نتایج جستجو...
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
بزرگ‌ترین جاذبه گردشگری ایران را بشناسید؛ مردم ایران

بزرگ‌ترین جاذبه گردشگری ایران را بشناسید؛ مردم ایران

✍️ علی خلف وقتی صحبت از گردشگری ایران می‌شود، ذهن‌ها به سمت تخت جمشید، نقش جهان، کویر لوت، جنگل‌های هیرکانی یا سواحل خلیج فارس و یا ده ها و حتی صد ها مقصد گردشگری دیگر می‌رود که البته همه این‌ها بسیار ارزشمندند. اما می توان گفت مهم ترین جاذبه گردشگری ایران شاید چیزی باشد که خیلی کم در باره آن صحبت شده است. جاذبه ای که در سراسر ایران وجود دارد، اما کمتر به چشم می آید. چیزی به اسم؛ "مردم ایران". هر گردشگری که به ایران سفر کرده، علاوه بر زیبایی‌های این سرزمین، از یک ویژگی مشترک هم گفته سخن گفته است و آن چیزی نیست جز؛ "مهمان‌نوازی ایرانی‌ها". از راننده تاکسی که با حوصله مسیر را نشان می‌دهد تا کاسبی که بدون چشمداشت چای تعارف می‌کند. از روستائی‌ای که درب خانه‌اش را به روی مسافر باز می‌کند تا رهگذری که وقتش را برای راهنمایی یک غریبه می‌گذارد بسیار مثالهای دیگری که در این وصف وجود دارد؛ و این‌ها همان تصویر واقعی ایران هستند. در دنیای امروز، کشورها برای ساختن «تجربه سفر» میلیون‌ها دلار هزینه می‌کنند، اما ما سرمایه‌ای در اختیار داریم که با پول قابل خریدن نیست؛ و آن چیزی نیست جز؛ "فرهنگ، صمیمیت و احترام به مهمان". با این حال، کمتر دیده‌ایم که این سرمایه در برنامه‌ریزی‌های گردشگری جدی گرفته شود. تبلیغات ما بیشتر بر بناها و مناظر تمرکز دارد، در حالی که تجربه سفر را انسان‌ها می‌سازند، نه بنا ها. اگر قرار است برند گردشگری ایران در جهان تقویت شود، باید در کنار حفاظت از آثار تاریخی و توسعه زیرساخت‌ها، از "فرهنگ میزبانی ایرانی" نیز محافظت کنیم؛ چرا که شاید بزرگ‌ترین جاذبه گردشگری ایران، نه یک بنای تاریخی، بلکه مردم ایران باشند. قبله سفر | روایت، نقد و اندیشه در گردشگری ایران

ایجاد شده: 16/مهر/1405       آخرین ویرایش: 16/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
پیام تبریک محمود مادرشاهیان، رئیس جامعه هتلداران خراسان رضوی به مناسبت روز جهانی گردشگری

پیام تبریک محمود مادرشاهیان، رئیس جامعه هتلداران خراسان رضوی به مناسبت روز جهانی گردشگری

