/تیر/1405       آخرین ویرایش: 24/تیر/1405     اخبار خارجی
 آشنایی با فرهنگ لغت نسل Z برای سفر کردن

آشنایی با فرهنگ لغت نسل Z برای سفر کردن

به گزارش هتل نیوز ؛ نسل Z به عنوان نسل جدید مسافران، تجربه‌های شخصی‌تر، آرام‌تر و معنادارتری را جست‌وجو می‌کنند و برای این سبک تازه، فرهنگ لغات مخصوص خودشان را دارند. واژه Dry Tripping: کنار گذاشتن شب‌زنده‌داری و شلوغی به نفع طبیعت، کتاب، پیاده‌روی و آرامش. واژه Anti-Itinerary Trip: سفر بدون برنامه‌ریزی دقیق؛ جایی که مسیر، خودش مقصد را مشخص می‌کند. واژه Side-Questing: جایگزین کردن یک تعطیلات بزرگ با چند ماجراجویی کوچک در طول سال. واژه Menty B Travel: سفری که بیشتر شبیه دکمه «ریست» برای ذهن و انرژی است تا یک تعطیلات معمولی. واژه Why-cation: انتخاب سفر براساس یک احساس، نیاز یا حال‌وهوای درونی، نه صرفاً نام یک مقصد. واژه Local Lore Hunting: کشف روایت‌های روزمره شهرها از طریق بازارها، کافه‌ها و پاتوق‌های محلی. واژه Mirror Trip: طراحی سفر بر اساس شخصیت، علایق و سبک زندگی فردی، نه فهرست‌های رایج گردشگری. واژه De-influenced Travel: فاصله گرفتن از مقاصد ترندشده و انتخاب مکان‌هایی با تجربه‌ای شخصی‌تر. واژه Canon Event: آن لحظه غیرمنتظره‌ای که سال‌ها بعد هنوز از آن تعریف می‌کنید. واژه Room Rotting: سفری که در آن استراحت، اقامت و لذت بردن از فضای هتل یا اقامتگاه، خودِ برنامه اصلی است. واژه Micro-cation: یک استراحت کوتاه ۲۴ تا ۷۲ ساعته برای فرار موقت از روزمرگی. شاید مهم‌ترین تفاوت میان نسل جدید و نسل های گذشته این باشد که برای نسل جدید، سفر کمتر درباره "رسیدن" و بیشتر درباره "تجربه کردن" است.

ایجاد شده: 20/تیر/1405       آخرین ویرایش: 20/تیر/1405     اخبار خارجی
هلدینگ هگتا و صندوق ملی محیط زیست تفاهم‌نامه توسعه گردشگری مسئولانه امضا کردند.

هلدینگ هگتا و صندوق ملی محیط زیست تفاهم‌نامه توسعه گردشگری مسئولانه امضا کردند.

به گزارش هتل نیوز ؛ هلدینگ گردشگری هگتا و صندوق ملی محیط زیست با امضای تفاهم‌نامه‌ای مشترک، همکاری‌های خود را در زمینه توسعه گردشگری مسئولانه، اجرای پروژه‌های طبیعت‌گردی، جذب سرمایه‌گذاری، توانمندسازی جوامع محلی و ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست آغاز کردند. این تفاهم‌نامه با حضور مدیرعامل هگتا، رئیس هیأت‌مدیره صندوق ملی محیط زیست، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست و معاون گردشگری کشور در محل سازمان حفاظت محیط زیست به امضا رسید. مدیرعامل هگتا در این مراسم با تأکید بر اهمیت توسعه گردشگری مسئولانه اظهار کرد: هگتا با ترویج گردشگری پایدار، حفاظت از میراث طبیعی ایران را به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل می‌کند و در مسیر توسعه طبیعت‌گردی، حفظ منابع طبیعی و توانمندسازی جوامع محلی گام برمی‌دارد.

ایجاد شده: 9/تیر/1405       آخرین ویرایش: 9/تیر/1405     اخبار داخلی
امضای تفاهم‌نامه همکاری مشترک ایتنای خراسان با انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران

امضای تفاهم‌نامه همکاری مشترک ایتنای خراسان با انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران

هتل نیوز خراسان – در نشست مشترک رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران و رئیس دفتر نمایندگی ایتنا در خراسان رضوی، بر توسعه همکاری‌های مشترک و بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای ایتنا برای پوشش فعالیت‌ها و برنامه‌های انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران تأکید شد. در این نشست، دکتر مژگان ثابت تیموری، رئیس انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران، با تشریح اهداف، فعالیت‌ها و برنامه‌های پیش‌روی این انجمن، بر اهمیت تعامل و همکاری با رسانه‌های تخصصی حوزه گردشگری، به‌ویژه در زمینه‌های مختلف اکوتوریسم، تأکید کرد. همچنین مسعود منتجبی، رئیس دفتر نمایندگی ایتنا در استان خراسان رضوی، ضمن معرفی فعالیت‌های تخصصی این رسانه در حوزه‌های گردشگری و هتلداری، به ویژگی حرفه‌ای و تخصصی مخاطبان ایتنا اشاره کرد و گفت: «جامعه مخاطبان تخصصی ایتنا می‌تواند نقش مؤثری در معرفی هرچه بیشتر ظرفیت‌ها، اهداف و فعالیت‌های انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران ایفا کند.» وی در ادامه از آمادگی ایتنا برای گسترش همکاری‌های دوجانبه خبر داد و افزود: «در راستای تقویت روابط فی‌مابین، تفاهم‌نامه‌ای میان دو مجموعه منعقد خواهد شد تا زمینه همکاری در حوزه‌هایی همچون پوشش رسانه‌ای و خبری، برگزاری مشترک رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی، مشارکت در همایش‌ها و کنفرانس‌ها و حضور ایتنا به‌عنوان حامی رسانه‌ای رویدادها با بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی و بین‌المللی این رسانه فراهم شود.» در حاشیه این نشست نیز، با توجه به مسئولیت مسعود منتجبی به‌عنوان دبیر ستاد اجرایی خدمات سفر خراسان رضوی، دکتر ثابت تیموری از آمادگی انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران برای همکاری با این مجموعه در اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌های مشترک مناسبتی، از جمله دهه پایانی ماه صفر، سفرهای نوروزی، هفته گردشگری و سایر مناسبت‌های ملی و تخصصی خبر داد. وی همچنین بر توسعه همکاری‌ها در حوزه‌های مرتبط با اکوتوریسم، طبیعت‌گردی و حفاظت از محیط‌زیست تأکید کرد.

