✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: دو روز قبل آخرین ویرایش: دو روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ استان گیلان به عنوان غرفه برتر نمایشگاه گردشگری عشایری و روستایی تهران معرفی شد. هادی حقشناس، استاندار گیلان، این موفقیت را ناشی از همکاری روستاییان و تلاشهای اجرایی برای شناخت ظرفیتهای استان دانست. استاندار گیلان به وجود نزدیک به سههزار روستا در این استان اشاره کرد. او بیان کرد که گیلان در زمینههای تولید، گردشگری، میراث فرهنگی و صنایعدستی دارای ظرفیتهای قابلتوجهی است. معرفی این ظرفیتها میتواند به توسعه بازار محصولات محلی و ایجاد درآمد پایدار برای روستاییان یاری رساند. استاندار همچنین تنوع فرهنگی گالشها، تالشها و گیلکها را بخشی از هویت تاریخی گیلان برشمرد. او تأکید کرد که این ویژگیها در کنار جاذبههای طبیعی، زمینهساز توسعه گردشگری فرهنگی و روستایی در استان هستند.
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد که تحریمهای جدیدی علیه صنعت ریلی ایران وضع شده است. این تحریمها شامل دو فرد و ۲۹ نهاد میشود که به بخشهای خودروسازی و ریلی ایران ارتباط دارند. در فهرست نهادهای تحریمشده، نام شرکتهای بزرگ ایرانی مانند ایرانخودرو، پارسخودرو، سایپا و زامیاد به چشم میخورد. همچنین، شرکتهای تولید تجهیزات سنگین هپکو، راهآهن جمهوری اسلامی ایران و قطارهای مسافربری رجا نیز در این لیست قرار دارند. علاوه بر نهادهای ایرانی، شرکتهایی از چین، هنگکنگ، امارات، ترکیه، آلمان و اندونزی نیز تحریم شدهاند. در بیانیه خزانهداری آمریکا، نام دو فرد تحریمشده به عنوان مهنوش پورصراف همدانی و رامین کشوردوست ذکر شده است. هر دو این افراد، تبعه ایران هستند و ادعا میشود که در چین و هنگکنگ فعالیت میکنند.
ایجاد شده: 10/مهر/1405 آخرین ویرایش: 10/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش فلای نیوز؛ دولت آمریکا برنامهای را برای کاهش زمان صدور گواهینامه هواپیماهای جدید آغاز کرده است. این فرایند در پروژههای بزرگ هواپیماسازی گاه تا بیش از پنج سال طول میکشد. وزیر حملونقل آمریکا، شان دافی، اعلام کرد که این اقدام میتواند ورود نسل جدید هواپیماها را تسریع کند. او تأکید کرد که افزایش سرعت صدور مجوزها نباید به قیمت کاهش الزامات و استانداردهای ایمنی باشد. اداره هوانوردی فدرال آمریکا (FAA) تصمیم به بازنگری در فرایندهای صدور گواهینامه گرفته است. این اداره همچنین به بررسی استفاده از ابزارهای دیجیتال و فناوریهای نوین پرداخته است. طولانی شدن روند تأیید برخی از برنامههای هواپیماسازی، از جمله بوئینگ ۷۳۷ مکس ۷ و بوئینگ ۷۷۷ ایکس، دلایلی برای اصلاح سازوکارهای فعلی محسوب میشود. تأخیرهای موجود نه تنها هزینههای تولیدکنندگان را افزایش داده، بلکه بر برنامه توسعه ناوگان شرکتهای هواپیمایی نیز تأثیر گذاشته است. اگر اصلاحات پیشنهادی به درستی اجرا شوند، فرایند صدور گواهینامه هواپیماهای جدید کارآمدتر خواهد شد. این مسئله میتواند به نوسازی ناوگان هوانوردی و ورود فناوریهای جدید به بازار جهانی کمک کند.
ایجاد شده: 9/مهر/1405 آخرین ویرایش: 10/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻حسن تقیزاده انصاری | کارآفرین گردشگری و نایبرئیس شبکه جهانی متخصصین گردشگری فارسیزبان (شگرف) 📌 به بهانه روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ («دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری») صنعت سفر را با یک پرسش بنیادی مواجه میکند: آیا هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای سرعتبخشی به خدمات است، یا پیشران بازتعریف شیوه تصمیمگیری، مدیریت مقصد و خلق تجربه؟ مفهوم «بازطراحی» فراتر از دیجیتالیسازی ساده است؛ این واژه دعوت به بازاندیشی در شالودههای برنامهریزی و حکمرانی گردشگری دارد. ۱. گذار از ابزار اجرایی به شریک تصمیمساز فناوریهای پیشین (مانند رزرو آنلاین و نقشههای دیجیتال) اجرای تصمیمات انسان را آسان میکردند. در مقابل، هوش مصنوعی در «شکلگیری و کیفیت تصمیم» مداخله میکند: برای گردشگر: برنامهریزی کاملاً شخصیسازیشده بر اساس بودجه، زمان و علایق. برای فعالان صنعت: پیشبینی دقیق تقاضا و مدیریت بهینه منابع. برای مدیران مقصد: تحلیل کلاندادهها جهت مدیریت پیشدستانه جریان جمعیت و جلوگیری از بحرانِ بیشگردشگری (Overtourism). ۲. واقعیتهای امروز بازار جهانی توسعه هوش مصنوعی از یک ایده ذهنی به نقشه راه عملیاتی تبدیل شده است: بخش دولتی: کشورهایی مانند سنگاپور (با زیرساختهای متکی بر همکاری با OpenAI)، اسپانیا (با تمرکز بر کنترل هوشمند جریان مسافر) و ژاپن (پیوند رباتیک با حکمرانی پایدار) الگوهای نوینی ارائه دادهاند. بخش خصوصی: پلتفرمهای بزرگی نظیر Booking و Expedia هوش مصنوعی را در فرایند برنامهریزی یکپارچه کردهاند؛ هرچند رفتار بازار نشان میدهد مسافران در مرحله خرید نهایی همچنان به «اعتبار برندها» تکیه میکنند. همچنین برنامههایی مانند کاهش ضایعات غذایی در زنجیرههای هتلداری (مانند Iberostar)، کارکرد این فناوری را در ارتقای پایداری به اثبات رسانده است. ۳. چالشها و الزامات حکمرانی مسئولانه فناوری بدون چارچوب اخلاقی میتواند آسیبزا باشد. ریسکهایی چون بازتولید دادههای نادرست گذشته، تشدید تمرکز مسافر در مقاصد محبوب، نقض حریم خصوصی و افزایش «شکاف دیجیتال» میان کسبوکارهای بزرگ و کوچک، نیازمند مداخله هوشمندانه است. ذینفعان، نقش و مسئولیت کلیدی دولتها و سیاستگذاران: ایجاد اکوسیستم امن، شفافیت الگوریتمی، حفاظت از دادهها و توزیع عادلانه زیرساختها (بهجای خرید صرف فناوری). کسبوکارهای خصوصی: سرمایهگذاری در آموزش، امنیت داده و توانمندسازی داخلی جهت جلوگیری از وابستگی کامل به پلتفرمهای بیگانه. دانشگاهها و مراکز علمی: ارزیابی پیامدهای اقتصادی،اجتماعی و ایفا کردن نقش حلقه اتصال میان علوم داده، اخلاق و صنعت گردشگری. آینده؛ بازتعریف نقش انسان، نه حذف آن گردشگری ماهیتی ذاتاً انسانمحور دارد و بر پایه کشف، ارتباط و مهماننوازی استوار است. الگوریتمها میتوانند بهینهترین مسیر را پیشنهاد دهند، اما هرگز جایگزین تعاملات اصیل انسانی نخواهند شد. هدف نهایی هوش مصنوعی حذف انسان نیست، بلکه سپردن امور تکراری به ماشین برای آزادسازی ظرفیت خلاقیت و مهماننوازی انسان است. آینده گردشگری را نه خودِ ماشینها، بلکه تصمیمات انسانی ما درباره نحوه بهکارگیری آنها تعیین خواهد کرد.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 سید محمد رضا حاج سید جوادی | پژوهشگر ارشد و دکتری اقتصاد- مدل سازی هوشمند از دانشگاه دولتی یو پی ام مالزی تحول دیجیتال در صنعت گردشگری و هتلداری در سالهای اخیر به مرحلهای رسیده است که در آن فناوری نهتنها یک ابزار پشتیبان، بلکه یکی از عناصر اصلی مدل کسبوکار به شمار میآید. در مدل سنتی، نگاه بسیاری از هتلها به مشتری عمدتاً از زمان ورود تا خروج مهمان شکل میگرفت؛ اطلاعات مهمان در سامانهٔ رزرو یا پروندهٔ اقامتی ثبت میشد و بهرهگیری از این اطلاعات نیز غالباً به عملیات جاری هتل محدود بود. در چنین ساختاری، داده بهعنوان یک محصول جانبیِ عملیات در نظر گرفته میشد، نه بهعنوان یک دارایی راهبردی. اما گسترش پلتفرمهای دیجیتال رزرو، شبکههای اجتماعی، سامانههای مدیریت هتل، ابزارهای ارتباط مستقیم با مشتری و افزایش تعاملات آنلاین، ساختار بازار اقامت را دگرگون کرده است. مشتری امروز پیش از انتخاب هتل، به مجموعهای گسترده از اطلاعات، قیمتها، تصاویر، نظرها و تجربههای سایر مسافران دسترسی دارد و میتواند گزینههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کند. در چنین شرایطی، هتل دیگر صرفاً با فروش یک اتاق سروکار ندارد، بلکه با رابطهای پیچیده و مستمر در سراسر چرخهٔ سفر مواجه است. در اقتصاد دیجیتال، توانایی سازمان در شناخت مشتری، پیشبینی نیازهای او و خلق تجربهٔ شخصیسازیشده به یکی از مهمترین عوامل موفقیت تبدیل شده است. از این منظر، باشگاه مشتریان میتواند نقشی فراتر از ارائهٔ امتیاز و تخفیف ایفا کند. باشگاه مشتریان هوشمند میتواند نقطهٔ اتصال میان دادهٔ مشتری، تجربهٔ مهمان و درآمد پایدار باشد؛ به این معنا که هوش مصنوعی با پردازش حجم عظیمی از دادههای مشتریان، الگوهای پنهان رفتار آنها را کشف میکند و به هتلها امکان میدهد از بازاریابی انبوه به سمت بازاریابی شخصیسازیشده حرکت کنند. این تحول، باشگاه مشتریان را از یک مرکز هزینه به موتور سودآوری و رشد پایدار تبدیل میکند. ۱- مبانی مفهومی باشگاه مشتریان و وفاداری مشتری باشگاه مشتریان: راهبردی ساختاریافته در بازاریابی است که برای پاداش دادن به مشتریان در ازای خریدهای مکرر و تعاملات مستمر طراحی شده است؛ هدف اصلی آن، ایجاد و تقویت وفاداری مشتری است. این مفهوم در صنعت هتلداری از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با برنامههای سادهٔ امتیازدهی آغاز شد و بهتدریج به اکوسیستمهای پیچیدهٔ دادهمحور تبدیل شده است؛ موتور اصلی این تحول، هوش مصنوعی است. وفاداری مشتری: تعهد عمیق مشتری به خرید دوبارهٔ یک محصول یا خدمت در آینده، با وجود تأثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی رقبا برای تغییر رفتار او. وفاداری دو بعد دارد: • وفاداری رفتاری: تکرار خرید به دلیل عادت، آسودگی یا نبودِ گزینهٔ بهتر؛ این نوع وفاداری شکننده است. • وفاداری نگرشی: پیوند عاطفی و روانی مشتری با برند؛ این نوع وفاداری پایدار و سودآور است و هدف اصلی یک باشگاه مشتریان هوشمند باید ایجاد همین نوع وفاداری باشد. ارزش طول عمر مشتری (CLV): معیاری کلیدی که کل سود خالص پیشبینیشدهٔ یک مشتری در سراسر دورهٔ ارتباط او با کسبوکار را نشان میدهد. هدف اصلی باشگاه مشتریان، بیشینهسازی CLV است. ۲- ارزیابی یک شکاف راهبردی: پارادایم هتلهای سنتی در برابر هتلهای دادهمحور صنعت هتلداری ایران با ظرفیت اقامتی بالایی (از هتلهای زنجیرهای و بینالمللی تا اقامتگاههای بومی) روبهروست؛ بازاری رقابتی، اما کمبهره از ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری. مدلهای سنتی وفاداری که بر پایهٔ جمعآوری امتیاز و ارائهٔ تخفیفهای خطی بنا شده بودند و تنها بر توزیع انفعالی تخفیفهای عمومی استوار بودند، در عصر اقتصاد تجربه و تحول دیجیتال، کارایی خود را کاملاً از دست دادهاند. امروزه وفاداری دیگر یک کارت عضویت ساده نیست، بلکه «اکوسیستم دیجیتال پویایی» است که بر پایهٔ دادههای رفتاری، برای هر مشتری سامانههای ارزشآفرین میآفریند. الگوی غالب رزرو در ایران، استفاده از پلتفرمهای آنلاین داخلی است و همین الگو دادههای ارزشمند مشتری را نزد واسطهها نگه میدارد. در جهان نیز هتلهایی که مستقیماً با مهمان در ارتباط نیستند، در واقع با واگذاری دادههای دستاول، قدرت قیمتگذاری و نبض بازاریابی خود را به واسطههای آنلاین رها کردهاند. تداوم مدلهای سنتی، هتلهای ایرانی را به «تأمینکنندهٔ زیرساخت» برای پلتفرمهای واسطه (OTA) تبدیل کرده است. در این ساختار، دادههای ارزشمند مشتری و بخش بزرگی از حاشیهٔ سود (۱۵ تا ۲۵ درصد کمیسیون) به واسطهها میرسد. این وضعیت، مالکیت تجربهٔ مشتری را از هتل سلب کرده است. هر یک درصد انتقال رزرو از پلتفرمهای واسطه به کانال مستقیم، مستقیماً به حاشیهٔ سود خالص هتل افزوده میشود. راهحل این بحران، فعالسازی موتور هوش مصنوعی در قلب عملیات بازاریابی هتل است. درک دقیق این جایگاه کنونی، سنگبنای ترسیم نقشهٔ راه تحول هوشمند خواهد بود. سطوح چهارگانهٔ بلوغ هوشمندسازی: بیشتر هتلهای ایران در سطحهای ۱ و ۲ متوقف ماندهاند: ۱. سطح ۱ - وفاداری سنتی (مدیریت دستی و کارتهای فیزیکی): ابتداییترین شکل مدیریت مشتری است که در آن هتل عملاً هیچ شناختی از «رفتار» مهمان ندارد و تنها «تکرار خرید» ساده را میبیند. در این سطح، همهچیز بر تجربهٔ شخصیِ مدیریت هتل تکیه دارد و با تغییر مدیر، تمام دانش و شناخت از مشتریان نیز از بین میرود. ۲. سطح ۲ - هتل نرمافزارمحور (اتوماسیون پایه): در این سطح، سامانههای مدیریت هتل (PMS) به کار گرفته میشوند و اطلاعات مهمان ثبت میشود؛ اما تصمیمگیریها همچنان «مدیرمحور» (n) است، نه «دادهمحور». این سطح هنوز «هوشمند» نیست؛ گزارشها ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند، بدون آنکه بتوانند رفتار آیندهٔ مهمان را پیشبینی کنند. ۳. سطح ۳ - هتل دادهمحور (بخشبندی و هدفگیری): در این سطح، اتصال جزیرههای اطلاعاتی PMS، CRM و موتور رزرو برقرار میشود. هتل توانایی بخشبندی رفتاری مییابد، متناسب با نوع مسافر (مسافران کاری در برابر مسافران تفریحی/خانوادگی) واکنش نشان میدهد و ارسال پیشنهادهای متفاوت بر اساس هر بخش را در قالب کمپینهای هدفمند انجام میدهد. ۴. سطح ۴ - هتل هوشمند (بخش تکنفره و وفاداری عاطفی): این سطح، اوج تکامل و شرط «بقا در آینده» است. هوش مصنوعی (AI) با تحلیل حجم عظیم دادهها، مفهوم «بخش تکنفره» را محقق میکند. در این سطح، هتل نهتنها مهمان را میشناسد، بلکه نیاز او را پیشبینی میکند. پژوهشهای صنعتی نشان میدهند برنامههای وفاداری در حال گذار از سامانههای پیچیدهٔ امتیازمحور به اکوسیستمهای تجربهمحور و شخصیسازیشده هستند و هوش مصنوعی در شخصیسازی پاداشها و ارتباطات نقش محوری دارد. ۳- کارکردهای کلیدی هوش مصنوعی: گروهبندی، وفاداری و فعالیت در پلتفرمهای آنلاین هوش مصنوعی با تحلیل دادههای گردآوریشده از اعضای باشگاه، خروجیهای هوشمند تولید میکند که در سه دستهٔ «گروهبندی»، «پیشبینی» و «تحلیل رفتار کانالی» سازماندهی میشوند. هر خروجی در ادامه به یک تصمیم عملیاتی متصل شده است؛ بدون اتصال به تصمیم، خروجی چیزی جز یک گزارش نیست. ۳-۱- گروهبندی هوشمند مشتریان مدلهای سنتی مانند RFM (تازگی، فراوانی، مبلغ) ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند. الگوریتمهای یادگیری ماشین (نظیر خوشهبندی و رتبهبندی) میتوانند مشتریان را بر اساس الگوهای رفتاری پیچیده در گروههای پویاتری طبقهبندی کنند؛ در عمل، بخشهای جمعیتشناختی (سن، درآمد) جای خود را به بخشهای رفتاری میدهند. ۳-۲- پیشبینی وفاداری و ارزش طول عمر مدلهای پیشبینی میتوانند با دقتی بالا تخمین بزنند که کدام مشتریان تازه به اعضای وفادار تبدیل خواهند شد و ارزش آتی آنها چقدر است. این توانایی به هتل امکان میدهد سرمایهگذاری بازاریابی را بر مشتریان با پتانسیل بالا متمرکز کند. دو خروجی کلیدی از این مدل به دست میآید: • امتیاز پتانسیل وفاداری: برای هر عضو تازه، بهمنظور تخصیص «خوشآمدگوییِ» متناسب (مثلاً هدیهٔ در سطح ارتقایافته برای اعضای با پتانسیل بالا). • امتیاز ریسک ریزش: با افق پیشبینی ۹۰ روزه، برای فعالسازی خودکار کمپین نگهداشت. ۳-۳- تحلیل رفتار در OTA و تبدیل به رزرو مستقیم هوش مصنوعی میتواند مشتریانی را که ابتدا هتل را در یک OTA دیدهاند و سپس مستقیماً رزرو کردهاند شناسایی کند. برعکسِ این الگو نیز ارزشمند است: شناسایی کسانی که در OTA قیمتها را مقایسه میکنند و هرگز در هتل شما اقامت نکردهاند، تا کمپینهای جذب با پاداش عضویت برای آنها طراحی شود. ۳-۴- موتور پیشنهاد شخصیسازیشده موتور پیشنهاد، خروجیهای بخشبندی و پیشبینی را به اقدام تبدیل میکند: پیشنهاد خدمات جانبی متناسب با پروفایل هر مشتری در لحظهٔ مناسب؛ مثلاً پیشنهاد رزرو اسپا برای مشتریانی که پیشتر از آن استفاده کردهاند، یا پیشنهاد خدمات پس از اقامت به اعضایی که غیرفعال شدهاند. در اتوماسیون بازاریابی ، پیامکها و پیشنهادهای شخصی بر پایهٔ محرکهای رفتاری بهصورت خودکار ارسال میشوند؛ برای نمونه، ارسال پیشنهاد ویژه یک ماه پیش از سالگرد ازدواج یا تولد مشتری.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 به قلم | مهدی حسینی ده اصل برای هتلداری نوین ایران اگر در یادداشت نخست پذیرفتیم که هتلداری ایران در آستانه یا در میانه یک تغییر نسلی و پارادایمی قرار گرفته است، اکنون سؤال مهمتری پیش روی ماست: هتلداری نوین ایران دقیقاً بر چه اصولی باید بنا شود؟ «نوین» قرار نیست صرفاً صفتی برای هتلهای مجهزتر، لابیهای لوکستر یا استفاده بیشتر از فناوری باشد. هتلداری نوین پیش از آنکه درباره ساختمان و تجهیزات باشد، درباره نگاه، انسان، مدیریت، تجربه، دانش و آینده است. اگر قرار باشد این مفهوم از یک عبارت به یک جریان فکری تبدیل شود، باید بتوان برای آن اصولی روشن تعریف کرد؛ اصولی که هم از تحولات جهانی الهام بگیرند و هم با واقعیت و ظرفیتهای ایران سازگار باشند. به باور من، میتوان نقطه آغاز این مسیر را در ده اصل خلاصه کرد: ۱. مهمان، اتاق نیست؛ تجربه است هتلداری سالها بر فروش اتاق، تخت و خدمات اقامتی متمرکز بوده است. اما مسافر امروز مجموعهای از تجربهها را خریداری میکند؛ از لحظه جستوجو و رزرو تا ورود، اقامت، ارتباط با کارکنان، استفاده از خدمات و حتی خاطرهای که پس از خروج با خود میبرد. در هتلداری نوین، محصول اصلی هتل تجربه مهمان است و اتاق فقط یکی از اجزای آن. ۲. مدیر آینده، مدیر تغییر است مدیری که فقط بتواند وضع موجود را حفظ کند، برای صنعت آینده کافی نیست. جهان با سرعتی حرکت میکند که مدیریت هتل به توانایی یادگیری، سازگاری، تصمیمگیری و ایجاد تغییر نیاز دارد. مدیر آینده کسی نیست که همه پاسخها را بداند؛ کسی است که سریعتر از دیگران سؤال درست را پیدا میکند. ۳. تجربه ارزشمند است؛ اما تجربه بدون یادگیری کافی نیست نسلهای گذشته هتلداری، سرمایه بزرگی از تجربه برای این صنعت به جا گذاشتهاند. اما تجربه زمانی تبدیل به مزیت میشود که با دانش روز همراه باشد. هتلداری نوین نه جنگ نسلهاست و نه حذف گذشته؛ پیوند تجربه نسل گذشته با دانش و جسارت نسل جدید است. صنعتی که یاد نمیگیرد، حتی اگر سالها تجربه داشته باشد، در نهایت تجربه گذشته را تکرار خواهد کرد. ۴. فناوری باید در خدمت مهماننوازی باشد هتل هوشمند الزاماً هتلی نیست که بیشترین تجهیزات دیجیتال را داشته باشد. فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را از مسیر مهمان حذف کند، تصمیمگیری را دقیقتر کند، کارکنان را توانمند سازد و تجربه اقامت را بهتر کند. از رزرو و پرداخت گرفته تا مدیریت انرژی، ارتباط با مشتری و خدمات پس از اقامت، فناوری باید خدمترسان مهماننوازی باشد؛ نه نمایشگاهی از تکنولوژی. ۵. هوش مصنوعی، همکار جدید هتلداری است هوش مصنوعی دیگر موضوعی متعلق به آینده نیست. وارد کسبوکار شده و دیر یا زود به یکی از اجزای جدی مدیریت هتل تبدیل خواهد شد. اما سؤال درست این نیست که «آیا هوش مصنوعی جای کارکنان هتل را میگیرد؟» سؤال مهمتر این است: کدام هتلها زودتر یاد میگیرند کارکنان خود را با هوش مصنوعی توانمند کنند؟ از تحلیل تقاضا و قیمتگذاری تا بازاریابی، پاسخگویی، شخصیسازی و تحلیل رفتار مهمان، AI میتواند تعریف بسیاری از مشاغل هتلداری را تغییر دهد. ۶. داده، سرمایه پنهان هتل است هر رزرو، هر اقامت، هر درخواست، هر شکایت و هر بازگشت مهمان، اطلاعاتی تولید میکند که میتواند برای تصمیمگیری ارزشمند باشد. هتلداری نوین باید از مدیریت صرفاً مبتنی بر شهود و تجربه، به سمت مدیریت مبتنی بر داده حرکت کند. هتلی که داده تولید میکند اما از آن یاد نمیگیرد، بخشی از سرمایه خود را بلااستفاده گذاشته است. ۷. نسل جوان، آینده صنعت نیست؛ بخشی از امروز آن است یکی از بزرگترین تغییرات هتلداری ایران، تغییر ترکیب نیروی انسانی آن است. نسل جدید با جهان دیگری بزرگ شده است؛ جهانی که در آن اطلاعات در دسترس است، مرزهای آموزشی کمرنگ شدهاند و یک نیروی جوان میتواند در مدت کوتاهی با استانداردها و تجربههای جهانی آشنا شود. هتلداری نوین باید به این نسل فرصت اثرگذاری بدهد، نه فقط فرصت استخدام. جوانی که ایده، دانش و توانایی دارد، نباید صرفاً به دلیل کمبود سابقه، از تصمیمسازی کنار گذاشته شود. ۸. برند هتل از پشت درهای هتل فراتر رفته است در گذشته برند هتل بیشتر با ساختمان، نام، لوگو و تبلیغات آن شناخته میشد. امروز بخش بزرگی از برند در فضای دیجیتال ساخته میشود؛ در جستوجوها، شبکههای اجتماعی، نظرات مهمانان و تجربههایی که دیگران درباره هتل روایت میکنند. اما یک تحول دیگر نیز در حال وقوع است: آدمهای صنعت هم تبدیل به برند میشوند. مدیر، آشپز، متخصص فروش، مدیر بازاریابی و حتی کارکنان خط مقدم میتوانند بخشی از اعتبار یک مجموعه و حتی صنعت باشند. در هتلداری نوین، پرسنالبرندینگ دیگر یک موضوع فرعی نیست؛ بخشی از اقتصاد جدید اعتبار حرفهای است. ۹.هتلداری نوین، مرز میان رشتهها را میشکند هتلداری آینده فقط به هتلداری نیاز ندارد. به فناوری، اقتصاد، بازاریابی، روانشناسی، طراحی تجربه، داده، هوش مصنوعی، تولید محتوا، مدیریت برند و دهها دانش دیگر نیاز دارد. به همین دلیل، ورود افراد توانمند از سایر حوزهها الزاماً تهدیدی برای هتلداری نیست؛ میتواند یکی از موتورهای تحول آن باشد. هتلداری نوین، صنعتی باز برای استعدادهای تازه است. ۱۰. ما نباید فقط مصرفکننده هتلداری جهان باشیم شاید مهمترین اصل همین باشد. ایران نباید صرفاً تجربه کشورهای دیگر را ترجمه و کپی کند. ما باید از دانش جهانی بیاموزیم، تجربه کنیم، بومیسازی کنیم و در نهایت راهحلهای خودمان را بسازیم. هتلداری ایران ظرفیتهای منحصربهفردی دارد؛ از فرهنگ و مهماننوازی گرفته تا تنوع اقلیمی، تاریخی و انسانی. مسئله این است که چگونه این ظرفیتها را با دانش، فناوری و مدیریت معاصر ترکیب کنیم. هدف هتلداری نوین ایران نباید رسیدن به نسخهای کپیشده از هتلداری دبی، استانبول، سنگاپور یا هر جای دیگر باشد. هدف، ساختن یک مدل ایرانیِ معاصر، حرفهای و رقابتپذیر از هتلداری است. این ده اصل شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما کنار هم یک تغییر اساسی در زاویه نگاه ایجاد میکنند. هتلداری نوین، پروژه خرید چند نرمافزار، نصب چند ابزار هوشمند یا بازسازی چند هتل نیست. یک تغییر نگرش است؛ تغییری که از انسان آغاز میشود، با دانش ادامه پیدا میکند، با فناوری شتاب میگیرد و در نهایت باید به تجربه بهتر مهمان و کسبوکار رقابتپذیرتر منجر شود. شاید هنوز نتوان با اطمینان گفت که همه هتلداری ایران وارد این عصر شدهاند. اما میتوان با اطمینان بیشتری گفت که نشانههای این عصر در صنعت دیده میشوند. حالا دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی هتل بهتری میسازد. مسئله این است که چه کسی هتلداری بهتری خلق میکند. و شاید «هتلداری نوین ایران» دقیقاً از همینجا آغاز شود؛ نه از یک ساختمان، نه از یک فناوری و نه حتی از یک هتل، بلکه از تغییر نگاه ما به آینده این صنعت.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هورکا نیوز؛ سیزدهمین نمایشگاه بینالمللی نوشیدنیها، چای، قهوه و صنایع وابسته در محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی تهران افتتاح شد. این نمایشگاه از ۲۷ تا ۳۰ شهریورماه ۱۴۰۵ برگزار میشود. در این رویداد، فعالان و تولیدکنندگان حوزههای مختلف نوشیدنی، چای و قهوه شرکت میکنند.
ایجاد شده: 27/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 27/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هورکا نیوز؛ نگرانیها درباره افت شدید برداشت محصول در مزارع ساحل عاج و غنا، به افزایش قیمت جهانی کاکائو منجر شده است. در حال حاضر، این قیمت به بیش از ۶,۶۰۰ دلار در هر تن رسیده است. بازار شکلات به سرعت به سمت فتح کانال ۷,۰۰۰ دلاری پیش میرود. شرایط نامساعد آبوهوایی و بارندگیهای شدید از جمله عواملی هستند که تولید کاکائو را تهدید میکنند. همچنین، افزایش خطر بیماریهای گیاهی نیز بر این وضعیت تاثیرگذار است.
ایجاد شده: 22/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 22/شهریور/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز؛ مسلم شجاعی، مدیرکل دفتر بازاریابی و تبلیغات معاونت گردشگری، به اهمیت ابزارهای هوشمند در معرفی و مدیریت مقصدهای گردشگری اشاره کرد. او بیان کرد که این ابزارها در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. شجاعی همچنین پرسش کرد که آیا این تحول به معنای حذف کامل اقلام چاپی از گردشگری است. بررسیها نشان میدهد که حدود ۳۶ درصد از اقلام معرفی جاذبههای گردشگری همچنان به صورت چاپی وجود دارند. در این راستا، اخیراً ۱۵ هزار قلم محتوای چاپی گردشگری ایران به ۵۰ کشور ارسال شده است. این محتواها همزمان در بستر دیجیتال نیز تولید و به ۱۷ زبان آماده شدهاند. نسخههای انگلیسی و عربی این محتوا به صورت چاپی منتشر شده است. آمار سه سال اخیر نشان میدهد که حجم توزیع محتوای دیجیتال از اقلام چاپی بیشتر بوده است. با این حال، نمایندگیهای ایران در خارج از کشور برای رویدادهای فرهنگی و گردشگری به اقلام چاپی نیاز دارند.
ایجاد شده: 19/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 19/شهریور/1405 اخبار داخلی