✍🏻محمود مادرشاهیان | رئیس جامعه هتلداران خراسان رضوی و رئیس کانون تشکل‌های حرفه‌ای گردشگری خراسان رضوی به نام خدا فرارسیدن «روز جهانی جهانگردی» و «هفته گردشگری» را به همه اعضای خانواده بزرگ و شریف گردشگری کشور و به‌ویژه فعالان پرتلاش این عرصه در خراسان رضوی صمیمانه تبریک و شادباش عرض می‌کنم. این مناسبت، فرصتی است برای قدردانی از همه کسانی که دل در گرو توسعه گردشگری این سرزمین دارند؛ از سرمایه‌گذاران و کارآفرینانی که با امید و اعتماد، سرمایه و توان خود را در این مسیر به کار گرفته‌اند، تا مدیران و کارشناسانی که برای پیشرفت این صنعت تلاش می‌کنند و همچنین کارکنان و نیروهای پرتلاشی که هر روز با عشق، مسئولیت‌پذیری و مهمان‌نوازی، چرخ این صنعت را به حرکت درمی‌آورند. گردشگری، پیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، عرصه‌ای برای معرفی فرهنگ، تمدن، زیبایی‌ها و ظرفیت‌های ایران عزیز و زمینه‌ای برای پیوند میان مردم و سرزمین‌هاست. از همین رو، تلاش برای حفظ و توسعه آن، در کنار همه دشواری‌ها و محدودیت‌های امروز، ریشه در عشق به ایران و احساس مسئولیت در برابر آینده این سرزمین دارد. ▫️امروز اگرچه فعالان گردشگری روزهای آسانی را پشت سر نمی‌گذارند، اما آنچه همچنان پابرجاست، امید، همدلی و اراده جمعی خانواده گردشگری برای ادامه مسیر است؛ مسیری که در خراسان رضوی، با میزبانی از میلیون‌ها زائر و گردشگر و خدمت به میهمانان حضرت رضا(ع)، معنایی عمیق‌تر و مسئولیتی بزرگ‌تر دارد. در کنار این نگاه به ریشه‌ها و ارزش‌های انسانی گردشگری، آینده این صنعت نیز در گرو همگامی با دانش و فناوری‌های نوین است. شعار امسال سازمان جهانی گردشگری با عنوان «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری»، بر همین ضرورت تأکید دارد. امیدوارم با تکیه بر ظرفیت جوانان، دانش و خلاقیت نسل نو، بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری و هوش مصنوعی و در سایه همدلی و همکاری همه بخش‌های این خانواده بزرگ، بتوانیم آینده‌ای پویا، نوآورانه و شایسته برای گردشگری ایران رقم بزنیم. روز جهانی جهانگردی و هفته گردشگری بر همه شما که برای سربلندی و پیشرفت گردشگری ایران تلاش می‌کنید، مبارک باد.

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 6/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
آغاز ثبت تاریخ شفاهی هتلداری مشهد با روایت پیشکسوتان این صنعت

آغاز ثبت تاریخ شفاهی هتلداری مشهد با روایت پیشکسوتان این صنعت

به گزارش هتل نیوز؛ پروژه ثبت تاریخ شفاهی هتلداری مشهد آغاز شده است. هدف این طرح مستندسازی خاطرات پیشکسوتان صنعت هتلداری در این شهر است. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ پروژه تاریخ شفاهی هتلداری مشهد با هدف ثبت و مستندسازی خاطرات فعالان این صنعت آغاز شده است. این طرح به بررسی روایت‌های بنیانگذاران و پیشکسوتان هتلداری می‌پردازد. در این پروژه، گفت‌وگو با مالکان و مدیران هتل‌های مشهد انجام می‌شود. هدف، ثبت خاطرات و رویدادهای مرتبط با هتل‌ها است. این روایت‌ها، سال‌ها در حافظه فعالان صنعت هتلداری باقی مانده‌اند. هتل‌های مشهد در سال‌های اخیر میزبان میلیون‌ها زائر و گردشگر بوده‌اند. همچنین، چهره‌های شناخته‌شده نیز در این هتل‌ها اقامت داشته‌اند. تحولات اجتماعی و گردشگری این شهر در خاطرات مدیران و کارکنان بازتاب یافته است. برگزارکنندگان این پروژه بر این باورند که تاریخ هتلداری مشهد تنها در اسناد و تصاویر قدیمی خلاصه نمی‌شود. روایت افرادی که سال‌ها در این صنعت فعالیت کرده‌اند، بخش مهمی از تاریخ شفاهی شهر را تشکیل می‌دهد.

