به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ شرکت Axiom Hospitality به تازگی برند Guild Hotels را راهاندازی کرده است. این برند با هدف گرد همآوردن سه هتل در مرکز لندن، به بازار هتلداری این شهر وارد شده است. Guild Hotels تلاش دارد تا با الهام از تاریخ اصناف لندن، کیفیت و قابلیت اطمینان هتلهای زنجیرهای را با هویت منحصر به فرد هتلهای مستقل ترکیب کند. در این راستا، بیش از ۲۰ میلیون پوند برای بازسازی اتاقها و فضاهای عمومی این هتلها سرمایهگذاری شده است. مدیران Guild Hotels رویکرد خود را بر اساس مفهوم «مهماننوازی صنعتگرانه» پایهگذاری کردهاند. این رویکرد بر ارائه تجربهای متمایز و توجه به هویت هر هتل تأکید دارد.
ایجاد شده: چهار روز قبل آخرین ویرایش: چهار روز قبل اخبار خارجی
✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایهگذاریها در کلانشهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیتهایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ ظرفیتهایی که در صورت بهرهبرداری صحیح، میتوانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهمترین این فرصتهاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیینهای محلی، صنایعدستی و سبک زندگی اصیل، سرمایههای ارزشمندی هستند که میتوانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه بهتنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیتهای بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل میشود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیرهای از فرصتهای اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران میتواند به رونق اقامتگاههای بومی، رستورانها، حملونقل، صنایعدستی و فروش محصولات محلی بیانجامد و درآمد را در بخشهای مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از کسبوکارهای محلی، میتواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آیندهای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفهای مقصد و مشارکت مردم محلی امکانپذیر نیست. همچنین حفاظت از محیطزیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاههای متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیتهای هر منطقه را شناسایی و برای بهرهبرداری از آنها برنامهریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، ساماندهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، میتواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایهگذاریهای عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیتها و مدیریت صحیح آنها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشتههای آنها نیاز دارد. گردشگری راهحلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامهریزی، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، میتواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصتهای توسعه بازمیگرداند.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 22/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ گروه ماینور هتلز برنامه خود را برای توسعه برند Oaks در ژاپن اعلام کرد. به زودی دو هتل جدید این برند در شهر کیوتو راهاندازی خواهد شد. این اقدام بخشی از استراتژی ماینور هتلز برای گسترش حضور در بازار گردشگری آسیا است. کیوتو به عنوان یکی از مقاصد فرهنگی و تاریخی مهم در ژاپن، در سالهای اخیر با افزایش ورود گردشگران روبهرو بوده است. این افزایش، به رشد سرمایهگذاری هتلهای زنجیرهای در این شهر کمک کرده است. همچنین، منطقه نیسکو در جزیره هوکایدو نیز در آستانه افزایش ظرفیت اقامتی قابل توجهی قرار دارد. تحلیلها نشان میدهد که عرضه هتلها در نیسکو طی سالهای آینده حدود ۴۶ درصد رشد خواهد کرد. این افزایش سرمایهگذاری در گردشگری زمستانی ژاپن را نشان میدهد. توسعه برندهای بینالمللی در شهرهای گردشگرپذیر ژاپن بیانگر رشد مستمر صنعت گردشگری در این کشور است.
