نتایج جستجو...
باغ فین کاشان در فهرست طرحهای نشان دار مالیاتی قرار گرفت

باغ فین کاشان در فهرست طرحهای نشان دار مالیاتی قرار گرفت

به گزارش تور نیوز؛ باغ فین کاشان به عنوان یک اثر تاریخی و فرهنگی ارزشمند، در فهرست طرح‌های نشان دار مالیاتی قرار گرفت. این اقدام به منظور حفاظت از درختان کهنسال و فضای سبز باغ جهانی فین انجام شده است. علیرضا عبداله زاده، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان کاشان، این طرح را گامی مؤثر در حفظ این میراث دانست. او بیان کرد که این مشارکت به تأمین منابع مالی پایدار برای نگهداری و حفاظت از باغ کمک خواهد کرد. باغ فین کاشان به عنوان یکی از جلوه‌های برجسته باغ‌سازی ایرانی، از نظر پوشش گیاهی و درختان کهنسال اهمیت ویژه‌ای دارد. این طرح فرصتی برای مؤدیان مالیاتی و صاحبان مشاغل فراهم می‌آورد تا در راستای حفاظت از این میراث تاریخی مشارکت کنند. مؤدیان مالیاتی می‌توانند با انتخاب گزینه «طرح‌های نشاندار مالیاتی» و سپس انتخاب طرح مرتبط با باغ فین، در این اقدام ارزشمند شرکت کنند. این اقدام به تأمین منابع مالی مورد نیاز برای نگهداری از باغ فین کمک می‌کند.

ایجاد شده: دو روز قبل       آخرین ویرایش: دو روز قبل     اخبار داخلی
زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

