نتایج جستجو...
گنجینه هنر پته‌دوزی کرمان درهای خود را به روی عموم گشود

گنجینه هنر پته‌دوزی کرمان درهای خود را به روی عموم گشود

به گزارش تور نیوز؛ موزه تخصصی پته‌دوزی کرمان به تازگی افتتاح شد. این موزه در بنای تاریخی ضرابخانه مجموعه بازار گنجعلی‌خان قرار دارد. در این موزه، ۱۸ اثر تاریخی از دوره زندیه تا پهلوی به نمایش گذاشته شده است. قدیمی‌ترین آثار موجود در موزه به دوره زندیه تعلق دارند. همچنین نمونه‌هایی از دوره‌های قاجار و پهلوی نیز در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند. برخی از آثار قدیمی‌تر در حال مرمت هستند. اسناد و مدارک مرتبط با هنر پته‌دوزی در این مجموعه ارائه خواهد شد. پته‌دوزی یکی از هنرهای سنتی کرمان است. این هنر با دوخت‌های ظریف و متراکم نخ‌های رنگی روی پارچه پشمی انجام می‌شود. پته‌دوزی با نقش‌مایه‌های طبیعی و فرهنگی بومی، در گذشته جایگاه ویژه‌ای در جهیزیه عروس داشت. امروزه این هنر در تولید محصولات مختلفی مانند رومیزی، سجاده و تابلوهای تزئینی کاربرد دارد. بازدید از این موزه به‌صورت رایگان انجام می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند صبح‌ها از ساعت ۹ تا ۱۳ و عصرها از ساعت ۱۵ تا ۱۸ از این موزه دیدن کنند.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     اخبار داخلی
دوربین‌های مداربسته در هتل؛ ابزار نظارت یا رکن امنیت و مدیریت؟

دوربین‌های مداربسته در هتل؛ ابزار نظارت یا رکن امنیت و مدیریت؟

✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا 📌چرا سیستم نظارت تصویری باید در کنار سایر زیرساخت‌های حیاتی هتل، جدی گرفته شود؟ در صنعت هتلداری، امنیت مهمانان و کارکنان، حفاظت از دارایی‌ها و استمرار فعالیت‌های عملیاتی، از مهم‌ترین مسئولیت‌های مدیریت هتل به شمار می‌روند. در این میان، دوربین‌های مداربسته یا CCTV گاهی صرفاً ابزاری برای ثبت تصاویر و بررسی حوادث تلقی می‌شوند؛ درحالی‌که یک سیستم نظارت تصویری اصولی می‌تواند نقشی بسیار فراتر از این داشته باشد و به یکی از زیرساخت‌های مهم امنیتی و مدیریتی هتل تبدیل شود. هتل، برخلاف بسیاری از ساختمان‌های تجاری، محیطی چندمنظوره و پویاست که در آن فضاهای عمومی، بخش‌های اقامتی، رستوران‌ها، فضاهای تفریحی، تأسیسات و محدوده‌های خدماتی در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند. همین تنوع کاربری، مدیریت امنیت را پیچیده‌تر می‌کند. ورود و خروج افراد متعدد، تحویل و نگهداری کالاها، جابه‌جایی تجهیزات، فعالیت پیمانکاران و تردد شبانه‌روزی کارکنان، همگی ضرورت طراحی یک سیستم نظارت تصویری متناسب با ارزیابی ریسک هتل را افزایش می‌دهند. اما آیا دوربین مداربسته از نظر اهمیت، هم‌تراز سیستم اعلام و اطفای حریق است؟ پاسخ، نیازمند یک تفکیک اساسی است. سیستم اعلام و اطفای حریق برای کشف، هشدار و مقابله با خطر آتش‌سوزی طراحی شده و در بسیاری از حوزه‌های قضایی، الزامات قانونی مشخصی دارد. دوربین مداربسته عمدتاً ابزاری برای پایش، کشف برخی رخدادهای امنیتی، بررسی وقایع و پشتیبانی از تصمیم‌گیری است. بنابراین، این دو سیستم کارکرد یکسانی ندارند و دوربین مداربسته نباید جایگزین تجهیزات اعلام حریق، اطفای حریق، کنترل دسترسی یا سایر سامانه‌های ایمنی شود. بااین‌حال، در یک نظام جامع مدیریت امنیت هتل، نظارت تصویری می‌تواند در کنار این سامانه‌ها نقش مکمل و مهمی ایفا کند. برای مثال، در زمان وقوع حادثه، تصاویر دوربین‌ها ممکن است به تیم امنیت کمک کنند تا مسیر حرکت افراد، وضعیت یک محدوده یا شرایط پیرامونی حادثه را بهتر ارزیابی کنند؛ البته مشروط بر اینکه این قابلیت در طراحی سیستم پیش‌بینی شده باشد و استفاده از تصاویر موجب تأخیر در اقدامات اضطراری نشود. اهمیت این موضوع تنها به امنیت محدود نیست. تصاویر ثبت‌شده در ورودی‌ها، محدوده‌های دریافت کالا، پارکینگ‌ها و فضاهای عمومی می‌توانند در بررسی اختلافات، رسیدگی به خسارت‌ها، شناسایی گلوگاه‌های عملیاتی و مستندسازی برخی رویدادها نیز مفید باشند. از این منظر، دوربین مداربسته می‌تواند به ابزاری برای پشتیبانی از مدیریت عملیات هتل تبدیل شود؛ ابزاری که ارزش آن به کیفیت طراحی، نحوه بهره‌برداری و ارتباط آن با فرایندهای مدیریتی بستگی دارد. البته نصب دوربین به‌تنهایی نشانه حرفه‌ای بودن سیستم امنیتی نیست. دوربینی که محل مناسبی ندارد، تصویر قابل استفاده ثبت نمی‌کند، ساعت آن تنظیم نیست یا تصاویرش در زمان نیاز در دسترس قرار نمی‌گیرند، ممکن است هزینه‌ای مستمر ایجاد کند، بدون آنکه ارزش عملیاتی متناسبی داشته باشد. نکته مهم دیگر، حفظ حریم خصوصی است. در هتل، امنیت نباید به معنای نظارت نامحدود بر افراد تلقی شود. انتخاب محل دوربین‌ها باید بر مبنای نیاز امنیتی، تناسب، ضرورت و قوانین حاکم بر محل فعالیت هتل صورت گیرد. اتاق‌های اقامت، سرویس‌های بهداشتی، رختکن‌ها و سایر فضاهای خصوصی، محل نصب دوربین‌های نظارتی معمولی نیستند. حتی در فضاهای عمومی نیز باید از ثبت تصاویر غیرضروری و دسترسی‌های ناموجه جلوگیری کرد. در سطح بین‌المللی نیز برای طراحی و ارزیابی سیستم‌های نظارت تصویری، استانداردهای فنی مشخصی وجود دارد. برای نمونه، استاندارد IEC 62676 به سیستم‌های نظارت تصویری در کاربردهای امنیتی می‌پردازد و بخش چهارم آن، راهنمای برنامه‌ریزی، طراحی، نصب، آزمون و نگهداری این سیستم‌ها را ارائه می‌کند. نسخه جدید IEC 62676-4 در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است. این استاندارد چارچوبی برای طراحی متناسب با نیازهای واقعی امنیتی فراهم می‌کند، اما به معنای وجود یک نقشه ثابت و یکسان برای نصب دوربین در تمام هتل‌های جهان نیست. در واقع، پرسش اصلی برای مدیران هتل نباید این باشد که «چند دوربین نصب کرده‌ایم؟» بلکه باید این باشد که «آیا سیستم نظارت تصویری ما خطرات مهم هتل را پوشش می‌دهد، در زمان مناسب اطلاعات قابل استفاده فراهم می‌کند و بدون نقض حریم خصوصی، به امنیت و مدیریت بهتر عملیات کمک می‌کند؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز حرکت از نصب تجهیزات به سمت مدیریت حرفه‌ای امنیت است. در قسمت دوم این مجموعه، به این پرسش می‌پردازیم که دوربین‌های مداربسته دقیقاً در کدام بخش‌های هتل باید نصب شوند، چه فضاهایی به نظارت تصویری نیاز دارند و در چه مکان‌هایی حفظ حریم خصوصی، محدودیت جدی یا مانع نصب دوربین است.

