در صنعت هتلداری همواره درباره تجربه مهمان، کیفیت خدمات و رضایت مشتری صحبت میشود، اما کمتر به جایگاه مدیرکل هتل پرداخته میشود؛ فردی که میان انتظارات مالکان و خواستههای کارکنان قرار گرفته و باید تعادلی پایدار میان این دو ایجاد کند. مدیرکل هتل در دنیای امروز با دو نگاه متفاوت مواجه است؛ از یک سو مالکان سنتی که بر انضباط، سلسلهمراتب و مدیریت قاطع تأکید دارند و از سوی دیگر نسل جدید کارکنان که خواهان اعتماد، مشارکت و احترام متقابل هستند. بسیاری از مالکان هتلها کسبوکار خود را با تلاش شخصی، ریسکپذیری و عبور از بحرانهای متعدد بنا کردهاند؛ به همین دلیل موفقیت را در مدیریت سختگیرانه، کنترل مستمر و تمرکز بر نتایج میبینند. در مقابل، نیروی کار امروز دیگر مانند نسلهای گذشته نیست. کارکنان جوان به دنبال محیطی هستند که در آن اهداف شفاف باشد، استقلال عمل داشته باشند و احساس کنند نظرات و تواناییهایشان مورد توجه قرار میگیرد. در چنین شرایطی، مدیرکل به «مدیر ساندویچی» تبدیل میشود؛ فردی که باید هم اعتماد مالک را حفظ کند و هم انگیزه و وفاداری کارکنان را افزایش دهد. یکی از مهمترین وظایف مدیرکل، ایفای نقش مترجم میان دو جهان متفاوت است؛ ترجمه خواستههای مالک به زبانی که برای کارکنان قابل پذیرش باشد و انتقال دغدغههای تیم به شکلی حرفهای و مؤثر به مالکان. موفقیت مدیرکل در این مسیر وابسته به توانایی او در ایجاد اعتماد دوطرفه است؛ اعتمادی که بتواند همزمان نتایج مالی مطلوب و رضایت نیروی انسانی را به همراه داشته باشد. برای مدیریت مؤثر مالکان، مدیرانکل باید با زبان دادهها و عملکرد سخن بگویند. ارائه آمارهای مرتبط با حفظ کارکنان، رضایت مهمانان، کیفیت خدمات و هزینههای ناشی از ترک خدمت نیروها، میتواند تأثیر قابل توجهی در تغییر نگرشها داشته باشد. در ارتباط با کارکنان نیز شفافیت، مشارکت در تعیین اهداف، حمایت از توسعه حرفهای و احترام به جایگاه افراد، از مهمترین عوامل ایجاد تعهد و انگیزه در تیمهای عملیاتی محسوب میشود. یکی از بزرگترین خطرات این جایگاه، فراموش شدن خود مدیرکل در میان فشارهای دوطرفه است. رهبران موفق کسانی هستند که ضمن حفظ انعطافپذیری، به ارزشها، اصول و سبک رهبری خود پایبند بمانند. صنعت هتلداری در حال تجربه تحولی بنیادین است و نسل جدید کارکنان دیگر با فرهنگ مدیریتی مبتنی بر ترس و اطاعت صرف ارتباط برقرار نمیکند. هتلهایی که در سالهای آینده موفق خواهند بود، مجموعههایی هستند که به مدیران خود اعتماد میکنند، فرهنگ رهبری حرفهای را توسعه میدهند و محیطی ایجاد میکنند که در آن هم کارکنان و هم مالکان احساس رضایت و موفقیت داشته باشند. توانایی ایجاد تعادل میان انتظارات مالک و نیازهای تیم، امروز به یکی از ارزشمندترین مهارتهای رهبری در صنعت هتلداری تبدیل شده است؛ مهارتی که آینده هتلهای موفق را رقم خواهد زد. ✍🏻 "هانلی چیو" عضو مؤسسه بینالمللی مدیریت هتلداری مالزی؛
ایجاد شده: 17/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 17/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
