✍🏻 نازلی بخشایش |سر دبیر سرویس گردشگری موسیقی ایتنا گردشگری موسیقی دیگر صرفاً بخشی از صنعت سرگرمی نیست؛ در بسیاری از کشورها به یکی از شاخههای مهم گردشگری فرهنگی و تجربهمحور تبدیل شده است. در تعریف جهانی، گردشگری موسیقی به سفرهایی گفته میشود که موسیقی، کنسرت، جشنواره، میراث موسیقایی، اماکن تاریخی مرتبط با موسیقی یا تجربه یک رویداد موسیقایی، یکی از انگیزههای اصلی سفر است. اسپانیا؛ از مقصد ساحلی تا مقصد موسیقایی اسپانیا یکی از نمونههای قابل توجه توسعه گردشگری موسیقی در اروپا است. بر اساس دادههای Turespaña که توسط خبرگزاری EFE گزارش شده، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵.۳ میلیون گردشگر بینالمللی در رویدادهای فرهنگی اسپانیا، از جمله جشنوارههای موسیقی، حضور داشتند. در همین سال نزدیک به ۱۰۰۰ جشنواره و رویداد فرهنگی در کشور برگزار شد. بازار موسیقی زنده اسپانیا نیز در همین دوره به رکورد جدیدی رسید. طبق گزارش OBS Business School، درآمد صنعت موسیقی زنده اسپانیا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۷۸ میلیون یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشت. این رقم عمدتاً مربوط به فروش بلیت و فعالیت مستقیم موسیقی زنده است و نباید با کل درآمد گردشگری موسیقی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی ماجرا زمانی مشخص میشود که هزینههای خارج از محل برگزاری کنسرت را نیز در نظر بگیریم: هتل، رستوران، حملونقل، خرید، اقامت و سایر خدمات گردشگری. یک گزارش اقتصادی در اسپانیا، برای سالهای اخیر، اثر اقتصادی مجموع کنسرتها و جشنوارهها را بیش از ۵.۳ میلیارد یورو برآورد کرده است. جایگاه اسپانیا در مقایسه جهانی مقایسه کشورها به دلیل تفاوت در تعریف «گردشگر موسیقی» کاملاً یکسان نیست؛ با این حال، آمار کشورهای پیشرو ابعاد بازار را نشان میدهد. برای نمونه، در بریتانیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی برای کنسرتها و جشنوارهها سفر کردند و مجموع هزینه مرتبط با گردشگری موسیقی به ۱۰ میلیارد پوند رسید. از این تعداد، حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر خارجی بودند. بنابراین اسپانیا را میتوان در زمره بازارهای مهم گردشگری موسیقی جهان قرار داد؛ بهویژه در حوزه جشنوارههای بزرگ، موسیقی زنده و جذب گردشگران خارجی. گزارش OBS نیز بازار موسیقی زنده اسپانیا را در میان ۱۵ بازار مهم جهان قرار داده است. نکته مهم این است که گردشگری موسیقی را نباید صرفاً با فروش بلیت سنجید. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۹۳.۸ میلیون گردشگر بینالمللی جذب کرد و گردشگران خارجی در این سال ۱۲۶.۳ میلیارد یورو در کشور هزینه کردند. گردشگری در مجموع نیز معادل ۱۲.۶ درصد GDP اسپانیا بود. (mintur.gob.es) در چنین بازاری، موسیقی یک «محصول مکمل» نیست؛ میتواند بهانه اصلی سفر و در نتیجه محرک هزینهکرد در زنجیره وسیعتری از اقتصاد گردشگری باشد. اسپانیا چه چیزی را درست انجام داده است؟ مدل اسپانیا بر ترکیب چند مزیت استوار است: جشنوارههای بزرگ، آبوهوا، شهرهای گردشگری، زیرساخت حملونقل، هتلها، برند شهری و حضور هنرمندان بینالمللی. برای مثال، در رویداد Primavera Sound در مادرید، برآورد شده بود که نیمی از مخاطبان بینالمللی باشند و هر گردشگر خارجی طی سه روز حدود ۱۲۰۰ یورو هزینه کند به این ترتیب، یک جشنواره موسیقی میتواند از یک رویداد چندروزه به یک بسته اقتصادی گردشگری تبدیل شود. اگر ایران بخواهد وارد این بازار شود چه؟ ایران نیز از نظر «ماده اولیه» گردشگری موسیقی ظرفیت بالایی دارد: موسیقی نواحی، موسیقی دستگاهی، آیینها و جشنهای سنتی، سازهای ایرانی، میراث موسیقایی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد و همچنین ظرفیت برگزاری جشنوارههای بینالمللی. اما برای تبدیل این ظرفیت به درآمد گردشگری، صرفاً برگزاری کنسرت کافی نیست. مدل موفق میتواند شامل جشنواره بینالمللی + تور شهری + اقامت + غذا و فرهنگ محلی + صنایعدستی + حملونقل + اجرای موسیقی در اماکن تاریخی باشد. به بیان ساده، تجربه اسپانیا نشان میدهد که سؤال اصلی این نیست که «چند بلیت کنسرت فروختهایم؟»؛ سؤال اقتصادی مهمتر این است که هر گردشگر موسیقی چه میزان پول وارد شهر و زنجیره خدمات گردشگری میکند و چند شب اقامت دارد. اگر ایران بتواند چنین زنجیرهای را طراحی کند، گردشگری موسیقی میتواند از یک فعالیت فرهنگی به یک ابزار جذب گردشگر خارجی، افزایش اقامت و ایجاد درآمد برای شهرها و کسبوکارهای محلی تبدیل شود.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ رودبار بهعنوان ورودی استان گیلان، ویژگیهای منحصر به فردی دارد. این شهرستان از ظرفیتهای طبیعی و تاریخی فراوانی برخوردار است. عینالله عزیزپور، رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری رودبار، بر اهمیت این شهرستان در جذب گردشگران تاکید کرد. او بیان کرد که ظرفیتهای گردشگری رودبار، فرصتی ارزشمند برای توسعه صنعت گردشگری به شمار میرود. تنوع فرهنگی و جاذبههای طبیعی رودبار میتواند به رونق اقتصادی این منطقه کمک کند. این شهرستان دارای بیش از ۷۵ اثر ثبتشده و هفت اثر طبیعی است که نشاندهنده تاریخ و غنای فرهنگی آن است.
