✍🏻 سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا در هر مجموعه گردشگری، انتخاب مدیر فقط تصمیمی درباره یک فرد نیست؛ تصمیمی است درباره اینکه چه تواناییهایی ارزشمند شمرده میشوند، چه کسانی فرصت پیشرفت پیدا میکنند و آینده آن مجموعه به دست چه افرادی سپرده میشود. اما وقتی صحبت از زنان متخصص گردشگری به میان میآید، یک پرسش جدی مطرح میشود: آیا داشتن دانش، تجربه و توانایی حرفهای برای رسیدن به جایگاه مدیریت کافی است؟ مدیریت در گردشگری به چیزی فراتر از عنوان شغلی نیاز دارد. شناخت بازار، توانایی تصمیمگیری، مدیریت منابع، حل مسئله و پاسخگویی در برابر نتایج، بخشی از شایستگیهای موردنیاز مدیران این صنعتاند. این تواناییها نه به زنان اختصاص دارند و نه در انحصار مرداناند؛ باید در عمل شکل بگیرند، سنجیده شوند و فرصت بروز پیدا کنند. بنابراین، بحث درباره حضور زنان در مدیریت، پیش از هر چیز بحث درباره چگونگی شناسایی و ارزیابی استعدادهای حرفهای است. بااینحال، استعداد زمانی به فرصت مدیریتی تبدیل میشود که مسیر رشد نیز وجود داشته باشد. تجربهاندوزی، آموزش، واگذاری مسئولیتهای متناسب، ارزیابی عملکرد و امکان معرفی برای جایگاههای بالاتر، بخشی از این مسیرند. اگر این مراحل روشن نباشند، ممکن است سازمان حتی از وجود برخی استعدادهای خود نیز آگاه نشود. این مسئله مختص زنان نیست؛ اما بررسی آن از منظر زنان متخصص اهمیت ویژهای دارد، زیرا کلیشههای جنسیتی و انتظارات اجتماعی میتوانند بر تجربه حرفهای و فرصتهای پیشرفت آنان تأثیر بگذارند. پژوهشهای دانشگاهی درباره زنان فعال در گردشگری ایران نیز به موانع اجتماعی و سازمانی پیشرفت حرفهای اشاره کردهاند. این مطالعات بهتنهایی برای تعیین میزان یا گستره این موانع در سراسر صنعت گردشگری کشور کافی نیستند؛ اما نشان میدهند که نمیتوان مسیر شغلی زنان را فقط با تکیه بر تلاش فردی توضیح داد. برای فهم فرصتهای مدیریتی، باید علاوه بر توانایی افراد، شرایطی را هم بررسی کرد که در آن تواناییها شناسایی و ارزیابی میشوند. در اینجا مسئله از یک پرسش فردی فراتر میرود: وقتی یک جایگاه مدیریتی خالی میشود، نام چه کسانی به ذهن تصمیمگیران میرسد و این افراد چگونه به فهرست گزینهها راه پیدا کردهاند؟ آیا معیارهای انتخاب از قبل روشناند؟ آیا کارکنان مستعد برای پذیرش مسئولیتهای بالاتر آموزش میبینند؟ آیا تجربه و عملکرد حرفهای آنها بهصورت منظم ارزیابی میشود؟ این پرسشها درباره نتیجه یک انتصاب خاص نیستند؛ درباره کیفیت فرایندیاند که مدیران آینده را شناسایی میکند. شایستهگزینی زمانی معنا پیدا میکند که معیارها مشخص باشند و امکان ارزیابی آنها وجود داشته باشد. اگر سازمانی دانش تخصصی، تجربه مرتبط، توانایی حل مسئله و عملکرد قابل سنجش را معیار انتخاب مدیر قرار میدهد، باید بتواند توضیح دهد که این معیارها چگونه در فرایند انتخاب به کار میروند. شفافیت در این زمینه به معنای حذف اختیار مدیریتی نیست؛ به معنای آن است که تصمیمها تا حد امکان بر مبنای معیارهای حرفهای و قابل دفاع گرفته شوند. برای زنان متخصص گردشگری، چنین رویکردی میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. فرصت پیشرفت نباید به این وابسته باشد که فرد تا چه اندازه در شبکههای غیررسمی شناخته شده است یا چه کسی نام او را برای مسئولیتی مطرح میکند. در مقابل، نباید فرض کرد هر انتصاب غیرشفافی لزوماً نتیجه تبعیض جنسیتی است یا هر زن متخصصی خواهان مدیریت است. مسئله، ایجاد مسیری حرفهای است که در آن توانایی افراد فرصت دیدهشدن داشته باشد و جنسیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، جایگزین ارزیابی شایستگی نشود. مدیران و سیاستگذاران گردشگری میتوانند این مسیر را با اقداماتی مشخص تقویت کنند: تعریف معیارهای روشن برای انتخاب و ارتقا، فراهمکردن فرصتهای آموزشی برای کارکنان مستعد، ارزیابی منظم عملکرد، ایجاد امکان تجربهاندوزی در مسئولیتهای مدیریتی و بررسی دسترسی زنان و مردان به این فرصتها. ثبت و انتشار اطلاعات معتبر درباره ترکیب نیروی انسانی و مدیریت نیز میتواند به ارزیابی دقیقتر وضعیت کمک کند؛ البته چنین دادههایی زمانی ارزشمندند که روش جمعآوری و محدوده آنها روشن باشد. اهمیت این موضوع فقط به فرصتهای شغلی زنان محدود نمیشود. هر سازمانی که نتواند استعدادهای خود را بهدرستی شناسایی کند، ممکن است بخشی از ظرفیت انسانیاش را نادیده بگیرد. گردشگری نیز، بهعنوان صنعتی متکی بر دانش، تجربه، خلاقیت و کیفیت خدمات، به فرایندهایی نیاز دارد که انتخاب و پرورش مدیران را به تصمیمی حرفهای و قابل ارزیابی تبدیل کنند. پرسش این نیست که مدیریت باید سهمیهای برای زنان داشته باشد یا هر زن متخصصی الزاماً مدیر شود. پرسش این است که آیا مسیر رسیدن به مدیریت چنان روشن و حرفهای طراحی شده که زنان توانمند نیز بتوانند فرصت واقعی برای ورود به آن داشته باشند؟ اگر گردشگری ایران برای آینده خود به مدیران شایسته نیاز دارد، باید از همین امروز درباره چگونگی شناسایی، پرورش و انتخاب آنان جدیتر فکر کند. زیرا هیچ صنعتی نمیتواند از همه ظرفیتهای انسانی خود بهره ببرد، اگر بخشی از این ظرفیتها فرصت کافی برای دیدهشدن و آزمودهشدن پیدا نکنند.