ایجاد شده: 11/مهر/1405 آخرین ویرایش: 13/مهر/1405 اخبار خارجی
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 نازلی بخشایش |سر دبیر سرویس گردشگری موسیقی ایتنا گردشگری موسیقی دیگر صرفاً بخشی از صنعت سرگرمی نیست؛ در بسیاری از کشورها به یکی از شاخههای مهم گردشگری فرهنگی و تجربهمحور تبدیل شده است. در تعریف جهانی، گردشگری موسیقی به سفرهایی گفته میشود که موسیقی، کنسرت، جشنواره، میراث موسیقایی، اماکن تاریخی مرتبط با موسیقی یا تجربه یک رویداد موسیقایی، یکی از انگیزههای اصلی سفر است. اسپانیا؛ از مقصد ساحلی تا مقصد موسیقایی اسپانیا یکی از نمونههای قابل توجه توسعه گردشگری موسیقی در اروپا است. بر اساس دادههای Turespaña که توسط خبرگزاری EFE گزارش شده، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵.۳ میلیون گردشگر بینالمللی در رویدادهای فرهنگی اسپانیا، از جمله جشنوارههای موسیقی، حضور داشتند. در همین سال نزدیک به ۱۰۰۰ جشنواره و رویداد فرهنگی در کشور برگزار شد. بازار موسیقی زنده اسپانیا نیز در همین دوره به رکورد جدیدی رسید. طبق گزارش OBS Business School، درآمد صنعت موسیقی زنده اسپانیا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۷۸ میلیون یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشت. این رقم عمدتاً مربوط به فروش بلیت و فعالیت مستقیم موسیقی زنده است و نباید با کل درآمد گردشگری موسیقی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی ماجرا زمانی مشخص میشود که هزینههای خارج از محل برگزاری کنسرت را نیز در نظر بگیریم: هتل، رستوران، حملونقل، خرید، اقامت و سایر خدمات گردشگری. یک گزارش اقتصادی در اسپانیا، برای سالهای اخیر، اثر اقتصادی مجموع کنسرتها و جشنوارهها را بیش از ۵.۳ میلیارد یورو برآورد کرده است. جایگاه اسپانیا در مقایسه جهانی مقایسه کشورها به دلیل تفاوت در تعریف «گردشگر موسیقی» کاملاً یکسان نیست؛ با این حال، آمار کشورهای پیشرو ابعاد بازار را نشان میدهد. برای نمونه، در بریتانیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی برای کنسرتها و جشنوارهها سفر کردند و مجموع هزینه مرتبط با گردشگری موسیقی به ۱۰ میلیارد پوند رسید. از این تعداد، حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر خارجی بودند. بنابراین اسپانیا را میتوان در زمره بازارهای مهم گردشگری موسیقی جهان قرار داد؛ بهویژه در حوزه جشنوارههای بزرگ، موسیقی زنده و جذب گردشگران خارجی. گزارش OBS نیز بازار موسیقی زنده اسپانیا را در میان ۱۵ بازار مهم جهان قرار داده است. نکته مهم این است که گردشگری موسیقی را نباید صرفاً با فروش بلیت سنجید. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۹۳.۸ میلیون گردشگر بینالمللی جذب کرد و گردشگران خارجی در این سال ۱۲۶.۳ میلیارد یورو در کشور هزینه کردند. گردشگری در مجموع نیز معادل ۱۲.۶ درصد GDP اسپانیا بود. (mintur.gob.es) در چنین بازاری، موسیقی یک «محصول مکمل» نیست؛ میتواند بهانه اصلی سفر و در نتیجه محرک هزینهکرد در زنجیره وسیعتری از اقتصاد گردشگری باشد. اسپانیا چه چیزی را درست انجام داده است؟ مدل اسپانیا بر ترکیب چند مزیت استوار است: جشنوارههای بزرگ، آبوهوا، شهرهای گردشگری، زیرساخت حملونقل، هتلها، برند شهری و حضور هنرمندان بینالمللی. برای مثال، در رویداد Primavera Sound در مادرید، برآورد شده بود که نیمی از مخاطبان بینالمللی باشند و هر گردشگر خارجی طی سه روز حدود ۱۲۰۰ یورو هزینه کند به این ترتیب، یک جشنواره موسیقی میتواند از یک رویداد چندروزه به یک بسته اقتصادی گردشگری تبدیل شود. اگر ایران بخواهد وارد این بازار شود چه؟ ایران نیز از نظر «ماده اولیه» گردشگری موسیقی ظرفیت بالایی دارد: موسیقی نواحی، موسیقی دستگاهی، آیینها و جشنهای سنتی، سازهای ایرانی، میراث موسیقایی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد و همچنین ظرفیت برگزاری جشنوارههای بینالمللی. اما برای تبدیل این ظرفیت به درآمد گردشگری، صرفاً برگزاری کنسرت کافی نیست. مدل موفق میتواند شامل جشنواره بینالمللی + تور شهری + اقامت + غذا و فرهنگ محلی + صنایعدستی + حملونقل + اجرای موسیقی در اماکن تاریخی باشد. به بیان ساده، تجربه اسپانیا نشان میدهد که سؤال اصلی این نیست که «چند بلیت کنسرت فروختهایم؟»؛ سؤال اقتصادی مهمتر این است که هر گردشگر موسیقی چه میزان پول وارد شهر و زنجیره خدمات گردشگری میکند و چند شب اقامت دارد. اگر ایران بتواند چنین زنجیرهای را طراحی کند، گردشگری موسیقی میتواند از یک فعالیت فرهنگی به یک ابزار جذب گردشگر خارجی، افزایش اقامت و ایجاد درآمد برای شهرها و کسبوکارهای محلی تبدیل شود.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 سید محمد رضا حاج سید جوادی | پژوهشگر ارشد و دکتری اقتصاد- مدل سازی هوشمند از دانشگاه دولتی یو پی ام مالزی تحول دیجیتال در صنعت گردشگری و هتلداری در سالهای اخیر به مرحلهای رسیده است که در آن فناوری نهتنها یک ابزار پشتیبان، بلکه یکی از عناصر اصلی مدل کسبوکار به شمار میآید. در مدل سنتی، نگاه بسیاری از هتلها به مشتری عمدتاً از زمان ورود تا خروج مهمان شکل میگرفت؛ اطلاعات مهمان در سامانهٔ رزرو یا پروندهٔ اقامتی ثبت میشد و بهرهگیری از این اطلاعات نیز غالباً به عملیات جاری هتل محدود بود. در چنین ساختاری، داده بهعنوان یک محصول جانبیِ عملیات در نظر گرفته میشد، نه بهعنوان یک دارایی راهبردی. اما گسترش پلتفرمهای دیجیتال رزرو، شبکههای اجتماعی، سامانههای مدیریت هتل، ابزارهای ارتباط مستقیم با مشتری و افزایش تعاملات آنلاین، ساختار بازار اقامت را دگرگون کرده است. مشتری امروز پیش از انتخاب هتل، به مجموعهای گسترده از اطلاعات، قیمتها، تصاویر، نظرها و تجربههای سایر مسافران دسترسی دارد و میتواند گزینههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کند. در چنین شرایطی، هتل دیگر صرفاً با فروش یک اتاق سروکار ندارد، بلکه با رابطهای پیچیده و مستمر در سراسر چرخهٔ سفر مواجه است. در اقتصاد دیجیتال، توانایی سازمان در شناخت مشتری، پیشبینی نیازهای او و خلق تجربهٔ شخصیسازیشده به یکی از مهمترین عوامل موفقیت تبدیل شده است. از این منظر، باشگاه مشتریان میتواند نقشی فراتر از ارائهٔ امتیاز و تخفیف ایفا کند. باشگاه مشتریان هوشمند میتواند نقطهٔ اتصال میان دادهٔ مشتری، تجربهٔ مهمان و درآمد پایدار باشد؛ به این معنا که هوش مصنوعی با پردازش حجم عظیمی از دادههای مشتریان، الگوهای پنهان رفتار آنها را کشف میکند و به هتلها امکان میدهد از بازاریابی انبوه به سمت بازاریابی شخصیسازیشده حرکت کنند. این تحول، باشگاه مشتریان را از یک مرکز هزینه به موتور سودآوری و رشد پایدار تبدیل میکند. ۱- مبانی مفهومی باشگاه مشتریان و وفاداری مشتری باشگاه مشتریان: راهبردی ساختاریافته در بازاریابی است که برای پاداش دادن به مشتریان در ازای خریدهای مکرر و تعاملات مستمر طراحی شده است؛ هدف اصلی آن، ایجاد و تقویت وفاداری مشتری است. این مفهوم در صنعت هتلداری از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با برنامههای سادهٔ امتیازدهی آغاز شد و بهتدریج به اکوسیستمهای پیچیدهٔ دادهمحور تبدیل شده است؛ موتور اصلی این تحول، هوش مصنوعی است. وفاداری مشتری: تعهد عمیق مشتری به خرید دوبارهٔ یک محصول یا خدمت در آینده، با وجود تأثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی رقبا برای تغییر رفتار او. وفاداری دو بعد دارد: • وفاداری رفتاری: تکرار خرید به دلیل عادت، آسودگی یا نبودِ گزینهٔ بهتر؛ این نوع وفاداری شکننده است. • وفاداری نگرشی: پیوند عاطفی و روانی مشتری با برند؛ این نوع وفاداری پایدار و سودآور است و هدف اصلی یک باشگاه مشتریان هوشمند باید ایجاد همین نوع وفاداری باشد. ارزش طول عمر مشتری (CLV): معیاری کلیدی که کل سود خالص پیشبینیشدهٔ یک مشتری در سراسر دورهٔ ارتباط او با کسبوکار را نشان میدهد. هدف اصلی باشگاه مشتریان، بیشینهسازی CLV است. ۲- ارزیابی یک شکاف راهبردی: پارادایم هتلهای سنتی در برابر هتلهای دادهمحور صنعت هتلداری ایران با ظرفیت اقامتی بالایی (از هتلهای زنجیرهای و بینالمللی تا اقامتگاههای بومی) روبهروست؛ بازاری رقابتی، اما کمبهره از ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری. مدلهای سنتی وفاداری که بر پایهٔ جمعآوری امتیاز و ارائهٔ تخفیفهای خطی بنا شده بودند و تنها بر توزیع انفعالی تخفیفهای عمومی استوار بودند، در عصر اقتصاد تجربه و تحول دیجیتال، کارایی خود را کاملاً از دست دادهاند. امروزه وفاداری دیگر یک کارت عضویت ساده نیست، بلکه «اکوسیستم دیجیتال پویایی» است که بر پایهٔ دادههای رفتاری، برای هر مشتری سامانههای ارزشآفرین میآفریند. الگوی غالب رزرو در ایران، استفاده از پلتفرمهای آنلاین داخلی است و همین الگو دادههای ارزشمند مشتری را نزد واسطهها نگه میدارد. در جهان نیز هتلهایی که مستقیماً با مهمان در ارتباط نیستند، در واقع با واگذاری دادههای دستاول، قدرت قیمتگذاری و نبض بازاریابی خود را به واسطههای آنلاین رها کردهاند. تداوم مدلهای سنتی، هتلهای ایرانی را به «تأمینکنندهٔ زیرساخت» برای پلتفرمهای واسطه (OTA) تبدیل کرده است. در این ساختار، دادههای ارزشمند مشتری و بخش بزرگی از حاشیهٔ سود (۱۵ تا ۲۵ درصد کمیسیون) به واسطهها میرسد. این وضعیت، مالکیت تجربهٔ مشتری را از هتل سلب کرده است. هر یک درصد انتقال رزرو از پلتفرمهای واسطه به کانال مستقیم، مستقیماً به حاشیهٔ سود خالص هتل افزوده میشود. راهحل این بحران، فعالسازی موتور هوش مصنوعی در قلب عملیات بازاریابی هتل است. درک دقیق این جایگاه کنونی، سنگبنای ترسیم نقشهٔ راه تحول هوشمند خواهد بود. سطوح چهارگانهٔ بلوغ هوشمندسازی: بیشتر هتلهای ایران در سطحهای ۱ و ۲ متوقف ماندهاند: ۱. سطح ۱ - وفاداری سنتی (مدیریت دستی و کارتهای فیزیکی): ابتداییترین شکل مدیریت مشتری است که در آن هتل عملاً هیچ شناختی از «رفتار» مهمان ندارد و تنها «تکرار خرید» ساده را میبیند. در این سطح، همهچیز بر تجربهٔ شخصیِ مدیریت هتل تکیه دارد و با تغییر مدیر، تمام دانش و شناخت از مشتریان نیز از بین میرود. ۲. سطح ۲ - هتل نرمافزارمحور (اتوماسیون پایه): در این سطح، سامانههای مدیریت هتل (PMS) به کار گرفته میشوند و اطلاعات مهمان ثبت میشود؛ اما تصمیمگیریها همچنان «مدیرمحور» (n) است، نه «دادهمحور». این سطح هنوز «هوشمند» نیست؛ گزارشها ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند، بدون آنکه بتوانند رفتار آیندهٔ مهمان را پیشبینی کنند. ۳. سطح ۳ - هتل دادهمحور (بخشبندی و هدفگیری): در این سطح، اتصال جزیرههای اطلاعاتی PMS، CRM و موتور رزرو برقرار میشود. هتل توانایی بخشبندی رفتاری مییابد، متناسب با نوع مسافر (مسافران کاری در برابر مسافران تفریحی/خانوادگی) واکنش نشان میدهد و ارسال پیشنهادهای متفاوت بر اساس هر بخش را در قالب کمپینهای هدفمند انجام میدهد. ۴. سطح ۴ - هتل هوشمند (بخش تکنفره و وفاداری عاطفی): این سطح، اوج تکامل و شرط «بقا در آینده» است. هوش مصنوعی (AI) با تحلیل حجم عظیم دادهها، مفهوم «بخش تکنفره» را محقق میکند. در این سطح، هتل نهتنها مهمان را میشناسد، بلکه نیاز او را پیشبینی میکند. پژوهشهای صنعتی نشان میدهند برنامههای وفاداری در حال گذار از سامانههای پیچیدهٔ امتیازمحور به اکوسیستمهای تجربهمحور و شخصیسازیشده هستند و هوش مصنوعی در شخصیسازی پاداشها و ارتباطات نقش محوری دارد. ۳- کارکردهای کلیدی هوش مصنوعی: گروهبندی، وفاداری و فعالیت در پلتفرمهای آنلاین هوش مصنوعی با تحلیل دادههای گردآوریشده از اعضای باشگاه، خروجیهای هوشمند تولید میکند که در سه دستهٔ «گروهبندی»، «پیشبینی» و «تحلیل رفتار کانالی» سازماندهی میشوند. هر خروجی در ادامه به یک تصمیم عملیاتی متصل شده است؛ بدون اتصال به تصمیم، خروجی چیزی جز یک گزارش نیست. ۳-۱- گروهبندی هوشمند مشتریان مدلهای سنتی مانند RFM (تازگی، فراوانی، مبلغ) ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند. الگوریتمهای یادگیری ماشین (نظیر خوشهبندی و رتبهبندی) میتوانند مشتریان را بر اساس الگوهای رفتاری پیچیده در گروههای پویاتری طبقهبندی کنند؛ در عمل، بخشهای جمعیتشناختی (سن، درآمد) جای خود را به بخشهای رفتاری میدهند. ۳-۲- پیشبینی وفاداری و ارزش طول عمر مدلهای پیشبینی میتوانند با دقتی بالا تخمین بزنند که کدام مشتریان تازه به اعضای وفادار تبدیل خواهند شد و ارزش آتی آنها چقدر است. این توانایی به هتل امکان میدهد سرمایهگذاری بازاریابی را بر مشتریان با پتانسیل بالا متمرکز کند. دو خروجی کلیدی از این مدل به دست میآید: • امتیاز پتانسیل وفاداری: برای هر عضو تازه، بهمنظور تخصیص «خوشآمدگوییِ» متناسب (مثلاً هدیهٔ در سطح ارتقایافته برای اعضای با پتانسیل بالا). • امتیاز ریسک ریزش: با افق پیشبینی ۹۰ روزه، برای فعالسازی خودکار کمپین نگهداشت. ۳-۳- تحلیل رفتار در OTA و تبدیل به رزرو مستقیم هوش مصنوعی میتواند مشتریانی را که ابتدا هتل را در یک OTA دیدهاند و سپس مستقیماً رزرو کردهاند شناسایی کند. برعکسِ این الگو نیز ارزشمند است: شناسایی کسانی که در OTA قیمتها را مقایسه میکنند و هرگز در هتل شما اقامت نکردهاند، تا کمپینهای جذب با پاداش عضویت برای آنها طراحی شود. ۳-۴- موتور پیشنهاد شخصیسازیشده موتور پیشنهاد، خروجیهای بخشبندی و پیشبینی را به اقدام تبدیل میکند: پیشنهاد خدمات جانبی متناسب با پروفایل هر مشتری در لحظهٔ مناسب؛ مثلاً پیشنهاد رزرو اسپا برای مشتریانی که پیشتر از آن استفاده کردهاند، یا پیشنهاد خدمات پس از اقامت به اعضایی که غیرفعال شدهاند. در اتوماسیون بازاریابی ، پیامکها و پیشنهادهای شخصی بر پایهٔ محرکهای رفتاری بهصورت خودکار ارسال میشوند؛ برای نمونه، ارسال پیشنهاد ویژه یک ماه پیش از سالگرد ازدواج یا تولد مشتری.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ شرکت داتوان توریسم به دنبال ایجاد زنجیرهای یکپارچه در صنعت گردشگری است. این مجموعه بر توسعه پلتفرم هوشمند سفر، گردشگری سلامت و هتلداری تمرکز دارد. داتوان توریسم همچنین فعالیتهای گردشگری را در خارج از تهران گسترش میدهد. اجرای پروژههای زیرساختی و تفریحی در مقاصدی مانند منطقه آزاد اروند، از دیگر اهداف این شرکت است.
ایجاد شده: 11/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 11/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز ؛ چهل و هشتمین اجلاس کمیته میراث فرهنگی یونسکو که در بوسان کره جنوبی برگزار شده است با ثبت «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی موافقت کرد. پرونده ثبتشده شامل مجموعهای زنجیرهای از هفت قلعه و استحکام تاریخی شامل الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمسکلایه، قسطینلار، شیرکوه و ایلان است. این شبکه دفاعی در درههای الموت شرقی و غربی و دامنههای جنوبی البرز قرار دارد. سازههای یادشده در سدههای یازدهم تا سیزدهم میلادی با تکیه بر شناخت دقیق جغرافیا، مدیریت منابع آب، مسیرهای ارتباطی، معماری دفاعی و سازمان فضایی شکل گرفتهاند.
ایجاد شده: 4/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 4/مرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هورکا نیوز ؛ بررسی آمار جهانی شعب برندهای بزرگ فستفود و رستورانهای زنجیرهای در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد مکدونالد با بیش از ۴۱ هزار شعبه همچنان عنوان بزرگترین زنجیره رستورانی جهان را در اختیار دارد. پس از مکدونالد، استارباکس با حدود ۴۰ هزار شعبه و سابوی با ۳۷ هزار شعبه در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. همچنین کیافسی با ۳۰ هزار شعبه و لاکن کافی چین با بیش از ۲۲ هزار شعبه از دیگر بازیگران بزرگ بازار جهانی غذا و نوشیدنی به شمار میروند. در میان برندهای پیتزا، دومینوز پیتزا با حدود ۲۰ هزار شعبه و پیتزا هات با نزدیک به ۱۹ هزار شعبه، گستردهترین شبکههای جهانی را در اختیار دارند. برگرکینگ نیز با بیش از ۱۹ هزار شعبه در جایگاه بعدی قرار گرفته است. بر اساس این آمار، بازار جهانی فستفود و رستورانهای زنجیرهای در سال ۲۰۲۴ ارزشی حدود ۱.۱ تریلیون دلار داشته و همچنان یکی از بزرگترین بخشهای صنعت خدمات و گردشگری جهان محسوب میشود. ۱۰ برند برتر از نظر تعداد شعب در جهان (۲۰۲۵) 🔸مکدونالد – ۴۱,۸۲۲ شعبه 🔸استارباکس – ۴۰,۱۹۹ شعبه 🔸سابوی – ۳۷,۰۰۰ شعبه 🔸کیافسی – ۳۰,۰۰۰ شعبه 🔸لاکن کافی – ۲۲,۳۴۰ شعبه 🔸دومینوز پیتزا – ۲۰,۵۹۱ شعبه 🔸برگرکینگ – ۱۹,۳۸۴ شعبه 🔸پیتزا هات – ۱۸,۸۶۶ شعبه 🔸دانکین – ۱۴,۰۰۰ شعبه 🔸تاکو بل – ۸,۲۱۸ شعبه
ایجاد شده: 10/تیر/1405 آخرین ویرایش: 10/تیر/1405 اخبار خارجی