یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ "شایلندرا آهیر" مشاور فناوری و تحول دیجیتال گروه هتلهای ibis در مصاحبه ای اختصاصی گفت : عدم مسئولیتپذیری و پاسخگویی، بهشکلی چراغخاموش و بیصدا، بیشتر از افزایش قبوض خدماتی، کمیسیونهای آژانسهای آنلاین (OTA) یا هزینههای نیروی کار، برای هتلها هزینه تراشی میکند. بگذارید واقعیت کف میدان را با هم مرور کنیم؛ سرپرست خانهداری فرم نظافت ۲۸ اتاق را تایید میکند، اما مهمان وارد شده و با نبود کنترل تلویزیون یا سطل زباله تعویضنشده مواجه میشود. هیچکس هم متوجه نمیشود، چون هیچکس واقعاً «مسئول» نهایی آن اتاق نبوده است. در نمونهای دیگر، شکایت مهمان در ساعت ۹ شب به پذیرش میرسد، به بخش فنی ارجاع داده میشود، اما بدون هیچ پیگیری نهایی، مهمان با نارضایتی میخوابد و صبح یک بازخورد ۲ ستاره در گوگل ثبت میکند. واقعیت تکاندهنده این است که به ازای هر مهمانی که شکایتش را به شما میگوید، ۲۶ نفر دیگر بدون اینکه چیزی بگویند، هتل را با نارضایتی ترک میکنند. این همان «شکاف مسئولیتپذیری» (Accountability Gap) است؛ یک مشکل ساختاری و سیستمی، نه فردی. وقتی یک وظیفه، مالک مشخص، زمان ثبتشده و فرآیند پیگیری نداشته باشد، بهسادگی در میان تعویض شیفتها محو میشود و در جلسات صبحگاهی، در پاسخ به وضعیت اتاقها، سکوت سنگینی سالن را فرامیگیرد. در این میان، قرار نیست هوش مصنوعی (AI) جایگزین نیروهای غیرقابل جایگزین شما شود؛ بلکه میآید تا همان «لایه مسئولیتپذیری» مفقود شده را در عملیات هتل ایجاد کند. در هتلهای آیندهنگر، هوش مصنوعی مدیریت وظایف را بر عهده میگیرد؛ هر درخواست ثبت و به یک عضو مشخص ارجاع میشود تا دیگر جملاتی مثل "فکر کردم یکی دیگه انجامش داده" وجود نداشته باشد. هوش مصنوعی با شناسایی پیشبینانه مشکلات، اتاقهایی را که روند شکایات در آنها بالاست، ۴۸ ساعت قبل از پذیرش و ورود مهمان جدید، به بخش تعمیرات هشدار میدهد. خلاصههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی جایگزین جملات شفاهی و گذریِ تعویض شیفت میشوند تا هر وظیفه باز و هر یادداشت مربوط به مهمان، بهطور کاملاً شفاف به تیم بعدی تحویل داده شود. این فناوری با تشخیص الگوها، تکرار یک شکایت مشابه در هفته را نه به شکل لیستی از تیکتها، بلکه به عنوان یک هشدارِ ریشهای برای حل علت اصلی مشکل به مدیریت گزارش میدهد. تجربه واقعی یک گروه هتلداری در نیوانگلند نشان داد که پیگیری این سیستم ظرف ۶ ماه باعث ۴.۲ امتیاز افزایش رضایت مهمان، ۲.۸ درصد کاهش هزینه نیروی کار و ۷.۷ درصد افزایش فروش شد؛ فقط به این دلیل که مسئولیتپذیری، مرئی و شفاف شد. آینده دیگر متعلق به تختهشاسیها و جلساتی که در آن مدیران نقش کارآگاه را بازی میکنند نیست؛ بلکه متعلق به سیستمهایی است که پذیرش مسئولیت را خودکار میکنند. به قول یکی از رهبران این صنعت: «کارهای قابل پیشبینی را اتوماسیون و سیستمی کنید، و کارهای استثنایی را انسانی سازید» تا تیم شما بتواند روی لحظاتی تمرکز کند که واقعاً برای مهمان اهمیت دارد.