✍🏻 سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا در هر مجموعه گردشگری، انتخاب مدیر فقط تصمیمی درباره یک فرد نیست؛ تصمیمی است درباره اینکه چه توانایی‌هایی ارزشمند شمرده می‌شوند، چه کسانی فرصت پیشرفت پیدا می‌کنند و آینده آن مجموعه به دست چه افرادی سپرده می‌شود. اما وقتی صحبت از زنان متخصص گردشگری به میان می‌آید، یک پرسش جدی مطرح می‌شود: آیا داشتن دانش، تجربه و توانایی حرفه‌ای برای رسیدن به جایگاه مدیریت کافی است؟ مدیریت در گردشگری به چیزی فراتر از عنوان شغلی نیاز دارد. شناخت بازار، توانایی تصمیم‌گیری، مدیریت منابع، حل مسئله و پاسخ‌گویی در برابر نتایج، بخشی از شایستگی‌های موردنیاز مدیران این صنعت‌اند. این توانایی‌ها نه به زنان اختصاص دارند و نه در انحصار مردان‌اند؛ باید در عمل شکل بگیرند، سنجیده شوند و فرصت بروز پیدا کنند. بنابراین، بحث درباره حضور زنان در مدیریت، پیش از هر چیز بحث درباره چگونگی شناسایی و ارزیابی استعدادهای حرفه‌ای است. بااین‌حال، استعداد زمانی به فرصت مدیریتی تبدیل می‌شود که مسیر رشد نیز وجود داشته باشد. تجربه‌اندوزی، آموزش، واگذاری مسئولیت‌های متناسب، ارزیابی عملکرد و امکان معرفی برای جایگاه‌های بالاتر، بخشی از این مسیرند. اگر این مراحل روشن نباشند، ممکن است سازمان حتی از وجود برخی استعدادهای خود نیز آگاه نشود. این مسئله مختص زنان نیست؛ اما بررسی آن از منظر زنان متخصص اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کلیشه‌های جنسیتی و انتظارات اجتماعی می‌توانند بر تجربه حرفه‌ای و فرصت‌های پیشرفت آنان تأثیر بگذارند. پژوهش‌های دانشگاهی درباره زنان فعال در گردشگری ایران نیز به موانع اجتماعی و سازمانی پیشرفت حرفه‌ای اشاره کرده‌اند. این مطالعات به‌تنهایی برای تعیین میزان یا گستره این موانع در سراسر صنعت گردشگری کشور کافی نیستند؛ اما نشان می‌دهند که نمی‌توان مسیر شغلی زنان را فقط با تکیه بر تلاش فردی توضیح داد. برای فهم فرصت‌های مدیریتی، باید علاوه بر توانایی افراد، شرایطی را هم بررسی کرد که در آن توانایی‌ها شناسایی و ارزیابی می‌شوند. در اینجا مسئله از یک پرسش فردی فراتر می‌رود: وقتی یک جایگاه مدیریتی خالی می‌شود، نام چه کسانی به ذهن تصمیم‌گیران می‌رسد و این افراد چگونه به فهرست گزینه‌ها راه پیدا کرده‌اند؟ آیا معیارهای انتخاب از قبل روشن‌اند؟ آیا کارکنان مستعد برای پذیرش مسئولیت‌های بالاتر آموزش می‌بینند؟ آیا تجربه و عملکرد حرفه‌ای آن‌ها به‌صورت منظم ارزیابی می‌شود؟ این پرسش‌ها درباره نتیجه یک انتصاب خاص نیستند؛ درباره کیفیت فرایندی‌اند که مدیران آینده را شناسایی می‌کند. شایسته‌گزینی زمانی معنا پیدا می‌کند که معیارها مشخص باشند و امکان ارزیابی آن‌ها وجود داشته باشد. اگر سازمانی دانش تخصصی، تجربه مرتبط، توانایی حل مسئله و عملکرد قابل سنجش را معیار انتخاب مدیر قرار می‌دهد، باید بتواند توضیح دهد که این معیارها چگونه در فرایند انتخاب به کار می‌روند. شفافیت در این زمینه به معنای حذف اختیار مدیریتی نیست؛ به معنای آن است که تصمیم‌ها تا حد امکان بر مبنای معیارهای حرفه‌ای و قابل دفاع گرفته شوند. برای زنان متخصص گردشگری، چنین رویکردی می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. فرصت پیشرفت نباید به این وابسته باشد که فرد تا چه اندازه در شبکه‌های غیررسمی شناخته شده است یا چه کسی نام او را برای مسئولیتی مطرح می‌کند. در مقابل، نباید فرض کرد هر انتصاب غیرشفافی لزوماً نتیجه تبعیض جنسیتی است یا هر زن متخصصی خواهان مدیریت است. مسئله، ایجاد مسیری حرفه‌ای است که در آن توانایی افراد فرصت دیده‌شدن داشته باشد و جنسیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، جایگزین ارزیابی شایستگی نشود. مدیران و سیاست‌گذاران گردشگری می‌توانند این مسیر را با اقداماتی مشخص تقویت کنند: تعریف معیارهای روشن برای انتخاب و ارتقا، فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی برای کارکنان مستعد، ارزیابی منظم عملکرد، ایجاد امکان تجربه‌اندوزی در مسئولیت‌های مدیریتی و بررسی دسترسی زنان و مردان به این فرصت‌ها. ثبت و انتشار اطلاعات معتبر درباره ترکیب نیروی انسانی و مدیریت نیز می‌تواند به ارزیابی دقیق‌تر وضعیت کمک کند؛ البته چنین داده‌هایی زمانی ارزشمندند که روش جمع‌آوری و محدوده آن‌ها روشن باشد. اهمیت این موضوع فقط به فرصت‌های شغلی زنان محدود نمی‌شود. هر سازمانی که نتواند استعدادهای خود را به‌درستی شناسایی کند، ممکن است بخشی از ظرفیت انسانی‌اش را نادیده بگیرد. گردشگری نیز، به‌عنوان صنعتی متکی بر دانش، تجربه، خلاقیت و کیفیت خدمات، به فرایندهایی نیاز دارد که انتخاب و پرورش مدیران را به تصمیمی حرفه‌ای و قابل ارزیابی تبدیل کنند. پرسش این نیست که مدیریت باید سهمیه‌ای برای زنان داشته باشد یا هر زن متخصصی الزاماً مدیر شود. پرسش این است که آیا مسیر رسیدن به مدیریت چنان روشن و حرفه‌ای طراحی شده که زنان توانمند نیز بتوانند فرصت واقعی برای ورود به آن داشته باشند؟ اگر گردشگری ایران برای آینده خود به مدیران شایسته نیاز دارد، باید از همین امروز درباره چگونگی شناسایی، پرورش و انتخاب آنان جدی‌تر فکر کند. زیرا هیچ صنعتی نمی‌تواند از همه ظرفیت‌های انسانی خود بهره ببرد، اگر بخشی از این ظرفیت‌ها فرصت کافی برای دیده‌شدن و آزموده‌شدن پیدا نکنند.

