به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ دو شرکت American Hospitality Properties REIT و AHP REIT II که در هتلهای ماریوت و هیلتون سرمایهگذاری کردهاند، به دادگاه درخواست ورشکستگی دادند. این درخواست شامل چند شرکت وابسته نیز میشود و به معنای ورشکستگی خود برندهای ماریوت و هیلتون نیست. این درخواست به شرکتهایی مربوط میشود که مالک یا سرمایهگذار برخی از هتلهای فعال تحت این دو برند هستند. شرکت Phoenix American Hospitality که پیشتر مدیریت این دو مجموعه سرمایهگذاری را بر عهده داشت، با اتهامات مهمی مواجه است. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا مدعی است که فینیکس و رئیس آن حدود ۸۶ میلیون دلار از بیش از ۲ هزار سرمایهگذار خرد جذب کردهاند. همچنین، این کمیسیون اعلام کرده است که اطلاعات نادرستی درباره داراییها و سودآوری دو صندوق سرمایهگذاری ارائه شده است.
ایجاد شده: دو روز قبل آخرین ویرایش: دیروز اخبار خارجی
✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدمهایی را به ما میدهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتابها باقی نمیمانند؛ میتوانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدمهاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آنقدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمیگنجید. شمس، آینهای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراثهای عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرنها بعد هنوز میلیونها انسان را به سوی خود میکشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، افتتاح شد؛ پروژهای که بر اساس گزارشهای منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهرهبرداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بودهایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آنسوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سالهاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمیکند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروهها و ورودیهای غیرثبتشده در گیتهای اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی میتواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبتشده نیز گردشگر خارجی بودهاند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیونها شب اقامت، رستوران، حملونقل، خرید، صنایعدستی، تور، راهنمای گردشگری و دهها فعالیت اقتصادی دیگر. مهمتر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامههای مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همینجا یک درس مهم به ما میدهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل میشود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد میکند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرنهاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، میتوان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر میرسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بینالمللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقهای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی بهطور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمیتوان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان میدهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظهکارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده میتواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار میرسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید میکنم: اینها پیشبینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینهکرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینهکرد آنها اندازهگیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار میکند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که میتواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا میکند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بینالمللی، هتل، رستوران، صنایعدستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعهای از جاذبههای شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخشهای گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگتر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبهخود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی میتواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بینالمللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامههای ویژه برای گردشگران خارجی. حتی میتوان یک ایده بزرگتر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً میتوان یک مسیر فرهنگی بینالمللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر میتواند نهتنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقهمند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطهای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سالها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشتهام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سالها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایستهاش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگتر است؛ پروژهای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحهای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیدهایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتلها، رستورانها، راهنمایان، صنایعدستی، فروشگاهها و کسبوکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت میتوان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی میتواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرنها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگترین گنجها، همانهایی هستند که سالها کنار دستمان بودهاند و ما ارزششان را ندیدهایم. و امروز، شاید مهمترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور میکنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی میسازیم؟
ایجاد شده: دو روز قبل آخرین ویرایش: دو روز قبل مقالات و یادداشت ها
✍️ علی خلف وقتی صحبت از گردشگری ایران میشود، ذهنها به سمت تخت جمشید، نقش جهان، کویر لوت، جنگلهای هیرکانی یا سواحل خلیج فارس و یا ده ها و حتی صد ها مقصد گردشگری دیگر میرود که البته همه اینها بسیار ارزشمندند. اما می توان گفت مهم ترین جاذبه گردشگری ایران شاید چیزی باشد که خیلی کم در باره آن صحبت شده است. جاذبه ای که در سراسر ایران وجود دارد، اما کمتر به چشم می آید. چیزی به اسم؛ "مردم ایران". هر گردشگری که به ایران سفر کرده، علاوه بر زیباییهای این سرزمین، از یک ویژگی مشترک هم گفته سخن گفته است و آن چیزی نیست جز؛ "مهماننوازی ایرانیها". از راننده تاکسی که با حوصله مسیر را نشان میدهد تا کاسبی که بدون چشمداشت چای تعارف میکند. از روستائیای که درب خانهاش را به روی مسافر باز میکند تا رهگذری که وقتش را برای راهنمایی یک غریبه میگذارد بسیار مثالهای دیگری که در این وصف وجود دارد؛ و اینها همان تصویر واقعی ایران هستند. در دنیای امروز، کشورها برای ساختن «تجربه سفر» میلیونها دلار هزینه میکنند، اما ما سرمایهای در اختیار داریم که با پول قابل خریدن نیست؛ و آن چیزی نیست جز؛ "فرهنگ، صمیمیت و احترام به مهمان". با این حال، کمتر دیدهایم که این سرمایه در برنامهریزیهای گردشگری جدی گرفته شود. تبلیغات ما بیشتر بر بناها و مناظر تمرکز دارد، در حالی که تجربه سفر را انسانها میسازند، نه بنا ها. اگر قرار است برند گردشگری ایران در جهان تقویت شود، باید در کنار حفاظت از آثار تاریخی و توسعه زیرساختها، از "فرهنگ میزبانی ایرانی" نیز محافظت کنیم؛ چرا که شاید بزرگترین جاذبه گردشگری ایران، نه یک بنای تاریخی، بلکه مردم ایران باشند. قبله سفر | روایت، نقد و اندیشه در گردشگری ایران
