به گزارش هتل نیوز؛ تحقیقات اخیر نشان میدهد که حدود ۱۷ کابل دریایی به طور کلی وجود دارد. از این تعداد، هفت کابل دریایی اصلی از تنگه هرمز عبور میکنند. این تهدیدها تنها به کابلهای موجود در هرمز محدود نمیشود. این کابلها همچنین به کابلهایی که بین خلیج فارس، دریای سرخ و تنگه بابالمندب قرار دارند، گسترش مییابند. این کابلها به تنهایی حدود ۸۰ درصد از کل اینترنت جهانی را جابجا میکنند. قطع شدن این کابلها میتواند آسیبهای جدی به شبکه اینترنت جهانی وارد کند. این آسیبها تنها به کشورهای عربی محدود نخواهد شد. با وجود توسعه خدمات اینترنت ماهوارهای نظیر «استارلینک»، این خدمات هنوز نتوانستهاند به اندازه کابلهای دریایی اهمیت پیدا کنند.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز اخبار داخلی
به گزارش فلای نیوز؛ رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران از تأثیر جنگهای اخیر بر حجم سفرهای میان ایران و عراق خبر داد. او به افت شدید این سفرها اشاره کرد و تأکید کرد که صنعت گردشگری میتواند به اقتصاد کشور کمک کند. رفیعی بیان کرد که مرزهای ورودی عراق هرگز بسته نشده است. بهجز سفرهای اربعین، سالانه حدود ۳.۵ میلیون نفر میان ایران و عراق سفر میکنند. او همچنین تصریح کرد که نتوانستهایم خود را بهدرستی به جهان معرفی کنیم. بخشی از این مشکل به ضعف دیپلماسی کشور مربوط میشود. رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران به انتقاد از عملکرد دستگاههای دولتی در حوزه گردشگری پرداخت. او افزود که جدیترین آسیبها به صنعت گردشگری از سوی دوایر دولتی وارد میشود. با وجود این، گردشگری ظرفیت آن را دارد که به یکی از پیشرانهای اقتصاد کشور تبدیل شود.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ ولی داداشی، نماینده آستارا، گفت همه ما موظف به تبعیت از قانون تقسیمات کشوری هستیم. او ادامه داد شعارهای تفرقهافکنانه در تعارض با منافع ملی قرار دارند. او افزود وحدت ملی و منافع کشور ایجاب میکند از تنشهای قومی پرهیز شود. داداشی هشدار داد که نباید اجازه دهیم اختلافات به روابط میان اقوام گیلانی و آذری آسیب وارد کند. او تصریح کرد نمیتوان پذیرفت عدهای با طرح شعارهای تنشزا درباره آستارا و گردنه حیران، به منافع ملی و روابط میان دو قوم بزرگ و اصیل گیلانی و آذری خدشه وارد کنند.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ رئیس سازمان امور مالیاتی کشور به نام محمد مهدی سبحانیان، از اولویتگذاری حمایتهای مالیاتی برای گردشگری و حملونقل هوایی خبر داد. وی به شرایط اقتصادی فعلی اشاره کرد و بیان داشت که مدت تقسیط بدهیهای مالیاتی افزایش یافته است. سبحانیان با تأکید بر آسیبهای جدی واردشده به بخشهای مختلف، گردشگری و صنعت هواپیمایی را بهعنوان دو حوزه آسیبدیده معرفی کرد. او همچنین خاطرنشان کرد که توجه و حمایت بیشتری به این دو بخش خواهد شد تا به بهبود وضعیت آنها کمک شود.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش فلای نیوز؛ شرکتهای هواپیمایی با چالشهای زیادی مواجه هستند. محدودیتهای وضعشده و کاهش درآمدها، فشار بیشتری به ایرلاینها وارد کرده است. این به ویژه برای ایرلاینهای کوچک مشکلساز شده است. ممنوعیت تعدیل نیرو و کاهش شدید درآمد، برخی ایرلاینها را به سمت بازنشستگی اجباری زنان سوق داده است. این اقدام به عنوان یکی از راهکارهای کاهش هزینههای نیروی انسانی مطرح شده است. در ماههای اخیر، شرایط فعالیت ایرلاینها سختتر شده است. بستهشدن آسمان کشور و آسیب به زیرساختها، مشکلات بیشتری را برای آنها به وجود آورده است. نگرانیها درباره توان ادامه فعالیت برخی ایرلاینها افزایش یافته است.
