نتایج جستجو...
چرخه باطل در گردشگری خارجی؛
چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

چرخه باطل در گردشگری خارجی؛ چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

✍🏻 عباس مهدوی | خبرنگار یک الگوی رفتاری تکراری و پرهزینه سال‌هاست بر سیاست‌گذاری گردشگری کشور سایه انداخته است؛ در روزهای ثبات، اعتبارات و توان دیپلماسی کشور صرف بازارها و مقاصدی می‌شود که سنخیت چندانی با واقعیت‌های ژئوپلیتیک و فرهنگی ما ندارند؛ اما به محض بروز نخستین تلاطم‌های سیاسی، تحریم‌ها یا هشدارهای مسافرتی و خالی شدن هتل‌ها، مدیران سراسیمه به یاد کشورهای همسایه و حوزه‌های تمدنی مشترک می‌افتند. این نگاه فصلی، مقطعی و انفعالی، گردشگری ایران را در یک چرخه آزمون و خطای دائمی گرفتار کرده است. سال‌هاست سرمایه‌های مادی و معنوی متعددی صرف بازارهایی مانند اروپای غربی، چین یا روسیه می‌شود. برای آن‌ها هفته‌های فرهنگی برگزار می‌کنیم، در نمایشگاه‌ها به شیوه‌های سنتی غرفه می‌زنیم و لغو روادید یک‌طرفه را در دستور کار قرار می‌دهیم؛ اما داده‌های واقعی چه می‌گویند؟ از صدها میلیون گردشگر خروجی چین یا جریان مسافران روس، سهم ایران حتی به کسری از یک درصد هم نمی‌رسد. گردشگر روس ترجیح می‌دهد مقصد تفریحی تثبیت‌شده‌ای مانند ترکیه را برگزیند و با کوچک‌ترین تنش منطقه‌ای، گردشگران غربی و حتی چینی با توصیه‌های اکید وزارت‌خانه‌های خارجه‌شان سفر به ایران را لغو می‌کنند. رفتن به سراغ طرح‌های کم‌بازده‌ای مانند تعریف خطوط پروازی و تورهای مشترک با مقاصد دوردستی چون ونزوئلا نیز نشان داد که گاهی تفنن‌های تبلیغاتی جایگزین عقلانیت بازاریابی ژئوپلیتیک می‌شود. پرسش بنیادین این است: چرا همسایگان ما که از اشتراکات تاریخی، مذهبی، پیوندهای زمینی، مرزهای ارزان و علاقه متقابل برخوردارند، تنها «گزینه دوم» یا «سپر روزهای سخت» به شمار می‌روند!؟ کشوری که دارای مؤلفه‌های هویتی و فرهنگی متمایز است، باید ستون فقرات اقتصاد گردشگری خود را بر پایه حوزه‌ای بنا کند که پایداری رفت‌وآمد در آن به حداقل نوسانات حساس باشد: یعنی جغرافیای فرهنگی و حوزه تمدنی ایران. گنجینه‌های مغفول در مدار پیرامونی نکته مهمی که در نگرش مدیران حوزه گردشگری ایران باید به شکل برجسته‌ای مورد توجه قرار بگیرد این است که همسایگان ما فقط یک بازار اضطراری نیستند، بلکه فرصت‌های بالقوۀ اقتصادی‌اند: ۱- عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس: گردشگر عراقی یا عمانی فقط برای زیارت نمی‌آید؛ حوزه گردشگری سلامت، خرید و گردشگری طبیعی در شمال کشور ظرفیت مناسبی برای طراحی تورهای ترکیبی (مشهد-شمال-شیراز) دارد. با این حال، هنوز نتوانسته‌ایم یک زنجیره ارزش خدمات‌رسانی شایسته و حرفه‌ای برای این جمعیت میلیونی ایجاد کنیم. ۲- ارمنستان، قفقاز و آسیای میانه: ارمنستان با وجود مرز زمینی و نزدیکی فرهنگی و تاریخی (به‌ویژه وجود میراث کلیساهای ثبت جهانی در شمال‌غرب ایران) به شدت نیازمند معرفی چهره واقعی ایران است. تاجیکستان و ازبکستان به عنوان پاره‌های تمدنی زبان فارسی و هویت مشترک، و ترکمنستان با اشتراکات قومی و مفاخری نظیر «مخدوم‌قلی فراغی»، ظرفیت‌های بکری هستند که زیرساخت دیپلماسی فرهنگی ما کمتر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری واقعی و پایدار کرده است. ۳- ترکیه، پاکستان و افغانستان: در ترکیه به‌جای تمرکز صرف بر مسافران خروجی ایران، می‌توان با تکیه بر سرمایه‌های نمادین مشترک اقدام کرد؛ اقدام ارزنده‌ای که اخیراً در پیوند خوی و قونیه (محور شمس و مولانا) کلید خورد، نشان داد چقدر تشنه گردشگری ادبی و هویتی هستیم. در پاکستان نیز جامعه میلیونی شیعیان و علاقه‌مندان به فرهنگ ایرانی فراتر از ظرفیت‌های موجود می‌توانند رونق‌بخش باشند. حتی تغییرات پولی منطقه و رشد ارزش پول ملی برخی از همین همسایگان، سفر به ایران را برای طبقه متوسط آن‌ها بسیار جذاب و اقتصادی کرده است؛ ظرفیتی که متأسفانه با پیش‌داوری‌های کهنه و نگاه‌های سنتی مهاجرتی نادیده گرفته می‌شود. بازتعریف روایت‌ها؛ سرمایه‌های اجتماعی و تاریخی فراملی علاوه بر همسایگان، ما از قدرت روایتگری تاریخی حتی در تعامل با جهان غافل بوده‌ایم. رویکرد ما در رویدادهای بین‌المللی عمدتاً به توزیع بروشور و روش‌های نخ‌نما محدود شده و دست روی نقاط عطف تاریخی نگذاشته‌ایم. میزبانی از پناهندگان لهستانی در جنگ جهانی دوم: در روزهایی که قاره اروپا در آتش جنگ و کشتار می‌سوخت و ایران خود با قحطی و اشغال متفقین روبه‌رو بود، مردم این سرزمین بیش از ۱۰۰ هزار پناهجوی لهستانی را از بندر انزلی تا تهران و اصفهان و اهواز پناه دادند و زندگی دوباره بخشیدند. آرامستان‌ها و ردپای تاریخی این رویداد، بزرگ‌ترین سند مهمان‌نوازی و اخلاق زیستی ایرانیان است؛ روایتی بین‌المللی که می‌تواند به محوری برای گردشگری پیوند و یادبود تبدیل شود. راه آهن ایران؛ «پل پیروزی» : اگر شریان راه‌آهن شمال-جنوب ایران و فداکاری لجستیکی این ملت نبود، سرنوشت استالینگراد و جغرافیای جنگ در مواجهه با ماشین جنگی نازی‌ها به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. آیا تاکنون از این مسیر تاریخی برای جلب توجه گردشگران روس و علاقه‌مندان به تاریخ جنگ بهره برده‌ایم؟ دیپلماسی چهره‌ها و چهره‌های ادبی–فرهنگی: تجربیات موفق نویسندگان و شخصیت‌های فرهنگی مانند شهزاده ایگوال در معرفی ایران به جامعه نخبگانی و مردم ترکیه نشان می‌دهد که دیپلماسی فرهنگی و استفاده از چهره‌های اصیل ایرانی در خارج از کشور، ده‌ها برابر مؤثرتر از هیئت‌های رسمی و همایش‌های اداری بازدهی دارد. بازگشت به سیاست حسن همجواری در گردشگری اگر می‌خواهیم تاب‌آوری صنعت گردشگری کشور ارتقا یابد، دستگاه‌های متولی -شامل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- باید از موازی‌کاری دست بردارند و راهبرد نگاه به حوزه تمدنی را از یک تاکتیک اضطراری به یک استراتژی دائمی تبدیل کنند. همسایگان ما متوجه این رفتار گزینشی و فصلی می‌شوند؛ رفتاری که پیام می‌دهد: «تنها زمانی که راه‌ها بسته است، سراغ شما می‌آییم». برای ساختن اقتصادی پایدار، باید همسایگی فرهنگی، راه‌های زمینی، تسهیلات مرزی، اشتراکات غذایی، آیینی و مفاخر مشترک، اولویت نخست و بی‌چون‌وچرای سبد گردشگری ورودی ایران باشد؛ چه در روزهای آرامش و چه در روزهای بحران.