ایجاد شده: 2/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 2/شهریور/1405     اخبار داخلی
وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابه‌جایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربه‌ای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی به‌عنوان یکی از فراگیرترین زبان‌های فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکل‌گیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکان‌هایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خورده‌اند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقی‌محور» قرار می‌گیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق می‌شود که موسیقی در آن‌ها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزه‌های مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: سفر برای شرکت در کنسرت‌ها و جشنواره‌ها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزه‌ها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی می‌داند؛ حوزه‌ای که می‌تواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه‌ای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود. از آیین‌های موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربه‌محور: پیوند موسیقی و سفر پدیده‌ای تازه نیست. در دوره‌های تاریخی، آیین‌های مذهبی، موسیقی‌های درباری، اجراهای مردمی و مناسبت‌های فصلی، گروه‌هایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب می‌کردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، به‌ویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان به‌تدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانه‌های دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکان‌های موسیقایی شکل تازه‌ای یافت.  طرفداران گروه‌های موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکان‌های مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد میراث یک گروه موسیقی چگونه می‌تواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهه‌های اخیر، رشد جشنواره‌های بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاه‌مدت و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ می‌تواند هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواری‌های تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازه‌گیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعت‌گردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر می‌کنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و هم‌زمان از جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربه‌های اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، داده‌های ملی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرک‌های مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونه‌ها، گزارش‌های سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرت‌ها و جشنواره‌های بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بین‌المللی بودند. هزینه‌کرد این گردشگران در حوزه‌هایی مانند بلیت، اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این آمار به‌خوبی نشان می‌دهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی می‌تواند مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبه‌بندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روش‌های متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده می‌کنند و شاخص‌های قابل مقایسه جهانی هنوز به‌صورت استاندارد تدوین نشده‌اند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت داده‌های منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونه‌های جهان و احتمالاً برجسته‌ترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنواره‌های بین‌المللی؛ سالن‌های تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گسترده‌ای از سالن‌ها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط به‌عنوان یک محصول هنری، بلکه به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایت‌های موسیقایی خاص خود شناخته می‌شوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راک‌اندرول و نیواورلئان با جَز، نمونه‌هایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کرده‌اند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نام‌هایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده می‌کند. جشنواره سالزبورگ، کنسرت‌های تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونه‌ای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنواره‌های تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کره‌ای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازه‌ای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگری‌ای که با رسانه‌های دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک می‌کند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبه‌های تاریخی یا طبیعی مشابه‌اند، اما موسیقی می‌تواند به آن‌ها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته می‌شود، در ذهن گردشگر تصویری مشخص‌تر و ماندگارتر پیدا می‌کند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنواره‌ها و برنامه‌های موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه می‌دارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر می‌شود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبه‌های مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز می‌کنند، جشنواره‌ها و رویدادهای موسیقایی می‌توانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناخته‌شده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژه‌ای دارد، زیرا می‌تواند تجربه‌ای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به‌سادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروه‌های گسترده‌ای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیره‌ای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی می‌تواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح می‌کند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را می‌توان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمان‌مند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، آرشیوها و مکان‌هایی که در تاریخ موسیقی نقش داشته‌اند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی می‌تواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب می‌کنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار می‌کنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل می‌سازند. فرصت ایران؛ موسیقی به‌عنوان نقشه‌ای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعه‌ای گسترده از ظرفیت‌ها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه می‌تواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه می‌تواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاه‌های سازسازی، آشنایی با آیین‌ها، تجربه خوراک محلی، صنایع‌دستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر می‌تواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوه‌های نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و هم‌زمان جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربه‌ای عمیق و مشارکتی تبدیل می‌کند. با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند برنامه‌ریزی حرفه‌ای است. نبود تقویم بین‌المللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود داده‌های آماری، محدود بودن زیرساخت‌های اجرای استاندارد و نبود بسته‌های گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدی‌تر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنواره‌های محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزش‌های تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانه‌ها، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمع‌بندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیه‌ای یا صرفاً سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار می‌رود. موسیقی می‌تواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچه‌ای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، داده‌های کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که این حوزه می‌تواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و ده‌ها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارش‌دهی، یکی از مهم‌ترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کرده‌اند. برای ایران، موسیقی می‌تواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفت‌وگوی بین‌المللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر به‌درستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه می‌شنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر می‌کنیم، بازتعریف کنیم.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
 جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان توانست گردشگری آمریکای شمالی را متحول کند؟

