به گزارش تور نیوز؛ نشست تخصصی برای بررسی برگزاری جشنواره بینالمللی زعفران در خراسان رضوی در تاریخ ۲۷ مهرماه برگزار شد. در این نشست، انوشیروان محسنیبندپی، معاون گردشگری کشور، و دیگر مقامات حضور داشتند. هدف از این نشست تصویب برگزاری این رویداد و استفاده از ظرفیتهای زعفران ایران بود. پیشنهاد برگزاری جشنواره زعفران در سطح بینالمللی با هدف تقویت جایگاه این محصول در بازارهای جهانی تصویب شد. همچنین، تشکیل ستاد ملی جشنواره و همکاری با بخش خصوصی نیز در این نشست مورد بررسی قرار گرفت. این اقدام به توسعه گردشگری و معرفی میراث فرهنگی ایران کمک خواهد کرد.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ تصویب آییننامه توسعه گردشگری سلامت، گامی مهم در راستای انسجامبخشی به حکمرانی این حوزه است. در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت کشور، جذب ۱۵ میلیون گردشگر بهعنوان یکی از اهداف کلان توسعه گردشگری مطرح شده است. گردشگری سلامت بهواسطه ظرفیتهای پزشکی و خدمات درمانی کشور، نقش حیاتی در تحقق این هدف دارد. این بخش میتواند به افزایش درآمدهای ارزی کشور کمک کند. دستیابی به اهداف توسعهای کشور نیازمند ساختاری منسجم و هماهنگی میان دستگاههای مسئول است. تصویب این آییننامه به منظور تقویت بنیانهای قانونی و نظاممند کردن حکمرانی در این حوزه انجام شده است. این دستاورد پس از یک دهه پیگیری و دو سال برگزاری جلسات مستمر به دست آمده است. کارشناسان تخصصی نظرات خود را در این زمینه ارائه کردند.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز اخبار داخلی
✍🏻 سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا در هر مجموعه گردشگری، انتخاب مدیر فقط تصمیمی درباره یک فرد نیست؛ تصمیمی است درباره اینکه چه تواناییهایی ارزشمند شمرده میشوند، چه کسانی فرصت پیشرفت پیدا میکنند و آینده آن مجموعه به دست چه افرادی سپرده میشود. اما وقتی صحبت از زنان متخصص گردشگری به میان میآید، یک پرسش جدی مطرح میشود: آیا داشتن دانش، تجربه و توانایی حرفهای برای رسیدن به جایگاه مدیریت کافی است؟ مدیریت در گردشگری به چیزی فراتر از عنوان شغلی نیاز دارد. شناخت بازار، توانایی تصمیمگیری، مدیریت منابع، حل مسئله و پاسخگویی در برابر نتایج، بخشی از شایستگیهای موردنیاز مدیران این صنعتاند. این تواناییها نه به زنان اختصاص دارند و نه در انحصار مرداناند؛ باید در عمل شکل بگیرند، سنجیده شوند و فرصت بروز پیدا کنند. بنابراین، بحث درباره حضور زنان در مدیریت، پیش از هر چیز بحث درباره چگونگی شناسایی و ارزیابی استعدادهای حرفهای است. بااینحال، استعداد زمانی به فرصت مدیریتی تبدیل میشود که مسیر رشد نیز وجود داشته باشد. تجربهاندوزی، آموزش، واگذاری مسئولیتهای متناسب، ارزیابی عملکرد و امکان معرفی برای جایگاههای بالاتر، بخشی از این مسیرند. اگر این مراحل روشن نباشند، ممکن است سازمان حتی از وجود برخی استعدادهای خود نیز آگاه نشود. این مسئله مختص زنان نیست؛ اما بررسی آن از منظر زنان متخصص اهمیت ویژهای دارد، زیرا کلیشههای جنسیتی و انتظارات اجتماعی میتوانند بر تجربه حرفهای و فرصتهای پیشرفت آنان تأثیر بگذارند. پژوهشهای دانشگاهی درباره زنان فعال در گردشگری ایران نیز به موانع اجتماعی و سازمانی پیشرفت حرفهای اشاره کردهاند. این مطالعات بهتنهایی برای تعیین میزان یا گستره این موانع در سراسر صنعت گردشگری کشور کافی نیستند؛ اما نشان میدهند که نمیتوان مسیر شغلی زنان را فقط با تکیه بر تلاش فردی توضیح داد. برای فهم فرصتهای مدیریتی، باید علاوه بر توانایی افراد، شرایطی را هم بررسی کرد که در آن تواناییها شناسایی و ارزیابی میشوند. در اینجا مسئله از یک پرسش فردی فراتر میرود: وقتی یک جایگاه مدیریتی خالی میشود، نام چه کسانی به ذهن تصمیمگیران میرسد و این افراد چگونه به فهرست گزینهها راه پیدا کردهاند؟ آیا معیارهای انتخاب از قبل روشناند؟ آیا کارکنان مستعد برای پذیرش مسئولیتهای بالاتر آموزش میبینند؟ آیا تجربه و عملکرد حرفهای آنها بهصورت منظم ارزیابی میشود؟ این پرسشها درباره نتیجه یک انتصاب خاص نیستند؛ درباره کیفیت فرایندیاند که مدیران آینده را شناسایی میکند. شایستهگزینی زمانی معنا پیدا میکند که معیارها مشخص باشند و امکان ارزیابی آنها وجود داشته باشد. اگر سازمانی دانش تخصصی، تجربه مرتبط، توانایی حل مسئله و عملکرد قابل سنجش را معیار انتخاب مدیر قرار میدهد، باید بتواند توضیح دهد که این معیارها چگونه در فرایند انتخاب به کار میروند. شفافیت در این زمینه به معنای حذف اختیار مدیریتی نیست؛ به معنای آن است که تصمیمها تا حد امکان بر مبنای معیارهای حرفهای و قابل دفاع گرفته شوند. برای زنان متخصص گردشگری، چنین رویکردی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. فرصت پیشرفت نباید به این وابسته باشد که فرد تا چه اندازه در شبکههای غیررسمی شناخته شده است یا چه کسی نام او را برای مسئولیتی مطرح میکند. در مقابل، نباید فرض کرد هر انتصاب غیرشفافی لزوماً نتیجه تبعیض جنسیتی است یا هر زن متخصصی خواهان مدیریت است. مسئله، ایجاد مسیری حرفهای است که در آن توانایی افراد فرصت دیدهشدن داشته باشد و جنسیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، جایگزین ارزیابی شایستگی نشود. مدیران و سیاستگذاران گردشگری میتوانند این مسیر را با اقداماتی مشخص تقویت کنند: تعریف معیارهای روشن برای انتخاب و ارتقا، فراهمکردن فرصتهای آموزشی برای کارکنان مستعد، ارزیابی منظم عملکرد، ایجاد امکان تجربهاندوزی در مسئولیتهای مدیریتی و بررسی دسترسی زنان و مردان به این فرصتها. ثبت و انتشار اطلاعات معتبر درباره ترکیب نیروی انسانی و مدیریت نیز میتواند به ارزیابی دقیقتر وضعیت کمک کند؛ البته چنین دادههایی زمانی ارزشمندند که روش جمعآوری و محدوده آنها روشن باشد. اهمیت این موضوع فقط به فرصتهای شغلی زنان محدود نمیشود. هر سازمانی که نتواند استعدادهای خود را بهدرستی شناسایی کند، ممکن است بخشی از ظرفیت انسانیاش را نادیده بگیرد. گردشگری نیز، بهعنوان صنعتی متکی بر دانش، تجربه، خلاقیت و کیفیت خدمات، به فرایندهایی نیاز دارد که انتخاب و پرورش مدیران را به تصمیمی حرفهای و قابل ارزیابی تبدیل کنند. پرسش این نیست که مدیریت باید سهمیهای برای زنان داشته باشد یا هر زن متخصصی الزاماً مدیر شود. پرسش این است که آیا مسیر رسیدن به مدیریت چنان روشن و حرفهای طراحی شده که زنان توانمند نیز بتوانند فرصت واقعی برای ورود به آن داشته باشند؟ اگر گردشگری ایران برای آینده خود به مدیران شایسته نیاز دارد، باید از همین امروز درباره چگونگی شناسایی، پرورش و انتخاب آنان جدیتر فکر کند. زیرا هیچ صنعتی نمیتواند از همه ظرفیتهای انسانی خود بهره ببرد، اگر بخشی از این ظرفیتها فرصت کافی برای دیدهشدن و آزمودهشدن پیدا نکنند.