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمیمانند؛ آنها بزرگ میشوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب میکنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیمساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آنها آماده میشود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیامهای مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصتهایی که برای دختران فراهم میکنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهمکردن فرصتهای برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آنها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهاناند. بنابراین، کیفیت فرصتهایی که اکنون در اختیارشان قرار میگیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط میشود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزشدیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربهای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهماننوازی تا فرصتهای حرفهای هتلداری و مهماننوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی بهسادگی دیده نمیشوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوتهای فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیتهای پیشبینینشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسانها و پاسخگویی حرفهای به نیازهای آنها وابسته است. اما مهماننوازی را نباید به مجموعهای از ویژگیهای ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیمگیری، قابلیتهایی انسانی و حرفهایاند که میتوان آنها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آنها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همانطور که نمیتوان نقش مردان را در این حرفه تنها با تواناییهای فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهماننوازی مناسباند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهماننوازی برای استفاده از تمام ظرفیتهای حرفهای زنان فرصت برابر فراهم میکند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به بخشهایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آنها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصتهای نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسیشده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حملونقل آبی مسافری را تشکیل میدهند. این ارقام بهتنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخشهای گردشگری جهان ارائه نمیکنند، اما نشان میدهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی بهطور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یکپنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این دادهها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفهای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته میکنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر میدهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبهرو میکنند: دخترانی که امروز در حال تحصیلاند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزهها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزشهای مرتبط، آشنایی با فرصتهای شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفهای آنها نیز فکر کنیم. سرمایهگذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامهای نمادین در مناسبتهای جهانی محدود شود. این توجه میتواند از سالهای آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و تواناییهای خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف میتواند بر انتخابهای آینده آنها اثر بگذارد. معرفی حرفههای متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامههای آموزشی و آشنایی با محیطهای کاری، فراهمکردن فرصتهای مهارتآموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسبوکارهای گردشگری، اقدامهایی هستند که میتوانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهمکردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا میکند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتلها و شرکتهای گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاستگذاران و تشکلهای حرفهای نیز میتوانند با گردآوری دادههای دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخشهای مختلف گردشگری، امکان برنامهریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آنها از جایگاههای مدیریتی و موانع پیشرفتشان بهدرستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاستهای مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران بهعنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آنها در ساختار حرفهای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا میشود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربهای تازه برای گردشگران بسازد، کسبوکاری راهاندازی کند، فناوریهای سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصتهای آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفهای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمیتواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بیتفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گستردهتر درباره بهرهگیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، بهجای تکرار این جمله که دختران آیندهسازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشتهایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگریاند؛ آیندهای که نمیتوان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بیآنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.