ایجاد شده: دو روز قبل آخرین ویرایش: دو روز قبل اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز ؛ همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم، مراسم جشنی با حضور خانوادههای اسکانیافته در هتل هما تهران برگزار شد. این مراسم با هدف ایجاد فضایی صمیمی و شاد برای خانوادههایی برگزار شد که در پی خسارات ناشی از جنگ و تخریب منازل خود، به صورت موقت در هتل هما تهران اسکان یافتهاند. در این برنامه، میهمانان ضمن بهرهمندی از برنامههای فرهنگی و شاد، عید غدیر را در فضایی دوستانه و خانوادگی گرامی داشتند.
ایجاد شده: 16/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 16/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز ؛ سفارت آلمان در تهران با انتشار اطلاعیهای در وبسایت رسمی خود اعلام کرد که از ۳۱ می ۲۰۲۶، روند تعیین وقت برای بخشی از متقاضیان ویزای ملی از طریق کارگزار TLScontact از سر گرفته میشود. این اقدام نخستین گام رسمی در جهت بازگشایی خدمات ویزا پس از ماهها محدودیت و وقفه در رسیدگی به پروندهها محسوب میشود. بر اساس این اطلاعیه، در مرحله فعلی تنها متقاضیان پروندههای فست ترک (روند تسریعشده نیروی کار متخصص) مشمول نوبتدهی خواهند بود. همچنین افرادی که پیش از ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶ در فهرست انتظار ثبتنام کردهاند، متقاضیانی که به دلیل تعطیلی سفارت وقت قبلی خود را از دست دادهاند و افرادی که در بازه ۱ تا ۱۵ ژانویه به دلیل اختلالات ارتباطی موفق به مراجعه نشدهاند، در اولویت قرار دارند. در بخش ویزاهای شنگن نیز سفارت تأکید کرده که تعیین وقت همچنان فقط برای موارد اضطراری و پس از تأیید سفارت انجام میشود.
ایجاد شده: 10/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هورکا نیوز ؛ در آلمان، نان تنها یک ماده غذایی روزمره نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و یکی از جذابترین ظرفیتهای گردشگری خوراک در این کشور محسوب میشود. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی مؤسسه نان آلمان، این کشور با برخورداری از یکی از متنوعترین فرهنگهای نان در جهان، جایگاه ویژهای در گردشگری خوراک دارد؛ بهگونهای که این مؤسسه با ایجاد ثبت رسمی نان، تاکنون بیش از ۳ هزار نوع نان را در آلمان شناسایی و ثبت کرده است. این تنوع گسترده که توسط مؤسسه نان آلمان، مستند و طبقهبندی میشود، به یکی از عناصر مهم در جذب گردشگران علاقهمند به تجربههای غذایی اصیل تبدیل شده است. گردشگرانی که سفر به آلمان را نه فقط با بازدید از جاذبههای تاریخی، بلکه با کشف نانواییهای محلی و طعمهای سنتی کامل میکنند. در همین چارچوب، مؤسسه نان آلمان هر سال عنوان نان سال را به یکی از انواع نان اختصاص میدهد؛ عنوانی که در دوره فعلی به نان چاودار تعلق گرفته است.
ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405 اخبار خارجی
جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود جشن جهانی سفر، فرهنگ و مهماننوازی باشد؛ رویدادی که میلیونها هوادار از سراسر جهان را به شهرهای میزبان آمریکا، کانادا و مکزیک بکشاند و صنعت گردشگری را وارد یکی از طلاییترین دورههای خود کند. اما حالا، تنها چند هفته مانده به آغاز مسابقات، نشانهها از شکلگیری بحرانی جدی در تجربه سفر و میزبانی حکایت دارد. گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی و نهادهای گردشگری نشان میدهد بسیاری از هواداران، پیش از رسیدن به ورزشگاه، درگیر هزینههای نجومی اقامت، حملونقل و محدودیتهای اداری شدهاند؛ مسائلی که میتواند تصویر جهانی مقصدهای میزبان را