✍🏻 مهرداد مرکزی | فعال گردشگری
همه قدرتِ گردشگری را با «تعداد توریستها» یا «میلیاردها دلار درآمد» میسنجند؛ اما تجربهٔ ترکیه و تونس نشان میدهد امنیتِ یک کشور، نه با حجمِ پول، بلکه با «نحوهٔ توزیع آن» گره خورده است.
امنیتِ نرم چیست؟
وقتی از امنیت در گردشگری میگوییم، منظورمان لزوماً گشتهای انتظامی یا حفاظت نظامی نیست. منظور ما «امنیت نرم» است: تابآوری اجتماعی، اعتمادِ مردم به آینده و احساسِ سهم داشتن در ثباتِ کشور.
مدل ترکیه؛ شبکهٔ منافع مشترک
در ترکیه، گردشگری در هزاران کسبوکار کوچک و خانوادگی پخش شده است. از هتلدار و رستوراندار تا راننده و فروشنده، همه از ثباتِ کشور نان میخورند. اینجا امنیت فقط وظیفه دولت نیست؛ یک «منفعت اقتصادی مشترک» برای مردم است.
در کودتای ۲۰۱۶، مقاومت مردم در برابر تانکها پیام بزرگی داشت. اگرچه این رفتار مستقیماً ناشی از گردشگری نبود، اما این فرضیه را تقویت میکند: «جامعهای که خود را ذینفعِ ثبات میداند، در بحران تابآوری بیشتری دارد.»
مدل تونس؛ شکاف، نه مشارکت
پیش از ۲۰۱۱، گردشگریِ تونس صنعتی بزرگ اما «متمرکز» بود. منافع بیشتر در مناطق ساحلی و نزد گروهی خاص انباشته شد. این شکاف عمیق میان «ساحل برخوردار» و «داخلِ محروم»، امنیت اجتماعی را در برابر تکانهها ضعیف کرد. انقلاب تونس نتیجهٔ یک عامل واحد نبود، اما این نابرابری منطقهای قطعاً در شکلگیری نارضایتیها نقش داشت.
حرف آخر
توزیعِ عادلانهٔ سود، خودِ امنیت است. اگر جامعه احساس کند ثباتِ یک مقصد مستقیماً به سفرهٔ خودش گره خورده، برای حفظ آن کوتاهی نمیکند.
جای اندیشیدن است؛
گردشگری در ایران چقدر توانسته منافعش را میان مردم محلی توزیع کند و زندگی آنها را به آینده و ثبات مقصد گره بزند؟