ایجاد شده: 16/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 16/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ سامانه صدور آنی کارت اعتباری گردشگری ریالی و ارزی بانک رفاه کارگران با هدف دسترسی آسان گردشگران به ابزارهای نوین پرداخت راهاندازی شد. این اقدام به ارتقای تجربه سفر و پاسخگویی به نیازهای مالی گردشگران کمک خواهد کرد. مراسم رونمایی با حضور وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی و میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و همچنین مدیرعامل بانک رفاه کارگران برگزار شد. کارت اعتباری گردشگری ریالی و ارزی به عنوان یک گام مهم در توسعه خدمات مالی و پرداخت متناسب با نیازهای گردشگران و فعالان حوزه سفر شناخته میشود.
ایجاد شده: 11/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 11/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ استان هرمزگان با دارا بودن ۱۴ جزیره مسکونی و بیش از ۲۳۷۰ کیلومتر مرز آبی، ظرفیتهای بینظیری برای گردشگری دریایی دارد. این استان به خلیج فارس و دریای عمان دسترسی دارد که فرصتهای فوقالعادهای برای جذب گردشگران ایجاد میکند. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هرمزگان اظهار کرد که این استان دارای بیش از ۳۰ خور طبیعی است. این خورها دارای ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری ساحلی هستند. در راستای این هدف، ۲۰ بسته سرمایهگذاری برای جذب بخش خصوصی تهیه شده است. فعالسازی پنج جزیره بهعنوان کانونهای جدید گردشگری بخشی از برنامههای توسعهای استان است. توسعه زیرساختهای گردشگری دریایی نیز از محورهای اصلی این برنامهها به شمار میرود. افزایش سرمایهگذاری در سواحل و جزایر و حفاظت از محیط زیست دریایی از دیگر اهداف هرمزگان برای رونق اقتصاد گردشگری است. بهرهبرداری مؤثر از ظرفیتهای سواحل و جزایر میتواند به تنوعبخشی محصولات گردشگری ایران کمک کند.
ایجاد شده: 9/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 9/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 حاج سید جوادی | پست دکترای هوش مصنوعی از مالزی صنعت هتلداری و گردشگری ایران در افق ۱۴۰۵ با پارادوکسی سخت مواجه است: تقابل ظرفیتهای بینظیر تاریخی و فرهنگی با بحرانهای ساختاری حاصل از ناامنی ژئوپلیتیکی، تحریمهای دیجیتال-بانکی و تورم فرسایشی . در این پژوهش ،با هدف تبیین شکاف موجود میان ظرفیتهای بالقوه و عملکرد بالفعل صنعت هتلداری ایران ،تلاش می شود با اتخاذ رویکردی تحلیلی-تطبیقی، چالشهای سهگانهٔ فوق را بررسی و سازوکار اثرگذاری آنها بر کاهش ضریب اشغال و شکلگیری تلهٔ اهرم مالی در بنگاههای اقامتی را تبیین شود. در پاسخ به این چالشها، گذار از مدیریت سنتی رایج به مدیریت هوشمند دادهمحور، ضرورتی راهبردی بهشمار میآید. ازاینرو، پس از بررسی مبانی نظری و کاربردهای مهم هوش مصنوعی در هتلداری، نقشهراه جبرانی ۱۲ماهه و چهارفازی برای پیادهسازی هوش مصنوعی در هتلهای ایران ارائه میشود. نتایج نشان میدهد استقرار نظاممند فناوریهای دادهمحور، مشروط به اصلاح زیرساختهای پایه و بهبود دیپلماسی اقتصادی، میتواند به کاهش مطلوب هزینههای عملیاتی، بهینهسازی قیمتگذاری و ارتقای تابآوری سازمانی در برابر شوکهای تحمیلی محیطی بینجامد. واژگان کلیدی: صنعت مهمان نوازی، هوش مصنوعی، تورم فرسایشی، تحریم اقتصادی، مدیریت درآمد، تابآوری ، نقشهراه دیجیتال.