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش فلای نیوز؛ یک فروند هواپیمای مسافربری کاسپین روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ در فرودگاه بینالمللی استانبول توقیف شد. این اقدام به حکم مراجع قضایی ترکیه صورت گرفت. هواپیمای مذکور با شماره ثبت EP-KPB در حال آمادهسازی برای پرواز به سمت ایران بود. توقیف این هواپیما به دنبال شکایت حقوقی شرکت ترکیهای ACM Temsil Gözetim انجام شد. این شرکت ادعای طلب حدود ۳ میلیون یورو از کاسپین را داشت. مراجع قانونی ترکیه روند وصول این طلب را پیگیری کردند که در نهایت منجر به صدور حکم توقیف شد. با این حال، روند رفع توقیف هواپیما در حال انجام است. بر اساس آخرین گزارشها، سازمان هواپیمایی کشوری پیگیریهای حقوقی لازم را انجام داده است. این هواپیما قرار است روز سهشنبه ۷ مهرماه به کشور بازگردد.
ایجاد شده: 7/مهر/1405 آخرین ویرایش: 7/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻محمود مادرشاهیان | رئیس جامعه هتلداران خراسان رضوی و رئیس کانون تشکلهای حرفهای گردشگری خراسان رضوی به نام خدا فرارسیدن «روز جهانی جهانگردی» و «هفته گردشگری» را به همه اعضای خانواده بزرگ و شریف گردشگری کشور و بهویژه فعالان پرتلاش این عرصه در خراسان رضوی صمیمانه تبریک و شادباش عرض میکنم. این مناسبت، فرصتی است برای قدردانی از همه کسانی که دل در گرو توسعه گردشگری این سرزمین دارند؛ از سرمایهگذاران و کارآفرینانی که با امید و اعتماد، سرمایه و توان خود را در این مسیر به کار گرفتهاند، تا مدیران و کارشناسانی که برای پیشرفت این صنعت تلاش میکنند و همچنین کارکنان و نیروهای پرتلاشی که هر روز با عشق، مسئولیتپذیری و مهماننوازی، چرخ این صنعت را به حرکت درمیآورند. گردشگری، پیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، عرصهای برای معرفی فرهنگ، تمدن، زیباییها و ظرفیتهای ایران عزیز و زمینهای برای پیوند میان مردم و سرزمینهاست. از همین رو، تلاش برای حفظ و توسعه آن، در کنار همه دشواریها و محدودیتهای امروز، ریشه در عشق به ایران و احساس مسئولیت در برابر آینده این سرزمین دارد. ▫️امروز اگرچه فعالان گردشگری روزهای آسانی را پشت سر نمیگذارند، اما آنچه همچنان پابرجاست، امید، همدلی و اراده جمعی خانواده گردشگری برای ادامه مسیر است؛ مسیری که در خراسان رضوی، با میزبانی از میلیونها زائر و گردشگر و خدمت به میهمانان حضرت رضا(ع)، معنایی عمیقتر و مسئولیتی بزرگتر دارد. در کنار این نگاه به ریشهها و ارزشهای انسانی گردشگری، آینده این صنعت نیز در گرو همگامی با دانش و فناوریهای نوین است. شعار امسال سازمان جهانی گردشگری با عنوان «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری»، بر همین ضرورت تأکید دارد. امیدوارم با تکیه بر ظرفیت جوانان، دانش و خلاقیت نسل نو، بهرهگیری هوشمندانه از فناوری و هوش مصنوعی و در سایه همدلی و همکاری همه بخشهای این خانواده بزرگ، بتوانیم آیندهای پویا، نوآورانه و شایسته برای گردشگری ایران رقم بزنیم. روز جهانی جهانگردی و هفته گردشگری بر همه شما که برای سربلندی و پیشرفت گردشگری ایران تلاش میکنید، مبارک باد.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 نازلی بخشایش |سر دبیر سرویس گردشگری موسیقی ایتنا گردشگری موسیقی دیگر صرفاً بخشی از صنعت سرگرمی نیست؛ در بسیاری از کشورها به یکی از شاخههای مهم گردشگری فرهنگی و تجربهمحور تبدیل شده است. در تعریف جهانی، گردشگری موسیقی به سفرهایی گفته میشود که موسیقی، کنسرت، جشنواره، میراث موسیقایی، اماکن تاریخی مرتبط با موسیقی یا تجربه یک رویداد موسیقایی، یکی از انگیزههای اصلی سفر است. اسپانیا؛ از مقصد ساحلی تا مقصد موسیقایی اسپانیا یکی از نمونههای قابل توجه توسعه گردشگری موسیقی در اروپا است. بر اساس دادههای Turespaña که توسط خبرگزاری EFE گزارش شده، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵.۳ میلیون گردشگر بینالمللی در رویدادهای فرهنگی اسپانیا، از جمله جشنوارههای موسیقی، حضور داشتند. در همین سال نزدیک به ۱۰۰۰ جشنواره و رویداد فرهنگی در کشور برگزار شد. بازار موسیقی زنده اسپانیا نیز در همین دوره به رکورد جدیدی رسید. طبق گزارش OBS Business School، درآمد صنعت موسیقی زنده اسپانیا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۷۸ میلیون یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشت. این رقم عمدتاً مربوط به فروش بلیت و فعالیت مستقیم موسیقی زنده است و نباید با کل درآمد گردشگری موسیقی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی ماجرا زمانی مشخص میشود که هزینههای خارج از محل برگزاری کنسرت را نیز در نظر بگیریم: هتل، رستوران، حملونقل، خرید، اقامت و سایر خدمات گردشگری. یک گزارش اقتصادی در اسپانیا، برای سالهای اخیر، اثر اقتصادی مجموع کنسرتها و جشنوارهها را بیش از ۵.۳ میلیارد یورو برآورد کرده است. جایگاه اسپانیا در مقایسه جهانی مقایسه کشورها به دلیل تفاوت در تعریف «گردشگر موسیقی» کاملاً یکسان نیست؛ با این حال، آمار کشورهای پیشرو ابعاد بازار را نشان میدهد. برای نمونه، در بریتانیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی برای کنسرتها و جشنوارهها سفر کردند و مجموع هزینه مرتبط با گردشگری موسیقی به ۱۰ میلیارد پوند رسید. از این تعداد، حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر خارجی بودند. بنابراین اسپانیا را میتوان در زمره بازارهای مهم گردشگری موسیقی جهان قرار داد؛ بهویژه در حوزه جشنوارههای بزرگ، موسیقی زنده و جذب گردشگران خارجی. گزارش OBS نیز بازار موسیقی زنده اسپانیا را در میان ۱۵ بازار مهم جهان قرار داده است. نکته مهم این است که گردشگری موسیقی را نباید صرفاً با فروش بلیت سنجید. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۹۳.۸ میلیون گردشگر بینالمللی جذب کرد و گردشگران خارجی در این سال ۱۲۶.۳ میلیارد یورو در کشور هزینه کردند. گردشگری در مجموع نیز معادل ۱۲.۶ درصد GDP اسپانیا بود. (mintur.gob.es) در چنین بازاری، موسیقی یک «محصول مکمل» نیست؛ میتواند بهانه اصلی سفر و در نتیجه محرک هزینهکرد در زنجیره وسیعتری از اقتصاد گردشگری باشد. اسپانیا چه چیزی را درست انجام داده است؟ مدل اسپانیا بر ترکیب چند مزیت استوار است: جشنوارههای بزرگ، آبوهوا، شهرهای گردشگری، زیرساخت حملونقل، هتلها، برند شهری و حضور هنرمندان بینالمللی. برای مثال، در رویداد Primavera Sound در مادرید، برآورد شده بود که نیمی از مخاطبان بینالمللی باشند و هر گردشگر خارجی طی سه روز حدود ۱۲۰۰ یورو هزینه کند به این ترتیب، یک جشنواره موسیقی میتواند از یک رویداد چندروزه به یک بسته اقتصادی گردشگری تبدیل شود. اگر ایران بخواهد وارد این بازار شود چه؟ ایران نیز از نظر «ماده اولیه» گردشگری موسیقی ظرفیت بالایی دارد: موسیقی نواحی، موسیقی دستگاهی، آیینها و جشنهای سنتی، سازهای ایرانی، میراث موسیقایی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد و همچنین ظرفیت برگزاری جشنوارههای بینالمللی. اما برای تبدیل این ظرفیت به درآمد گردشگری، صرفاً برگزاری کنسرت کافی نیست. مدل موفق میتواند شامل جشنواره بینالمللی + تور شهری + اقامت + غذا و فرهنگ محلی + صنایعدستی + حملونقل + اجرای موسیقی در اماکن تاریخی باشد. به بیان ساده، تجربه اسپانیا نشان میدهد که سؤال اصلی این نیست که «چند بلیت کنسرت فروختهایم؟»؛ سؤال اقتصادی مهمتر این است که هر گردشگر موسیقی چه میزان پول وارد شهر و زنجیره خدمات گردشگری میکند و چند شب اقامت دارد. اگر ایران بتواند چنین زنجیرهای را طراحی کند، گردشگری موسیقی میتواند از یک فعالیت فرهنگی به یک ابزار جذب گردشگر خارجی، افزایش اقامت و ایجاد درآمد برای شهرها و کسبوکارهای محلی تبدیل شود.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 رضا حسینی | سردبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا در شرایط فعلی اقتصاد ایران، شاید صحبت از سرمایهگذاری در گردشگری کمی عجیب به نظر برسد؛ اما اگر افق سرمایهگذاری را چندساله ببینیم، اتفاقاً امروز میتواند یکی از مقاطع مهم ورود به این صنعت باشد. گردشگری در اقتصاد جهانی دیگر یک صنعت فرعی نیست. طبق گزارش WTTC، صنعت سفر و گردشگری در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۱.۶ تریلیون دلار به اقتصاد جهان اضافه کرده؛ معادل حدود ۹.۸ درصد GDP جهان و بیش از ۳۶۶ میلیون شغل. بازار Wellness نیز در سال ۲۰۲۴ به حدود ۶.۸ تریلیون دلار رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۹ به نزدیک ۹.۸ تریلیون دلار برسد. این اعداد الزاماً به معنی تکرار همین مسیر در ایران نیست؛ اما یک واقعیت مهم را نشان میدهد: تقاضای جهانی برای سفر، تجربه، سلامت و سبک زندگی همچنان در حال گسترش است. حالا ایران را ببینیم. ایران از نظر منابع طبیعی، تاریخی، فرهنگی و پزشکی، یکی از متنوعترین مقاصد منطقه است. با این حال، بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری کشور هنوز بالفعل نشده است. حتی با وجود محدودیتهای فعلی، طبق برآورد بانک جهانی، گردشگری و سفر در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱.۸ درصد GDP ایران را تشکیل داده است. پس مسئله برای سرمایهگذار ایرانی فقط این نیست که «آیا گردشگری رونق میگیرد؟» سؤال مهمتر این است: اگر قرار باشد گردشگری ایران در سالهای آینده رشد کند، امروز باید روی چه چیزی سرمایهگذاری کرد؟ به نظر من، پاسخ را نباید در هتلسازی سنتی و پروژههای بسیار بزرگ جستوجو کرد. فرصت جذابتر، سرمایهگذاری در پروژههای کوچک و متوسط با چند منبع درآمد است؛ بهخصوص در نقطه تلاقی گردشگری سلامت، Wellness، اقامت و تجربه گردشگری. چرا؟ چون در این مدل، درآمد فقط از فروش یک اتاق به دست نمیآید. درمان، خدمات سلامت و زیبایی، اقامت، غذا، تفریح، حملونقل، تور و خدمات جانبی میتوانند همزمان درآمد ایجاد کنند. از طرف دیگر، گردشگری سلامت یک مزیت مهم برای ایران دارد: فروش خدمات به مشتری خارجی با هزینههای داخلی. اگر درست اجرا شود، بخشی از درآمد پروژه میتواند به تقاضای خارجی وابسته باشد، نه صرفاً قدرت خرید مصرفکننده داخلی. این موضوع در شرایط تورمی ایران اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، رکود فعلی را هم نباید فقط تهدید دید. در چنین دورهای ممکن است داراییهای گردشگری، هتلها یا ساختمانهای قابل تبدیل با قیمتهای مناسبتری عرضه شوند. بنابراین بهجای ساخت یک پروژه بزرگ از صفر، شاید خرید یک دارایی موجود، بازسازی، تغییر کاربری و ایجاد یک مدل بهرهبرداری حرفهای بازده بهتری داشته باشد. البته یک نکته مهم: من معتقدم نمیتوان بدون دیدن قیمت زمین، هزینه ساخت، نرخ اشغال، ADR، هزینه بهرهبرداری و مدل درآمدی، ادعا کرد که مثلاً «گردشگری سلامت بالاترین ROI را دارد». چنین عددی برای ایران بهصورت عمومی و قابل اتکا وجود ندارد. اما میتوان گفت کدام مدل پتانسیل بیشتری برای ایجاد ارزش با سرمایه کمتر و درآمدهای متنوعتر دارد. و از این منظر، به نظرم باید جدیتر به ترکیب: Wellness + Health Tourism + Boutique Hospitality + Experience فکر کرد. شاید فرصت گردشگری ایران در سالهای آینده، ساختن صدها اتاق جدید نباشد؛ بلکه ساختن محصولاتی باشد که از هر گردشگر، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد میکنند. و دقیقاً به همین دلیل است که بهنظر من، رکود امروز میتواند برای سرمایهگذار بلندمدت، نه پایان فرصت، بلکه مرحله قبل از ورود به یک چرخه جدید گردشگری ایران باشد.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش فلای نیوز؛ نرخ بلیت پروازهای ایران به ترکیه در روزهای اخیر به طرز چشمگیری افزایش یافته است. در برخی مواقع، این نرخ به حدود ۷۵ میلیون تومان رسیده است. این افزایش قیمت همزمان با کاهش ظرفیت پروازی در این مسیر، فشار بیشتری به مسافران وارد کرده است. سازمان هواپیمایی کشوری پیشتر نسبت به افزایش غیرمتعارف نرخها هشدار داده است. این سازمان اعلام کرده که قیمتهای پیش از ۲۵ شهریور یکی از مبناهای بررسی و مقایسه نرخهای فعلی خواهد بود. بر اساس ضوابط اعلامشده، در صورت شناسایی تخلف و گرانفروشی، اقداماتی از جمله تعلیق مجوز نمایندگیهای فروش و لغو سهمیه پروازی در نظر گرفته شده است. همچنین پروندههای تخلف به مراجع ذیصلاح ارجاع خواهد شد. این افزایش قیمت بلیت در شرایطی رخ میدهد که ظرفیت پروازی میان ایران و ترکیه کاهش یافته است. در نتیجه، بازار این مسیر با محدودیت عرضه مواجه شده است.