ایجاد شده: 21/مهر/1405       آخرین ویرایش: 21/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمع‌بندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوه‌ای همه دستگاه‌ها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایه‌گذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی می‌شود تا مشخص شود چگونه می‌توان با تعریف مسئولیت‌های دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیت‌های موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدی‌گری دولت فاصله بگیرد و میدان‌داری سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیت‌های خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفه‌های لازم برای تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کم‌نظیر، ویژگی‌های اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفت‌انگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانه‌ها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندی‌هایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر می‌رسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جست‌وجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور می‌شود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجه‌های دولتی، پروژه‌های محدود دستگاه‌های اجرایی و فعالیت‌های پراکنده سازمان‌ها امکان‌پذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفه‌ای، امنیت سرمایه‌گذاری و چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهم‌کردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاست‌گذار و تنظیم‌گر باشد، نه متصدی همه فعالیت‌های اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساخت‌های عمومی بازتعریف شود. دولت می‌تواند با شناسایی ظرفیت‌ها و پهنه‌های مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیت‌هایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرح‌های جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوب‌ها و ضوابط سرمایه‌گذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی به‌صورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساخت‌های عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهره‌برداری از پروژه‌ها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایه‌گذاران واگذار شود. مهم‌تر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایه‌گذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایه‌گذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعه‌ای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عمل‌های زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماری‌های خاص به کشورهای اروپایی سفر می‌کنند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعه‌هایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل می‌کنند. چنین پروژه‌ای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاه‌ها و فراهم‌کردن زیرساخت‌های عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایه‌گذاری، مدت بهره‌برداری و شرایط تضمین‌شده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایه‌گذار بداند پس از بهره‌برداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی می‌تواند از سرمایه‌گذاری خود بهره‌برداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولت‌هاست. در دوره‌های مختلف، قراردادهایی امضا شده‌اند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین می‌کرده‌اند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آن‌ها دستخوش تغییر شده و سرمایه‌گذار آسیب دیده است. چنین تجربه‌هایی می‌تواند موجب خروج سرمایه‌گذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژه‌های بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژه‌ها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آماده‌کردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایه‌گذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایه‌گذاری؛ پیش‌شرط ورود بخش خصوصی سرمایه‌گذار زمانی وارد یک پروژه می‌شود که آینده سرمایه‌گذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدم‌قطعیت پروژه نیز در تصمیم‌گیری او نقش تعیین‌کننده دارد سرمایه‌گذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدوده‌ای اجرا می‌شود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاه‌های مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهره‌برداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم می‌شود. پرسش مهم‌تر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسش‌ها پاسخ‌هایی روشن و شفاف داد، حتی پروژه‌های بزرگ و پیچیده گردشگری نیز می‌توانند برای سرمایه‌گذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایه‌گذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایه‌گذار از امکان بهره‌برداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز می‌توان متناسب با ویژگی‌های هر مقصد و مشخصات پروژه، بسته‌های سرمایه‌گذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیت‌ها، کاربری‌ها، زیرساخت‌ها، میزان سرمایه‌گذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصت‌های اقتصادی را به‌صورت شفاف مشخص کند تا سرمایه‌گذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت می‌تواند امتیاز بهره‌برداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایه‌گذار اعطا کند؛ به‌گونه‌ای که مدت بهره‌برداری متناسب با حجم سرمایه‌گذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایه‌گذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمی‌شود. این سرمایه‌گذاری می‌تواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسب‌وکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر می‌کند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهم‌کردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایه‌گذاری گردشگری سرمایه‌گذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایه‌گذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایه‌گذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوب‌های قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاه‌های مرتبط را به‌صورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینه‌های اداری، افزایش قابلیت پیش‌بینی پروژه‌ها و تقویت اعتماد سرمایه‌گذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولت‌ها دچار توقف یا دگرگونی‌های بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایه‌های بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاست‌گذاری و استمرار برنامه‌های توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبه‌های منحصربه‌فرد نیز نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژه‌های گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژه‌های گردشگری است و از این منظر، مزیتی کم‌نظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همه‌چیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذاب‌ترین پهنه‌های کویری جهان به شمار می‌رود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها. این ظرفیت‌ها می‌توانند مبنای تعریف پروژه‌های یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، می‌توان به ظرفیت‌های پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانه‌ای که از داخل شهر اهواز می‌گذرد، می‌تواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمی‌های دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژه‌ای را می‌توان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهره‌برداری بلندمدت، برای مثال در دوره‌ای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را می‌توان برای دیگر ظرفیت‌های کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبه‌های کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبه‌ها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری می‌تواند به محور شکل‌گیری مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حمل‌ونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفه‌ای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعال‌شدن این زنجیره می‌تواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی می‌تواند زنجیره‌ای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری به نظر می‌رسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژه‌های مستعد سرمایه‌گذاری در سراسر کشور باشد. در این پرونده‌ها باید ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، وضعیت زیرساخت‌ها، کاربری‌های قابل تعریف، هزینه‌های اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهره‌برداری، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و تعهدات دولت و سرمایه‌گذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمان‌بندی صدور مجوزها به‌صورت شفاف تعیین شوند تا سرمایه‌گذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامه‌ای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانک‌ها، بازار سرمایه، شهرداری‌ها، جوامع محلی، شرکت‌های گردشگری، هتل‌ها، بخش حمل‌ونقل، صنایع فرهنگی و کسب‌وکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی می‌تواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیت‌های موجود، تعریف مدل‌های اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایه‌گذار نیازمند است. ظرفیت‌هایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، می‌توانند از دارایی‌های بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدان‌داری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.