تحت تأثیر قرار دهد. در صنعت گردشگری، موفقیت یک رویداد بزرگ فقط با تعداد بلیتهای فروختهشده سنجیده نمیشود؛ کیفیت تجربهای که مسافر از لحظه ورود تا خروج دریافت میکند، مهمترین شاخص موفقیت است. اما آنچه امروز در برخی شهرهای میزبان دیده میشود، فاصلهای جدی میان وعده «میزبانی جهانی» و واقعیت خدمات گردشگری ایجاد کرده است. افزایش شدید قیمت پارکینگ، اقامت و حملونقل شهری، سفر هواداران را به تجربهای پرهزینه و فرسایشی تبدیل کرده است. در برخی شهرها، هزینه جابهجایی بین مرکز شهر و ورزشگاه چندین برابر نرخ عادی شده و همین مسئله انتقاد گسترده فعالان گردشگری و رسانهها را به همراه داشته است. در این میان، صنعت هتلداری نیز با تناقضی عجیب روبهرو شده است؛ درحالیکه جام جهانی باید موتور محرک اشغال هتلها باشد، بسیاری از هتلداران از کاهش رزروهای بینالمللی خبر میدهند. نگرانیهای مربوط به ویزا، سیاستهای مهاجرتی متغیر و فضای سیاسی آمریکا باعث شده بخشی از هواداران خارجی اساساً قید سفر را بزنند. جام جهانی همیشه فرصتی برای نمایش قدرت برند گردشگری کشور میزبان بوده است؛ فرصتی برای آنکه یک مقصد، چهرهای مهماننواز، در دسترس و خاطرهساز از خود به جهان نشان دهد. اما اگر هوادار فوتبال، بیش از هیجان مسابقه، درگیر هزینههای غیرمنطقی و پیچیدگیهای سفر باشد، این رویداد میتواند به ضدتبلیغی برای مقصد میزبان تبدیل شود. شاید مهمترین درس جام جهانی ۲۰۲۶ برای صنعت گردشگری جهان همین باشد: زیرساخت، ویزا، حملونقل و قیمتگذاری، بخشی جداییناپذیر از مهماننوازی مدرن هستند. ورزشگاههای پرزرقوبرق، بدون تجربه سفر مطلوب، نمیتوانند رضایت گردشگران را تضمین کنند.
ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ "حجتالاسلام علی عسکری" معاون فرهنگی، اجتماعی و زیارت استانداری خراسان رضوی گفت : استاندارد یعنی نظمبخشی در یک فرآیند گسترده برای اعتماد مشتری و مصرفکننده و در اسلام همان رفتار و کردار و اعتدال در برنامهریزی یک مسلمان است. وی افزود : ما اولین استان در کشور در بحث استانداردسازی و ذیل تصمیمات دو مدیرکل استاندارد و میراث فرهنگی و گردشگری و در چارچوب برنامههای مجمع هتلداران، ۱۰ هتل دارای نشان استاندارد داریم. معاون فرهنگی، اجتماعی و زیارت استانداری خراسان رضوی تاکید کرد ؛ این وقتی معنادارتر است که در کل کشور ۱۱ هتل دارای این نشان هستند که ۱۰ مورد در اختیار مشهد است.
ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
این روزها رقابت واقعی هتلها با یکدیگر، با تصویری شکل میگیرد که پیش از ورود مسافر، روی صفحه تلفن همراه او ساخته میشود. مهمان سال ۲۰۲۶ با ذهنی خالی وارد هتل نمیشود؛ او پیش از رزرو، صدها عکس، ویدئو و نظر را دیده، مقایسه کرده و در ذهن خود استانداردی مشخص ساخته است. گزارشهای تحلیلی Deloitte نشان میدهد یک مسافر پیش از آنکه دکمه نهایی رزرو هتل را بزند، بیش از ۴۰۰ بار با محتوای دیجیتال مانند عکسها، سایتها، استوریها و نظرات کاربران مواجه میشود. این یعنی هتلهایی که تصور میکنند تجربه مهمان از لحظه ورود به پذیرش آغاز میشود، بخش بزرگی از مسیر جذب مشتری و اعتمادسازی را نادیده گرفتهاند. امروزه زیبایی بصری، نورپردازی مناسب و فضاهای جذاب برای عکاسی دیگر یک ویژگی لوکس نیست، چرا که حدود ۴۰ درصد مسافران، هتل خود را صرفاً بر اساس جذابیت ظاهری و قابلیت اشتراکگذاری تصاویر انتخاب میکنند. شبکههای اجتماعی دیگر فقط ابزار سرگرمی نیستند، بلکه به موتور محرک تصمیمگیری در سفر تبدیل شدهاند؛ به طوری که ۷۵ درصد مسافران از این پلتفرمها برای پیدا کردن ایده و انگیزه سفر استفاده میکنند. آمارها نشان