ایجاد شده: 19/مهر/1405 آخرین ویرایش: 19/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدمهایی را به ما میدهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتابها باقی نمیمانند؛ میتوانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدمهاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آنقدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمیگنجید. شمس، آینهای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراثهای عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرنها بعد هنوز میلیونها انسان را به سوی خود میکشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، افتتاح شد؛ پروژهای که بر اساس گزارشهای منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهرهبرداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بودهایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آنسوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سالهاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمیکند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروهها و ورودیهای غیرثبتشده در گیتهای اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی میتواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبتشده نیز گردشگر خارجی بودهاند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیونها شب اقامت، رستوران، حملونقل، خرید، صنایعدستی، تور، راهنمای گردشگری و دهها فعالیت اقتصادی دیگر. مهمتر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامههای مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همینجا یک درس مهم به ما میدهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل میشود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد میکند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرنهاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، میتوان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر میرسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بینالمللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقهای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی بهطور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمیتوان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان میدهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظهکارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده میتواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار میرسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید میکنم: اینها پیشبینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینهکرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینهکرد آنها اندازهگیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار میکند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که میتواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا میکند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بینالمللی، هتل، رستوران، صنایعدستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعهای از جاذبههای شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخشهای گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگتر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبهخود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی میتواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بینالمللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامههای ویژه برای گردشگران خارجی. حتی میتوان یک ایده بزرگتر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً میتوان یک مسیر فرهنگی بینالمللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر میتواند نهتنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقهمند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطهای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سالها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشتهام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سالها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایستهاش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگتر است؛ پروژهای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحهای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیدهایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتلها، رستورانها، راهنمایان، صنایعدستی، فروشگاهها و کسبوکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت میتوان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی میتواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرنها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگترین گنجها، همانهایی هستند که سالها کنار دستمان بودهاند و ما ارزششان را ندیدهایم. و امروز، شاید مهمترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور میکنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی میسازیم؟
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ بر اساس مطالعهای که توسط گارتنر و با همکاری هزار و 300 مدیر حوزه بازاریابی انجام شده، 18 درصد از این مدیران اعلام کردند که به دلیل خودکارسازی، برخی از موقعیتهای ابتدایی در بازاریابی حذف شدهاند. در مقابل، 16 درصد از شرکتکنندگان در این تحقیق بیان کردند که برای همگام شدن با پیشرفتهای فناوری، موقعیتهای شغلی جدیدی ایجاد کردهاند. مدیران ارشد بازاریابی اکنون باید هنگام استخدام نیروهای تازهکار، علاوه بر مهارتهای اجرایی، توانایی آنها در تفکر راهبردی و انتقادی را نیز مورد ارزیابی قرار دهند. این پژوهش همچنین نشان میدهد که مهارتهایی نظیر ارتباط مؤثر، همدلی و مدیریت تعارض باید بهطور جدی در مراحل ابتدایی مسیر شغلی تقویت شوند. از سوی دیگر، کمبود مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی به یکی از نگرانیهای اصلی مدیران بازاریابی تبدیل شده است. در نظرسنجیای که درباره مسیر شغلی و دستمزد در سال 2026 انجام شد، 66.5 درصد از شرکتکنندگان اظهار کردند که در 12 ماه گذشته با شکاف مهارتی در زمینه هوش مصنوعی در تیمهای خود مواجه بودهاند. این میزان نگرانی حتی بیشتر از کمبود مهارت در حوزه داده و تحلیل، با 44.2 درصد و شناخت فناوریهای بازاریابی با 31.1 درصد، گزارش شده است.