ایجاد شده: 8/تیر/1405       آخرین ویرایش: 8/تیر/1405     اخبار داخلی
وقتی سفر، طبیعت و کودکی قربانی بازارِ بی‌ضابطه آموزش می‌ شوند !

وقتی سفر، طبیعت و کودکی قربانی بازارِ بی‌ضابطه آموزش می‌ شوند !

یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچه‌ها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناخته‌ها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر می‌رسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانواده‌ها، به‌ویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقه‌ای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقه‌ای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشم‌وهم‌چشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سال‌های اخیر، با افزایش تعطیلی‌های مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحران‌ها و رخدادهای پیش‌بینی‌نشده، بسیاری از خانواده‌ها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شده‌اند. توسعه آموزش‌های آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانواده‌ها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر می‌شود. کلاس‌های مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبان‌های متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامه‌نویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و ده‌ها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریه‌های سنگین به خانواده‌ها عرضه می‌شوند. آنچه نگران‌کننده است، صرفاً هزینه‌های مالی این آموزش‌ها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمی‌ها، گفت‌وگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاس‌ها، مربیان خصوصی و شهریه‌های پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشرده‌تر و گران‌تر باشد، والدین موفق‌تر تلقی می‌شوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهش‌های حوزه رشد کودک نشان می‌دهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمی‌افتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهم‌ترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم می‌زند، با فرهنگ‌های مختلف آشنا می‌شود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک می‌بیند، ستاره‌ها را رصد می‌کند یا مسیر یک رودخانه را دنبال می‌کند، در حال آموختن مهارت‌هایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربه‌محور در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شده‌اند. آنها دریافته‌اند که جهان واقعی بزرگ‌ترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم می‌کنیم که ساعت‌های بیشتری را در کلاس‌هایی می‌گذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز به‌درستی سنجیده نمی‌شود. از سوی دیگر، رشد قارچ‌گونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دوره‌های فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیم‌گیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل می‌شود. نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت می‌کند. امروز والدین با انبوهی از دوره‌ها، کارگاه‌ها، کلاس‌ها و بسته‌های آموزشی مواجه‌اند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضه‌کنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفه‌ای انتخاب یا تأیید صلاحیت شده‌اند. از سوی دیگر، گسترش فعالیت‌های آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوب‌های متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانواده‌ها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیه‌های شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفه‌ای روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربه‌های واقعی سوق دهد، آنان را در چرخه‌ای از کلاس‌ها، دوره‌ها و برنامه‌های فشرده گرفتار می‌کند؛ چرخه‌ای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر می‌شود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزش‌های خانگی یا هوم‌اسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانواده‌هایی که ترجیح می‌دهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیت‌های میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشرده‌ای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقه‌ای شرکت کرده‌اند که بزرگ‌ترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کرده‌اند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومه‌ای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.

ایجاد شده: 26/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
بوم‌گردی بدون مسئولیت؛ تهدیدی برای طبیعت و فرهنگ بومی

بوم‌گردی بدون مسئولیت؛ تهدیدی برای طبیعت و فرهنگ بومی

به گزارش هتل نیوز ؛ "فرید جواهرزاده" رئیس سابق انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران گفت :  بوم‌گردی زمانی معنا پیدا می‌کند که همراه با احترام به طبیعت، فرهنگ بومی و منابع محلی باشد؛ در غیر این صورت می‌تواند به تهدیدی جدی برای زیست‌بوم‌ها، حیات‌وحش و سبک زندگی جوامع محلی تبدیل شود. وی افزود : مشارکت جوامع محلی، خرید محصولات بومی و استفاده از خدمات محلی از مهم‌ترین اصول گردشگری پایدار به شمار می‌رود. او ادامه داد : ورود کنترل‌نشده گردشگران، خودروهای آفرود و ایجاد سر و صدا می‌تواند موجب برهم خوردن زیستگاه جانوران و پراکندگی گونه‌های حساس شود. جواهرزاده تاکید کرد : مصرف بهینه آب، انرژی و سایر منابع در مقاصد بوم‌گردی و همچنین آگاهی گردشگران از فرهنگ و ویژگی‌های زیست‌محیطی مقصد از عوامل مهم در کاهش آسیب‌ها و ارتقای کیفیت سفر است. رئیس سابق انجمن علمی طبیعت‌گردی ایران در پایان گفت : افزایش کنترل‌نشده تعداد گردشگران می‌تواند کیفیت خدمات، محیط‌زیست و پایداری بوم‌گردی را با چالش‌های جدی مواجه کند.

ایجاد شده: 15/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 15/خرداد/1405     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...