نتایج جستجو...
بحران آب تهدیدی خاموش برای میراث جهانی ایران

بحران آب تهدیدی خاموش برای میراث جهانی ایران

به گزارش تور نیوز و به نقل از صدای میراث ؛ برداشت گسترده از منابع آب زیرزمینی و تشدید پدیده فرونشست زمین، به یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای میراث جهانی ایران تبدیل شده است؛ تهدیدی که اکنون آثار تاریخی ثبت‌شده در یونسکو را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. برداشت سالانه حدود ۴۲ میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی در ایران، موجب کاهش سطح منابع آبی و ناپایداری زمین در مناطق مختلف شده و پایه‌های برخی از ارزشمندترین محوطه‌های تاریخی کشور را با خطر مواجه کرده است. از شکاف‌های ایجادشده در دشت مرودشت در نزدیکی تخت جمشید و نقش رستم گرفته تا فرونشست زمین در اصفهان و کاهش منابع آبی در یزد، نشانه‌های بحران آب اکنون به تهدیدی برای میراث فرهنگی ایران تبدیل شده است. خشکی زاینده‌رود و نگرانی‌های ناشی از فرونشست در محدوده میدان نقش جهان و مسجد جامع اصفهان، همچنین کاهش منابع آب زیرزمینی در یزد و تأثیر آن بر قنات‌ها و باغ‌های تاریخی، از جمله نمونه‌های این چالش به شمار می‌روند.

ایجاد شده: 24/تیر/1405       آخرین ویرایش: 24/تیر/1405     اخبار داخلی
ابهام در واگذاری ۱۵ ساله باغ جهانی عباس‌آباد

ابهام در واگذاری ۱۵ ساله باغ جهانی عباس‌آباد

مزایده واگذاری ۱۵ ساله مجموعه جهانی عباس‌آباد بهشهر در حالی برگزار و تعیین تکلیف شد که برخی کارشناسان و منابع آگاه از رعایت نشدن کامل ضوابط قانونی و میراثی در فرآیند واگذاری خبر می‌دهند. بر اساس اسناد موجود، کتابچه مبنای واگذاری پیش از تکمیل مراحل بررسی و تأیید نهایی در مراجع تخصصی میراث فرهنگی وارد فرآیند اجرایی شده و در نهایت نیز بهره‌بردار پیشین به عنوان برنده مزایده معرفی شده است. زمان برگزاری مزایده نیز با انتقاداتی همراه بوده است؛ چراکه این فرآیند همزمان با شرایط ویژه ناشی از جنگ و فعالیت محدود برخی دستگاه‌های مسئول انجام شده است. باغ عباس‌آباد بهشهر به عنوان یکی از آثار ثبت جهانی یونسکو، طی سال‌های اخیر بارها میان نهادهای مختلف مدیریتی جابه‌جا شده است. همچنین گزارش‌هایی از اختلاف‌نظر درباره محدوده و کاربری اراضی مجموعه و ورود نهادهای قضایی به بررسی روند مزایده و هماهنگی‌های قانونی منتشر شده است.

ایجاد شده: 1/تیر/1405       آخرین ویرایش: 1/تیر/1405     اخبار داخلی
گردشگری کشاورزی فرصت ۱۱۸ میلیارد دلاری مغفول مانده در استان گیلان

گردشگری کشاورزی فرصت ۱۱۸ میلیارد دلاری مغفول مانده در استان گیلان

به گزارش تور نیوز ؛  "محسن قادری" مدیرعامل هلدینگ گردشگری ژیوار گفت : گیلان با برخورداری از تنوع اقلیمی، کشاورزی غنی، فرهنگ بومی، معماری روستایی، طبیعت کم‌نظیر و تنوع غذایی، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطب‌های مهم گردشگری کشاورزی منطقه را دارد. وی افزود : شالیزارهای برنج، باغ‌های چای، مزارع مرکبات، دامداری‌های سنتی و روستاهای سرسبز گیلان می‌توانند به برندهایa بین‌المللی گردشگری تبدیل شوند. " قادری " گفت : یکی از مهم‌ترین موانع توسعه گردشگری کشاورزی در ایران، فرآیند دشوار و فرسایشی دریافت مجوزها و تعدد دستگاه‌های اجرایی است که سرمایه‌گذاران را با مشکلات جدی مواجه می‌کند. مدیرعامل هلدینگ گردشگری ژیوار تاکید کرد : در نهایت ایجاد پنجره واحد صدور مجوز می‌تواند مسیر سرمایه‌گذاری در حوزه بوم‌گردی و مزارع گردشگری را تسهیل کرده و زمینه رونق اقتصاد روستایی را فراهم کند.

ایجاد شده: 10/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405     اخبار داخلی
 تدوین برنامه جامع گردشگری استان کرمان؛ گامی حیاتی در هم‌افزایی اقتصاد گردشگری و معدن

تدوین برنامه جامع گردشگری استان کرمان؛ گامی حیاتی در هم‌افزایی اقتصاد گردشگری و معدن

به گزارش ایتنا ؛ " امیر عباس باغستانی " دبیر جامعه هتلداران استان کرمان گفت : استان کرمان، به عنوان پهناورترین استان کشور، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تدوین یک برنامه جامع گردشگری بر پایه اصول علمی و استانداردهای جهانی این صنعت است. وی افزود : با وجود ظرفیت‌های بالقوه و متنوع، تدوین چنین برنامه‌ای می‌تواند بستری برای مشارکت سازمان‌ها، بخش خصوصی و حتی عموم مردم فراهم کند تا گردشگری به عنوان یک محور کلیدی در اقتصاد استان نقش‌آفرینی کند. او ادامه داد : ترکیب توانمندی‌های گردشگری کرمان با ظرفیت‌های غنی معدنی آن، فرصتی منحصربه‌فرد برای ایجاد جاذبه‌های متنوع و توسعه پایدار در حوزه گردشگری داخلی و بین‌المللی فراهم می‌سازد.  دبیر جامعه هتلداران استان کرمان در پایان اظهار داشت : به اعتقاد کارشناسان، تحقق این هدف در گرو اجرای طرح‌های تحلیل‌شده و کارشناسی‌شده‌ای است که هم‌راستا با نیازهای استان و ظرفیت‌های بومی تدوین و اجرا شود.

ایجاد شده: 11/خرداد/1404       آخرین ویرایش: 11/خرداد/1404     اخبار داخلی
سیاست های غلط، حکمرانی بد و غفلت از منابع گردشگری کشور

سیاست های غلط، حکمرانی بد و غفلت از منابع گردشگری کشور

وقتی فهم کارگزاران و مسئولان از توانمندی های کشور ناقص است. وقتی برنامه ای برای توسعه گردشگری کشور به عنوان مهمترین اولویت اقتصادی و فرهنگی وجود ندارد. وقتی هدایت سرمایه ها و منابع ملی براساس آمایش سرزمین نیست. وقتی دعوای نمایندگان حوزه های انتخابیه و استانداران برای اختصاص و اخذ بودجه های ملی و هزینه و مصرف آن در صنایع آب بر بدون توجه به اقلیم، منابع آبی و سرزمینی است. وقتی مسابقه بر سر احداث داشتن کارخانه های ذوب‌ فلزات، پتروشیمی، سیمان و سرامیک در بین نمایندگان مجلس شروع می شود و داشتن این صنایع آب بر به افتخاری برای نماینده حوزه های انتخابیه و مسئولان شهر بدون توجه به عواقب آلودگی زیست محیطی، منابع آبی و خاکی، تامین انرژی و بازارهای فروش و حمل و نقل و ترانزیت، تبدیل می شود.  همین شده است که در شهرهایمان ذوب آهن ، سیمان و سنگ و سرامیک داریم ولی آبی برای نوشیدن و هوایی برای نفس کشیدن نداریم. و این یعنی فاجعه و بی خردی تام در حکمرانی و حکمروایی بد و زشت در اداره مملکت. یکی بر سر شاخ و بُن می برید!؟! امروزه همان رخ می دهد که در استان های اصفهان و یزد فارس و ارومیه می بینیم. عدم درک توانمندی ها و ظرفیت های توسعه ای و اولویت بندی تخصیص و هدایت سرمایه ها بر اساس اصل هزینه و فایده منطقه ای و عدم پایبندی به اصول توسعه پایدار و علم اقتصاد در صادرات و واردات و شعارهای بی محتوای خودکفایی صنعتی و کشاورزی و تولیدات ملی به هر قیمتی. تاسف. بعد از ۴۵ سال هم وابسته تر شده ایم و هم محیط زیست مان را نابود کرده ایم و هم دشمن تراشی و تنفر در داخل را در حوزه های جغرافیایی و منطقه ای افزایش داده ایم و هم مردم را به جان یکدیگر انداخته ایم. حکایت تخریب تاسیسات آب انتقالی شرب یزد در شرق اصفهان از همین نوع است. براستی اولویت توسعه در مرکز کشور و فلات مرکزی ایران با توجه به اقلیم و منابع آبی موجود چه بوده و می باشد؟ بجز گردشگری!؟! شهرهایی که هم اکنون به لحاظ ظرفیت ها و منابع برتر میراث عظیم فرهنگی و طبیعی و انسانساخت خود می بایستی به مهمترین مقاصد گردشگری دنیا تبدیل و درآمد چند هزار برابری تولیدات صنایع مخرب استقرار یافته کنونی برای ساکنان این مناطق می شدند، اکنون بر روی زمین سوخته به دنبال آب برای شرب و زمین هایی می گردند که دچار فرسایش و فرونشست روزمره شده اند.  شما نام این بلایی که حاکمان و برنامه ریزان بر سر آنان آورده اند چه می گذارید؟ بجز جهل و بی سوادی و کج فهمی؟ اگر فهم درستی در کشور حاکم بود هم اکنون استانهای اصفهان و یزد و قم و فارس‌ و کرمان بایستی برای جذب هرچه بیشتر گردشگر داخلی و خارجی کنسرسیوم ها و اتحادیه هایی برای مدیریت مقصد و افزایش سهم بیشتر از بازار تجارت گردشکران خارجی برای دیدار از دستاوردهای تمدن کهن ایرانی و اسلامی اقدام می کردند نه دعوا برای انتقال آب جهت شرب و مصرف در صنایع مخرب! آبی که بایستی در زاینده رود جاری و شهر را زنده و سفره های آبی زیر زمینی را تغذیه و تالاب ها را سیراب کند تا انبوه گردشگران دنیا را میزبان شایسته ای باشد و صنایع دستی، سوغات و محصولات محلی را شکوفا نماید هم اکنون اصفهان  را خشک و آلوده و یزد را بی آب و وابسته به آسمان و زمین کرده است. بله این بی تدبیری نیست. این ظلم به میهن است. این ناترازی نیست. این ورشکستکی حکمرانی است. اگر اولویت نظام و کشورداری بر اساس اقتصاد فرهنگ بنا می شد هم اکنون می بایستی سرزمین ایران و البته استان یزد یکی از برترین قطب های گردشگرپذیر جهان و تولید و فروش برتر صنایع دستی، هنرهای بومی و سوغات محلی می شد نه وابسته به آب زاینده رود برای تولید آهن و فولاد و کاشی و سرامیک. بله آب زاینده رود برای کسری آب‌شرب مردمان شریف و نجیب و صرفه جوی استان یزد مورد استفاده قرار می گیرد ولی منابع آبی خود استان صرف چه صنایع آب بری می شود که بر اثر سیاست های غلط مکان گزینی و سهم خواهی ضد پایداری محیطی و گردشگری در این استان و استان اصفهان و البته در استانهای مرکزی و بی آب ایران استقرار یافته اند. درآمد ذوب آهن و کارخانجات و صنایع آب بر اصفهان چند میلیارد دلار است که هم هوا، هم آب و هم روحیه سرزندگی مردم اصفهان را تباه کرده است؟ سالیانه چند میلیون گردشگر داخلی و خارجی را برای دیدن دستاوردهای تمدن اسلامی در شهر اصفهان و کرانه های زیبای زاینده رود می توانیم میزبانی کنیم؟ که هم درآمد چند صدبرابری این صنایع مخرب را داشته باشد، هم صنایع دستی و هنرهای ملی و بومی را شکوفا کند و هم از فرونشست زمین و فرونشست جاذبه ها و تخریب بناهای تاریخی اصفهان پیشگیری کند. برنامه ریزان بی سواد اعم از دولت و نمایندگان مجلس با دستان خودشان جنگ آب را در داخل کشور رقم زده اند که قطعا عواقب آن همانند نابودی معیشت کشاورزان و باغداران بومی، تشدید مهاجرت، افزایش حاشیه نشینی، افزایش ناامنی، بیکاری، تنفر اجتماعی و نابودی محیط زیست و افزایش ریزگردها و آلودگی هوا و در نهایت انسجام ملی را خدشه دار خواهد کرد. این وضعیت برای دریاچه ارومیه و تالاب میانکاله به خاطر سدسازی بی رویه و هدایت حق آبه دریاچه و تالاب برای کشاورزی همچنین انتقال فاضلاب صنعتی و شهری به تالاب انزلی و سایر  منابع آبی داخلی نیز صادق است! سیاست های غلط کشور  و حکمرانی بد...!؟! ✍️ علی رحیم پور - کارشناس گردشگری

ایجاد شده: 20/فروردین/1404       آخرین ویرایش: 20/فروردین/1404     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...