نتایج جستجو...
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: دیروز       آخرین ویرایش: دیروز     مقالات و یادداشت ها
گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛
بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛ بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری می‌شود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن می‌رسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناخته‌شده هستند؛ اما گردشگری بسیار گسترده‌تر از این‌هاست. هر سفر، زنجیره‌ای از خدمات و فعالیت‌ها را درگیر می‌کند؛ از حمل‌ونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایع‌دستی. به همین دلیل، نمی‌توان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتل‌ها یا آژانس‌های مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعه‌ای از حوزه‌های به‌هم‌پیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکل‌گیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمی‌توان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزه‌های گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دسته‌بندی می‌شوند. گاهی تقسیم‌بندی بر اساس نوع سفر انجام می‌شود و گاهی بر اساس خدمات و کسب‌وکارهای مرتبط با سفر. با این حال، می‌توان گفت صنعت گردشگری ایران دست‌کم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزه‌ها سابقه‌ای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیت‌شده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایه‌های اصلی گردشگری است. هتل‌ها، هتل‌آپارتمان‌ها، مهمان‌پذیرها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، خانه‌های سنتی، کمپ‌ها و مجموعه‌های اقامتی مختلف در این حوزه قرار می‌گیرند. در سال‌های اخیر، اقامتگاه‌های بوم‌گردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشته‌اند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالش‌های این بخش است. ۲. حمل‌ونقل گردشگری حمل‌ونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حمل‌ونقل هوایی، ریلی، جاده‌ای و دریایی، خودروهای اجاره‌ای، تاکسی‌های گردشگری و اتوبوس‌های تور، همگی در این حوزه قرار می‌گیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبه‌ها، به شبکه حمل‌ونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانس‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانس‌های مسافرتی از قدیمی‌ترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامه‌ریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیت‌های این حوزه است. البته با گسترش پلتفرم‌های آنلاین، نقش آژانس‌ها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربه‌ای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار می‌رود. بناهای تاریخی، موزه‌ها، بازارهای سنتی، آیین‌ها، جشن‌ها، صنایع‌دستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گسترده‌ای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونه‌هایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفه‌ای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربه‌های جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعت‌گردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکل‌گیری انواع فعالیت‌های طبیعت‌گردی را فراهم کرده است. جنگل‌های شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستان‌ها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظت‌شده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل می‌دهند. کویرنوردی، جنگل‌پیمایی، پرنده‌نگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سال‌های اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته‌اند. البته توسعه طبیعت‌گردی باید همراه با حفاظت از محیط‌زیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر می‌تواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزه‌های آینده‌دار ایران است. خدمات پزشکی، دندان‌پزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آب‌درمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار می‌گیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینه‌های رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستان‌ها، شرکت‌های تسهیلگر، هتل‌ها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشه‌دارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری می‌تواند با حوزه‌هایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حمل‌ونقل، اطلاع‌رسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربه‌فردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایع‌دستی، کشاورزی و آیین‌های سنتی فراهم می‌کنند. اقامت در خانه‌های محلی، مشارکت در فعالیت‌های روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیت‌های گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه می‌تواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوه‌نوردی، صخره‌نوردی، رفتینگ، دوچرخه‌سواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزش‌های ساحلی، نمونه‌هایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایق‌سواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزش‌های آبی و تفریحات ساحلی از فعالیت‌های این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیت‌ها، ضعف سرمایه‌گذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبه‌رو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از جاذبه‌های اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینی‌ها، نوشیدنی‌های سنتی، بازارهای غذا، رستوران‌های بومی و جشنواره‌های خوراک، در این حوزه قرار می‌گیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفه‌ای غذاهای محلی می‌تواند به رونق رستوران‌های بومی، تولیدکنندگان محلی و کسب‌وکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایع‌دستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچه‌های مرزی و فروشگاه‌های صنایع‌دستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتم‌کاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایع‌دستی می‌توانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بسته‌بندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاه‌ها، همایش‌ها، جشنواره‌ها، نشست‌های تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب می‌کنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامه‌ریزی‌شده و هزینه‌کرد بیشتر همراه است و می‌تواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفه‌ای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانش‌آموزان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به دوره‌های تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل می‌دهند. بازدید از دانشگاه‌ها، موزه‌ها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی می‌تواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیت‌های علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جست‌وجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراک‌گذاری تجربه سفر. پلتفرم‌های رزرو آنلاین، اپلیکیشن‌های گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل می‌دهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبه‌های بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبه‌ها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، ده‌ها کسب‌وکار نکته مهم این است که این حوزه‌ها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حمل‌ونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایع‌دستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره به‌هم‌پیوسته دانست. ضعف در هر بخش می‌تواند بر عملکرد بخش‌های دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاع‌رسانی حرفه‌ای، نمی‌تواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزه‌ها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزه‌هایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعال‌تر شدن این بخش‌ها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایه‌گذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید هم‌زمان دنبال شود.

ایجاد شده: دیروز       آخرین ویرایش: دیروز     مقالات و یادداشت ها
هوشمندسازی و توسعه زیرساخت دو ضرورت پیش‌روی هتلداران هرمزگان است

هوشمندسازی و توسعه زیرساخت دو ضرورت پیش‌روی هتلداران هرمزگان است

به گزارش هتل نیوز؛ استان هرمزگان با ویژگی‌های طبیعی و فرهنگی خود، مقصدی جذاب برای گردشگران به شمار می‌رود. این استان نیاز به جذب سرمایه‌گذار و توسعه زیرساخت‌ها دارد. این اقدام به بهبود ظرفیت اقامتی در زمان اوج سفر کمک می‌کند. رونق گردشگری دریایی در هرمزگان تأثیر مستقیمی بر فعالیت هتل‌ها، رستوران‌ها و خدمات حمل‌ونقل دارد. با ایجاد برنامه‌های چندروزه، می‌توان مدت اقامت گردشگران را افزایش داد. این امر به افزایش اثرگذاری اقتصادی گردشگری در استان کمک می‌کند. هتلداران همچنین با چالش‌های هزینه‌ای و کمبود نیروی کار آموزش‌دیده مواجه هستند. در این راستا، حرکت به سمت هوشمندسازی و استفاده از فناوری‌های نوین، از جمله هوش مصنوعی، باید در اولویت قرار گیرد. این تغییرات می‌تواند به بهبود خدمات و افزایش رضایت گردشگران منجر شود. فعالان بخش خصوصی با وجود چالش‌های موجود، همچنان در تلاش برای ارتقاء گردشگری استان هستند. آن‌ها به حمایت‌های جدی‌تر دولتی نیاز دارند تا بتوانند به اهداف خود دست یابند.

ایجاد شده: 7/مهر/1405       آخرین ویرایش: 7/مهر/1405     اخبار داخلی
۲۵۴ کیلو گوشت الاغ، قاطر و اسب در تهران کشف شد

۲۵۴ کیلو گوشت الاغ، قاطر و اسب در تهران کشف شد

به گزارش هورکا نیوز؛ پلیس آگاهی تهران بزرگ اقدام به کشف ۲۵۴ کیلوگرم گوشت حیوانات تک‌سمی در جنوب پایتخت کرد. این گوشت‌ها شامل الاغ، قاطر و اسب بودند. در رابطه با این پرونده، پنج نفر بازداشت شدند. معاون مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی تهران بزرگ، تاریخ ۱۸ شهریور را به عنوان زمان ارجاع پرونده برای بررسی تخصصی اعلام کرد. این پرونده به اداره سیزدهم پلیس آگاهی ارجاع شد تا افراد مرتبط شناسایی شوند. مأموران کلانتری خانی‌آباد به دستور قضائی همراه با نمایندگان اداره دامپزشکی تهران، به محل نگهداری گوشت‌ها مراجعه کردند. در این بازرسی، مقدار زیادی از گوشت‌های غیرمجاز کشف و ضبط شد. در پی این بازرسی، پنج نفر به عنوان متهم شناسایی و بازداشت شدند. یکی از این متهمان در صنعت رستوران‌داری فعالیت می‌کرد. متهم دیگر نیز پیشینه‌ای در تخلفات بهداشتی داشت. پلیس هنوز اطلاعات دقیقی درباره نحوه عرضه این گوشت‌ها یا اینکه آیا بخشی از آنها به مصرف‌کنندگان رسیده است یا خیر، منتشر نکرده است.

ایجاد شده: 31/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405     اخبار داخلی
کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدل‌های آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که هم‌زمان با مهارت‌های تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بین‌فرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سال‌های اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دوره‌های کوتاه‌مدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کرده‌اند. با این حال، نمی‌توان یک کشور را به‌طور مطلق موفق‌ترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخص‌هایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغ‌التحصیلان، اعتبار گواهینامه‌ها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفه‌ای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسه‌های تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتل‌ها، رستوران‌ها و مجموعه‌های گردشگری ترکیب می‌کنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه هم‌زمان به مهارت‌های عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینه‌هایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش می‌بینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بین‌المللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان می‌دهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسب‌وکار شوند. مدل سوئیس نشان می‌دهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بین‌المللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونه‌های برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری می‌کند. دانش‌آموز یا کارآموز از یک سو آموزش‌های نظری و استانداردهای حرفه‌ای را فرا می‌گیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب می‌کند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمی‌شود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارت‌های موردنیاز هتل‌ها و توانایی فارغ‌التحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامه‌ریزی ملی برای مهارت‌های آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاست‌های کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال می‌کند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دوره‌های آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتل‌ها و تحولات فناوری به‌روزرسانی می‌کنند. در برنامه‌های آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دوره‌های کوتاه‌مدت و قابل‌انعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارت‌های تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادام‌العمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمی‌شود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوری‌ها و نیازهای جدید، آموزش می‌بینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارت‌های حرفه‌ای استرالیا در حوزه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دوره‌های آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانه‌داری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارت‌ها و شایستگی‌های مشخص تعریف می‌شود. فرد می‌تواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دوره‌ها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشن‌تر می‌شود. نیروی انسانی می‌داند برای ارتقای شغلی به چه مهارت‌ها و گواهینامه‌هایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخص‌تری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامه‌های تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاه‌ها، کالج‌های محلی، مدارس تخصصی و انجمن‌های حرفه‌ای انجام می‌شود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گسترده‌ای در طراحی دوره‌ها و گواهینامه‌های حرفه‌ای دارد. از ویژگی‌های این مدل می‌توان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد می‌توانند از دوره‌های کوتاه‌مدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشته‌های مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامه‌های تخصصی در حوزه‌هایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک می‌کند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطاف‌پذیری، تخصص‌گرایی و امکان جابه‌جایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز به‌دلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گسترده‌ای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزش‌های حرفه‌ای از مدارس تخصصی تا دانشگاه‌ها و دوره‌های کارآموزی را دربرمی‌گیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارت‌های عملی، بر فرهنگ خدمت‌رسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگ‌های مختلف تمرکز دارد. این ویژگی به‌ویژه برای هتل‌های لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بین‌المللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، به‌ویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتل‌های بین‌المللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارت‌هایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بین‌فرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بین‌المللی و استفاده از فناوری‌های هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمت‌رسانی و کار در محیط‌های چندملیتی اهمیت ویژه‌ای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان می‌دهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاه‌ها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک این نظام‌ها عبارت‌اند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا می‌شود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتل‌ها در طراحی سرفصل‌ها، ارزیابی مهارت‌ها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحله‌بندی‌شده: کارکنان می‌توانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. به‌روزرسانی مستمر سرفصل‌ها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزش‌ها افزوده شده‌اند. 5. توجه به مهارت‌های نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارت‌های فنی آموزش داده می‌شوند. 6. اعتبار قابل‌انتقال مدارک: گواهینامه‌ها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازه‌وارد محدود نمی‌شود و کارکنان باسابقه نیز در دوره‌های بازآموزی شرکت می‌کنند. درس‌هایی برای ایران ایران از ظرفیت‌های مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبه‌های تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیت‌ها بدون نیروی انسانی ماهر امکان‌پذیر نیست. یکی از چالش‌های اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتل‌هاست. در بسیاری از موارد، فارغ‌التحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیت‌های بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، می‌توان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتل‌ها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دوره‌های کارآموزی و الزام هتل‌ها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبان‌های خارجی و مهارت‌های ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامه‌های درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزش‌های کوتاه‌مدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بین‌المللی.

ایجاد شده: 14/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
واکنش بابک زنجانی به پلمب کافه‌اش؛ معیشت مردم را تعطیل نکنید

واکنش بابک زنجانی به پلمب کافه‌اش؛ معیشت مردم را تعطیل نکنید

به گزارش هورکا نیوز؛ بابک زنجانی به پلمب کافه‌اش واکنش نشان داد و بر لزوم توجه به معیشت صاحبان کسب‌وکارها تأکید کرد. او خواستار عدم تعطیلی معیشت مردم شد. به گزارش ایتنا/هورکا نیوز؛ بابک زنجانی به خبر پلمب کافه‌ای که به او منتسب است، واکنش نشان داد. او نسبت به تعطیلی برخی رستوران‌ها و کسب‌وکارها انتقاد کرد. زنجانی در مطلبی که در کانال خود منتشر کرده، به تعطیلی این کافه و دیگر واحدهای صنفی اشاره کرد. او اظهار داشت که صاحبان کسب‌وکار مسئول «ارشاد مردم» نیستند. بنابراین، نباید رفتار مراجعه‌کنندگان به تعطیلی محل کسب و درآمد آنها منجر شود. زنجانی همچنین تعطیلی کسب‌وکارها قبل از طی کامل فرآیند قانونی را «اشتباه راهبردی و قابل پیگیری» دانست. او بر این نکته تأکید کرد که صاحبان کسب‌وکارهای کوچک نباید مسئول رفتار مراجعه‌کنندگان شناخته شوند. زنجانی اعلام کرد که موضوع پلمب و نحوه برخورد با این واحدهای صنفی را از طریق حقوقی پیگیری خواهد کرد.

ایجاد شده: 7/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 7/شهریور/1405     اخبار داخلی
ردپای کربن هر اتاق هتل چقدر است؟

ردپای کربن هر اتاق هتل چقدر است؟

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی از «هتل سبز» سخن می‌گوییم، معمولاً تصویر پنل‌های خورشیدی، شیرهای آب کم‌مصرف، کارت‌های الکترونیکی و سطل‌های تفکیک زباله در ذهن شکل می‌گیرد. اما پشت همه این تجهیزات، یک پرسش بنیادی وجود دارد: هر اتاق هتل، برای هر شب اقامت، چه میزان گاز گلخانه‌ای وارد جو می‌کند؟ پاسخ به این پرسش، صرفاً یک عدد برای گزارش‌های زیست‌محیطی نیست؛ بلکه می‌تواند به شاخصی راهبردی برای مدیریت هزینه، ارتقای بهره‌وری، جذب گردشگر و سنجش واقعی عملکرد هتل‌ها تبدیل شود. هتلی که میزان انتشار خود را نمی‌داند، عملاً نمی‌تواند ادعا کند که سبز، پایدار یا حتی کم‌مصرف است. ردپای کربن یک اتاق هتل، مجموع انتشار مستقیم و غیرمستقیم گازهای گلخانه‌ای ناشی از ارائه خدمات به مهمان است. این انتشار فقط به مصرف برق اتاق محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را دربرمی‌گیرد: 1. برق مصرف‌شده برای روشنایی، سرمایش، گرمایش و تجهیزات؛ 2. سوخت مصرفی موتورخانه، دیگ‌های بخار و سامانه‌های پشتیبان 3. مصرف آب و انرژی مورد نیاز برای تصفیه و انتقال آن 4.شست‌وشوی ملحفه‌ها، حوله‌ها و لباس‌های کارکنان 5. مواد غذایی مصرف‌شده در رستوران و صبحانه 6. تولید و دفع پسماند 7. مواد شوینده، اقلام یک‌بارمصرف و لوازم بهداشتی 8. حمل‌ونقل کارکنان، مهمانان و کالاهای مورد نیاز هتل 9. انتشار ناشی از ساخت‌وساز و نگهداری ساختمان. بنابراین، شاخص دقیق‌تر نه «مصرف انرژی اتاق»، بلکه انتشار به ازای هر اتاقِ اشغال‌شده در هر شب است. این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ چراکه اتاق خالی نیز ممکن است برق، سرمایش، گرمایش و خدمات نظافتی دریافت کند، اما انتشار آن نباید با اتاقی که میزبان یک یا چند مهمان است، یکسان محاسبه شود. چرا یک عدد ثابت برای همه هتل‌ها وجود ندارد؟ میزان انتشار کربن هر اتاق به عوامل متعددی وابسته است: اقلیم، نوع ساختمان، منبع انرژی، درجه هتل، میزان اشغال، نوع سیستم گرمایش و سرمایش، شدت خدمات، الگوی شست‌وشو و حتی عادات مسافران. هتلی در منطقه‌ای گرم و مرطوب، انرژی بیشتری برای سرمایش و رطوبت‌زدایی مصرف می‌کند. در مقابل، هتلی در منطقه‌ای سرد ممکن است بخش عمده انرژی خود را صرف گرمایش کند. همچنین یک هتل لوکس با استخر، مجموعه اسپا، رستوران‌های متعدد و خدمات ۲۴ساعته، طبیعتاً الگوی انتشار متفاوتی از یک هتل اقتصادی خواهد داشت. به همین دلیل، مقایسه دو هتل تنها بر اساس میزان کل مصرف انرژی، گمراه‌کننده است. شاخص معتبر باید دست‌کم بر مبنای این واحدها گزارش شود: کیلوگرم معادل دی‌اکسیدکربن به ازای هر اتاقِ اشغال‌شده در هر شب در برخی گزارش‌ها نیز از شاخص «انتشار به ازای هر مهمان در هر شب» استفاده می‌شود. هر دو شاخص مفیدند، اما باید روش محاسبه، دامنه داده‌ها و عوامل لحاظ‌شده به‌طور شفاف اعلام شود. سه لایه انتشار در هتلداری برای محاسبه حرفه‌ای ردپای کربن، می‌توان انتشار هتل را در سه محدوده بررسی کرد. - محدوده نخست؛ انتشار مستقیم بخش شامل سوختی است که هتل مستقیماً مصرف می‌کند؛ مانند گاز طبیعی در موتورخانه، گازوئیل ژنراتور یا سوخت خودروهای متعلق به هتل. اندازه‌گیری این بخش معمولاً ساده‌تر است، زیرا اطلاعات آن در قبض‌ها و سوابق خرید سوخت وجود دارد. - محدوده دوم؛ انتشار ناشی از انرژی خریداری‌شده برق خریداری‌شده از شبکه، مهم‌ترین جزء این بخش است. اگر برق یک منطقه عمدتاً از نیروگاه‌های فسیلی تأمین شود، هر کیلووات‌ساعت مصرفی، انتشار بیشتری به همراه خواهد داشت..... در مقابل، هتلی که بخشی از برق خود را از پنل خورشیدی یا قرارداد انرژی تجدیدپذیر تأمین می‌کند، می‌تواند شدت انتشار خود را کاهش دهد. - محدوده سوم؛ زنجیره تأمین و خدمات غیرمستقیم این بخش پیچیده‌تر اما بسیار مهم‌تر است. انتشار ناشی از تولید و حمل مواد غذایی، شست‌وشوی بیرون از هتل، خرید مبلمان، تولید بطری‌های پلاستیکی، رفت‌وآمد مهمانان و دفع پسماند، در این محدوده قرار می‌گیرد. بسیاری از هتل‌ها فقط برق و گاز را گزارش می‌کنند و سایر موارد را نادیده می‌گیرند. چنین گزارشی ممکن است از نظر حسابداری قابل قبول باشد، اما تصویر کاملی از اثر اقلیمی هتل ارائه نمی‌دهد. فناوری؛ ابزار اندازه‌گیری، نه ویترین سبز فناوری می‌تواند اندازه‌گیری ردپای کربن را از یک فرآیند دستی و پرخطا به سامانه‌ای پیوسته و هوشمند تبدیل کند. کنتورهای تفکیکی، حسگرهای اینترنت اشیا، سامانه مدیریت ساختمان و داشبوردهای تحلیلی می‌توانند مشخص کنند که کدام طبقه، اتاق یا بخش هتل بیشترین انرژی را مصرف می‌کند. با استفاده از این داده‌ها می‌توان: ۱. سرمایش و گرمایش را متناسب با میزان اشغال تنظیم کرد؛ ۲. روشنایی اتاق های خالی را به‌صورت خودکار کاهش داد؛ ۳. نشتی آب و افت غیرعادی مصرف را شناسایی کرد؛ ۴. زمان مناسب شست‌وشوی حوله و ملحفه را مدیریت کرد ۵. مصرف انرژی آشپزخانه، رخت‌شویی و موتورخانه را جداگانه سنجید؛ ۶. هزینه و انتشار هر خدمت را محاسبه کرد ۷. اثر اقدامات اصلاحی را پیش و پس از اجرا مقایسه کرد. هوش مصنوعی نیز می‌تواند با تحلیل داده‌های آب‌وهوایی، میزان اشغال و الگوی مصرف، تقاضای انرژی را پیش‌بینی کند. با این حال، هیچ الگوریتمی نمی‌تواند جایگزین داده معتبر شود. اگر هتل کنتور تفکیکی نداشته باشد یا اطلاعات آن ناقص باشد، هوشمندسازی صرفاً ظاهری فناورانه به یک مدیریت سنتی خواهد داد. کاهش ردپا از کجا آغاز می‌شود؟ کاهش انتشار کربن الزاماً با پروژه‌های پرهزینه آغاز نمی‌شود. نخستین گام، ایجاد نظام اندازه‌گیری و تعیین خط پایه است. پس از آن، هتل می‌تواند اقدامات زیر را در اولویت قرار دهد: ۱. بهینه‌سازی موتورخانه و سامانه‌های سرمایش و گرمایش؛ ۲. عایق‌کاری پوسته ساختمان و اصلاح درزهای پنجره‌ها؛ ۳. استفاده از تجهیزات کم‌مصرف و کنترل هوشمند روشنایی؛ ۴. نصب کنتورهای تفکیکی برای طبقات و بخش‌های مختلف؛ ۵. کاهش شست‌وشوی غیرضروری حوله و ملحفه؛ ۶. حذف تدریجی اقلام یک‌بارمصرف پلاستیکی؛ ۷. خرید مواد غذایی محلی و کاهش دورریز غذا؛ ۸. استفاده از انرژی خورشیدی در بخش‌هایی که توجیه فنی و اقتصادی دارند؛ ۹. آموزش کارکنان و مشارکت دادن مهمانان در برنامه‌های کاهش مصرف؛ ۱۰. گزارش‌دهی سالانه و قابل راستی‌آزمایی درباره انتشار و مصرف منابع. نکته کلیدی آن است که هیچ اقدام سبزی نباید صرفاً به تبلیغات محدود شود. نصب چند پنل خورشیدی، بدون اندازه‌گیری عملکرد کل ساختمان، نمی‌تواند یک هتل را سبز کند. ایران؛ فرصت‌ها و موانع در ایران، محاسبه ردپای کربن هتل‌ها با چند مانع جدی روبه‌روست: نبود استاندارد واحد برای گزارش‌دهی، کمبود کنتورهای تفکیکی، تفاوت کیفیت داده‌ها، یارانه‌ای بودن بخشی از حامل‌های انرژی و ضعف پیوند میان سیاست‌های گردشگری و سیاست‌های اقلیمی. با این حال، شرایط کشور فرصت‌های مهمی نیز ایجاد کرده است. شدت بالای مصرف انرژی در بسیاری از ساختمان‌ها، تابش مناسب خورشید در بخش بزرگی از کشور، بحران آب و افزایش هزینه‌های نگهداری، همگی نشان می‌دهند که هتل سبز فقط یک دغدغه محیط‌زیستی نیست؛ بلکه موضوعی اقتصادی و حتی امنیتی است. در شهرهای گردشگری و مناطق کم‌آب، کاهش مصرف آب و انرژی می‌تواند مستقیماً به تداوم فعالیت هتل کمک کند. هتلی که در برابر قطعی برق، کمبود آب و افزایش هزینه سوخت آسیب‌پذیر است، حتی اگر از نظر تعداد ستاره‌ها لوکس باشد، از منظر آینده‌نگری پایدار نیست. هتل سبز، هتلی نیست که فقط از رنگ سبز در تبلیغات خود استفاده کند؛ هتلی است که بتواند مصرف و انتشار خود را اندازه‌گیری، کاهش و به‌صورت شفاف گزارش کند. در نهایت، پرسش اصلی صنعت هتلداری آینده این نخواهد بود که «چند ستاره هستید؟» بلکه این خواهد بود: برای هر شب اقامت یک مهمان، چه میزان از منابع زمین را مصرف و چه مقدار کربن تولید می‌کنید؟ پاسخ دقیق به همین پرسش، می‌تواند آغاز واقعی گذار از هتلداری پرمصرف به هتلداری پایدار باشد.