گردشگری ایران روزهای سختی را پشت سر میگذارد؛ روزهایی که دیگر نمیتوان آنها را یک رکود مقطعی یا یک چالش گذرا نامید. آنچه امروز بر پیکره صنعت گردشگری کشور سایه افکنده، به بحرانی مزمن تبدیل شده است؛ بحرانی که در دو سال اخیر نهتنها نشانهای از بهبود نداشته، بلکه در بسیاری از بخشها عمیقتر و پیچیدهتر شده است. صنعت گردشگری ذاتاً صنعتی حساس به امنیت، ثبات اقتصادی، روابط بینالملل، زیرساختهای ارتباطی و اعتماد عمومی است. هرگونه تنش سیاسی، نوسان اقتصادی، محدودیت در ارتباطات بینالمللی و یا کاهش قدرت خرید مردم، مستقیماً بر میزان سفر و تقاضای گردشگری اثر میگذارد. امروز متأسفانه تقریباً تمامی این عوامل بهصورت همزمان گریبانگیر گردشگری ایران شدهاند. گزارشهای مختلف نیز از کاهش نرخ اشغال هتلها و تداوم مشکلات جذب گردشگران خارجی حکایت دارند. در سالهای گذشته فعالان این صنعت بارها هشدار دادند که گردشگری بدون برنامهریزی بلندمدت، حمایت هدفمند و دیپلماسی فعال گردشگری نمیتواند مسیر توسعه را طی کند. اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که بسیاری از کسبوکارهای گردشگری تنها برای بقا تلاش میکنند؛ نه برای توسعه و نه حتی برای سودآوری. هتلداران، دفاتر خدمات مسافرتی، راهنمایان گردشگری، فعالان حملونقل، مراکز پذیرایی و هزاران شغل وابسته به گردشگری، تحت فشار هزینههای فزاینده و کاهش تقاضا قرار گرفتهاند. در حالی که هزینههای انرژی، بیمه، مالیات، حقوق و نگهداری تأسیسات روزبهروز افزایش مییابد، درآمد فعالان این حوزه متناسب با آن رشد نکرده و در بسیاری موارد کاهش یافته است. از سوی دیگر، تصویر ایران در بازارهای بینالمللی گردشگری نیز با چالشهای متعددی مواجه است. در دنیای رقابتی امروز، کشورها میلیاردها دلار برای بازاریابی و برندینگ گردشگری هزینه میکنند، اما ایران با وجود برخورداری از میراث فرهنگی بینظیر، تنوع اقلیمی کمنظیر، تمدن کهن و مهماننوازی مثالزدنی مردم خود، هنوز نتوانسته سهم شایستهای از بازار جهانی گردشگری کسب کند. استان یزد بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور نیز از این شرایط مستثنی نیست. شهری که با ثبت جهانی بافت تاریخی خود در یونسکو، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری منطقه را دارد، امروز با کاهش سفرها، افت اقامت و نگرانی فعالان بخش خصوصی روبهرو است. سرمایهگذاران این حوزه نیازمند امید، ثبات و چشمانداز روشن هستند؛ مؤلفههایی که بدون حمایت جدی و سیاستگذاری منسجم فراهم نخواهد شد. باید بپذیریم که درمان این درد مزمن، با اقدامات مقطعی و شعارهای تکراری ممکن نیست. گردشگری ایران نیازمند یک نقشه راه ملی، نگاه فرابخشی، تسهیل فضای کسبوکار، توسعه زیرساختها، تقویت بازاریابی بینالمللی و حمایت واقعی از بخش خصوصی است. همچنین ضروری است که تمامی دستگاههای مرتبط، گردشگری را نه یک فعالیت جانبی، بلکه یک فرصت راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغالزایی و افزایش تعاملات فرهنگی کشور بدانند. امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای بزرگ و اقدامات مؤثر نیاز داریم. اگر برای نجات گردشگری ایران چارهای اندیشیده نشود، فردا ممکن است با از دست رفتن بخش مهمی از سرمایهگذاریها، نیروی انسانی متخصص و فرصتهای اقتصادی این صنعت مواجه شویم. گردشگری ایران هنوز ظرفیت برخاستن دارد؛ اما این برخاستن نیازمند ارادهای ملی، برنامهای علمی و عزمی فراتر از وعدههاست. ✍🏻 امیر ناصر طباطبایی - رئیس جامعه هتلداران استان یزد
