نتایج جستجو...
رشد گردشگری سلامت محور در هتل‌های خاورمیانه

رشد گردشگری سلامت محور در هتل‌های خاورمیانه

به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ اولف برمر، مدیرکل مجموعه Four Seasons Resort and Residences خاورمیانه، به روندهای نوظهور در صنعت هتلداری لوکس اشاره کرد. وی تأکید کرد که تقاضا برای تجربه‌های اقامتی شخصی‌سازی‌شده و اصالت فرهنگی افزایش یافته است. برمر همچنین به اهمیت سفرهای مبتنی بر بازیابی آرامش و سلامت جامع اشاره کرد. برمر گفت که تحول در هتلداری سلامت‌محور، فراتر از ارائه خدمات اقامتی لوکس است. او بیان کرد که توجه به نیازهای فردی مهمانان و پیوند با فرهنگ بومی، نقش مهمی در شکل‌دهی به انتظارات گردشگران ایفا می‌کند. همچنین، فراهم‌کردن تجربه‌هایی برای ارتقای سلامت جسم و روان، از دیگر عوامل مؤثر در این تحول است. این روند نشان‌دهنده اهمیت تلفیق تجمل، تجربه‌های فرهنگی اصیل و مفهوم تندرستی در توسعه خدمات هتلداری و گردشگری لوکس در خاورمیانه است.

ایجاد شده: سه روز قبل       آخرین ویرایش: سه روز قبل     اخبار خارجی
سود گردشگری باید به نفع محیط زیست تمام شود

سود گردشگری باید به نفع محیط زیست تمام شود

به گزارش تور نیوز؛ کوروش خسروی، معاون هماهنگی و امور اقتصادی استانداری اصفهان، از ضرورت فراتر رفتن سرمایه‌گذاری گردشگری از صرفاً جلوگیری از آسیب به محیط زیست خبر داد. او بیان کرد که این سرمایه‌گذاری باید به تأسیس کسب‌وکارهایی منجر شود که به بهبود وضعیت محیط زیست کمک می‌کنند. خسروی افزود که در رویکرد جدید، صرفاً جلوگیری از تخریب محیط زیست کافی نیست. او تأکید کرد که فعالیت‌های اقتصادی باید آثار مثبت محیط‌زیستی نیز به همراه داشته باشند. کسب‌وکارهای طبیعت‌محور باید الگویی برای هم‌افزایی میان منافع اقتصادی و حفاظت از منابع طبیعی ایجاد کنند. وی همچنین خاطرنشان کرد که افزایش درآمد و موفقیت اقتصادی باید در راستای اهداف محیط‌زیستی قرار گیرد. حضور فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران از مناطق مختلف کشور در نشست فرصت‌ها و بسته‌های سرمایه‌گذاری گردشگری، نشان‌دهنده توجه به ظرفیت‌های اقتصادی این حوزه است.

ایجاد شده: 2/آبان/1405       آخرین ویرایش: 2/آبان/1405     اخبار داخلی
زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