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ سید رضا صالحی امیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در نشست شورای راهبردی این وزارتخانه به بررسی ظرفیتهای بازار گردشگری چین پرداخت. او بازار چین را یکی از مهمترین فرصتها برای رشد صنعت گردشگری ایران دانست. وزیر میراثفرهنگی تصریح کرد که اگر ایران بتواند سهمی از بازار چین را جذب کند، به جهش قابلتوجهی در گردشگری دست خواهد یافت. او به ظرفیتهای بالای بازار چین اشاره کرد و افزود که گردشگران چینی در کشورهای مختلفی از جمله ترکیه و روسیه حضور دارند. سید رضا صالحی امیری یادآور شد که چین در زمینههایی که برنامهریزی مناسبی داشته، به موفقیتهای چشمگیری دست یافته است. از این رو، شناخت ساختار تصمیمگیری این کشور برای طراحی سیاستهای مؤثر گردشگری ضروری است. وی همچنین تأکید کرد که ویژگیهای اجتماعی و ساختارهای تصمیمگیری چین، نیاز به طراحی سازوکارهای هدفمند برای توسعه تعاملات گردشگری با این کشور را ایجاب میکند. جذب حتی سهمی کوچک از این بازار میتواند به افزایش ورود گردشگران و تحولی محسوس در صنعت گردشگری ایران منجر شود.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ نشست هماندیشی با هدف توسعه تعاملات گردشگری ایران و پاکستان در تهران برگزار شد. این نشست با حضور محسنی بندپی، معاون گردشگری کشور و عمران احمد صدیقی، سفیر پاکستان برگزار گردید. در این جلسه، جمعی از اعضای سفارت پاکستان و مدیران معاونت گردشگری نیز حضور داشتند. در این نشست، سند جامع همکاریها بررسی شد. همچنین سوابق تبادلات دوجانبه مرور گردید. این تبادلات شامل برقراری ۸ پرواز هفتگی از تهران و مشهد به لاهور، کراچی و اسلامآباد است. طرفین بر تسریع در صدور روادید گروهی تأکید کردند. همچنین توسعه زیرساختهای مرزی و استفاده از ظرفیتهای استانهای خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی مورد بحث قرار گرفت. در نهایت، اجرای تورهای ترکیبی با محوریت جاده ابریشم و گردشگری سلامت نیز به تصویب رسید. محسنی بندپی: تورهای ترکیبی جاده ابریشم و گردشگری سلامت در اولویت همکاری با پاکستان است معاون گردشگری کشور در نشست با سفیر پاکستان، با قدردانی از میانجیگری و مواضع سازنده اسلامآباد در تحولات اخیر، بر اراده جدی دو کشور برای رفع موانع و شکوفایی ظرفیتهای گردشگری تأکید کرد. دکتر محسنی بندپی توسعه تورهای ترکیبی فرهنگی و تاریخی با تمرکز بر مسیرهای جاده ابریشم، تسهیل تردد زائران ترانزیتی پاکستان به عتبات عالیات، اربعین و حج، و برنامهریزی برای سفر اساتید دانشگاه بهویژه اساتید زبان فارسی را از مهمترین سرفصلهای اجرایی مشترک برشمرد. وی همچنین توسعه گردشگری سلامت با اتکا به مراکز درمانی مجهز کشور و بسترسازی برای سرمایهگذاری مشترک در زیرساختهای نوار مرزی استانهای شرقی، بهویژه بلوچستان، را در اولویت دانست و گفت با حمایت سفارت و تقویت مسیرهای ارزانقیمت هوایی و زمینی، شاهد تحولی ملموس در پیوندهای دو ملت خواهیم بود. سفیر پاکستان: شناخت ایرانیان از تاریخ و ادبیات پاکستان باید افزایش یابد عمران احمد صدیقی، سفیر پاکستان در تهران، با اشاره به پیوندهای تاریخی، زبانی و دینی دو ملت، بهویژه اشتراک اقوام بلوچ، فارسیزبان و پشتون، گفت مردم پاکستان با مفاخر ایران همچون تختجمشید، پاسارگاد، حافظ و سعدی آشنایی عمیقی دارند، اما شناخت جامعه ایران از تاریخ و ادبیات پاکستان و شعر اردو کمتر است و این خلأ باید با برنامهریزی معاونت گردشگری جبران شود. وی افزود گردشگران پاکستانی فراتر از سفرهای زیارتی به مشهد، قم و زیارتگاههایی چون آستان قدس رضوی، شاه عبدالعظیم (ع)، بیبی شهربانو و آرامگاه امام محمد غزالی، به ظرفیتهای گردشگری سلامت ایران از جمله بیمارستانها و دهکده سلامت اصفهان نیز توجه دارند. سفیر پاکستان همچنین با اشاره به جذابیت و محتوای فاخر سریالهای پاکستانی، پیشنهاد داد تبادل رسانهای و نمایشی میان دو کشور جایگزین محصولات مشابه منطقهای شود.