ایجاد شده: 10/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
هرچند انتخابات شوراهای شهری و روستایی با توجه به شرایط ناشی از جنگ به تعویق افتاده است، اما شاید این تعویق را فرصتی مناسب برای آرایش حضور نیروهای تخصصی در انتخابات پیش رو بدانیم. انتخابات شوراها را نمیتوان صرفا یک حرکت سیاسی دانست به دلیل آنکه شوراها در واقع "اتاقهای فکر مدیریت شهری" تلقی میگردند و بدون شک خروجی ناشی از تصمیمها ومصوبههای شوراهای اسلامی شهر و روستا مستقیما در تامین و تضمین درآمدهای شهری و کیفیت زندگی موثر خواهد بود. بهنظر میرسد رکن اصلی در انتخاب افراد میبایست براساس تخصص و کارآمدی در پارلمان شهری ملاک عمل قرار گیرد. بسیاری از چالشهای در حوزههای مختلف خدمات شهری (و بهویژه در موضوع مورد بحث ما در صنعت هتل داری و گردشگری) ناشی از حضور افرادی است که با وجود نگاه مثبت و تلاش و توجه به ارتقاء سطح خدمات شهری به دلیل عدم دارا بودن تخصصهای لازم در توسعه براساس کارکردهای شهر، نمی توانند موفقیت های لازم در عرصه تامین خواسته های شهروندان را فراهم سازند. این نکته بهویژه در شهرهای بزرگ کشور که محور توسعه آنان براساس سفر و گردشگری شکل گرفته است (همانند مشهد، اصفهان، شیراز، شهرهای استانهای مازندران و گیلان و....) حائز اهمیت دو چندان خواهدبود. امروزه شاهد هستیم که برخی از سیاستها و تصمیمات اتخاذ شده توسط شوراها در حوزههای هتلداری در شهرها با اعتراض بهرهبرداران و صاحبان سرمایه در این حوزه مواجه شده و عملا باعث ایجاد نارضایتی میگردد. آنچه حائز اهمیت است نقش بخش گردشگری و هتلداری در تامین درآمدهای شهری است که در صورت وجود یک نگاه تخصصی و برنامه محور میتواند ضمن تامین درآمدهای پایدار به توسعه پایدار شهری نیز بینجامد. به همین دلیل است که ضرورت دارد با برنامهریزی مناسب صاحب نظرانی از دل سرمایهگذاران و بهرهبرداران صنعت و یا متخصصان آگاه و دلسوز که با مبانی علمی و اقتصادی صنعت نیز آشنایی کامل داشته باشند پای در عرصه رقابتهای شوراها نهاده و زمینه ارتقاء کیفیت خدمات، آرامش و بهبود زندگی مردم را در قالب تدوین مدلهای اقتصادی مبتنی بر حیات فرهنگی و اجتماعی شهرها فراهم سازند. با توجه به جاذبههای بینظیر اکوتوریستی و طبیعتگردی در مناطق روستایی این موضوع در انتخابات شوراهای روستایی نیز صادق خواهد بود. امید است در فرصت باقیمانده شاهد حضور موثر صاحبان سرمایه، بهرهبرداران و مدیران بخش گردشگری و هتلداری در روند تصمیم سازی این رویداد در جای جای کشور پهناورمان باشیم. ✍️ سید مسعود منتجبی - کارشناس گردشگری
