✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه ۱۳ شهریور، قطعنامهای غیرالزامآور را برای جایگزینی نقشه مرکاتور با نقشه زمین برابر به تصویب رساند. این قطعنامه با ۱۶۴ رأی موافق، یک رأی مخالف و ۶ رأی ممتنع تصویب شد. این طرح به ابتکار توگو و با حمایت کشورهای آفریقایی ارائه شده است. هدف این طرح نمایش دقیقتر مساحت واقعی کشورها و قارهها در نقشههای جهان است. نقشه مرکاتور که در قرن شانزدهم میلادی طراحی شد، به دلیل روش ترسیم خود، مناطق نزدیک به قطبها را بزرگتر از اندازه واقعی نشان میدهد. برای نمونه، در این نقشه، گرینلند تقریباً هماندازه آفریقا به نظر میرسد. در واقع، مساحت آفریقا حدود ۱۴ برابر گرینلند است. وزیر امور خارجه توگو در حمایت از این طرح بیان کرد: جهانی عادلانه با نقشهای عادلانه آغاز میشود. ایالات متحده تنها کشوری بود که به این قطعنامه رأی مخالف داد. مقامهای آمریکایی این طرح را بخشی از یک دستور کار ایدئولوژیک و منحرفکننده توجه از مسائل اصلی مرتبط با صلح بینالمللی توصیف کردند.
ایجاد شده: 14/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ کنسرت کانیه وست در آلماتی قزاقستان با جذب ۳۱ هزار تماشاگر، ۱۱ میلیون دلار درآمد برای صنعت گردشگری این شهر به ارمغان آورد. به گزارش ایتنا/تور نیوز؛ برگزاری کنسرت کانیه وست در ورزشگاه مرکزی آلماتی، تأثیر اقتصادی قابل توجهی داشت. این رویداد به کسب درآمدی معادل ۵ میلیارد تنگه، نزدیک به ۱۱ میلیون دلار، منجر شد. حدود ۳۱ هزار نفر در این کنسرت شرکت کردند. از این تعداد، ۷ هزار و ۷۰۰ نفر گردشگران خارجی از بیش از ۵۰ کشور بودند. این حضور، نشاندهنده جذابیت آلماتی برای گردشگران است. نرخ اشغال هتلهای آلماتی همزمان با برگزاری کنسرت به ۹۸ درصد رسید. این نشان میدهد که ظرفیت اقامتی شهر تقریباً بهطور کامل تکمیل شد. بیش از ۴ هزار و ۴۰۰ نفر در بخشهای مختلف این رویداد مشغول به کار شدند. این شامل نیروهای اجرایی، فنی، امنیتی و پزشکی بود. این رویداد، ورود گردشگران خارجی و افزایش گردش مالی در بخشهای خدمات، اقامت و حملونقل را به همراه داشت. این جریان اقتصادی، ارز آوری قابلتوجهی برای آلماتی به ارمغان آورد و ظرفیت گردشگری رویدادمحور این شهر را به نمایش گذاشت.
ایجاد شده: 4/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 نازلی بخشایش | سردبیر بخش گردشگری موسیقیمحور ایتنا؛ اگر بخواهیم هتل را در دو واژه خلاصه کنیم، شاید چیزی جز امنیت و آرامش نباشد. تمام آنچه یک هتل خوب برای مهمان فراهم میکند ـ از کیفیت خواب و نور و دما گرفته تا طراحی، خدمات، بو، صدا و رفتار کارکنان ــ در نهایت باید به همین دو احساس منتهی شود: «اینجا امن است» و «اینجا آرامم». اما در میان عناصر طراحی تجربه مهمان، یک عنصر هنوز در بسیاری از هتلهای ما جدی گرفته نمیشود: موسیقی. موسیقی صرفاً چیزی نیست که برای پر کردن سکوت در لابی پخش شود. موسیقی میتواند بخشی از هویت هتل، ابزار مدیریت احساس مهمان و حتی بخشی از برند آن باشد. پژوهشها نیز این موضوع را تأیید میکنند؛ یک فراتحلیل از ۵۶ مطالعه و ۲۰۹ اثر تجربی در حوزه گردشگری و هتلداری نشان داده است که نه صرفاً «وجود موسیقی»، بلکه نوع، تناسب و میزان علاقهمندی به موسیقی بر واکنش و رفتار مشتری اثر میگذارد. اینجاست که مفهوم Soundscape یا منظر صوتی اهمیت پیدا میکند. استاندارد بینالمللی ISO 12913، Soundscape را محیط صوتیای میداند که انسان آن را در یک زمینه مشخص تجربه و ادراک میکند و برای طراحی و مدیریت آن چارچوب ارائه میدهد. بنابراین هتل میتواند ــ و شاید باید ــ همانطور که برای نور، رایحه و طراحی داخلی خود برنامه دارد، برای «صدای هتل» هم برنامه داشته باشد. چرا لابی باید همان موسیقی رستوران را داشته باشد؟ چرا اسپای هتل باید همان صداهایی را بشنود که مهمان در باشگاه میشنود؟ چرا راهرو، کافه، رستوران، استخر و فضای انتظار نباید هرکدام هویت صوتی متناسب با کارکرد و حالوهوای خود را داشته باشند؟ هتل میتواند یک موسیقینامه (Music Identity) داشته باشد؛ موسیقی لابی برای «خوشامدگویی»، رستوران برای «مکث و معاشرت»، اسپـا برای «رهایی»، باشگاه برای «انرژی» و حتی راهروها برای ایجاد حس آرامش و پیوستگی. این موسیقی لزوماً نباید بلند باشد؛ اتفاقاً پژوهشی که ۲۳۵۷ نظر آنلاین درباره ۲۸ هتل در آنتالیا را بررسی کرده، نشان میدهد مهمانان نسبت به موسیقی با صدای بلند و تمپوی سریع واکنش منفیتری دارند و هماهنگی موسیقی با محیط را مثبتتر ارزیابی میکنند. نمونههای موفق هم دیگر صرفاً ایده نیستند. در سال ۲۰۲۶، یک مطالعه واقعی در شش هتل Motel One نشان داد وقتی موسیقی محلی و متناسب با مقصد جایگزین موسیقی غیرمحلی شد، احتمال احساس ارتباط مهمان با مقصد تقریباً سه برابر شد؛ همچنین سهم مهمانانی که اقامت خود را «خوب یا بسیار خوب» ارزیابی کردند از ۶۶ به ۷۹ درصد رسید. این یعنی هتل میتواند حتی مقصد را از طریق گوش معرفی کند. همانطور که امروز بسیاری از برندهای هتلی از «رایحه اختصاصی» برای ساختن یک تداعی ذهنی استفاده میکنند، موسیقی نیز میتواند به یک امضای حسی تبدیل شود. Westin سالهاست از رایحه White Tea بهعنوان بخشی از هویت حسی خود استفاده میکند و پژوهشهای حوزه هتلداری نیز اثر رایحه بر یادآوری تجربه را بررسی کردهاند. پس چرا موسیقی نه؟ البته منظور از موسیقی هتل فقط Playlist نیست. پیانو در لابی، ساکسوفون در یک عصر مشخص، اجرای زنده موسیقی بومی یا حتی انتخاب هوشمندانه یک هنرمند محلی میتواند بخشی از تجربه مقصد باشد؛ به شرط آنکه اجرا برای فضا طراحی شده باشد، نه اینکه صرفاً «اجرای موسیقی» اتفاق بیفتد. پیشنهاد من به هتلداران ساده است: پیش از انتخاب اسپیکر و Playlist، از خود بپرسیم هتل ما قرار است چه احساسی ایجاد کند؟ سپس برای هر نقطه از Guest Journey یک پاسخ صوتی طراحی کنیم. چون مهمان فقط اتاق هتل را به یاد نمیآورد؛ حسی را به یاد میآورد که در آن هتل تجربه کرده است. و شاید زمان آن رسیده باشد که هتلهای ما، علاوه بر امضای بصری و رایحه اختصاصی، یک چیز دیگر هم داشته باشند: صدایی که وقتی مهمان دوباره آن را میشنود، یاد هتل بیفتد.
ایجاد شده: 1/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 1/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیونها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتلها، خطوط هوایی، رستورانها، مراکز خرید و کسبوکارهای محلی هدایت میکند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربهای متفاوت از دورههای گذشته رقم زد؛ تجربهای که نشان میدهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتلها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایهگذاری قابل توجه بود: تعداد اتاقهای رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتلها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتلداری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتلها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر میرسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بیسابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیشبینی کرده بود این مسابقات دهها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیشبینیها نشان میدهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان میدهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینهکرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews) هتلها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاقهای پر یکی از مهمترین یافتههای گزارشهای صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتلها شود، موجب افزایش قیمت اتاقها شد. طبق دادههای Lighthouse: قیمت هتلهای شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتلها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاقها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاقها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفتههای ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاههای کوتاهمدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیشبینی درآمد هتلها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse) افزایش سفرهای بینالمللی آمارهای شرکتهای تحلیل سفر نشان میدهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینهکرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبتشده با کارتهای بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn) این افزایش عمدتاً در بخشهای هتل، رستوران، حملونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهمترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتلها استفاده گسترده از اقامتگاههای اجارهای سفرهای کوتاهمدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لسآنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتلها کمتر از انتظار بود. (The Guardian) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیشبینی اولیه بود. برخی هتلها و رستورانها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبهرو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاهمدت بوده است. (Reuters) جمعبندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان میدهد بزرگترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهمترین محرکهای گردشگری بینالمللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتلها» سنجیده نمیشود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتلها، رونق رستورانها و افزایش هزینهکرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمتها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمتگذاری و زیرساختهای سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی
ایجاد شده: 29/تیر/1405 آخرین ویرایش: 29/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز و به نقل از تریپینو ؛ در Sabi Sands، یک راهنمای حرفهای فقط منتظر ظاهر شدن شیر نمیماند. او قبل از اینکه حیوانات وحشی مهمی دیده شوند، از جنبههای مختلف طبیعت رمزگشایی میکند. صدای هشدار یک فرانکلین در زیر بوتهها، جهتگیری تپه مورچهخور به سمت خورشید صبحگاهی، و آرامشی خاص که نشان میدهد اتفاقی جالب در حال رخ دادن است زمانی که رویداد اصلی رخ میدهد، تقریباً به نقش ثانویه میرسد. تجربه از طریق مجموعهای از مشاهدات کوچک ساخته شده است، که همگی توسط کسی که سالها هنر توجه کردن را فرا گرفته است، به هم متصل میشوند، اما این تعامل فقط زمانی موفق است که مهمان به طور فعال درگیر باشد. مسافری که با گوشی به انتظار شیر نشسته، احتمالاً آن را خواهد دید. اما مسافری که درباره تپه مورچهخور سوال میکند و یاد میگیرد که از دیدگاه راهنما به طبیعت نگاه کند، تجربهای کاملاً متفاوت خواهد داشت. یکی فقط شاهد یک رویداد است، در حالی که دیگری شروع به درک واقعی میکند. این نکته ظریفی را در مهماننوازی نشان میدهد که اغلب نادیده گرفته میشود: مهمان فقط یک دریافتکننده منفعل از تجربه نیست. او بخشی جداییناپذیر از آن است.
ایجاد شده: 24/تیر/1405 آخرین ویرایش: 24/تیر/1405 اخبار خارجی
حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حملونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهمترین عرصههای تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخصترین میدانهای تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نهتنها بهعنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته میشود، بلکه نمونهای کمنظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میرود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربهفرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهههای اخیر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصههای تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخشهای تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نهتنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال میشود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا میدهد؛ تجربهای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب میشود. در ایران نیز طی سالهای گذشته، میدان نقش جهان بهتدریج به سمت تقویت رویکرد پیادهمداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلتها از عرصه میدان، یکی از مهمترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سالها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهمترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حملونقل محدود نمیشود، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره فلسفه پیادهراه، نحوه مدیریت عرصههای ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح میکند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان بهعنوان یکی از شیوههای حملونقل پاک شناخته میشوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آنها تابع ضوابط سختگیرانهای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصههای تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمیتوان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدتپور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانشآموخته دکترای مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در گفتوگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشتهای امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکلگیری خود فضایی انعطافپذیر بوده، اما انعطافپذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیینهای رسمی، رژههای نظامی، جشنهای حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچیک از این کاربریها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیتها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشتهاند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیتها متوقف میشد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان بهعنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بیضابطه شدن فضا نبود. هیچگاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیتهای ممکن باشد. همانگونه که نمیتوان انتظار داشت همه برنامههای ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدتپور با اشاره به حذف موتورسیکلتها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاههای مسئول، تردد موتورسیکلتها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیادهمدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغههایی که پیشتر درباره موتورسیکلتها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور میکنند چون اسکوتر وسیلهای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیادهراه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار میرود؛ جایی که میان توسعه شیوههای نوین حملونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز بهعنوان الگوی پیادهراهسازی شناخته میشوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبهرو شد، اما افزایش تصادفها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخشهای تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحبنظران شناختهشده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفتوگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیدههایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافتهاند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگیهای خاص آن، مسائل ایمنی جدیتری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمیآیند که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر بروند، بلکه میآیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشمانداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیادهروی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابهجایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همانگونه که درشکههای میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت میکنند، درباره سایر شیوههای جابهجایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیمگیری شود. نمیتوان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام میشود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن میگوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابانها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک میکند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصههای تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربریهای جدید باشند، تلاش میکنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه میکند. او معتقد است مهمترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانوادهها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفتوگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش میشود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرامتر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ میشود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا میکند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب میشود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاهها برمیآید، مخالفت با فناوری یا حملونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیادهراه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاهها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفتوگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیشتر پیمودهاند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ ناآرامیها در تیرانا، پایتخت آلبانی، در اعتراض به پروژه تفرجگاه مرتبط با خانواده دونالد ترامپ، دیروز ۱۴ خرداد (۴ ژوئن) وارد چهارمین روز خود شد. این اعتراضات علیه ساخت تفرجگاهی لوکس با بودجه تقریبی ۱.۴ میلیارد یورو در نزدیکی دهکدهای ساحلی به نام زورنک در جنوب غربی آلبانی است که از سوی شرکتی سرمایهگذاری به مدیریت جرد کوشنر و ایوانکا ترامپ در حال انجام است. به گفته معترضان، این پروژه تهدیدی زیستمحیطی برای ساحل این روستا به شمار میرود که منطقهای تالابی و حساس را شامل میشود و زیستگاه گونههای آسیبپذیری مثل فلامینگوها است. این تظاهرات که «انقلاب فلامینگوها» نام گرفته است، از روستاهای ساحلی به پایتخت گسترش یافت. هزاران آلبانیایی با شعارهای «آلبانی فروشی نیست» و «ایوانکا برگرد خانهات» راهپیمایی کردند و بسیاری نیز خواستار استعفای ادی راما، نخستوزیر شدهاند.
ایجاد شده: 15/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 15/خرداد/1405 اخبار خارجی
گردشگری ایران روزهای سختی را پشت سر میگذارد؛ روزهایی که دیگر نمیتوان آنها را یک رکود مقطعی یا یک چالش گذرا نامید. آنچه امروز بر پیکره صنعت گردشگری کشور سایه افکنده، به بحرانی مزمن تبدیل شده است؛ بحرانی که در دو سال اخیر نهتنها نشانهای از بهبود نداشته، بلکه در بسیاری از بخشها عمیقتر و پیچیدهتر شده است. صنعت گردشگری ذاتاً صنعتی حساس به امنیت، ثبات اقتصادی، روابط بینالملل، زیرساختهای ارتباطی و اعتماد عمومی است. هرگونه تنش سیاسی، نوسان اقتصادی، محدودیت در ارتباطات بینالمللی و یا کاهش قدرت خرید مردم، مستقیماً بر میزان سفر و تقاضای گردشگری اثر میگذارد. امروز متأسفانه تقریباً تمامی این عوامل بهصورت همزمان گریبانگیر گردشگری ایران شدهاند. گزارشهای مختلف نیز از کاهش نرخ اشغال هتلها و تداوم مشکلات جذب گردشگران خارجی حکایت دارند. در سالهای گذشته فعالان این صنعت بارها هشدار دادند که گردشگری بدون برنامهریزی بلندمدت، حمایت هدفمند و دیپلماسی فعال گردشگری نمیتواند مسیر توسعه را طی کند. اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که بسیاری از کسبوکارهای گردشگری تنها برای بقا تلاش میکنند؛ نه برای توسعه و نه حتی برای سودآوری. هتلداران، دفاتر خدمات مسافرتی، راهنمایان گردشگری، فعالان حملونقل، مراکز پذیرایی و هزاران شغل وابسته به گردشگری، تحت فشار هزینههای فزاینده و کاهش تقاضا قرار گرفتهاند. در حالی که هزینههای انرژی، بیمه، مالیات، حقوق و نگهداری تأسیسات روزبهروز افزایش مییابد، درآمد فعالان این حوزه متناسب با آن رشد نکرده و در بسیاری موارد کاهش یافته است. از سوی دیگر، تصویر ایران در بازارهای بینالمللی گردشگری نیز با چالشهای متعددی مواجه است. در دنیای رقابتی امروز، کشورها میلیاردها دلار برای بازاریابی و برندینگ گردشگری هزینه میکنند، اما ایران با وجود برخورداری از میراث فرهنگی بینظیر، تنوع اقلیمی کمنظیر، تمدن کهن و مهماننوازی مثالزدنی مردم خود، هنوز نتوانسته سهم شایستهای از بازار جهانی گردشگری کسب کند. استان یزد بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور نیز از این شرایط مستثنی نیست. شهری که با ثبت جهانی بافت تاریخی خود در یونسکو، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از قطبهای گردشگری منطقه را دارد، امروز با کاهش سفرها، افت اقامت و نگرانی فعالان بخش خصوصی روبهرو است. سرمایهگذاران این حوزه نیازمند امید، ثبات و چشمانداز روشن هستند؛ مؤلفههایی که بدون حمایت جدی و سیاستگذاری منسجم فراهم نخواهد شد. باید بپذیریم که درمان این درد مزمن، با اقدامات مقطعی و شعارهای تکراری ممکن نیست. گردشگری ایران نیازمند یک نقشه راه ملی، نگاه فرابخشی، تسهیل فضای کسبوکار، توسعه زیرساختها، تقویت بازاریابی بینالمللی و حمایت واقعی از بخش خصوصی است. همچنین ضروری است که تمامی دستگاههای مرتبط، گردشگری را نه یک فعالیت جانبی، بلکه یک فرصت راهبردی برای توسعه اقتصادی، اشتغالزایی و افزایش تعاملات فرهنگی کشور بدانند. امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای بزرگ و اقدامات مؤثر نیاز داریم. اگر برای نجات گردشگری ایران چارهای اندیشیده نشود، فردا ممکن است با از دست رفتن بخش مهمی از سرمایهگذاریها، نیروی انسانی متخصص و فرصتهای اقتصادی این صنعت مواجه شویم. گردشگری ایران هنوز ظرفیت برخاستن دارد؛ اما این برخاستن نیازمند ارادهای ملی، برنامهای علمی و عزمی فراتر از وعدههاست. ✍🏻 امیر ناصر طباطبایی - رئیس جامعه هتلداران استان یزد
ایجاد شده: 10/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ با گذشت یک دهه از آغاز کمپینهای گسترده هتلهای بزرگ جهان برای تشویق مسافران به رزرو مستقیم، آژانسهای مسافرتی آنلاین (OTAs) همچنان جایگاه قدرتمند خود را در بازار حفظ کردهاند. در سالهای اخیر برندهایی مانند Hilton، Marriott و Hyatt سرمایهگذاری گستردهای برای هدایت مشتریان به وبسایتها و اپلیکیشنهای اختصاصی خود انجام دادهاند.هدف اصلی این استراتژی، کاهش کمیسیونهای پرداختی به OTAs، دسترسی مستقیم به دادههای مشتریان و تقویت برنامههای وفاداری بوده است. کارشناسان صنعت گردشگری معتقدند هر رزرو انجامشده از طریق OTAs با پرداخت کمیسیون همراه است و مستقیماً حاشیه سود هتلها را کاهش میدهد. در مقابل، رزرو مستقیم علاوه بر هزینه جذب کمتر، امکان شخصیسازی خدمات بر اساس دادههای مشتری و افزایش هزینهکرد مهمانان در بلندمدت را فراهم میکند. با وجود این تلاشها، سهم بازار OTAs طی یک دهه گذشته تقریباً ثابت مانده و حتی در برخی بازارها اندکی افزایش یافته است. با این حال، هتلهای بزرگ توانستهاند شرایط قراردادی مطلوبتری با این پلتفرمها مذاکره کنند، نرخ کمیسیونها را کاهش دهند و برنامههای وفاداری قدرتمندتری ایجاد کنند که بخشی از رشد رزرو مستقیم را رقم زده است. اکنون، ظهور ابزارها و دستیارهای سفر مبتنی بر هوش مصنوعی، میتوانند ساختار فعلی توزیع سفر را تغییر داده و نقش وبسایتها و اپلیکیشنهای اختصاصی هتلها را در فرآیند رزرو کمرنگتر کنند..
ایجاد شده: 10/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 10/خرداد/1405 اخبار خارجی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز ؛ تیموبایل قابلیتی به نام «ترجمه زنده» (Live Translation) معرفی کرده که به کاربران امکان میدهد هنگام تماسهای تلفنی در شبکه این شرکت، مکالمات خود را به بیش از ۵۰ زبان بهصورت تقریباً آنی ترجمه کنند. این سرویس رایگان و مستقل از اپلیکیشن است و با هر گوشی فعال در شبکه تیموبایل کار میکند؛ حتی امکان تماس با تلفنهای ثابت نیز وجود دارد. درحالحاضر این سرویس رایگان است، اما احتمال دارد پس از پایان دوره بتا هزینهای برای آن در نظر گرفته شود.
ایجاد شده: 25/بهمن/1404 آخرین ویرایش: 25/بهمن/1404 اخبار خارجی