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر سرویس حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا صنعت هتلداری همواره با تغییر رفتار مسافران، پیشرفت فناوری و تحول در سبک زندگی انسانها روبهرو بوده است. زمانی وبسایتها و سیستمهای رزرو آنلاین، چهره بازار اقامت را تغییر دادند و پس از آن، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال به بخش جداییناپذیر ارتباط هتلها با مهمانان تبدیل شدند. اکنون متاورس و واقعیت مجازی، افق تازهای را پیش روی صنعت هتلداری گشودهاند؛ افقی که در آن تجربه مهمان میتواند پیش از سفر آغاز شود و حتی پس از پایان اقامت نیز ادامه پیدا کند. واقعیت مجازی با ایجاد محیطی سهبعدی و تعاملی، این امکان را فراهم میکند که کاربر بدون حضور فیزیکی، فضای یک هتل، اتاقها، رستوران، سالن همایش، استخر یا سایر امکانات مجموعه را مشاهده و تجربه کند. این فناوری میتواند تصمیمگیری مسافر را آسانتر کند؛ زیرا تصاویر ثابت و توضیحات متنی همیشه نمیتوانند تصویری دقیق از کیفیت و حالوهوای یک هتل ارائه دهند. اما تور مجازی به مهمان اجازه میدهد پیش از رزرو، در فضا حرکت کند و انتخاب آگاهانهتری داشته باشد. برای بسیاری از مسافران، بهویژه گردشگران بینالمللی، خانوادهها و برگزارکنندگان رویدادها، شناخت دقیق فضای هتل اهمیت زیادی دارد. یک شرکت میتواند سالن همایش را بهصورت مجازی بررسی کند، یک خانواده میتواند چیدمان اتاق و امکانات مناسب کودکان را ببیند و یک مسافر میتواند فاصله اتاق تا رستوران یا چشمانداز پنجره را پیش از سفر ارزیابی کند. این شفافیت، احتمال نارضایتی و فاصله میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی را کاهش میدهد. متاورس تنها به نمایش مجازی اتاقها محدود نمیشود. هتلها میتوانند در فضاهای دیجیتال، شعبه یا محیطی مجازی ایجاد کنند که کاربران در آن با برند، خدمات و هویت مجموعه آشنا شوند. در چنین محیطی، مهمان میتواند با یک راهنمای مجازی گفتوگو کند، درباره مقصد اطلاعات بگیرد، خدمات مختلف را بشناسد، اتاق خود را انتخاب کند یا حتی پیش از ورود، برنامه اقامت خود را طراحی کند. این تجربه اگر با خلاقیت و شناخت درست نیازهای مخاطب همراه باشد، میتواند ارتباط میان برند و مهمان را عمیقتر کند. یکی از مهمترین فرصتهای متاورس برای صنعت هتلداری، بازاریابی تجربهمحور است. تبلیغات سنتی معمولاً درباره ویژگیهای یک هتل صحبت میکنند، اما فناوریهای غوطهورکننده اجازه میدهند مخاطب بخشی از تجربه را پیشاپیش احساس کند. برای مثال، یک هتل ساحلی میتواند فضای طلوع خورشید، صدای امواج و امکانات تفریحی خود را در قالب تجربهای مجازی به نمایش بگذارد. هتلهای تاریخی نیز میتوانند با بازسازی دیجیتال بنا، داستان معماری و فرهنگ مقصد را برای مخاطبان روایت کنند. واقعیت مجازی همچنین در آموزش کارکنان کاربرد فراوانی دارد. کارکنان هتل میتوانند در محیطی شبیهسازیشده، موقعیتهای مختلف را تمرین کنند؛ از نحوه پذیرش مهمان و پاسخگویی به شکایت گرفته تا مدیریت شرایط اضطراری، تخلیه ساختمان و مواجهه با موقعیتهای پیشبینینشده. این آموزشها بدون ایجاد فشار بر عملیات واقعی هتل انجام میشوند و به کارکنان اجازه میدهند پیش از مواجهه با یک موقعیت واقعی، واکنش مناسب را تمرین کنند. در بخش طراحی و مدیریت نیز این فناوری میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند. مدیران و سرمایهگذاران میتوانند پیش از ساخت یا بازطراحی یک مجموعه، فضای پیشنهادی را بهصورت مجازی بررسی کنند. چیدمان اتاقها، مسیر حرکت مهمان، نورپردازی، دسترسیها و حتی حس کلی فضا را میتوان