ایجاد شده: 10/مهر/1405 آخرین ویرایش: 10/مهر/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز؛ به گزارش هتل نیوز، محمدرضا توکلیزاده، رئیس اتاق بازرگانی خراسان رضوی، به اهمیت سرمایهگذاری در گردشگری مشهد اشاره کرد. او بیان کرد که شرایط گردشگری مشهد بهطور مستقیم تحت تأثیر وضعیت عمومی کشور قرار دارد. اختلالات اخیر در پروازها و حملونقل، تأثیرات منفی بر صنعت گردشگری این شهر گذاشته است. توکلیزاده ادامه داد که انتظارات از هتلها و میزان ورودی مسافران باید با واقعیتهای موجود کشور تنظیم شود. او تأکید کرد که سرمایهگذاری در مشهد همچنان دارای توجیه اقتصادی است. این امر به دلیل آن است که سرمایهگذاران به جای تمرکز بر شرایط مقطعی، به چشمانداز میانمدت و بلندمدت توجه میکنند. وی همچنین به پتانسیل بالای ایران در صنعت گردشگری اشاره کرد. به گفته توکلیزاده، کشور به دلیل پیشینه تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی خود همواره فرصتهای خوبی برای رشد دارد. او معتقد است که صنعت گردشگری در ایران در آینده به موفقیت خواهد رسید.
ایجاد شده: 7/مهر/1405 آخرین ویرایش: 7/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا در صنعت مهماننوازی، همهچیز با اعداد سنجیده میشود؛ نرخ اشغال، درآمد هر اتاق، امتیاز رضایت مهمان، میانگین زمان پاسخگویی و میزان بازگشت مشتری. این شاخصها برای مدیریت و ارزیابی عملکرد ضروریاند، اما در میان این همه عدد، یک معیار مهم معمولاً کمتر دیده میشود؛ معیاری که شاید در ترازنامهها ثبت نشود، اما میتواند سرنوشت یک مجموعه را تغییر دهد: DQ یا ضریب شرافت. ضریب شرافت را میتوان میزان پایبندی یک مجموعه و کارکنان آن به صداقت، انصاف، مسئولیتپذیری و کرامت انسانی دانست. این ضریب نشان میدهد که یک هتل، رستوران، اقامتگاه یا مجموعه گردشگری تا چه اندازه در رفتار با مهمان، کارکنان، تأمینکنندگان و جامعه، اصول اخلاقی خود را حفظ میکند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/7Yp3N
ایجاد شده: 7/مهر/1405 آخرین ویرایش: 7/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش سرویس خارجی تور نیوز؛ در روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶، السالوادور با ثبت ۳۷ درصد رشد در ورود گردشگران بینالمللی، به جمع پنج مقصد با بالاترین رشد گردشگری جهانی پیوست. دادههای سازمان جهانی گردشگری نشان میدهد که کالدونیای جدید با ۴۱ درصد رشد، در جایگاه نخست قرار دارد. پس از آن، السالوادور با ۳۷ درصد، پاراگوئه با ۳۴ درصد، بوتان با ۳۱ درصد و وانواتو با ۳۰ درصد به ترتیب در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. این کشور همچنین در میان مقاصد قاره آمریکا، بالاترین میزان رشد ورود گردشگران بینالمللی را در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ ثبت کرده است. این آمار همزمان با میزبانی السالوادور از مراسم روز جهانی گردشگری منتشر شده است. این رویداد در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار میشود و بر آینده گردشگری و نقش فناوری و هوش مصنوعی در این صنعت تمرکز دارد.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار خارجی