ایجاد شده: 28/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 28/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ محسن جلالپور، فعال اقتصادی کرمان، درباره تجربه سفر خود به مالزی در سال 1381 صحبت کرد. او روایتی از گفتوگوی خود با حاکم این کشور ارائه داد. در این گفتوگو، حاکم مالزی به ظرفیتهای گردشگری ارگ بم اشاره کرد. جلالپور بیان کرد که حاکم مالزی اعتقاد داشت، اگر ارگ بم در اختیار او بود، میتوانست سالانه حداقل 60 میلیون گردشگر جذب کند. به گفته وی، درآمد حاصل از این گردشگری برای اداره یک کشور کافی بود.
ایجاد شده: 26/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 26/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ پرداخت تسهیلات قرضالحسنه ۵۰ میلیون تومانی به کیشوندان بهطور رسمی آغاز شد. این طرح به منظور حمایت از اقشار آسیبپذیر و نیازمند اجرا میشود. محمد کبیری، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش، اعلام کرد که ظرفیت پرداخت این تسهیلات تا پایان سال به ۱۲ هزار نفر خواهد رسید. در مرحله نخست، رانندگان تاکسی و ون، دریافتکنندگان بیمه بیکاری و اقشار کمبرخوردار در اولویت قرار دارند. ماهانه حدود ۲ هزار فقره تسهیلات به افراد واجد شرایط پرداخت میشود. سازمان منطقه آزاد کیش افراد واجد شرایط را به تدریج به بانک قرضالحسنه مهر ایران معرفی میکند. فرآیند دریافت تسهیلات بهصورت غیرحضوری و از طریق کیوبانک انجام خواهد شد. جزئیات ثبتنام، شرایط مشمولان و نحوه پرداخت این تسهیلات تا ۳۱ شهریور اعلام میشود.
ایجاد شده: 23/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 23/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ بازار تهران بهعنوان یکی از مراکز اصلی خرید در این شهر، روزانه تا پنج میلیون نفر را به خود جذب میکند. این بازار میزبان حدود ۲۳ صنف مختلف است که در آن فعالیت میکنند. بسیاری از خریداران کالاهای خود را مستقیماً از تولیدکنندگان یا واردکنندگان خریداری میکنند. این موضوع نشاندهنده اهمیت ویژه این بازار در تأمین نیازهای مردم است. انتقال بازار تهران به حاشیه شهر یک گزینه عملی نیست. موقعیت فعلی این مجموعه، به عنوان یک مرکز تاریخی و اقتصادی، غیرقابل جابهجایی است. برای ساماندهی بهتر بازار، نیاز به همکاری بازاریان و کسبه احساس میشود. آنها باید انبارها و کارخانههای خود را به خارج از محدوده بازار منتقل کنند. شهرداری و میراث فرهنگی نیز باید بخشی از درآمدهای بازار تهران را به نوسازی و بهسازی این مجموعه تاریخی اختصاص دهند.
ایجاد شده: 18/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 18/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هورکا نیوز؛ رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان شیرینی تهران اعلام کرد که سرانه مصرف شیرینی در تهران به شدت کاهش یافته است. سهم شیرینی از سبد خرید مردم پایتخت اکنون به کمتر از ۵ درصد رسیده است. کاهش قدرت خرید مردم تأثیر زیادی بر قنادیها گذاشته است. بسیاری از خانوارها دیگر قنادیها را در سبد خرید خود ندارند. این وضعیت باعث شده است که برخی واحدهای صنفی با کاهش فروش مواجه شوند و ناچار به تعطیلی شوند. قیمت مواد اولیه نیز به شدت افزایش یافته است. هر کیلوگرم مغز گردو بین ۲ تا ۳ میلیون تومان و مغز پسته حدود ۴.۵ میلیون تومان است. حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد مواد اولیه قنادیها وارداتی هستند. افزایش نرخ ارز و محدودیتهای واردات هزینه تأمین این مواد را بالا برده است.
ایجاد شده: 15/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 15/شهریور/1405 اخبار داخلی