،داده محور، اهرم مالی ۱. تابآوری در صنعت هتلداری: تعاریف، مفاهیم و چارچوب نظری ۱-۱. تعریف تابآوری سازمانی در هتلداری تابآوری سازمانی[1] در صنعت هتلداری به معنای توانایی یک کسبوکار برای پیشبینی، مهار، سازگاری و بازتوانی سریع در برابر تکانههای محیطی، بحرانهای اقتصادی و دگرگونیهای ناگهانی بازار است. هتلهای تابآور در شرایط بحرانی میتوانند با تکیه بر ابزارهای نوین، ساختار هزینههای خود را سامان دهند و با ایجاد جریانهای درآمدی هوشمند، از فروپاشی مالی جلوگیری کنند. ۱-۲. ابعاد تابآوری در صنعت اقامتی ادبیات پژوهشی معاصر، تابآوری در صنعت هتلداری را در چهار بُعد کلیدی تعریف میکند: تابآوری پیشبینانه [2]: توانایی شناسایی زودهنگام شوکها از طریق پایش دادهها و شاخصهای هشداردهنده، مانند نوسانات نرخ ارز، رزروهای لغوشده و روندهای جستوجوی مقاصد. تابآوری سازگارانه[3]: ظرفیت تعدیل سریع راهبردهای قیمتگذاری، بازاریابی و عملیاتی در واکنش به تغییرات ناگهانی تقاضا یا هزینهها. تابآوری جذبی [4]: توانایی تحمل شوک و کاهش آسیب از طریق ذخایر مالی، تنوعبخشی به کانالهای درآمدی و انعطافپذیری نیروی انسانی. تابآوری بازتوانیگر [5]: قابلیت بازگشت سریع به وضعیتی پایدار پس از بحران و حتی ارتقای سطح عملکرد در مقایسه با دوران پیش از بحران. در صنعت هتلداری، تفاوت اصلی میان تابآوری پیشبینانه و تابآوری سازگارانه در زمان اقدام و ماهیت واکنش به بحرانها نهفته است، در واقع ، تابآوری پیشبینانه ماهیتی آیندهنگر و شناساییمحور دارد، درحالیکه تابآوری سازگارانه ماهیتی واکنشی و اصلاحمحور برای بقا در شرایط متغیر دارد. برای دستیابی به این توانمندیها، استفاده از الگوریتمهای پیشبینی و مدیریت دادهمحور[6] بهعنوان هستهٔ اصلی تابآوری سازمانی در زیستبومهای پیچیده ضرورت دارد . بدون داشبوردهای یکپارچه، الگوریتمهای متعالی پیشبینی و دستیارهای هوشمند خودکارسازی تصمیمگیری، مدیریت هتلها نمیتوانند در برابر شوکهای همزمان و چندبعدی دارای عملکرد کارایی داشته باشند. ۲. ثروت حبسشده و پارادوکس گردشگری ایران صنعت گردشگری و هتلداری در دهههای اخیر بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی توسعهٔ اقتصادی در جهان شناخته شده است. بااینحال، این صنعت بهدلیل ماهیت خدماتی و وابستگی شدید به زنجیرهٔ تأمین جهانی، در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی و تحولات فناورانه بهشدت آسیبپذیر است. در این میان، گذار پارادایمی بهسوی هوشمندی کسبوکار، کلاندادهها [7] و هوش مصنوعی ، مرزهای رقابتپذیری را دراین صنعت جابهجا کرده است. اقتصاد ایران در افق ۱۴۰۵ نیاز حیاتی به تنوعبخشی به درآمدهای ارزی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی دارد. برخورداری از ظرفیتهای غنی تاریخی و جغرافیایی، ۲۶ اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو و جایگاه دهم جهان، ظرفیتی بالقوه برای تبدیل ایران به قطب گردشگری منطقه فراهم کرده است. بااینحال، شواهد میدانی و دادههای عملکردی صنعت هتلداری کشور تصویری متناقض ارائه میکنند. تعطیلی واحدهای اقامتی و کاهش ضریب اشغال، از وجود موانع ساختاری حکایت دارد که این ظرفیتها را به «ثروتی حبسشده»[8] تقلیل داده است. ۳. مثلث بحران و «اثر قیچی» بر صنعت هتلداری کالبدشکافی وضعیت صنعت هتلداری در سال ۱۴۰۵ نشاندهندهٔ عملکرد یک مثلث بحران است که سه ضلع آن پس از همهگیری کرونا، صنعت مهمان نوازی را فراگرفته است . همهگیری کرونا (۱۳۹۸-۱۴۰۰) شوک بزرگی به صنعت وارد کرد؛ ضریب اشغال هتلها عملاً به صفررسید و پیامدهای زیر بهوجود آمد: خسارت ۴۰۰۰ میلیارد تومانی به هتلها و دفاتر خدمات مسافرتی تا پایان سال ۱۳۹۸؛ تعدیل گستردهٔ نیروها و بیکاری ۱۳۰۰۰ راهنمای تور؛ بستهشدن کامل مرزها بهروی گردشگران خارجی. ۳-۱. تورم و کاهش قدرت خرید در ادبیات اقتصاد گردشگری، تورم از دو مسیر همزمان بر بنگاههای اقامتی فشار وارد میکند. از سمت تقاضا، تورم موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید خانوارها میشود؛ در نتیجه، سفر و اقامت که در دستهٔ کالاها و خدمات لوکس و غیرضروری با تقاضای کششپذیر[9] طبقهبندی میشوند، بهسرعت از سبد مصرفی خانوار حذف میشوند. از سمت عرضه نیز افزایش مداوم شاخص قیمت تولیدکننده [10]، هزینهٔ تأمین مواد اولیه، غذا و نوشیدنی[11] ، حاملهای انرژی و دستمزدها را افزایش میدهد. تورم مزمن، با نرخ بیش از ۴۰ درصد در سالهای متوالی، آثار زیر را بر صنعت هتلداری برجای گذاشته است: حذف سفر از سبد مصرفی خانوار؛ افزایش هزینههای