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 احمد دیناری | مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان شمالی در سالهای فعالیت اجرایی، مدیریتی و میدانی ام در صنعت گردشگری، همواره یک توصیه را به فعالان و بهرهبرداران تأسیسات گردشگری داشتهام؛ توصیهای که معتقدم میتواند در موفقیت حرفهای آنان نقش مهمی ایفا کند: عضویت در تشکل حرفهای مرتبط با کسبوکار خود. اگر هتلدار هستید، عضو جامعه حرفه ای هتلداران استان خود شوید. اگر دفتر یا شرکت خدمات مسافرتی و گردشگری دارید، به تشکل حرفهای دفاتر خدمات مسافرتی استان بپیوندید. اگر بهرهبردار اقامتگاه بومگردی هستید، در تشکل حرفهای بومگردی عضویت داشته باشید و اگر راهنمای گردشگری هستید، عضویت در انجمن حرفه ای راهنمایان گردشگری استان را جدی بگیرید. برخی از فعالان گردشگری، حق عضویت اولیه یا حق عضویت سالانه را یک هزینه اضافی میدانند؛ در حالی که از نگاه من، این مبلغ در واقع نوعی سرمایهگذاری برای توسعه اعتبار، شبکه ارتباطی و آینده حرفهای کسبوکار است. نخستین مزیت عضویت در تشکلهای حرفهای، افزایش اعتبار کسبوکار است. زمانی که نام و نشان یک تشکل معتبر در کنار برند شما قرار میگیرد، مشتریان، سرمایهگذاران، دستگاههای اجرایی و حتی همکاران صنفی، نگاه حرفهایتری به مجموعه شما خواهند داشت. این عضویت را میتوان در وبسایت، شبکههای اجتماعی، کارت ویزیت، بروشورها، کاتالوگها، غرفههای نمایشگاهی و سایر ابزارهای تبلیغاتی معرفی کرد و از آن به عنوان یکی از مؤلفههای اعتبار برند استفاده نمود. مزیت مهم دیگر، بهرهمندی از فرصتهای آموزشی و مشاوره ای است. بسیاری از تشکلهای حرفهای گردشگری به صورت مستمر دورههای آموزشی، کارگاههای تخصصی، نشستهای انتقال تجربه و برنامههای توانمندسازی مدیران و کارکنان و جلسات مشاوره ای در زمینه های حقوقی، مالیاتی، بیمه و غیره برگزار میکنند و حضور در این برنامهها موجب بهروز شدن دانش حرفهای و رفع برخی مشکلات جاری کسب و کار خواهد شد. شبکهسازی نیز یکی از ارزشمندترین دستاوردهای عضویت در این تشکلهاست. بسیاری از همکاریهای اقتصادی، مشارکتهای سرمایهگذاری، معرفی مشتریان، تبادل تجربه و حتی حل مسائل صنفی، در همین نشستها و رویدادهای تخصصی شکل میگیرد. در دنیای امروز، بسیاری از فرصتهای کسبوکار از دل ارتباطات حرفهای به وجود میآید و تشکلهای حرفه ای، یکی از بهترین بسترهای ایجاد این ارتباطات هستند. از سوی دیگر، باید به جایگاه قانونی این تشکلها نیز توجه کرد. در سالهای اخیر و بر اساس سیاستهای دولت، مفاد برنامههای ششم و هفتم پیشرفت کشور و همچنین آییننامههای مرتبط با تأسیسات گردشگری، بخشی از وظایف غیرحاکمیتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به تشکلهای حرفهای واگذار شده است. در بسیاری از استانها، این تشکلها در فرآیندهایی مانند بازدید و ارزیابی تأسیسات گردشگری، بررسی پروندههای صدور یا تمدید مجوز بهرهبرداری، پیشنهاد نرخ خدمات، ارائه نظرات کارشناسی، رسیدگی به شکایات و سایر امور صنفی نقش مؤثری ایفا میکنند. بنابراین، هر فعال گردشگری که از عضویت در تشکل حرفهای خودداری میکند، ممکن است بخشی از خدمات، اطلاعات، حمایتها و فرصتهایی را که از طریق همین تشکلها ارائه میشود، از دست بدهد. حتی در برخی امور اداری نیز ارتباط با تشکل مربوطه به تسهیل و تسریع فرآیندها کمک میکند. البته واقعبینانه باید پذیرفت که مانند هر نهاد صنفی و حرفه ایه دیگری، عملکرد همه تشکلهای حرفهای یکسان نیست. گاهی ممکن است اختلافنظرهای داخلی، نگاههای سلیقهای، رقابتهای شخصی یا برخی ضعفهای مدیریتی موجب نارضایتی تعدادی از اعضا شود. حتی در برخی موارد، انتقادهایی نسبت