جام جهانی ۲۰۲۶؛ آیا بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان توانست گردشگری آمریکای شمالی را متحول کند؟

جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگ‌ترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیون‌ها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتل‌ها، خطوط هوایی، رستوران‌ها، مراکز خرید و کسب‌وکارهای محلی هدایت می‌کند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربه‌ای متفاوت از دوره‌های گذشته رقم زد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتل‌ها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایه‌گذاری قابل توجه بود: تعداد اتاق‌های رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتل‌ها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتل‌داری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتل‌ها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر می‌رسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بی‌سابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate⁠) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگ‌ترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگ‌ترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیش‌بینی کرده بود این مسابقات ده‌ها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News⁠) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان می‌دهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینه‌کرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews⁠) هتل‌ها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاق‌های پر یکی از مهم‌ترین یافته‌های گزارش‌های صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتل‌ها شود، موجب افزایش قیمت اتاق‌ها شد. طبق داده‌های Lighthouse: قیمت هتل‌های شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتل‌ها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاق‌ها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com⁠) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاق‌ها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفته‌های ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخ‌ها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاه‌های کوتاه‌مدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیش‌بینی درآمد هتل‌ها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse⁠) افزایش سفرهای بین‌المللی آمارهای شرکت‌های تحلیل سفر نشان می‌دهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینه‌کرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبت‌شده با کارت‌های بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn⁠) این افزایش عمدتاً در بخش‌های هتل، رستوران، حمل‌ونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهم‌ترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتل‌ها استفاده گسترده از اقامتگاه‌های اجاره‌ای سفرهای کوتاه‌مدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لس‌آنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتل‌ها کمتر از انتظار بود. (The Guardian⁠) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیش‌بینی اولیه بود. برخی هتل‌ها و رستوران‌ها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبه‌رو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاه‌مدت بوده است. (Reuters⁠) جمع‌بندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهم‌ترین محرک‌های گردشگری بین‌المللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتل‌ها» سنجیده نمی‌شود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتل‌ها، رونق رستوران‌ها و افزایش هزینه‌کرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمت‌ها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمت‌گذاری و زیرساخت‌های سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی

ایجاد شده: 29/تیر/1405       آخرین ویرایش: 29/تیر/1405     مقالات و یادداشت ها
بلیت پرواز مادام‌العمر؛ میلیون‌ها دلار هزینه برای آمریکن‌ایرلاینز

بلیت پرواز مادام‌العمر؛ میلیون‌ها دلار هزینه برای آمریکن‌ایرلاینز

فروش بلیت نامحدود پرواز در دهه ۱۹۸۰، به یکی از پرهزینه‌ترین تصمیم‌های تاریخ صنعت هوانوردی برای شرکت آمریکن‌ایرلاینز تبدیل شد. در سال ۱۹۸۷، شرکت هواپیمایی آمریکن‌ایرلاینز برای جبران بحران نقدینگی، بلیت پرواز نامحدود مادام‌العمر در کلاس درجه یک را به تعدادی از مشتریان ثروتمند خود عرضه کرد. یکی از خریداران این بلیت، «استیو راث‌استاین» بود که پس از پرداخت مبلغی قابل‌توجه، بیش از ۲۱ سال بدون محدودیت از پروازهای این شرکت استفاده کرد و حتی با استفاده از امتیاز بلیت همراه، دوستان و اعضای خانواده خود را نیز به‌صورت رایگان جابه‌جا می‌کرد. هزینه‌های مربوط به پروازها، خدمات ویژه، پذیرایی و مالیات این مسافر در طول سال‌ها میلیون‌ها دلار برای آمریکن‌ایرلاینز هزینه به همراه داشت و این برنامه را به یکی از زیان‌بارترین تصمیم‌های تجاری صنعت هوانوردی تبدیل کرد. سرانجام این شرکت پس از ۲۱ سال، با طرح دعوی حقوقی، قرارداد بلیت مادام‌العمر را لغو کرد.