پیش از اجرای نهایی ارزیابی کرد. این امر احتمال خطا و هزینههای اصلاحی را کاهش میدهد و امکان مشارکت بیشتر ذینفعان در فرایند طراحی را فراهم میسازد. از سوی دیگر، متاورس میتواند نقش هتلها را از محل اقامت به مرکز تجربه و تعامل تبدیل کند. در آینده، یک هتل ممکن است علاوه بر ارائه اتاق و خدمات رفاهی، میزبان رویدادهای مجازی، نمایشگاههای دیجیتال، نشستهای بینالمللی و برنامههای فرهنگی باشد. افرادی که امکان سفر ندارند، میتوانند از طریق آواتار یا ابزارهای واقعیت مجازی در این رویدادها شرکت کنند. به این ترتیب، هتل میتواند مخاطبانی فراتر از مهمانان حاضر در ساختمان خود جذب کند. این فناوری در حوزه گردشگری مقصد نیز فرصتهای ارزشمندی ایجاد میکند. هتلها میتوانند پیش از ورود مسافر، جاذبههای اطراف، مسیرهای گردشگری، موزهها، بازارهای محلی و تجربههای فرهنگی را به شکل مجازی معرفی کنند. چنین رویکردی هم به فروش خدمات جانبی کمک میکند و هم ارتباط هتل را با اقتصاد و هویت مقصد افزایش میدهد. هتل در این حالت تنها محل خواب و اقامت نیست، بلکه به دروازهای برای کشف فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی مقصد تبدیل میشود. با وجود این فرصتها، نباید متاورس و واقعیت مجازی را جایگزین کامل مهماننوازی واقعی دانست. اساس صنعت هتلداری همچنان بر ارتباط انسانی، آرامش، امنیت، پاکیزگی و کیفیت خدمات استوار است. هیچ تجربه مجازی نمیتواند بهطور کامل جایگزین اقامت در یک اتاق واقعی، گفتوگو با کارکنان، چشیدن غذای محلی یا تماشای یک منظره از نزدیک شود. فناوری باید در خدمت تجربه انسانی قرار گیرد، نه اینکه آن را حذف کند. هزینه راهاندازی، نیاز به زیرساخت فنی، دسترسی محدود برخی مخاطبان به تجهیزات واقعیت مجازی، پیچیدگی تولید محتوای سهبعدی و مسائل مربوط به حریم خصوصی، از جمله چالشهای این مسیر هستند. همچنین، اگر محتوای مجازی با تجربه واقعی هتل همخوان نباشد، میتواند موجب افزایش انتظار و در نهایت نارضایتی مهمان شود. بنابراین، استفاده از این فناوری نیازمند صداقت، برنامهریزی و هماهنگی میان وعدههای دیجیتال و کیفیت واقعی خدمات است. برای هتلهای ایران نیز این حوزه میتواند فرصت قابلتوجهی ایجاد کند. معرفی مجازی هتلهای تاریخی، تجربه دیجیتال بناهای فرهنگی، نمایش جاذبههای طبیعی، جذب گردشگران خارجی و برگزاری رویدادهای بینالمللی، تنها بخشی از ظرفیتهای پیشروست. با این حال، موفقیت در این مسیر به تولید محتوای باکیفیت، توجه به زبانها و فرهنگهای مختلف، آموزش نیروی انسانی و ایجاد همکاری میان هتلها، شرکتهای فناوری و نهادهای گردشگری نیاز دارد. آینده صنعت هتلداری احتمالاً ترکیبی از حضور فیزیکی و تجربه دیجیتال خواهد بود. مهمان ممکن است سفر خود را با یک بازدید مجازی آغاز کند، اتاقش را در فضای سهبعدی انتخاب کند، از طریق یک دستیار هوشمند برنامه اقامتش را تنظیم کند و پس از بازگشت نیز در رویدادهای مجازی هتل شرکت داشته باشد. در این میان، هتلهایی موفقتر خواهند بود که فناوری را نه بهعنوان یک نمایش تجملی، بلکه بهعنوان ابزاری برای شناخت بهتر مهمان، شخصیسازی خدمات و خلق ارزش به کار گیرند.
ایجاد شده: چهار روز قبل آخرین ویرایش: چهار روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ سفیر کره جنوبی، کیم جون پیو، در سفر اخیر خود به یزد، از تاریخ کهن و فرهنگ اصیل این شهر دیدن کرد. او در این سفر، از مهماننوازی مردم یزد نیز تمجید نمود. صفحه رسمی سفارت کره جنوبی ویدئویی از این سفر منتشر کرد. در این ویدئو، سفیر از مکانهای تاریخی یزد مانند آتشکده زرتشتیان و برج خاموشان بازدید کرد. همچنین، او به بافت تاریخی یزد نیز توجه ویژهای داشت. سفارت کره جنوبی در پیامی به پیشینه تاریخی یزد اشاره کرد. در این پیام، ظرفیتهای یزد برای پیشرفت و شکوفایی ذکر شده است. سفارت ابراز امیدواری کرد که دوستی و همکاری میان ایران و کره در کنار این شکوفایی، روزبهروز گسترش یابد. سفیر کره جنوبی به خاطر علاقهاش به موسیقی ایرانی شناخته شده است. او در یزد نیز روی صحنه رفت و ترانه مشهور سلطان قلبها را اجرا کرد.
ایجاد شده: چهار روز قبل آخرین ویرایش: چهار روز قبل اخبار داخلی
✍🏻 عباس مهدوی | خبرنگار یک الگوی رفتاری تکراری و پرهزینه سالهاست بر سیاستگذاری گردشگری کشور سایه انداخته است؛ در روزهای ثبات، اعتبارات و توان دیپلماسی کشور صرف بازارها و مقاصدی میشود که سنخیت چندانی با واقعیتهای ژئوپلیتیک و فرهنگی ما ندارند؛ اما به محض بروز نخستین تلاطمهای سیاسی، تحریمها یا هشدارهای مسافرتی و خالی شدن هتلها، مدیران سراسیمه به یاد کشورهای همسایه و حوزههای تمدنی مشترک میافتند. این نگاه فصلی، مقطعی و انفعالی، گردشگری ایران را در یک چرخه آزمون و خطای دائمی گرفتار کرده است. سالهاست سرمایههای مادی و معنوی متعددی صرف بازارهایی مانند اروپای غربی، چین یا روسیه میشود. برای آنها هفتههای فرهنگی برگزار میکنیم، در نمایشگاهها به شیوههای سنتی غرفه میزنیم و لغو روادید یکطرفه را در دستور کار قرار میدهیم؛ اما دادههای واقعی چه میگویند؟ از صدها میلیون گردشگر خروجی چین یا جریان مسافران روس، سهم ایران حتی به کسری از یک درصد هم نمیرسد. گردشگر روس ترجیح میدهد مقصد تفریحی تثبیتشدهای مانند ترکیه را برگزیند و با کوچکترین تنش منطقهای، گردشگران غربی و حتی چینی با توصیههای اکید وزارتخانههای خارجهشان سفر به ایران را لغو میکنند. رفتن به سراغ طرحهای کمبازدهای مانند تعریف خطوط پروازی و تورهای مشترک با مقاصد دوردستی چون ونزوئلا نیز نشان داد که گاهی تفننهای تبلیغاتی جایگزین عقلانیت بازاریابی ژئوپلیتیک میشود. پرسش بنیادین این است: چرا همسایگان ما که از اشتراکات تاریخی، مذهبی، پیوندهای زمینی، مرزهای ارزان و علاقه متقابل برخوردارند، تنها «گزینه دوم» یا «سپر روزهای سخت» به شمار میروند!؟ کشوری که دارای مؤلفههای هویتی و فرهنگی متمایز است، باید ستون فقرات اقتصاد گردشگری خود را بر پایه حوزهای بنا کند که پایداری رفتوآمد در آن به حداقل نوسانات حساس باشد: یعنی جغرافیای فرهنگی و حوزه تمدنی ایران. گنجینههای مغفول در مدار پیرامونی نکته مهمی که در نگرش مدیران حوزه گردشگری ایران باید به شکل برجستهای مورد توجه قرار بگیرد این است که همسایگان ما فقط یک بازار اضطراری نیستند، بلکه فرصتهای بالقوۀ اقتصادیاند: ۱- عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس: گردشگر عراقی یا عمانی فقط برای زیارت نمیآید؛ حوزه گردشگری سلامت، خرید و گردشگری طبیعی در شمال کشور ظرفیت مناسبی برای طراحی تورهای ترکیبی (مشهد-شمال-شیراز) دارد. با این حال، هنوز نتوانستهایم یک زنجیره ارزش خدماترسانی شایسته و حرفهای برای این جمعیت میلیونی ایجاد کنیم. ۲- ارمنستان، قفقاز و آسیای میانه: ارمنستان با وجود مرز زمینی و نزدیکی فرهنگی و تاریخی (بهویژه وجود میراث کلیساهای ثبت جهانی در شمالغرب ایران) به شدت نیازمند معرفی چهره واقعی ایران است. تاجیکستان و ازبکستان به عنوان پارههای تمدنی زبان فارسی و هویت مشترک، و ترکمنستان با اشتراکات قومی و مفاخری نظیر «مخدومقلی فراغی»، ظرفیتهای بکری هستند که زیرساخت دیپلماسی فرهنگی ما کمتر روی آنها سرمایهگذاری واقعی و پایدار کرده است. ۳- ترکیه، پاکستان