✍🏻 به قلم؛ مهدی حسینی
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تکرار پرسش همیشگی «مشکلات هتلداری ایران چیست؟»، پرسش بزرگتری را مطرح کنیم: آیا هتلداری ایران وارد عصر جدیدی شده است؟
پاسخ به این پرسش الزاماً به معنای آن نیست که همه هتلهای کشور مدرن شدهاند، فناوریهای روز دنیا در اختیار صنعت قرار گرفته یا مسائل قدیمی هتلداری یکباره حل شدهاند. اتفاقاً بسیاری از چالشهای گذشته همچنان وجود دارند. اما تحولات یک صنعت همیشه از زمانی آغاز نمیشود که همه نشانههای تغییر آشکار شده باشند. گاهی تغییر ابتدا در ترکیب آدمها، نوع نگاهها، سرمایهها، دانش و انتظارات شکل میگیرد و بعد، ساختار صنعت خود را با آن تطبیق میدهد.
هتلداری ایران نیز به نظر میرسد در چنین نقطهای قرار گرفته است.
صنعتی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای صاحبنام گردشگری، عمر چندان طولانی ندارد، امروز با تغییر مهمی در نسل فعالان خود مواجه است. نسل تازهای وارد هتلداری شده که الزاماً همه مسیر حرفهای خود را از هتل و مدرسه هتلداری آغاز نکرده است. مدیران و متخصصانی از حوزههای مختلف، با تجربههایی در مدیریت، فناوری، بازاریابی، سرمایهگذاری و کسبوکارهای جدید، به این صنعت علاقهمند شده و وارد آن شدهاند. در کنار آنها، نسلی از نیروهای جوان نیز با دسترسی بیسابقه به دانش و تجربه جهانی، دیگر حاضر نیستند هتلداری را صرفاً با الگوهای چند دهه گذشته تعریف کنند.
همزمان، بخشی از نسل قدیمی صنعت به دلایل طبیعی از چرخه مدیریت حرفهای فاصله میگیرد؛ برخی بازنشسته میشوند، برخی جای خود را به نسل جدید میدهند و برخی نیز در مواجهه با تغییرات سریع دانش و فناوری، دیگر نمیتوانند با سرعت گذشته خود را بهروز کنند. این اتفاق لزوماً به معنای نفی نسل گذشته نیست. اتفاقاً هتلداری امروز بخش بزرگی از تجربه و هویت خود را مدیون همان نسل است. اما هیچ صنعتی نمیتواند تنها با اتکا به تجربه گذشته، خود را برای آینده آماده کند.
تجربه زمانی ارزشمندتر میشود که با یادگیری مستمر همراه باشد.
در سوی دیگر، سرمایه نیز در حال تغییر چهره هتلداری ایران است. ورود سرمایههای بزرگتر به حوزه هتلسازی و توسعه پروژههای گردشگری، نگاه اقتصادی به هتل را تغییر داده است. هتل دیگر صرفاً یک مجموعه اقامتی نیست؛ یک دارایی، یک برند، یک کسبوکار پیچیده و یک زنجیره ارزش است که میتواند با فناوری، بازاریابی، داده و مدیریت حرفهای، ارزش بسیار متفاوتی ایجاد کند.
این تغییرات در زمانی اتفاق میافتد که فناوری، مرزهای یادگیری را نیز از میان برداشته است.
تا همین چند سال پیش، دستیابی به دانش روز هتلداری جهان برای بسیاری از فعالان صنعت دشوار بود. امروز یک مدیر جوان ایرانی میتواند در چند دقیقه به گزارشهای تخصصی، مطالعات موردی، تجربه برندهای بزرگ، دورههای آموزشی و آخرین تحولات فناوری دسترسی پیدا کند. هوش مصنوعی نیز این روند را شتابی چند برابر داده است.
مسافر هم تغییر کرده است.
او پیش از رزرو هتل، تصاویر، امتیازها، نظرات، قیمتها و تجربه دیگران را میبیند و در نهایت، هتل ایرانی را نه فقط با رقیب داخلی، بلکه با تجربهای که در سفر قبلی خود در استانبول، دبی، سنگاپور یا هر شهر دیگری داشته مقایسه میکند. بنابراین رقابت هتلها دیگر محدود به خیابان، شهر یا حتی کشور نیست؛ رقابت در ذهن و تجربه مسافر اتفاق میافتد.
جهان نیز با سرعت زیادی در حال تغییر است. دبی در حال توسعه مدلهای دیجیتال و بیومتریک برای سادهتر کردن تجربه ورود و اقامت در هتلهاست. عربستان با سرمایهگذاری گسترده و ورود برندهای بینالمللی، در حال بازتعریف جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری و هتلداری است. در بسیاری از بازارهای پیشرو نیز هوش مصنوعی، تحلیل داده، شخصیسازی تجربه میهمان و اتوماسیون فرآیندها از مرحله «ایدههای آینده» عبور کرده و به موضوعات واقعی مدیریت هتل تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، شاید مسئله اصلی هتلداری ایران دیگر فقط این نباشد که چه مشکلاتی داریم؟ ؛ بلکه باید پرسید «هتلداری ایران در عصر جدید قرار است چگونه باشد؟»
به باور من، اینجا همان نقطهای است که مفهوم هتلداری نوین ایران معنا پیدا میکند.
هتلداری نوین الزاماً به معنای هتلهای پر از تجهیزات و فناوریهای پیچیده نیست. هتلداری نوین پیش از آنکه یک تغییر تکنولوژیک باشد، یک تغییر در نگرش است؛ تغییر از مدیریت مبتنی بر عادت به مدیریت مبتنی بر یادگیری، از تصمیمگیری صرفاً تجربی به تصمیمگیری دادهمحور، از فروش اتاق به طراحی تجربه، از نگاه سنتی به نیروی انسانی به توسعه سرمایه انسانی و از مدیریت یک ساختمان به مدیریت یک برند و یک اکوسیستم تجربه.
در این نگاه، مدیر هتل آینده فقط مدیر اتاق و لابی و رستوران نیست؛ او باید همزمان با فناوری، داده، برند، تجربه مشتری، منابع انسانی و اقتصاد کسبوکار آشنا باشد. نیروی جوان دیگر صرفاً مجری دستورهای مدیر ارشد نیست؛ میتواند صاحب ایده، متخصص و حتی یک برند حرفهای مستقل باشد. پرسنالبرندینگ نیز به تدریج به یکی از واقعیتهای صنعت تبدیل میشود و رقابت میان متخصصان برای دیدهشدن، اثرگذاری و ساختن اعتبار حرفهای، بخشی از آینده هتلداری خواهد بود.
این تغییر البته به معنای کنار گذاشتن تجربه و سنت نیست. هتلداری بدون مهماننوازی، حتی با پیشرفتهترین فناوریها، چیزی کم دارد. مسئله این است که تجربه نسلهای گذشته باید با دانش نسل جدید ترکیب شود؛ نه اینکه این دو در برابر یکدیگر قرار بگیرند.
کشورهایی که امروز در گردشگری و هتلداری پیشرو هستند نیز یکشبه به این نقطه نرسیدهاند. آنها در مقاطع مختلف، با تغییر در سیاستگذاری، سرمایهگذاری، آموزش، فناوری و مدلهای کسبوکار، شیوه نگاه خود به صنعت را تغییر دادهاند. آنچه امروز در برخی کشورهای منطقه میبینیم، حاصل همین تغییر نگاه است؛ نه صرفاً ساخت چند هتل جدید.
بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که در ایران نیز از «مدیریت مشکلات هتلداری» عبور کنیم و درباره «آینده هتلداری» حرف بزنیم.
ممکن است هنوز برای برخی، صحبت از عصر نوین هتلداری در ایران زود به نظر برسد. اما اگر تعداد و تنوع بازیگران صنعت، ورود سرمایههای جدید، تغییر نسل مدیران، افزایش دسترسی به دانش جهانی، ظهور فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، تغییر رفتار مسافر و اهمیت روزافزون برند شخصی متخصصان را کنار یکدیگر قرار دهیم، دیگر نمیتوان این تغییرات را اتفاقاتی پراکنده و بیارتباط با یکدیگر دانست.
به نظر میرسد هتلداری ایران در حال عبور از یک مرز تاریخی است؛ مرزی میان آنچه تاکنون بوده و آنچه میتواند باشد.
هتلداری نوین ایران شاید هنوز یک ساختار تثبیتشده نباشد، اما میتواند نامی برای مسیری باشد که صنعت ناگزیر به پیمودن آن است.
مسئله دیگر این نیست که آیا این تحول اتفاق خواهد افتاد یا نه.
مسئله این است که چه کسانی آن را آغاز میکنند، چه کسانی آن را میسازند و چه کسانی در تاریخ این تحول، پیشرو خواهند بود.
و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، زمان آن رسیده باشد که درباره هتلداری نوین ایران نه به عنوان یک رؤیا، بلکه به عنوان یک پروژه واقعی برای آینده صنعت سخن بگوییم.