✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایهگذاریها در کلانشهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیتهایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ ظرفیتهایی که در صورت بهرهبرداری صحیح، میتوانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهمترین این فرصتهاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیینهای محلی، صنایعدستی و سبک زندگی اصیل، سرمایههای ارزشمندی هستند که میتوانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه بهتنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیتهای بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل میشود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیرهای از فرصتهای اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران میتواند به رونق اقامتگاههای بومی، رستورانها، حملونقل، صنایعدستی و فروش محصولات محلی بیانجامد و درآمد را در بخشهای مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از کسبوکارهای محلی، میتواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آیندهای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفهای مقصد و مشارکت مردم محلی امکانپذیر نیست. همچنین حفاظت از محیطزیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاههای متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیتهای هر منطقه را شناسایی و برای بهرهبرداری از آنها برنامهریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، ساماندهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، میتواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایهگذاریهای عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیتها و مدیریت صحیح آنها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشتههای آنها نیاز دارد. گردشگری راهحلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامهریزی، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، میتواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصتهای توسعه بازمیگرداند.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا 📌چرا سیستم نظارت تصویری باید در کنار سایر زیرساختهای حیاتی هتل، جدی گرفته شود؟ در صنعت هتلداری، امنیت مهمانان و کارکنان، حفاظت از داراییها و استمرار فعالیتهای عملیاتی، از مهمترین مسئولیتهای مدیریت هتل به شمار میروند. در این میان، دوربینهای مداربسته یا CCTV گاهی صرفاً ابزاری برای ثبت تصاویر و بررسی حوادث تلقی میشوند؛ درحالیکه یک سیستم نظارت تصویری اصولی میتواند نقشی بسیار فراتر از این داشته باشد و به یکی از زیرساختهای مهم امنیتی و مدیریتی هتل تبدیل شود. هتل، برخلاف بسیاری از ساختمانهای تجاری، محیطی چندمنظوره و پویاست که در آن فضاهای عمومی، بخشهای اقامتی، رستورانها، فضاهای تفریحی، تأسیسات و محدودههای خدماتی در کنار یکدیگر فعالیت میکنند. همین تنوع کاربری، مدیریت امنیت را پیچیدهتر میکند. ورود و خروج افراد متعدد، تحویل و نگهداری کالاها، جابهجایی تجهیزات، فعالیت پیمانکاران و تردد شبانهروزی کارکنان، همگی ضرورت طراحی یک سیستم نظارت تصویری متناسب با ارزیابی ریسک هتل را افزایش میدهند. اما آیا دوربین مداربسته از نظر اهمیت، همتراز سیستم اعلام و اطفای حریق است؟ پاسخ، نیازمند یک تفکیک اساسی است. سیستم اعلام و اطفای حریق برای کشف، هشدار و مقابله با خطر آتشسوزی طراحی شده و در بسیاری از حوزههای قضایی، الزامات قانونی مشخصی دارد. دوربین مداربسته عمدتاً ابزاری برای پایش، کشف برخی رخدادهای امنیتی، بررسی وقایع و پشتیبانی از تصمیمگیری است. بنابراین، این دو سیستم کارکرد یکسانی ندارند و دوربین مداربسته نباید جایگزین تجهیزات اعلام حریق، اطفای حریق، کنترل دسترسی یا سایر سامانههای ایمنی شود. بااینحال، در یک نظام جامع مدیریت امنیت هتل، نظارت تصویری میتواند در کنار این سامانهها نقش مکمل و مهمی ایفا کند. برای مثال، در زمان وقوع حادثه، تصاویر دوربینها ممکن است به تیم امنیت کمک کنند تا مسیر حرکت افراد، وضعیت یک محدوده یا شرایط پیرامونی حادثه را بهتر ارزیابی کنند؛ البته مشروط بر اینکه این قابلیت در طراحی سیستم پیشبینی شده باشد و استفاده از تصاویر موجب تأخیر در اقدامات اضطراری نشود. اهمیت این موضوع تنها به امنیت محدود نیست. تصاویر ثبتشده در ورودیها، محدودههای دریافت کالا، پارکینگها و فضاهای عمومی میتوانند در بررسی اختلافات، رسیدگی به خسارتها، شناسایی گلوگاههای عملیاتی و مستندسازی برخی رویدادها نیز مفید باشند. از این منظر، دوربین مداربسته میتواند به ابزاری برای پشتیبانی از مدیریت عملیات هتل تبدیل شود؛ ابزاری که ارزش آن به کیفیت طراحی، نحوه بهرهبرداری و ارتباط آن با فرایندهای مدیریتی بستگی دارد. البته نصب دوربین بهتنهایی نشانه حرفهای بودن سیستم امنیتی نیست. دوربینی که محل مناسبی ندارد، تصویر قابل استفاده ثبت نمیکند، ساعت آن تنظیم نیست یا تصاویرش در زمان نیاز در دسترس قرار نمیگیرند، ممکن است هزینهای مستمر ایجاد کند، بدون آنکه ارزش عملیاتی متناسبی داشته باشد. نکته مهم دیگر، حفظ حریم خصوصی است. در هتل، امنیت نباید به معنای نظارت نامحدود بر افراد تلقی شود. انتخاب محل دوربینها باید بر مبنای نیاز امنیتی، تناسب، ضرورت و قوانین حاکم بر محل فعالیت هتل صورت گیرد. اتاقهای اقامت، سرویسهای بهداشتی، رختکنها و سایر فضاهای خصوصی، محل نصب دوربینهای نظارتی معمولی نیستند. حتی در فضاهای عمومی نیز باید از ثبت تصاویر غیرضروری و دسترسیهای ناموجه جلوگیری کرد. در سطح بینالمللی نیز برای طراحی و ارزیابی سیستمهای نظارت تصویری، استانداردهای فنی مشخصی وجود دارد. برای نمونه، استاندارد IEC 62676 به سیستمهای نظارت تصویری در کاربردهای امنیتی میپردازد و بخش چهارم آن، راهنمای برنامهریزی، طراحی، نصب، آزمون و نگهداری این سیستمها را ارائه میکند. نسخه جدید IEC 62676-4 در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است. این استاندارد چارچوبی برای طراحی متناسب با نیازهای واقعی امنیتی فراهم میکند، اما به معنای وجود یک نقشه ثابت و یکسان برای نصب دوربین در تمام هتلهای جهان نیست. در واقع، پرسش اصلی برای مدیران هتل نباید این باشد که «چند دوربین نصب کردهایم؟» بلکه باید این باشد که «آیا سیستم نظارت تصویری ما خطرات مهم هتل را پوشش میدهد، در زمان مناسب اطلاعات قابل استفاده فراهم میکند و بدون نقض حریم خصوصی، به امنیت و مدیریت بهتر عملیات کمک میکند؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز حرکت از نصب تجهیزات به سمت مدیریت حرفهای امنیت است. در قسمت دوم این مجموعه، به این پرسش میپردازیم که دوربینهای مداربسته دقیقاً در کدام بخشهای هتل باید نصب شوند، چه فضاهایی به نظارت تصویری نیاز دارند و در چه مکانهایی حفظ حریم خصوصی، محدودیت جدی یا مانع نصب دوربین است.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ هتلهای شناور به سرمایهگذاران این امکان را میدهند که از ظرفیتهای آبی بهرهبرداری کنند. این نوع هتلها محدودیتهای زمین را کاهش میدهند و فرصتهای جدیدی برای سرمایهگذاری ارائه میدهند. سرعت اجرای پروژههای هتلهای شناور از دیگر مزایای آنهاست. در حالی که ساخت هتلهای زمینی معمولاً ۱۲ تا ۲۴ ماه زمان میبرد، سوئیتهای آبی پیشساخته را میتوان در کمتر از ۲۸ هفته نصب کرد. توجه به پایداری محیطزیست در طراحی این اقامتگاهها نیز اهمیت زیادی دارد. سازههای شرکت «کوتو» با استفاده از چوب پایدار و انرژی خورشیدی طراحی شدهاند. این اقدامات باعث کاهش اثرات زیستمحیطی میشود. این مدل اقامتی با ظرفیت درآمدزایی نیز همراه است. نرخ شبانه اقامت در پروژههای کوتو معمولاً ۳۰۰ پوند اعلام شده است. ضریب اشغال این هتلها در فصل اوج به ۷۰ تا ۹۰ درصد میرسد.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدمهایی را به ما میدهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتابها باقی نمیمانند؛ میتوانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدمهاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آنقدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمیگنجید. شمس، آینهای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراثهای عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرنها بعد هنوز میلیونها انسان را به سوی خود میکشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، افتتاح شد؛ پروژهای که بر اساس گزارشهای منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهرهبرداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بودهایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آنسوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سالهاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمیکند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروهها و ورودیهای غیرثبتشده در گیتهای اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی میتواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبتشده نیز گردشگر خارجی بودهاند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیونها شب اقامت، رستوران، حملونقل، خرید، صنایعدستی، تور، راهنمای گردشگری و دهها فعالیت اقتصادی دیگر. مهمتر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامههای مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همینجا یک درس مهم به ما میدهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل میشود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد میکند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرنهاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، میتوان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر میرسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بینالمللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقهای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی بهطور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمیتوان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان میدهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظهکارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده میتواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار میرسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید میکنم: اینها پیشبینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینهکرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینهکرد آنها اندازهگیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار میکند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که میتواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا میکند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بینالمللی، هتل، رستوران، صنایعدستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعهای از جاذبههای شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخشهای گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگتر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبهخود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی میتواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بینالمللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامههای ویژه برای گردشگران خارجی. حتی میتوان یک ایده بزرگتر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً میتوان یک مسیر فرهنگی بینالمللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر میتواند نهتنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقهمند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطهای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سالها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشتهام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سالها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایستهاش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگتر است؛ پروژهای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحهای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیدهایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتلها، رستورانها، راهنمایان، صنایعدستی، فروشگاهها و کسبوکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت میتوان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی میتواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرنها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگترین گنجها، همانهایی هستند که سالها کنار دستمان بودهاند و ما ارزششان را ندیدهایم. و امروز، شاید مهمترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور میکنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی میسازیم؟
ایجاد شده: چهار روز قبل آخرین ویرایش: چهار روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ نشست فعالان گردشگری بجنورد در تاریخ ۷ مهرماه ۱۴۰۵ برگزار شد. هدف این نشست، بررسی دغدغههای بخش خصوصی و تبادل نظر درباره راهکارهای توسعه گردشگری در این شهرستان بود. در این گردهمایی، فعالان بخش خصوصی نظرات و پیشنهادهای خود را درباره موانع موجود و ظرفیتهای گردشگری بجنورد مطرح کردند. همچنین، تأکید شد که نظرات تخصصی این فعالان باید در تدوین مسیرهای عملیاتی توسعه گردشگری مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
ایجاد شده: 11/مهر/1405 آخرین ویرایش: 11/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ در نشست زنده Skift 2026، نقش رویدادهای زنده در صنعت سفر به عنوان یک موضوع کلیدی بررسی شد. شرکتکنندگان بر این موضوع تأکید کردند که صنعت گردشگری باید به مفهوم «گردشگری زنده» اهمیت بیشتری بدهد. این مفهوم شامل کنسرتها، مسابقات ورزشی و جشنوارهها است که میتوانند به محرکهای اصلی سفر تبدیل شوند. بر اساس اطلاعات ارائه شده، برگزارکنندگان رویدادهای بزرگ به طور معمول از الگوهای تقاضا و جابهجایی مسافران آگاه میشوند. این آگاهی به ایرلاینها، هتلها و آژانسهای مسافرتی کمک میکند تا برای ظرفیت، قیمتگذاری و بازاریابی بهتر برنامهریزی کنند. فعالان صنعت گردشگری بر این باورند که در سالهای اخیر، رویدادهای بزرگ به یکی از عوامل مهم تصمیمگیری برای سفر تبدیل شدهاند. برگزاری تورهای جهانی، رقابتهای ورزشی و نمایشگاههای بینالمللی میتواند موجی از تقاضای سفر به مقصد خاصی ایجاد کند. در این نشست همچنین بر اهمیت دادهها و تحلیلهای پیشبینیکننده تأکید شد. این دادهها به شرکتهای گردشگری کمک میکند تا قبل از شکلگیری موج تقاضا، برای جذب مسافران آماده شوند. کارشناسان این حوزه معتقدند که آینده بازاریابی گردشگری به شدت با اقتصاد رویدادها مرتبط است. مقاصدی که بتوانند از ظرفیت رویدادهای زنده بهرهبرداری کنند، احتمالاً سهم بیشتری از بازار سفر جهانی را به دست خواهند آورد.
ایجاد شده: 9/مهر/1405 آخرین ویرایش: 10/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از برگزاری بیش از هزار برنامه گردشگری در ۳۱ استان کشور خبر داد. سیدرضا صالحیامیری اعلام کرد که این برنامهها با هدف ارتقاء صنعت گردشگری کشور برگزار میشوند. به گفته صالحیامیری، ۲۴۶ پروژه گردشگری شامل هتل، هتلآپارتمان و بومگردی در ۲۷ استان به بهرهبرداری میرسد. این پروژهها میتوانند به ایجاد حدود یکصد هزار فرصت شغلی در کشور کمک کنند. صالحیامیری همچنین بر اهمیت توسعه گردشگری دیجیتال و استفاده از هوش مصنوعی تأکید کرد. این رویکرد با شعار امسال سازمان جهانی گردشگری همسو است.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ هتل آراز ارس با سرمایهگذاری ۹۰۰ میلیارد ریالی بخش خصوصی راهاندازی شد. این هتل دارای ۶۰ تخت است و برای ۲۵ نفر اشتغالزایی مستقیم ایجاد میکند. به بهرهبرداری این مجموعه همزمان با هفته گردشگری در منطقه آزاد ارس رسید. افتتاح هتل آراز با حضور مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ارس و نماینده مردم مرند و جلفا انجام شد. جمعی از مسئولان استانی و محلی نیز در این مراسم حضور داشتند. با بهرهبرداری از این هتل، ظرفیت اقامتی منطقه آزاد ارس افزایش یافت. مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ارس اعلام کرد که طی دو سال گذشته، یکهزار تخت به ظرفیت اقامتی این منطقه افزوده شده است. او توسعه مراکز اقامتی را از الزامات رونق گردشگری در ارس عنوان کرد.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ منطقه آزاد ارس امسال میزبان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (اکو) خواهد بود. این منطقه به عنوان تنها منطقهای در کشور است که به عضویت رسمی سازمان جهانی گردشگری درآمده است. میزبانی ارس فرصتی مناسب برای معرفی ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و گردشگری این منطقه در سطح بینالمللی به شمار میرود. همچنین، توسعه تعاملات گردشگری و فرهنگی با کشورهای مختلف از جمله اهداف این رویداد خواهد بود. تقویت همکاری با کشورهای عضو اکو و بهرهبرداری از ظرفیتهای بینالمللی ارس از جمله برنامههای کلیدی است. این اقدامات میتواند به معرفی توانمندیهای گردشگری این منطقه کمک شایانی کند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ منطقه آزاد ارس امسال میزبان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی (اکو) خواهد بود. این منطقه به عنوان تنها منطقهای در کشور است که به عضویت رسمی سازمان جهانی گردشگری درآمده است. میزبانی ارس فرصتی مناسب برای معرفی ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و گردشگری این منطقه در سطح بینالمللی به شمار میرود. همچنین، توسعه تعاملات گردشگری و فرهنگی با کشورهای مختلف از جمله اهداف این رویداد خواهد بود. تقویت همکاری با کشورهای عضو اکو و بهرهبرداری از ظرفیتهای بینالمللی ارس از جمله برنامههای کلیدی است. این اقدامات میتواند به معرفی توانمندیهای گردشگری این منطقه کمک شایانی کند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ پروژه هتل اسپیناس رویال به عنوان طرح جدید گروه هتلهای اسپیناس در ایران در حال ساخت است. این پروژه با رویکرد معماری نوین ایرانی-اسلامی طراحی شده است. گروه هتلهای اسپیناس پیش از این هتلهای اسپیناس آستارا، اسپیناس خلیج فارس تهران و اسپیناس پالاس تهران را راهاندازی کرده است. در این پروژه، تلاش شده تا هویت معماری ایرانی با استانداردهای روز هتلداری تلفیق شود. اسپیناس رویال در منطقه ولنجک تهران واقع شده و چشمانداز زیبایی از شهر و البرز دارد. این هتل شامل بخشهای اقامتی، رستوران، فضاهای نمایشگاهی و صنایعدستی، سالنهای رویداد و امکانات رفاهی است. طراحی این پروژه مبتنی بر نقوش و عناصر ایرانی-اسلامی است. در صورت بهرهبرداری، این هتل میتواند به یکی از پروژههای شاخص هتلداری و گردشگری ایران تبدیل شود.
ایجاد شده: 4/مهر/1405 آخرین ویرایش: 4/مهر/1405 اخبار داخلی