ایجاد شده: 21/مهر/1405       آخرین ویرایش: 21/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛
بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

گردشگری ایران فقط هتل و بلیط نیست؛ بررسی حوزه‌های فعال در صنعت سفر

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری می‌شود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن می‌رسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناخته‌شده هستند؛ اما گردشگری بسیار گسترده‌تر از این‌هاست. هر سفر، زنجیره‌ای از خدمات و فعالیت‌ها را درگیر می‌کند؛ از حمل‌ونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایع‌دستی. به همین دلیل، نمی‌توان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتل‌ها یا آژانس‌های مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعه‌ای از حوزه‌های به‌هم‌پیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکل‌گیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمی‌توان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزه‌های گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دسته‌بندی می‌شوند. گاهی تقسیم‌بندی بر اساس نوع سفر انجام می‌شود و گاهی بر اساس خدمات و کسب‌وکارهای مرتبط با سفر. با این حال، می‌توان گفت صنعت گردشگری ایران دست‌کم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزه‌ها سابقه‌ای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیت‌شده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایه‌های اصلی گردشگری است. هتل‌ها، هتل‌آپارتمان‌ها، مهمان‌پذیرها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، خانه‌های سنتی، کمپ‌ها و مجموعه‌های اقامتی مختلف در این حوزه قرار می‌گیرند. در سال‌های اخیر، اقامتگاه‌های بوم‌گردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشته‌اند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالش‌های این بخش است. ۲. حمل‌ونقل گردشگری حمل‌ونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حمل‌ونقل هوایی، ریلی، جاده‌ای و دریایی، خودروهای اجاره‌ای، تاکسی‌های گردشگری و اتوبوس‌های تور، همگی در این حوزه قرار می‌گیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبه‌ها، به شبکه حمل‌ونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانس‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانس‌های مسافرتی از قدیمی‌ترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامه‌ریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیت‌های این حوزه است. البته با گسترش پلتفرم‌های آنلاین، نقش آژانس‌ها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربه‌ای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار می‌رود. بناهای تاریخی، موزه‌ها، بازارهای سنتی، آیین‌ها، جشن‌ها، صنایع‌دستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گسترده‌ای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونه‌هایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفه‌ای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربه‌های جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعت‌گردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکل‌گیری انواع فعالیت‌های طبیعت‌گردی را فراهم کرده است. جنگل‌های شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستان‌ها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظت‌شده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل می‌دهند. کویرنوردی، جنگل‌پیمایی، پرنده‌نگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سال‌های اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفته‌اند. البته توسعه طبیعت‌گردی باید همراه با حفاظت از محیط‌زیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر می‌تواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزه‌های آینده‌دار ایران است. خدمات پزشکی، دندان‌پزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آب‌درمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار می‌گیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینه‌های رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستان‌ها، شرکت‌های تسهیلگر، هتل‌ها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشه‌دارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری می‌تواند با حوزه‌هایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حمل‌ونقل، اطلاع‌رسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربه‌فردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایع‌دستی، کشاورزی و آیین‌های سنتی فراهم می‌کنند. اقامت در خانه‌های محلی، مشارکت در فعالیت‌های روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیت‌های گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه می‌تواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوه‌نوردی، صخره‌نوردی، رفتینگ، دوچرخه‌سواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزش‌های ساحلی، نمونه‌هایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایق‌سواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزش‌های آبی و تفریحات ساحلی از فعالیت‌های این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیت‌ها، ضعف سرمایه‌گذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبه‌رو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از جاذبه‌های اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینی‌ها، نوشیدنی‌های سنتی، بازارهای غذا، رستوران‌های بومی و جشنواره‌های خوراک، در این حوزه قرار می‌گیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفه‌ای غذاهای محلی می‌تواند به رونق رستوران‌های بومی، تولیدکنندگان محلی و کسب‌وکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایع‌دستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچه‌های مرزی و فروشگاه‌های صنایع‌دستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتم‌کاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایع‌دستی می‌توانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بسته‌بندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاه‌ها، همایش‌ها، جشنواره‌ها، نشست‌های تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب می‌کنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامه‌ریزی‌شده و هزینه‌کرد بیشتر همراه است و می‌تواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفه‌ای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانش‌آموزان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به دوره‌های تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل می‌دهند. بازدید از دانشگاه‌ها، موزه‌ها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی می‌تواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیت‌های علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جست‌وجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراک‌گذاری تجربه سفر. پلتفرم‌های رزرو آنلاین، اپلیکیشن‌های گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل می‌دهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبه‌های بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبه‌ها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، ده‌ها کسب‌وکار نکته مهم این است که این حوزه‌ها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حمل‌ونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایع‌دستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره به‌هم‌پیوسته دانست. ضعف در هر بخش می‌تواند بر عملکرد بخش‌های دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاع‌رسانی حرفه‌ای، نمی‌تواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزه‌ها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزه‌هایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعال‌تر شدن این بخش‌ها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایه‌گذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید هم‌زمان دنبال شود.

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری موسیقی؛ صنعتی که اسپانیا از صدای آن درآمد می‌سازد