میدهد ۶۱ درصد مهمانان پس از دیدن تصاویر یا ویدئوهای یک هتل در اینستاگرام اقدام به رزرو کردهاند و ۷۷ درصد کاربران تیکتاک نیز اعلام کردهاند که این پلتفرم بر آخرین تصمیم آنها برای رزرو سفر تأثیر مستقیم داشته است. در این میان، نظر و تجربه مهمانان قبلی، بسیار اثرگذارتر از تبلیغات پرهزینه هتلهاست. حدود ۸۱ درصد مسافران پیش از رزرو، نظرات سایر مهمانان را با دقت بررسی میکنند و ۸۴ درصد مردم به عکسها و ویدئوهای واقعی کاربران، به اندازه توصیه دوستان خود اعتماد دارند. در دنیای امروز، مهمانان توقع دارند پیامها و پرسشهایشان در کوتاهترین زمان ممکن پاسخ داده شود؛ تا جایی که استاندارد جدید پاسخگویی در فضای آنلاین به کمتر از ۳۰ دقیقه رسیده و این سرعت، مستقیماً حس احترام و حرفهای بودن برند را تقویت میکند. با این حال، دوره تصویرسازی اغراقآمیز و تبلیغات غیرواقعی رو به پایان است. حدود ۴۹ درصد مسافران معتقدند واقعیت برخی هتلها با تصویری که در شبکههای اجتماعی نمایش داده میشود تفاوت دارد. برنده واقعی بازار امروز هتلداری، هتلی نیست که فقط لابی بزرگتر یا تجهیزات لوکستری داشته باشد؛ بلکه برندی است که بتواند کمترین فاصله را میان تصویر آنلاین و تجربه واقعی مهمان ایجاد کند.
ایجاد شده: 28/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 28/اردیبهشت/1405 مقالات و یادداشت ها
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
تیراندازی در هتل Washington Hilton، هنگام ضیافت شام با حضور دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، نشان داد هتلهای شاخص در پایتختها همواره در تقاطع مهماننوازی و سیاست قرار دارند. این موقعیت، ضمن فرصتسازی، ریسکهای امنیتی جدی ایجاد میکند. حضور چهرههای سیاسی سطح بالا، هتل را موقتاً به محیطی با حساسیت امنیتی بالا تبدیل کرده و هماهنگی با نهادهایی مانند سرویس مخفی آمریکا را اجتنابناپذیر میسازد. از منظر صنعت هتلداری، این حادثه سه پیامد دارد: ۱. مهمانان و برگزارکنندگان رویدادها، بهویژه در بخش MICE، نسبت به ریسک حساساند و چنین اتفاقی میتواند به جابهجایی تقاضا به سمت هتلها یا مقاصد کمریسکتر منجر شود. ۲. میزبانی رویدادهای سیاسی سطح بالا، هتل را ناگزیر به رعایت استانداردهای امنیتی فراتر از حالت عادی میکند، این الزامات، اگرچه برای کاهش ریسک ضروریاند، اما میتوانند تجربه مهمانان عادی را نیز تحت تأثیر قرار دهند. ۳. بر خلاف حوادث معمول رویدادهای مرتبط با چهره های سیاسی بیشتر در حافظه رسانهای باقی میمانند. در نتیجه، نام برند هتل ممکن است برای مدتی طولانیتر با یادآوری این حادثه تداعی شود حتی اگر مدیریت بحران بهخوبی انجام شده باشد. در انتها باید به این نکته توجه داشت، میزبانی رویدادهای سیاسی سطح بالا یک تصمیم صرفاً تجاری نیست، بلکه انتخابی استراتژیک با پیامدهای امنیتی است. این انتخاب نیازمند زیرساخت پیشرفته، پروتکلهای امنیتی و توانایی مدیریت روایت رسانهای بهطور حرفهای است.
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ خبرگزاری رویترز گزارش داد ؛ دولت چین به شهروندان خود هشدار داده است از سفر به ایران خودداری کنند و از کسانی که هماکنون در این کشور حضور دارند خواسته است در اسرع وقت ایران را ترک کنند بهدلیل «وضعیت امنیتی» موجود. این توصیه در گزارش خبرگزاری دولتی شینهوا منتشر شده است. این هشدار در حالی صادر شده که تنشها در منطقه و بهویژه میان تهران و واشنگتن افزایش یافته است، اما مقامات رسمی چین توضیح تفصیلی درباره علت دقیق این توصیه ارائه نکردهاند.
ایجاد شده: 8/اسفند/1404 آخرین ویرایش: 8/اسفند/1404 اخبار داخلی