و افغانستان: در ترکیه بهجای تمرکز صرف بر مسافران خروجی ایران، میتوان با تکیه بر سرمایههای نمادین مشترک اقدام کرد؛ اقدام ارزندهای که اخیراً در پیوند خوی و قونیه (محور شمس و مولانا) کلید خورد، نشان داد چقدر تشنه گردشگری ادبی و هویتی هستیم. در پاکستان نیز جامعه میلیونی شیعیان و علاقهمندان به فرهنگ ایرانی فراتر از ظرفیتهای موجود میتوانند رونقبخش باشند. حتی تغییرات پولی منطقه و رشد ارزش پول ملی برخی از همین همسایگان، سفر به ایران را برای طبقه متوسط آنها بسیار جذاب و اقتصادی کرده است؛ ظرفیتی که متأسفانه با پیشداوریهای کهنه و نگاههای سنتی مهاجرتی نادیده گرفته میشود. بازتعریف روایتها؛ سرمایههای اجتماعی و تاریخی فراملی علاوه بر همسایگان، ما از قدرت روایتگری تاریخی حتی در تعامل با جهان غافل بودهایم. رویکرد ما در رویدادهای بینالمللی عمدتاً به توزیع بروشور و روشهای نخنما محدود شده و دست روی نقاط عطف تاریخی نگذاشتهایم. میزبانی از پناهندگان لهستانی در جنگ جهانی دوم: در روزهایی که قاره اروپا در آتش جنگ و کشتار میسوخت و ایران خود با قحطی و اشغال متفقین روبهرو بود، مردم این سرزمین بیش از ۱۰۰ هزار پناهجوی لهستانی را از بندر انزلی تا تهران و اصفهان و اهواز پناه دادند و زندگی دوباره بخشیدند. آرامستانها و ردپای تاریخی این رویداد، بزرگترین سند مهماننوازی و اخلاق زیستی ایرانیان است؛ روایتی بینالمللی که میتواند به محوری برای گردشگری پیوند و یادبود تبدیل شود. راه آهن ایران؛ «پل پیروزی» : اگر شریان راهآهن شمال-جنوب ایران و فداکاری لجستیکی این ملت نبود، سرنوشت استالینگراد و جغرافیای جنگ در مواجهه با ماشین جنگی نازیها به گونهای دیگر رقم میخورد. آیا تاکنون از این مسیر تاریخی برای جلب توجه گردشگران روس و علاقهمندان به تاریخ جنگ بهره بردهایم؟ دیپلماسی چهرهها و چهرههای ادبی–فرهنگی: تجربیات موفق نویسندگان و شخصیتهای فرهنگی مانند شهزاده ایگوال در معرفی ایران به جامعه نخبگانی و مردم ترکیه نشان میدهد که دیپلماسی فرهنگی و استفاده از چهرههای اصیل ایرانی در خارج از کشور، دهها برابر مؤثرتر از هیئتهای رسمی و همایشهای اداری بازدهی دارد. بازگشت به سیاست حسن همجواری در گردشگری اگر میخواهیم تابآوری صنعت گردشگری کشور ارتقا یابد، دستگاههای متولی -شامل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- باید از موازیکاری دست بردارند و راهبرد نگاه به حوزه تمدنی را از یک تاکتیک اضطراری به یک استراتژی دائمی تبدیل کنند. همسایگان ما متوجه این رفتار گزینشی و فصلی میشوند؛ رفتاری که پیام میدهد: «تنها زمانی که راهها بسته است، سراغ شما میآییم». برای ساختن اقتصادی پایدار، باید همسایگی فرهنگی، راههای زمینی، تسهیلات مرزی، اشتراکات غذایی، آیینی و مفاخر مشترک، اولویت نخست و بیچونوچرای سبد گردشگری ورودی ایران باشد؛ چه در روزهای آرامش و چه در روزهای بحران.
ایجاد شده: پنج روز قبل آخرین ویرایش: پنج روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش سرویس خارجی تور نیوز؛ ملبورن استرالیا بهعنوان میزبان کنفرانس بینالمللی Women Deliver 2026، توانایی خود در جذب مخاطبان بینالمللی را به نمایش گذاشت. این کنفرانس از تاریخ ۲۷ تا ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد و بیش از ۶۱۰۰ شرکتکننده از ۱۸۹ کشور در آن شرکت خواهند کرد. گزارش دفتر همایشهای ملبورن نشان میدهد که برگزاری این رویداد حدود ۴۲ میلیون دلار استرالیا به اقتصاد ایالت ویکتوریا کمک خواهد کرد. این رویداد همچنین زمینه جذب بیش از ۱۹۰ میلیون دلار تعهد مالی جدید برای حمایت از