گردشگری موسیقی؛ صنعتی که اسپانیا از صدای آن درآمد می‌سازد

✍🏻 نازلی بخشایش |سر دبیر سرویس گردشگری موسیقی ایتنا گردشگری موسیقی دیگر صرفاً بخشی از صنعت سرگرمی نیست؛ در بسیاری از کشورها به یکی از شاخه‌های مهم گردشگری فرهنگی و تجربه‌محور تبدیل شده است. در تعریف جهانی، گردشگری موسیقی به سفرهایی گفته می‌شود که موسیقی، کنسرت، جشنواره، میراث موسیقایی، اماکن تاریخی مرتبط با موسیقی یا تجربه یک رویداد موسیقایی، یکی از انگیزه‌های اصلی سفر است. اسپانیا؛ از مقصد ساحلی تا مقصد موسیقایی اسپانیا یکی از نمونه‌های قابل توجه توسعه گردشگری موسیقی در اروپا است. بر اساس داده‌های Turespaña که توسط خبرگزاری EFE گزارش شده، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵.۳ میلیون گردشگر بین‌المللی در رویدادهای فرهنگی اسپانیا، از جمله جشنواره‌های موسیقی، حضور داشتند. در همین سال نزدیک به ۱۰۰۰ جشنواره و رویداد فرهنگی در کشور برگزار شد. بازار موسیقی زنده اسپانیا نیز در همین دوره به رکورد جدیدی رسید. طبق گزارش OBS Business School، درآمد صنعت موسیقی زنده اسپانیا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۷۸ میلیون یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشت. این رقم عمدتاً مربوط به فروش بلیت و فعالیت مستقیم موسیقی زنده است و نباید با کل درآمد گردشگری موسیقی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی ماجرا زمانی مشخص می‌شود که هزینه‌های خارج از محل برگزاری کنسرت را نیز در نظر بگیریم: هتل، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، اقامت و سایر خدمات گردشگری. یک گزارش اقتصادی در اسپانیا، برای سال‌های اخیر، اثر اقتصادی مجموع کنسرت‌ها و جشنواره‌ها را بیش از ۵.۳ میلیارد یورو برآورد کرده است. جایگاه اسپانیا در مقایسه جهانی مقایسه کشورها به دلیل تفاوت در تعریف «گردشگر موسیقی» کاملاً یکسان نیست؛ با این حال، آمار کشورهای پیشرو ابعاد بازار را نشان می‌دهد. برای نمونه، در بریتانیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی برای کنسرت‌ها و جشنواره‌ها سفر کردند و مجموع هزینه مرتبط با گردشگری موسیقی به ۱۰ میلیارد پوند رسید. از این تعداد، حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر خارجی بودند. بنابراین اسپانیا را می‌توان در زمره بازارهای مهم گردشگری موسیقی جهان قرار داد؛ به‌ویژه در حوزه جشنواره‌های بزرگ، موسیقی زنده و جذب گردشگران خارجی. گزارش OBS نیز بازار موسیقی زنده اسپانیا را در میان ۱۵ بازار مهم جهان قرار داده است. نکته مهم این است که گردشگری موسیقی را نباید صرفاً با فروش بلیت سنجید. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۹۳.۸ میلیون گردشگر بین‌المللی جذب کرد و گردشگران خارجی در این سال ۱۲۶.۳ میلیارد یورو در کشور هزینه کردند. گردشگری در مجموع نیز معادل ۱۲.۶ درصد GDP اسپانیا بود. (mintur.gob.es) در چنین بازاری، موسیقی یک «محصول مکمل» نیست؛ می‌تواند بهانه اصلی سفر و در نتیجه محرک هزینه‌کرد در زنجیره وسیع‌تری از اقتصاد گردشگری باشد. اسپانیا چه چیزی را درست انجام داده است؟ مدل اسپانیا بر ترکیب چند مزیت استوار است: جشنواره‌های بزرگ، آب‌وهوا، شهرهای گردشگری، زیرساخت حمل‌ونقل، هتل‌ها، برند شهری و حضور هنرمندان بین‌المللی. برای مثال، در رویداد Primavera Sound در مادرید، برآورد شده بود که نیمی از مخاطبان بین‌المللی باشند و هر گردشگر خارجی طی سه روز حدود ۱۲۰۰ یورو هزینه کند به این ترتیب، یک جشنواره موسیقی می‌تواند از یک رویداد چندروزه به یک بسته اقتصادی گردشگری تبدیل شود. اگر ایران بخواهد وارد این بازار شود چه؟ ایران نیز از نظر «ماده اولیه» گردشگری موسیقی ظرفیت بالایی دارد: موسیقی نواحی، موسیقی دستگاهی، آیین‌ها و جشن‌های سنتی، سازهای ایرانی، میراث موسیقایی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد و همچنین ظرفیت برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی. اما برای تبدیل این ظرفیت به درآمد گردشگری، صرفاً برگزاری کنسرت کافی نیست. مدل موفق می‌تواند شامل جشنواره بین‌المللی + تور شهری + اقامت + غذا و فرهنگ محلی + صنایع‌دستی + حمل‌ونقل + اجرای موسیقی در اماکن تاریخی باشد. به بیان ساده، تجربه اسپانیا نشان می‌دهد که سؤال اصلی این نیست که «چند بلیت کنسرت فروخته‌ایم؟»؛ سؤال اقتصادی مهم‌تر این است که هر گردشگر موسیقی چه میزان پول وارد شهر و زنجیره خدمات گردشگری می‌کند و چند شب اقامت دارد. اگر ایران بتواند چنین زنجیره‌ای را طراحی کند، گردشگری موسیقی می‌تواند از یک فعالیت فرهنگی به یک ابزار جذب گردشگر خارجی، افزایش اقامت و ایجاد درآمد برای شهرها و کسب‌وکارهای محلی تبدیل شود.

ایجاد شده: 31/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
واکاوی سودآوری حاصل از کاربردهای دیجیتال باشگاه مشتریان مبتنی بر هوش مصنوعی برای صنعت هتل‌داری ایران

واکاوی سودآوری حاصل از کاربردهای دیجیتال باشگاه مشتریان مبتنی بر هوش مصنوعی برای صنعت هتل‌داری ایران

✍🏻 سید محمد رضا حاج سید جوادی | پژوهشگر ارشد و دکتری اقتصاد- مدل سازی هوشمند از دانشگاه دولتی یو پی ام مالزی تحول دیجیتال در صنعت گردشگری و هتل‌داری در سال‌های اخیر به مرحله‌ای رسیده است که در آن فناوری نه‌تنها یک ابزار پشتیبان، بلکه یکی از عناصر اصلی مدل کسب‌وکار به شمار می‌آید. در مدل سنتی، نگاه بسیاری از هتل‌ها به مشتری عمدتاً از زمان ورود تا خروج مهمان شکل می‌گرفت؛ اطلاعات مهمان در سامانهٔ رزرو یا پروندهٔ اقامتی ثبت می‌شد و بهره‌گیری از این اطلاعات نیز غالباً به عملیات جاری هتل محدود بود. در چنین ساختاری، داده به‌عنوان یک محصول جانبیِ عملیات در نظر گرفته می‌شد، نه به‌عنوان یک دارایی راهبردی. اما گسترش پلتفرم‌های دیجیتال رزرو، شبکه‌های اجتماعی، سامانه‌های مدیریت هتل، ابزارهای ارتباط مستقیم با مشتری و افزایش تعاملات آنلاین، ساختار بازار اقامت را دگرگون کرده است. مشتری امروز پیش از انتخاب هتل، به مجموعه‌ای گسترده از اطلاعات، قیمت‌ها، تصاویر، نظرها و تجربه‌های سایر مسافران دسترسی دارد و می‌تواند گزینه‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه کند. در چنین شرایطی، هتل دیگر صرفاً با فروش یک اتاق سروکار ندارد، بلکه با رابطه‌ای پیچیده و مستمر در سراسر چرخهٔ سفر مواجه است. در اقتصاد دیجیتال، توانایی سازمان در شناخت مشتری، پیش‌بینی نیازهای او و خلق تجربهٔ شخصی‌سازی‌شده به یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت تبدیل شده است. از این منظر، باشگاه مشتریان می‌تواند نقشی فراتر از ارائهٔ امتیاز و تخفیف ایفا کند. باشگاه مشتریان هوشمند می‌تواند نقطهٔ اتصال میان دادهٔ مشتری، تجربهٔ مهمان و درآمد پایدار باشد؛ به این معنا که هوش مصنوعی با پردازش حجم عظیمی از داده‌های مشتریان، الگوهای پنهان رفتار آن‌ها را کشف می‌کند و به هتل‌ها امکان می‌دهد از بازاریابی انبوه به سمت بازاریابی شخصی‌سازی‌شده حرکت کنند. این تحول، باشگاه مشتریان را از یک مرکز هزینه به موتور سودآوری و رشد پایدار تبدیل می‌کند. ۱- مبانی مفهومی باشگاه مشتریان و وفاداری مشتری باشگاه مشتریان: راهبردی ساختاریافته در بازاریابی است که برای پاداش دادن به مشتریان در ازای خریدهای مکرر و تعاملات مستمر طراحی شده است؛ هدف اصلی آن، ایجاد و تقویت وفاداری مشتری است. این مفهوم در صنعت هتل‌داری از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با برنامه‌های سادهٔ امتیازدهی آغاز شد و به‌تدریج به اکوسیستم‌های پیچیدهٔ داده‌محور تبدیل شده است؛ موتور اصلی این تحول، هوش مصنوعی است. وفاداری مشتری: تعهد عمیق مشتری به خرید دوبارهٔ یک محصول یا خدمت در آینده، با وجود تأثیرات موقعیتی و تلاش‌های بازاریابی رقبا برای تغییر رفتار او. وفاداری دو بعد دارد: • وفاداری رفتاری: تکرار خرید به دلیل عادت، آسودگی یا نبودِ گزینهٔ بهتر؛ این نوع وفاداری شکننده است. • وفاداری نگرشی: پیوند عاطفی و روانی مشتری با برند؛ این نوع وفاداری پایدار و سودآور است و هدف اصلی یک باشگاه مشتریان هوشمند باید ایجاد همین نوع وفاداری باشد. ارزش طول عمر مشتری (CLV): معیاری کلیدی که کل سود خالص پیش‌بینی‌شدهٔ یک مشتری در سراسر دورهٔ ارتباط او با کسب‌وکار را نشان می‌دهد. هدف اصلی باشگاه مشتریان، بیشینه‌سازی CLV است. ۲- ارزیابی یک شکاف راهبردی: پارادایم هتل‌های سنتی در برابر هتل‌های داده‌محور صنعت هتل‌داری ایران با ظرفیت اقامتی بالایی (از هتل‌های زنجیره‌ای و بین‌المللی تا اقامتگاه‌های بومی) روبه‌روست؛ بازاری رقابتی، اما کم‌بهره از ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری. مدل‌های سنتی وفاداری که بر پایهٔ جمع‌آوری امتیاز و ارائهٔ تخفیف‌های خطی بنا شده بودند و تنها بر توزیع انفعالی تخفیف‌های عمومی استوار بودند، در عصر اقتصاد تجربه و تحول دیجیتال، کارایی خود را کاملاً از دست داده‌اند. امروزه وفاداری دیگر یک کارت عضویت ساده نیست، بلکه «اکوسیستم دیجیتال پویایی» است که بر پایهٔ داده‌های رفتاری، برای هر مشتری سامانه‌های ارزش‌آفرین می‌آفریند. الگوی غالب رزرو در ایران، استفاده از پلتفرم‌های آنلاین داخلی است و همین الگو داده‌های ارزشمند مشتری را نزد واسطه‌ها نگه می‌دارد. در جهان نیز هتل‌هایی که مستقیماً با مهمان در ارتباط نیستند، در واقع با واگذاری داده‌های دست‌اول، قدرت قیمت‌گذاری و نبض بازاریابی خود را به واسطه‌های آنلاین رها کرده‌اند. تداوم مدل‌های سنتی، هتل‌های ایرانی را به «تأمین‌کنندهٔ زیرساخت» برای پلتفرم‌های واسطه (OTA) تبدیل کرده است. در این ساختار، داده‌های ارزشمند مشتری و بخش بزرگی از حاشیهٔ سود (۱۵ تا ۲۵ درصد کمیسیون) به واسطه‌ها