ایجاد شده: دیروز       آخرین ویرایش: دیروز     مقالات و یادداشت ها
دوربین مداربسته در هتل؛ کجا باید باشد و کجا نباید باشد؟

دوربین مداربسته در هتل؛ کجا باید باشد و کجا نباید باشد؟

✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا؛ 📌 قسمت دوم در قسمت اول این مجموعه گفتیم که دوربین مداربسته در هتل صرفاً یک ابزار برای «دیدن و ضبط کردن» نیست؛ بلکه بخشی از یک نظام جامع امنیتی و مدیریتی است. اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند: آیا هر نقطه‌ای از هتل باید زیر پوشش دوربین باشد؟ پاسخ قطعاً خیر است. یکی از اشتباهات رایج در طراحی سیستم نظارت تصویری، نگاه کردن به تعداد دوربین‌ها به‌عنوان شاخص امنیت است. در حالی که یک سیستم حرفه‌ای باید بر اساس «ریسک، هدف و نیاز عملیاتی» طراحی شود، نه بر اساس اینکه چه تعداد دوربین می‌توان روی نقشه قرار داد. استاندارد بین‌المللی IEC 62676-4 نیز دقیقاً بر همین رویکرد تأکید دارد و طراحی سیستم را از تعریف هدف امنیتی و نیازهای عملیاتی آغاز می‌کند، نه از انتخاب دوربین. در یک هتل معمولی، ورودی اصلی و لابی از مهم‌ترین نقاط برای پوشش تصویری هستند؛ نه فقط به دلیل ورود و خروج مهمانان، بلکه به این دلیل که بسیاری از اتفاقات امنیتی از همین نقاط آغاز یا به آن‌ها ختم می‌شوند. ورودی‌های کارکنان و بخش‌های خدماتی نیز اهمیت زیادی دارند؛ زیرا در یک هتل حرفه‌ای، کنترل و مستندسازی تردد کارکنان، پیمانکاران و تأمین‌کنندگان کالا بخشی از مدیریت ریسک است. پارکینگ، مسیرهای دسترسی به هتل، محل دریافت و تحویل کالا، ورودی‌های اضطراری، فضاهای عمومی، مسیرهای منتهی به بخش‌های حساس و نقاطی که دسترسی به تأسیسات یا تجهیزات مهم در آن‌ها امکان‌پذیر است نیز معمولاً در طراحی سیستم نظارت تصویری مورد توجه قرار می‌گیرند. در رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، سالن‌های برگزاری مراسم و برخی فضاهای تفریحی نیز دوربین می‌تواند علاوه بر موضوع امنیت، در بررسی رخدادها و مدیریت عملیات کاربرد داشته باشد. اما یک اصل مهم وجود دارد: دوربین باید چیزی را ببیند که دیدن آن برای یک هدف مشخص ضروری است. این اصل به همان اندازه که محل نصب دوربین را تعیین می‌کند، محل «نصب نکردن» آن را نیز مشخص می‌کند. اتاق مهمان، سرویس‌های بهداشتی، رختکن کارکنان و مهمانان، اتاق‌های تعویض لباس و فضاهایی که افراد انتظار منطقی از حریم خصوصی دارند، محل مناسبی برای دوربین نظارتی نیستند. حتی در فضاهای مجاز نیز زاویه دوربین باید به‌گونه‌ای انتخاب شود که از ثبت اطلاعات غیرضروری جلوگیری شود. این موضوع فقط یک مسئله اخلاقی نیست؛ در بسیاری از کشورها موضوعی حقوقی و مرتبط با حفاظت از داده‌های شخصی است. برای مثال، در اتحادیه اروپا و به‌تبع آن در آلمان، استفاده از دوربین باید دارای مبنای قانونی، هدف مشخص و ضرورت قابل توجیه باشد و افراد نیز باید از وجود نظارت تصویری مطلع شوند. بنابراین، طراحی یک سیستم حرفه‌ای در هتل باید میان دو موضوع تعادل ایجاد کند: امنیت و حریم خصوصی. اما یک نکته دیگر نیز بسیار مهم است؛ اینکه دوربین فقط «در محل درست» نصب شود کافی نیست. باید بتواند تصویر مناسبی برای هدف تعریف‌شده ارائه کند. فرض کنیم هدف یک دوربین، شناسایی فردی است که از ورودی هتل وارد می‌شود. اگر دوربین آن‌قدر دور نصب شده باشد که فقط یک تصویر کلی از لابی ثبت کند، وجود آن شاید برای نظارت عمومی مفید باشد، اما الزاماً برای شناسایی فرد مناسب نیست. استانداردهای جدید IEC 62676-4 نیز توجه ویژه‌ای به عملکرد تصویری، تراکم پیکسلی، شرایط محیطی، نور، سرعت حرکت و هدفی که قرار است تصویر برای آن استفاده شود دارند. پس در طراحی دوربین‌های هتل، بهتر است به جای پرسش «این دوربین چند مگاپیکسل است؟» بپرسیم: «این دوربین قرار است چه چیزی را تشخیص دهد؟» این تفاوت ساده، می‌تواند کیفیت کل پروژه را تغییر دهد. از طرف دیگر، دوربین‌ها نباید به‌صورت جزیره‌ای طراحی شوند. اگر تصاویر در یک اتاق کنترل جمع شوند اما اپراتور نداند در زمان مشاهده یک رویداد چه اقدامی باید انجام دهد، ارزش عملیاتی سیستم کاهش پیدا می‌کند. یک سیستم حرفه‌ای باید با فرایندهای امنیتی هتل، کنترل دسترسی، مدیریت رخدادها و در صورت نیاز سایر سامانه‌های حفاظتی ارتباط داشته باشد. در واقع، دوربین مداربسته زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که از یک «سیستم ضبط تصاویر» به یک سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری امنیتی و عملیاتی تبدیل شود. به همین دلیل، استاندارد IEC 62676-4 فقط درباره محل نصب دوربین صحبت نمی‌کند؛ بلکه چرخه‌ای شامل تعریف نیازمندی‌ها، ارزیابی محل، طراحی، نصب، آزمون، راه‌اندازی، مستندسازی و نگهداری سیستم را در نظر می‌گیرد. و شاید مهم‌ترین سؤال برای مدیران هتل همین باشد: آیا دوربین‌های هتل من فقط تصاویر را ذخیره می‌کنند، یا واقعاً بخشی از سیستم مدیریت امنیت هتل هستند؟

ایجاد شده: دیروز       آخرین ویرایش: دیروز     مقالات و یادداشت ها
گردشگری، فرصتی استثنایی برای نجات شهرهای کوچک

گردشگری، فرصتی استثنایی برای نجات شهرهای کوچک

✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها در کلان‌شهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیت‌هایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ ظرفیت‌هایی که در صورت بهره‌برداری صحیح، می‌توانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهم‌ترین این فرصت‌هاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیین‌های محلی، صنایع‌دستی و سبک زندگی اصیل، سرمایه‌های ارزشمندی هستند که می‌توانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه به‌تنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیت‌های بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل می‌شود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیره‌ای از فرصت‌های اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران می‌تواند به رونق اقامتگاه‌های بومی، رستوران‌ها، حمل‌ونقل، صنایع‌دستی و فروش محصولات محلی بی‌انجامد و درآمد را در بخش‌های مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصت‌های شغلی و حمایت از کسب‌وکارهای محلی، می‌تواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آینده‌ای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفه‌ای مقصد و مشارکت مردم محلی امکان‌پذیر نیست. همچنین حفاظت از محیط‌زیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاه‌های متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیت‌های هر منطقه را شناسایی و برای بهره‌برداری از آن‌ها برنامه‌ریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، سامان‌دهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، می‌تواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایه‌گذاری‌های عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیت‌ها و مدیریت صحیح آن‌ها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشته‌های آن‌ها نیاز دارد. گردشگری راه‌حلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، می‌تواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصت‌های توسعه بازمی‌گرداند.

ایجاد شده: چهار روز قبل       آخرین ویرایش: چهار روز قبل     مقالات و یادداشت ها
دوربین‌های مداربسته در هتل؛ ابزار نظارت یا رکن امنیت و مدیریت؟

دوربین‌های مداربسته در هتل؛ ابزار نظارت یا رکن امنیت و مدیریت؟

✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا 📌چرا سیستم نظارت تصویری باید در کنار سایر زیرساخت‌های حیاتی هتل، جدی گرفته شود؟ در صنعت هتلداری، امنیت مهمانان و کارکنان، حفاظت از دارایی‌ها و استمرار فعالیت‌های عملیاتی، از مهم‌ترین مسئولیت‌های مدیریت هتل به شمار می‌روند. در این میان، دوربین‌های مداربسته یا CCTV گاهی صرفاً ابزاری برای ثبت تصاویر و بررسی حوادث تلقی می‌شوند؛ درحالی‌که یک سیستم نظارت تصویری اصولی می‌تواند نقشی بسیار فراتر از این داشته باشد و به یکی از زیرساخت‌های مهم امنیتی و مدیریتی هتل تبدیل شود. هتل، برخلاف بسیاری از ساختمان‌های تجاری، محیطی چندمنظوره و پویاست که در آن فضاهای عمومی، بخش‌های اقامتی، رستوران‌ها، فضاهای تفریحی، تأسیسات و محدوده‌های خدماتی در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند. همین تنوع کاربری، مدیریت امنیت را پیچیده‌تر می‌کند. ورود و خروج افراد متعدد، تحویل و نگهداری کالاها، جابه‌جایی تجهیزات، فعالیت پیمانکاران و تردد شبانه‌روزی کارکنان، همگی ضرورت طراحی یک سیستم نظارت تصویری متناسب با ارزیابی ریسک هتل را افزایش می‌دهند. اما آیا دوربین مداربسته از نظر اهمیت، هم‌تراز سیستم اعلام و اطفای حریق است؟ پاسخ، نیازمند یک تفکیک اساسی است. سیستم اعلام و اطفای حریق برای کشف، هشدار و مقابله با خطر آتش‌سوزی طراحی شده و در بسیاری از حوزه‌های قضایی، الزامات قانونی مشخصی دارد. دوربین مداربسته عمدتاً ابزاری برای پایش، کشف برخی رخدادهای امنیتی، بررسی وقایع و پشتیبانی از تصمیم‌گیری است. بنابراین، این دو سیستم کارکرد یکسانی ندارند و دوربین مداربسته نباید جایگزین تجهیزات اعلام حریق، اطفای حریق، کنترل دسترسی یا سایر سامانه‌های ایمنی شود. بااین‌حال، در یک نظام جامع مدیریت امنیت هتل، نظارت تصویری می‌تواند در کنار این سامانه‌ها نقش مکمل و مهمی ایفا کند. برای مثال، در زمان وقوع حادثه، تصاویر دوربین‌ها ممکن است به تیم امنیت کمک کنند تا مسیر حرکت افراد، وضعیت یک محدوده یا شرایط پیرامونی حادثه را بهتر ارزیابی کنند؛ البته مشروط بر اینکه این قابلیت در طراحی سیستم پیش‌بینی شده باشد و استفاده از تصاویر موجب تأخیر در اقدامات اضطراری نشود. اهمیت این موضوع تنها به امنیت محدود نیست. تصاویر ثبت‌شده در ورودی‌ها، محدوده‌های دریافت کالا، پارکینگ‌ها و فضاهای عمومی می‌توانند در بررسی اختلافات، رسیدگی به خسارت‌ها، شناسایی گلوگاه‌های عملیاتی و مستندسازی برخی رویدادها نیز مفید باشند. از این منظر، دوربین مداربسته می‌تواند به ابزاری برای پشتیبانی از مدیریت عملیات هتل تبدیل شود؛ ابزاری که ارزش آن به کیفیت طراحی، نحوه بهره‌برداری و ارتباط آن با فرایندهای مدیریتی بستگی دارد. البته نصب دوربین به‌تنهایی نشانه حرفه‌ای بودن سیستم امنیتی نیست. دوربینی که محل مناسبی ندارد، تصویر قابل استفاده ثبت نمی‌کند، ساعت آن تنظیم نیست یا تصاویرش در زمان نیاز در دسترس قرار نمی‌گیرند، ممکن است هزینه‌ای مستمر ایجاد کند، بدون آنکه ارزش عملیاتی متناسبی داشته باشد. نکته مهم دیگر، حفظ حریم خصوصی است. در هتل، امنیت نباید به معنای نظارت نامحدود بر افراد تلقی شود. انتخاب محل دوربین‌ها باید بر مبنای نیاز امنیتی، تناسب، ضرورت و قوانین حاکم بر محل فعالیت هتل صورت گیرد. اتاق‌های اقامت، سرویس‌های بهداشتی، رختکن‌ها و سایر فضاهای خصوصی، محل نصب دوربین‌های نظارتی معمولی نیستند. حتی در فضاهای عمومی نیز باید از ثبت تصاویر غیرضروری و دسترسی‌های ناموجه جلوگیری کرد. در سطح بین‌المللی نیز برای طراحی و ارزیابی سیستم‌های نظارت تصویری، استانداردهای فنی مشخصی وجود دارد. برای نمونه، استاندارد IEC 62676 به سیستم‌های نظارت تصویری در کاربردهای امنیتی می‌پردازد و بخش چهارم آن، راهنمای برنامه‌ریزی، طراحی، نصب، آزمون و نگهداری این سیستم‌ها را ارائه می‌کند. نسخه جدید IEC 62676-4 در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است. این استاندارد چارچوبی برای طراحی متناسب با نیازهای واقعی امنیتی فراهم می‌کند، اما به معنای وجود یک نقشه ثابت و یکسان برای نصب دوربین در تمام هتل‌های جهان نیست. در واقع، پرسش اصلی برای مدیران هتل نباید این باشد که «چند دوربین نصب کرده‌ایم؟» بلکه باید این باشد که «آیا سیستم نظارت تصویری ما خطرات مهم هتل را پوشش می‌دهد، در زمان مناسب اطلاعات قابل استفاده فراهم می‌کند و بدون نقض حریم خصوصی، به امنیت و مدیریت بهتر عملیات کمک می‌کند؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز حرکت از نصب تجهیزات به سمت مدیریت حرفه‌ای امنیت است. در قسمت دوم این مجموعه، به این پرسش می‌پردازیم که دوربین‌های مداربسته دقیقاً در کدام بخش‌های هتل باید نصب شوند، چه فضاهایی به نظارت تصویری نیاز دارند و در چه مکان‌هایی حفظ حریم خصوصی، محدودیت جدی یا مانع نصب دوربین است.

ایجاد شده: چهار روز قبل       آخرین ویرایش: چهار روز قبل     مقالات و یادداشت ها
دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمع‌بندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوه‌ای همه دستگاه‌ها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایه‌گذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی می‌شود تا مشخص شود چگونه می‌توان با تعریف مسئولیت‌های دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیت‌های موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدی‌گری دولت فاصله بگیرد و میدان‌داری سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیت‌های خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفه‌های لازم برای تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کم‌نظیر، ویژگی‌های اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفت‌انگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانه‌ها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندی‌هایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر می‌رسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جست‌وجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور می‌شود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجه‌های دولتی، پروژه‌های محدود دستگاه‌های اجرایی و فعالیت‌های پراکنده سازمان‌ها امکان‌پذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفه‌ای، امنیت سرمایه‌گذاری و چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهم‌کردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاست‌گذار و تنظیم‌گر باشد، نه متصدی همه فعالیت‌های اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساخت‌های عمومی بازتعریف شود. دولت می‌تواند با شناسایی ظرفیت‌ها و پهنه‌های مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیت‌هایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرح‌های جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوب‌ها و ضوابط سرمایه‌گذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی به‌صورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساخت‌های عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهره‌برداری از پروژه‌ها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایه‌گذاران واگذار شود. مهم‌تر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایه‌گذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایه‌گذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعه‌ای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عمل‌های زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماری‌های خاص به کشورهای اروپایی سفر می‌کنند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعه‌هایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل می‌کنند. چنین پروژه‌ای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاه‌ها و فراهم‌کردن زیرساخت‌های عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایه‌گذاری، مدت بهره‌برداری و شرایط تضمین‌شده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایه‌گذار بداند پس از بهره‌برداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی می‌تواند از سرمایه‌گذاری خود بهره‌برداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولت‌هاست. در دوره‌های مختلف، قراردادهایی امضا شده‌اند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین می‌کرده‌اند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آن‌ها دستخوش تغییر شده و سرمایه‌گذار آسیب دیده است. چنین تجربه‌هایی می‌تواند موجب خروج سرمایه‌گذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژه‌های بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژه‌ها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آماده‌کردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایه‌گذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایه‌گذاری؛ پیش‌شرط ورود بخش خصوصی سرمایه‌گذار زمانی وارد یک پروژه می‌شود که آینده سرمایه‌گذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدم‌قطعیت پروژه نیز در تصمیم‌گیری او نقش تعیین‌کننده دارد سرمایه‌گذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدوده‌ای اجرا می‌شود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاه‌های مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهره‌برداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم می‌شود. پرسش مهم‌تر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسش‌ها پاسخ‌هایی روشن و شفاف داد، حتی پروژه‌های بزرگ و پیچیده گردشگری نیز می‌توانند برای سرمایه‌گذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایه‌گذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایه‌گذار از امکان بهره‌برداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز می‌توان متناسب با ویژگی‌های هر مقصد و مشخصات پروژه، بسته‌های سرمایه‌گذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیت‌ها، کاربری‌ها، زیرساخت‌ها، میزان سرمایه‌گذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصت‌های اقتصادی را به‌صورت شفاف مشخص کند تا سرمایه‌گذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت می‌تواند امتیاز بهره‌برداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایه‌گذار اعطا کند؛ به‌گونه‌ای که مدت بهره‌برداری متناسب با حجم سرمایه‌گذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایه‌گذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمی‌شود. این سرمایه‌گذاری می‌تواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسب‌وکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر می‌کند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهم‌کردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایه‌گذاری گردشگری سرمایه‌گذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایه‌گذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایه‌گذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوب‌های قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاه‌های مرتبط را به‌صورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینه‌های اداری، افزایش قابلیت پیش‌بینی پروژه‌ها و تقویت اعتماد سرمایه‌گذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولت‌ها دچار توقف یا دگرگونی‌های بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایه‌های بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاست‌گذاری و استمرار برنامه‌های توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبه‌های منحصربه‌فرد نیز نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژه‌های گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژه‌های گردشگری است و از این منظر، مزیتی کم‌نظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همه‌چیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذاب‌ترین پهنه‌های کویری جهان به شمار می‌رود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها. این ظرفیت‌ها می‌توانند مبنای تعریف پروژه‌های یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، می‌توان به ظرفیت‌های پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانه‌ای که از داخل شهر اهواز می‌گذرد، می‌تواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمی‌های دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژه‌ای را می‌توان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهره‌برداری بلندمدت، برای مثال در دوره‌ای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را می‌توان برای دیگر ظرفیت‌های کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبه‌های کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبه‌ها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری می‌تواند به محور شکل‌گیری مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حمل‌ونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفه‌ای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعال‌شدن این زنجیره می‌تواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی می‌تواند زنجیره‌ای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری به نظر می‌رسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژه‌های مستعد سرمایه‌گذاری در سراسر کشور باشد. در این پرونده‌ها باید ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، وضعیت زیرساخت‌ها، کاربری‌های قابل تعریف، هزینه‌های اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهره‌برداری، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و تعهدات دولت و سرمایه‌گذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمان‌بندی صدور مجوزها به‌صورت شفاف تعیین شوند تا سرمایه‌گذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامه‌ای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانک‌ها، بازار سرمایه، شهرداری‌ها، جوامع محلی، شرکت‌های گردشگری، هتل‌ها، بخش حمل‌ونقل، صنایع فرهنگی و کسب‌وکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی می‌تواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیت‌های موجود، تعریف مدل‌های اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایه‌گذار نیازمند است. ظرفیت‌هایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، می‌توانند از دارایی‌های بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدان‌داری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.

ایجاد شده: چهار روز قبل       آخرین ویرایش: چهار روز قبل     مقالات و یادداشت ها
به مناسبت روز جهانی دختر
نقش دختران در گردشگری و هتلداری

به مناسبت روز جهانی دختر نقش دختران در گردشگری و هتلداری

✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمی‌مانند؛ آن‌ها بزرگ می‌شوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب می‌کنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیم‌ساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آن‌ها آماده می‌شود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیام‌های مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصت‌هایی که برای دختران فراهم می‌کنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهم‌کردن فرصت‌های برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آن‌ها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهان‌اند. بنابراین، کیفیت فرصت‌هایی که اکنون در اختیارشان قرار می‌گیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط می‌شود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزش‌دیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربه‌ای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهمان‌نوازی تا فرصت‌های حرفه‌ای هتلداری و مهمان‌نوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی به‌سادگی دیده نمی‌شوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوت‌های فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسان‌ها و پاسخ‌گویی حرفه‌ای به نیازهای آن‌ها وابسته است. اما مهمان‌نوازی را نباید به مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیم‌گیری، قابلیت‌هایی انسانی و حرفه‌ای‌اند که می‌توان آن‌ها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آن‌ها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همان‌طور که نمی‌توان نقش مردان را در این حرفه تنها با توانایی‌های فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهمان‌نوازی مناسب‌اند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهمان‌نوازی برای استفاده از تمام ظرفیت‌های حرفه‌ای زنان فرصت برابر فراهم می‌کند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به بخش‌هایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آن‌ها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصت‌های نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسی‌شده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حمل‌ونقل آبی مسافری را تشکیل می‌دهند. این ارقام به‌تنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخش‌های گردشگری جهان ارائه نمی‌کنند، اما نشان می‌دهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی به‌طور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یک‌پنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این داده‌ها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفه‌ای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته می‌کنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر می‌دهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبه‌رو می‌کنند: دخترانی که امروز در حال تحصیل‌اند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزه‌ها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزش‌های مرتبط، آشنایی با فرصت‌های شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفه‌ای آن‌ها نیز فکر کنیم. سرمایه‌گذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامه‌ای نمادین در مناسبت‌های جهانی محدود شود. این توجه می‌تواند از سال‌های آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و توانایی‌های خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف می‌تواند بر انتخاب‌های آینده آن‌ها اثر بگذارد. معرفی حرفه‌های متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامه‌های آموزشی و آشنایی با محیط‌های کاری، فراهم‌کردن فرصت‌های مهارت‌آموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسب‌وکارهای گردشگری، اقدام‌هایی هستند که می‌توانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهم‌کردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا می‌کند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتل‌ها و شرکت‌های گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاست‌گذاران و تشکل‌های حرفه‌ای نیز می‌توانند با گردآوری داده‌های دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخش‌های مختلف گردشگری، امکان برنامه‌ریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آن‌ها از جایگاه‌های مدیریتی و موانع پیشرفتشان به‌درستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاست‌های مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران به‌عنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آن‌ها در ساختار حرفه‌ای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا می‌شود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربه‌ای تازه برای گردشگران بسازد، کسب‌وکاری راه‌اندازی کند، فناوری‌های سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصت‌های آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفه‌ای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمی‌تواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بی‌تفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گسترده‌تر درباره بهره‌گیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، به‌جای تکرار این جمله که دختران آینده‌سازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشته‌ایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگری‌اند؛ آینده‌ای که نمی‌توان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بی‌آنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.

ایجاد شده: 19/مهر/1405       آخرین ویرایش: 19/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
جایزه تعالی گردشگری؛ در راه تعالی

جایزه تعالی گردشگری؛ در راه تعالی

✍🏻به قلم | مهدی حسینی وقتی قرار است برای «تعالی» در صنعت گردشگری جایزه بدهیم، بد نیست یک‌بار هم خودِ جایزه را در معرض ارزیابی قرار دهیم؛ چراکه اعتبار یک جایزه، نه با تعداد تندیس‌ها و نه با تعداد مدیران حاضر در مراسم، بلکه با اعتبار فرایند ارزیابی، استقلال داوری و اعتماد ذی‌نفعان ساخته می‌شود. سومین دوره جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد؛ رویدادی که با حضور مدیران ارشد حوزه گردشگری، دانشگاه، جهاد دانشگاهی و فعالان صنعت، تلاش دارد الگویی برای سنجش و ارتقای عملکرد بنگاه‌های گردشگری ارائه کند. اصل چنین اقدامی ارزشمند است، اما هر جایزه‌ای که عنوان «ملی» و «تعالی» را با خود حمل می‌کند، باید بیش از یک مراسم اهدای لوح و تندیس باشد. یکی از پرسش‌های اساسی درباره این جایزه، دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: چه کسی آن را تصویب کرده، چه نهادی آن را تأیید می‌کند، چارچوب حقوقی و حرفه‌ای آن چیست، چه کسانی داوری می‌کنند و معیار استقلال آنها چیست؟ همچنین ساختار مالی جایزه، هزینه ثبت‌نام و نحوه مصرف منابع آن باید برای شرکت‌کنندگان و افکار عمومی روشن باشد. طرح این پرسش‌ها به معنای متهم کردن برگزارکنندگان به تخلف نیست؛ برعکس، شفافیت می‌تواند اعتبار جایزه را افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر مدل جایزه از الگوهایی مانند EFQM الهام گرفته شده است، باید توجه داشت که تعالی صرفاً مجموعه‌ای از معیارها یا یک فرم ارزیابی نیست. در مدل‌های معتبر، ارزیابی، امتیازدهی، بررسی مستندات، ارزیابی میدانی، ارائه بازخورد و امکان بهبود، بخش جدایی‌ناپذیر فرایند است. در چنین نظامی، «تندیس» نتیجه فرایند ارزیابی است، نه هدف اصلی آن. مسئله دیگر، مرز میان «جایزه»، «ارزیابی» و «اعتباربخشی» است. اگر قرار است یک جایزه، ملی و مرجع تلقی شود، باید مشخص باشد چه جایگاهی در نظام رسمی گردشگری کشور دارد و چه تفاوتی با رتبه‌بندی‌ها، درجه‌بندی‌های قانونی و گواهی‌های حرفه‌ای دارد. «ملی» بودن یک عنوان، به‌خودی‌خود اعتبار حقوقی یا حرفه‌ای ایجاد نمی‌کند؛ این اعتبار باید از حکمرانی شفاف، روش ارزیابی معتبر و پذیرش صنعت حاصل شود. در مراسم اخیر نیز برخی اتفاقات حاشیه‌ای، از جمله طرح موضوع دبیرخانه دائمی و اعطای برخی عناوین و تقدیرها، اهمیت این پرسش را بیشتر کرد که اساساً چه نهادی باید متولی سیاست‌گذاری، نظارت و داوری چنین جایزه‌ای باشد. دبیرخانه دائمی اگر قرار است شکل بگیرد، نباید صرفاً دفتر دائمی برگزاری مراسم باشد؛ باید مغز حرفه‌ای یک نظام مستمر ارزیابی و تعالی باشد. پیشنهاد می‌شود دوره بعد، پیش از هر چیز «منشور حکمرانی جایزه ملی تعالی صنعت گردشگری» تدوین و منتشر شود؛ منشوری که در آن مالکیت و متولی جایزه، ترکیب و اختیارات هیئت سیاست‌گذاری، شرایط داوران، قواعد تعارض منافع، روش امتیازدهی، نحوه اعتراض، ساختار مالی و گزارش شفاف سالانه مشخص باشد. همچنین دریافت جایزه منوط به عبور از حد نصاب‌های روشن باشد و هر شرکت‌کننده الزاماً به دریافت تندیس یا عنوان منجر نشود. این جایزه می‌تواند به یک رویداد معتبر و اثرگذار در صنعت گردشگری تبدیل شود؛ اما برای رسیدن به آن نقطه، شاید مهم‌ترین گام این باشد که پیش از ارزیابی تعالی دیگران، یک‌بار خودِ «جایزه تعالی گردشگری» را ارزیابی کنیم. چنین نگاهی نه مخالفت با جایزه، بلکه دفاع از آینده و اعتبار آن است.