برابری جنسیتی را فراهم میکند. موفقیت ملبورن در میزبانی این کنفرانس به همکاری موثر دولت ایالتی، مدیریت شهری، نهادهای گردشگری و سازمانهای بینالمللی وابسته است. هماهنگی در زمینه صدور ویزا و فراهم کردن امکانات دسترسپذیر نیز به تسهیل حضور مهمانان بینالمللی کمک کرده است. تجربه ملبورن نشان میدهد که میزبانی کنفرانسهای بینالمللی میتواند به ابزاری برای جذب گردشگر و رونق اقتصاد محلی تبدیل شود. چنین رویدادهایی علاوه بر ایجاد درآمد مستقیم، فرصت معرفی ظرفیتهای مقصد و افزایش اعتبار شهر میزبان را نیز فراهم میآورند.
ایجاد شده: 24/مهر/1405 آخرین ویرایش: 24/مهر/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز؛ علیرضا زاکانی، شهردار تهران، نام مجموعه مدیریتی برج میلاد را به "شرکت گردشگری و تفریحی میلاد تهران" تغییر داد. همچنین، او عباس حیدری را بهعنوان مدیرعامل جدید این شرکت منصوب کرد. این حکم بهمنظور توسعه گردشگری شهری صادر شده است. مأموریتهای جدید شامل معرفی ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و گردشگری پایتخت است. همچنین، احیا و بهرهبرداری بهینه از میراث فرهنگی و تاریخی تهران نیز از اهداف این شرکت اعلام شده است.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 23/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایهگذاریها در کلانشهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیتهایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ ظرفیتهایی که در صورت بهرهبرداری صحیح، میتوانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهمترین این فرصتهاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیینهای محلی، صنایعدستی و سبک زندگی اصیل، سرمایههای ارزشمندی هستند که میتوانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه بهتنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیتهای بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل میشود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیرهای از فرصتهای اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران میتواند به رونق اقامتگاههای بومی، رستورانها، حملونقل، صنایعدستی و فروش محصولات محلی بیانجامد و درآمد را در بخشهای مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از کسبوکارهای محلی، میتواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آیندهای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفهای مقصد و مشارکت مردم محلی امکانپذیر نیست. همچنین حفاظت از محیطزیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاههای متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیتهای هر منطقه را شناسایی و برای بهرهبرداری از آنها برنامهریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، ساماندهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، میتواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایهگذاریهای عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیتها و مدیریت صحیح آنها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشتههای آنها نیاز دارد. گردشگری راهحلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامهریزی، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، میتواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصتهای توسعه بازمیگرداند.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 22/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها