نتایج جستجو...
زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

زنان گردشگری؛ از شایستگی تا فرصت مدیریت، چه چیزی مانع است؟

✍🏻 سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا در هر مجموعه گردشگری، انتخاب مدیر فقط تصمیمی درباره یک فرد نیست؛ تصمیمی است درباره اینکه چه توانایی‌هایی ارزشمند شمرده می‌شوند، چه کسانی فرصت پیشرفت پیدا می‌کنند و آینده آن مجموعه به دست چه افرادی سپرده می‌شود. اما وقتی صحبت از زنان متخصص گردشگری به میان می‌آید، یک پرسش جدی مطرح می‌شود: آیا داشتن دانش، تجربه و توانایی حرفه‌ای برای رسیدن به جایگاه مدیریت کافی است؟ مدیریت در گردشگری به چیزی فراتر از عنوان شغلی نیاز دارد. شناخت بازار، توانایی تصمیم‌گیری، مدیریت منابع، حل مسئله و پاسخ‌گویی در برابر نتایج، بخشی از شایستگی‌های موردنیاز مدیران این صنعت‌اند. این توانایی‌ها نه به زنان اختصاص دارند و نه در انحصار مردان‌اند؛ باید در عمل شکل بگیرند، سنجیده شوند و فرصت بروز پیدا کنند. بنابراین، بحث درباره حضور زنان در مدیریت، پیش از هر چیز بحث درباره چگونگی شناسایی و ارزیابی استعدادهای حرفه‌ای است. بااین‌حال، استعداد زمانی به فرصت مدیریتی تبدیل می‌شود که مسیر رشد نیز وجود داشته باشد. تجربه‌اندوزی، آموزش، واگذاری مسئولیت‌های متناسب، ارزیابی عملکرد و امکان معرفی برای جایگاه‌های بالاتر، بخشی از این مسیرند. اگر این مراحل روشن نباشند، ممکن است سازمان حتی از وجود برخی استعدادهای خود نیز آگاه نشود. این مسئله مختص زنان نیست؛ اما بررسی آن از منظر زنان متخصص اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کلیشه‌های جنسیتی و انتظارات اجتماعی می‌توانند بر تجربه حرفه‌ای و فرصت‌های پیشرفت آنان تأثیر بگذارند. پژوهش‌های دانشگاهی درباره زنان فعال در گردشگری ایران نیز به موانع اجتماعی و سازمانی پیشرفت حرفه‌ای اشاره کرده‌اند. این مطالعات به‌تنهایی برای تعیین میزان یا گستره این موانع در سراسر صنعت گردشگری کشور کافی نیستند؛ اما نشان می‌دهند که نمی‌توان مسیر شغلی زنان را فقط با تکیه بر تلاش فردی توضیح داد. برای فهم فرصت‌های مدیریتی، باید علاوه بر توانایی افراد، شرایطی را هم بررسی کرد که در آن توانایی‌ها شناسایی و ارزیابی می‌شوند. در اینجا مسئله از یک پرسش فردی فراتر می‌رود: وقتی یک جایگاه مدیریتی خالی می‌شود، نام چه کسانی به ذهن تصمیم‌گیران می‌رسد و این افراد چگونه به فهرست گزینه‌ها راه پیدا کرده‌اند؟ آیا معیارهای انتخاب از قبل روشن‌اند؟ آیا کارکنان مستعد برای پذیرش مسئولیت‌های بالاتر آموزش می‌بینند؟ آیا تجربه و عملکرد حرفه‌ای آن‌ها به‌صورت منظم ارزیابی می‌شود؟ این پرسش‌ها درباره نتیجه یک انتصاب خاص نیستند؛ درباره کیفیت فرایندی‌اند که مدیران آینده را شناسایی می‌کند. شایسته‌گزینی زمانی معنا پیدا می‌کند که معیارها مشخص باشند و امکان ارزیابی آن‌ها وجود داشته باشد. اگر سازمانی دانش تخصصی، تجربه مرتبط، توانایی حل مسئله و عملکرد قابل سنجش را معیار انتخاب مدیر قرار می‌دهد، باید بتواند توضیح دهد که این معیارها چگونه در فرایند انتخاب به کار می‌روند. شفافیت در این زمینه به معنای حذف اختیار مدیریتی نیست؛ به معنای آن است که تصمیم‌ها تا حد امکان بر مبنای معیارهای حرفه‌ای و قابل دفاع گرفته شوند. برای زنان متخصص گردشگری، چنین رویکردی می‌تواند اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. فرصت پیشرفت نباید به این وابسته باشد که فرد تا چه اندازه در شبکه‌های غیررسمی شناخته شده است یا چه کسی نام او را برای مسئولیتی مطرح می‌کند. در مقابل، نباید فرض کرد هر انتصاب غیرشفافی لزوماً نتیجه تبعیض جنسیتی است یا هر زن متخصصی خواهان مدیریت است. مسئله، ایجاد مسیری حرفه‌ای است که در آن توانایی افراد فرصت دیده‌شدن داشته باشد و جنسیت، آگاهانه یا ناآگاهانه، جایگزین ارزیابی شایستگی نشود. مدیران و سیاست‌گذاران گردشگری می‌توانند این مسیر را با اقداماتی مشخص تقویت کنند: تعریف معیارهای روشن برای انتخاب و ارتقا، فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی برای کارکنان مستعد، ارزیابی منظم عملکرد، ایجاد امکان تجربه‌اندوزی در مسئولیت‌های مدیریتی و بررسی دسترسی زنان و مردان به این فرصت‌ها. ثبت و انتشار اطلاعات معتبر درباره ترکیب نیروی انسانی و مدیریت نیز می‌تواند به ارزیابی دقیق‌تر وضعیت کمک کند؛ البته چنین داده‌هایی زمانی ارزشمندند که روش جمع‌آوری و محدوده آن‌ها روشن باشد. اهمیت این موضوع فقط به فرصت‌های شغلی زنان محدود نمی‌شود. هر سازمانی که نتواند استعدادهای خود را به‌درستی شناسایی کند، ممکن است بخشی از ظرفیت انسانی‌اش را نادیده بگیرد. گردشگری نیز، به‌عنوان صنعتی متکی بر دانش، تجربه، خلاقیت و کیفیت خدمات، به فرایندهایی نیاز دارد که انتخاب و پرورش مدیران را به تصمیمی حرفه‌ای و قابل ارزیابی تبدیل کنند. پرسش این نیست که مدیریت باید سهمیه‌ای برای زنان داشته باشد یا هر زن متخصصی الزاماً مدیر شود. پرسش این است که آیا مسیر رسیدن به مدیریت چنان روشن و حرفه‌ای طراحی شده که زنان توانمند نیز بتوانند فرصت واقعی برای ورود به آن داشته باشند؟ اگر گردشگری ایران برای آینده خود به مدیران شایسته نیاز دارد، باید از همین امروز درباره چگونگی شناسایی، پرورش و انتخاب آنان جدی‌تر فکر کند. زیرا هیچ صنعتی نمی‌تواند از همه ظرفیت‌های انسانی خود بهره ببرد، اگر بخشی از این ظرفیت‌ها فرصت کافی برای دیده‌شدن و آزموده‌شدن پیدا نکنند.