ایجاد شده: 11/مهر/1405 آخرین ویرایش: 11/مهر/1405 اخبار داخلی
✍️سیدحسین امیرکلالی | رئیس اداره روابط عمومی میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی آغاز هفته گردشگری، امسال با شعاری جهانی همراه شده است که بیش از هر زمان دیگری به آینده این صنعت نظر دارد: «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری». شعاری که از ظرفیت فناوری برای تحول در صنعت گردشگری میگوید؛ از شخصیسازی سفر و ترجمه همزمان گرفته تا بهبود تجربه گردشگر، دسترسی به بازارهای تازه و بازطراحی مقاصد گردشگری. اما میان این چشمانداز جهانی و واقعیت امروز گردشگری ایران، فاصلهای وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید. هوش مصنوعی میتواند بسیاری از فرآیندهای گردشگری را متحول کند، اما همه این ظرفیتها زمانی معنا پیدا میکنند که گردشگر بتواند به مقصد برسد، پروازها برقرار باشند، هتلها و مراکز گردشگری فعال باشند و کسبوکارها امکان ارتباط و تعامل اقتصادی با جهان را داشته باشند. در ایران امروز، مسئله بسیاری از فعالان گردشگری دیگر صرفاً کمبود فناوری نیست؛ مسئله، دشواری ادامه یک فعالیت عادی و پایدار است. تحریمها دسترسی به خدمات مالی بینالمللی، ابزارهای پرداخت، برخی بازارهای تبلیغاتی و فناوریهای جهانی را محدود کردهاند و شرایط ناشی از جنگ و ناامنی نیز بر اعتماد گردشگران، برنامهریزی سفر و استمرار فعالیت کسبوکارها اثر گذاشته است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازطراحی گردشگری بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی، ارتباطی و امنیتی، ممکن است بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، تصویری از آیندهای دور به نظر برسد. البته مسئله، خودِ شعار جهانی نیست؛ مسئله تفاوت نقطه آغاز کشورهاست. در بسیاری از مقاصد گردشگری، هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای افزایش بهرهوری، توسعه بازار و خلق تجربههای تازه باشد. اما گردشگری ایران پیش از آنکه به بازطراحی تجربه سفر برسد، به فراهم شدن دوباره امکان سفر نیاز دارد. از این منظر، بازطراحی گردشگری ایران باید از جایی بنیادیتر آغاز شود: بازسازی اعتماد، تقویت امنیت، تسهیل ارتباطات مالی و بینالمللی، رونق دوباره پروازها و فراهم کردن شرایطی که کسبوکارهای گردشگری بتوانند با ثبات بیشتری فعالیت کنند. در این میان، نقش سیاستگذاران داخلی نیز اهمیت ویژهای دارد. حتی در شرایط تحریم و دشواریهای اقتصادی و امنیتی، میتوان برای حفظ نیروی انسانی، حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، تقویت گردشگری داخلی، تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از راهکارهای بومی هوش مصنوعی برنامهریزی کرد. اما این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که از سطح شعار فراتر بروند و با واقعیتهای صنعت گردشگری و زندگی فعالان این حوزه پیوند بخورند. گردشگری ایران، در آستانه هفته گردشگری، بیش از هر چیز به سیاستهایی نیاز دارد که شرایط واقعی فعالان این صنعت را ببینند. کسانی که سالها برای ساختن بازار، آموزش نیروی انسانی، معرفی جاذبههای ایران و توسعه کسبوکارهای گردشگری تلاش کردهاند و امروز با کاهش سفر، رکود فعالیتها و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند. برای این فعالان، هوش مصنوعی قطعاً میتواند یک فرصت باشد؛ اما زمانی که گردشگری امکان نفس کشیدن داشته باشد، این فرصت میتواند به یک مزیت واقعی تبدیل شود. شعار «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری» میتواند برای ایران نیز یک افق باشد؛ افقی که شاید امروز دسترسی به آن دشوار به نظر برسد، اما میتواند مسیر آینده را نشان دهد. با این حال، رسیدن به آن آینده نیازمند بازنگری در سیاستها، رفع موانع فعالیت، حمایت از کسبوکارها و مهمتر از همه، بازگرداندن اعتماد و امید به صنعت گردشگری است. شاید معنای واقعی بازطراحی گردشگری برای ایران، پیش از آنکه در استفاده از فناوریهای نوین خلاصه شود، در فراهم کردن شرایطی باشد که گردشگر دوباره بتواند سفر کند و فعال گردشگری دوباره بتواند با اطمینان به آینده کسبوکار خود نگاه کند. هفته گردشگری میتواند فرصتی باشد برای یادآوری همین واقعیت؛ اینکه آینده گردشگری ایران فقط به فناوریهای تازه وابسته نیست، بلکه به تصمیمهای درست امروز نیز بستگی دارد.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ رئیس جامعه حرفهای هتلداران استان کرمان اعلام کرد که حدود پنج هزار نفر برای شرکت در رویداد ماهان ران ثبتنام کرده بودند. او افزود که ظرفیت هتلهای کرمان، ماهان و لنگر بهطور کامل تکمیل شده بود. وی ادامه داد که ملاحظات امنیتی و رعایت قوانین فرهنگی قابل درک است. با این حال، لغو رویدادی که ماهها برای آن برنامهریزی شده بود، به اعتماد گردشگران آسیب میزند. او به این نکته اشاره کرد که چرا وضعیت مجوزهای رویداد قبل از آغاز ثبتنام بررسی نشد. پرسش دیگری که مطرح شد این است که چگونه امکان ثبتنام پنج هزار نفر برای شرکت در ماهان ران فراهم شده است. در شرایطی که ثبتنام در حال انجام بود، انتظار میرفت نظارت لازم بر مجوز برگزاری رویداد صورت گیرد. این کار میتوانست از ایجاد هزینه و آسیب احتمالی برای گردشگران و فعالان گردشگری جلوگیری کند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ عزتالله ضرغامی، وزیر سابق میراث فرهنگی، نسبت به طرح دوباره مباحث لایحه حجاب در شرایط جنگی ابراز نگرانی کرد. او گفت که این مسئله میتواند به انسجام ملی آسیب بزند و مردم را در برابر یکدیگر قرار دهد. ضرغامی با اشاره به اهمیت وحدت در زمان جنگ، افزود که حضور مردم در کنار هم نشاندهنده انسجام ملی است. او تأکید کرد که نباید با طرح موضوعات تنشزا این وحدت را خدشهدار کرد. او همچنین به طرح موضوع قطع یارانه مراکز فرهنگی اشاره کرد. ضرغامی گفت که این اقدام میتواند صاحبان سینماها و مراکز فرهنگی را در موقعیت برخورد مستقیم با مردم قرار دهد. اگر قرار است درباره نفوذ صحبت شود، باید بررسی شود چه جریانی نمایندهای را به طرح موضوعاتی سوق میدهد که به ایجاد شکاف میان مردم منجر میشود. ضرغامی تأکید کرد که مسئولان باید مراقب اظهارات و اقداماتشان باشند. او خاطرنشان کرد که این اظهارات نباید در جهت ایجاد اختلاف میان مردم باشد. همچنین، دستگاههای تبلیغی باید به موضوع «جذب حداکثری» توجه بیشتری داشته باشند.
ایجاد شده: 1/مهر/1405 آخرین ویرایش: 1/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ برنامههای هفته گردشگری با هدف هوشمندسازی و توسعه بازارهای منطقهای در ایران در حال اجراست. انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری کشور، در نشست خبری به اهمیت این برنامهها اشاره کرد. او تاکید کرد که استفاده از هوش مصنوعی و فناوریهای نوین در انتخاب مقصد و برنامهریزی سفرها به یک ضرورت تبدیل شده است. همچنین، وی افزود که حفظ اصالت فرهنگی و تاریخی گردشگری ایران باید در کنار تحول دیجیتال انجام شود. محسنی بندپی به تاثیر جنگ ۱۲ روزه بر صنعت گردشگری اشاره کرد. این صنعت به دلیل ارتباط نزدیک با اقتصاد و اشتغال، یکی از بخشهای آسیبپذیر در شرایط بحران است. وی همچنین تاکید کرد که توسعه گردشگری داخلی و تمرکز بر بازار کشورهای هممرز باید در اولویت قرار گیرد. او عراق را بهعنوان اولویت نخست گردشگری خارجی ایران معرفی کرد. در راستای فعالسازی دیپلماسی گردشگری، ۹ محور برای توسعه همکاریهای گردشگری میان ایران و عراق مطرح شده است. دفاتر خدمات مسافرتی برای بازارهای افغانستان و پاکستان نیز فعالیت خود را آغاز کردهاند.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 اخبار داخلی