✍🏻 سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا در هر مجموعه گردشگری، انتخاب مدیر فقط تصمیمی درباره یک فرد نیست؛ تصمیمی است درباره اینکه چه توانایی‌هایی ارزشمند شمرده می‌شوند، چه کسانی فرصت پیشرفت پیدا می‌کنند و آینده آن مجموعه به دست چه افرادی سپرده می‌شود. اما وقتی صحبت از زنان متخصص گردشگری به میان می‌آید، یک پرسش جدی مطرح می‌شود: آیا داشتن دانش، تجربه و توانایی حرفه‌ای برای رسیدن به جایگاه مدیریت کافی است؟ مدیریت در گردشگری به چیزی فراتر از عنوان شغلی نیاز دارد. شناخت بازار، توانایی تصمیم‌گیری، مدیریت منابع، حل مسئله و پاسخ‌گویی در برابر نتایج، بخشی از شایستگی‌های موردنیاز مدیران این صنعت‌اند. این توانایی‌ها نه به زنان اختصاص دارند و نه در انحصار مردان‌اند؛ باید در عمل شکل بگیرند، سنجیده شوند و فرصت بروز پیدا کنند. بنابراین، بحث درباره حضور زنان در مدیریت، پیش از هر چیز بحث درباره چگونگی شناسایی و ارزیابی استعدادهای حرفه‌ای است. بااین‌حال، استعداد زمانی به فرصت مدیریتی تبدیل می‌شود که مسیر رشد نیز وجود داشته باشد. تجربه‌اندوزی، آموزش، واگذاری مسئولیت‌های متناسب، ارزیابی عملکرد و امکان معرفی برای جایگاه‌های بالاتر، بخشی از این مسیرند. اگر این مراحل روشن نباشند، ممکن است سازمان حتی از وجود برخی استعدادهای خود نیز آگاه نشود. این مسئله مختص زنان نیست؛ اما بررسی آن از منظر زنان متخصص اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کلیشه‌های جنسیتی و انتظارات اجتماعی می‌توانند بر تجربه حرفه‌ای و فرصت‌های پیشرفت آنان تأثیر بگذارند. پژوهش‌های دانشگاهی درباره زنان فعال در گردشگری ایران نیز به موانع اجتماعی و سازمانی پیشرفت حرفه‌ای اشاره کرده‌اند. این مطالعات به‌تنهایی برای تعیین میزان یا گستره این موانع در سراسر صنعت گردشگری کشور کافی نیستند؛ اما نشان می‌دهند که نمی‌توان مسیر شغلی زنان را فقط با تکیه بر تلاش فردی توضیح داد. برای فهم فرصت‌های مدیریتی، باید علاوه بر توانایی افراد، شرایطی را هم بررسی کرد که در آن توانایی‌ها شناسایی و ارزیابی می‌شوند. در اینجا مسئله از یک پرسش فردی فراتر می‌رود: وقتی یک جایگاه مدیریتی خالی می‌شود، نام چه کسانی به ذهن تصمیم‌گیران می‌رسد و این افراد چگونه به فهرست گزینه‌ها راه پیدا کرده‌اند؟ آیا معیارهای انتخاب از قبل روشن‌اند؟ آیا کارکنان مستعد برای پذیرش مسئولیت‌های بالاتر آموزش می‌بینند؟ آیا تجربه و عملکرد حرفه‌ای آن‌ها به‌صورت منظم ارزیابی می‌شود؟ این پرسش‌ها درباره نتیجه یک انتصاب خاص نیستند؛ درباره کیفیت فرایندی‌اند که مدیران آینده را شناسایی می‌کند. شایسته‌گزینی زمانی معنا پیدا می‌کند که معیارها مشخص باشند و امکان ارزیابی آن‌ها وجود داشته باشد. اگر سازمانی دانش تخصصی، تجربه مرتبط، توانایی حل مسئله و عملکرد قابل سنجش را معیار انتخاب مدیر قرار می‌دهد، باید بتواند توضیح دهد که این معیارها چگونه در فرایند انتخاب به کار می‌روند. شفافیت در این زمینه به معنای حذف اختیار مدیریتی نیست؛ به معنای آن است که تصمیم‌ها تا حد امکان بر مبنای معیارهای حرفه‌ای و قابل دفاع گرفته شوند. برای زنان متخصص گردشگری، چنین رویکردی می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. فرصت پیشرفت نباید به این وابسته باشد که فرد تا چه اندازه در شبکه‌های غیررسمی شناخته شده است یا چه کسی نام او را برای مسئولیتی مطرح می‌کند. در مقابل، نباید فرض کرد هر انتصاب غیرشفافی لزوماً نتیجه تبعیض جنسیتی است یا هر زن متخصصی خواهان مدیریت است. مسئله، ایجاد مسیری حرفه‌ای است که در آن توانایی افراد فرصت دیده‌شدن داشته باشد و جنسیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، جایگزین ارزیابی شایستگی نشود. مدیران و سیاست‌گذاران گردشگری می‌توانند این مسیر را با اقداماتی مشخص تقویت کنند: تعریف معیارهای روشن برای انتخاب و ارتقا، فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی برای کارکنان مستعد، ارزیابی منظم عملکرد، ایجاد امکان تجربه‌اندوزی در مسئولیت‌های مدیریتی و بررسی دسترسی زنان و مردان به این فرصت‌ها. ثبت و انتشار اطلاعات معتبر درباره ترکیب نیروی انسانی و مدیریت نیز می‌تواند به