ایجاد شده: سه روز قبل       آخرین ویرایش: سه روز قبل     مقالات و یادداشت ها
پیگیری مسائل آبادگران ایران با حمایت استاندار خراسان رضوی؛ بازدید تابش از پروژه هتل در حال تکمیل

پیگیری مسائل آبادگران ایران با حمایت استاندار خراسان رضوی؛ بازدید تابش از پروژه هتل در حال تکمیل

به گزارش هتل نیوز؛ در دیدار مدیرعامل شرکت هگتا و اعضای هیئت‌مدیره آبادگران ایران با استاندار خراسان رضوی، مسائل این مجموعه به دقت بررسی شد. در این جلسه، استاندار دستورات تازه‌ای برای پیگیری مشکلات صادر کرد. مدیرعامل هگتا به همراه اعضای هیئت‌مدیره آبادگران ایران، وضعیت کنونی این مجموعه گردشگری را مورد بحث قرار دادند. آن‌ها به دنبال راهکارهای مناسب برای رفع چالش‌های موجود بودند. استاندار خراسان رضوی با تأکید بر حمایت‌های خود، از معاون خود، مهندس قامتی، خواست تا موضوعات مطرح‌شده را پیگیری کند. او همچنین در تماس با دکتر حجت‌الله صیدی و دکتر علی نبیان، موضوعات مختلفی از جمله انتقال سهام آبادگران را بررسی کرد. تابش، مدیرعامل هگتا، ضمن قدردانی از حمایت‌های استاندار، تشکیل کارگروه و مصوبات پیشین را گامی مؤثر دانست. او بر اهمیت تداوم هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول تأکید کرد.

ایجاد شده: 26/مهر/1405       آخرین ویرایش: 26/مهر/1405     اخبار داخلی
دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمع‌بندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوه‌ای همه دستگاه‌ها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایه‌گذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی می‌شود تا مشخص شود چگونه می‌توان با تعریف مسئولیت‌های دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیت‌های موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدی‌گری دولت فاصله بگیرد و میدان‌داری سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیت‌های خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفه‌های لازم برای تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کم‌نظیر، ویژگی‌های اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفت‌انگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانه‌ها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندی‌هایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر می‌رسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جست‌وجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور می‌شود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجه‌های دولتی، پروژه‌های محدود دستگاه‌های اجرایی و فعالیت‌های پراکنده سازمان‌ها امکان‌پذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفه‌ای، امنیت سرمایه‌گذاری و چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهم‌کردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاست‌گذار و تنظیم‌گر باشد، نه متصدی همه فعالیت‌های اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساخت‌های عمومی بازتعریف شود. دولت می‌تواند با شناسایی ظرفیت‌ها و پهنه‌های مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیت‌هایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرح‌های جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوب‌ها و ضوابط سرمایه‌گذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی به‌صورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساخت‌های عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهره‌برداری از پروژه‌ها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایه‌گذاران واگذار شود. مهم‌تر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایه‌گذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایه‌گذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعه‌ای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عمل‌های زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماری‌های خاص به کشورهای اروپایی سفر می‌کنند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعه‌هایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل می‌کنند. چنین پروژه‌ای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاه‌ها و فراهم‌کردن زیرساخت‌های عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایه‌گذاری، مدت بهره‌برداری و شرایط تضمین‌شده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایه‌گذار بداند پس از بهره‌برداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی می‌تواند از سرمایه‌گذاری خود بهره‌برداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولت‌هاست. در دوره‌های مختلف، قراردادهایی امضا شده‌اند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین می‌کرده‌اند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آن‌ها دستخوش تغییر شده و سرمایه‌گذار آسیب دیده است. چنین تجربه‌هایی می‌تواند موجب خروج سرمایه‌گذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژه‌های بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژه‌ها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آماده‌کردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایه‌گذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایه‌گذاری؛ پیش‌شرط ورود بخش خصوصی سرمایه‌گذار زمانی وارد یک پروژه می‌شود که آینده سرمایه‌گذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدم‌قطعیت پروژه نیز در تصمیم‌گیری او نقش تعیین‌کننده دارد سرمایه‌گذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدوده‌ای اجرا می‌شود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاه‌های مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهره‌برداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم می‌شود. پرسش مهم‌تر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسش‌ها پاسخ‌هایی روشن و شفاف داد، حتی پروژه‌های بزرگ و پیچیده گردشگری نیز می‌توانند برای سرمایه‌گذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایه‌گذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایه‌گذار از امکان بهره‌برداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز می‌توان متناسب با ویژگی‌های هر مقصد و مشخصات پروژه، بسته‌های سرمایه‌گذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیت‌ها، کاربری‌ها، زیرساخت‌ها، میزان سرمایه‌گذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصت‌های اقتصادی را به‌صورت شفاف مشخص کند تا سرمایه‌گذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت می‌تواند امتیاز بهره‌برداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایه‌گذار اعطا کند؛ به‌گونه‌ای که مدت بهره‌برداری متناسب با حجم سرمایه‌گذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایه‌گذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمی‌شود. این سرمایه‌گذاری می‌تواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسب‌وکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر می‌کند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهم‌کردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایه‌گذاری گردشگری سرمایه‌گذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایه‌گذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایه‌گذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوب‌های قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاه‌های مرتبط را به‌صورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینه‌های اداری، افزایش قابلیت پیش‌بینی پروژه‌ها و تقویت اعتماد سرمایه‌گذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولت‌ها دچار توقف یا دگرگونی‌های بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایه‌های بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاست‌گذاری و استمرار برنامه‌های توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبه‌های منحصربه‌فرد نیز نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژه‌های گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژه‌های گردشگری است و از این منظر، مزیتی کم‌نظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همه‌چیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذاب‌ترین پهنه‌های کویری جهان به شمار می‌رود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها. این ظرفیت‌ها می‌توانند مبنای تعریف پروژه‌های یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، می‌توان به ظرفیت‌های پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانه‌ای که از داخل شهر اهواز می‌گذرد، می‌تواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمی‌های دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژه‌ای را می‌توان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهره‌برداری بلندمدت، برای مثال در دوره‌ای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را می‌توان برای دیگر ظرفیت‌های کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبه‌های کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبه‌ها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری می‌تواند به محور شکل‌گیری مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حمل‌ونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفه‌ای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعال‌شدن این زنجیره می‌تواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی می‌تواند زنجیره‌ای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری به نظر می‌رسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژه‌های مستعد سرمایه‌گذاری در سراسر کشور باشد. در این پرونده‌ها باید ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، وضعیت زیرساخت‌ها، کاربری‌های قابل تعریف، هزینه‌های اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهره‌برداری، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و تعهدات دولت و سرمایه‌گذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمان‌بندی صدور مجوزها به‌صورت شفاف تعیین شوند تا سرمایه‌گذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامه‌ای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانک‌ها، بازار سرمایه، شهرداری‌ها، جوامع محلی، شرکت‌های گردشگری، هتل‌ها، بخش حمل‌ونقل، صنایع فرهنگی و کسب‌وکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی می‌تواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیت‌های موجود، تعریف مدل‌های اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایه‌گذار نیازمند است. ظرفیت‌هایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، می‌توانند از دارایی‌های بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدان‌داری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.

ایجاد شده: 21/مهر/1405       آخرین ویرایش: 21/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
به مناسبت روز جهانی دختر
نقش دختران در گردشگری و هتلداری

به مناسبت روز جهانی دختر نقش دختران در گردشگری و هتلداری

✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمی‌مانند؛ آن‌ها بزرگ می‌شوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب می‌کنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیم‌ساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آن‌ها آماده می‌شود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیام‌های مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصت‌هایی که برای دختران فراهم می‌کنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهم‌کردن فرصت‌های برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آن‌ها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهان‌اند. بنابراین، کیفیت فرصت‌هایی که اکنون در اختیارشان قرار می‌گیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط می‌شود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزش‌دیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربه‌ای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهمان‌نوازی تا فرصت‌های حرفه‌ای هتلداری و مهمان‌نوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی به‌سادگی دیده نمی‌شوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوت‌های فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسان‌ها و پاسخ‌گویی حرفه‌ای به نیازهای آن‌ها وابسته است. اما مهمان‌نوازی را نباید به مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیم‌گیری، قابلیت‌هایی انسانی و حرفه‌ای‌اند که می‌توان آن‌ها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آن‌ها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همان‌طور که نمی‌توان نقش مردان را در این حرفه تنها با توانایی‌های فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهمان‌نوازی مناسب‌اند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهمان‌نوازی برای استفاده از تمام ظرفیت‌های حرفه‌ای زنان فرصت برابر فراهم می‌کند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به بخش‌هایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آن‌ها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصت‌های نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسی‌شده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حمل‌ونقل آبی مسافری را تشکیل می‌دهند. این ارقام به‌تنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخش‌های گردشگری جهان ارائه نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی به‌طور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یک‌پنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این داده‌ها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفه‌ای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته می‌کنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر می‌دهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبه‌رو می‌کنند: دخترانی که امروز در حال تحصیل‌اند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزه‌ها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزش‌های مرتبط، آشنایی با فرصت‌های شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفه‌ای آن‌ها نیز فکر کنیم. سرمایه‌گذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامه‌ای نمادین در مناسبت‌های جهانی محدود شود. این توجه می‌تواند از سال‌های آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و توانایی‌های خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف می‌تواند بر انتخاب‌های آینده آن‌ها اثر بگذارد. معرفی حرفه‌های متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامه‌های آموزشی و آشنایی با محیط‌های کاری، فراهم‌کردن فرصت‌های مهارت‌آموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسب‌وکارهای گردشگری، اقدام‌هایی هستند که می‌توانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهم‌کردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا می‌کند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتل‌ها و شرکت‌های گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاست‌گذاران و تشکل‌های حرفه‌ای نیز می‌توانند با گردآوری داده‌های دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخش‌های مختلف گردشگری، امکان برنامه‌ریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آن‌ها از جایگاه‌های مدیریتی و موانع پیشرفتشان به‌درستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاست‌های مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران به‌عنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آن‌ها در ساختار حرفه‌ای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا می‌شود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربه‌ای تازه برای گردشگران بسازد، کسب‌وکاری راه‌اندازی کند، فناوری‌های سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصت‌های آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفه‌ای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمی‌تواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بی‌تفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گسترده‌تر درباره بهره‌گیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، به‌جای تکرار این جمله که دختران آینده‌سازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشته‌ایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگری‌اند؛ آینده‌ای که نمی‌توان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بی‌آنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.

ایجاد شده: 19/مهر/1405       آخرین ویرایش: 19/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
پروژه گردشگری سلامت و آب‌درمانی قینرجه وارد مرحله اجرایی می‌شود

پروژه گردشگری سلامت و آب‌درمانی قینرجه وارد مرحله اجرایی می‌شود

به گزارش هتل نیوز؛ مدیرعامل شرکت دهکده ساحلی از آغاز پروژه احداث مجموعه گردشگری سلامت و آب‌درمانی در چشمه قینرجه شهرستان نیر خبر داد. او بیان کرد که این طرح بخشی از برنامه‌های هلدینگ رفاه و گردشگری تأمین «هگتا» برای توسعه محصولات جدید گردشگری و سلامت است. سیدمیثم سیدباقری درباره تأمین زمین پروژه گفت: بر اساس تفاهم‌نامه چهارجانبه میان هگتا، استانداری اردبیل، اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان، و شرکت آب منطقه‌ای، زمین مورد نیاز تأمین شده است. این پروژه اکنون در مرحله تحویل زمین به هگتا قرار دارد. این مجموعه در زمینی به مساحت ۱۵ هکتار احداث خواهد شد و شامل فضاهای اقامتی VIP، رستوران، کافی‌شاپ، استخرهای آب‌درمانی و کلینیک تخصصی آب‌درمانی است. به گفته وی، طراحی اولیه و طرح توجیه فنی و اقتصادی پروژه انجام شده و موافقت اصولی آن نیز صادر شده است. پس از تحویل زمین، عملیات اجرایی پروژه بر اساس طرح مصوب و برنامه زمان‌بندی آغاز خواهد شد.

ایجاد شده: 8/مهر/1405       آخرین ویرایش: 8/مهر/1405     اخبار داخلی
ضریب شرافت(DQ)؛ سرمایه پنهان صنعت مهمان‌نوازی

ضریب شرافت(DQ)؛ سرمایه پنهان صنعت مهمان‌نوازی

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا در صنعت مهمان‌نوازی، همه‌چیز با اعداد سنجیده می‌شود؛ نرخ اشغال، درآمد هر اتاق، امتیاز رضایت مهمان، میانگین زمان پاسخ‌گویی و میزان بازگشت مشتری. این شاخص‌ها برای مدیریت و ارزیابی عملکرد ضروری‌اند، اما در میان این همه عدد، یک معیار مهم معمولاً کمتر دیده می‌شود؛ معیاری که شاید در ترازنامه‌ها ثبت نشود، اما می‌تواند سرنوشت یک مجموعه را تغییر دهد: DQ یا ضریب شرافت. ضریب شرافت را می‌توان میزان پایبندی یک مجموعه و کارکنان آن به صداقت، انصاف، مسئولیت‌پذیری و کرامت انسانی دانست. این ضریب نشان می‌دهد که یک هتل، رستوران، اقامتگاه یا مجموعه گردشگری تا چه اندازه در رفتار با مهمان، کارکنان، تأمین‌کنندگان و جامعه، اصول اخلاقی خود را حفظ می‌کند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/7Yp3N

ایجاد شده: 7/مهر/1405       آخرین ویرایش: 7/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدل‌های آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که هم‌زمان با مهارت‌های تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بین‌فرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سال‌های اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دوره‌های کوتاه‌مدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کرده‌اند. با این حال، نمی‌توان یک کشور را به‌طور مطلق موفق‌ترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخص‌هایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغ‌التحصیلان، اعتبار گواهینامه‌ها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفه‌ای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسه‌های تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتل‌ها، رستوران‌ها و مجموعه‌های گردشگری ترکیب می‌کنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه هم‌زمان به مهارت‌های عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینه‌هایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش می‌بینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بین‌المللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان می‌دهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسب‌وکار شوند. مدل سوئیس نشان می‌دهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بین‌المللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونه‌های برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری می‌کند. دانش‌آموز یا کارآموز از یک سو آموزش‌های نظری و استانداردهای حرفه‌ای را فرا می‌گیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب می‌کند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمی‌شود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارت‌های موردنیاز هتل‌ها و توانایی فارغ‌التحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامه‌ریزی ملی برای مهارت‌های آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاست‌های کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال می‌کند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دوره‌های آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتل‌ها و تحولات فناوری به‌روزرسانی می‌کنند. در برنامه‌های آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دوره‌های کوتاه‌مدت و قابل‌انعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارت‌های تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادام‌العمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمی‌شود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوری‌ها و نیازهای جدید، آموزش می‌بینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارت‌های حرفه‌ای استرالیا در حوزه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دوره‌های آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانه‌داری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارت‌ها و شایستگی‌های مشخص تعریف می‌شود. فرد می‌تواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دوره‌ها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشن‌تر می‌شود. نیروی انسانی می‌داند برای ارتقای شغلی به چه مهارت‌ها و گواهینامه‌هایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخص‌تری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامه‌های تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاه‌ها، کالج‌های محلی، مدارس تخصصی و انجمن‌های حرفه‌ای انجام می‌شود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گسترده‌ای در طراحی دوره‌ها و گواهینامه‌های حرفه‌ای دارد. از ویژگی‌های این مدل می‌توان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد می‌توانند از دوره‌های کوتاه‌مدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشته‌های مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامه‌های تخصصی در حوزه‌هایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک می‌کند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطاف‌پذیری، تخصص‌گرایی و امکان جابه‌جایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز به‌دلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گسترده‌ای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزش‌های حرفه‌ای از مدارس تخصصی تا دانشگاه‌ها و دوره‌های کارآموزی را دربرمی‌گیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارت‌های عملی، بر فرهنگ خدمت‌رسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگ‌های مختلف تمرکز دارد. این ویژگی به‌ویژه برای هتل‌های لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بین‌المللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، به‌ویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتل‌های بین‌المللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارت‌هایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بین‌فرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بین‌المللی و استفاده از فناوری‌های هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمت‌رسانی و کار در محیط‌های چندملیتی اهمیت ویژه‌ای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان می‌دهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاه‌ها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک این نظام‌ها عبارت‌اند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا می‌شود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتل‌ها در طراحی سرفصل‌ها، ارزیابی مهارت‌ها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحله‌بندی‌شده: کارکنان می‌توانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. به‌روزرسانی مستمر سرفصل‌ها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزش‌ها افزوده شده‌اند. 5. توجه به مهارت‌های نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارت‌های فنی آموزش داده می‌شوند. 6. اعتبار قابل‌انتقال مدارک: گواهینامه‌ها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازه‌وارد محدود نمی‌شود و کارکنان باسابقه نیز در دوره‌های بازآموزی شرکت می‌کنند. درس‌هایی برای ایران ایران از ظرفیت‌های مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبه‌های تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیت‌ها بدون نیروی انسانی ماهر امکان‌پذیر نیست. یکی از چالش‌های اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتل‌هاست. در بسیاری از موارد، فارغ‌التحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیت‌های بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، می‌توان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتل‌ها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دوره‌های کارآموزی و الزام هتل‌ها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبان‌های خارجی و مهارت‌های ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامه‌های درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزش‌های کوتاه‌مدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بین‌المللی.

ایجاد شده: 14/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
افتتاح اقامتگاه بوم‌گردی جدید در صومعه‌سرا؛ ظرفیت اقامتی گیلان در حال افزایش

افتتاح اقامتگاه بوم‌گردی جدید در صومعه‌سرا؛ ظرفیت اقامتی گیلان در حال افزایش

به گزارش هتل نیوز؛ همزمان با هفته دولت، یک اقامتگاه بوم‌گردی در روستای شیخ‌محله شهرستان صومعه‌سرا به بهره‌برداری رسید. این افتتاح با حضور استاندار گیلان و جمعی از مسئولان استانی انجام شد. این مجموعه گردشگری با سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد تومانی احداث شده است. اقامتگاه شامل ۱۸ واحد اقامتی و رستوران است و ظرفیت پذیرش همزمان ۷۲ گردشگر را دارد. افتتاح این طرح به‌طور مستقیم برای ۱۵ نفر شغل ایجاد کرده است. هادی حق‌شناس، استاندار گیلان، در مراسم افتتاح این پروژه به روند توسعه زیرساخت‌های گردشگری استان اشاره کرد. وی اعلام کرد که در هفته دولت بیش از ۲ هزار تخت اقامتی جدید به ظرفیت گردشگری گیلان اضافه شده است. استاندار همچنین از فعالیت بیش از ۲۰۰ واحد بوم‌گردی در استان خبر داد. او افزود که بیش از ۱۰۰ واحد دیگر نیز در حال ساخت هستند و این تعداد می‌تواند ظرفیت اقامتی گیلان را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد. حق‌شناس بر نقش گردشگری در اقتصاد استان تأکید کرد. وی گفت که توسعه واحدهای اقامتی و بوم‌گردی نه تنها به نیاز گردشگران داخلی پاسخ می‌دهد، بلکه زمینه جذب بیشتر گردشگران خارجی و افزایش ماندگاری مسافران در استان را فراهم می‌کند.

ایجاد شده: 9/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 9/شهریور/1405     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...