نگهداری، شامل انرژی، مواد مصرفی، حقوق کارکنان و تعمیرات؛ کاهش تقاضای داخلی و گرایش گردشگران داخلی به اقامتگاههای ارزانتر؛ عدم تناسب نرخها، بهگونهای که هزینهها بسیار سریعتر از توان هتلها برای افزایش نرخ اتاق رشد میکنند؛ نوسان نرخ ارز که برنامهریزی مالی را بسیار دشوار کرده است. ۳-۲. تحریمهای بینالمللی (۱۳۹۷-۱۴۰۵) خروج آمریکا از برجام در مهٔ ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمهای گسترده، نخستین و طولانیترین شوک این دوره به صنعت هتلداری ایران بود. آثار مستقیم این رویداد عبارت بودند از: قطع دسترسی به سامانههای رزرو جهانی؛ بوکینگداتکام[12] از نوامبر ۲۰۱۸ همکاری با هتلهای ایرانی را متوقف کرد و کارتهای اعتباری بینالمللی ویزاو مسترکارت نیز عملاً قابل استفاده نبودند. توقف پروازهای مستقیم برخی شرکتهای هواپیمایی اروپایی، از جمله بریتیش ایرویز ، ایر فرانس و کیالام به ایران؛ خروج سرمایهگذاران خارجی و لغو پروژههای توسعه خروج گروه آکور[13] (شامل برندهای ایبیس و نووتل؛ کاهش شدید شمار گردشگران خارجی، از ۸٫۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ به حدود ۱٫۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱؛ مسدودشدن کانالهای پرداخت ارزی. در چنین شرایطی، بنگاهها ناچار به توسعهٔ شبکههای پرداخت جایگزین، اتکا به بازارهای منطقهای کشورهای همپیمان و استفاده از ارزهای دیجیتال یا توافقهای پولی دوجانبه میشوند. ۳-۳. جنگ دوازدهروزه (تابستان ۱۴۰۴) در تابستان ۱۴۰۴، جنگی دوازدهروزه در فصل اوج سفرها رخ داد که پیامدهای زیر را به همراه داشت: لغو گستردهٔ رزرو هتلها؛ سقوط ضریب اشغال به کمتر از ۲۰ درصد در مقاصد جنوبی؛ خسارت هزار میلیارد تومانی به پلتفرمهای گردشگری؛ کاهش ۷۰درصدی بازار اقامتگاهها. ۳-۴. جنگ ۴۰روزه (اسفند ۱۴۰۴ - فروردین ۱۴۰۵) شدیدترین ضربه به صنعت هتلداری ایران، جنگ ۴۰روزهای بود که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت. این رویداد موجب ریزش شدید تقاضا و لغو گستردهٔ رزروها شد. از ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ نیز محدودیتهای شدید و قطعی سراسری اینترنت اعمال شد که آثار مخربی بر صنعت هتلداری برجای گذاشت. پیامدهای اختلال اینترنت و محدودیتهای ارتباطی عبارت بودند از: آسیب به بازاریابی دیجیتال: بسیاری از اقامتگاههایی که از طریق اینستاگرام و پلتفرمهای آنلاین معرفی میشدند، دسترسی خود به مشتریان را از دست دادند. اختلال در رزرو: سامانههای داخلی رزرو آنلاین با اختلال مواجه شدند. ناتوانی گردشگران خارجی در استفاده از خدمات دیجیتال: گردشگران خارجی قادر به استفاده از اپلیکیشنهای مسیریابی، پیامرسانها و خدمات آنلاین نبودند. خسارت به پلتفرمهای بزرگ: علیبابا ، فلایتیو بواسطه خسارت و استرداد وجه ،جاباما نیز بواسطه کاهش بازار اقامت مواجه شدند. ۳-۵. سه ضلع بحران و اثر قیچی مجموع این سه عامل پدیدهای را در هتلداری ایران ایجاد کرده است که میتوان آن را «اثر قیچی»[14] نامید. یک لبهٔ این قیچی، کاهش شدید درآمدها در نتیجهٔ ناامنی و انزواست و لبهٔ دیگر، افزایش سرسامآور هزینهها در نتیجهٔ تورم. برخورد این دو لبه، حاشیه سود عملیاتی هتلها را عملاً از میان برده است. تفاوت این وضعیت با رکود متعارف آن است که در رکود معمولی، کاهش تقاضا غالباً با افت هزینهٔ برخی نهادهها همراه میشود و بنگاه فرصت انقباض دارد؛ اما در الگوی ایرانی سال ۱۴۰۵، هزینهها برخلاف درآمدها افزایش مییابند و «حاشیهٔ ایمنی» بنگاه بهطور همزمان از دو جبهه تخریب میشود. در نتیجه، باز نگهداشتن هتل میتواند زیانبارتر از تعطیلی موقت آن باشد. ۴. تلهٔ اهرم مالی؛ هتلها در آستانهٔ تاب آوری نکول هتلداری ذاتاً صنعتی سرمایهبر با سهم بالای هزینههای ثابت است. همین ویژگی موجب میشود اهرم عملیاتی و اهرم مالی در آن اثر بسیار زیادی داشته باشند. در شرایط سال ۱۴۰۵، اهرم مالی در صنعت هتلداری ایران به شمشیری دولبه تبدیل شده است که تیغهٔ آن بیش از پیش بهسوی شرایط تاب اوری نکول متمایل است. ۴-۱. بررسی سه سازوکار وارونگی اهرم مالی الف) اثر دوسویهٔ تورم بر ساختار بدهی: تورم بالا از یک سو ارزش واقعی بدهیهای ریالی قدیمی را کاهش میدهد و ظاهراً به سود بدهکار است؛ اما از سوی دیگر، نرخ بهرهٔ اسمی تسهیلات جدید را به محدودهٔ ۲۳ تا ۳۰ درصد رسانده و هزینهٔ نوسازی و جایگزینی تجهیزات را چند برابر کرده است. برآیند خالص این وضعیت برای بیشتر واحدها منفی است؛ زیرا منفعتِ سبکشدن بدهی قدیمی، اثری یکباره و ایستا دارد، درحالیکه زیان ناشی از گرانشدن تأمین مالی جدید و هزینهٔ نگهداشت، مستمر و تکرارشونده است. ب) عدم تطابق ارزی [15]: درآمد هتلها عمدتاً ریالی و تابع قدرت خرید داخلی است، درحالیکه بخش مهمی از بدهیها و تعهدات سرمایهای مربوط به تجهیزات، آسانسورها، سامانههای تهویه، تجهیزات آشپزخانه و نرمافزارهای مدیریت املاک هتلی[16] ماهیتی ارزی دارند. کاهش ارزش ریال باعث شده است ارزش ریالی این بدهیها چندین برابر شود. در نتیجه، اهرم مالی از ابزاری نسبتاً خنثی برای تأمین مالی، به عامل تشدیدکنندهٔ ریسک نکول [17] تبدیل شده است. ج) بحران نقدینگی و ناتوانی در پوشش بهره: با ضریب اشغال کمتر از ۴۰ درصد، سود عملیاتی [18] بسیاری از هتلها حتی برای پوشش هزینهٔ بهرهٔ بدهی نیز کافی نیست. این بدان معناست که نسبت پوشش بهره[19]]به کمتر از ۱ سقوط کرده و واحد وارد وضعیت «بازپرداخت از محل اصل دارایی» شده است. پیامد نهایی، قرارگرفتن داراییهای اقامتی در معرض تملک بانکها و انتقال مالکیت از بهرهبردار تخصصی به نهادی مالی و غیرتخصصی است؛ رخدادی که میتواند کیفیت مدیریت صنعت را در دورهٔ بعد نیز کاهش دهد. ۵. اهمیت توجه به تمایز «نوآوری» از «فناوری لوکس» درمعماری اکوسیستم هوش مصنوعی : ذکر این نکته ضروری است که در مواجهه با این بحران، تزریق فناوریهای بسیار پیشرفته به زیرساختهای قدیمی موجود ، می تواند اقدامی غیرمنطقی و حتی مخرب محسوب شود چرا که نهتنها سرعت را افزایش نمیدهد، بلکه میتواند موجب فروپاشی ساختار موجود شود. درحقیقت ،درجایگاه وضعیت فعلی، صنعت مهمان نوازی به نوآوریهای کاربردی بیش از فناوریهای با تکنولوژی های بالا و به تبع ان گران قیمت با درک شرایط تحریمی کشور نیاز دارد. پیش از هرگونه سرمایهگذاری سنگین در فناوریهای پیچیده، باید زیرساختهای پایه، از جمله پایداری اینترنت، استانداردسازی و طراحی معماری ارزش زنجیره داده و درگاههای پرداخت جایگزین،بعضا ایجاد ، اصلاح و تقویت شوند. ۶. مبانی نظری: کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت هتلداری و گردشگری در شرایط اقتصادی کنونی ایران که با تورم مزمن، تحریمهای بانکی و نوسانات شدید بازارمواجح است ، هوش مصنوعی میتواند نقشی تحولآفرین در بهینهسازی منابع، کاهش هزینهها و ایجاد کانالهای درآمدی جدید ایفا کند. ورود هوش مصنوعی به صنعت هتلداری، رویکردهای مدیریتی را از الگوهای انفعالی به مدلهای پیشبینانه و کنشگرا تغییر خواهد داد.ازطریق جستجوی ژرف می توان درادبیات پژوهشی معاصر، کاربردهای این فناوری را در محورهای زیردر تطابق با شرایط فوق الذکر بیان کرد: ۶-۱. مدیریت بهینهٔ درآمد و قیمتگذاری پویا[20] در مدلهای سنتی، قیمتگذاری اتاقها بر اساس فصلهای اوج و کمتقاضا و بهصورت ایستا انجام میشد. یکی از مهمترین مزیتهای اقتصادی هوش مصنوعی، توانایی پردازش حجم عظیمی از دادههای ساختیافته و سایر (مانند اخبار، شبکههای اجتماعی و گزارشهای مالی) و تحلیل لحظهای هزاران متغیر مستقل (از جمله سابقهٔ رزرو، رویدادهای محلی، وضعیت آبوهوا، نرخ ارز و قیمتهای لحظهای رقبا) است. سامانههای هوشمند مدیریت درآمد [21] با بهرهگیری از این متغیرها، الگوهای پنهان را استخراج و روندهای آینده را پیشبینی میکنند و نرخ بهینه را برای حداکثرسازی شاخص درآمد بهازای هر اتاق در دسترس [22] پیشنهاد میدهند. قیمتگذاری پویا نهتنها درآمد بنگاه را بهینه میکند، بلکه از طریق تخصیص کارآمدتر منابع میتواند رفاه مصرفکننده را نیز افزایش دهد. ۶-۲. مدیریت