ارزیابی دقیق‌تر وضعیت کمک کند؛ البته چنین داده‌هایی زمانی ارزشمندند که روش جمع‌آوری و محدوده آن‌ها روشن باشد. اهمیت این موضوع فقط به فرصت‌های شغلی زنان محدود نمی‌شود. هر سازمانی که نتواند استعدادهای خود را به‌درستی شناسایی کند، ممکن است بخشی از ظرفیت انسانی‌اش را نادیده بگیرد. گردشگری نیز، به‌عنوان صنعتی متکی بر دانش، تجربه، خلاقیت و کیفیت خدمات، به فرایندهایی نیاز دارد که انتخاب و پرورش مدیران را به تصمیمی حرفه‌ای و قابل ارزیابی تبدیل کنند. پرسش این نیست که مدیریت باید سهمیه‌ای برای زنان داشته باشد یا هر زن متخصصی الزاماً مدیر شود. پرسش این است که آیا مسیر رسیدن به مدیریت چنان روشن و حرفه‌ای طراحی شده که زنان توانمند نیز بتوانند فرصت واقعی برای ورود به آن داشته باشند؟ اگر گردشگری ایران برای آینده خود به مدیران شایسته نیاز دارد، باید از همین امروز درباره چگونگی شناسایی، پرورش و انتخاب آنان جدی‌تر فکر کند. زیرا هیچ صنعتی نمی‌تواند از همه ظرفیت‌های انسانی خود بهره ببرد، اگر بخشی از این ظرفیت‌ها فرصت کافی برای دیده‌شدن و آزموده‌شدن پیدا نکنند.

ایجاد شده: 30/مهر/1405       آخرین ویرایش: 30/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
برگزاری نشست مشترک معاون گردشگری کشور و سفیر پاکستان در تهران

برگزاری نشست مشترک معاون گردشگری کشور و سفیر پاکستان در تهران

به گزارش هتل نیوز؛ نشست هم‌اندیشی با هدف توسعه تعاملات گردشگری ایران و پاکستان در تهران برگزار شد. این نشست با حضور محسنی بندپی، معاون گردشگری کشور و عمران احمد صدیقی، سفیر پاکستان برگزار گردید. در این جلسه، جمعی از اعضای سفارت پاکستان و مدیران معاونت گردشگری نیز حضور داشتند. در این نشست، سند جامع همکاری‌ها بررسی شد. همچنین سوابق تبادلات دوجانبه مرور گردید. این تبادلات شامل برقراری ۸ پرواز هفتگی از تهران و مشهد به لاهور، کراچی و اسلام‌آباد است. طرفین بر تسریع در صدور روادید گروهی تأکید کردند. همچنین توسعه زیرساخت‌های مرزی و استفاده از ظرفیت‌های استان‌های خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی مورد بحث قرار گرفت. در نهایت، اجرای تورهای ترکیبی با محوریت جاده ابریشم و گردشگری سلامت نیز به تصویب رسید. محسنی بندپی: تورهای ترکیبی جاده ابریشم و گردشگری سلامت در اولویت همکاری با پاکستان است معاون گردشگری کشور در نشست با سفیر پاکستان، با قدردانی از میانجی‌گری و مواضع سازنده اسلام‌آباد در تحولات اخیر، بر اراده جدی دو کشور برای رفع موانع و شکوفایی ظرفیت‌های گردشگری تأکید کرد. دکتر محسنی بندپی توسعه تورهای ترکیبی فرهنگی و تاریخی با تمرکز بر مسیرهای جاده ابریشم، تسهیل تردد زائران ترانزیتی پاکستان به عتبات عالیات، اربعین و حج، و برنامه‌ریزی برای سفر اساتید دانشگاه به‌ویژه اساتید زبان فارسی را از مهم‌ترین سرفصل‌های اجرایی مشترک برشمرد. وی همچنین توسعه گردشگری سلامت با اتکا به مراکز درمانی مجهز کشور و بسترسازی برای سرمایه‌گذاری مشترک در زیرساخت‌های نوار مرزی استان‌های شرقی، به‌ویژه بلوچستان، را در اولویت دانست و گفت با حمایت سفارت و تقویت مسیرهای ارزان‌قیمت هوایی و زمینی، شاهد تحولی ملموس در پیوندهای دو ملت خواهیم بود. سفیر پاکستان: شناخت ایرانیان از تاریخ و ادبیات پاکستان باید افزایش یابد عمران احمد صدیقی، سفیر پاکستان در تهران، با اشاره به پیوندهای تاریخی، زبانی و دینی دو ملت، به‌ویژه اشتراک اقوام بلوچ، فارسی‌زبان و پشتون، گفت مردم پاکستان با مفاخر ایران همچون تخت‌جمشید، پاسارگاد، حافظ و سعدی آشنایی عمیقی دارند، اما شناخت جامعه ایران از تاریخ و ادبیات پاکستان و شعر اردو کمتر است و این خلأ باید با برنامه‌ریزی معاونت گردشگری جبران شود. وی افزود گردشگران پاکستانی فراتر از سفرهای زیارتی به مشهد، قم و زیارتگاه‌هایی چون آستان قدس رضوی، شاه عبدالعظیم (ع)، بی‌بی شهربانو و آرامگاه امام محمد غزالی، به ظرفیت‌های گردشگری سلامت ایران از جمله بیمارستان‌ها و دهکده سلامت اصفهان نیز توجه دارند. سفیر پاکستان همچنین با اشاره به جذابیت و محتوای فاخر سریال‌های پاکستانی، پیشنهاد داد تبادل رسانه‌ای و نمایشی میان دو کشور جایگزین محصولات مشابه منطقه‌ای شود.

ایجاد شده: 27/مهر/1405       آخرین ویرایش: 27/مهر/1405     اخبار داخلی
به بهانه ۲۰ اکتبر  روز جهانی سرآشپز

به بهانه ۲۰ اکتبر  روز جهانی سرآشپز

✍🏻سیدمسعودمنتجبی | کارشناس گردشگری انتخاب یک روز به مناسبت بزرگداشت سرآشپزها (shef) ؛ در روز ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ و توسط سرآشپز فقید اهل آفریقای جنوبی، دکتر بیلی گالاگر، بنیان‌گذاری شد . او که در آن زمان ریاست انجمن جهانی جوامع سرآشپزان (Worldchefs) را بر عهده داشت، این روز را با هدف بزرگداشت حرفه آشپزی و استفاده از دانش سرآشپزان برای آموزش و الهام‌بخشی به نسل بعدی پایه‌گذاری کرد . ریشه‌های Worldchefs به سال ۱۹۲۸ در پاریس بازمی‌گردد، جایی که ۶۵ نماینده از ۱۷ کشور برای تشکیل یک انجمن بین‌المللی برای سرآشپزان حرفه‌ای گرد هم آمدند. ایده روز جهانی سرآشپز، حاصل همین روحیه اتحاد و اشتراک‌گذاری دانش در طول چندین دهه بود. فلسفه اصلی این روز، فراتر از جشن مهارت آشپزی، بر آموزش، پایداری و تغذیه سالم برای نسل‌های آینده متمرکز است . به همین دلیل، هر سال Worldchefs یک موضوع (Theme) یا شعار مرکزی برای هدایت فعالیت‌ها انتخاب می‌کند تا سرآشپزان در سراسر جهان را حول یک هدف مشترک متحد کند. برای مثال، شعاری که برای این روز در سال جاری میلادی ( ۲۰۲۶)انتخاب گردیده بود با عنوان «کاوشگران غذا» (Food Explorers) می باشد؛ که تمرکز آن بر آموزش کودکان درباره منشأ مواد اولیه، نحوه رشد و برداشت آن‌ها و اهمیت پایداری غذایی است. هدف این است که سرآشپزان با برگزاری کارگاه‌های آشپزی، بازدید از مزارع محلی یا فعالیت‌های مرتبط با باغبانی، کنجکاوی و آگاهی نسل جدید را نسبت به غذایی که می‌خورند، برانگیزند . باید اذعان نمود روز جهانی سرآشپز تنها یک مناسبت تقویمی برای تقدیر از سرآشپزان نیست، بلکه یک پلتفرم جهانی برای آموزش، الهام‌بخشی و مسئولیت اجتماعی است. این روز یادآور می‌شود که نقش یک سرآشپز می‌تواند بسیار فراتر از آشپزخانه باشد و به عنوان یک مربی و سفیر فرهنگی، بر سلامت و پایداری آینده غذا تأثیر بگذارد.

ایجاد شده: 26/مهر/1405       آخرین ویرایش: 27/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
متاورس و واقعیت مجازی؛ فرصت‌های تازه برای صنعت هتلداری

متاورس و واقعیت مجازی؛ فرصت‌های تازه برای صنعت هتلداری

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر سرویس حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا صنعت هتلداری همواره با تغییر رفتار مسافران، پیشرفت فناوری و تحول در سبک زندگی انسان‌ها روبه‌رو بوده است. زمانی وب‌سایت‌ها و سیستم‌های رزرو آنلاین، چهره بازار اقامت را تغییر دادند و پس از آن، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال به بخش جدایی‌ناپذیر ارتباط هتل‌ها با مهمانان تبدیل شدند. اکنون متاورس و واقعیت مجازی، افق تازه‌ای را پیش روی صنعت هتلداری گشوده‌اند؛ افقی که در آن تجربه مهمان می‌تواند پیش از سفر آغاز شود و حتی پس از پایان اقامت نیز ادامه پیدا کند. واقعیت مجازی با ایجاد محیطی سه‌بعدی و تعاملی، این امکان را فراهم می‌کند که کاربر بدون حضور فیزیکی، فضای یک هتل، اتاق‌ها، رستوران، سالن همایش، استخر یا سایر امکانات مجموعه را مشاهده و تجربه کند. این فناوری می‌تواند تصمیم‌گیری مسافر را آسان‌تر کند؛ زیرا تصاویر ثابت و توضیحات متنی همیشه نمی‌توانند تصویری دقیق از کیفیت و حال‌وهوای یک هتل ارائه دهند. اما تور مجازی به مهمان اجازه می‌دهد پیش از رزرو، در فضا حرکت کند و انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشد. برای بسیاری از مسافران، به‌ویژه گردشگران بین‌المللی، خانواده‌ها و برگزارکنندگان رویدادها، شناخت دقیق فضای هتل اهمیت زیادی دارد. یک شرکت می‌تواند سالن همایش را به‌صورت مجازی بررسی کند، یک خانواده می‌تواند چیدمان اتاق و امکانات مناسب کودکان را ببیند و یک مسافر می‌تواند فاصله اتاق تا رستوران یا چشم‌انداز پنجره را پیش از سفر ارزیابی کند. این شفافیت، احتمال نارضایتی و فاصله میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی را کاهش می‌دهد. متاورس تنها به نمایش مجازی اتاق‌ها محدود نمی‌شود. هتل‌ها می‌توانند در فضاهای دیجیتال، شعبه یا محیطی مجازی ایجاد کنند که کاربران در آن با برند، خدمات و هویت مجموعه آشنا شوند. در چنین محیطی، مهمان می‌تواند با یک راهنمای مجازی گفت‌وگو کند، درباره مقصد اطلاعات بگیرد، خدمات مختلف را بشناسد، اتاق خود را انتخاب کند یا حتی پیش از ورود، برنامه اقامت خود را طراحی کند. این تجربه اگر با خلاقیت و شناخت درست نیازهای مخاطب همراه باشد، می‌تواند ارتباط میان برند و مهمان را عمیق‌تر کند. یکی از مهم‌ترین فرصت‌های متاورس برای صنعت هتلداری، بازاریابی تجربه‌محور است. تبلیغات سنتی معمولاً درباره ویژگی‌های یک هتل صحبت می‌کنند، اما فناوری‌های غوطه‌ورکننده اجازه می‌دهند مخاطب بخشی از تجربه را پیشاپیش احساس کند. برای مثال، یک هتل ساحلی می‌تواند فضای طلوع خورشید، صدای امواج و امکانات تفریحی خود را در قالب تجربه‌ای مجازی به نمایش بگذارد. هتل‌های تاریخی نیز می‌توانند با بازسازی دیجیتال بنا، داستان معماری و فرهنگ مقصد را برای مخاطبان روایت کنند. واقعیت مجازی همچنین در آموزش کارکنان کاربرد فراوانی دارد. کارکنان هتل می‌توانند در محیطی شبیه‌سازی‌شده، موقعیت‌های مختلف را تمرین کنند؛ از نحوه پذیرش مهمان و پاسخ‌گویی به شکایت گرفته تا مدیریت شرایط اضطراری، تخلیه ساختمان و مواجهه با موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده. این آموزش‌ها بدون ایجاد فشار بر عملیات واقعی هتل انجام می‌شوند و به کارکنان اجازه می‌دهند پیش از مواجهه با یک موقعیت واقعی، واکنش مناسب را تمرین کنند. در بخش طراحی و مدیریت نیز این فناوری می‌تواند به تصمیم‌گیری بهتر کمک کند. مدیران و سرمایه‌گذاران می‌توانند پیش از ساخت یا بازطراحی یک مجموعه، فضای پیشنهادی را به‌صورت مجازی بررسی کنند. چیدمان اتاق‌ها، مسیر حرکت مهمان، نورپردازی، دسترسی‌ها و حتی حس کلی فضا را می‌توان پیش از اجرای نهایی ارزیابی کرد. این امر احتمال خطا و هزینه‌های اصلاحی را کاهش می‌دهد و امکان مشارکت بیشتر ذی‌نفعان در فرایند طراحی را فراهم می‌سازد. از سوی دیگر، متاورس می‌تواند نقش هتل‌ها را از محل اقامت به مرکز تجربه و تعامل تبدیل کند. در آینده، یک هتل ممکن است علاوه بر ارائه اتاق و خدمات رفاهی، میزبان رویدادهای مجازی، نمایشگاه‌های دیجیتال، نشست‌های بین‌المللی و برنامه‌های فرهنگی باشد. افرادی که امکان سفر ندارند، می‌توانند از طریق آواتار یا ابزارهای واقعیت مجازی در این رویدادها شرکت کنند. به این ترتیب، هتل می‌تواند مخاطبانی فراتر از مهمانان حاضر در ساختمان خود جذب کند. این فناوری در حوزه گردشگری مقصد نیز فرصت‌های ارزشمندی ایجاد می‌کند. هتل‌ها می‌توانند پیش از ورود مسافر، جاذبه‌های اطراف، مسیرهای گردشگری، موزه‌ها، بازارهای محلی و تجربه‌های فرهنگی را به شکل مجازی معرفی کنند. چنین رویکردی هم به فروش خدمات جانبی کمک می‌کند و هم ارتباط هتل را با اقتصاد و هویت مقصد افزایش می‌دهد. هتل در این حالت تنها محل خواب و اقامت نیست، بلکه به دروازه‌ای برای کشف فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی مقصد تبدیل می‌شود. با وجود این فرصت‌ها، نباید متاورس و واقعیت مجازی را جایگزین کامل مهمان‌نوازی واقعی دانست. اساس صنعت هتلداری همچنان بر ارتباط انسانی، آرامش، امنیت، پاکیزگی و کیفیت خدمات استوار است. هیچ تجربه مجازی نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین اقامت در یک اتاق واقعی، گفت‌وگو با کارکنان، چشیدن غذای محلی یا تماشای یک منظره از نزدیک شود. فناوری باید در خدمت تجربه انسانی قرار گیرد، نه اینکه آن را حذف کند. هزینه راه‌اندازی، نیاز به زیرساخت فنی، دسترسی محدود برخی مخاطبان به تجهیزات واقعیت مجازی، پیچیدگی تولید محتوای سه‌بعدی و مسائل مربوط به حریم خصوصی، از جمله چالش‌های این مسیر هستند. همچنین، اگر محتوای مجازی با تجربه واقعی هتل همخوان نباشد، می‌تواند موجب افزایش انتظار و در نهایت نارضایتی مهمان شود. بنابراین، استفاده از این فناوری نیازمند صداقت، برنامه‌ریزی و هماهنگی میان وعده‌های دیجیتال و کیفیت واقعی خدمات است. برای هتل‌های ایران نیز این حوزه می‌تواند فرصت قابل‌توجهی ایجاد کند. معرفی مجازی هتل‌های تاریخی، تجربه دیجیتال بناهای فرهنگی، نمایش جاذبه‌های طبیعی، جذب گردشگران خارجی و برگزاری رویدادهای بین‌المللی، تنها بخشی از ظرفیت‌های پیش‌روست. با این حال، موفقیت در این مسیر به تولید محتوای باکیفیت، توجه به زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف، آموزش نیروی انسانی و ایجاد همکاری میان هتل‌ها، شرکت‌های فناوری و نهادهای گردشگری نیاز دارد. آینده صنعت هتلداری احتمالاً ترکیبی از حضور فیزیکی و تجربه دیجیتال خواهد بود. مهمان ممکن است سفر خود را با یک بازدید مجازی آغاز کند، اتاقش را در فضای سه‌بعدی انتخاب کند، از طریق یک دستیار هوشمند برنامه اقامتش را تنظیم کند و پس از بازگشت نیز در رویدادهای مجازی هتل شرکت داشته باشد. در این میان، هتل‌هایی موفق‌تر خواهند بود که فناوری را نه به‌عنوان یک نمایش تجملی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای شناخت بهتر مهمان، شخصی‌سازی خدمات و خلق ارزش به کار گیرند.

ایجاد شده: 26/مهر/1405       آخرین ویرایش: 26/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
چرخه باطل در گردشگری خارجی؛
چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

چرخه باطل در گردشگری خارجی؛ چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

✍🏻 عباس مهدوی | خبرنگار یک الگوی رفتاری تکراری و پرهزینه سال‌هاست بر سیاست‌گذاری گردشگری کشور سایه انداخته است؛ در روزهای ثبات، اعتبارات و توان دیپلماسی کشور صرف بازارها و مقاصدی می‌شود که سنخیت چندانی با واقعیت‌های ژئوپلیتیک و فرهنگی ما ندارند؛ اما به محض بروز نخستین تلاطم‌های سیاسی، تحریم‌ها یا هشدارهای مسافرتی و خالی شدن هتل‌ها، مدیران سراسیمه به یاد کشورهای همسایه و حوزه‌های تمدنی مشترک می‌افتند. این نگاه فصلی، مقطعی و انفعالی، گردشگری ایران را در یک چرخه آزمون و خطای دائمی گرفتار کرده است. سال‌هاست سرمایه‌های مادی و معنوی متعددی صرف بازارهایی مانند اروپای غربی، چین یا روسیه می‌شود. برای آن‌ها هفته‌های فرهنگی برگزار می‌کنیم، در نمایشگاه‌ها به شیوه‌های سنتی غرفه می‌زنیم و لغو روادید یک‌طرفه را در دستور کار قرار می‌دهیم؛ اما داده‌های واقعی چه می‌گویند؟ از صدها میلیون گردشگر خروجی چین یا جریان مسافران روس، سهم ایران حتی به کسری از یک درصد هم نمی‌رسد. گردشگر روس ترجیح می‌دهد مقصد تفریحی تثبیت‌شده‌ای مانند ترکیه را برگزیند و با کوچک‌ترین تنش منطقه‌ای، گردشگران غربی و حتی چینی با توصیه‌های اکید وزارت‌خانه‌های خارجه‌شان سفر به ایران را لغو می‌کنند. رفتن به سراغ طرح‌های کم‌بازده‌ای مانند تعریف خطوط پروازی و تورهای مشترک با مقاصد دوردستی چون ونزوئلا نیز نشان داد که گاهی تفنن‌های تبلیغاتی جایگزین عقلانیت بازاریابی ژئوپلیتیک می‌شود. پرسش بنیادین این است: چرا همسایگان ما که از اشتراکات تاریخی، مذهبی، پیوندهای زمینی، مرزهای ارزان و علاقه متقابل برخوردارند، تنها «گزینه دوم» یا «سپر روزهای سخت» به شمار می‌روند!؟ کشوری که دارای مؤلفه‌های هویتی و فرهنگی متمایز است، باید ستون فقرات اقتصاد گردشگری خود را بر پایه حوزه‌ای بنا کند که پایداری رفت‌وآمد در آن به حداقل نوسانات حساس باشد: یعنی جغرافیای فرهنگی و حوزه تمدنی ایران. گنجینه‌های مغفول در مدار پیرامونی نکته مهمی که در نگرش مدیران حوزه گردشگری ایران باید به شکل برجسته‌ای مورد توجه قرار بگیرد این است که همسایگان ما فقط یک بازار اضطراری نیستند، بلکه فرصت‌های بالقوۀ اقتصادی‌اند: ۱- عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس: گردشگر عراقی یا عمانی فقط برای زیارت نمی‌آید؛ حوزه گردشگری سلامت، خرید و گردشگری طبیعی در شمال کشور ظرفیت مناسبی برای طراحی تورهای ترکیبی (مشهد-شمال-شیراز) دارد. با این حال، هنوز نتوانسته‌ایم یک زنجیره ارزش خدمات‌رسانی شایسته و حرفه‌ای برای این جمعیت میلیونی ایجاد کنیم. ۲- ارمنستان، قفقاز و آسیای میانه: ارمنستان با وجود مرز زمینی و نزدیکی فرهنگی و تاریخی (به‌ویژه وجود میراث کلیساهای ثبت جهانی در شمال‌غرب ایران) به شدت نیازمند معرفی چهره واقعی ایران است. تاجیکستان و ازبکستان به عنوان پاره‌های تمدنی زبان فارسی و هویت مشترک، و ترکمنستان با اشتراکات قومی و مفاخری نظیر «مخدوم‌قلی فراغی»، ظرفیت‌های بکری هستند که زیرساخت دیپلماسی فرهنگی ما کمتر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری واقعی و پایدار کرده است. ۳- ترکیه، پاکستان و افغانستان: در ترکیه به‌جای تمرکز صرف بر مسافران خروجی ایران، می‌توان با تکیه بر سرمایه‌های نمادین مشترک اقدام کرد؛ اقدام ارزنده‌ای که اخیراً در پیوند خوی و قونیه (محور شمس و مولانا) کلید خورد، نشان داد چقدر تشنه گردشگری ادبی و هویتی هستیم. در پاکستان نیز جامعه میلیونی شیعیان و علاقه‌مندان به فرهنگ ایرانی فراتر از ظرفیت‌های موجود می‌توانند رونق‌بخش باشند. حتی تغییرات پولی منطقه و رشد ارزش پول ملی برخی از همین همسایگان، سفر به ایران را برای طبقه متوسط آن‌ها بسیار جذاب و اقتصادی کرده است؛ ظرفیتی که متأسفانه با پیش‌داوری‌های کهنه و نگاه‌های سنتی مهاجرتی نادیده گرفته می‌شود. بازتعریف روایت‌ها؛ سرمایه‌های اجتماعی و تاریخی فراملی علاوه بر همسایگان، ما از قدرت روایتگری تاریخی حتی در تعامل با جهان غافل بوده‌ایم. رویکرد ما در رویدادهای بین‌المللی عمدتاً به توزیع بروشور و روش‌های نخ‌نما محدود شده و دست روی نقاط عطف تاریخی نگذاشته‌ایم. میزبانی از پناهندگان لهستانی در جنگ جهانی دوم: در روزهایی که قاره اروپا در آتش جنگ و کشتار می‌سوخت و ایران خود با قحطی و اشغال متفقین روبه‌رو بود، مردم این سرزمین بیش از ۱۰۰ هزار پناهجوی لهستانی را از بندر انزلی تا تهران و اصفهان و اهواز پناه دادند و زندگی دوباره بخشیدند. آرامستان‌ها و ردپای تاریخی این رویداد، بزرگ‌ترین سند مهمان‌نوازی و اخلاق زیستی ایرانیان است؛ روایتی بین‌المللی که می‌تواند به محوری برای گردشگری پیوند و یادبود تبدیل شود. راه آهن ایران؛ «پل پیروزی» : اگر شریان راه‌آهن شمال-جنوب ایران و فداکاری لجستیکی این ملت نبود، سرنوشت استالینگراد و جغرافیای جنگ در مواجهه با ماشین جنگی نازی‌ها به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. آیا تاکنون از این مسیر تاریخی برای جلب توجه گردشگران روس و علاقه‌مندان به تاریخ جنگ بهره برده‌ایم؟ دیپلماسی چهره‌ها و چهره‌های ادبی–فرهنگی: تجربیات موفق نویسندگان و شخصیت‌های فرهنگی مانند شهزاده ایگوال در معرفی ایران به جامعه نخبگانی و مردم ترکیه نشان می‌دهد که دیپلماسی فرهنگی و استفاده از چهره‌های اصیل ایرانی در خارج از کشور، ده‌ها برابر مؤثرتر از هیئت‌های رسمی و همایش‌های اداری بازدهی دارد. بازگشت به سیاست حسن همجواری در گردشگری اگر می‌خواهیم تاب‌آوری صنعت گردشگری کشور ارتقا یابد، دستگاه‌های متولی -شامل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- باید از موازی‌کاری دست بردارند و راهبرد نگاه به حوزه تمدنی را از یک تاکتیک اضطراری به یک استراتژی دائمی تبدیل کنند. همسایگان ما متوجه این رفتار گزینشی و فصلی می‌شوند؛ رفتاری که پیام می‌دهد: «تنها زمانی که راه‌ها بسته است، سراغ شما می‌آییم». برای ساختن اقتصادی پایدار، باید همسایگی فرهنگی، راه‌های زمینی، تسهیلات مرزی، اشتراکات غذایی، آیینی و مفاخر مشترک، اولویت نخست و بی‌چون‌وچرای سبد گردشگری ورودی ایران باشد؛ چه در روزهای آرامش و چه در روزهای بحران.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
تفاوت هتلداری با مهمان نوازی ؛
هتلداری با مهمان‌نوازی یکی نیست

تفاوت هتلداری با مهمان نوازی ؛ هتلداری با مهمان‌نوازی یکی نیست

✍🏻 به قلم مهدی حسینی یکی از خطاهای رایج در ادبیات گردشگری و خدمات در ایران، استفاده از «هتلداری»، «مهمان‌نوازی» و Hospitality به‌عنوان واژه‌هایی هم‌معناست. این درهم‌آمیختگی صرفاً یک مسئله زبانی نیست؛ بلکه حاصل تفکیک نکردن یک مفهوم فرهنگی از یک حوزه اقتصادی و یک رشته تخصصی است. مهمان نوازی Hospitality در معنای لغوی، به رابطه میان میزبان و مهمان و نحوه پذیرش و پذیرایی از او اشاره دارد. «مهمان‌نوازی» در فارسی نیز دقیقاً به همین لایه معنایی نزدیک است: رفتار، منش و کیفیت مواجهه با مهمان. از این منظر، Hospitality و «مهمان‌نوازی» را می‌توان معادل یکدیگر دانست. اما Hospitality در زبان تخصصی کسب‌وکار معنای دیگری نیز پیدا کرده است. این واژه نام حوزه‌ای اقتصادی است که فعالیت‌هایی چون اقامت، غذا و نوشیدنی، رویداد، تفریح و سایر خدمات مبتنی بر تجربه مهمان را دربرمی‌گیرد. در این کاربرد، ترجمه Hospitality به «مهمان‌نوازی» اگرچه از نظر لغوی قابل فهم است، اما از نظر مفهومی ناقص است؛ زیرا «مهمان‌نوازی» در فارسی نام یک صنعت نیست. همین‌جا مرز میان Hospitality و هتلداری روشن می‌شود. مدیریت هتل (Hotel Management) ناظر بر مدیریت و بهره‌برداری از هتل و واحدهای اقامتی است؛ از عملیات اتاق و پذیرش تا درآمد، فروش، بازاریابی، غذا و نوشیدنی و مدیریت تجربه مهمان. Hospitality Management دامنه وسیع‌تری دارد و هتل تنها یکی از بخش‌های آن محسوب می‌شود. رستوران‌ها، مراکز تفریحی، رویدادها و طیفی از کسب‌وکارهای خدماتی نیز در این حوزه قرار می‌گیرند. در نتیجه، نسبت این دو را نمی‌توان معکوس کرد: هتلداری بخشی از Hospitality است، نه مترادف آن. از سوی دیگر، «مهمان‌نوازی» حتی از این مرزبندی صنعتی نیز فراتر می‌رود. مهمان‌نوازی لزوماً تجاری نیست. پذیرایی از یک مهمان در خانه، رفتاری مهمان‌نوازانه است، اما فعالیتی در صنعت Hospitality محسوب نمی‌شود. بنابراین «مهمان‌نوازی» را باید یک مفهوم رفتاری و فرهنگی دانست که می‌تواند در هتل، رستوران، هواپیما، رویداد، خانه یا هر موقعیت دیگری تحقق پیدا کند. این نکته درباره «مهمانداری» نیز اهمیت دارد. Flight Attendant، مدیر رستوران، مدیر هتل و برگزارکننده رویداد ممکن است همگی در تجربه مهمان نقش داشته باشند، اما این اشتراک، آنها را صاحب یک حرفه واحد نمی‌کند. «مهمانداری» نیز با «هتلداری» مترادف نیست و هر دو را نمی‌توان بدون واسطه معادل Hospitality دانست. مسئله ترجمه نیز از همین‌جا پیچیده می‌شود. برای Hospitality در معنای رفتاری، «مهمان‌نوازی» ترجمه‌ای دقیق و طبیعی است؛ اما برای Hospitality Industry یا Hospitality Management، این معادل به تنهایی پاسخ‌گو نیست. حتی در واژه‌گزینی رسمی فارسی، برای Hospitality Trade اصطلاح «تجارت مهمان‌یاری» به کار رفته است؛ تمایزی که نشان می‌دهد «مهمان‌نوازی» و فعالیت اقتصادی سازمان‌یافته حول مهمان، الزاماً یک مفهوم نیستند. از این منظر، معادل‌سازی واژه‌ها باید تابع «بافت» باشد، نه صرفاً فرهنگ لغت. Hospitality در یک متن فرهنگی می‌تواند «مهمان‌نوازی» باشد؛ در متن مدیریتی ممکن است به «مدیریت خدمات مهمان‌محور» یا حوزه Hospitality اشاره کند؛ و Hotel Management مشخصاً «مدیریت هتل» یا «هتلداری» است. در مورد شکل نوشتاری نیز «مهمان‌نوازی» و «میهمان‌نوازی» هر دو در فارسی سابقه دارند، اما «مهمان‌نوازی» صورت رایج و مناسب‌تری برای کاربرد حرفه‌ای و رسانه‌ای امروز است. مسئله اصلی، در نهایت، انتخاب یک معادل فارسی برای Hospitality نیست؛ تفکیک سه مفهوم است که در فارسی به‌اشتباه در یکدیگر ادغام شده‌اند: مهمان‌نوازی، یک کیفیت رفتاری و فرهنگی است؛ Hospitality در کاربرد صنعتی، یک حوزه اقتصادی و خدماتی است؛ و هتلداری، یکی از تخصص‌های این حوزه است. نادیده گرفتن این تمایز، فقط به آشفتگی واژگانی منجر نمی‌شود. وقتی مرز یک صنعت، یک حرفه و یک مفهوم فرهنگی روشن نباشد، تعریف رشته‌های دانشگاهی، عنوان مشاغل، ساختار آموزش و حتی سیاست‌گذاری نیز بر مبنای مفاهیم مبهم شکل می‌گیرد. در صنعت گردشگری، دقت در واژه‌ها تجمل زبانی نیست؛ پیش‌شرط دقت در تعریف خود صنعت است.

ایجاد شده: 24/مهر/1405       آخرین ویرایش: 24/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری، فرصتی استثنایی برای نجات شهرهای کوچک

گردشگری، فرصتی استثنایی برای نجات شهرهای کوچک

✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها در کلان‌شهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیت‌هایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ ظرفیت‌هایی که در صورت بهره‌برداری صحیح، می‌توانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهم‌ترین این فرصت‌هاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیین‌های محلی، صنایع‌دستی و سبک زندگی اصیل، سرمایه‌های ارزشمندی هستند که می‌توانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه به‌تنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیت‌های بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل می‌شود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیره‌ای از فرصت‌های اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران می‌تواند به رونق اقامتگاه‌های بومی، رستوران‌ها، حمل‌ونقل، صنایع‌دستی و فروش محصولات محلی بی‌انجامد و درآمد را در بخش‌های مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصت‌های شغلی و حمایت از کسب‌وکارهای محلی، می‌تواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آینده‌ای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفه‌ای مقصد و مشارکت مردم محلی امکان‌پذیر نیست. همچنین حفاظت از محیط‌زیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاه‌های متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیت‌های هر منطقه را شناسایی و برای بهره‌برداری از آن‌ها برنامه‌ریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، سامان‌دهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، می‌تواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایه‌گذاری‌های عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیت‌ها و مدیریت صحیح آن‌ها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشته‌های آن‌ها نیاز دارد. گردشگری راه‌حلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، می‌تواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصت‌های توسعه بازمی‌گرداند.

ایجاد شده: 22/مهر/1405       آخرین ویرایش: 22/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
دوربین‌های مداربسته در هتل؛ ابزار نظارت یا رکن امنیت و مدیریت؟

دوربین‌های مداربسته در هتل؛ ابزار نظارت یا رکن امنیت و مدیریت؟

✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا 📌چرا سیستم نظارت تصویری باید در کنار سایر زیرساخت‌های حیاتی هتل، جدی گرفته شود؟ در صنعت هتلداری، امنیت مهمانان و کارکنان، حفاظت از دارایی‌ها و استمرار فعالیت‌های عملیاتی، از مهم‌ترین مسئولیت‌های مدیریت هتل به شمار می‌روند. در این میان، دوربین‌های مداربسته یا CCTV گاهی صرفاً ابزاری برای ثبت تصاویر و بررسی حوادث تلقی می‌شوند؛ درحالی‌که یک سیستم نظارت تصویری اصولی می‌تواند نقشی بسیار فراتر از این داشته باشد و به یکی از زیرساخت‌های مهم امنیتی و مدیریتی هتل تبدیل شود. هتل، برخلاف بسیاری از ساختمان‌های تجاری، محیطی چندمنظوره و پویاست که در آن فضاهای عمومی، بخش‌های اقامتی، رستوران‌ها، فضاهای تفریحی، تأسیسات و محدوده‌های خدماتی در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند. همین تنوع کاربری، مدیریت امنیت را پیچیده‌تر می‌کند. ورود و خروج افراد متعدد، تحویل و نگهداری کالاها، جابه‌جایی تجهیزات، فعالیت پیمانکاران و تردد شبانه‌روزی کارکنان، همگی ضرورت طراحی یک سیستم نظارت تصویری متناسب با ارزیابی ریسک هتل را افزایش می‌دهند. اما آیا دوربین مداربسته از نظر اهمیت، هم‌تراز سیستم اعلام و اطفای حریق است؟ پاسخ، نیازمند یک تفکیک اساسی است. سیستم اعلام و اطفای حریق برای کشف، هشدار و مقابله با خطر آتش‌سوزی طراحی شده و در بسیاری از حوزه‌های قضایی، الزامات قانونی مشخصی دارد. دوربین مداربسته عمدتاً ابزاری برای پایش، کشف برخی رخدادهای امنیتی، بررسی وقایع و پشتیبانی از تصمیم‌گیری است. بنابراین، این دو سیستم کارکرد یکسانی ندارند و دوربین مداربسته نباید جایگزین تجهیزات اعلام حریق، اطفای حریق، کنترل دسترسی یا سایر سامانه‌های ایمنی شود. بااین‌حال، در یک نظام جامع مدیریت امنیت هتل، نظارت تصویری می‌تواند در کنار این سامانه‌ها نقش مکمل و مهمی ایفا کند. برای مثال، در زمان وقوع حادثه، تصاویر دوربین‌ها ممکن است به تیم امنیت کمک کنند تا مسیر حرکت افراد، وضعیت یک محدوده یا شرایط پیرامونی حادثه را بهتر ارزیابی کنند؛ البته مشروط بر اینکه این قابلیت در طراحی سیستم پیش‌بینی شده باشد و استفاده از تصاویر موجب تأخیر در اقدامات اضطراری نشود. اهمیت این موضوع تنها به امنیت محدود نیست. تصاویر ثبت‌شده در ورودی‌ها، محدوده‌های دریافت کالا، پارکینگ‌ها و فضاهای عمومی می‌توانند در بررسی اختلافات، رسیدگی به خسارت‌ها، شناسایی گلوگاه‌های عملیاتی و مستندسازی برخی رویدادها نیز مفید باشند. از این منظر، دوربین مداربسته می‌تواند به ابزاری برای پشتیبانی از مدیریت عملیات هتل تبدیل شود؛ ابزاری که ارزش آن به کیفیت طراحی، نحوه بهره‌برداری و ارتباط آن با فرایندهای مدیریتی بستگی دارد. البته نصب دوربین به‌تنهایی نشانه حرفه‌ای بودن سیستم امنیتی نیست. دوربینی که محل مناسبی ندارد، تصویر قابل استفاده ثبت نمی‌کند، ساعت آن تنظیم نیست یا تصاویرش در زمان نیاز در دسترس قرار نمی‌گیرند، ممکن است هزینه‌ای مستمر ایجاد کند، بدون آنکه ارزش عملیاتی متناسبی داشته باشد. نکته مهم دیگر، حفظ حریم خصوصی است. در هتل، امنیت نباید به معنای نظارت نامحدود بر افراد تلقی شود. انتخاب محل دوربین‌ها باید بر مبنای نیاز امنیتی، تناسب، ضرورت و قوانین حاکم بر محل فعالیت هتل صورت گیرد. اتاق‌های اقامت، سرویس‌های بهداشتی، رختکن‌ها و سایر فضاهای خصوصی، محل نصب دوربین‌های نظارتی معمولی نیستند. حتی در فضاهای عمومی نیز باید از ثبت تصاویر غیرضروری و دسترسی‌های ناموجه جلوگیری کرد. در سطح بین‌المللی نیز برای طراحی و ارزیابی سیستم‌های نظارت تصویری، استانداردهای فنی مشخصی وجود دارد. برای نمونه، استاندارد IEC 62676 به سیستم‌های نظارت تصویری در کاربردهای امنیتی می‌پردازد و بخش چهارم آن، راهنمای برنامه‌ریزی، طراحی، نصب، آزمون و نگهداری این سیستم‌ها را ارائه می‌کند. نسخه جدید IEC 62676-4 در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است. این استاندارد چارچوبی برای طراحی متناسب با نیازهای واقعی امنیتی فراهم می‌کند، اما به معنای وجود یک نقشه ثابت و یکسان برای نصب دوربین در تمام هتل‌های جهان نیست. در واقع، پرسش اصلی برای مدیران هتل نباید این باشد که «چند دوربین نصب کرده‌ایم؟» بلکه باید این باشد که «آیا سیستم نظارت تصویری ما خطرات مهم هتل را پوشش می‌دهد، در زمان مناسب اطلاعات قابل استفاده فراهم می‌کند و بدون نقض حریم خصوصی، به امنیت و مدیریت بهتر عملیات کمک می‌کند؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز حرکت از نصب تجهیزات به سمت مدیریت حرفه‌ای امنیت است. در قسمت دوم این مجموعه، به این پرسش می‌پردازیم که دوربین‌های مداربسته دقیقاً در کدام بخش‌های هتل باید نصب شوند، چه فضاهایی به نظارت تصویری نیاز دارند و در چه مکان‌هایی حفظ حریم خصوصی، محدودیت جدی یا مانع نصب دوربین است.

ایجاد شده: 21/مهر/1405       آخرین ویرایش: 21/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...