ایجاد شده: 15/مهر/1405       آخرین ویرایش: 15/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
چالش‌های صنعت هتلداری خراسان رضوی با حضور قائم‌مقام وزیر بررسی شد

چالش‌های صنعت هتلداری خراسان رضوی با حضور قائم‌مقام وزیر بررسی شد

به گزارش هتل نیوز؛ نشست هیئت‌مدیره جامعه هتلداران خراسان رضوی با حضور قائم‌مقام وزیر میراث فرهنگی و مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری استان برگزار شد. این جلسه در اتاق بازرگانی خراسان رضوی برگزار گردید. در این نشست، گزارش عملکرد مالی شش‌ماهه و برنامه‌ریزی برای برگزاری مجمع عمومی و انتخابات جامعه هتلداران بررسی شد. دغدغه‌های فعالان صنعت اقامت نیز در این جلسه مطرح گردید. افزایش هزینه‌های جاری و حامل‌های انرژی از جمله چالش‌های مالیاتی بود. مشکلات جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص از دیگر چالش‌ها به شمار می‌رود. کاهش قدرت خرید مردم و تأثیر آن بر سفر و تقاضای اقامت نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر ضرورت حمایت ویژه از واحدهای اقامتی مشهد تأکید شد. این موضوع با توجه به جایگاه زیارتی شهر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دارابی بر همکاری دولت و بخش خصوصی برای رفع مشکلات تأکید کرد. او همچنین به ظرفیت‌های حمایتی در لایحه بودجه و نگاه اقتصادی به گردشگری اشاره نمود.

ایجاد شده: 15/مهر/1405       آخرین ویرایش: 15/مهر/1405     اخبار داخلی
گردشگری به سیستم منسجم اقتصادی نیاز دارد

گردشگری به سیستم منسجم اقتصادی نیاز دارد

✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا گردشگری در ایران، با وجود برخورداری از ظرفیت‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی کم‌نظیر، همچنان نتوانسته است جایگاه خود را به‌عنوان یک «صنعت ملی» تثبیت کند. یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله را باید در نبود یک نگاه منسجم و فرابخشی به گردشگری جست‌وجو کرد؛ نگاهی که بتواند این حوزه را از وابستگی به تغییر دولت‌ها و سیاست‌های مقطعی خارج کند و آن را در قالب یک راهبرد بلندمدت اقتصادی قرار دهد. برای تبدیل یک مزیت طبیعی و فرهنگی به یک صنعت مدیریت‌شده، لازم است زنجیره ارزش گردشگری به یک سیستم منسجم اقتصادی تبدیل شود. توسعه گردشگری صرفاً وظیفه یک وزارتخانه، سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یا یک دستگاه اجرایی نیست. دولت، هتل‌ها، شرکت‌های هواپیمایی، آژانس‌های گردشگری، سرمایه‌گذاران، شهرداری‌ها و فعالان فرهنگی باید در قالب یک اکوسیستم منسجم، حول یک استراتژی شفاف و مشترک حرکت کنند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/ugd2z

ایجاد شده: 11/مهر/1405       آخرین ویرایش: 11/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
هتلداری نوین ایران ؛ قسمت سوم
برای نسلی که می‌خواهد آینده هتلداری را بسازد