ایجاد شده: 14/تیر/1405       آخرین ویرایش: 14/تیر/1405     اخبار خارجی
تضعیف آموزش تخصصی هتلداری؛ یک عقب‌گرد راهبردی در توسعه سرمایه انسانی صنعت اقامت

تضعیف آموزش تخصصی هتلداری؛ یک عقب‌گرد راهبردی در توسعه سرمایه انسانی صنعت اقامت

تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سال‌های گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاست‌گذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظام‌های پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارت‌ها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب می‌شوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفه‌ای قائل هستند و برای هر یک برنامه‌های تخصصی جداگانه طراحی می‌کنند.  مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایه‌بر است که نیازمند آموزش‌های تخصصی در حوزه‌های پذیرش، خانه‌داری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بین‌المللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامه‌ریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حمل‌ونقل، سیاست‌گذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانش‌آموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشته‌های Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک می‌شوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council⁠) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مصرف‌کنندگان نیروی انسانی آموزش‌دیده محسوب می‌شود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهمان‌نوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود ده‌ها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخش‌های مرتبط با مهمان‌نوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیون‌ها نفر خواهد رسید.  در چنین شرایطی، کشورهای توسعه‌یافته نه‌تنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکرده‌اند، بلکه سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام داده‌اند؛ زیرا به خوبی می‌دانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر می‌گذارد. نکته مهم‌تر آن است که صنعت هتلداری بزرگ‌ترین دریافت‌کننده سرمایه‌گذاری در زنجیره گردشگری است. گزارش‌های بین‌المللی سرمایه‌گذاری هتل نشان می‌دهد که حجم سرمایه‌گذاری در بخش اقامت و هتل‌ها طی سال‌های اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری در صنعت سفر محسوب می‌شود. بنابراین این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایه‌گذاری، اشتغال مستقیم، دارایی‌های فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاه‌ها و ساختارهای سیاست‌گذاری نمونه‌ای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعه‌ای کم‌اهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب می‌شود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام می‌شوند، به مرور سهم آموزش‌های مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومی‌تر و مشترک می‌دهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارت‌آموزی و تربیت فارغ‌التحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایه‌گذاری و رقابت‌پذیری بین‌المللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمی‌گذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستان‌های تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاه‌های آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتل‌ها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل می‌تواند نشانه‌ای از یک خطای بزرگ‌تر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایه‌بر با یک حوزه سیاست‌گذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیم‌گیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامه‌ریزی کنند. آینده هتل‌های کشور با سرمایه‌گذاری در ساختمان‌ها ساخته نمی‌شود؛ با سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته می‌شود. ✍️ مهدی حسینی

ایجاد شده: 8/تیر/1405       آخرین ویرایش: 8/تیر/1405     مقالات و یادداشت ها
گنبد گرمایی بر فراز قاره سبز؛ دولت‌ها و گردشگران در وضعیت هشدار