ایجاد شده: 4/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری و امنیت ملی؛ وقتی سفرهٔ مردم خطِ مقدم امنیت می‌شود

گردشگری و امنیت ملی؛ وقتی سفرهٔ مردم خطِ مقدم امنیت می‌شود

✍🏻 مهرداد مرکزی | فعال گردشگری همه قدرتِ گردشگری را با «تعداد توریست‌ها» یا «میلیاردها دلار درآمد» می‌سنجند؛ اما تجربهٔ ترکیه و تونس نشان می‌دهد امنیتِ یک کشور، نه با حجمِ پول، بلکه با «نحوهٔ توزیع آن» گره خورده است. امنیتِ نرم چیست؟ وقتی از امنیت در گردشگری می‌گوییم، منظورمان لزوماً گشت‌های انتظامی یا حفاظت نظامی نیست. منظور ما «امنیت نرم» است: تاب‌آوری اجتماعی، اعتمادِ مردم به آینده و احساسِ سهم داشتن در ثباتِ کشور. مدل ترکیه؛ شبکهٔ منافع مشترک در ترکیه، گردشگری در هزاران کسب‌وکار کوچک و خانوادگی پخش شده است. از هتل‌دار و رستوران‌دار تا راننده و فروشنده، همه از ثباتِ کشور نان می‌خورند. اینجا امنیت فقط وظیفه دولت نیست؛ یک «منفعت اقتصادی مشترک» برای مردم است. در کودتای ۲۰۱۶، مقاومت مردم در برابر تانک‌ها پیام بزرگی داشت. اگرچه این رفتار مستقیماً ناشی از گردشگری نبود، اما این فرضیه را تقویت می‌کند: «جامعه‌ای که خود را ذی‌نفعِ ثبات می‌داند، در بحران تاب‌آوری بیشتری دارد.» مدل تونس؛ شکاف، نه مشارکت پیش از ۲۰۱۱، گردشگریِ تونس صنعتی بزرگ اما «متمرکز» بود. منافع بیشتر در مناطق ساحلی و نزد گروهی خاص انباشته شد. این شکاف عمیق میان «ساحل برخوردار» و «داخلِ محروم»، امنیت اجتماعی را در برابر تکانه‌ها ضعیف کرد. انقلاب تونس نتیجهٔ یک عامل واحد نبود، اما این نابرابری منطقه‌ای قطعاً در شکل‌گیری نارضایتی‌ها نقش داشت. حرف آخر توزیعِ عادلانهٔ سود، خودِ امنیت است. اگر جامعه احساس کند ثباتِ یک مقصد مستقیماً به سفرهٔ خودش گره خورده، برای حفظ آن کوتاهی نمی‌کند. جای اندیشیدن است؛ گردشگری در ایران چقدر توانسته منافعش را میان مردم محلی توزیع کند و زندگی آن‌ها را به آینده و ثبات مقصد گره بزند؟

ایجاد شده: 25/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
آیا هتل‌های ایران برای پذیرش مهمانان نسل Z آماده‌اند؟

آیا هتل‌های ایران برای پذیرش مهمانان نسل Z آماده‌اند؟

✍️ دلارام آریایی پناه| خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا نسل Z دیگر «مهمان آینده» صنعت هتلداری نیست؛ این نسل همین امروز نیز در حال تغییر قواعد بازی است.  نسلی که متولد اواخر دهه ۹۰ میلادی و سال‌های ابتدایی هزاره جدید است، برخلاف نسل‌های پیشین، هتل را صرفاً مکانی برای خواب و استراحت نمی‌داند. برای این نسل، هتل بخشی از تجربه سفر است؛ تجربه‌ای که باید متفاوت، قابل اشتراک‌گذاری و به‌یادماندنی باشد. در بسیاری از کشورهای جهان، برندهای بزرگ هتلداری به این تغییر پاسخ داده‌اند. لابی‌های سنتی جای خود را به فضاهای اجتماعی داده‌اند، رستوران‌ها به پاتوق شهروندان تبدیل شده‌اند و طراحی داخلی هتل‌ها به اندازه تعداد ستاره‌هایشان اهمیت پیدا کرده است. اما سؤال اینجاست؛ هتل‌های ایران تا چه اندازه برای این تغییر آماده‌اند؟ واقعیت این است که بخش عمده‌ای از هتل‌های کشور هنوز بر همان الگوی سنتی رقابت می‌کنند؛ اتاق بزرگ‌تر، صبحانه متنوع‌تر و تخفیف بیشتر. در حالی که مهمان نسل Z، قبل از رزرو اتاق، صفحه اینستاگرام هتل را بررسی می‌کند، نظرات کاربران را می‌خواند و به این فکر می‌کند که آیا این هتل ارزش ثبت شدن در خاطرات و شبکه‌های اجتماعی‌اش را دارد یا خیر. این نسل به دنبال «داستان» است، نه فقط «اقامت». دوست دارد در هتلی اقامت کند که هویت داشته باشد؛ از معماری و طراحی گرفته تا موسیقی، غذا، هنر و حتی نحوه برخورد کارکنان. برای او اینترنت پرسرعت، خدمات دیجیتال، امکان ورود بدون مراجعه به پذیرش، فضاهای کار اشتراکی و کافه‌ای پویا، دیگر یک مزیت نیست؛ بلکه یک انتظار بدیهی است. در ایران، بسیاری از هتل‌ها هنوز سرمایه‌گذاری خود را بر توسعه فیزیکی متمرکز کرده‌اند، در حالی که سرمایه‌گذاری اصلی باید بر طراحی تجربه مهمان باشد. تجربه‌ای که از لحظه جست‌وجوی آنلاین آغاز می‌شود و تا مدت‌ها پس از پایان سفر ادامه پیدا می‌کند. مهمانی که با رضایت هتل را ترک می‌کند، امروز تنها یک مشتری نیست؛ او یک رسانه است که تجربه خود را برای صدها یا هزاران نفر روایت می‌کند. از سوی دیگر، نسل Z به اصالت نیز اهمیت می‌دهد. او ترجیح می‌دهد در هتلی اقامت کند که فرهنگ و هویت مقصد را بازتاب دهد، نه ساختمانی که در هر شهر دیگری نیز می‌توان نمونه مشابه آن را پیدا کرد. این موضوع برای ایران، با تنوع فرهنگی، معماری بومی و میراث غنی، یک فرصت بزرگ محسوب می‌شود؛ فرصتی که هنوز به‌طور کامل از آن استفاده نشده است. شاید مهم‌ترین چالش هتل‌های ایران، تغییر نگاه مدیران باشد. رقابت آینده، بر سر تعداد اتاق‌ها یا لوکس‌ترین لابی نخواهد بود؛ بلکه بر سر خلق تجربه‌هایی است که مهمان را به بازگشت و توصیه هتل به دیگران ترغیب کند. نسل Z دیر یا زود، سهم عمده بازار گردشگری را در اختیار خواهد گرفت و اکنون مسئله، رخ دادن یا ندادن این تحول نیست؛ مسئله این است که هتل‌های ایران چه زمانی خود را برای همراهی با این نسل بازطراحی خواهند کرد؟

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابه‌جایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربه‌ای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی به‌عنوان یکی از فراگیرترین زبان‌های فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکل‌گیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکان‌هایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خورده‌اند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقی‌محور» قرار می‌گیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق می‌شود که موسیقی در آن‌ها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزه‌های مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: سفر برای شرکت در کنسرت‌ها و جشنواره‌ها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزه‌ها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی می‌داند؛ حوزه‌ای که می‌تواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه‌ای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود. از آیین‌های موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربه‌محور: پیوند موسیقی و سفر پدیده‌ای تازه نیست. در دوره‌های تاریخی، آیین‌های مذهبی، موسیقی‌های درباری، اجراهای مردمی و مناسبت‌های فصلی، گروه‌هایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب می‌کردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، به‌ویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان به‌تدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانه‌های دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکان‌های موسیقایی شکل تازه‌ای یافت.  طرفداران گروه‌های موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکان‌های مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد میراث یک گروه موسیقی چگونه می‌تواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهه‌های اخیر، رشد جشنواره‌های بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاه‌مدت و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ می‌تواند هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواری‌های تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازه‌گیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعت‌گردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر می‌کنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و هم‌زمان از جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربه‌های اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، داده‌های ملی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرک‌های مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونه‌ها، گزارش‌های سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرت‌ها و جشنواره‌های بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بین‌المللی بودند. هزینه‌کرد این گردشگران در حوزه‌هایی مانند بلیت، اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این آمار به‌خوبی نشان می‌دهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی می‌تواند مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبه‌بندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روش‌های متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده می‌کنند و شاخص‌های قابل مقایسه جهانی هنوز به‌صورت استاندارد تدوین نشده‌اند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت داده‌های منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونه‌های جهان و احتمالاً برجسته‌ترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنواره‌های بین‌المللی؛ سالن‌های تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گسترده‌ای از سالن‌ها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط به‌عنوان یک محصول هنری، بلکه به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایت‌های موسیقایی خاص خود شناخته می‌شوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راک‌اندرول و نیواورلئان با جَز، نمونه‌هایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کرده‌اند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نام‌هایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده می‌کند. جشنواره سالزبورگ، کنسرت‌های تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونه‌ای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنواره‌های تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کره‌ای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازه‌ای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگری‌ای که با رسانه‌های دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک می‌کند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبه‌های تاریخی یا طبیعی مشابه‌اند، اما موسیقی می‌تواند به آن‌ها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته می‌شود، در ذهن گردشگر تصویری مشخص‌تر و ماندگارتر پیدا می‌کند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنواره‌ها و برنامه‌های موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه می‌دارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر می‌شود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبه‌های مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز می‌کنند، جشنواره‌ها و رویدادهای موسیقایی می‌توانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناخته‌شده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژه‌ای دارد، زیرا می‌تواند تجربه‌ای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به‌سادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروه‌های گسترده‌ای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیره‌ای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی می‌تواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح می‌کند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را می‌توان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمان‌مند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، آرشیوها و مکان‌هایی که در تاریخ موسیقی نقش داشته‌اند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی می‌تواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب می‌کنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار می‌کنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل می‌سازند. فرصت ایران؛ موسیقی به‌عنوان نقشه‌ای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعه‌ای گسترده از ظرفیت‌ها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه می‌تواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه می‌تواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاه‌های سازسازی، آشنایی با آیین‌ها، تجربه خوراک محلی، صنایع‌دستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر می‌تواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوه‌های نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و هم‌زمان جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربه‌ای عمیق و مشارکتی تبدیل می‌کند. با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند برنامه‌ریزی حرفه‌ای است. نبود تقویم بین‌المللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود داده‌های آماری، محدود بودن زیرساخت‌های اجرای استاندارد و نبود بسته‌های گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدی‌تر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنواره‌های محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزش‌های تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانه‌ها، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمع‌بندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیه‌ای یا صرفاً سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار می‌رود. موسیقی می‌تواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچه‌ای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، داده‌های کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که این حوزه می‌تواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و ده‌ها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارش‌دهی، یکی از مهم‌ترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کرده‌اند. برای ایران، موسیقی می‌تواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفت‌وگوی بین‌المللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر به‌درستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه می‌شنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر می‌کنیم، بازتعریف کنیم.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...