ایجاد شده: 28/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 28/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 یادداشت اختصاصی نگاهی به تاریخ تحول فناوری در صنعت هتلداری نشان میدهد هتلها برای بیش از یک قرن، نهتنها محل اقامت، بلکه نمایشگاهی جهانی در نوآوری بودهاند؛ جایی که مردم برای نخستینبار فناوریهایی را تجربه میکردند که بعدها وارد خانهها و زندگی روزمره شد. اینفوگرافیک منتشرشده، مسیر تحول هتلها از دهه ۱۸۲۰ تا امروز را بهخوبی ترسیم میکند؛ از نخستین هتلهای مجهز به لولهکشی و آسانسور گرفته تا ورود برق، تهویه مطبوع، تلویزیون داخل اتاق، اینترنت پرسرعت، کنترل هوشمند اتاق و هوش مصنوعی. در قرن نوزدهم، اقامت در هتل تجربهای فراتر از سفر بود. بسیاری از مردم نخستینبار روشنایی الکتریکی، تلفن داخل اتاق، حمام خصوصی یا آسانسور را در هتلها تجربه کردند. هتلها در آن دوران نماد آینده، تجمل و پیشرفت فناوری محسوب میشدند. اما با ظهور اینترنت، گوشیهای هوشمند و شتاب فناوریهای مصرفی، این برتری تاریخی بهتدریج کاهش یافت. امروز در بسیاری از موارد، فناوری در خانهها سریعتر و هوشمندتر از هتلها توسعه پیدا میکند و تجربه اقامت گاهی پیچیدهتر و حتی ناکارآمدتر از زندگی روزمره شده است. نکته قابلتأمل اینجاست که صنعتی که زمانی الهامبخش آینده بود، اکنون در برخی بخشها در حال جبران عقبماندگی دیجیتال است؛ موضوعی که در تجربه کاربری، طراحی تجهیزات اتاق، سیستمهای کنترلی و یکپارچگی خدمات بهوضوح دیده میشود. با این حال، کارشناسان معتقدند هتلداری هنوز ظرفیت بازگشت به جایگاه تاریخی خود را دارد؛ بهشرط آنکه فناوری دیگر صرفاً یک مسئله IT تلقی نشود، بلکه بخشی از طراحی تجربه مهمان باشد. نسل جدید هتلها بهسمت مفاهیمی مانند شخصیسازی مبتنی بر هوش مصنوعی، اتاقهای هوشمند، خدمات بدون تماس، کلیدهای دیجیتال و تلفیق فناوری با طراحی داخلی حرکت میکند؛ مسیری که میتواند بار دیگر هتلها را به محل نخستین مواجهه مردم با آینده تبدیل کند. شاید آینده هتلداری نه در افزودن فناوری بیشتر، بلکه در طراحی تجربهای طبیعی، ساده و انسانی از فناوری تعریف شود؛ همان چیزی که روزی هتلها را به نماد نوآوری جهان تبدیل کرده بود.
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ حساب رسمی کنسولی دولت کانادا یعنی Government of Canada در اطلاعیهای از طریق پلتفرم ایکس (توییتر سابق) اعلام کرد که با توجه به تداوم تنشهای منطقهای، احتمال ازسرگیری درگیریها «با هشدار کم یا بدون هشدار قبلی» وجود دارد. در این پیام که توسط سرویسهای کنسولی کانادا منتشر شده، به شهروندان کانادایی حاضر در ایران توصیه شده است: در صورت امکان و با رعایت شرایط ایمن، ایران را ترک کنند. مدارک سفر خود را بهروز نگه دارند. این اطلاعیه در چارچوب توصیههای سفر رسمی کانادا برای ایران منتشر شده و نشان میدهد سطح ریسک از نگاه اتاوا همچنان بالا ارزیابی میشود. چنین هشدارهایی معمولاً بر اساس ارزیابیهای امنیتی و اطلاعاتی صادر میشود و لزوماً به معنای وقوع فوری یک رویداد خاص نیست، اما نشاندهنده سطح نگرانی بالای دولت مربوطه است.
ایجاد شده: 9/اسفند/1404 آخرین ویرایش: 9/اسفند/1404 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ پس از ماهها کشوقوس، گمانهزنی و حتی کشیدهشدن موضوع به صحن علنی مجلس، سرانجام واگذاری گروه هتلهای پارسیان وارد فاز تازهای شد؛ اینبار با نام یک خریدار جدید از بخش خصوصی: شرکت «فولاد ارس». بر اساس اعلام منابع آگاه، تفاهمنامهای میان بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی بهعنوان مالک گروه و شرکت فولاد ارس به امضا رسیده و بر اساس آن قرار است بخش عمدهای از هتلهای گروه گروه هتلهای پارسیان به این شرکت واگذار شود. طبق اطلاعات بهدستآمده، ۷ اسفند موعد نخستین پرداخت از سوی فولاد ارس به بنیاد مستضعفان است؛ چکی که تنها بخش اندکی از مبلغ کل معامله را شامل میشود و بهنوعی آغاز رسمی فرآیند انتقال مالکیت تلقی میشود. کدام هتلها در لیست واگذاری نیستند؟ در فهرست واگذاری، نام سه هتل شاخص دیده نمیشود: • هتل پارسیان خزر • هتل پارسیان انقلاب • هتل پارسیان کوثر این موضوع خود به یکی از پرسشهای جدی در فضای کارشناسی تبدیل شده است؛ اینکه مدل نهایی واگذاری چگونه طراحی شده و چه داراییهایی در سبد انتقال قرار گرفتهاند. واکنشها؛ نگرانی در بدنه مدیریتی و کارکنان در حالیکه بحث واگذاری گروه پارسیان طی سالهای اخیر بارها مطرح و هر بار با مخالفتها و ابهامهایی روبهرو شده بود، اینبار خبر امضای تفاهمنامه موجی از نگرانی را در میان مدیران و کارکنان این مجموعه ایجاد کرده است. بر اساس شنیدهها، بدنه انسانی پارسیان از روند واگذاری و آینده شغلی خود بهشدت گلایهمند و آزرده هستند. ابهام درباره ساختار مدیریتی جدید، احتمال تغییرات گسترده و نامشخصبودن سیاستهای آتی، چالش تازهای برای هزاران نیروی شاغل در این گروه باسابقه هتلداری کشور ایجاد کرده است. واگذاریای که سالها محل جدل بود واگذاری گروه هتلهای پارسیان پیشتر نیز با مشتریان مختلف و پیشنهادهای متفاوتی همراه بوده و هر بار بحثهای حقوقی، کارشناسی و حتی سیاسی را بهدنبال داشته است. ورود یک شرکت فعال در حوزه فولاد به صنعت هتلداری، اکنون پرسشهای تازهای درباره استراتژی سرمایهگذاری، همافزایی صنعتی و آینده برند پارسیان مطرح کرده است. اکنون نگاهها به ۷ اسفند و تحقق نخستین تعهد مالی دوخته شده است؛ تاریخی که میتواند سرآغاز یکی از مهمترین جابهجاییهای مالکیتی در صنعت هتلداری ایران باشد. ✍️ مسعود مروت نژاد - سردبیر
ایجاد شده: 25/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 27/اسفند/1404 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ " صمدحسن زاده " رییس اتاق بازرگانی ایران در نامه ای خطاب به وزیر گردشگری نوشت : صنعت گردشگری کشور در ماههای اخیر متأثر از مجموعهای از بحرانهای بیسابقه، از جمله جنگ ۱۲ روزه و نیز حوادث و اتفاقات دیماه سال جاری، عملاً با رکود کامل مواجه شده و بخش قابل توجهی از فعالان این صنعت در شرایطی بحرانی و نگرانکننده قرار گرفتهاند. فعالان بخش خصوصی گردشگری شامل دفاتر خدمات مسافرتی، هتلها و شرکتهای حملونقل گردشگری، در حالی متحمل خسارات سنگین مالی شدهاند که به دلیل تعهدات پیشین خود نسبت به مسافران و طرفهای داخلی و خارجی، با فشار مضاعف نقدینگی، انباشت بدهی و در مواردی خطر ورشکستگی و تعطیلی فعالیت مواجه هستند. متأسفانه علیرغم تصویب بستههای حمایتی پس از بحرانهای اخیر، به دلیل بروکراسی اداری و نارسایی در زنجیره اجرا، تاکنون حمایت مالی مؤثری به این بخش اختصاص نیافته است. وزارت صنعت، معدن و تجارت به منظور حمایت از واحدهای تولیدی و جلوگیری از تعطیلی بنگاههای کوچک و متوسط، بسته حمایتی به ارزش ۷۰۰ هزار میلیارد تومان برای تأمین نقدینگی و سرمایه در گردش اختصاص داده است. صنعت گردشگری کشور به عنوان یکی از پیشرانهای اشتغال، ارزآوری و دیپلماسی اقتصادی از بسته حمایتی متناسب و عملیاتی بیبهره مانده است. اتاق بازرگانی ایران به طور رسمی درخواست دارد تا دستور تدوین و اجرای فوری بستههای حمایتی هدفمند و عملیاتی برای فعالان صنعت گردشگری در دستور کار آن وزارتخانه قرار گیرد. ✍️ مسعود مروت نژاد - سردبیر
ایجاد شده: 21/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 27/اسفند/1404 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ سیدرضا صالحیامیری در دیدار با اعضای انجمن دفاتر مسافرت هوایی و جهانگردی ایران، بر لزوم تغییر رویکرد در مدیریت گردشگری تأکید کرد و گفت: بازگرداندن ثبات به این صنعت، مستلزم نگاه مسئلهمحور، گفتوگوی تخصصی و همکاری مؤثر میان نهادهای اجرایی و اقتصادی است. او با اشاره به نقش کلیدی بخش خصوصی افزود: بدون تعامل واقعی دولت با فعالان بازار و تشکلهای حرفهای، امکان عبور از چالشها و رسیدن به پایداری وجود ندارد. صالحیامیری همچنین امیدآفرینی اجتماعی، احیای اعتماد عمومی و تقویت ارتباط دولت و جامعه را پایههای توسعه پایدار اقتصاد ملی دانست و خاطرنشان کرد: گردشگری با سیاستگذاری هوشمند و مشارکت همه ذینفعان، میتواند به پیشران مهم رشد اقتصادی کشور تبدیل شود. ✍️ مسعود مروت نژاد - سردبیر
ایجاد شده: 19/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 27/اسفند/1404 اخبار داخلی
به گزارش ایتنا / سرویس خارجی هتل نیوز ؛ ویدئویی از «لی منگکه»، مدیرکل یک هتل در شهر جیوجوان چین، که شخصاً به کارکنان شیوه مرتبسازی تختخواب با روش موسوم به «گوشههای بیمارستانی» را آموزش میدهد، در شبکههای اجتماعی مورد توجه گسترده قرار گرفته است. در این روش که ریشه در نظم نظامی دارد، ملحفهها با زاویه دقیق ۴۵ درجه تا میشوند تا سطحی کاملاً صاف، محکم و بدون چینوچروک ایجاد شود؛ رویکردی که نماد نظم، پاکیزگی و حرفهایگری در هتلداری تلقی میشود. این کلیپ که نخستینبار اوایل سال ۲۰۲۵ منتشر شده بود، در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ بار دیگر توسط یک صفحه آموزشی بازنشر شد و ظرف چند ساعت بیش از ۸۰۰ هزار بازدید و ۵۵۰۰ لایک به ثبت رساند. استقبال گسترده از این ویدئو، نشاندهنده علاقه فزاینده کاربران به مهارتهای عملی صنعت هتلداری است. واکنشها به این آموزش دوگانه بوده است؛ گروهی دقت و استاندارد بالای آن را تحسین کرده و معتقدند چنین جزئیاتی میتواند کیفیت تجربه مهمان را افزایش دهد، در حالی که برخی دیگر با نگاهی طنزآمیز، سفتی بیش از حد ملحفهها را زیر سؤال بردهاند. این ویدئو بار دیگر بحثی قدیمی اما مهم را در صنعت هتلداری زنده کرده است: مرز میان استانداردهای سختگیرانه خدمات و حفظ آسایش مهمان تا کجاست؟
ایجاد شده: 29/آذر/1404 آخرین ویرایش: 29/آذر/1404 اخبار خارجی
در میانه تبلیغات رنگین آژانسها برای فروش بستههای سفر به خانوادهها، جریان دیگری از گردشگری در حال شکلگیری است که ادعا میکند نه فروشنده مقصد، که خالق تجربه است . اینجا پای صحبت مدیر مجموعهای نشستهایم که میگوید مأموریتش، فراتر بردن کودکان از دیوارهای کلاس درس و کهنهکتابهای درسی است؛ سفری که در آن هیچ چیز مستقیماً آموزش داده نمیشود، اما همه چیز آموخته میشود . از سمی نبودن رتیل تا شکستن کلیشههای جنسیتی در حین آماده کردن ناهار در دل جنگل . این گزارش، روایتی از دنیای گردشگری کودک است؛ عرصهای که فعالانش باور دارند در حال پرورش نسلی نویناند، اما از جایی در حاشیه و با چالشهای بسیار فریاد میپرسند کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ یادگیری در سایه تجربه علی چراغی،موسس و مدیر عامل مجموعه مانوژا، که برگزاری تورهای طبیعتگردی و تجربهگرا برای کودکان و نوجوانان را تخصص خود میداند، در همان ابتدا فلسفهکارش را با صراحت مشخص میکند: ما در مانوژا، به صورت مستقیم هیچ چیزی را به بچهها آموزش نمیدهیم . بچهها به قدر کافی در خانه و مدرسه، در حال شنیدن محفوظات هستند . این جمله، کلیدی است برای فهم آنچه در ادامه میآید . رویکرد او، آموزش غیرمستقیم و از طریق طرح معما و کشف است . مفاهیمی مانند حفظ محیط زیست یا نریختن زباله، نه به عنوان یک امر اخلاقی دستوری، که به عنوان بخشی جداییناپذیر از یک ماجراجویی شیرین به کودکان ارائه میشود . او توضیح میدهد: در کمپهای گردشگری کودک و نوجوان، تجربیاتی به دست میآورند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . هدفمندی؛ پشت صحنه هر سفر اما این سفرهای به ظاهر خودجوش،برنامهریزی دقیقی در پشت صحنه دارند . چراغی میگوید: ما قبل از سفر، با مربیان و حتی والدین جلساتی برگزار میکنیم که قرار است در این سفر چه مفاهیمی آموزش داده شود . این مفاهیم بر اساس مقصد مشخص میشود . اینجاست که سفر از یک گردش ساده فراتر میرود و به یک ابزار آموزشی هدفمند تبدیل میشود . خروجی این سفرها، تغییر نگرش کودکان به دنیای اطرافشان است: بعد از سفرهای ما بچهها این درک را دارند که عنکبوتها و رتیلها سمی نیستند، یا نباید به قارچها در طبیعت دست زد چون ممکن است سمی باشند . در برنامهها، بچهها با ردپاها و بقایای به جا مانده از حیوانات آشنا میشوند و از طریق مشاهده عینی، با چرخه زندگی جانوران پیوند میخورند . لذت؛ دروازه یادگیری با این همه،چراغی بر یک اصل پای میفشارد: من معتقدم هر سفری که قرار است برای بچهها برگزار کنیم، باید چیزی به بچهها بیاموزد، وگرنه بچهها میتوانند با خانوادهشان سفر بروند . اما معتقدم قبل از هر چیزی باید در اردو یا سفر، به بچهها خوش بگذرد . این همان نقطه طلایی ارتباط است . وقتی حس خوشایند یک تجربه در کودک ایجاد شود، دیوارهای دفاعی فرو میریزد و ذهن مشتاقانه برای دریافت دانش جدید گشوده میشود . وقتی حس خوشایند تجربه برای بچهها ایجاد شود، آنوقت میشود یادگیری را آغاز کرد . شکستن دیوارهای نامرئی یکی از جذابترین بخشهای فعالیت مانوژا،به چالش کشیدن کلیشههای فرهنگی در حضور خود کودکان و والدین است . چراغی نمونهای عینی تعریف میکند: در یکسری از اردوها که بچهها با والدین آمده بودند، تمرینی ترتیب دادیم: مرغ خام، فویل، زغال و لوله بخاری را در اختیارشان قرار دادیم تا خانوادهها برای خود ناهار آماده کنند، با این شرط که آتش را مادرها آماده کنند و مرغ را پدرها . نتیجه اما قابل تأمل بود: نکته عجیب و جالب این بود که پدرها اجازه آمادهسازی آتش توسط مادرها را نمیدادند و خودشان هم غذا را آماده نکردند . انگار داشتند در برابر تغییر یک ذهنیت مقابله میکردند و بچهها شاهد این موضوع بودند . این صحنه، نمایشی از مقاومت در برابر تغییر نقشهای سنتی بود؛ مقاومتی که کودکان به وضوح آن را میدیدند و درس میگرفتند . چراغی تأکید میکند: این چالشها را در مقابل خانوادههای سنتی بیشتر حس میکنیم . از هتل پنج ستاره تا چادر زیر ستارگان این چالشها تنها به نقشهای جنسیتی محدود نیست،بلکه سبک زندگی را نیز در بر میگیرد . ما در سفرهایمان خانوادههایی را داریم که در کمتر از هتل پنج ستاره اقامت نمیکنند، اما ما آنها را برای کمپ کردن به جنگل میبریم و بچهها با همراهی خانواده چادر برپا میکنند . این تجربه، خود یک درس بزرگ است؛ درسی درباره سادگی، قناعت و لذتهای بیپیرایه زندگی که در دل طبیعت نهفته است . حتی بازدید از بناهای تاریخی مانند کاروانسراها نیز با همین رویکرد انجام میشود: بعد از چند بازدید، دیگر بچهها ویژگی معماری کاروانسراها را تشخیص میدهند . ما با آنها درباره تاریخچه و ارتباط کاروانسراها توضیح میدهیم و بچهها اینها را میآموزند . آموزش غیرمستقیم بیشترین بازدهی را دارد . انتخاب همسفر؛ چالشی در مدیریت انتظارات این سطح از حساسیت در برنامهریزی،طبیعتاً به گزینش دقیق شرکتکنندگان نیز منجر میشود . چراغی میگوید: ما ترجیح میدهیم سفرها را برای خانوادههایی برگزار کنیم که کار گردشگری کودک را درک میکنند . در غیر این صورت در حین اجرای برنامه با خانوادهها دچار چالش میشویم . انتخاب تسهیلگر یا مربی کودک نیز با وسواس فراوان انجام میگیرد: این کار جزئیات مهمی دارد، بنابراین باید از افراد متخصص و علاقهمند بهره ببریم . آنها نه راهنمای تور، که تسهیلگر تجربههای کودکانهاند . گردشگری کودک؛ غریبه آشنا در نقشه توسعه در نهایت،چراغی بزرگترین چالش این مسیر را ساختاری و کلان میداند: بزرگترین چالش ما این است که هیچ توجهی به گردشگری کودک و نوجوان نمیشود . ما داریم یک نسل را آموزش میدهیم . اما کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ این پرسش، پرسش اصلی همه فعالان این عرصه است . سرمایهگذاری بر آینده؛ فوایدی فراتر از سفر اهمیت این کار زمانی آشکار میشود که به فواید آن در مقیاس کلان نگاه کنیم .توجه جدی به گردشگری کودک، در حقیقت سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی بنیادیترین رکن توسعه پایدار، یعنی نسل آینده است . این نوع از گردشگری، فرصتی است برای پرورش شهروندانی با درک عمیقتر از محیط زیست، تاریخ و فرهنگ بومی . کودکانی که از همان سالهای نخست زندگی، لمس کردن پوست درختان، شنیدن صدای جریان رودخانه و درک نظم حاکم بر یک بنای تاریخی را تجربه میکنند، در بزرگسالی نه به عنوان ناظرانی بیتفاوت، که به عنوان حامیان و مدافعان آگاه و دلسوز طبیعت و میراث فرهنگی خود عمل خواهند کرد . این سفرها، دانشی را در وجود آنان تزریق میکند که ماندگار و تبدیل به بخشی از هویت آنان میشود . از سوی دیگر، گردشگری کودک به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی عمل میکند . خارج شدن از حباب امن و آشناى روزمره، کودکان را در موقعیتهای جدیدی قرار میدهد که مستلزم سازگاری، حل مسئله، کار گروهی و تعامل با همسالان در فضایی غیررقابتی است . این تجربیات، نه تنها اعتمادبهنفس آنان را افزایش میدهد، بلکه هوش هیجانی و توانایی مواجهه با موقعیتهای غیرمنتظره را در آنان تقویت میکند . در مقیاسی کلان، این فرآیند به پرورش نسلی با نشاطتر، خلاقتر، اجتماعیتر و تابآورتر منجر میشود که میتواند موتور محرکه توسعه همهجانبه کشور باشد . آینده در هاله ای از امید با این همه،چراغی خوشبین است و نشانههایی از تحول میبیند: حس میکنم کمکم در وزارتخانه دارد اتفاقات خوبی میافتد . با اینکه جشنواره گردشگری کودک با بینظمی و تغییر تاریخ متعدد برگزار شد، اما همین که به چنین مفهومی پرداخته شد، قابل تأمل و مایه امیدواری است . این امیدواری، امیدی است برای پررنگ شدن نقش کودکان در نقشههای توسعه گردشگری؛ کودکانی که امروز با شناخت ردپای حیوانات و معماری کاروانسراها، شاید فردا بتوانند نقشه بهتری برای میهن خود ترسیم کنند. ✍🏻 مریم کاظمی زاده
ایجاد شده: 29/آذر/1404 آخرین ویرایش: 29/آذر/1404 اخبار داخلی