هتلداری نوین ایران ؛ قسمت سوم برای نسلی که می‌خواهد آینده هتلداری را بسازد

✍🏻 به قلم ؛ مهدی حسینی 📌 مانیفست هتلداری نوین ایران هر عصری، هتلداری متناسب با خودش را می‌سازد. هتلی که چند دهه پیش موفق بود، الزاماً برای مهمان امروز موفق نیست و مدیری که در گذشته بهترین شیوه اداره یک هتل را می‌دانست، الزاماً پاسخ همه پرسش‌های امروز را ندارد. تعریف ما از مهمان، خدمت، کارکنان، رقابت و حتی خود «هتل» در حال تغییر است. هتلداری ایران نیز از این تغییر مستثنی نیست. تغییر نسل مدیران و کارکنان، ورود سرمایه‌های تازه، دسترسی گسترده به دانش جهانی، ظهور فناوری‌های جدید، تغییر رفتار مسافر و ورود هوش مصنوعی، نشانه‌های تغییراتی هستند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. این دوره شاید هنوز به بلوغ نرسیده باشد، اما نشانه‌های آن در صنعت دیده می‌شود. هتلداری نوین ایران، نفی گذشته نیست؛ عبور آگاهانه از گذشته برای ساختن آینده است. نسل‌های پیشین، تجربه، دانش و فرهنگ مهمان‌نوازی را بنا کرده‌اند و این میراث باید حفظ شود؛ اما گذشته نباید سقف آینده باشد. در هتلداری نوین، سابقه به‌تنهایی معیار شایستگی نیست. دانش، توانایی یادگیری، خلاقیت، نتیجه و آمادگی برای تغییر نیز اهمیت دارند. نسل جدید باید فرصت داشته باشد که ایده بدهد، تصمیم بگیرد، تجربه کند و در ساختن آینده صنعت سهم داشته باشد. مدیر هتل آینده نیز صرفاً مدیر عملیات نیست. او باید بتواند انسان، فناوری، داده، برند، تجربه مهمان و اقتصاد کسب‌وکار را در کنار یکدیگر ببیند. در چنین نگاهی، یادگیری دیگر یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از حرفه هتلداری است. فناوری نیز قرار نیست جای مهمان‌نوازی را بگیرد؛ باید آن را قدرتمندتر کند. هوش مصنوعی، داده و اتوماسیون می‌توانند بسیاری از کارهای تکراری را کاهش دهند و به مدیران و کارکنان فرصت دهند تا بر چیزی تمرکز کنند که هنوز مهم‌ترین سرمایه هتل است: انسان و تجربه او. هتل هوشمند، الزاماً هتلی نیست که فناوری بیشتری داشته باشد؛ هتلی است که هوشمندانه‌تر تصمیم می‌گیرد. در این میان، سرمایه انسانی باید از حاشیه به متن هتلداری بازگردد. کارکنان صرفاً نیروی اجرایی نیستند؛ سازندگان تجربه‌اند. متخصصان نیز باید بتوانند هویت حرفه‌ای و برند شخصی خود را بسازند. در اقتصاد جدید اعتبار، فقط در عنوان شغلی و سابقه خلاصه نمی‌شود؛ دانش، محتوا، تجربه و اثرگذاری نیز سرمایه حرفه‌ای هستند. هتلداری نوین همچنین قرار نیست نسخه‌ای کپی‌شده از هتلداری کشورهای دیگر باشد. باید از جهان آموخت، اما مزیت خود را ساخت. ایران از فرهنگ، تاریخ، معماری، تنوع اقلیمی و سنت مهمان‌نوازی برخوردار است؛ چالش اصلی، ترکیب این سرمایه‌ها با دانش، فناوری و استانداردهای معاصر است. هدف، شبیه شدن به دیگران نیست؛ ساختن یک هتلداری ایرانیِ معاصر، حرفه‌ای و رقابت‌پذیر است. آینده این صنعت نیز در یک جزیره ساخته نمی‌شود. دانشگاه، فناوری، سرمایه، رسانه و صنعت باید بیش از گذشته به یکدیگر متصل شوند. دانشگاه باید به صنعت نزدیک‌تر شود، صنعت باید از دانش روز استفاده کند، سرمایه باید نوآوری را جدی بگیرد و رسانه باید گفت‌وگوی آینده‌نگرانه درباره هتلداری را شکل دهد. از این منظر، «هتلداری نوین ایران» صرفاً یک عنوان نیست؛ یک طرز فکر است. طرز فکری که می‌پذیرد نمی‌توان با ابزارهای دیروز، برای مهمان فردا تجربه ساخت؛ تغییر را تهدید نمی‌بیند و به جای پرسیدن «چرا نمی‌شود؟»، می‌پرسد «چگونه می‌توان؟» شاید هنوز برای برخی، صحبت از یک عصر تازه در هتلداری ایران زود یا بلندپروازانه باشد. اما تغییرات بزرگ معمولاً پیش از آنکه به واقعیتی فراگیر تبدیل شوند، ابتدا در نگاه و رفتار گروهی از پیشروان شکل می‌گیرند. اکنون پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که هتلداری ایران چه مشکلاتی دارد. پرسش این است: هتلداری ایران در دهه‌های آینده چه باید باشد؟ هتلداری نوین ایران پاسخی برای همین پرسش است؛ دعوتی برای ساختن مدیران تازه، مهارت‌های تازه، مدل‌های کسب‌وکار تازه، تجربه‌های تازه و در نهایت، نگاهی تازه به این صنعت. این مسیر متعلق به یک فرد یا یک مجموعه نیست. متعلق به هرکسی است که به یادگیری، نوآوری، حرفه‌ای‌گری، توسعه انسان و آینده هتلداری ایران باور دارد. هتلداری نوین ایران قرار نیست منتظر آینده بماند؛ می‌خواهد در ساختن آن نقش داشته باشد. و شاید سال‌ها بعد، نسل آینده هتلداری ایران درباره امروز بگوید: ما فقط شاهد تغییر هتلداری ایران نبودیم؛ در ساختن آن نقش داشتیم.

ایجاد شده: 8/مهر/1405       آخرین ویرایش: 8/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
سرمایه‌گذاری در گردشگری باید با نگاه به آینده انجام شود

سرمایه‌گذاری در گردشگری باید با نگاه به آینده انجام شود

به گزارش هتل نیوز؛ به گزارش هتل نیوز، محمدرضا توکلی‌زاده، رئیس اتاق بازرگانی خراسان رضوی، به اهمیت سرمایه‌گذاری در گردشگری مشهد اشاره کرد. او بیان کرد که شرایط گردشگری مشهد به‌طور مستقیم تحت تأثیر وضعیت عمومی کشور قرار دارد. اختلالات اخیر در پروازها و حمل‌ونقل، تأثیرات منفی بر صنعت گردشگری این شهر گذاشته است. توکلی‌زاده ادامه داد که انتظارات از هتل‌ها و میزان ورودی مسافران باید با واقعیت‌های موجود کشور تنظیم شود. او تأکید کرد که سرمایه‌گذاری در مشهد همچنان دارای توجیه اقتصادی است. این امر به دلیل آن است که سرمایه‌گذاران به جای تمرکز بر شرایط مقطعی، به چشم‌انداز میان‌مدت و بلندمدت توجه می‌کنند. وی همچنین به پتانسیل بالای ایران در صنعت گردشگری اشاره کرد. به گفته توکلی‌زاده، کشور به دلیل پیشینه تاریخی و ظرفیت‌های فرهنگی خود همواره فرصت‌های خوبی برای رشد دارد. او معتقد است که صنعت گردشگری در ایران در آینده به موفقیت خواهد رسید.

ایجاد شده: 7/مهر/1405       آخرین ویرایش: 7/مهر/1405     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...