و پیش بینی هوشمند زنجیرهٔ تأمین[23] در اقتصادهای تحت تحریم که با محدودیت واردات و نوسان شدید هزینهٔ حملونقل مواجهاند، هوش مصنوعی میتواند با پیشبینی تقاضا، بهینهسازی مسیرهای لجستیکی و مدیریت هوشمند موجودی، هزینههای زنجیرهٔ تأمین را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. سامانههای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل دادههای تاریخی فروش، الگوهای فصلی و حتی دادههای آبوهوایی، تقاضای آینده را پیشبینی کنند و از انباشت بیش از حد کالا یا کمبود موجودی جلوگیری نمایند. شرکتهایی مانند آمازون و علیبابا از این فناوری برای کاهش زمان تحویل و هزینهٔ انبارداری بهره میبرند. ۶-۳. شخصیسازی تجربهٔ مهمان[24] ایجاد تجربهای متمایز، هستهٔ اصلی مزیت رقابتی در صنعت هتلداری است. هوش مصنوعی از طریق تحلیل کلاندادههای حاصل از تعاملات پیشین مهمانان، فعالیت آنها در شبکههای اجتماعی و ترجیحات ثبتشده، پروفایلهای دقیقی از علایق و ترجیحات آنان ایجاد میکند. این پروفایلها به سامانههای مدیریت هتل امکان میدهند پیش از ورود مهمان، دمای مطلوب اتاق، نوع بالش، ترجیحات غذایی در مینیبار و حتی محتوای سامانهٔ سرگرمی داخل اتاق را بهصورت خودکار تنظیم کنند. ۶-۴. خودکارسازی خدمات مشتری و پردازش زبان طبیعی[25] استفاده از چتباتها و دستیاران صوتی مبتنی بر پردازش زبان طبیعی، تحولی اساسی در کانالهای ارتباطی هتل ایجاد کرده است. این سامانهها میتوانند در تمام ساعات شبانهروز و به زبانهای مختلف به پرسشهای متداول مهمانان پاسخ دهند، فرایند رزرو را مستقیماً تکمیل کنند و درخواستهای خدماتی (مانند سفارش غذا در اتاق یا درخواست نظافت) را به بخش مربوط ارجاع دهند. این امر زمان کارکنان بخش پذیرش را آزاد میکند تا بر تعاملات انسانی پیچیدهتر تمرکز کنند. ۶-۵. بهینهسازی عملیات و نگهداری پیشبینانه[26] ترکیب اینترنت اشیا[27] و هوش مصنوعی در بخش فنی و مهندسی هتل میتواند هزینههای جاری را بهشدت کاهش دهد. حسگرهای هوشمند نصبشده روی تجهیزات حیاتی، مانند چیلرها، آسانسورها و سامانههای تهویهٔ مطبوع، دادههای عملکردی را بهطور مداوم به پلتفرمهای مرکزی ارسال میکنند. الگوریتمهای هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای نامتعارف، خرابی تجهیزات را پیش از وقوع پیشبینی و هشدارهای تعمیراتی صادر میکنند. این رویکرد زمان توقف خدمات [28]و هزینهٔ تعمیرات اضطراری را به حداقل میرساند. ۶-۶. تشخیص تقلب و امنیت سایبری در نظام مالی با گسترش تراکنشهای دیجیتال و پرداختهای الکترونیکی، حجم تهدیدهای سایبری و تقلبهای مالی بهشدت افزایش یافته است. الگوریتمهای یادگیری عمیق[29]] میتوانند با تحلیل رفتار کاربران و الگوهای تراکنش، فعالیتهای مشکوک را در کسری از ثانیه شناسایی و مسدود کنند. در بانکداری و فینتکهای ایرانی، استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص تقلب در تراکنشهای کارتبهکارت به یک استاندارد امنیتی تبدیل شده است. این فناوری سالانه از میلیاردها تومان خسارت مالی جلوگیری میکند. در مجموع، هوش مصنوعی نه یک گزینهٔ لوکس، بلکه زیرساخت بقا برای بنگاههای اقتصادی در شرایط بحرانی است. سازمانهایی که امروز در مسیر دادهمحوری گام برمیدارند، فردا توان بیشتری برای مقاومت در برابر شوکهای اقتصادی خواهند داشت و حتی میتوانند از آنها بهعنوان فرصتی برای رشد بهره ببرند. ۷. نقشهراه ۱۲ماهه: آرایش جنگی با سلاح هوش مصنوعی در اقتصاد پرنوسان سال ۱۴۰۵، مدیریت سنتی دیگر پاسخگو نیست و هتلها به نوعی به «آرایش جنگی دادهمحور» نیاز دارند. در مواجهه با بحرانهای تشریحشده، رویکردهای مدیریت سنتی مبتنی بر شهود و قیمتگذاریهای ایستا، کارایی لازم را ندارند. بنگاههای اقامتی برای عبور از این طوفان اقتصادی، به تغییر آرایش راهبردی و اتخاذ آرایش جنگی دادهمحور نیاز دارند. بااینحال، تزریق شتابزده و بدون برنامهٔ فناوریهای گرانقیمت به زیرساختهای فرسوده، به اتلاف منابع خواهد انجامید. بر اساس تحلیل