می‌رسد. این وضعیت، مالکیت تجربهٔ مشتری را از هتل سلب کرده است. هر یک درصد انتقال رزرو از پلتفرم‌های واسطه به کانال مستقیم، مستقیماً به حاشیهٔ سود خالص هتل افزوده می‌شود. راه‌حل این بحران، فعال‌سازی موتور هوش مصنوعی در قلب عملیات بازاریابی هتل است. درک دقیق این جایگاه کنونی، سنگ‌بنای ترسیم نقشهٔ راه تحول هوشمند خواهد بود. سطوح چهارگانهٔ بلوغ هوشمندسازی: بیشتر هتل‌های ایران در سطح‌های ۱ و ۲ متوقف مانده‌اند: ۱. سطح ۱ - وفاداری سنتی (مدیریت دستی و کارت‌های فیزیکی): ابتدایی‌ترین شکل مدیریت مشتری است که در آن هتل عملاً هیچ شناختی از «رفتار» مهمان ندارد و تنها «تکرار خرید» ساده را می‌بیند. در این سطح، همه‌چیز بر تجربهٔ شخصیِ مدیریت هتل تکیه دارد و با تغییر مدیر، تمام دانش و شناخت از مشتریان نیز از بین می‌رود. ۲. سطح ۲ - هتل نرم‌افزارمحور (اتوماسیون پایه): در این سطح، سامانه‌های مدیریت هتل (PMS) به کار گرفته می‌شوند و اطلاعات مهمان ثبت می‌شود؛ اما تصمیم‌گیری‌ها همچنان «مدیرمحور» (n) است، نه «داده‌محور». این سطح هنوز «هوشمند» نیست؛ گزارش‌ها ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان می‌دهند، بدون آنکه بتوانند رفتار آیندهٔ مهمان را پیش‌بینی کنند. ۳. سطح ۳ - هتل داده‌محور (بخش‌بندی و هدف‌گیری): در این سطح، اتصال جزیره‌های اطلاعاتی PMS، CRM و موتور رزرو برقرار می‌شود. هتل توانایی بخش‌بندی رفتاری می‌یابد، متناسب با نوع مسافر (مسافران کاری در برابر مسافران تفریحی/خانوادگی) واکنش نشان می‌دهد و ارسال پیشنهادهای متفاوت بر اساس هر بخش را در قالب کمپین‌های هدفمند انجام می‌دهد. ۴. سطح ۴ - هتل هوشمند (بخش تک‌نفره و وفاداری عاطفی): این سطح، اوج تکامل و شرط «بقا در آینده» است. هوش مصنوعی (AI) با تحلیل حجم عظیم داده‌ها، مفهوم «بخش تک‌نفره» را محقق می‌کند. در این سطح، هتل نه‌تنها مهمان را می‌شناسد، بلکه نیاز او را پیش‌بینی می‌کند. پژوهش‌های صنعتی نشان می‌دهند برنامه‌های وفاداری در حال گذار از سامانه‌های پیچیدهٔ امتیازمحور به اکوسیستم‌های تجربه‌محور و شخصی‌سازی‌شده هستند و هوش مصنوعی در شخصی‌سازی پاداش‌ها و ارتباطات نقش محوری دارد. ۳- کارکردهای کلیدی هوش مصنوعی: گروه‌بندی، وفاداری و فعالیت در پلتفرم‌های آنلاین هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های گردآوری‌شده از اعضای باشگاه، خروجی‌های هوشمند تولید می‌کند که در سه دستهٔ «گروه‌بندی»، «پیش‌بینی» و «تحلیل رفتار کانالی» سازمان‌دهی می‌شوند. هر خروجی در ادامه به یک تصمیم عملیاتی متصل شده است؛ بدون اتصال به تصمیم، خروجی چیزی جز یک گزارش نیست. ۳-۱- گروه‌بندی هوشمند مشتریان مدل‌های سنتی مانند RFM (تازگی، فراوانی، مبلغ) ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان می‌دهند. الگوریتم‌های یادگیری ماشین (نظیر خوشه‌بندی و رتبه‌بندی) می‌توانند مشتریان را بر اساس الگوهای رفتاری پیچیده در گروه‌های پویاتری طبقه‌بندی کنند؛ در عمل، بخش‌های جمعیت‌شناختی (سن، درآمد) جای خود را به بخش‌های رفتاری می‌دهند. ۳-۲- پیش‌بینی وفاداری و ارزش طول عمر مدل‌های پیش‌بینی می‌توانند با دقتی بالا تخمین بزنند که کدام مشتریان تازه به اعضای وفادار تبدیل خواهند شد و ارزش آتی آن‌ها چقدر است. این توانایی به هتل امکان می‌دهد سرمایه‌گذاری بازاریابی را بر مشتریان با پتانسیل بالا متمرکز کند. دو خروجی کلیدی از این مدل به دست می‌آید: • امتیاز پتانسیل وفاداری: برای هر عضو تازه، به‌منظور تخصیص «خوش‌آمدگوییِ» متناسب (مثلاً هدیهٔ در سطح ارتقایافته برای اعضای با پتانسیل بالا). • امتیاز ریسک ریزش: با افق پیش‌بینی ۹۰ روزه، برای فعال‌سازی خودکار کمپین نگهداشت. ۳-۳- تحلیل رفتار در OTA و تبدیل به رزرو مستقیم هوش مصنوعی می‌تواند مشتریانی را که ابتدا هتل را در یک OTA دیده‌اند و سپس مستقیماً رزرو کرده‌اند شناسایی کند. برعکسِ این الگو نیز ارزشمند است: شناسایی کسانی که در OTA قیمت‌ها را مقایسه می‌کنند و هرگز در هتل شما اقامت نکرده‌اند، تا کمپین‌های جذب با پاداش عضویت برای آن‌ها طراحی شود. ۳-۴- موتور پیشنهاد شخصی‌سازی‌شده موتور پیشنهاد، خروجی‌های بخش‌بندی و پیش‌بینی را به اقدام تبدیل می‌کند: پیشنهاد خدمات جانبی متناسب با پروفایل هر مشتری در لحظهٔ مناسب؛ مثلاً پیشنهاد رزرو اسپا برای مشتریانی که پیش‌تر از آن استفاده کرده‌اند، یا پیشنهاد خدمات پس از اقامت به اعضایی که غیرفعال شده‌اند. در اتوماسیون بازاریابی ، پیامک‌ها و پیشنهادهای شخصی بر پایهٔ محرک‌های رفتاری به‌صورت خودکار ارسال می‌شوند؛ برای نمونه، ارسال پیشنهاد ویژه یک ماه پیش از سالگرد ازدواج یا تولد مشتری.

ایجاد شده: 30/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
رای مثبت سازمان ملل برای تغییر نقشه جهان صادر شد

رای مثبت سازمان ملل برای تغییر نقشه جهان صادر شد

به گزارش هتل نیوز؛ مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز جمعه ۱۳ شهریور، قطعنامه‌ای غیرالزام‌آور را برای جایگزینی نقشه مرکاتور با نقشه زمین برابر به تصویب رساند. این قطعنامه با ۱۶۴ رأی موافق، یک رأی مخالف و ۶ رأی ممتنع تصویب شد. این طرح به ابتکار توگو و با حمایت کشورهای آفریقایی ارائه شده است. هدف این طرح نمایش دقیق‌تر مساحت واقعی کشورها و قاره‌ها در نقشه‌های جهان است. نقشه مرکاتور که در قرن شانزدهم میلادی طراحی شد، به دلیل روش ترسیم خود، مناطق نزدیک به قطب‌ها را بزرگ‌تر از اندازه واقعی نشان می‌دهد. برای نمونه، در این نقشه، گرینلند تقریباً هم‌اندازه آفریقا به نظر می‌رسد. در واقع، مساحت آفریقا حدود ۱۴ برابر گرینلند است. وزیر امور خارجه توگو در حمایت از این طرح بیان کرد: جهانی عادلانه با نقشه‌ای عادلانه آغاز می‌شود. ایالات متحده تنها کشوری بود که به این قطعنامه رأی مخالف داد. مقام‌های آمریکایی این طرح را بخشی از یک دستور کار ایدئولوژیک و منحرف‌کننده توجه از مسائل اصلی مرتبط با صلح بین‌المللی توصیف کردند.

ایجاد شده: 14/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405     اخبار داخلی
کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدل‌های آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که هم‌زمان با مهارت‌های تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بین‌فرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سال‌های اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دوره‌های کوتاه‌مدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کرده‌اند. با این حال، نمی‌توان یک کشور را به‌طور مطلق موفق‌ترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخص‌هایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغ‌التحصیلان، اعتبار گواهینامه‌ها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفه‌ای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسه‌های تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتل‌ها، رستوران‌ها و مجموعه‌های گردشگری ترکیب می‌کنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه هم‌زمان به مهارت‌های عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینه‌هایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش می‌بینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بین‌المللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان می‌دهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسب‌وکار شوند. مدل سوئیس نشان می‌دهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بین‌المللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونه‌های برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری می‌کند. دانش‌آموز یا کارآموز از یک سو آموزش‌های نظری و استانداردهای حرفه‌ای را فرا می‌گیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب می‌کند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمی‌شود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارت‌های موردنیاز هتل‌ها و توانایی فارغ‌التحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامه‌ریزی ملی برای مهارت‌های آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاست‌های کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال می‌کند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دوره‌های آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتل‌ها و تحولات فناوری به‌روزرسانی می‌کنند. در برنامه‌های آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دوره‌های کوتاه‌مدت و قابل‌انعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارت‌های تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادام‌العمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمی‌شود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوری‌ها و نیازهای جدید، آموزش می‌بینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارت‌های حرفه‌ای استرالیا در حوزه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دوره‌های آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانه‌داری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارت‌ها و شایستگی‌های مشخص تعریف می‌شود. فرد می‌تواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دوره‌ها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشن‌تر می‌شود. نیروی انسانی می‌داند برای ارتقای شغلی به چه مهارت‌ها و گواهینامه‌هایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخص‌تری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامه‌های تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاه‌ها، کالج‌های محلی، مدارس تخصصی و انجمن‌های حرفه‌ای انجام می‌شود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گسترده‌ای در طراحی دوره‌ها و گواهینامه‌های حرفه‌ای دارد. از ویژگی‌های این مدل می‌توان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد می‌توانند از دوره‌های کوتاه‌مدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشته‌های مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامه‌های تخصصی در حوزه‌هایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک می‌کند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطاف‌پذیری، تخصص‌گرایی و امکان جابه‌جایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز به‌دلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گسترده‌ای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزش‌های حرفه‌ای از مدارس تخصصی تا دانشگاه‌ها و دوره‌های کارآموزی را دربرمی‌گیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارت‌های عملی، بر فرهنگ خدمت‌رسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگ‌های مختلف تمرکز دارد. این ویژگی به‌ویژه برای هتل‌های لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بین‌المللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، به‌ویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتل‌های بین‌المللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارت‌هایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بین‌فرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بین‌المللی و استفاده از فناوری‌های هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمت‌رسانی و کار در محیط‌های چندملیتی اهمیت ویژه‌ای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان می‌دهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاه‌ها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک این نظام‌ها عبارت‌اند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا می‌شود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتل‌ها در طراحی سرفصل‌ها، ارزیابی مهارت‌ها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحله‌بندی‌شده: کارکنان می‌توانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. به‌روزرسانی مستمر سرفصل‌ها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزش‌ها افزوده شده‌اند. 5. توجه به مهارت‌های نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارت‌های فنی آموزش داده می‌شوند. 6. اعتبار قابل‌انتقال مدارک: گواهینامه‌ها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازه‌وارد محدود نمی‌شود و کارکنان باسابقه نیز در دوره‌های بازآموزی شرکت می‌کنند. درس‌هایی برای ایران ایران از ظرفیت‌های مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبه‌های تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیت‌ها بدون نیروی انسانی ماهر امکان‌پذیر نیست. یکی از چالش‌های اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتل‌هاست. در بسیاری از موارد، فارغ‌التحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیت‌های بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، می‌توان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتل‌ها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دوره‌های کارآموزی و الزام هتل‌ها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبان‌های خارجی و مهارت‌های ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامه‌های درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزش‌های کوتاه‌مدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بین‌المللی.

ایجاد شده: 14/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...