به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در سخنرانی اخیر خود در ایالت میشیگان، به انتقاد از تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ با ایران پرداخت. او تصریح کرد که دولتش توانسته بود با توافق هستهای، بدون شلیک حتی یک موشک، مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شود. او همچنین بیان کرد که ایران اکنون به طور واقعی بر عبور نفت از تنگه هرمز قدرت وتو پیدا کرده است. اوباما این وضعیت را عامل افزایش بهای نفت، گازوئیل و دیگر کالاها در آمریکا دانست. در واکنش به انتقادهای اوباما، دونالد ترامپ به شدت به او حمله کرد. وی گفت که او در دوران ریاستجمهوری خود میلیاردها دلار به ایران داده و راه دستیابی این کشور به سلاح هستهای را هموار کرده است.
ایجاد شده: 3/آبان/1405 آخرین ویرایش: 3/آبان/1405 اخبار خارجی
به گزارش تور نیوز؛ پاکستان از روز شنبه، گذرگاه مرزی گبد ـ ریمدان در شهرستان گوادر را دوباره باز کرد. این اقدام به منظور از سرگیری مبادلات تجاری با ایران انجام شده است. کامیونهای حامل گاز مایع و کالاهای اساسی که از ۱۷ اکتبر در مرز متوقف شده بودند، اکنون اجازه عبور دارند. این گذرگاه پس از بررسی وضعیت امنیتی و استقرار نیروهای کمکی بازگشایی شد. این تصمیم پس از حمله افراد مسلح ناشناس به کامیونهای متوقف شده در نزدیکی مرز اتخاذ گردید. در این حمله، دهها کامیون به آتش کشیده شدند. تعلیق مبادلات تجاری در گذرگاههای گبد ـ ریمدان و تفتان از ۱۷ اکتبر آغاز شد. این اقدام به دستور وزارت بازرگانی پاکستان صورت گرفت.
ایجاد شده: 3/آبان/1405 آخرین ویرایش: 3/آبان/1405 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ رهبران صنعت گردشگری در رویداد GSM Malta به تحلیل مهمترین روندهای تأثیرگذار بر آینده این صنعت پرداختند. آنها به بررسی نقش هویت دیجیتال و تجربه عبور از مرزها پرداختند. کاربرد هوش مصنوعی در مراحل مختلف سفر از دیگر محورهای این نشست بود. همچنین، آینده حملونقل و جابهجایی مسافران در کانون توجه قرار داشت. نقش همکاریهای بین بخش دولتی و خصوصی نیز به عنوان یک عامل کلیدی در رهبری و سرمایهگذاری مطرح شد. این محورها به وضوح نشاندهنده اهمیت فناوری و توسعه زیرساختهای حملونقل در شکلدهی به آینده صنعت گردشگری هستند. تقویت همکاریهای بینبخشی نیز میتواند به بهبود فرآیندها کمک کند.
ایجاد شده: 3/آبان/1405 آخرین ویرایش: 3/آبان/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز؛ امروزه مسافران به اینترنت برای دریافت کارت پرواز، مسیریابی، رزرو اقامتگاه و پرداختهای آنلاین وابستهاند. مشکلاتی مانند قطع ارتباط هنگام عبور از مرزهای بینالمللی و ناپایداری وایفای فرودگاهها میتواند سفر را مختل کند. این مسئله پرسشهایی را در مورد مسئولیت فراهم کردن دسترسی مطمئن به اینترنت ایجاد کرده است. مسافران ممکن است پس از ورود به مقصد به اطلاعات رزرو یا خدمات آنلاین دسترسی نداشته باشند. در این صورت، پیامد اختلال به هتل، شرکت هواپیمایی یا پلتفرم ارائهدهنده خدمات سفر منتقل میشود. یکی از راهکارهای موثر، همکاری نزدیکتر کسبوکارهای گردشگری با اپراتورهای مخابراتی است. ادغام خدمات اینترنت در فرایند رزرو و برنامهریزی سفر نیز میتواند مفید باشد. فناوریهایی نظیر سیمکارت الکترونیکی (eSIM) دسترسی به اینترنت را در مقصد آسانتر میکنند. با توسعه خدمات هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال، اهمیت این موضوع افزایش مییابد. همچنین، بهبود اتصال به زیرساختهای شبکه، کیفیت خدمات و پیشبینی راهکارهای جایگزین هنگام قطعی اینترنت بستگی دارد. اینترنت پایدار باید بخشی از زیرساخت تجربه سفر محسوب شود. این زیرساخت نیازمند همکاری میان تمام بازیگران صنعت گردشگری است. مسئله تنها اتصال به اینترنت نیست، بلکه اطمینان از دسترسی مسافر به خدمات ضروری در تمام مراحل سفر اهمیت دارد.
ایجاد شده: 2/آبان/1405 آخرین ویرایش: 2/آبان/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ تحقیقات اخیر نشان میدهد که حدود ۱۷ کابل دریایی به طور کلی وجود دارد. از این تعداد، هفت کابل دریایی اصلی از تنگه هرمز عبور میکنند. این تهدیدها تنها به کابلهای موجود در هرمز محدود نمیشود. این کابلها همچنین به کابلهایی که بین خلیج فارس، دریای سرخ و تنگه بابالمندب قرار دارند، گسترش مییابند. این کابلها به تنهایی حدود ۸۰ درصد از کل اینترنت جهانی را جابجا میکنند. قطع شدن این کابلها میتواند آسیبهای جدی به شبکه اینترنت جهانی وارد کند. این آسیبها تنها به کشورهای عربی محدود نخواهد شد. با وجود توسعه خدمات اینترنت ماهوارهای نظیر «استارلینک»، این خدمات هنوز نتوانستهاند به اندازه کابلهای دریایی اهمیت پیدا کنند.
ایجاد شده: 1/آبان/1405 آخرین ویرایش: 1/آبان/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ معاون امور شهری شرکت عمران، آب و خدمات کیش اعلام کرد که نیروهای عملیاتی بهطور کامل برای مدیریت بارندگیهای احتمالی آماده هستند. او نسبت به فرسودگی ۱۲ تا ۱۳ کیلومتر از شبکه فاضلاب جزیره هشدار داد. این وضعیت میتواند منجر به آبگرفتگی معابر و ساختمانها شود. معاون همچنین اشاره کرد که در بارندگیهای گذشته، بیش از ۹۰۰ تماس مرتبط با آبگرفتگی ساختمانها ثبت شده است. او از کیشوندان خواست تا مسیرهای خروج آب، کفشورها، پشتبامها و پارکینگهای خود را پاکسازی کنند. شهروندان میتوانند موارد انسداد مسیرهای عبور آب را از طریق سامانههای ۱۳۷ و ۱۲۴ گزارش دهند.
ایجاد شده: 23/مهر/1405 آخرین ویرایش: 23/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم | مهدی حسینی وقتی قرار است برای «تعالی» در صنعت گردشگری جایزه بدهیم، بد نیست یکبار هم خودِ جایزه را در معرض ارزیابی قرار دهیم؛ چراکه اعتبار یک جایزه، نه با تعداد تندیسها و نه با تعداد مدیران حاضر در مراسم، بلکه با اعتبار فرایند ارزیابی، استقلال داوری و اعتماد ذینفعان ساخته میشود. سومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد؛ رویدادی که با حضور مدیران ارشد حوزه گردشگری، دانشگاه، جهاد دانشگاهی و فعالان صنعت، تلاش دارد الگویی برای سنجش و ارتقای عملکرد بنگاههای گردشگری ارائه کند. اصل چنین اقدامی ارزشمند است، اما هر جایزهای که عنوان «ملی» و «تعالی» را با خود حمل میکند، باید بیش از یک مراسم اهدای لوح و تندیس باشد. یکی از پرسشهای اساسی درباره این جایزه، دقیقاً از همینجا آغاز میشود: چه کسی آن را تصویب کرده، چه نهادی آن را تأیید میکند، چارچوب حقوقی و حرفهای آن چیست، چه کسانی داوری میکنند و معیار استقلال آنها چیست؟ همچنین ساختار مالی جایزه، هزینه ثبتنام و نحوه مصرف منابع آن باید برای شرکتکنندگان و افکار عمومی روشن باشد. طرح این پرسشها به معنای متهم کردن برگزارکنندگان به تخلف نیست؛ برعکس، شفافیت میتواند اعتبار جایزه را افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر مدل جایزه از الگوهایی مانند EFQM الهام گرفته شده است، باید توجه داشت که تعالی صرفاً مجموعهای از معیارها یا یک فرم ارزیابی نیست. در مدلهای معتبر، ارزیابی، امتیازدهی، بررسی مستندات، ارزیابی میدانی، ارائه بازخورد و امکان بهبود، بخش جداییناپذیر فرایند است. در چنین نظامی، «تندیس» نتیجه فرایند ارزیابی است، نه هدف اصلی آن. مسئله دیگر، مرز میان «جایزه»، «ارزیابی» و «اعتباربخشی» است. اگر قرار است یک جایزه، ملی و مرجع تلقی شود، باید مشخص باشد چه جایگاهی در نظام رسمی گردشگری کشور دارد و چه تفاوتی با رتبهبندیها، درجهبندیهای قانونی و گواهیهای حرفهای دارد. «ملی» بودن یک عنوان، بهخودیخود اعتبار حقوقی یا حرفهای ایجاد نمیکند؛ این اعتبار باید از حکمرانی شفاف، روش ارزیابی معتبر و پذیرش صنعت حاصل شود. در مراسم اخیر نیز برخی اتفاقات حاشیهای، از جمله طرح موضوع دبیرخانه دائمی و اعطای برخی عناوین و تقدیرها، اهمیت این پرسش را بیشتر کرد که اساساً چه نهادی باید متولی سیاستگذاری، نظارت و داوری چنین جایزهای باشد. دبیرخانه دائمی اگر قرار است شکل بگیرد، نباید صرفاً دفتر دائمی برگزاری مراسم باشد؛ باید مغز حرفهای یک نظام مستمر ارزیابی و تعالی باشد. پیشنهاد میشود دوره بعد، پیش از هر چیز «منشور حکمرانی جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری» تدوین و منتشر شود؛ منشوری که در آن مالکیت و متولی جایزه، ترکیب و اختیارات هیئت سیاستگذاری، شرایط داوران، قواعد تعارض منافع، روش امتیازدهی، نحوه اعتراض، ساختار مالی و گزارش شفاف سالانه مشخص باشد. همچنین دریافت جایزه منوط به عبور از حد نصابهای روشن باشد و هر شرکتکننده الزاماً به دریافت تندیس یا عنوان منجر نشود. این جایزه میتواند به یک رویداد معتبر و اثرگذار در صنعت گردشگری تبدیل شود؛ اما برای رسیدن به آن نقطه، شاید مهمترین گام این باشد که پیش از ارزیابی تعالی دیگران، یکبار خودِ «جایزه تعالی گردشگری» را ارزیابی کنیم. چنین نگاهی نه مخالفت با جایزه، بلکه دفاع از آینده و اعتبار آن است.
ایجاد شده: 15/مهر/1405 آخرین ویرایش: 15/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 به قلم ؛ مهدی حسینی 📌 مانیفست هتلداری نوین ایران هر عصری، هتلداری متناسب با خودش را میسازد. هتلی که چند دهه پیش موفق بود، الزاماً برای مهمان امروز موفق نیست و مدیری که در گذشته بهترین شیوه اداره یک هتل را میدانست، الزاماً پاسخ همه پرسشهای امروز را ندارد. تعریف ما از مهمان، خدمت، کارکنان، رقابت و حتی خود «هتل» در حال تغییر است. هتلداری ایران نیز از این تغییر مستثنی نیست. تغییر نسل مدیران و کارکنان، ورود سرمایههای تازه، دسترسی گسترده به دانش جهانی، ظهور فناوریهای جدید، تغییر رفتار مسافر و ورود هوش مصنوعی، نشانههای تغییراتی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. این دوره شاید هنوز به بلوغ نرسیده باشد، اما نشانههای آن در صنعت دیده میشود. هتلداری نوین ایران، نفی گذشته نیست؛ عبور آگاهانه از گذشته برای ساختن آینده است. نسلهای پیشین، تجربه، دانش و فرهنگ مهماننوازی را بنا کردهاند و این میراث باید حفظ شود؛ اما گذشته نباید سقف آینده باشد. در هتلداری نوین، سابقه بهتنهایی معیار شایستگی نیست. دانش، توانایی یادگیری، خلاقیت، نتیجه و آمادگی برای تغییر نیز اهمیت دارند. نسل جدید باید فرصت داشته باشد که ایده بدهد، تصمیم بگیرد، تجربه کند و در ساختن آینده صنعت سهم داشته باشد. مدیر هتل آینده نیز صرفاً مدیر عملیات نیست. او باید بتواند انسان، فناوری، داده، برند، تجربه مهمان و اقتصاد کسبوکار را در کنار یکدیگر ببیند. در چنین نگاهی، یادگیری دیگر یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از حرفه هتلداری است. فناوری نیز قرار نیست جای مهماننوازی را بگیرد؛ باید آن را قدرتمندتر کند. هوش مصنوعی، داده و اتوماسیون میتوانند بسیاری از کارهای تکراری را کاهش دهند و به مدیران و کارکنان فرصت دهند تا بر چیزی تمرکز کنند که هنوز مهمترین سرمایه هتل است: انسان و تجربه او. هتل هوشمند، الزاماً هتلی نیست که فناوری بیشتری داشته باشد؛ هتلی است که هوشمندانهتر تصمیم میگیرد. در این میان، سرمایه انسانی باید از حاشیه به متن هتلداری بازگردد. کارکنان صرفاً نیروی اجرایی نیستند؛ سازندگان تجربهاند. متخصصان نیز باید بتوانند هویت حرفهای و برند شخصی خود را بسازند. در اقتصاد جدید اعتبار، فقط در عنوان شغلی و سابقه خلاصه نمیشود؛ دانش، محتوا، تجربه و اثرگذاری نیز سرمایه حرفهای هستند. هتلداری نوین همچنین قرار نیست نسخهای کپیشده از هتلداری کشورهای دیگر باشد. باید از جهان آموخت، اما مزیت خود را ساخت. ایران از فرهنگ، تاریخ، معماری، تنوع اقلیمی و سنت مهماننوازی برخوردار است؛ چالش اصلی، ترکیب این سرمایهها با دانش، فناوری و استانداردهای معاصر است. هدف، شبیه شدن به دیگران نیست؛ ساختن یک هتلداری ایرانیِ معاصر، حرفهای و رقابتپذیر است. آینده این صنعت نیز در یک جزیره ساخته نمیشود. دانشگاه، فناوری، سرمایه، رسانه و صنعت باید بیش از گذشته به یکدیگر متصل شوند. دانشگاه باید به صنعت نزدیکتر شود، صنعت باید از دانش روز استفاده کند، سرمایه باید نوآوری را جدی بگیرد و رسانه باید گفتوگوی آیندهنگرانه درباره هتلداری را شکل دهد. از این منظر، «هتلداری نوین ایران» صرفاً یک عنوان نیست؛ یک طرز فکر است. طرز فکری که میپذیرد نمیتوان با ابزارهای دیروز، برای مهمان فردا تجربه ساخت؛ تغییر را تهدید نمیبیند و به جای پرسیدن «چرا نمیشود؟»، میپرسد «چگونه میتوان؟» شاید هنوز برای برخی، صحبت از یک عصر تازه در هتلداری ایران زود یا بلندپروازانه باشد. اما تغییرات بزرگ معمولاً پیش از آنکه به واقعیتی فراگیر تبدیل شوند، ابتدا در نگاه و رفتار گروهی از پیشروان شکل میگیرند. اکنون پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که هتلداری ایران چه مشکلاتی دارد. پرسش این است: هتلداری ایران در دهههای آینده چه باید باشد؟ هتلداری نوین ایران پاسخی برای همین پرسش است؛ دعوتی برای ساختن مدیران تازه، مهارتهای تازه، مدلهای کسبوکار تازه، تجربههای تازه و در نهایت، نگاهی تازه به این صنعت. این مسیر متعلق به یک فرد یا یک مجموعه نیست. متعلق به هرکسی است که به یادگیری، نوآوری، حرفهایگری، توسعه انسان و آینده هتلداری ایران باور دارد. هتلداری نوین ایران قرار نیست منتظر آینده بماند؛ میخواهد در ساختن آن نقش داشته باشد. و شاید سالها بعد، نسل آینده هتلداری ایران درباره امروز بگوید: ما فقط شاهد تغییر هتلداری ایران نبودیم؛ در ساختن آن نقش داشتیم.
ایجاد شده: 8/مهر/1405 آخرین ویرایش: 8/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻راحله قنبری مدیر مسئول انتشارات مهکامه صنعت گردشگری و مهماننوازی در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحول دیجیتال قرار گرفته است؛ تحولی که هوش مصنوعی را از یک فناوری نوظهور به یکی از مؤلفههای اثرگذار بر آینده این صنعت تبدیل کرده است. با این حال، مسئله اصلی دیگر صرفاً استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی بهکارگیری هوشمندانه آن برای خلق ارزش در زنجیره گردشگری و مهماننوازی است. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی نباید صرفاً بهعنوان ابزاری برای خودکارسازی فرایندها یا کاهش نقش نیروی انسانی دیده شود. ارزش واقعی این فناوری زمانی آشکار میشود که توان تحلیل دادهها و پیشبینی الگوریتمها در کنار خلاقیت، تجربه، درک فرهنگی و ارتباط انسانی قرار گیرد. آینده گردشگری را نه حذف انسان، بلکه همکاری میان انسان و فناوری شکل خواهد داد. هوش مصنوعی میتواند از مرحله برنامهریزی سفر تا انتخاب مقصد، اقامتگاه، مسیر و فعالیتهای گردشگری، تجربهای شخصیسازیشدهتر برای مسافر ایجاد کند. در صنعت مهماننوازی نیز تحلیل دادههای میهمانان، پیشبینی نیازها، مدیریت منابع و ارائه خدمات متناسب با ترجیحات افراد، ظرفیت آن را دارد که کیفیت تجربه مشتری را ارتقا دهد. البته هوشمندسازی گردشگری تنها به هوش مصنوعی محدود نمیشود. اینترنت اشیا، دادههای بزرگ و فناوری بلاکچین نیز بخشی از اکوسیستم فناوریهای نوظهور هستند که در کنار یکدیگر میتوانند ساختار خدمات گردشگری و مهماننوازی را متحول کنند. اما این تحول زمانی پایدار خواهد بود که توسعه فناوری با اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی همراه شود. حریم خصوصی، امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی و نحوه تصمیمگیری سامانههای هوشمند از جمله مسائلی هستند که نمیتوان در مسیر دیجیتالیشدن گردشگری از کنار آنها عبور کرد. هرچه وابستگی صنعت به داده و الگوریتم افزایش یابد، ضرورت ایجاد چارچوبهای شفاف برای استفاده مسئولانه از فناوری نیز بیشتر خواهد شد. از این منظر، فعال گردشگری آینده صرفاً کسی نیست که با ابزارهای دیجیتال آشنایی داشته باشد؛ بلکه فردی است که بتواند فناوری را در خدمت شناخت بهتر گردشگر، ارتقای کیفیت خدمات و خلق تجربهای معنادار به کار گیرد. هوشمندی در گردشگری، در توانایی استفاده درست از فناوری معنا پیدا میکند، نه صرفاً در دسترسی به آن. انتشار کتاب هوش مصنوعی برای فناوری هوشمند در صنعت گردشگری و مهماننوازی توسط انتشارات مهکامه را میتوان در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؛ اثری که با تمرکز بر کاربردهای هوش مصنوعی و فناوریهای هوشمند، سه حوزه «هوش مصنوعی و مهماننوازی هوشمند»، «هوش مصنوعی و گردشگری هوشمند» و «هوش مصنوعی و توانمندسازی صنعت خدمات» را بررسی میکند. این کتاب با تألیف وینو دکومار شوکلا، آمیت ورما و ژان پائو لوجی لاکاپ و ترجمه دکتر مجتبی جاودان، لیلا زارع و امیر ارغوان و ویراستاری توسط مرضیه قنبری، بر این ایده تأکید دارد که آینده گردشگری در نقطه اتصال هوش ماشینی و ظرفیتهای انسانی شکل خواهد گرفت؛ جایی که فناوری نه جایگزین انسان، بلکه ابزاری برای توانمندسازی فعالان صنعت و خلق تجربههای دقیقتر، شخصیتر و معنادارتر برای گردشگران است. در نهایت، پرسش اصلی برای صنعت گردشگری این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کرد یا نه؛ بلکه این است که چگونه میتوان از آن به شکلی مسئولانه، هدفمند و متناسب با نیازهای واقعی صنعت بهره گرفت. پاسخ به این پرسش، میتواند مسیر گذار از «گردشگری دیجیتال» به «گردشگری هوشمند» را هموار کند.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ ولی تیموری، مدیرکل دفتر مطالعات، آموزش و برنامهریزی معاونت گردشگری، از ارائه گزارشی در روز جهانی گردشگری خبر داد. این گزارش به موضوع "بازآفرینی برند گردشگری ایران از طریق هوش مصنوعی" میپردازد. این برنامه به صورت مشترک با همکاری سازمان گردشگری ملل متحد و دانشگاه گردشگری ماکائو برگزار میشود. تیموری بیان کرد که این گزارش به بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در کاهش شکاف میان ظرفیتهای واقعی گردشگری ایران و تصویر آن در ذهن گردشگران بینالمللی میپردازد. در این برنامه، تجربیات کشورهای موفق مورد استفاده قرار میگیرد و بر نقش هوش مصنوعی در بیان بهتر تصویر ایران تأکید میشود. او همچنین به ضرورت بازآفرینی گردشگری ایران اشاره کرد. اعتمادسازی، همکاری با بخش خصوصی و آموزش فعالان گردشگری از الزامات توسعه این حوزه هستند. به گفته تیموری، این اقدامها برای عبور از آثار بحرانهای موجود ضروری است.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها