به گزارش هتل نیوز؛ وزیر میراث فرهنگی ایران بر اهمیت صنایع دستی و بومگردی در جلوگیری از تخلیه روستاها و تحقق مهاجرت معکوس تأکید کرد و خواستار حمایت از روستاییان شد. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، بر لزوم حمایت از روستاییانی که در زمینه صنایع دستی فعالیت میکنند، تأکید کرد. او بیان کرد که این حمایت میتواند به جلوگیری از تخلیه روستاها کمک کند. همچنین، وی به شعار «هر روستا یک بومگردی، یک کارگاه صنایع دستی» اشاره کرد و افزود که توسعه این ظرفیتها میتواند به ماندگاری جمعیت در روستاها کمک کند. وزیر میراث فرهنگی همچنین به ضرورت توسعه گردشگری غذا در ایران اشاره کرد. او گفت که این بخش هنوز بهطور جدی فعال نشده است. صالحیامیری خواستار برگزاری جشنوارههای غذا در تمامی شهرها شد. او تأکید کرد که ایران دارای ظرفیتهای لازم برای تبدیل به یکی از قطبهای گردشگری غذا در جهان است.
ایجاد شده: 31/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/مرداد/1405 اخبار داخلی
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
جام جهانی فوتبال همواره یکی از بزرگترین موتورهای محرک صنعت گردشگری جهان بوده است؛ رویدادی که علاوه بر میلیونها هوادار، میلیاردها دلار سرمایه را به سمت هتلها، خطوط هوایی، رستورانها، مراکز خرید و کسبوکارهای محلی هدایت میکند. اما جام جهانی ۲۰۲۶ که برای نخستین بار به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شد، تجربهای متفاوت از دورههای گذشته رقم زد؛ تجربهای که نشان میدهد افزایش تعداد گردشگران الزاماً به معنای اشغال کامل هتلها یا سودآوری یکسان برای همه شهرها نیست. قطر؛ الگویی که همه انتظار تکرار آن را داشتند در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، دولت این کشور ظرفیت اقامت را از حدود ۲۹ هزار اتاق به بیش از ۱۳۰ هزار واحد اقامتی افزایش داد. نتیجه این سرمایهگذاری قابل توجه بود: تعداد اتاقهای رزروشده نسبت به قبل از مسابقات ۲۷۶ درصد افزایش یافت. قیمت هتلها بیش از ۱۱۵ درصد رشد کرد. درآمد صنعت هتلداری از حدود ۱۶۱ میلیون دلار به بیش از ۵۱۰ میلیون دلار در ماه مسابقات رسید. میانگین اشغال هتلها حدود ۵۹ درصد ثبت شد؛ رقمی که در نگاه اول پایین به نظر میرسد، اما به دلیل افزایش چند برابری ظرفیت اقامت، همچنان درآمدی بیسابقه برای صنعت گردشگری قطر ایجاد کرد. (Allianz Trade Corporate) همین تجربه باعث شد بسیاری از تحلیلگران انتظار داشته باشند جام جهانی ۲۰۲۶ نیز رکوردهای مشابهی را ثبت کند. جام جهانی ۲۰۲۶؛ بزرگترین جام تاریخ نسخه ۲۰۲۶ بزرگترین جام جهانی تاریخ است: ۴۸ تیم ۱۰۴ مسابقه ۱۶ شهر میزبان سه کشور میزبان شامل آمریکا، کانادا و مکزیک فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) پیشبینی کرده بود این مسابقات دهها میلیارد دلار اثر اقتصادی برای منطقه ایجاد کند و تنها منطقه نیویورک–نیوجرسی بیش از ۱.۲ میلیون گردشگر و حدود ۳.۳ میلیارد دلار منفعت اقتصادی از میزبانی مسابقات و فینال به دست آورد. (ABC News) رشد گردشگری در سه کشور میزبان براساس برآورد شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، جام جهانی باعث رشد قابل توجه اقتصاد گردشگری در آمریکای شمالی شد. پیشبینیها نشان میدهد: کانادا: رشد ۶.۴ درصدی اقتصاد گردشگری مکزیک: رشد ۲.۴ درصدی آمریکا: رشد ۲.۱ درصدی این ارقام نشان میدهد کانادا بیشترین منفعت نسبی را از منظر رشد گردشگری تجربه کرده است، هرچند سهم اصلی هزینهکرد گردشگران به دلیل تعداد بیشتر مسابقات، در آمریکا ثبت شده است. (euronews) هتلها؛ درآمد بیشتر، اما نه همیشه با اتاقهای پر یکی از مهمترین یافتههای گزارشهای صنعت هتلداری این است که جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از آنکه باعث افزایش اشغال هتلها شود، موجب افزایش قیمت اتاقها شد. طبق دادههای Lighthouse: قیمت هتلهای شهرهای میزبان آمریکا نسبت به سال قبل به طور متوسط ۵۵ درصد افزایش یافت. در کانادا نرخ هتلها تقریباً دو برابر شد. در مکزیک قیمت اتاقها تا ۱۱۴ درصد رشد کرد. (mylighthouse.com) اما در عمل، بسیاری از هتلداران به اشغال کامل نرسیدند. برخی شهرهای میزبان آمریکا که قیمت اتاقها را تا ۵۰۰ درصد افزایش داده بودند، در هفتههای ابتدایی مسابقات ناچار شدند نرخها را کاهش دهند، زیرا بخشی از هواداران از سفر منصرف شدند یا اقامتگاههای کوتاهمدت مانند Airbnb را انتخاب کردند. حتی در برخی شهرها پیشبینی درآمد هتلها تا ۵۰ درصد کاهش یافت. (TravelPulse) افزایش سفرهای بینالمللی آمارهای شرکتهای تحلیل سفر نشان میدهد: رزرو پروازها به آمریکا، کانادا و مکزیک در دوره جام جهانی حدود ۱۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت. هزینهکرد گردشگران غیرمحلی در شهرهای میزبان ۱۶.۷ درصد رشد کرد. مجموع خریدهای ثبتشده با کارتهای بانکی در شهرهای میزبان ۶.۳ درصد افزایش یافت. (LinkedIn) این افزایش عمدتاً در بخشهای هتل، رستوران، حملونقل و سرگرمی ثبت شده است. چرا همه شهرها برنده نبودند؟ برخلاف قطر که تقریباً تمام گردشگران وارد یک کشور کوچک شدند، در جام جهانی ۲۰۲۶ شرایط متفاوت بود. مهمترین دلایل عبارت بودند از: وسعت جغرافیایی سه کشور میزبان پراکندگی ۱۶ شهر میزبان قیمت بسیار بالای بلیت مسابقات افزایش شدید نرخ هتلها استفاده گسترده از اقامتگاههای اجارهای سفرهای کوتاهمدت هواداران بین شهرها به همین دلیل، برخی شهرها مانند نیویورک، میامی، لسآنجلس و سیاتل از رونق قابل توجه گردشگری بهره بردند، اما در برخی دیگر میزان اشغال هتلها کمتر از انتظار بود. (The Guardian) وضعیت مکزیک؛ شور هواداران، اما رشد اقتصادی کمتر از انتظار مکزیک با وجود میزبانی ۱۳ مسابقه و حضور گسترده هواداران، نتوانست به همه اهداف اقتصادی خود دست یابد. بر اساس گزارش رویترز: اثر اقتصادی جام جهانی حدود ۲ میلیارد دلار برآورد شد. ایجاد حدود ۱۰۰ هزار شغل موقت ثبت شد که حدود ۱۰ درصد کمتر از پیشبینی اولیه بود. برخی هتلها و رستورانها در شهرهای میزبان با اشغال کمتر از انتظار روبهرو شدند. اقتصاددانان تأکید کردند اثر مثبت جام جهانی بیشتر کوتاهمدت بوده است. (Reuters) جمعبندی تجربه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان میدهد بزرگترین رویداد فوتبالی جهان همچنان یکی از مهمترین محرکهای گردشگری بینالمللی است، اما موفقیت اقتصادی آن دیگر صرفاً با «پر شدن هتلها» سنجیده نمیشود. در آمریکای شمالی، رشد سفرهای خارجی، افزایش قیمت هتلها، رونق رستورانها و افزایش هزینهکرد گردشگران، میلیاردها دلار درآمد جدید ایجاد کرد. با این حال، افزایش شدید قیمتها، پراکندگی جغرافیایی مسابقات و تغییر رفتار مسافران باعث شد برخلاف تجربه قطر، همه شهرهای میزبان از رونق یکسانی برخوردار نباشند. به بیان دیگر، جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که در اقتصاد گردشگری امروز، مدیریت تقاضا، قیمتگذاری و زیرساختهای سفر به اندازه خود مسابقات اهمیت دارند. ✍🏻به قلم مهدی حسینی
ایجاد شده: 29/تیر/1405 آخرین ویرایش: 29/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حملونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهمترین عرصههای تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخصترین میدانهای تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نهتنها بهعنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته میشود، بلکه نمونهای کمنظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار میرود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربهفرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهههای اخیر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصههای تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخشهای تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نهتنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال میشود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا میدهد؛ تجربهای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب میشود. در ایران نیز طی سالهای گذشته، میدان نقش جهان بهتدریج به سمت تقویت رویکرد پیادهمداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلتها از عرصه میدان، یکی از مهمترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سالها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهمترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حملونقل محدود نمیشود، بلکه پرسشهای مهمتری را درباره فلسفه پیادهراه، نحوه مدیریت عرصههای ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح میکند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان بهعنوان یکی از شیوههای حملونقل پاک شناخته میشوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آنها تابع ضوابط سختگیرانهای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصههای تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمیتوان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدتپور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانشآموخته دکترای مرمت بناها و بافتهای تاریخی، در گفتوگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشتهای امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکلگیری خود فضایی انعطافپذیر بوده، اما انعطافپذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیینهای رسمی، رژههای نظامی، جشنهای حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچیک از این کاربریها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیتها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشتهاند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیتها متوقف میشد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان بهعنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بیضابطه شدن فضا نبود. هیچگاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیتهای ممکن باشد. همانگونه که نمیتوان انتظار داشت همه برنامههای ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدتپور با اشاره به حذف موتورسیکلتها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاههای مسئول، تردد موتورسیکلتها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیادهمدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغههایی که پیشتر درباره موتورسیکلتها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور میکنند چون اسکوتر وسیلهای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیادهراه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار میرود؛ جایی که میان توسعه شیوههای نوین حملونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز بهعنوان الگوی پیادهراهسازی شناخته میشوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبهرو شد، اما افزایش تصادفها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخشهای تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحبنظران شناختهشده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفتوگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیدههایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافتهاند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگیهای خاص آن، مسائل ایمنی جدیتری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمیآیند که صرفاً از نقطهای به نقطه دیگر بروند، بلکه میآیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشمانداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیادهروی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابهجایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همانگونه که درشکههای میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت میکنند، درباره سایر شیوههای جابهجایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیمگیری شود. نمیتوان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام میشود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانهتری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن میگوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابانها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک میکند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصههای تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربریهای جدید باشند، تلاش میکنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه میکند. او معتقد است مهمترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانوادهها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفتوگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش میشود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرامتر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ میشود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا میکند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب میشود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاهها برمیآید، مخالفت با فناوری یا حملونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیادهراه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاهها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفتوگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیشتر پیمودهاند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ پیوند خواهرخواندگی میان اصفهان و کوالالامپور که سالها به عنوان پلی میان ایران و مالزی شناخته میشود، اکنون در آستانه ورود به مرحلهای تازه از همکاریها قرار گرفته است؛ مرحلهای که فرهنگ، گردشگری، صنایع خلاق و اقتصاد، چهار محور اصلی آن را تشکیل میدهند. استاندار اصفهان، در دیدار با رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مالزی، که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، با اشاره به ظرفیتهای تمدنی، فرهنگی و اقتصادی اصفهان، بر ضرورت توسعه همکاریهای دوجانبه میان اصفهان و کوالالامپور تأکید کرد. وی با بیان اینکه هفتههای فرهنگی باید از چارچوب برنامههای صرفاً نمادین فراتر روند، اظهار داشت: این رویدادها میتوانند به موتور محرک همکاریهای پایدار در حوزههای گردشگری، اقتصاد و دیپلماسی فرهنگی تبدیل شوند و زمینه را برای تعمیق روابط میان دو شهر و گسترش تعاملات ایران و مالزی فراهم سازند.
ایجاد شده: 22/تیر/1405 آخرین ویرایش: 22/تیر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش با تأکید بر اهمیت این جزیره در اقتصاد گردشگری کشور، خواستار تدوین بستههای حمایتی ویژه برای دوران پساجنگ شد و گفت: تداوم رونق اقتصادی کیش نیازمند حمایت دولت در حوزههای مالیاتی، بیمه تأمین اجتماعی، گمرک و تسهیلات بانکی است. وی با اشاره به نقش گردشگری بهعنوان موتور محرک اقتصاد جزیره، افزود: حمایت از فعالان اقتصادی، هتلها، مراکز خدماتی و سرمایهگذاران میتواند روند بازگشت گردشگران و احیای کسبوکارهای مرتبط با سفر را تسریع کند. مدیرعامل منطقه آزاد کیش همچنین اجرای طرح تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد در استان هرمزگان را اقدامی مؤثر در جهت توسعه تعاملات اقتصادی، تسهیل رفتوآمد و تحقق عدالت اجتماعی دانست و بر ضرورت گسترش ارتباطات میان مناطق آزاد و سرزمین اصلی تأکید کرد. فعالان گردشگری معتقدند اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند میتواند جایگاه کیش را به عنوان یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور در دوره بازسازی و رونق اقتصادی تقویت کند.
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ همزمان با رشد سریع طبقه متوسط و افزایش قدرت خرید شهروندان هندی، بازار سفرهای خارجی این کشور به یکی از جذابترین فرصتهای صنعت گردشگری جهان تبدیل شده است. بسیاری از کشورها با تسهیل صدور ویزا، افزایش پروازهای مستقیم و اجرای کمپینهای بازاریابی ویژه، تلاش میکنند سهم بیشتری از این بازار رو به رشد را به دست آورند. بر اساس برآوردهای بینالمللی، تعداد سفرهای خارجی شهروندان هند در سالهای اخیر روندی صعودی داشته و انتظار میرود این کشور در دهه آینده به یکی از بزرگترین منابع گردشگران خروجی جهان تبدیل شود. رشد درآمد خانوارها، توسعه زیرساختهای هوایی و افزایش علاقه به سفرهای تفریحی و خانوادگی از مهمترین عوامل این روند به شمار میرود. مقاصدی در آسیا، اروپا و خاورمیانه از جمله امارات، تایلند، سنگاپور، ژاپن و برخی کشورهای اروپایی برنامههای ویژهای برای جذب گردشگران هندی تدوین کردهاند. کارشناسان معتقدند هزینهکرد بالای این گردشگران و تنوع مقاصد مورد علاقه آنها، هند را به یکی از مهمترین بازارهای هدف صنعت گردشگری جهانی تبدیل کرده است. فعالان گردشگری پیشبینی میکنند با ادامه رشد اقتصادی هند، رقابت میان کشورها برای جذب مسافران هندی در سالهای آینده بیش از پیش افزایش یابد و این کشور به یکی از اصلیترین محرکهای رشد گردشگری بینالمللی تبدیل شود.
ایجاد شده: 7/تیر/1405 آخرین ویرایش: 7/تیر/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز ؛ صنعت هتلداری هند با وجود تنشهای ژئوپلیتیکی، اختلالات سفر و افزایش هزینههای سوخت، همچنان روندی صعودی را تجربه میکند. براساس گزارش The Economic Times، هتلهای زنجیرهای بزرگ هند در سهماهه آوریل تا ژوئن موفق به ثبت رشد دو رقمی درآمد نسبت به مدت مشابه سال گذشته شدهاند. رشدی که از تقاضای بالای سفرهای داخلی، برگزاری مراسم و جشنهای مقصد، رویدادهای تجاری و افزایش تمایل مردم به هزینهکرد برای تجربههای سفر و گردشگری ناشی شده است. در حالی که نااطمینانیهای جهانی بر الگوی سفرهای بینالمللی تأثیر گذاشته، بازار داخلی هند به موتور محرک صنعت مهماننوازی این کشور تبدیل شده است. این روند نشان میدهد موفقترین کسبوکارها لزوماً آنهایی نیستند که از چالشها دوری میکنند، بلکه مجموعههایی هستند که حتی در شرایط دشوار نیز مسیر توسعه خود را حفظ میکنند.
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405 اخبار خارجی
به گزارش هورکا نیوز ؛ سازمان جهانی گردشگری اعلام کرد گردشگری خوراک (Gastronomy Tourism) چیزی فراتر از چشیدن طعم غذاهای لذیذ است؛ این صنعت، طعم تنوع زیستی ، هویت فرهنگی، معیشت جوامع محلی و اصالت را به همراه دارد و میتواند به عنوان یک نیروی پیشرانِ قدرتمند در مسیر توسعه پایدار عمل کند. به همین دلیل همزمان با روز جهانی «خوراکشناسی پایدار»، سازمان جهانی گردشگری ملل متحد با همکاری مرکز آشپزی باسک (Basque Culinary Center)، کتابچه راهنمای «اقدامات برتر در توسعه گردشگری خوراک» را رسماً منتشر کرد. این نشریه با گردآوری تجربیات موفق از سراسر جهان (از جمله کشورهای برزیل، شیلی، اسپانیا، مکزیک، جمهوری چک، اسلوونی و کانادا)، نشان میدهد که گردشگری خوراک چگونه میتواند به حفظ میراث آشپزی، حمایت از زنجیره تأمین غذا و توانمندسازی جوامع محلی کمک کند. علاقهمندان جهت دریافت نسخه کامل این نشریه به لینک زیر مراجعه نمایند👇 www.e-unwto.org
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405 اخبار خارجی
یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: 26/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ با افزایش توجه مسافران به سلامت جسم و روان، هتلهای سلامتمحور به یکی از مهمترین روندهای آینده صنعت هتلداری لوکس تبدیل شدهاند. اکنون مسافران، بهویژه نسلهای Millennials و نسل Z، بیش از گذشته به حفظ برنامههای ورزشی، کیفیت خواب، تغذیه سالم و بازیابی انرژی در طول سفر اهمیت میدهند. همین موضوع موجب شکلگیری نسل جدیدی از هتلها شده است که امکانات پیشرفته ورزشی، درمانی، منوهای غذایی سلامتمحور و اتاقهایی با طراحی ویژه برای بهبود کیفیت خواب را ارائه میکنند. بر اساس آمارهای منتشرشده، ارزش بازار جهانی گردشگری سلامت در سال ۲۰۲۶ به ۸۹۴ میلیارد دلار رسیده و پیشبینی میشود این بازار در سالهای آینده نیز به رشد قابل توجه خود ادامه دهد. این تحول نشاندهنده تغییر انتظارات مسافران است؛ بهگونهای که هتلها دیگر تنها محل اقامت نیستند، بلکه باید شرایطی را فراهم کنند که سبک زندگی سالم و برنامههای روزانه مرتبط با تندرستی مسافران نیز حفظ شود.
ایجاد شده: 13/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 13/خرداد/1405 اخبار خارجی
جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود جشن جهانی سفر، فرهنگ و مهماننوازی باشد؛ رویدادی که میلیونها هوادار از سراسر جهان را به شهرهای میزبان آمریکا، کانادا و مکزیک بکشاند و صنعت گردشگری را وارد یکی از طلاییترین دورههای خود کند. اما حالا، تنها چند هفته مانده به آغاز مسابقات، نشانهها از شکلگیری بحرانی جدی در تجربه سفر و میزبانی حکایت دارد. گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی و نهادهای گردشگری نشان میدهد بسیاری از هواداران، پیش از رسیدن به ورزشگاه، درگیر هزینههای نجومی اقامت، حملونقل و محدودیتهای اداری شدهاند؛ مسائلی که میتواند تصویر جهانی مقصدهای میزبان را تحت تأثیر قرار دهد. در صنعت گردشگری، موفقیت یک رویداد بزرگ فقط با تعداد بلیتهای فروختهشده سنجیده نمیشود؛ کیفیت تجربهای که مسافر از لحظه ورود تا خروج دریافت میکند، مهمترین شاخص موفقیت است. اما آنچه امروز در برخی شهرهای میزبان دیده میشود، فاصلهای جدی میان وعده «میزبانی جهانی» و واقعیت خدمات گردشگری ایجاد کرده است. افزایش شدید قیمت پارکینگ، اقامت و حملونقل شهری، سفر هواداران را به تجربهای پرهزینه و فرسایشی تبدیل کرده است. در برخی شهرها، هزینه جابهجایی بین مرکز شهر و ورزشگاه چندین برابر نرخ عادی شده و همین مسئله انتقاد گسترده فعالان گردشگری و رسانهها را به همراه داشته است. در این میان، صنعت هتلداری نیز با تناقضی عجیب روبهرو شده است؛ درحالیکه جام جهانی باید موتور محرک اشغال هتلها باشد، بسیاری از هتلداران از کاهش رزروهای بینالمللی خبر میدهند. نگرانیهای مربوط به ویزا، سیاستهای مهاجرتی متغیر و فضای سیاسی آمریکا باعث شده بخشی از هواداران خارجی اساساً قید سفر را بزنند. جام جهانی همیشه فرصتی برای نمایش قدرت برند گردشگری کشور میزبان بوده است؛ فرصتی برای آنکه یک مقصد، چهرهای مهماننواز، در دسترس و خاطرهساز از خود به جهان نشان دهد. اما اگر هوادار فوتبال، بیش از هیجان مسابقه، درگیر هزینههای غیرمنطقی و پیچیدگیهای سفر باشد، این رویداد میتواند به ضدتبلیغی برای مقصد میزبان تبدیل شود. شاید مهمترین درس جام جهانی ۲۰۲۶ برای صنعت گردشگری جهان همین باشد: زیرساخت، ویزا، حملونقل و قیمتگذاری، بخشی جداییناپذیر از مهماننوازی مدرن هستند. ورزشگاههای پرزرقوبرق، بدون تجربه سفر مطلوب، نمیتوانند رضایت گردشگران را تضمین کنند.
ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405 مقالات و یادداشت ها