نتایج جستجو...
اصطلاحات با رنگ ها

اصطلاحات با رنگ ها

اصطلاحات با رنگها🔹 Black out  👈🏻 از هوش رفتن !🔹 Blue blooded   👈🏻 اشراف زاده🔹 A black sheep  👈🏻 بز گر گله ( مایه ننگ خانواده )🔹 Born in the purple 👈🏻 عضو خانواده سلطنتی🔹 A white elephant  👈🏻 پر دردسر. بی خاصیت .گرووون !🔹 Get out of the red  👈🏻 از زیر بار قرض بیرون آمدن🔹 Red carpet  👈🏻 استقبال ویژه، پذیرایی مخصوص، جلو کسی گاو کشتن !🔹 Out of the blue  👈🏻 در کمال ناباوری ، به طور اتفاقی🔹 A yellow press  👈🏻 مطبوعات جنجالی🔹 In a brown study  👈🏻 در عالم هپروت🔹 A white collar job  👈🏻 شغل دفتری، پشت میز نشینی کارمندی ....!🔹 Be in the black  👈🏻 موجودی داشتن، خوش حساب بودن !🔹 White lie  👈🏻 دروغ مصلحی🔹 Be in the pink  👈🏻 سر حال و قبراق بودن، چاق و چله بودن🔹 To be in the red 👈🏻 بدهکار بودن ، حساب منفی داشتن، بد حساب بودن🔹 Grey matter  👈🏻 مخ ! عقل سلیم داشتن🔹 A blackleg  👈🏻 اعتصاب شکن، در اصطلاح عامیانه به معنی قمارباز و متقلب🔹 Look blue  👈🏻 افسرده بودن🔹 Rose-colored spectacles  👈🏻 عینک خوش بینی🔹 Blue book  👈🏻 فهرست افراد برگزیده ،گزارش نامه مجلس🔹 To paint the town red  👈🏻 خوش گذرونی کردن

ایجاد شده: 24/مهر/1397       آخرین ویرایش: 25/مهر/1397     آکادمی زبان
اصطلاحات با كلمه دست

اصطلاحات با كلمه دست

اصطلاحات با كلمه دست 🔹 She dropped her demands 👈🏻 دست از تقاضاهای خود برداشت🔹 It passed/went into oblivion 👈🏻 به دست فراموشی سپرده شد🔹 He eased nature/He went to the bathroom 👈🏻 دست به اب شد🔹 This letter has been tampered with 👈🏻 تو این نامه دست برده شده🔹 This book sells like hot cakes 👈🏻 این کتاب را روی دست میبرند🔹 Your intentions were revealed 👈🏻 دستت رو شد🔹 He returned the money intact 👈🏻 پول را دست نخورده پس داد🔹 He has influential contacts everywhere 👈🏻 همه جا دست دارد🔹 There are too many competitors 👈🏻 دست زیاد شده است🔹 It changed hands a few times before I got it 👈🏻 چند دست گشت تا به من رسید🔹 He set to work 👈🏻 دست به کار شد🔹 The minister can't cope with it 👈🏻 از دست وزیر این کار بر نمی اید🔹 He came back with his tail between his leg 👈🏻 دست از پا درازتر برگشت🔹 Seize it with both hands 👈🏻 دو دستی بهش بچسب 🔹 I went cap in hand to him 👈🏻 دست گدایی به سوی او دراز کردم🔹 Ieave me alone 👈🏻 دست از سرم بردار🔹 They came to blows 👈🏻 دستم به یقه شدند🔹 He is all thumbs 👈🏻 دست و پا چلفتی است🔹 He doesn't do a hand's turn 👈🏻 دست به سیاه و سفید نمی زنه🔹 to act most prudently 👈🏻 دست از پا خطا نکردن🔹 Why don't you come off it 👈🏻 چرا دست بردار نیستی🔹 You are pulling my leg 👈🏻 داری منو دست می اندازی🔹 I shook hands with him 👈🏻 بهش دست دادم🔹 He lost his head 👈🏻 دست پاچه شد🔹 I can't help it 👈🏻 دست خودم نیست🔹 He must have a hand in it 👈🏻 حتما در اینکار دست دارد🔹 There is nothing I can do about it 👈🏻 کاری از دست من ساخته نیست🔹 It is in progress 👈🏻 در دست اقدام است🔹 The people have got wise to him 👈🏻 مردم دستش را خوانده اند🔹 He speaks broken English 👈🏻 انگلیسی را دست و پا شکسته حرف می زند🔹 to play safe 👈🏻 دست به عصا رفتن🔹 If I lay my hands on him 👈🏻 اگر دستم به او برسد میدونم چکار کنم🔹 I am busy 👈🏻 دستم بند است🔹 I usually knock off at six 👈🏻 معمولا ساعت شش دست از کار می کشم🔹 He gave me a free hand 👈🏻 دست منو باز گذاشته🔹 Don't aggravate my grief 👈🏻 دست به دلم نذار🔹 This is a second-hand car 👈🏻 این یه ماشین دست دوم است

ایجاد شده: 24/مهر/1397       آخرین ویرایش: 25/مهر/1397     آکادمی زبان
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...