به نحوه اداره تشکلها یا بهرهبرداری شخصی توسط برخی از اعضای هیات مدیره جوامع حرفه ای از جایگاه صنفی مطرح میشود. اما با وجود این نقدها، تجربه نشان داده است که اصل عضویت در تشکلهای حرفهای همچنان بسیار سودمندتر از خارج ماندن از آنهاست. بنابراین راهکار اصلاح تشکلها، کنارهگیری از آنها نیست؛ بلکه حضور فعال، مشارکت در تصمیمگیریها، مطالبهگری مسئولانه و انتخاب اعضای هیات مدیره توانمند است و مسلما تشکلهای حرفهای زمانی قدرتمند خواهند بود که اعضای آنها نیز فعال، مطالبهگر و مسئولیتپذیر باشند و هرچه مشارکت اعضا بیشتر باشد، به طور قطع قدرت چانهزنی صنف، کیفیت خدمات و میزان اثرگذاری آن در سیاستگذاریهای صنعت گردشگری نیز افزایش خواهد یافت. و در یک جمعبندی کوتاه اینکه عضویت در تشکلهای حرفهای گردشگری، تنها پرداخت یک حق عضویت سالانه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری روی اعتبار حرفهای، توسعه ارتباطات، ارتقای دانش، بهرهگیری از خدمات تخصصی و حضور مؤثر در آینده صنعت گردشگری کشور است. به همین دلیل، به همه فعالان این صنعت توصیه میکنم عضویت در تشکل حرفه ای مرتبط با کسبوکار خود را نه یک هزینه، بلکه بخشی از سرمایهگذاری بلندمدت برای موفقیت حرفهای بدانند.
ایجاد شده: 3/مهر/1405 آخرین ویرایش: 3/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ سومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری ایران به زودی با برگزاری آیین اختتامیه و اعطای جوایز به مجموعههای برگزیده برگزار میشود. این رویداد به منظور توسعه فرهنگ تعالی و بهبود کیفیت در صنعت گردشگری طراحی شده است. در این دوره، مجموعههای شرکتکننده بر اساس معیارهای تعالی و همچنین میزان استقرار و اثربخشی نظامهای مدیریتی ارزیابی میشوند. آیین اختتامیه فرصتی برای معرفی تجربهها و الگوهای موفق در صنعت گردشگری کشور خواهد بود. این رویداد به تقویت فرهنگ تعالی در این حوزه کمک میکند. زمان برگزاری این مراسم سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ خواهد بود. محل برگزاری این رویداد مرکز همایشهای بینالمللی دانشگاه علم و فرهنگ تعیین شده است.
ایجاد شده: 3/مهر/1405 آخرین ویرایش: 3/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 نازلی بخشایش |سر دبیر سرویس گردشگری موسیقی ایتنا گردشگری موسیقی دیگر صرفاً بخشی از صنعت سرگرمی نیست؛ در بسیاری از کشورها به یکی از شاخههای مهم گردشگری فرهنگی و تجربهمحور تبدیل شده است. در تعریف جهانی، گردشگری موسیقی به سفرهایی گفته میشود که موسیقی، کنسرت، جشنواره، میراث موسیقایی، اماکن تاریخی مرتبط با موسیقی یا تجربه یک رویداد موسیقایی، یکی از انگیزههای اصلی سفر است. اسپانیا؛ از مقصد ساحلی تا مقصد موسیقایی اسپانیا یکی از نمونههای قابل توجه توسعه گردشگری موسیقی در اروپا است. بر اساس دادههای Turespaña که توسط خبرگزاری EFE گزارش شده، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵.۳ میلیون گردشگر بینالمللی در رویدادهای فرهنگی اسپانیا، از جمله جشنوارههای موسیقی، حضور داشتند. در همین سال نزدیک به ۱۰۰۰ جشنواره و رویداد فرهنگی در کشور برگزار شد. بازار موسیقی زنده اسپانیا نیز در همین دوره به رکورد جدیدی رسید. طبق گزارش OBS Business School، درآمد صنعت موسیقی زنده اسپانیا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۷۸ میلیون یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشت. این رقم عمدتاً مربوط به فروش بلیت و فعالیت مستقیم موسیقی زنده است و نباید با کل درآمد گردشگری موسیقی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی ماجرا زمانی مشخص میشود که هزینههای خارج از محل برگزاری کنسرت را نیز در نظر بگیریم: هتل، رستوران، حملونقل، خرید، اقامت و سایر خدمات گردشگری. یک گزارش اقتصادی در اسپانیا، برای سالهای اخیر، اثر اقتصادی مجموع کنسرتها و جشنوارهها را بیش از ۵.۳ میلیارد یورو برآورد کرده است. جایگاه اسپانیا در مقایسه جهانی مقایسه کشورها به دلیل تفاوت در تعریف «گردشگر موسیقی» کاملاً یکسان نیست؛ با این حال، آمار کشورهای پیشرو ابعاد بازار را نشان میدهد. برای نمونه، در بریتانیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی برای کنسرتها و جشنوارهها سفر کردند و مجموع هزینه مرتبط با گردشگری موسیقی به ۱۰ میلیارد پوند رسید. از این تعداد، حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر خارجی بودند. بنابراین اسپانیا را میتوان در زمره بازارهای مهم گردشگری موسیقی جهان قرار داد؛ بهویژه در حوزه جشنوارههای بزرگ، موسیقی زنده و جذب گردشگران خارجی. گزارش OBS نیز بازار موسیقی زنده اسپانیا را در میان ۱۵ بازار مهم جهان قرار داده است. نکته مهم این است که گردشگری موسیقی را نباید صرفاً با فروش بلیت سنجید. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۹۳.۸ میلیون گردشگر بینالمللی جذب کرد و گردشگران خارجی در این سال ۱۲۶.۳ میلیارد یورو در کشور هزینه کردند. گردشگری در مجموع نیز معادل ۱۲.۶ درصد GDP اسپانیا بود. (mintur.gob.es) در چنین بازاری، موسیقی یک «محصول مکمل» نیست؛ میتواند بهانه اصلی سفر و در نتیجه محرک هزینهکرد در زنجیره وسیعتری از اقتصاد گردشگری باشد. اسپانیا چه چیزی را درست انجام داده است؟ مدل اسپانیا بر ترکیب چند مزیت استوار است: جشنوارههای بزرگ، آبوهوا، شهرهای گردشگری، زیرساخت حملونقل، هتلها، برند شهری و حضور هنرمندان بینالمللی. برای مثال، در رویداد Primavera Sound در مادرید، برآورد شده بود که نیمی از مخاطبان بینالمللی باشند و هر گردشگر خارجی طی سه روز حدود ۱۲۰۰ یورو هزینه کند به این ترتیب، یک جشنواره موسیقی میتواند از یک رویداد چندروزه به یک بسته اقتصادی گردشگری تبدیل شود. اگر ایران بخواهد وارد این بازار شود چه؟ ایران نیز از نظر «ماده اولیه» گردشگری موسیقی ظرفیت بالایی دارد: موسیقی نواحی، موسیقی دستگاهی، آیینها و جشنهای سنتی، سازهای ایرانی، میراث موسیقایی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد و همچنین ظرفیت برگزاری جشنوارههای بینالمللی. اما برای تبدیل این ظرفیت به درآمد گردشگری، صرفاً برگزاری کنسرت کافی نیست. مدل موفق میتواند شامل جشنواره بینالمللی + تور شهری + اقامت + غذا و فرهنگ محلی + صنایعدستی + حملونقل + اجرای موسیقی در اماکن تاریخی باشد. به بیان ساده، تجربه اسپانیا نشان میدهد که سؤال اصلی این نیست که «چند بلیت کنسرت فروختهایم؟»؛ سؤال اقتصادی مهمتر این است که هر گردشگر موسیقی چه میزان پول وارد شهر و زنجیره خدمات گردشگری میکند و چند شب اقامت دارد. اگر ایران بتواند چنین زنجیرهای را طراحی کند، گردشگری موسیقی میتواند از یک فعالیت فرهنگی به یک ابزار جذب گردشگر خارجی، افزایش اقامت و ایجاد درآمد برای شهرها و کسبوکارهای محلی تبدیل شود.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها