نتایج جستجو...
هشدار درباره خطر فراموشی دانش لنج‌سازی و دریانوردی سنتی خلیج فارس

هشدار درباره خطر فراموشی دانش لنج‌سازی و دریانوردی سنتی خلیج فارس

به گزارش تور نیوز؛ علی پوزن، مدیر پروژه موزه زنده لنج‌سازی گوران قشم، بر اهمیت دانش بومی لنج‌سازی و دریانوردی سنتی خلیج فارس تأکید کرد. این دانش در فهرست میراث جهانی ناملموس یونسکو ثبت شده است. پوزن نسبت به خطر فراموشی این میراث فرهنگی هشدار داد. او خواستار توجه جدی‌تر نهادهای مسئول به حفاظت از آن شد. پوزن به تلاش‌های انجام‌شده برای احیای صنعت لنج‌سازی در جزیره قشم اشاره کرد. او این دانش را نسل‌به‌نسل و حاصل هزاران سال تجربه دریانوردان و سازندگان لنج دانست. علاوه بر این، پوزن بر نقش این دانش در هویت فرهنگی ایران تأکید کرد. او همچنین به ذکر نام خلیج فارس و جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در پرونده ثبت جهانی این میراث اشاره کرد. پوزن بر اهمیت فرهنگی و تاریخی این دانش بومی تأکید کرد.

ایجاد شده: سه روز قبل       آخرین ویرایش: سه روز قبل     اخبار داخلی
مصر؛ از گنجینه‌های طلایی فراعنه تا غذاگردی در خیابان‌های قاهره

مصر؛ از گنجینه‌های طلایی فراعنه تا غذاگردی در خیابان‌های قاهره

به گزارش تور نیوز؛ مصر به عنوان یکی از مقاصد جذاب گردشگری، با آثار باستانی و فرهنگ غذایی متنوع شناخته می‌شود. بازدید از موزه بزرگ مصر در نزدیکی اهرام جیزه، فرصتی برای آشنایی با تاریخ و فرهنگ این سرزمین فراهم می‌کند. در این موزه، گردشگران می‌توانند از مجموعه گنجینه‌های توت‌عنخ‌آمون و مجسمه عظیم رامسس دوم دیدن کنند. موزه بزرگ مصر که در تاریخ اول نوامبر ۲۰۲۵ افتتاح می‌شود، یکی از مهم‌ترین موزه‌های دنیا در حوزه مصر باستان به شمار می‌آید. این مکان به نمایش آثار تاریخی و باستان‌شناسی می‌پردازد و به بازدیدکنندگان اطلاعاتی در مورد تمدن مصر باستان ارائه می‌دهد. گردشگران می‌توانند برای اطلاعات بیشتر در مورد ساعات کار و خرید بلیت به وب‌سایت رسمی موزه مراجعه کنند. غذاگردی در قاهره نیز به عنوان یکی از تجربیات لذت‌بخش سفر به مصر شناخته می‌شود. گردشگران می‌توانند غذاهای محلی مانند کشری، فول و طعمیه را در رستوران‌ها و غذاخوری‌های محلی امتحان کنند. همچنین، شرکت در تورهای غذاگردی یا برنامه‌های شام گروهی فرصتی برای آشنایی با فرهنگ غذایی و فضای اجتماعی قاهره فراهم می‌آورد. مرکز هنری ویسا واسف در منطقه حرانیه نیز به دلیل فعالیت در زمینه بافت فرش و منسوجات دست‌باف شهرت دارد. بازدید از این مرکز امکان آشنایی با هنرهای دستی و روش‌های سنتی تولید آثار هنری را به گردشگران می‌دهد. ترکیب بازدید از موزه، تجربه غذاهای محلی و آشنایی با هنرهای دستی می‌تواند برنامه‌ای جذاب برای گردشگران باشد.

ایجاد شده: 29/مهر/1405       آخرین ویرایش: پنج روز قبل     اخبار خارجی
متاورس و واقعیت مجازی؛ فرصت‌های تازه برای صنعت هتلداری

متاورس و واقعیت مجازی؛ فرصت‌های تازه برای صنعت هتلداری

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر سرویس حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا صنعت هتلداری همواره با تغییر رفتار مسافران، پیشرفت فناوری و تحول در سبک زندگی انسان‌ها روبه‌رو بوده است. زمانی وب‌سایت‌ها و سیستم‌های رزرو آنلاین، چهره بازار اقامت را تغییر دادند و پس از آن، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال به بخش جدایی‌ناپذیر ارتباط هتل‌ها با مهمانان تبدیل شدند. اکنون متاورس و واقعیت مجازی، افق تازه‌ای را پیش روی صنعت هتلداری گشوده‌اند؛ افقی که در آن تجربه مهمان می‌تواند پیش از سفر آغاز شود و حتی پس از پایان اقامت نیز ادامه پیدا کند. واقعیت مجازی با ایجاد محیطی سه‌بعدی و تعاملی، این امکان را فراهم می‌کند که کاربر بدون حضور فیزیکی، فضای یک هتل، اتاق‌ها، رستوران، سالن همایش، استخر یا سایر امکانات مجموعه را مشاهده و تجربه کند. این فناوری می‌تواند تصمیم‌گیری مسافر را آسان‌تر کند؛ زیرا تصاویر ثابت و توضیحات متنی همیشه نمی‌توانند تصویری دقیق از کیفیت و حال‌وهوای یک هتل ارائه دهند. اما تور مجازی به مهمان اجازه می‌دهد پیش از رزرو، در فضا حرکت کند و انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشد. برای بسیاری از مسافران، به‌ویژه گردشگران بین‌المللی، خانواده‌ها و برگزارکنندگان رویدادها، شناخت دقیق فضای هتل اهمیت زیادی دارد. یک شرکت می‌تواند سالن همایش را به‌صورت مجازی بررسی کند، یک خانواده می‌تواند چیدمان اتاق و امکانات مناسب کودکان را ببیند و یک مسافر می‌تواند فاصله اتاق تا رستوران یا چشم‌انداز پنجره را پیش از سفر ارزیابی کند. این شفافیت، احتمال نارضایتی و فاصله میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی را کاهش می‌دهد. متاورس تنها به نمایش مجازی اتاق‌ها محدود نمی‌شود. هتل‌ها می‌توانند در فضاهای دیجیتال، شعبه یا محیطی مجازی ایجاد کنند که کاربران در آن با برند، خدمات و هویت مجموعه آشنا شوند. در چنین محیطی، مهمان می‌تواند با یک راهنمای مجازی گفت‌وگو کند، درباره مقصد اطلاعات بگیرد، خدمات مختلف را بشناسد، اتاق خود را انتخاب کند یا حتی پیش از ورود، برنامه اقامت خود را طراحی کند. این تجربه اگر با خلاقیت و شناخت درست نیازهای مخاطب همراه باشد، می‌تواند ارتباط میان برند و مهمان را عمیق‌تر کند. یکی از مهم‌ترین فرصت‌های متاورس برای صنعت هتلداری، بازاریابی تجربه‌محور است. تبلیغات سنتی معمولاً درباره ویژگی‌های یک هتل صحبت می‌کنند، اما فناوری‌های غوطه‌ورکننده اجازه می‌دهند مخاطب بخشی از تجربه را پیشاپیش احساس کند. برای مثال، یک هتل ساحلی می‌تواند فضای طلوع خورشید، صدای امواج و امکانات تفریحی خود را در قالب تجربه‌ای مجازی به نمایش بگذارد. هتل‌های تاریخی نیز می‌توانند با بازسازی دیجیتال بنا، داستان معماری و فرهنگ مقصد را برای مخاطبان روایت کنند. واقعیت مجازی همچنین در آموزش کارکنان کاربرد فراوانی دارد. کارکنان هتل می‌توانند در محیطی شبیه‌سازی‌شده، موقعیت‌های مختلف را تمرین کنند؛ از نحوه پذیرش مهمان و پاسخ‌گویی به شکایت گرفته تا مدیریت شرایط اضطراری، تخلیه ساختمان و مواجهه با موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده. این آموزش‌ها بدون ایجاد فشار بر عملیات واقعی هتل انجام می‌شوند و به کارکنان اجازه می‌دهند پیش از مواجهه با یک موقعیت واقعی، واکنش مناسب را تمرین کنند. در بخش طراحی و مدیریت نیز این فناوری می‌تواند به تصمیم‌گیری بهتر کمک کند. مدیران و سرمایه‌گذاران می‌توانند پیش از ساخت یا بازطراحی یک مجموعه، فضای پیشنهادی را به‌صورت مجازی بررسی کنند. چیدمان اتاق‌ها، مسیر حرکت مهمان، نورپردازی، دسترسی‌ها و حتی حس کلی فضا را می‌توان پیش از اجرای نهایی ارزیابی کرد. این امر احتمال خطا و هزینه‌های اصلاحی را کاهش می‌دهد و امکان مشارکت بیشتر ذی‌نفعان در فرایند طراحی را فراهم می‌سازد. از سوی دیگر، متاورس می‌تواند نقش هتل‌ها را از محل اقامت به مرکز تجربه و تعامل تبدیل کند. در آینده، یک هتل ممکن است علاوه بر ارائه اتاق و خدمات رفاهی، میزبان رویدادهای مجازی، نمایشگاه‌های دیجیتال، نشست‌های بین‌المللی و برنامه‌های فرهنگی باشد. افرادی که امکان سفر ندارند، می‌توانند از طریق آواتار یا ابزارهای واقعیت مجازی در این رویدادها شرکت کنند. به این ترتیب، هتل می‌تواند مخاطبانی فراتر از مهمانان حاضر در ساختمان خود جذب کند. این فناوری در حوزه گردشگری مقصد نیز فرصت‌های ارزشمندی ایجاد می‌کند. هتل‌ها می‌توانند پیش از ورود مسافر، جاذبه‌های اطراف، مسیرهای گردشگری، موزه‌ها، بازارهای محلی و تجربه‌های فرهنگی را به شکل مجازی معرفی کنند. چنین رویکردی هم به فروش خدمات جانبی کمک می‌کند و هم ارتباط هتل را با اقتصاد و هویت مقصد افزایش می‌دهد. هتل در این حالت تنها محل خواب و اقامت نیست، بلکه به دروازه‌ای برای کشف فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی مقصد تبدیل می‌شود. با وجود این فرصت‌ها، نباید متاورس و واقعیت مجازی را جایگزین کامل مهمان‌نوازی واقعی دانست. اساس صنعت هتلداری همچنان بر ارتباط انسانی، آرامش، امنیت، پاکیزگی و کیفیت خدمات استوار است. هیچ تجربه مجازی نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین اقامت در یک اتاق واقعی، گفت‌وگو با کارکنان، چشیدن غذای محلی یا تماشای یک منظره از نزدیک شود. فناوری باید در خدمت تجربه انسانی قرار گیرد، نه اینکه آن را حذف کند. هزینه راه‌اندازی، نیاز به زیرساخت فنی، دسترسی محدود برخی مخاطبان به تجهیزات واقعیت مجازی، پیچیدگی تولید محتوای سه‌بعدی و مسائل مربوط به حریم خصوصی، از جمله چالش‌های این مسیر هستند. همچنین، اگر محتوای مجازی با تجربه واقعی هتل همخوان نباشد، می‌تواند موجب افزایش انتظار و در نهایت نارضایتی مهمان شود. بنابراین، استفاده از این فناوری نیازمند صداقت، برنامه‌ریزی و هماهنگی میان وعده‌های دیجیتال و کیفیت واقعی خدمات است. برای هتل‌های ایران نیز این حوزه می‌تواند فرصت قابل‌توجهی ایجاد کند. معرفی مجازی هتل‌های تاریخی، تجربه دیجیتال بناهای فرهنگی، نمایش جاذبه‌های طبیعی، جذب گردشگران خارجی و برگزاری رویدادهای بین‌المللی، تنها بخشی از ظرفیت‌های پیش‌روست. با این حال، موفقیت در این مسیر به تولید محتوای باکیفیت، توجه به زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف، آموزش نیروی انسانی و ایجاد همکاری میان هتل‌ها، شرکت‌های فناوری و نهادهای گردشگری نیاز دارد. آینده صنعت هتلداری احتمالاً ترکیبی از حضور فیزیکی و تجربه دیجیتال خواهد بود. مهمان ممکن است سفر خود را با یک بازدید مجازی آغاز کند، اتاقش را در فضای سه‌بعدی انتخاب کند، از طریق یک دستیار هوشمند برنامه اقامتش را تنظیم کند و پس از بازگشت نیز در رویدادهای مجازی هتل شرکت داشته باشد. در این میان، هتل‌هایی موفق‌تر خواهند بود که فناوری را نه به‌عنوان یک نمایش تجملی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای شناخت بهتر مهمان، شخصی‌سازی خدمات و خلق ارزش به کار گیرند.

ایجاد شده: 26/مهر/1405       آخرین ویرایش: 26/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
گنجینه هنر پته‌دوزی کرمان درهای خود را به روی عموم گشود

گنجینه هنر پته‌دوزی کرمان درهای خود را به روی عموم گشود

به گزارش تور نیوز؛ موزه تخصصی پته‌دوزی کرمان به تازگی افتتاح شد. این موزه در بنای تاریخی ضرابخانه مجموعه بازار گنجعلی‌خان قرار دارد. در این موزه، ۱۸ اثر تاریخی از دوره زندیه تا پهلوی به نمایش گذاشته شده است. قدیمی‌ترین آثار موجود در موزه به دوره زندیه تعلق دارند. همچنین نمونه‌هایی از دوره‌های قاجار و پهلوی نیز در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند. برخی از آثار قدیمی‌تر در حال مرمت هستند. اسناد و مدارک مرتبط با هنر پته‌دوزی در این مجموعه ارائه خواهد شد. پته‌دوزی یکی از هنرهای سنتی کرمان است. این هنر با دوخت‌های ظریف و متراکم نخ‌های رنگی روی پارچه پشمی انجام می‌شود. پته‌دوزی با نقش‌مایه‌های طبیعی و فرهنگی بومی، در گذشته جایگاه ویژه‌ای در جهیزیه عروس داشت. امروزه این هنر در تولید محصولات مختلفی مانند رومیزی، سجاده و تابلوهای تزئینی کاربرد دارد. بازدید از این موزه به‌صورت رایگان انجام می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند صبح‌ها از ساعت ۹ تا ۱۳ و عصرها از ساعت ۱۵ تا ۱۸ از این موزه دیدن کنند.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     اخبار داخلی
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛
بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛ بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری می‌شود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن می‌رسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناخته‌شده هستند؛ اما گردشگری بسیار گسترده‌تر از این‌هاست. هر سفر، زنجیره‌ای از خدمات و فعالیت‌ها را درگیر می‌کند؛ از حمل‌ونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایع‌دستی. به همین دلیل، نمی‌توان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتل‌ها یا آژانس‌های مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعه‌ای از حوزه‌های به‌هم‌پیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکل‌گیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمی‌توان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزه‌های گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دسته‌بندی می‌شوند. گاهی تقسیم‌بندی بر اساس نوع سفر انجام می‌شود و گاهی بر اساس خدمات و کسب‌وکارهای مرتبط با سفر. با این حال، می‌توان گفت صنعت گردشگری ایران دست‌کم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزه‌ها سابقه‌ای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیت‌شده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایه‌های اصلی گردشگری است. هتل‌ها، هتل‌آپارتمان‌ها، مهمان‌پذیرها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، خانه‌های سنتی، کمپ‌ها و مجموعه‌های اقامتی مختلف در این حوزه قرار می‌گیرند. در سال‌های اخیر، اقامتگاه‌های بوم‌گردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشته‌اند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالش‌های این بخش است. ۲. حمل‌ونقل گردشگری حمل‌ونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حمل‌ونقل هوایی، ریلی، جاده‌ای و دریایی، خودروهای اجاره‌ای، تاکسی‌های گردشگری و اتوبوس‌های تور، همگی در این حوزه قرار می‌گیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبه‌ها، به شبکه حمل‌ونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانس‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانس‌های مسافرتی از قدیمی‌ترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامه‌ریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیت‌های این حوزه است. البته با گسترش پلتفرم‌های آنلاین، نقش آژانس‌ها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربه‌ای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار می‌رود. بناهای تاریخی، موزه‌ها، بازارهای سنتی، آیین‌ها، جشن‌ها، صنایع‌دستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گسترده‌ای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونه‌هایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفه‌ای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربه‌های جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعت‌گردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکل‌گیری انواع فعالیت‌های طبیعت‌گردی را فراهم کرده است. جنگل‌های شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستان‌ها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظت‌شده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل می‌دهند. کویرنوردی، جنگل‌پیمایی، پرنده‌نگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سال‌های اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته‌اند. البته توسعه طبیعت‌گردی باید همراه با حفاظت از محیط‌زیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر می‌تواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزه‌های آینده‌دار ایران است. خدمات پزشکی، دندان‌پزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آب‌درمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار می‌گیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینه‌های رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستان‌ها، شرکت‌های تسهیلگر، هتل‌ها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشه‌دارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری می‌تواند با حوزه‌هایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حمل‌ونقل، اطلاع‌رسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربه‌فردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایع‌دستی، کشاورزی و آیین‌های سنتی فراهم می‌کنند. اقامت در خانه‌های محلی، مشارکت در فعالیت‌های روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیت‌های گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه می‌تواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوه‌نوردی، صخره‌نوردی، رفتینگ، دوچرخه‌سواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزش‌های ساحلی، نمونه‌هایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایق‌سواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزش‌های آبی و تفریحات ساحلی از فعالیت‌های این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیت‌ها، ضعف سرمایه‌گذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبه‌رو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از جاذبه‌های اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینی‌ها، نوشیدنی‌های سنتی، بازارهای غذا، رستوران‌های بومی و جشنواره‌های خوراک، در این حوزه قرار می‌گیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفه‌ای غذاهای محلی می‌تواند به رونق رستوران‌های بومی، تولیدکنندگان محلی و کسب‌وکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایع‌دستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچه‌های مرزی و فروشگاه‌های صنایع‌دستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتم‌کاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایع‌دستی می‌توانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بسته‌بندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاه‌ها، همایش‌ها، جشنواره‌ها، نشست‌های تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب می‌کنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامه‌ریزی‌شده و هزینه‌کرد بیشتر همراه است و می‌تواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفه‌ای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانش‌آموزان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به دوره‌های تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل می‌دهند. بازدید از دانشگاه‌ها، موزه‌ها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی می‌تواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیت‌های علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جست‌وجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراک‌گذاری تجربه سفر. پلتفرم‌های رزرو آنلاین، اپلیکیشن‌های گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل می‌دهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبه‌های بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبه‌ها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، ده‌ها کسب‌وکار نکته مهم این است که این حوزه‌ها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حمل‌ونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایع‌دستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره به‌هم‌پیوسته دانست. ضعف در هر بخش می‌تواند بر عملکرد بخش‌های دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاع‌رسانی حرفه‌ای، نمی‌تواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزه‌ها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزه‌هایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعال‌تر شدن این بخش‌ها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایه‌گذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید هم‌زمان دنبال شود.

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابه‌جایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربه‌ای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی به‌عنوان یکی از فراگیرترین زبان‌های فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکل‌گیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکان‌هایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خورده‌اند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقی‌محور» قرار می‌گیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق می‌شود که موسیقی در آن‌ها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزه‌های مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: سفر برای شرکت در کنسرت‌ها و جشنواره‌ها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزه‌ها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی می‌داند؛ حوزه‌ای که می‌تواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه‌ای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود. از آیین‌های موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربه‌محور: پیوند موسیقی و سفر پدیده‌ای تازه نیست. در دوره‌های تاریخی، آیین‌های مذهبی، موسیقی‌های درباری، اجراهای مردمی و مناسبت‌های فصلی، گروه‌هایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب می‌کردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، به‌ویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان به‌تدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانه‌های دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکان‌های موسیقایی شکل تازه‌ای یافت.  طرفداران گروه‌های موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکان‌های مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد میراث یک گروه موسیقی چگونه می‌تواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهه‌های اخیر، رشد جشنواره‌های بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاه‌مدت و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ می‌تواند هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواری‌های تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازه‌گیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعت‌گردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر می‌کنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و هم‌زمان از جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربه‌های اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، داده‌های ملی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرک‌های مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونه‌ها، گزارش‌های سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرت‌ها و جشنواره‌های بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بین‌المللی بودند. هزینه‌کرد این گردشگران در حوزه‌هایی مانند بلیت، اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این آمار به‌خوبی نشان می‌دهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی می‌تواند مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبه‌بندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روش‌های متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده می‌کنند و شاخص‌های قابل مقایسه جهانی هنوز به‌صورت استاندارد تدوین نشده‌اند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت داده‌های منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونه‌های جهان و احتمالاً برجسته‌ترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنواره‌های بین‌المللی؛ سالن‌های تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گسترده‌ای از سالن‌ها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط به‌عنوان یک محصول هنری، بلکه به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایت‌های موسیقایی خاص خود شناخته می‌شوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راک‌اندرول و نیواورلئان با جَز، نمونه‌هایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کرده‌اند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نام‌هایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده می‌کند. جشنواره سالزبورگ، کنسرت‌های تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونه‌ای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنواره‌های تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کره‌ای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازه‌ای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگری‌ای که با رسانه‌های دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک می‌کند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبه‌های تاریخی یا طبیعی مشابه‌اند، اما موسیقی می‌تواند به آن‌ها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته می‌شود، در ذهن گردشگر تصویری مشخص‌تر و ماندگارتر پیدا می‌کند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنواره‌ها و برنامه‌های موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه می‌دارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر می‌شود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبه‌های مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز می‌کنند، جشنواره‌ها و رویدادهای موسیقایی می‌توانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناخته‌شده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژه‌ای دارد، زیرا می‌تواند تجربه‌ای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به‌سادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروه‌های گسترده‌ای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیره‌ای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی می‌تواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح می‌کند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را می‌توان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمان‌مند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، آرشیوها و مکان‌هایی که در تاریخ موسیقی نقش داشته‌اند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی می‌تواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب می‌کنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار می‌کنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل می‌سازند. فرصت ایران؛ موسیقی به‌عنوان نقشه‌ای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعه‌ای گسترده از ظرفیت‌ها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه می‌تواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه می‌تواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاه‌های سازسازی، آشنایی با آیین‌ها، تجربه خوراک محلی، صنایع‌دستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر می‌تواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوه‌های نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و هم‌زمان جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربه‌ای عمیق و مشارکتی تبدیل می‌کند. با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند برنامه‌ریزی حرفه‌ای است. نبود تقویم بین‌المللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود داده‌های آماری، محدود بودن زیرساخت‌های اجرای استاندارد و نبود بسته‌های گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدی‌تر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنواره‌های محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزش‌های تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانه‌ها، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمع‌بندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیه‌ای یا صرفاً سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار می‌رود. موسیقی می‌تواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچه‌ای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، داده‌های کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که این حوزه می‌تواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و ده‌ها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارش‌دهی، یکی از مهم‌ترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کرده‌اند. برای ایران، موسیقی می‌تواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفت‌وگوی بین‌المللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر به‌درستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه می‌شنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر می‌کنیم، بازتعریف کنیم.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
تبریز آماده گسترش تعاملات گردشگری با قزاقستان است

تبریز آماده گسترش تعاملات گردشگری با قزاقستان است

به گزارش هتل نیوز ؛ مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان‌شرقی گفت : آذربایجان‌شرقی با تکیه بر اشتراکات تاریخی و فرهنگی ایران و قزاقستان، آمادگی دارد میزبان هیأت‌های تخصصی گردشگری، فعالان آژانس‌های مسافرتی و راهنمایان گردشگری این کشور باشد. وی افزود : هدف از این میزبانی، معرفی ظرفیت‌های گردشگری تبریز، طراحی بسته‌های مشترک سفر و توسعه تبادل گردشگر میان دو کشور است. حمزه زاده ادامه داد ؛ خواهرخواندگی تبریز با یکی از شهرهای قزاقستان می‌تواند زمینه‌ساز گسترش همکاری‌های فرهنگی، گردشگری و حتی اقتصادی میان دو کشور باشد. او اظهار کرد : برگزاری نمایشگاه‌های مشترک موزه‌ای، تبادل آثار تاریخی و همکاری میان موزه آذربایجان و مراکز فرهنگی قزاقستان، از دیگر محورهای پیشنهادی برای توسعه روابط دوجانبه است. مدیر کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی در پایان گفت : شباهت‌های موجود در صنایع‌دستی دو کشور، به‌ویژه میان دست‌بافته‌های قزاقستان و فرش تبریز، ظرفیت مناسبی برای برگزاری نمایشگاه‌های مشترک، تبادل تجربیات و گسترش همکاری‌های تخصصی فراهم کرده است.

ایجاد شده: 1/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 1/مرداد/1405     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...