✍🏻 مجید فرقانی | فعال و کارشناس ارشد گردشگری
صنعت هوانوردی ایران، روزگاری یکی از بخشهای مهم و راهبردی حملونقل کشور بود؛ صنعتی که میتوانست با تکیه بر موقعیت جغرافیایی ایران، به پلی ارتباطی میان شرق و غرب تبدیل شود. اما امروز، این صنعت با مجموعهای از مشکلات ساختاری، اقتصادی و مدیریتی دستوپنجه نرم میکند؛ مشکلاتی که نتیجه آن، فاصله گرفتن از استانداردهای روز هوانوردی جهان است.
فرسودگی ناوگان هوایی یکی از جدیترین چالشهای این صنعت است. محدودیتهای بینالمللی، دشواری تأمین قطعات، هزینههای سنگین تعمیر و نگهداری و موانع نوسازی ناوگان، شرکتهای هواپیمایی را با مشکلات جدی مواجه کرده است. هواپیماهایی که باید با فناوریهای نوین، ایمنی بالاتر و بهرهوری بیشتر جایگزین میشدند، همچنان بار اصلی جابهجایی مسافران را بر دوش میکشند.
در کنار تحریمها، نباید از ضعف برنامهریزی، مدیریت ناکارآمد، کمبود سرمایهگذاری، تعدد تصمیمگیران و نبود یک راهبرد بلندمدت برای توسعه صنعت هوانوردی غافل شد. تحریمها بخشی از واقعیت موجود هستند، اما نمیتوان تمام مشکلات را به آنها نسبت داد و از مسئولیت سیاستگذاران و مدیران این حوزه چشمپوشی کرد.
پیامد این وضعیت تنها به تأخیر پروازها، افزایش قیمت بلیت و کاهش کیفیت خدمات محدود نمیشود؛ بلکه فرسایش زیرساختها، کاهش توان رقابتی ایرلاینهای ایرانی، مهاجرت نیروهای متخصص و افزایش فشار بر صنعت تعمیر و نگهداری نیز آینده این بخش را تهدید میکند.
هوانوردی فقط خرید هواپیما نیست؛ مجموعهای از دانش، فناوری، نیروی انسانی متخصص، زیرساخت، مدیریت و استانداردهای ایمنی است. نوسازی واقعی زمانی اتفاق میافتد که همه این اجزا در کنار یکدیگر توسعه پیدا کنند.
حمل و نقل هوایی در ایران یکبار در آغاز راه پلکان ترقی را پیمود و یکبار در میانه راه سعی در بهسازی و نوسازی ناوگان شرکتهای هواپیمایی نمود .
نقطه اوج اول پس از انقلاب اسلامی در سال پنجاه و هفت و بروز جنگ بین ایران و عراق به افول گرایید و در اواسط دهه هفتاد شمسی تقریبا آنچه در چنته یکی از بزرگترین شرکتهای هواپیمایی آسیا و حتی جهان بود بدلیل نبود پشتیبانی فنی و انسداد جریان نوسازی از دست رفت.
بار دوم پس از امضای برجام بود که تعدادی هواپیمای نو وارد ناوگان ایران ایر شد و پس از مدت کوتاهی به سرنوشت هواپیماهای قبلی دچار شدند.
امروز صنعت هوایی ایران بیش از هر زمان دیگری به یک تحول اساسی نیاز دارد؛ تحولی مبتنی بر شفافیت، مدیریت حرفهای، سرمایهگذاری هدفمند، دسترسی به فناوریهای روز و برنامهای پایدار برای نوسازی ناوگان.
سؤال اساسی این است: صنعتی که میتوانست یکی از مزیتهای راهبردی ایران باشد، چگونه از مسیر نوسازی به وضعیت فرسودگی رسید؟
آیا هنوز میتوان صنعت هوانوردی ایران را به جایگاه شایسته خود بازگرداند؟
این سوالی است که پاسخ آن را باید در هزارتوی مدیریت،اقتصاد ناپایدار، بحرانهای بینالمللی و نا کارآمدی ساختار کلان صنعت حمل و نقل هوایی ایران جستجو کرد.
✍🏻 مجید فرقانی | فعال و کارشناس ارشد گردشگری