ایجاد شده: سه روز قبل       آخرین ویرایش: سه روز قبل     مقالات و یادداشت ها
گروه هتل‌های هیلتون امکان پرداخت هزینه‌های هتل با امتیازهای وفاداری را فراهم کرد

گروه هتل‌های هیلتون امکان پرداخت هزینه‌های هتل با امتیازهای وفاداری را فراهم کرد

به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ گروه هتل‌های هیلتون به تازگی قابلیت جدیدی به برنامه وفاداری خود اضافه کرده است. این قابلیت به اعضای واجد شرایط اجازه می‌دهد هنگام تسویه‌حساب آنلاین هتل، از امتیازهای جمع‌آوری‌شده خود استفاده کنند. اعضای برنامه Hilton Honors می‌توانند به‌جای پرداخت تمام هزینه‌های هتل با پول، از امتیازهایی که پیش‌تر به دست آورده‌اند بهره‌برداری کنند. این روش به آنان امکان می‌دهد تا مبلغ پرداختی خود را کاهش دهند. با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که استفاده از امتیازها در این روش ممکن است به‌صرفه نباشد. آن‌ها معتقدند ارزش امتیازها در این نوع پرداخت ممکن است کمتر از ارزش آن در روش‌های دیگر باشد. استفاده از امتیازها برای رزرو اقامت می‌تواند گزینه‌ای بهتر باشد.

ایجاد شده: چهار روز قبل       آخرین ویرایش: چهار روز قبل     اخبار خارجی
متاورس و واقعیت مجازی؛ فرصت‌های تازه برای صنعت هتلداری

