نتایج جستجو...
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: امروز       آخرین ویرایش: امروز     مقالات و یادداشت ها
گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛
بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛ بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری می‌شود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن می‌رسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناخته‌شده هستند؛ اما گردشگری بسیار گسترده‌تر از این‌هاست. هر سفر، زنجیره‌ای از خدمات و فعالیت‌ها را درگیر می‌کند؛ از حمل‌ونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایع‌دستی. به همین دلیل، نمی‌توان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتل‌ها یا آژانس‌های مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعه‌ای از حوزه‌های به‌هم‌پیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکل‌گیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمی‌توان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزه‌های گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دسته‌بندی می‌شوند. گاهی تقسیم‌بندی بر اساس نوع سفر انجام می‌شود و گاهی بر اساس خدمات و کسب‌وکارهای مرتبط با سفر. با این حال، می‌توان گفت صنعت گردشگری ایران دست‌کم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزه‌ها سابقه‌ای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیت‌شده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایه‌های اصلی گردشگری است. هتل‌ها، هتل‌آپارتمان‌ها، مهمان‌پذیرها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، خانه‌های سنتی، کمپ‌ها و مجموعه‌های اقامتی مختلف در این حوزه قرار می‌گیرند. در سال‌های اخیر، اقامتگاه‌های بوم‌گردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشته‌اند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالش‌های این بخش است. ۲. حمل‌ونقل گردشگری حمل‌ونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حمل‌ونقل هوایی، ریلی، جاده‌ای و دریایی، خودروهای اجاره‌ای، تاکسی‌های گردشگری و اتوبوس‌های تور، همگی در این حوزه قرار می‌گیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبه‌ها، به شبکه حمل‌ونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانس‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانس‌های مسافرتی از قدیمی‌ترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامه‌ریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیت‌های این حوزه است. البته با گسترش پلتفرم‌های آنلاین، نقش آژانس‌ها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربه‌ای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار می‌رود. بناهای تاریخی، موزه‌ها، بازارهای سنتی، آیین‌ها، جشن‌ها، صنایع‌دستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گسترده‌ای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونه‌هایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفه‌ای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربه‌های جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعت‌گردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکل‌گیری انواع فعالیت‌های طبیعت‌گردی را فراهم کرده است. جنگل‌های شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستان‌ها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظت‌شده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل می‌دهند. کویرنوردی، جنگل‌پیمایی، پرنده‌نگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سال‌های اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته‌اند. البته توسعه طبیعت‌گردی باید همراه با حفاظت از محیط‌زیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر می‌تواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزه‌های آینده‌دار ایران است. خدمات پزشکی، دندان‌پزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آب‌درمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار می‌گیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینه‌های رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستان‌ها، شرکت‌های تسهیلگر، هتل‌ها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشه‌دارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری می‌تواند با حوزه‌هایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حمل‌ونقل، اطلاع‌رسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربه‌فردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایع‌دستی، کشاورزی و آیین‌های سنتی فراهم می‌کنند. اقامت در خانه‌های محلی، مشارکت در فعالیت‌های روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیت‌های گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه می‌تواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوه‌نوردی، صخره‌نوردی، رفتینگ، دوچرخه‌سواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزش‌های ساحلی، نمونه‌هایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایق‌سواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزش‌های آبی و تفریحات ساحلی از فعالیت‌های این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیت‌ها، ضعف سرمایه‌گذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبه‌رو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از جاذبه‌های اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینی‌ها، نوشیدنی‌های سنتی، بازارهای غذا، رستوران‌های بومی و جشنواره‌های خوراک، در این حوزه قرار می‌گیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفه‌ای غذاهای محلی می‌تواند به رونق رستوران‌های بومی، تولیدکنندگان محلی و کسب‌وکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایع‌دستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچه‌های مرزی و فروشگاه‌های صنایع‌دستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتم‌کاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایع‌دستی می‌توانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بسته‌بندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاه‌ها، همایش‌ها، جشنواره‌ها، نشست‌های تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب می‌کنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامه‌ریزی‌شده و هزینه‌کرد بیشتر همراه است و می‌تواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفه‌ای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانش‌آموزان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به دوره‌های تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل می‌دهند. بازدید از دانشگاه‌ها، موزه‌ها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی می‌تواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیت‌های علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جست‌وجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراک‌گذاری تجربه سفر. پلتفرم‌های رزرو آنلاین، اپلیکیشن‌های گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل می‌دهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبه‌های بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبه‌ها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، ده‌ها کسب‌وکار نکته مهم این است که این حوزه‌ها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حمل‌ونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایع‌دستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره به‌هم‌پیوسته دانست. ضعف در هر بخش می‌تواند بر عملکرد بخش‌های دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاع‌رسانی حرفه‌ای، نمی‌تواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزه‌ها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزه‌هایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعال‌تر شدن این بخش‌ها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایه‌گذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید هم‌زمان دنبال شود.

ایجاد شده: دیروز       آخرین ویرایش: دیروز     مقالات و یادداشت ها
بزرگ‌ترین جاذبه گردشگری ایران را بشناسید؛ مردم ایران

بزرگ‌ترین جاذبه گردشگری ایران را بشناسید؛ مردم ایران

✍️ علی خلف وقتی صحبت از گردشگری ایران می‌شود، ذهن‌ها به سمت تخت جمشید، نقش جهان، کویر لوت، جنگل‌های هیرکانی یا سواحل خلیج فارس و یا ده ها و حتی صد ها مقصد گردشگری دیگر می‌رود که البته همه این‌ها بسیار ارزشمندند. اما می توان گفت مهم ترین جاذبه گردشگری ایران شاید چیزی باشد که خیلی کم در باره آن صحبت شده است. جاذبه ای که در سراسر ایران وجود دارد، اما کمتر به چشم می آید. چیزی به اسم؛ "مردم ایران". هر گردشگری که به ایران سفر کرده، علاوه بر زیبایی‌های این سرزمین، از یک ویژگی مشترک هم گفته سخن گفته است و آن چیزی نیست جز؛ "مهمان‌نوازی ایرانی‌ها". از راننده تاکسی که با حوصله مسیر را نشان می‌دهد تا کاسبی که بدون چشمداشت چای تعارف می‌کند. از روستائی‌ای که درب خانه‌اش را به روی مسافر باز می‌کند تا رهگذری که وقتش را برای راهنمایی یک غریبه می‌گذارد بسیار مثالهای دیگری که در این وصف وجود دارد؛ و این‌ها همان تصویر واقعی ایران هستند. در دنیای امروز، کشورها برای ساختن «تجربه سفر» میلیون‌ها دلار هزینه می‌کنند، اما ما سرمایه‌ای در اختیار داریم که با پول قابل خریدن نیست؛ و آن چیزی نیست جز؛ "فرهنگ، صمیمیت و احترام به مهمان". با این حال، کمتر دیده‌ایم که این سرمایه در برنامه‌ریزی‌های گردشگری جدی گرفته شود. تبلیغات ما بیشتر بر بناها و مناظر تمرکز دارد، در حالی که تجربه سفر را انسان‌ها می‌سازند، نه بنا ها. اگر قرار است برند گردشگری ایران در جهان تقویت شود، باید در کنار حفاظت از آثار تاریخی و توسعه زیرساخت‌ها، از "فرهنگ میزبانی ایرانی" نیز محافظت کنیم؛ چرا که شاید بزرگ‌ترین جاذبه گردشگری ایران، نه یک بنای تاریخی، بلکه مردم ایران باشند. قبله سفر | روایت، نقد و اندیشه در گردشگری ایران

ایجاد شده: دیروز       آخرین ویرایش: دیروز     مقالات و یادداشت ها
جایزه تعالی گردشگری؛ در راه تعالی

جایزه تعالی گردشگری؛ در راه تعالی

✍🏻به قلم | مهدی حسینی وقتی قرار است برای «تعالی» در صنعت گردشگری جایزه بدهیم، بد نیست یک‌بار هم خودِ جایزه را در معرض ارزیابی قرار دهیم؛ چراکه اعتبار یک جایزه، نه با تعداد تندیس‌ها و نه با تعداد مدیران حاضر در مراسم، بلکه با اعتبار فرایند ارزیابی، استقلال داوری و اعتماد ذی‌نفعان ساخته می‌شود. سومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد؛ رویدادی که با حضور مدیران ارشد حوزه گردشگری، دانشگاه، جهاد دانشگاهی و فعالان صنعت، تلاش دارد الگویی برای سنجش و ارتقای عملکرد بنگاه‌های گردشگری ارائه کند. اصل چنین اقدامی ارزشمند است، اما هر جایزه‌ای که عنوان «ملی» و «تعالی» را با خود حمل می‌کند، باید بیش از یک مراسم اهدای لوح و تندیس باشد. یکی از پرسش‌های اساسی درباره این جایزه، دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: چه کسی آن را تصویب کرده، چه نهادی آن را تأیید می‌کند، چارچوب حقوقی و حرفه‌ای آن چیست، چه کسانی داوری می‌کنند و معیار استقلال آنها چیست؟ همچنین ساختار مالی جایزه، هزینه ثبت‌نام و نحوه مصرف منابع آن باید برای شرکت‌کنندگان و افکار عمومی روشن باشد. طرح این پرسش‌ها به معنای متهم کردن برگزارکنندگان به تخلف نیست؛ برعکس، شفافیت می‌تواند اعتبار جایزه را افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر مدل جایزه از الگوهایی مانند EFQM الهام گرفته شده است، باید توجه داشت که تعالی صرفاً مجموعه‌ای از معیارها یا یک فرم ارزیابی نیست. در مدل‌های معتبر، ارزیابی، امتیازدهی، بررسی مستندات، ارزیابی میدانی، ارائه بازخورد و امکان بهبود، بخش جدایی‌ناپذیر فرایند است. در چنین نظامی، «تندیس» نتیجه فرایند ارزیابی است، نه هدف اصلی آن. مسئله دیگر، مرز میان «جایزه»، «ارزیابی» و «اعتباربخشی» است. اگر قرار است یک جایزه، ملی و مرجع تلقی شود، باید مشخص باشد چه جایگاهی در نظام رسمی گردشگری کشور دارد و چه تفاوتی با رتبه‌بندی‌ها، درجه‌بندی‌های قانونی و گواهی‌های حرفه‌ای دارد. «ملی» بودن یک عنوان، به‌خودی‌خود اعتبار حقوقی یا حرفه‌ای ایجاد نمی‌کند؛ این اعتبار باید از حکمرانی شفاف، روش ارزیابی معتبر و پذیرش صنعت حاصل شود. در مراسم اخیر نیز برخی اتفاقات حاشیه‌ای، از جمله طرح موضوع دبیرخانه دائمی و اعطای برخی عناوین و تقدیرها، اهمیت این پرسش را بیشتر کرد که اساساً چه نهادی باید متولی سیاست‌گذاری، نظارت و داوری چنین جایزه‌ای باشد. دبیرخانه دائمی اگر قرار است شکل بگیرد، نباید صرفاً دفتر دائمی برگزاری مراسم باشد؛ باید مغز حرفه‌ای یک نظام مستمر ارزیابی و تعالی باشد. پیشنهاد می‌شود دوره بعد، پیش از هر چیز «منشور حکمرانی جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری» تدوین و منتشر شود؛ منشوری که در آن مالکیت و متولی جایزه، ترکیب و اختیارات هیئت سیاست‌گذاری، شرایط داوران، قواعد تعارض منافع، روش امتیازدهی، نحوه اعتراض، ساختار مالی و گزارش شفاف سالانه مشخص باشد. همچنین دریافت جایزه منوط به عبور از حد نصاب‌های روشن باشد و هر شرکت‌کننده الزاماً به دریافت تندیس یا عنوان منجر نشود. این جایزه می‌تواند به یک رویداد معتبر و اثرگذار در صنعت گردشگری تبدیل شود؛ اما برای رسیدن به آن نقطه، شاید مهم‌ترین گام این باشد که پیش از ارزیابی تعالی دیگران، یک‌بار خودِ «جایزه تعالی گردشگری» را ارزیابی کنیم. چنین نگاهی نه مخالفت با جایزه، بلکه دفاع از آینده و اعتبار آن است.

ایجاد شده: دو روز قبل       آخرین ویرایش: دو روز قبل     مقالات و یادداشت ها
بارگاه شمس تبریزی با حضور وزیر میراث‌فرهنگی افتتاح شد

بارگاه شمس تبریزی با حضور وزیر میراث‌فرهنگی افتتاح شد

به گزارش تور نیوز؛ سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ بارگاه شمس تبریزی را در شهرستان خوی افتتاح کرد. این بارگاه به منظور تقویت زیرساخت‌های مرتبط با معرفی و پاسداشت میراث شمس تبریزی طراحی شده است. در این مراسم، از تندیس شمس تبریزی در یکی از میادین اصلی شهر نیز رونمایی شد. همچنین، عملیات اجرایی هتل چهارستاره «اورین بام سپهر» با حضور وزیر آغاز گردید. شمس تبریزی به عنوان یکی از شخصیت‌های اثرگذار در تاریخ عرفان و ادبیات فارسی، جایگاه ویژه‌ای در هویت فرهنگی خوی دارد. پیوند شمس تبریزی با مولانا، این شخصیت را به بخشی از میراث فکری و معنوی ایران تبدیل کرده است. افتتاح بارگاه شمس تبریزی می‌تواند ظرفیت خوی را در حوزه گردشگری فرهنگی و عرفانی تقویت کند. این بارگاه همچنین زمینه توسعه برنامه‌های فرهنگی و پژوهشی را برای معرفی این میراث به گردشگران داخلی و خارجی فراهم می‌آورد.

ایجاد شده: دو روز قبل       آخرین ویرایش: دو روز قبل     اخبار داخلی
امکان اصلاح نرخ تأسیسات گردشگری در شرایط جهش تورمی فراهم شد

امکان اصلاح نرخ تأسیسات گردشگری در شرایط جهش تورمی فراهم شد

به گزارش هتل نیوز؛ معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با صدور بخشنامه جدید، اصلاح نرخ تأسیسات گردشگری را در شرایط اقتصادی خاص پیش‌بینی کرد. این بخشنامه به تأسیسات اجازه می‌دهد تا در صورت افزایش غیرمتعارف شاخص تورم، نرخ‌های خود را بازنگری کنند. بر اساس این بخشنامه، اگر جهش قابل ملاحظه‌ای در تورم موجب افزایش هزینه‌های تمام‌شده شود، تأسیسات می‌توانند نرخنامه خود را با ارائه مستندات کافی بازنگری کنند. مستنداتی مانند صورت‌های مالی حسابرسی‌شده، فاکتورهای رسمی و گزارش‌های اقتصادی به عنوان دلایلی برای اثبات افزایش هزینه‌ها مطرح شده‌اند. اصلاح نرخنامه تنها دو نوبت در یک سال مجاز است. افزایش نرخ باید با توجه به هزینه‌های اثبات‌شده باشد و نباید از سقف‌های تعیین‌شده در موارد مشابه فراتر رود. بررسی ضرورت بازنگری و مستندات اولیه بر عهده اداره کل استان است و تأیید نهایی نیز به تصویب کمیسیون عالی مربوط وابسته است.

ایجاد شده: دو روز قبل       آخرین ویرایش: دو روز قبل     اخبار داخلی
ثبت نرخنامه در سامانه جانا شرط اعتبار نرخ تأسیسات گردشگری است

ثبت نرخنامه در سامانه جانا شرط اعتبار نرخ تأسیسات گردشگری است

به گزارش هتل نیوز؛ بر اساس بخشنامه اخیر معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، تأسیسات گردشگری موظف به ثبت الکترونیکی نرخنامه‌های خود در سامانه جانا هستند. این ثبت الکترونیکی برای اعتبار نرخنامه‌ها بسیار مهم است. ادارات کل استانی و تشکل‌های حرفه‌ای گردشگری مسئولیت نظارت بر ثبت الکترونیکی نرخنامه‌ها را بر عهده دارند. تحویل نرخنامه به بهره‌برداران تنها پس از ثبت الکترونیکی ممکن است. بخشنامه تأکید می‌کند که در صورت عدم ثبت نرخنامه در سامانه جانا، نرخنامه درج‌شده در سامانه نماد مبنای هزینه قرار می‌گیرد. بهره‌بردارها نمی‌توانند مبلغی بیش از نرخ اعلام‌شده دریافت کنند. علاوه بر این، ادارات کل استانی موظفند در صورت عدم ثبت نرخنامه، متخلفان را به مراجع نظارتی معرفی کنند. این اقدام می‌تواند برخورد انضباطی از طریق کمیته فنی و کمیسیون درجه‌بندی را به دنبال داشته باشد.

ایجاد شده: دو روز قبل       آخرین ویرایش: دو روز قبل     اخبار داخلی
چالش‌های صنعت هتلداری خراسان رضوی با حضور قائم‌مقام وزیر بررسی شد

چالش‌های صنعت هتلداری خراسان رضوی با حضور قائم‌مقام وزیر بررسی شد

به گزارش هتل نیوز؛ نشست هیئت‌مدیره جامعه هتلداران خراسان رضوی با حضور قائم‌مقام وزیر میراث فرهنگی و مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری استان برگزار شد. این جلسه در اتاق بازرگانی خراسان رضوی برگزار گردید. در این نشست، گزارش عملکرد مالی شش‌ماهه و برنامه‌ریزی برای برگزاری مجمع عمومی و انتخابات جامعه هتلداران بررسی شد. دغدغه‌های فعالان صنعت اقامت نیز در این جلسه مطرح گردید. افزایش هزینه‌های جاری و حامل‌های انرژی از جمله چالش‌های مالیاتی بود. مشکلات جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص از دیگر چالش‌ها به شمار می‌رود. کاهش قدرت خرید مردم و تأثیر آن بر سفر و تقاضای اقامت نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر ضرورت حمایت ویژه از واحدهای اقامتی مشهد تأکید شد. این موضوع با توجه به جایگاه زیارتی شهر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دارابی بر همکاری دولت و بخش خصوصی برای رفع مشکلات تأکید کرد. او همچنین به ظرفیت‌های حمایتی در لایحه بودجه و نگاه اقتصادی به گردشگری اشاره نمود.

ایجاد شده: سه روز قبل       آخرین ویرایش: سه روز قبل     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...