گنبد گرمایی بر فراز قاره سبز؛ دولت‌ها و گردشگران در وضعیت هشدار

به گزارش هتل نیوز ؛ بخش‌های گسترده‌ای از اروپا با موجی شدید و زودهنگام از گرما روبه‌رو شده‌اند؛ شرایطی که مقام‌های فرانسه، آلمان، ایتالیا و چند کشور دیگر را وادار به اتخاذ تدابیر اضطراری کرده و برنامه سفر میلیون‌ها گردشگر را تحت تأثیر قرار داده است.   دمای هوا در برخی مناطق فرانسه به ۴۱ درجه سانتی‌گراد رسیده و دولت این کشور با برگزاری نشست‌های ویژه بحران، هشدارهای گسترده‌ای برای محافظت از گروه‌های آسیب‌پذیر صادر کرده است. بیش از ۴۱ میلیون نفر در فرانسه تحت هشدار گرمای شدید قرار گرفته‌اند و احتمال افزایش سطح هشدارها نیز وجود دارد.   در آلمان نیز هشدارهای سراسری گرما صادر شده و دما در برخی مناطق به حدود ۳۸ درجه سانتی‌گراد رسیده است. همزمان، ایتالیا با گرمای ۳۶ تا ۳۷ درجه‌ای مواجه شده و گردشگران در شهرهایی مانند رم و بولونیا برای فرار از گرما به فضاهای سرپوشیده، بناهای تاریخی و نقاط خنک‌تر پناه برده‌اند.   کارشناسان هواشناسی علت این شرایط را استقرار یک «گنبد گرمایی» بر فراز بخش‌های وسیعی از اروپا عنوان می‌کنند؛ پدیده‌ای که موجب حبس هوای گرم و افزایش دما به سطوحی فراتر از میانگین‌های فصلی شده است. همزمان، نگرانی‌ها درباره افزایش خطر آتش‌سوزی‌های جنگلی، فشار بر شبکه‌های انرژی و تهدید سلامت عمومی نیز افزایش یافته است.   فعالان صنعت گردشگری معتقدند تداوم این شرایط می‌تواند بر الگوی سفرهای تابستانی در اروپا اثرگذار باشد و برخی مقاصد محبوب را با کاهش حضور گردشگران در ساعات اوج گرما و افزایش تقاضا برای مناطق خنک‌تر مواجه کند.  

ایجاد شده: 31/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405     اخبار خارجی
اسپانیا در آستانه موج گردشگران نجومی / خورشیدگرفتگی ۲۰۲۶ تا ۱۰ میلیون گردشگر جذب می‌کند

اسپانیا در آستانه موج گردشگران نجومی / خورشیدگرفتگی ۲۰۲۶ تا ۱۰ میلیون گردشگر جذب می‌کند

اسپانیا در آستانه برگزاری یکی از مهم‌ترین رویدادهای نجومی قرن قرار دارد. پیش‌بینی می‌شود خورشیدگرفتگی کامل ۱۲ اوت ۲۰۲۶ میلیون‌ها گردشگر خارجی را راهی این کشور کند. دولت اسپانیا این رویداد را فرصتی برای توسعه «گردشگری نجومی» و معرفی مقاصد کمتر شناخته‌شده خود می‌داند. بر اساس برآوردهای رسمی، حدود ۱۰ میلیون گردشگر خارجی برای تماشای این پدیده به اسپانیا سفر خواهند کرد؛ رقمی که می‌تواند درآمدی بیش از ۳۶۰ میلیون یورو برای صنعت گردشگری این کشور به همراه داشته باشد. این خورشیدگرفتگی نخستین خورشیدگرفتگی کامل قابل مشاهده در اروپای قاره‌ای از سال ۱۹۹۹ محسوب می‌شود و مناطق شمالی و مرکزی اسپانیا در بهترین مسیر مشاهده آن قرار دارند.   همزمان با افزایش تقاضا، آمارها از رشد چشمگیر رزرو اقامتگاه‌ها در شهرها و مناطق واقع در مسیر خورشیدگرفتگی خبر می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده، رزرو هتل‌ها و مراکز اقامتی در برخی مناطق کوچک و روستایی اسپانیا نسبت به سال گذشته حدود ۳۸۳ درصد افزایش یافته است.   مقام‌های گردشگری اسپانیا امیدوارند این رویداد علاوه بر رونق اقتصادی، بخشی از جریان گردشگران را از سواحل شلوغ مدیترانه به مناطق داخلی و روستایی کشور هدایت کند. به همین منظور، زیرساخت‌های جدیدی از جمله سکوهای رصد آسمان، مراکز آموزشی نجوم و کمپین‌های اطلاع‌رسانی در حال راه‌اندازی است.   کارشناسان معتقدند خورشیدگرفتگی ۲۰۲۶ می‌تواند جایگاه اسپانیا را به عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد «گردشگری نجومی» جهان تثبیت کند؛ به‌ویژه آنکه این کشور در سال‌های ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ نیز میزبان پدیده‌های مشابه نجومی خواهد بود.  

ایجاد شده: 17/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 17/خرداد/1405     اخبار خارجی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...