متاورس و واقعیت مجازی؛ فرصت‌های تازه برای صنعت هتلداری

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر سرویس حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا صنعت هتلداری همواره با تغییر رفتار مسافران، پیشرفت فناوری و تحول در سبک زندگی انسان‌ها روبه‌رو بوده است. زمانی وب‌سایت‌ها و سیستم‌های رزرو آنلاین، چهره بازار اقامت را تغییر دادند و پس از آن، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال به بخش جدایی‌ناپذیر ارتباط هتل‌ها با مهمانان تبدیل شدند. اکنون متاورس و واقعیت مجازی، افق تازه‌ای را پیش روی صنعت هتلداری گشوده‌اند؛ افقی که در آن تجربه مهمان می‌تواند پیش از سفر آغاز شود و حتی پس از پایان اقامت نیز ادامه پیدا کند. واقعیت مجازی با ایجاد محیطی سه‌بعدی و تعاملی، این امکان را فراهم می‌کند که کاربر بدون حضور فیزیکی، فضای یک هتل، اتاق‌ها، رستوران، سالن همایش، استخر یا سایر امکانات مجموعه را مشاهده و تجربه کند. این فناوری می‌تواند تصمیم‌گیری مسافر را آسان‌تر کند؛ زیرا تصاویر ثابت و توضیحات متنی همیشه نمی‌توانند تصویری دقیق از کیفیت و حال‌وهوای یک هتل ارائه دهند. اما تور مجازی به مهمان اجازه می‌دهد پیش از رزرو، در فضا حرکت کند و انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشد. برای بسیاری از مسافران، به‌ویژه گردشگران بین‌المللی، خانواده‌ها و برگزارکنندگان رویدادها، شناخت دقیق فضای هتل اهمیت زیادی دارد. یک شرکت می‌تواند سالن همایش را به‌صورت مجازی بررسی کند، یک خانواده می‌تواند چیدمان اتاق و امکانات مناسب کودکان را ببیند و یک مسافر می‌تواند فاصله اتاق تا رستوران یا چشم‌انداز پنجره را پیش از سفر ارزیابی کند. این شفافیت، احتمال نارضایتی و فاصله میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی را کاهش می‌دهد. متاورس تنها به نمایش مجازی اتاق‌ها محدود نمی‌شود. هتل‌ها می‌توانند در فضاهای دیجیتال، شعبه یا محیطی مجازی ایجاد کنند که کاربران در آن با برند، خدمات و هویت مجموعه آشنا شوند. در چنین محیطی، مهمان می‌تواند با یک راهنمای مجازی گفت‌وگو کند، درباره مقصد اطلاعات بگیرد، خدمات مختلف را بشناسد، اتاق خود را انتخاب کند یا حتی پیش از ورود، برنامه اقامت خود را طراحی کند. این تجربه اگر با خلاقیت و شناخت درست نیازهای مخاطب همراه باشد، می‌تواند ارتباط میان برند و مهمان را عمیق‌تر کند. یکی از مهم‌ترین فرصت‌های متاورس برای صنعت هتلداری، بازاریابی تجربه‌محور است. تبلیغات سنتی معمولاً درباره ویژگی‌های یک هتل صحبت می‌کنند، اما فناوری‌های غوطه‌ورکننده اجازه می‌دهند مخاطب بخشی از تجربه را پیشاپیش احساس کند. برای مثال، یک هتل ساحلی می‌تواند فضای طلوع خورشید، صدای امواج و امکانات تفریحی خود را در قالب تجربه‌ای مجازی به نمایش بگذارد. هتل‌های تاریخی نیز می‌توانند با بازسازی دیجیتال بنا، داستان معماری و فرهنگ مقصد را برای مخاطبان روایت کنند. واقعیت مجازی همچنین در آموزش کارکنان کاربرد فراوانی دارد. کارکنان هتل می‌توانند در محیطی شبیه‌سازی‌شده، موقعیت‌های مختلف را تمرین کنند؛ از نحوه پذیرش مهمان و پاسخ‌گویی به شکایت گرفته تا مدیریت شرایط اضطراری، تخلیه ساختمان و مواجهه با موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده. این آموزش‌ها بدون ایجاد فشار بر عملیات واقعی هتل انجام می‌شوند و به کارکنان اجازه می‌دهند پیش از مواجهه با یک موقعیت واقعی، واکنش مناسب را تمرین کنند. در بخش طراحی و مدیریت نیز این فناوری می‌تواند به تصمیم‌گیری بهتر کمک کند. مدیران و سرمایه‌گذاران می‌توانند پیش از ساخت یا بازطراحی یک مجموعه، فضای پیشنهادی را به‌صورت مجازی بررسی کنند. چیدمان اتاق‌ها، مسیر حرکت مهمان، نورپردازی، دسترسی‌ها و حتی حس کلی فضا را می‌توان پیش از اجرای نهایی ارزیابی کرد. این امر احتمال خطا و هزینه‌های اصلاحی را کاهش می‌دهد و امکان مشارکت بیشتر ذی‌نفعان در فرایند طراحی را فراهم می‌سازد. از سوی دیگر، متاورس می‌تواند نقش هتل‌ها را از محل اقامت به مرکز تجربه و تعامل تبدیل کند. در آینده، یک هتل ممکن است علاوه بر ارائه اتاق و خدمات رفاهی، میزبان رویدادهای مجازی، نمایشگاه‌های دیجیتال، نشست‌های بین‌المللی و برنامه‌های فرهنگی باشد. افرادی که امکان سفر ندارند، می‌توانند از طریق آواتار یا ابزارهای واقعیت مجازی در این رویدادها شرکت کنند. به این ترتیب، هتل می‌تواند مخاطبانی فراتر از مهمانان حاضر در ساختمان خود جذب کند. این فناوری در حوزه گردشگری مقصد نیز فرصت‌های ارزشمندی ایجاد می‌کند. هتل‌ها می‌توانند پیش از ورود مسافر، جاذبه‌های اطراف، مسیرهای گردشگری، موزه‌ها، بازارهای محلی و تجربه‌های فرهنگی را به شکل مجازی معرفی کنند. چنین رویکردی هم به فروش خدمات جانبی کمک می‌کند و هم ارتباط هتل را با اقتصاد و هویت مقصد افزایش می‌دهد. هتل در این حالت تنها محل خواب و اقامت نیست، بلکه به دروازه‌ای برای کشف فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی مقصد تبدیل می‌شود. با وجود این فرصت‌ها، نباید متاورس و واقعیت مجازی را جایگزین کامل مهمان‌نوازی واقعی دانست. اساس صنعت هتلداری همچنان بر ارتباط انسانی، آرامش، امنیت، پاکیزگی و کیفیت خدمات استوار است. هیچ تجربه مجازی نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین اقامت در یک اتاق واقعی، گفت‌وگو با کارکنان، چشیدن غذای محلی یا تماشای یک منظره از نزدیک شود. فناوری باید در خدمت تجربه انسانی قرار گیرد، نه اینکه آن را حذف کند. هزینه راه‌اندازی، نیاز به زیرساخت فنی، دسترسی محدود برخی مخاطبان به تجهیزات واقعیت مجازی، پیچیدگی تولید محتوای سه‌بعدی و مسائل مربوط به حریم خصوصی، از جمله چالش‌های این مسیر هستند. همچنین، اگر محتوای مجازی با تجربه واقعی هتل همخوان نباشد، می‌تواند موجب افزایش انتظار و در نهایت نارضایتی مهمان شود. بنابراین، استفاده از این فناوری نیازمند صداقت، برنامه‌ریزی و هماهنگی میان وعده‌های دیجیتال و کیفیت واقعی خدمات است. برای هتل‌های ایران نیز این حوزه می‌تواند فرصت قابل‌توجهی ایجاد کند. معرفی مجازی هتل‌های تاریخی، تجربه دیجیتال بناهای فرهنگی، نمایش جاذبه‌های طبیعی، جذب گردشگران خارجی و برگزاری رویدادهای بین‌المللی، تنها بخشی از ظرفیت‌های پیش‌روست. با این حال، موفقیت در این مسیر به تولید محتوای باکیفیت، توجه به زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف، آموزش نیروی انسانی و ایجاد همکاری میان هتل‌ها، شرکت‌های فناوری و نهادهای گردشگری نیاز دارد. آینده صنعت هتلداری احتمالاً ترکیبی از حضور فیزیکی و تجربه دیجیتال خواهد بود. مهمان ممکن است سفر خود را با یک بازدید مجازی آغاز کند، اتاقش را در فضای سه‌بعدی انتخاب کند، از طریق یک دستیار هوشمند برنامه اقامتش را تنظیم کند و پس از بازگشت نیز در رویدادهای مجازی هتل شرکت داشته باشد. در این میان، هتل‌هایی موفق‌تر خواهند بود که فناوری را نه به‌عنوان یک نمایش تجملی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای شناخت بهتر مهمان، شخصی‌سازی خدمات و خلق ارزش به کار گیرند.

ایجاد شده: 26/مهر/1405       آخرین ویرایش: 26/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
چرخه باطل در گردشگری خارجی؛
چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

چرخه باطل در گردشگری خارجی؛ چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

✍🏻 عباس مهدوی | خبرنگار یک الگوی رفتاری تکراری و پرهزینه سال‌هاست بر سیاست‌گذاری گردشگری کشور سایه انداخته است؛ در روزهای ثبات، اعتبارات و توان دیپلماسی کشور صرف بازارها و مقاصدی می‌شود که سنخیت چندانی با واقعیت‌های ژئوپلیتیک و فرهنگی ما ندارند؛ اما به محض بروز نخستین تلاطم‌های سیاسی، تحریم‌ها یا هشدارهای مسافرتی و خالی شدن هتل‌ها، مدیران سراسیمه به یاد کشورهای همسایه و حوزه‌های تمدنی مشترک می‌افتند. این نگاه فصلی، مقطعی و انفعالی، گردشگری ایران را در یک چرخه آزمون و خطای دائمی گرفتار کرده است. سال‌هاست سرمایه‌های مادی و معنوی متعددی صرف بازارهایی مانند اروپای غربی، چین یا روسیه می‌شود. برای آن‌ها هفته‌های فرهنگی برگزار می‌کنیم، در نمایشگاه‌ها به شیوه‌های سنتی غرفه می‌زنیم و لغو روادید یک‌طرفه را در دستور کار قرار می‌دهیم؛ اما داده‌های واقعی چه می‌گویند؟ از صدها میلیون گردشگر خروجی چین یا جریان مسافران روس، سهم ایران حتی به کسری از یک درصد هم نمی‌رسد. گردشگر روس ترجیح می‌دهد مقصد تفریحی تثبیت‌شده‌ای مانند ترکیه را برگزیند و با کوچک‌ترین تنش منطقه‌ای، گردشگران غربی و حتی چینی با توصیه‌های اکید وزارت‌خانه‌های خارجه‌شان سفر به ایران را لغو می‌کنند. رفتن به سراغ طرح‌های کم‌بازده‌ای مانند تعریف خطوط پروازی و تورهای مشترک با مقاصد دوردستی چون ونزوئلا نیز نشان داد که گاهی تفنن‌های تبلیغاتی جایگزین عقلانیت بازاریابی ژئوپلیتیک می‌شود. پرسش بنیادین این است: چرا همسایگان ما که از اشتراکات تاریخی، مذهبی، پیوندهای زمینی، مرزهای ارزان و علاقه متقابل برخوردارند، تنها «گزینه دوم» یا «سپر روزهای سخت» به شمار می‌روند!؟ کشوری که دارای مؤلفه‌های هویتی و فرهنگی متمایز است، باید ستون فقرات اقتصاد گردشگری خود را بر پایه حوزه‌ای بنا کند که پایداری رفت‌وآمد در آن به حداقل نوسانات حساس باشد: یعنی جغرافیای فرهنگی و حوزه تمدنی ایران. گنجینه‌های مغفول در مدار پیرامونی نکته مهمی که در نگرش مدیران حوزه گردشگری ایران باید به شکل برجسته‌ای مورد توجه قرار بگیرد این است که همسایگان ما فقط یک بازار اضطراری نیستند، بلکه فرصت‌های بالقوۀ اقتصادی‌اند: ۱- عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس: گردشگر عراقی یا عمانی فقط برای زیارت نمی‌آید؛ حوزه گردشگری سلامت، خرید و گردشگری طبیعی در شمال کشور ظرفیت مناسبی برای طراحی تورهای ترکیبی (مشهد-شمال-شیراز) دارد. با این حال، هنوز نتوانسته‌ایم یک زنجیره ارزش خدمات‌رسانی شایسته و حرفه‌ای برای این جمعیت میلیونی ایجاد کنیم. ۲- ارمنستان، قفقاز و آسیای میانه: ارمنستان با وجود مرز زمینی و نزدیکی فرهنگی و تاریخی (به‌ویژه وجود میراث کلیساهای ثبت جهانی در شمال‌غرب ایران) به شدت نیازمند معرفی چهره واقعی ایران است. تاجیکستان و ازبکستان به عنوان پاره‌های تمدنی زبان فارسی و هویت مشترک، و ترکمنستان با اشتراکات قومی و مفاخری نظیر «مخدوم‌قلی فراغی»، ظرفیت‌های بکری هستند که زیرساخت دیپلماسی فرهنگی ما کمتر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری واقعی و پایدار کرده است. ۳- ترکیه، پاکستان و افغانستان: در ترکیه به‌جای تمرکز صرف بر مسافران خروجی ایران، می‌توان با تکیه بر سرمایه‌های نمادین مشترک اقدام کرد؛ اقدام ارزنده‌ای که اخیراً در پیوند خوی و قونیه (محور شمس و مولانا) کلید خورد، نشان داد چقدر تشنه گردشگری ادبی و هویتی هستیم. در پاکستان نیز جامعه میلیونی شیعیان و علاقه‌مندان به فرهنگ ایرانی فراتر از ظرفیت‌های موجود می‌توانند رونق‌بخش باشند. حتی تغییرات پولی منطقه و رشد ارزش پول ملی برخی از همین همسایگان، سفر به ایران را برای طبقه متوسط آن‌ها بسیار جذاب و اقتصادی کرده است؛ ظرفیتی که متأسفانه با پیش‌داوری‌های کهنه و نگاه‌های سنتی مهاجرتی نادیده گرفته می‌شود. بازتعریف روایت‌ها؛ سرمایه‌های اجتماعی و تاریخی فراملی علاوه بر همسایگان، ما از قدرت روایتگری تاریخی حتی در تعامل با جهان غافل بوده‌ایم. رویکرد ما در رویدادهای بین‌المللی عمدتاً به توزیع بروشور و روش‌های نخ‌نما محدود شده و دست روی نقاط عطف تاریخی نگذاشته‌ایم. میزبانی از پناهندگان لهستانی در جنگ جهانی دوم: در روزهایی که قاره اروپا در آتش جنگ و کشتار می‌سوخت و ایران خود با قحطی و اشغال متفقین روبه‌رو بود، مردم این سرزمین بیش از ۱۰۰ هزار پناهجوی لهستانی را از بندر انزلی تا تهران و اصفهان و اهواز پناه دادند و زندگی دوباره بخشیدند. آرامستان‌ها و ردپای تاریخی این رویداد، بزرگ‌ترین سند مهمان‌نوازی و اخلاق زیستی ایرانیان است؛ روایتی بین‌المللی که می‌تواند به محوری برای گردشگری پیوند و یادبود تبدیل شود. راه آهن ایران؛ «پل پیروزی» : اگر شریان راه‌آهن شمال-جنوب ایران و فداکاری لجستیکی این ملت نبود، سرنوشت استالینگراد و جغرافیای جنگ در مواجهه با ماشین جنگی نازی‌ها به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. آیا تاکنون از این مسیر تاریخی برای جلب توجه گردشگران روس و علاقه‌مندان به تاریخ جنگ بهره برده‌ایم؟ دیپلماسی چهره‌ها و چهره‌های ادبی–فرهنگی: تجربیات موفق نویسندگان و شخصیت‌های فرهنگی مانند شهزاده ایگوال در معرفی ایران به جامعه نخبگانی و مردم ترکیه نشان می‌دهد که دیپلماسی فرهنگی و استفاده از چهره‌های اصیل ایرانی در خارج از کشور، ده‌ها برابر مؤثرتر از هیئت‌های رسمی و همایش‌های اداری بازدهی دارد. بازگشت به سیاست حسن همجواری در گردشگری اگر می‌خواهیم تاب‌آوری صنعت گردشگری کشور ارتقا یابد، دستگاه‌های متولی -شامل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- باید از موازی‌کاری دست بردارند و راهبرد نگاه به حوزه تمدنی را از یک تاکتیک اضطراری به یک استراتژی دائمی تبدیل کنند. همسایگان ما متوجه این رفتار گزینشی و فصلی می‌شوند؛ رفتاری که پیام می‌دهد: «تنها زمانی که راه‌ها بسته است، سراغ شما می‌آییم». برای ساختن اقتصادی پایدار، باید همسایگی فرهنگی، راه‌های زمینی، تسهیلات مرزی، اشتراکات غذایی، آیینی و مفاخر مشترک، اولویت نخست و بی‌چون‌وچرای سبد گردشگری ورودی ایران باشد؛ چه در روزهای آرامش و چه در روزهای بحران.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
دوربین مداربسته در هتل؛ کجا باید باشد و کجا نباید باشد؟

دوربین مداربسته در هتل؛ کجا باید باشد و کجا نباید باشد؟

✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا؛ 📌 قسمت دوم در قسمت اول این مجموعه گفتیم که دوربین مداربسته در هتل صرفاً یک ابزار برای «دیدن و ضبط کردن» نیست؛ بلکه بخشی از یک نظام جامع امنیتی و مدیریتی است. اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند: آیا هر نقطه‌ای از هتل باید زیر پوشش دوربین باشد؟ پاسخ قطعاً خیر است. یکی از اشتباهات رایج در طراحی سیستم نظارت تصویری، نگاه کردن به تعداد دوربین‌ها به‌عنوان شاخص امنیت است. در حالی که یک سیستم حرفه‌ای باید بر اساس «ریسک، هدف و نیاز عملیاتی» طراحی شود، نه بر اساس اینکه چه تعداد دوربین می‌توان روی نقشه قرار داد. استاندارد بین‌المللی IEC 62676-4 نیز دقیقاً بر همین رویکرد تأکید دارد و طراحی سیستم را از تعریف هدف امنیتی و نیازهای عملیاتی آغاز می‌کند، نه از انتخاب دوربین. در یک هتل معمولی، ورودی اصلی و لابی از مهم‌ترین نقاط برای پوشش تصویری هستند؛ نه فقط به دلیل ورود و خروج مهمانان، بلکه به این دلیل که بسیاری از اتفاقات امنیتی از همین نقاط آغاز یا به آن‌ها ختم می‌شوند. ورودی‌های کارکنان و بخش‌های خدماتی نیز اهمیت زیادی دارند؛ زیرا در یک هتل حرفه‌ای، کنترل و مستندسازی تردد کارکنان، پیمانکاران و تأمین‌کنندگان کالا بخشی از مدیریت ریسک است. پارکینگ، مسیرهای دسترسی به هتل، محل دریافت و تحویل کالا، ورودی‌های اضطراری، فضاهای عمومی، مسیرهای منتهی به بخش‌های حساس و نقاطی که دسترسی به تأسیسات یا تجهیزات مهم در آن‌ها امکان‌پذیر است نیز معمولاً در طراحی سیستم نظارت تصویری مورد توجه قرار می‌گیرند. در رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، سالن‌های برگزاری مراسم و برخی فضاهای تفریحی نیز دوربین می‌تواند علاوه بر موضوع امنیت، در بررسی رخدادها و مدیریت عملیات کاربرد داشته باشد. اما یک اصل مهم وجود دارد: دوربین باید چیزی را ببیند که دیدن آن برای یک هدف مشخص ضروری است. این اصل به همان اندازه که محل نصب دوربین را تعیین می‌کند، محل «نصب نکردن» آن را نیز مشخص می‌کند. اتاق مهمان، سرویس‌های بهداشتی، رختکن کارکنان و مهمانان، اتاق‌های تعویض لباس و فضاهایی که افراد انتظار منطقی از حریم خصوصی دارند، محل مناسبی برای دوربین نظارتی نیستند. حتی در فضاهای مجاز نیز زاویه دوربین باید به‌گونه‌ای انتخاب شود که از ثبت اطلاعات غیرضروری جلوگیری شود. این موضوع فقط یک مسئله اخلاقی نیست؛ در بسیاری از کشورها موضوعی حقوقی و مرتبط با حفاظت از داده‌های شخصی است. برای مثال، در اتحادیه اروپا و به‌تبع آن در آلمان، استفاده از دوربین باید دارای مبنای قانونی، هدف مشخص و ضرورت قابل توجیه باشد و افراد نیز باید از وجود نظارت تصویری مطلع شوند. بنابراین، طراحی یک سیستم حرفه‌ای در هتل باید میان دو موضوع تعادل ایجاد کند: امنیت و حریم خصوصی. اما یک نکته دیگر نیز بسیار مهم است؛ اینکه دوربین فقط «در محل درست» نصب شود کافی نیست. باید بتواند تصویر مناسبی برای هدف تعریف‌شده ارائه کند. فرض کنیم هدف یک دوربین، شناسایی فردی است که از ورودی هتل وارد می‌شود. اگر دوربین آن‌قدر دور نصب شده باشد که فقط یک تصویر کلی از لابی ثبت کند، وجود آن شاید برای نظارت عمومی مفید باشد، اما الزاماً برای شناسایی فرد مناسب نیست. استانداردهای جدید IEC 62676-4 نیز توجه ویژه‌ای به عملکرد تصویری، تراکم پیکسلی، شرایط محیطی، نور، سرعت حرکت و هدفی که قرار است تصویر برای آن استفاده شود دارند. پس در طراحی دوربین‌های هتل، بهتر است به جای پرسش «این دوربین چند مگاپیکسل است؟» بپرسیم: «این دوربین قرار است چه چیزی را تشخیص دهد؟» این تفاوت ساده، می‌تواند کیفیت کل پروژه را تغییر دهد. از طرف دیگر، دوربین‌ها نباید به‌صورت جزیره‌ای طراحی شوند. اگر تصاویر در یک اتاق کنترل جمع شوند اما اپراتور نداند در زمان مشاهده یک رویداد چه اقدامی باید انجام دهد، ارزش عملیاتی سیستم کاهش پیدا می‌کند. یک سیستم حرفه‌ای باید با فرایندهای امنیتی هتل، کنترل دسترسی، مدیریت رخدادها و در صورت نیاز سایر سامانه‌های حفاظتی ارتباط داشته باشد. در واقع، دوربین مداربسته زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که از یک «سیستم ضبط تصاویر» به یک سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری امنیتی و عملیاتی تبدیل شود. به همین دلیل، استاندارد IEC 62676-4 فقط درباره محل نصب دوربین صحبت نمی‌کند؛ بلکه چرخه‌ای شامل تعریف نیازمندی‌ها، ارزیابی محل، طراحی، نصب، آزمون، راه‌اندازی، مستندسازی و نگهداری سیستم را در نظر می‌گیرد. و شاید مهم‌ترین سؤال برای مدیران هتل همین باشد: آیا دوربین‌های هتل من فقط تصاویر را ذخیره می‌کنند، یا واقعاً بخشی از سیستم مدیریت امنیت هتل هستند؟

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری، فرصتی استثنایی برای نجات شهرهای کوچک

گردشگری، فرصتی استثنایی برای نجات شهرهای کوچک

✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها در کلان‌شهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیت‌هایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ ظرفیت‌هایی که در صورت بهره‌برداری صحیح، می‌توانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهم‌ترین این فرصت‌هاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیین‌های محلی، صنایع‌دستی و سبک زندگی اصیل، سرمایه‌های ارزشمندی هستند که می‌توانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه به‌تنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیت‌های بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل می‌شود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیره‌ای از فرصت‌های اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران می‌تواند به رونق اقامتگاه‌های بومی، رستوران‌ها، حمل‌ونقل، صنایع‌دستی و فروش محصولات محلی بی‌انجامد و درآمد را در بخش‌های مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصت‌های شغلی و حمایت از کسب‌وکارهای محلی، می‌تواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آینده‌ای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفه‌ای مقصد و مشارکت مردم محلی امکان‌پذیر نیست. همچنین حفاظت از محیط‌زیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاه‌های متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیت‌های هر منطقه را شناسایی و برای بهره‌برداری از آن‌ها برنامه‌ریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، سامان‌دهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، می‌تواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایه‌گذاری‌های عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیت‌ها و مدیریت صحیح آن‌ها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشته‌های آن‌ها نیاز دارد. گردشگری راه‌حلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، می‌تواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصت‌های توسعه بازمی‌گرداند.

ایجاد شده: 22/مهر/1405       آخرین ویرایش: 22/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...