نیازهای بومی و امکانسنجی فناورانه، یک نقشهراه جبرانی ۱۲ماهه در سه فاز برای استقرار هوش مصنوعی در هتلهای ایران پیشنهاد میشود: فاز اول (صفر تا ۳ ماه): توسعهٔ زیرساخت داده و پایش بازار بسیاری از هتلهای داخلی از پراکندگی دادهها و سامانههای نرمافزاری جزیرهای رنج میبرند. نخستین گام، تجمیع پایگاههای داده [30] است. در این فاز، ایجاد داشبوردهای یکپارچهٔ مدیریت اطلاعات و راهاندازی رباتهای دادهکاو[31] برای رصد لحظهای بازار در دستور کار قرار میگیرد. این سامانهها بهصورت ۲۴ساعته نوسانات نرخ ارز، نرخ تورم منطقهای، راهبرد قیمتگذاری رقبا و روند جستوجوی مقاصد در پلتفرمهای رزرو را گردآوری و برای تحلیلهای بعدی پردازش میکنند. فاز دوم (۳ تا ۶ ماه): پیادهسازی قیمتگذاری پویا و مدیریت تقاضا مهمترین اقدام برای مقابله با تورم، عبور از نرخنامههای ثابت سالانه است. در این فاز، الگوریتمهای هوشمند مستقر میشوند تا با بهرهگیری از دادههای تجمیعشده در فاز نخست، نرخ اتاقها را بر اساس کشش تقاضا، نوسانات اقتصاد کلان و الگوهای رزرو، بهصورت لحظهای تعدیل کنند. هدف این مرحله جلوگیری از فروش اتاق با نرخهای غیرواقعی در شرایط تورمی و همزمان تحریک تقاضای پنهان در روزهای کممسافر است. پیادهسازی موفق این سامانه میتواند به بازیابی درآمدها تا سطح ۵۷ درصد در شرایط رکود تورمی کمک کند. فاز سوم (۶ تا ۱۲ ماه): ارتقای تجربهٔ مهمان و استقلال پرداخت پس از تثبیت ساختار مالی و عملیاتی، تمرکز بهسمت توسعهٔ کانالهای ارتباطی معطوف میشود. راهاندازی دستیاران مجازی و چتباتهای چندزبانه مبتنی بر هوش مصنوعی مولد، برای پاسخگویی ۲۴ساعته به متقاضیان داخلی و بینالمللی ضروری است. همچنین، برای کاهش آثار تحریمهای بانکی، پلتفرمهای فروش هتل باید به درگاههای پرداخت جایگزین، از جمله شبکههای پرداخت منطقهای و کیفپولهای مبتنی بر رمزارز[32] متصل شوند تا مسیر ورود ارز به هتل تسهیل شود. ۸. سخن پایانی: هوش مصنوعی، تسهیلگر است نه جایگزین صنعت هتلداری ایران در مقطع تاریخی سال ۱۴۰۵ در نقطهٔ عطفی برای انتخاب میان «به هم ریختگی ساختاری» و «گذار پارادایمی» قرار دارد. همافزایی شوکهای ژئوپلیتیکی، تحریمهای اقتصادی و تورم فرسایشی، مدلهای سنتی مدیریت هتل را عملاً ناکارآمد کرده و تلهٔ اهرم مالی، خطر تملک داراییها از سوی شبکهٔ بانکی را تشدید کرده است. رویکرد انفعالی و انتظار برای بهبود شرایط کلان، راهبردی نسبتا پرخطر است. بنگاههای اقامتی برای حفظ تابآوری خود ناگزیرند امادگی دادهمحور اتخاذ کنند و هوش مصنوعی را بهصورت گامبهگام و سریع بهکار گیرند. در نهایت، باید به خاطر داشت که ادغام هوش مصنوعی در صنعت هتلداری به معنای حذف انسان نیست. مهماننوازی اصیل ایرانی مزیتی است که هیچ رقیب منطقهای و هیچ رباتی قادر به کپیبرداری از آن نیست. هوش مصنوعی صرفاً ابزاری است که نیروی انسانی را از وظایف تکراری رها میکند تا تمام تمرکز خود را بر خلق ارزش و ارتقای تجربهٔ بیبدیل مهمان معطوف سازد. بقا در این ساختار پیچیده تنها برای سازمانهایی میسر است که جسارت عبور از مدلهای سنتی و پیوستن به شبکههای هوشمند را داشته باشند. هتلداری در ایرانِ امروز دیگر صرفاً یک هنر نیست، بلکه «علم مدیریت بحران و بهینهسازی الگوریتمی منابع» است.
ایجاد شده: 4/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ احداث هتل پنجستاره در یزد با سرمایهگذاری ۵ همت آغاز شد. این پروژه به توسعه زیرساختهای گردشگری و اقتصادی استان یزد کمک میکند. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ پروژه ساخت هتل پنجستاره در یزد با سرمایهگذاری ۵ هزار میلیارد تومان آغاز شده است. این پروژه به جذب سرمایهگذاری کلان و بهبود زیرساختهای گردشگری استان کمک میکند. توسعه زیرساختهای اقامتی و گردشگری در یزد به عنوان یکی از ارکان مهم در رونق اقتصاد گردشگری شناخته میشود. این هتل به معرفی ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی استان یزد به گردشگران جهانی کمک خواهد کرد.
ایجاد شده: 29/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 29/مرداد/1405 اخبار داخلی
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ "امید بهروزی" رییس انجمن اقامتگاه های بومگردی فارس کفت : امروزه بومگردی دیگر صرفاً یک شیوه اقامت یا یک فعالیت گردشگری نیست، بلکه به یکی از ابزارهای مؤثر دیپلماسی فرهنگی و توسعه روابط بینالملل تبدیل شده است. وی افزود : هر گردشگری که در یک اقامتگاه بومگردی اقامت میکند، علاوه بر بهرهمندی از خدمات اقامتی، با سبک زندگی، فرهنگ، آداب و رسوم، غذاهای محلی و مهماننوازی مردم آن منطقه آشنا میشود و همین تجربه، تصویری ماندگار و واقعی از آن کشور در ذهن او ایجاد میکند. او تاکیدکرد : کشورهایی مانند فرانسه سالهاست از ظرفیت اقامتگاههای محلی و روستایی، نهتنها برای رونق اقتصاد گردشگری، بلکه برای معرفی فرهنگ، هویت ملی و تقویت ارتباطات بینالمللی بهره میبرند. بهروزی ادامه داد : در این کشور، اقامتگاههای روستایی بخشی از زنجیره برند گردشگری فرانسه به شمار میروند و نقش مهمی در جذب گردشگران و تقویت دیپلماسی فرهنگی دارند. او گفت : ایران نیز با برخورداری از تنوع کمنظیر فرهنگی، اقلیمی و تاریخی، ظرفیت آن را دارد که بومگردی را به یکی از مؤثرترین ابزارهای تعامل با جهان تبدیل کند. رییس انجمن اقامتگاه های بومگردی فارس در پایان گفت : هر اقامتگاه بومگردی میتواند سفیری برای معرفی فرهنگ ایرانی، افزایش شناخت ملتها از ایران و توسعه روابط فرهنگی و اقتصادی در عرصه بینالمللی باشد و در کنار ایجاد اشتغال و رونق اقتصاد محلی، به تقویت تصویر ایران در افکار عمومی جهان نیز کمک کند.
ایجاد شده: 31/تیر/1405 آخرین ویرایش: 31/تیر/1405 اخبار داخلی
جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیونها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتلها، خطوط هوایی، رستورانها، مراکز خرید و کسبوکارهای محلی هدایت میکند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربهای متفاوت از دورههای گذشته رقم زد؛ تجربهای که نشان میدهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتلها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایهگذاری قابل توجه بود: تعداد اتاقهای رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتلها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتلداری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتلها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر میرسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بیسابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیشبینی کرده بود این مسابقات دهها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیشبینیها نشان میدهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان میدهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینهکرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews) هتلها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاقهای پر یکی از مهمترین یافتههای گزارشهای صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتلها شود، موجب افزایش قیمت اتاقها شد. طبق دادههای Lighthouse: قیمت هتلهای شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتلها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاقها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاقها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفتههای ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاههای کوتاهمدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیشبینی درآمد هتلها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse) افزایش سفرهای بینالمللی آمارهای شرکتهای تحلیل سفر نشان میدهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینهکرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبتشده با کارتهای بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn) این افزایش عمدتاً در بخشهای هتل، رستوران، حملونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهمترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتلها استفاده گسترده از اقامتگاههای اجارهای سفرهای کوتاهمدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لسآنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتلها کمتر از انتظار بود. (The Guardian) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیشبینی اولیه بود. برخی هتلها و رستورانها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبهرو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاهمدت بوده است. (Reuters) جمعبندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان میدهد بزرگترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهمترین محرکهای گردشگری بینالمللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتلها» سنجیده نمیشود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتلها، رونق رستورانها و افزایش هزینهکرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمتها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمتگذاری و زیرساختهای سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی
ایجاد شده: 29/تیر/1405 آخرین ویرایش: 29/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش با تأکید بر اهمیت این جزیره در اقتصاد گردشگری کشور، خواستار تدوین بستههای حمایتی ویژه برای دوران پساجنگ شد و گفت: تداوم رونق اقتصادی کیش نیازمند حمایت دولت در حوزههای مالیاتی، بیمه تأمین اجتماعی، گمرک و تسهیلات بانکی است. وی با اشاره به نقش گردشگری بهعنوان موتور محرک اقتصاد جزیره، افزود: حمایت از فعالان اقتصادی، هتلها، مراکز خدماتی و سرمایهگذاران میتواند روند بازگشت گردشگران و احیای کسبوکارهای مرتبط با سفر را تسریع کند. مدیرعامل منطقه آزاد کیش همچنین اجرای طرح تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد در استان هرمزگان را اقدامی مؤثر در جهت توسعه تعاملات اقتصادی، تسهیل رفتوآمد و تحقق عدالت اجتماعی دانست و بر ضرورت گسترش ارتباطات میان مناطق آزاد و سرزمین اصلی تأکید کرد. فعالان گردشگری معتقدند اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند میتواند جایگاه کیش را به عنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور در دوره بازسازی و رونق اقتصادی تقویت کند.
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هورکا نیوز ؛ براساس گزارش Brand Finance Restaurants در سال ۲۰۲۶ ارزش ۲۵ برند برتر رستورانی جهان با رشد ۹ درصدی به ۱۹۰.۱ میلیارد دلار رسیده است؛ موضوعی که ادامه سلطه فستفودها و کافههای زنجیرهای بر بازار جهانی غذا را نشان میدهد. کارشناسان میگویند موفقیت برندهای بزرگ رستورانی دیگر فقط به کیفیت غذا و تنوع منو وابسته نیست؛ بلکه توسعه رستورانهای سریعالسرویس، خدمات تحویل غذا، فرانشیز و گسترش بینالمللی، این برندها را به بازیگران مهم اقتصاد مصرفی جهان تبدیل کرده است. فعالان گردشگری خوراک معتقدند حضور برندهای شناختهشده غذایی در شهرهای توریستی، فرودگاهها و مراکز اقامتی، امروز به بخشی از تجربه سفر گردشگران تبدیل شده و نقش مهمی در اقتصاد گردشگری و مهماننوازی ایفا میکند.
ایجاد شده: 29/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 29/اردیبهشت/1405 اخبار خارجی
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها