به گزارش تور نیوز؛ مژگان ثابت تیموری، رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران، از برگزاری روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ خبر داد. این رویداد با محوریت «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» برگزار خواهد شد. وی این تغییر رویکرد را بیانگر دیدگاه تازهای نسبت به صنعت گردشگری دانست. تیموری به چالشهای موجود در گردشگری ایران اشاره کرد. او موانع جدی مثل تحریمها و چالشهای نقلوانتقال مالی را مورد بررسی قرار داد. همچنین، ضعف زیرساختهای حملونقل را از دیگر مشکلات این صنعت عنوان کرد. وی خاطرنشان کرد که ادامه مسیر با شیوههای گذشته کافی نیست. این فعال گردشگری بر لزوم تطبیق با فناوریهای جدید تأکید کرد. او گفت که پایداری این صنعت نیازمند انعطاف و شناخت دقیق بازار است. همچنین، کاربرد هوش مصنوعی را فراتر از تبلیغات دانست. وی افزود که این فناوری میتواند به تحلیل رفتار گردشگران و پیشبینی تقاضا کمک کند. به گفته تیموری، شخصیسازی خدمات و کاهش هزینههای عملیاتی نیز از دیگر مزایای هوش مصنوعی است.
ایجاد شده: 7/مهر/1405 آخرین ویرایش: 7/مهر/1405 اخبار داخلی
✍ احمد ساعیان | مدیرعامل گروه هتلهای هما فرارسیدن روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به همه دستاندرکاران صنعت گردشگری و هتلداری کشور و بهویژه مدیران، کارکنان، کارگران و جوانان پرتلاش این صنعت تبریک عرض مینمایم. درود میفرستم بر زنان و مردانی که علیرغم همه مسائل و مشکلاتی که امروز گریبانگیر اقشار مختلف جامعه و صنعت گردشگری است، هر روز با ظاهری آراسته، روحی بزرگ و ارادهای استوار، آماده خدمترسانی میشوند؛ انسانهایی که مسئولیت خود میدانند شادی، امید، احترام و رضایت را به میهمانان و مخاطبان خود هدیه کنند. گردشگری و صنعت مهماننوازی، از معدود حوزههای اقتصادی است که مستقیماً با «حال خوب مردم» ارتباط دارد. رونق این صنعت، تنها در ایجاد درآمد و گردش مالی خلاصه نمیشود؛ بلکه در احترام، نظم، توجه، ایجاد آرامش و امنیت، صمیمیت و اعتماد شکل میگیرد. گردشگری حتی در شرایط بحران نیز میتواند بخشی از آرامش جامعه باشد و این مهم، مرهون زنان و مردانی است که با جان و دل، حال خوش دیگری را بر حال خود ترجیح میدهند. گردشگری یعنی امید؛ یعنی احترام؛ یعنی توجه به انسان و پاسداشت تجربه سفر. گردشگری فقط ایجاد شغل و گردش مالی نیست؛ بلکه ایجاد حال خوب، گسترش ارتباطات انسانی و گردش احترام و صمیمیت در جامعه است. تا زمانی که گردشگری و مهماننوازی فعال است، یعنی امید و میل به زندگی و ارتباط در جامعه زنده است. گردشگری ایران، اگرچه امروز تحت تأثیر تحولات و ناملایمات بینالمللی قرار دارد، اما کشور عزیزمان به واسطه تنوع اقلیمی و جمعیتی، ظرفیتهای گسترده طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی، جاذبههای متعدد و بعضاً ناشناخته و گستردگی جغرافیایی، همچنان از ظرفیت بالایی برای رشد و رونق گردشگری داخلی برخوردار است. آنچه خداوند به این سرزمین بخشیده، آنچنان ارزشمند، متنوع و در بسیاری موارد ناشناخته است که خلاء ورود گردشگران خارجی را رفع کند و باعث رونق اقتصادی بیشتر شود. آنچه لازم است اینکه همه تصمیمسازان و فعالان صنعت گردشگری با همدلی و همکاری، برای تسهیل سفر داخلی، فراهم آوردن شرایط مناسب و با کیفیت سفر و معرفی ظرفیتهای مختلف کشور تلاش کنند. رونق سفر داخلی میتواند ضمن ایجاد نشاط اجتماعی، به گردش مالی و پایداری بیشتر صنعت گردشگری نیز کمک کند و باعث رونق دیگر بخش های اقتصادی کشور هم بشود. صنعت گردشگری، همانگونه که بارها گفته شده، صرفاً یک فعالیت تجاری و اقتصادی نیست؛ صنعتی است که میتواند در ایجاد درآمد، اشتغال، توسعه زیرساختها و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی و حال عمومی جامعه نقشآفرین باشد و آیندهای بهتر را برای مردم رقم بزند. از سوی دیگر، تحولآفرینی فناوریهای نوین و هوش مصنوعی که در هفته گردشگری امسال مورد توجه قرار گرفته، فرصت تازهای برای صنعت گردشگری و هتلداری فراهم کرده است. بهرهگیری از رسانههای نوین، فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی میتواند در حوزههایی همچون نرخگذاری، کنترل هزینهها، ایجاد انگیزه، جذب و مدیریت نیروی انسانی، امور مالی، ارتباط با مشتریان و تحلیل دادهها، نقش مؤثری ایفا کند. با این حال، حتی در عصر هوش مصنوعی، صنعت گردشگری و هتلداری همچنان به انسانهای مهماننواز نیاز دارد؛ انسانهایی که علاوه بر برخورداری از روحیه خدمت و مهماننوازی، توانایی استفاده از فناوریهای نوین را نیز داشته باشند. ما در گروه هتلهای هما تلاش میکنیم با آموزش و توانمندسازی کارکنان و بهرهگیری از دانش و فناوریهای نوظهور، همگام با تحولات روز صنعت گردشگری حرکت کنیم. در تمامی این روزها، با تمام توان و به همت و حمایت هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) و با بهرهگیری از ظرفیتهای گروه هتلهای هما، در کنار مردم عزیزمان هستیم و تلاش میکنیم شایستهترین خدمات را به میهمانان و هموطنانمان ارائه کنیم. روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به تمامی فعالان این عرصه، خانواده بزرگ هتلداری و گردشگری ایران و همکاران پرتلاش گروه هتلهای هما تبریک عرض مینمایم و برای همه این عزیزان، سلامتی، سربلندی و توفیق روزافزون آرزومندم. گردشگری یعنی امید به آینده روشن ایران عزیزمان
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻حسن تقیزاده انصاری | کارآفرین گردشگری و نایبرئیس شبکه جهانی متخصصین گردشگری فارسیزبان (شگرف) 📌 به بهانه روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ («دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری») صنعت سفر را با یک پرسش بنیادی مواجه میکند: آیا هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای سرعتبخشی به خدمات است، یا پیشران بازتعریف شیوه تصمیمگیری، مدیریت مقصد و خلق تجربه؟ مفهوم «بازطراحی» فراتر از دیجیتالیسازی ساده است؛ این واژه دعوت به بازاندیشی در شالودههای برنامهریزی و حکمرانی گردشگری دارد. ۱. گذار از ابزار اجرایی به شریک تصمیمساز فناوریهای پیشین (مانند رزرو آنلاین و نقشههای دیجیتال) اجرای تصمیمات انسان را آسان میکردند. در مقابل، هوش مصنوعی در «شکلگیری و کیفیت تصمیم» مداخله میکند: برای گردشگر: برنامهریزی کاملاً شخصیسازیشده بر اساس بودجه، زمان و علایق. برای فعالان صنعت: پیشبینی دقیق تقاضا و مدیریت بهینه منابع. برای مدیران مقصد: تحلیل کلاندادهها جهت مدیریت پیشدستانه جریان جمعیت و جلوگیری از بحرانِ بیشگردشگری (Overtourism). ۲. واقعیتهای امروز بازار جهانی توسعه هوش مصنوعی از یک ایده ذهنی به نقشه راه عملیاتی تبدیل شده است: بخش دولتی: کشورهایی مانند سنگاپور (با زیرساختهای متکی بر همکاری با OpenAI)، اسپانیا (با تمرکز بر کنترل هوشمند جریان مسافر) و ژاپن (پیوند رباتیک با حکمرانی پایدار) الگوهای نوینی ارائه دادهاند. بخش خصوصی: پلتفرمهای بزرگی نظیر Booking و Expedia هوش مصنوعی را در فرایند برنامهریزی یکپارچه کردهاند؛ هرچند رفتار بازار نشان میدهد مسافران در مرحله خرید نهایی همچنان به «اعتبار برندها» تکیه میکنند. همچنین برنامههایی مانند کاهش ضایعات غذایی در زنجیرههای هتلداری (مانند Iberostar)، کارکرد این فناوری را در ارتقای پایداری به اثبات رسانده است. ۳. چالشها و الزامات حکمرانی مسئولانه فناوری بدون چارچوب اخلاقی میتواند آسیبزا باشد. ریسکهایی چون بازتولید دادههای نادرست گذشته، تشدید تمرکز مسافر در مقاصد محبوب، نقض حریم خصوصی و افزایش «شکاف دیجیتال» میان کسبوکارهای بزرگ و کوچک، نیازمند مداخله هوشمندانه است. ذینفعان، نقش و مسئولیت کلیدی دولتها و سیاستگذاران: ایجاد اکوسیستم امن، شفافیت الگوریتمی، حفاظت از دادهها و توزیع عادلانه زیرساختها (بهجای خرید صرف فناوری). کسبوکارهای خصوصی: سرمایهگذاری در آموزش، امنیت داده و توانمندسازی داخلی جهت جلوگیری از وابستگی کامل به پلتفرمهای بیگانه. دانشگاهها و مراکز علمی: ارزیابی پیامدهای اقتصادی،اجتماعی و ایفا کردن نقش حلقه اتصال میان علوم داده، اخلاق و صنعت گردشگری. آینده؛ بازتعریف نقش انسان، نه حذف آن گردشگری ماهیتی ذاتاً انسانمحور دارد و بر پایه کشف، ارتباط و مهماننوازی استوار است. الگوریتمها میتوانند بهینهترین مسیر را پیشنهاد دهند، اما هرگز جایگزین تعاملات اصیل انسانی نخواهند شد. هدف نهایی هوش مصنوعی حذف انسان نیست، بلکه سپردن امور تکراری به ماشین برای آزادسازی ظرفیت خلاقیت و مهماننوازی انسان است. آینده گردشگری را نه خودِ ماشینها، بلکه تصمیمات انسانی ما درباره نحوه بهکارگیری آنها تعیین خواهد کرد.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ انجمن حمایت از گردشگری پایدار با هدف ایجاد گفتمان و همافزایی میان فعالان گردشگری آغاز به کار کرد. این انجمن تلاش دارد تا رویکردهای حفظ میراث فرهنگی و منابع طبیعی را در اولویت قرار دهد. امید محمدعلیخان، رئیس هیئتمدیره و مدیرعامل انجمن، تأکید کرد که این انجمن به دنبال ایجاد یک فضای هماندیشی میان فعالان مختلف گردشگری است. هدف اصلی آنها حفظ هویت ایرانی و محیطزیست در کنار توسعه گردشگری پایدار است.
ایجاد شده: 29/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 29/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدلهای آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که همزمان با مهارتهای تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بینفرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سالهای اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دورههای کوتاهمدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کردهاند. با این حال، نمیتوان یک کشور را بهطور مطلق موفقترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخصهایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغالتحصیلان، اعتبار گواهینامهها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفهای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناختهشدهترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسههای تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتلها، رستورانها و مجموعههای گردشگری ترکیب میکنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه همزمان به مهارتهای عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینههایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش میبینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بینالمللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان میدهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسبوکار شوند. مدل سوئیس نشان میدهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بینالمللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونههای برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری میکند. دانشآموز یا کارآموز از یک سو آموزشهای نظری و استانداردهای حرفهای را فرا میگیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب میکند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمیشود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارتهای موردنیاز هتلها و توانایی فارغالتحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامهریزی ملی برای مهارتهای آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاستهای کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال میکند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دورههای آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتلها و تحولات فناوری بهروزرسانی میکنند. در برنامههای آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژهای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دورههای کوتاهمدت و قابلانعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارتهای تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادامالعمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمیشود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوریها و نیازهای جدید، آموزش میبینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارتهای حرفهای استرالیا در حوزه آموزشهای فنی و حرفهای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دورههای آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانهداری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارتها و شایستگیهای مشخص تعریف میشود. فرد میتواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دورهها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشنتر میشود. نیروی انسانی میداند برای ارتقای شغلی به چه مهارتها و گواهینامههایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخصتری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامههای تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاهها، کالجهای محلی، مدارس تخصصی و انجمنهای حرفهای انجام میشود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گستردهای در طراحی دورهها و گواهینامههای حرفهای دارد. از ویژگیهای این مدل میتوان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد میتوانند از دورههای کوتاهمدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشتههای مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامههای تخصصی در حوزههایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک میکند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطافپذیری، تخصصگرایی و امکان جابهجایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز بهدلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گستردهای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزشهای حرفهای از مدارس تخصصی تا دانشگاهها و دورههای کارآموزی را دربرمیگیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارتهای عملی، بر فرهنگ خدمترسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگهای مختلف تمرکز دارد. این ویژگی بهویژه برای هتلهای لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بینالمللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، بهویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتلهای بینالمللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارتهایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بینفرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بینالمللی و استفاده از فناوریهای هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمترسانی و کار در محیطهای چندملیتی اهمیت ویژهای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان میدهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاهها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهمترین ویژگیهای مشترک این نظامها عبارتاند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا میشود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتلها در طراحی سرفصلها، ارزیابی مهارتها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحلهبندیشده: کارکنان میتوانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. بهروزرسانی مستمر سرفصلها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزشها افزوده شدهاند. 5. توجه به مهارتهای نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارتهای فنی آموزش داده میشوند. 6. اعتبار قابلانتقال مدارک: گواهینامهها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازهوارد محدود نمیشود و کارکنان باسابقه نیز در دورههای بازآموزی شرکت میکنند. درسهایی برای ایران ایران از ظرفیتهای مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبههای تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیتها بدون نیروی انسانی ماهر امکانپذیر نیست. یکی از چالشهای اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتلهاست. در بسیاری از موارد، فارغالتحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرمافزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیتهای بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، میتوان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتلها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دورههای کارآموزی و الزام هتلها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبانهای خارجی و مهارتهای ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامههای درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزشهای کوتاهمدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بینالمللی.
ایجاد شده: 14/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ در حاشیه دومین سمپوزیوم بینالمللی بازار گردشگری کشورهای عضو اکو، تفاهمنامهای میان علی حسنلو، معاون گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش و سیدجواد موسوی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان رضوی امضا شد. سیدجواد موسوی در این مراسم به شرایط کنونی کشور اشاره کرد. او بر ایستادگی و پایداری ایران تأکید کرد. وی همچنین خاطرنشان کرد که این تفاهمنامه بر پایه گفتوگو و همکاری شکل گرفته است. این همکاری به جای رقابت میان مقاصد گردشگری متمرکز شده است. علی حسنلو نیز بر اهمیت همکاری میان مقاصد گردشگری تأکید کرد. او بیان کرد که مشهد در گردشگری زیارتی و کیش در گردشگری تفریحی از قطبهای مهم کشور هستند. این همکاری میتواند به توسعه گردشگری و جذب گردشگران خارجی کمک کند.
ایجاد شده: 12/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 12/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 حاج سید جوادی | پست دکترای هوش مصنوعی از مالزی صنعت هتلداری و گردشگری ایران در افق ۱۴۰۵ با پارادوکسی سخت مواجه است: تقابل ظرفیتهای بینظیر تاریخی و فرهنگی با بحرانهای ساختاری حاصل از ناامنی ژئوپلیتیکی، تحریمهای دیجیتال-بانکی و تورم فرسایشی . در این پژوهش ،با هدف تبیین شکاف موجود میان ظرفیتهای بالقوه و عملکرد بالفعل صنعت هتلداری ایران ،تلاش می شود با اتخاذ رویکردی تحلیلی-تطبیقی، چالشهای سهگانهٔ فوق را بررسی و سازوکار اثرگذاری آنها بر کاهش ضریب اشغال و شکلگیری تلهٔ اهرم مالی در بنگاههای اقامتی را تبیین شود. در پاسخ به این چالشها، گذار از مدیریت سنتی رایج به مدیریت هوشمند دادهمحور، ضرورتی راهبردی بهشمار میآید. ازاینرو، پس از بررسی مبانی نظری و کاربردهای مهم هوش مصنوعی در هتلداری، نقشهراه جبرانی ۱۲ماهه و چهارفازی برای پیادهسازی هوش مصنوعی در هتلهای ایران ارائه میشود. نتایج نشان میدهد استقرار نظاممند فناوریهای دادهمحور، مشروط به اصلاح زیرساختهای پایه و بهبود دیپلماسی اقتصادی، میتواند به کاهش مطلوب هزینههای عملیاتی، بهینهسازی قیمتگذاری و ارتقای تابآوری سازمانی در برابر شوکهای تحمیلی محیطی بینجامد. واژگان کلیدی: صنعت مهمان نوازی، هوش مصنوعی، تورم فرسایشی، تحریم اقتصادی، مدیریت درآمد، تابآوری ، نقشهراه دیجیتال.،داده محور، اهرم مالی ۱. تابآوری در صنعت هتلداری: تعاریف، مفاهیم و چارچوب نظری ۱-۱. تعریف تابآوری سازمانی در هتلداری تابآوری سازمانی[1] در صنعت هتلداری به معنای توانایی یک کسبوکار برای پیشبینی، مهار، سازگاری و بازتوانی سریع در برابر تکانههای محیطی، بحرانهای اقتصادی و دگرگونیهای ناگهانی بازار است. هتلهای تابآور در شرایط بحرانی میتوانند با تکیه بر ابزارهای نوین، ساختار هزینههای خود را سامان دهند و با ایجاد جریانهای درآمدی هوشمند، از فروپاشی مالی جلوگیری کنند. ۱-۲. ابعاد تابآوری در صنعت اقامتی ادبیات پژوهشی معاصر، تابآوری در صنعت هتلداری را در چهار بُعد کلیدی تعریف میکند: تابآوری پیشبینانه [2]: توانایی شناسایی زودهنگام شوکها از طریق پایش دادهها و شاخصهای هشداردهنده، مانند نوسانات نرخ ارز، رزروهای لغوشده و روندهای جستوجوی مقاصد. تابآوری سازگارانه[3]: ظرفیت تعدیل سریع راهبردهای قیمتگذاری، بازاریابی و عملیاتی در واکنش به تغییرات ناگهانی تقاضا یا هزینهها. تابآوری جذبی [4]: توانایی تحمل شوک و کاهش آسیب از طریق ذخایر مالی، تنوعبخشی به کانالهای درآمدی و انعطافپذیری نیروی انسانی. تابآوری بازتوانیگر [5]: قابلیت بازگشت سریع به وضعیتی پایدار پس از بحران و حتی ارتقای سطح عملکرد در مقایسه با دوران پیش از بحران. در صنعت هتلداری، تفاوت اصلی میان تابآوری پیشبینانه و تابآوری سازگارانه در زمان اقدام و ماهیت واکنش به بحرانها نهفته است، در واقع ، تابآوری پیشبینانه ماهیتی آیندهنگر و شناساییمحور دارد، درحالیکه تابآوری سازگارانه ماهیتی واکنشی و اصلاحمحور برای بقا در شرایط متغیر دارد. برای دستیابی به این توانمندیها، استفاده از الگوریتمهای پیشبینی و مدیریت دادهمحور[6] بهعنوان هستهٔ اصلی تابآوری سازمانی در زیستبومهای پیچیده ضرورت دارد . بدون داشبوردهای یکپارچه، الگوریتمهای متعالی پیشبینی و دستیارهای هوشمند خودکارسازی تصمیمگیری، مدیریت هتلها نمیتوانند در برابر شوکهای همزمان و چندبعدی دارای عملکرد کارایی داشته باشند. ۲. ثروت حبسشده و پارادوکس گردشگری ایران صنعت گردشگری و هتلداری در دهههای اخیر بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی توسعهٔ اقتصادی در جهان شناخته شده است. بااینحال، این صنعت بهدلیل ماهیت خدماتی و وابستگی شدید به زنجیرهٔ تأمین جهانی، در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی و تحولات فناورانه بهشدت آسیبپذیر است. در این میان، گذار پارادایمی بهسوی هوشمندی کسبوکار، کلاندادهها [7] و هوش مصنوعی ، مرزهای رقابتپذیری را دراین صنعت جابهجا کرده است. اقتصاد ایران در افق ۱۴۰۵ نیاز حیاتی به تنوعبخشی به درآمدهای ارزی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی دارد. برخورداری از ظرفیتهای غنی تاریخی و جغرافیایی، ۲۶ اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو و جایگاه دهم جهان، ظرفیتی بالقوه برای تبدیل ایران به قطب گردشگری منطقه فراهم کرده است. بااینحال، شواهد میدانی و دادههای عملکردی صنعت هتلداری کشور تصویری متناقض ارائه میکنند. تعطیلی واحدهای اقامتی و کاهش ضریب اشغال، از وجود موانع ساختاری حکایت دارد که این ظرفیتها را به «ثروتی حبسشده»[8] تقلیل داده است. ۳. مثلث بحران و «اثر قیچی» بر صنعت هتلداری کالبدشکافی وضعیت صنعت هتلداری در سال ۱۴۰۵ نشاندهندهٔ عملکرد یک مثلث بحران است که سه ضلع آن پس از همهگیری کرونا، صنعت مهمان نوازی را فراگرفته است . همهگیری کرونا (۱۳۹۸-۱۴۰۰) شوک بزرگی به صنعت وارد کرد؛ ضریب اشغال هتلها عملاً به صفررسید و پیامدهای زیر بهوجود آمد: خسارت ۴۰۰۰ میلیارد تومانی به هتلها و دفاتر خدمات مسافرتی تا پایان سال ۱۳۹۸؛ تعدیل گستردهٔ نیروها و بیکاری ۱۳۰۰۰ راهنمای تور؛ بستهشدن کامل مرزها بهروی گردشگران خارجی. ۳-۱. تورم و کاهش قدرت خرید در ادبیات اقتصاد گردشگری، تورم از دو مسیر همزمان بر بنگاههای اقامتی فشار وارد میکند. از سمت تقاضا، تورم موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید خانوارها میشود؛ در نتیجه، سفر و اقامت که در دستهٔ کالاها و خدمات لوکس و غیرضروری با تقاضای کششپذیر[9] طبقهبندی میشوند، بهسرعت از سبد مصرفی خانوار حذف میشوند. از سمت عرضه نیز افزایش مداوم شاخص قیمت تولیدکننده [10]، هزینهٔ تأمین مواد اولیه، غذا و نوشیدنی[11] ، حاملهای انرژی و دستمزدها را افزایش میدهد. تورم مزمن، با نرخ بیش از ۴۰ درصد در سالهای متوالی، آثار زیر را بر صنعت هتلداری برجای گذاشته است: حذف سفر از سبد مصرفی خانوار؛ افزایش هزینههای نگهداری، شامل انرژی، مواد مصرفی، حقوق کارکنان و تعمیرات؛ کاهش تقاضای داخلی و گرایش گردشگران داخلی به اقامتگاههای ارزانتر؛ عدم تناسب نرخها، بهگونهای که هزینهها بسیار سریعتر از توان هتلها برای افزایش نرخ اتاق رشد میکنند؛ نوسان نرخ ارز که برنامهریزی مالی را بسیار دشوار کرده است. ۳-۲. تحریمهای بینالمللی (۱۳۹۷-۱۴۰۵) خروج آمریکا از برجام در مهٔ ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمهای گسترده، نخستین و طولانیترین شوک این دوره به صنعت هتلداری ایران بود. آثار مستقیم این رویداد عبارت بودند از: قطع دسترسی به سامانههای رزرو جهانی؛ بوکینگداتکام[12] از نوامبر ۲۰۱۸ همکاری با هتلهای ایرانی را متوقف کرد و کارتهای اعتباری بینالمللی ویزاو مسترکارت نیز عملاً قابل استفاده نبودند. توقف پروازهای مستقیم برخی شرکتهای هواپیمایی اروپایی، از جمله بریتیش ایرویز ، ایر فرانس و کیالام به ایران؛ خروج سرمایهگذاران خارجی و لغو پروژههای توسعه خروج گروه آکور[13] (شامل برندهای ایبیس و نووتل؛ کاهش شدید شمار گردشگران خارجی، از ۸٫۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ به حدود ۱٫۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱؛ مسدودشدن کانالهای پرداخت ارزی. در چنین شرایطی، بنگاهها ناچار به توسعهٔ شبکههای پرداخت جایگزین، اتکا به بازارهای منطقهای کشورهای همپیمان و استفاده از ارزهای دیجیتال یا توافقهای پولی دوجانبه میشوند. ۳-۳. جنگ دوازدهروزه (تابستان ۱۴۰۴) در تابستان ۱۴۰۴، جنگی دوازدهروزه در فصل اوج سفرها رخ داد که پیامدهای زیر را به همراه داشت: لغو گستردهٔ رزرو هتلها؛ سقوط ضریب اشغال به کمتر از ۲۰ درصد در مقاصد جنوبی؛ خسارت هزار میلیارد تومانی به پلتفرمهای گردشگری؛ کاهش ۷۰درصدی بازار اقامتگاهها. ۳-۴. جنگ ۴۰روزه (اسفند ۱۴۰۴ - فروردین ۱۴۰۵) شدیدترین ضربه به صنعت هتلداری ایران، جنگ ۴۰روزهای بود که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت. این رویداد موجب ریزش شدید تقاضا و لغو گستردهٔ رزروها شد. از ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ نیز محدودیتهای شدید و قطعی سراسری اینترنت اعمال شد که آثار مخربی بر صنعت هتلداری برجای گذاشت. پیامدهای اختلال اینترنت و محدودیتهای ارتباطی عبارت بودند از: آسیب به بازاریابی دیجیتال: بسیاری از اقامتگاههایی که از طریق اینستاگرام و پلتفرمهای آنلاین معرفی میشدند، دسترسی خود به مشتریان را از دست دادند. اختلال در رزرو: سامانههای داخلی رزرو آنلاین با اختلال مواجه شدند. ناتوانی گردشگران خارجی در استفاده از خدمات دیجیتال: گردشگران خارجی قادر به استفاده از اپلیکیشنهای مسیریابی، پیامرسانها و خدمات آنلاین نبودند. خسارت به پلتفرمهای بزرگ: علیبابا ، فلایتیو بواسطه خسارت و استرداد وجه ،جاباما نیز بواسطه کاهش بازار اقامت مواجه شدند. ۳-۵. سه ضلع بحران و اثر قیچی مجموع این سه عامل پدیدهای را در هتلداری ایران ایجاد کرده است که میتوان آن را «اثر قیچی»[14] نامید. یک لبهٔ این قیچی، کاهش شدید درآمدها در نتیجهٔ ناامنی و انزواست و لبهٔ دیگر، افزایش سرسامآور هزینهها در نتیجهٔ تورم. برخورد این دو لبه، حاشیه سود عملیاتی هتلها را عملاً از میان برده است. تفاوت این وضعیت با رکود متعارف آن است که در رکود معمولی، کاهش تقاضا غالباً با افت هزینهٔ برخی نهادهها همراه میشود و بنگاه فرصت انقباض دارد؛ اما در الگوی ایرانی سال ۱۴۰۵، هزینهها برخلاف درآمدها افزایش مییابند و «حاشیهٔ ایمنی» بنگاه بهطور همزمان از دو جبهه تخریب میشود. در نتیجه، باز نگهداشتن هتل میتواند زیانبارتر از تعطیلی موقت آن باشد. ۴. تلهٔ اهرم مالی؛ هتلها در آستانهٔ تاب آوری نکول هتلداری ذاتاً صنعتی سرمایهبر با سهم بالای هزینههای ثابت است. همین ویژگی موجب میشود اهرم عملیاتی و اهرم مالی در آن اثر بسیار زیادی داشته باشند. در شرایط سال ۱۴۰۵، اهرم مالی در صنعت هتلداری ایران به شمشیری دولبه تبدیل شده است که تیغهٔ آن بیش از پیش بهسوی شرایط تاب اوری نکول متمایل است. ۴-۱. بررسی سه سازوکار وارونگی اهرم مالی الف) اثر دوسویهٔ تورم بر ساختار بدهی: تورم بالا از یک سو ارزش واقعی بدهیهای ریالی قدیمی را کاهش میدهد و ظاهراً به سود بدهکار است؛ اما از سوی دیگر، نرخ بهرهٔ اسمی تسهیلات جدید را به محدودهٔ ۲۳ تا ۳۰ درصد رسانده و هزینهٔ نوسازی و جایگزینی تجهیزات را چند برابر کرده است. برآیند خالص این وضعیت برای بیشتر واحدها منفی است؛ زیرا منفعتِ سبکشدن بدهی قدیمی، اثری یکباره و ایستا دارد، درحالیکه زیان ناشی از گرانشدن تأمین مالی جدید و هزینهٔ نگهداشت، مستمر و تکرارشونده است. ب) عدم تطابق ارزی [15]: درآمد هتلها عمدتاً ریالی و تابع قدرت خرید داخلی است، درحالیکه بخش مهمی از بدهیها و تعهدات سرمایهای مربوط به تجهیزات، آسانسورها، سامانههای تهویه، تجهیزات آشپزخانه و نرمافزارهای مدیریت املاک هتلی[16] ماهیتی ارزی دارند. کاهش ارزش ریال باعث شده است ارزش ریالی این بدهیها چندین برابر شود. در نتیجه، اهرم مالی از ابزاری نسبتاً خنثی برای تأمین مالی، به عامل تشدیدکنندهٔ ریسک نکول [17] تبدیل شده است. ج) بحران نقدینگی و ناتوانی در پوشش بهره: با ضریب اشغال کمتر از ۴۰ درصد، سود عملیاتی [18] بسیاری از هتلها حتی برای پوشش هزینهٔ بهرهٔ بدهی نیز کافی نیست. این بدان معناست که نسبت پوشش بهره[19]]به کمتر از ۱ سقوط کرده و واحد وارد وضعیت «بازپرداخت از محل اصل دارایی» شده است. پیامد نهایی، قرارگرفتن داراییهای اقامتی در معرض تملک بانکها و انتقال مالکیت از بهرهبردار تخصصی به نهادی مالی و غیرتخصصی است؛ رخدادی که میتواند کیفیت مدیریت صنعت را در دورهٔ بعد نیز کاهش دهد. ۵. اهمیت توجه به تمایز «نوآوری» از «فناوری لوکس» درمعماری اکوسیستم هوش مصنوعی : ذکر این نکته ضروری است که در مواجهه با این بحران، تزریق فناوریهای بسیار پیشرفته به زیرساختهای قدیمی موجود ، می تواند اقدامی غیرمنطقی و حتی مخرب محسوب شود چرا که نهتنها سرعت را افزایش نمیدهد، بلکه میتواند موجب فروپاشی ساختار موجود شود. درحقیقت ،درجایگاه وضعیت فعلی، صنعت مهمان نوازی به نوآوریهای کاربردی بیش از فناوریهای با تکنولوژی های بالا و به تبع ان گران قیمت با درک شرایط تحریمی کشور نیاز دارد. پیش از هرگونه سرمایهگذاری سنگین در فناوریهای پیچیده، باید زیرساختهای پایه، از جمله پایداری اینترنت، استانداردسازی و طراحی معماری ارزش زنجیره داده و درگاههای پرداخت جایگزین،بعضا ایجاد ، اصلاح و تقویت شوند. ۶. مبانی نظری: کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت هتلداری و گردشگری در شرایط اقتصادی کنونی ایران که با تورم مزمن، تحریمهای بانکی و نوسانات شدید بازارمواجح است ، هوش مصنوعی میتواند نقشی تحولآفرین در بهینهسازی منابع، کاهش هزینهها و ایجاد کانالهای درآمدی جدید ایفا کند. ورود هوش مصنوعی به صنعت هتلداری، رویکردهای مدیریتی را از الگوهای انفعالی به مدلهای پیشبینانه و کنشگرا تغییر خواهد داد.ازطریق جستجوی ژرف می توان درادبیات پژوهشی معاصر، کاربردهای این فناوری را در محورهای زیردر تطابق با شرایط فوق الذکر بیان کرد: ۶-۱. مدیریت بهینهٔ درآمد و قیمتگذاری پویا[20] در مدلهای سنتی، قیمتگذاری اتاقها بر اساس فصلهای اوج و کمتقاضا و بهصورت ایستا انجام میشد. یکی از مهمترین مزیتهای اقتصادی هوش مصنوعی، توانایی پردازش حجم عظیمی از دادههای ساختیافته و سایر (مانند اخبار، شبکههای اجتماعی و گزارشهای مالی) و تحلیل لحظهای هزاران متغیر مستقل (از جمله سابقهٔ رزرو، رویدادهای محلی، وضعیت آبوهوا، نرخ ارز و قیمتهای لحظهای رقبا) است. سامانههای هوشمند مدیریت درآمد [21] با بهرهگیری از این متغیرها، الگوهای پنهان را استخراج و روندهای آینده را پیشبینی میکنند و نرخ بهینه را برای حداکثرسازی شاخص درآمد بهازای هر اتاق در دسترس [22] پیشنهاد میدهند. قیمتگذاری پویا نهتنها درآمد بنگاه را بهینه میکند، بلکه از طریق تخصیص کارآمدتر منابع میتواند رفاه مصرفکننده را نیز افزایش دهد. ۶-۲. مدیریت و پیش بینی هوشمند زنجیرهٔ تأمین[23] در اقتصادهای تحت تحریم که با محدودیت واردات و نوسان شدید هزینهٔ حملونقل مواجهاند، هوش مصنوعی میتواند با پیشبینی تقاضا، بهینهسازی مسیرهای لجستیکی و مدیریت هوشمند موجودی، هزینههای زنجیرهٔ تأمین را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. سامانههای هوش مصنوعی قادرند با تحلیل دادههای تاریخی فروش، الگوهای فصلی و حتی دادههای آبوهوایی، تقاضای آینده را پیشبینی کنند و از انباشت بیش از حد کالا یا کمبود موجودی جلوگیری نمایند. شرکتهایی مانند آمازون و علیبابا از این فناوری برای کاهش زمان تحویل و هزینهٔ انبارداری بهره میبرند. ۶-۳. شخصیسازی تجربهٔ مهمان[24] ایجاد تجربهای متمایز، هستهٔ اصلی مزیت رقابتی در صنعت هتلداری است. هوش مصنوعی از طریق تحلیل کلاندادههای حاصل از تعاملات پیشین مهمانان، فعالیت آنها در شبکههای اجتماعی و ترجیحات ثبتشده، پروفایلهای دقیقی از علایق و ترجیحات آنان ایجاد میکند. این پروفایلها به سامانههای مدیریت هتل امکان میدهند پیش از ورود مهمان، دمای مطلوب اتاق، نوع بالش، ترجیحات غذایی در مینیبار و حتی محتوای سامانهٔ سرگرمی داخل اتاق را بهصورت خودکار تنظیم کنند. ۶-۴. خودکارسازی خدمات مشتری و پردازش زبان طبیعی[25] استفاده از چتباتها و دستیاران صوتی مبتنی بر پردازش زبان طبیعی، تحولی اساسی در کانالهای ارتباطی هتل ایجاد کرده است. این سامانهها میتوانند در تمام ساعات شبانهروز و به زبانهای مختلف به پرسشهای متداول مهمانان پاسخ دهند، فرایند رزرو را مستقیماً تکمیل کنند و درخواستهای خدماتی (مانند سفارش غذا در اتاق یا درخواست نظافت) را به بخش مربوط ارجاع دهند. این امر زمان کارکنان بخش پذیرش را آزاد میکند تا بر تعاملات انسانی پیچیدهتر تمرکز کنند. ۶-۵. بهینهسازی عملیات و نگهداری پیشبینانه[26] ترکیب اینترنت اشیا[27] و هوش مصنوعی در بخش فنی و مهندسی هتل میتواند هزینههای جاری را بهشدت کاهش دهد. حسگرهای هوشمند نصبشده روی تجهیزات حیاتی، مانند چیلرها، آسانسورها و سامانههای تهویهٔ مطبوع، دادههای عملکردی را بهطور مداوم به پلتفرمهای مرکزی ارسال میکنند. الگوریتمهای هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای نامتعارف، خرابی تجهیزات را پیش از وقوع پیشبینی و هشدارهای تعمیراتی صادر میکنند. این رویکرد زمان توقف خدمات [28]و هزینهٔ تعمیرات اضطراری را به حداقل میرساند. ۶-۶. تشخیص تقلب و امنیت سایبری در نظام مالی با گسترش تراکنشهای دیجیتال و پرداختهای الکترونیکی، حجم تهدیدهای سایبری و تقلبهای مالی بهشدت افزایش یافته است. الگوریتمهای یادگیری عمیق[29]] میتوانند با تحلیل رفتار کاربران و الگوهای تراکنش، فعالیتهای مشکوک را در کسری از ثانیه شناسایی و مسدود کنند. در بانکداری و فینتکهای ایرانی، استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص تقلب در تراکنشهای کارتبهکارت به یک استاندارد امنیتی تبدیل شده است. این فناوری سالانه از میلیاردها تومان خسارت مالی جلوگیری میکند. در مجموع، هوش مصنوعی نه یک گزینهٔ لوکس، بلکه زیرساخت بقا برای بنگاههای اقتصادی در شرایط بحرانی است. سازمانهایی که امروز در مسیر دادهمحوری گام برمیدارند، فردا توان بیشتری برای مقاومت در برابر شوکهای اقتصادی خواهند داشت و حتی میتوانند از آنها بهعنوان فرصتی برای رشد بهره ببرند. ۷. نقشهراه ۱۲ماهه: آرایش جنگی با سلاح هوش مصنوعی در اقتصاد پرنوسان سال ۱۴۰۵، مدیریت سنتی دیگر پاسخگو نیست و هتلها به نوعی به «آرایش جنگی دادهمحور» نیاز دارند. در مواجهه با بحرانهای تشریحشده، رویکردهای مدیریت سنتی مبتنی بر شهود و قیمتگذاریهای ایستا، کارایی لازم را ندارند. بنگاههای اقامتی برای عبور از این طوفان اقتصادی، به تغییر آرایش راهبردی و اتخاذ آرایش جنگی دادهمحور نیاز دارند. بااینحال، تزریق شتابزده و بدون برنامهٔ فناوریهای گرانقیمت به زیرساختهای فرسوده، به اتلاف منابع خواهد انجامید. بر اساس تحلیل نیازهای بومی و امکانسنجی فناورانه، یک نقشهراه جبرانی ۱۲ماهه در سه فاز برای استقرار هوش مصنوعی در هتلهای ایران پیشنهاد میشود: فاز اول (صفر تا ۳ ماه): توسعهٔ زیرساخت داده و پایش بازار بسیاری از هتلهای داخلی از پراکندگی دادهها و سامانههای نرمافزاری جزیرهای رنج میبرند. نخستین گام، تجمیع پایگاههای داده [30] است. در این فاز، ایجاد داشبوردهای یکپارچهٔ مدیریت اطلاعات و راهاندازی رباتهای دادهکاو[31] برای رصد لحظهای بازار در دستور کار قرار میگیرد. این سامانهها بهصورت ۲۴ساعته نوسانات نرخ ارز، نرخ تورم منطقهای، راهبرد قیمتگذاری رقبا و روند جستوجوی مقاصد در پلتفرمهای رزرو را گردآوری و برای تحلیلهای بعدی پردازش میکنند. فاز دوم (۳ تا ۶ ماه): پیادهسازی قیمتگذاری پویا و مدیریت تقاضا مهمترین اقدام برای مقابله با تورم، عبور از نرخنامههای ثابت سالانه است. در این فاز، الگوریتمهای هوشمند مستقر میشوند تا با بهرهگیری از دادههای تجمیعشده در فاز نخست، نرخ اتاقها را بر اساس کشش تقاضا، نوسانات اقتصاد کلان و الگوهای رزرو، بهصورت لحظهای تعدیل کنند. هدف این مرحله جلوگیری از فروش اتاق با نرخهای غیرواقعی در شرایط تورمی و همزمان تحریک تقاضای پنهان در روزهای کممسافر است. پیادهسازی موفق این سامانه میتواند به بازیابی درآمدها تا سطح ۵۷ درصد در شرایط رکود تورمی کمک کند. فاز سوم (۶ تا ۱۲ ماه): ارتقای تجربهٔ مهمان و استقلال پرداخت پس از تثبیت ساختار مالی و عملیاتی، تمرکز بهسمت توسعهٔ کانالهای ارتباطی معطوف میشود. راهاندازی دستیاران مجازی و چتباتهای چندزبانه مبتنی بر هوش مصنوعی مولد، برای پاسخگویی ۲۴ساعته به متقاضیان داخلی و بینالمللی ضروری است. همچنین، برای کاهش آثار تحریمهای بانکی، پلتفرمهای فروش هتل باید به درگاههای پرداخت جایگزین، از جمله شبکههای پرداخت منطقهای و کیفپولهای مبتنی بر رمزارز[32] متصل شوند تا مسیر ورود ارز به هتل تسهیل شود. ۸. سخن پایانی: هوش مصنوعی، تسهیلگر است نه جایگزین صنعت هتلداری ایران در مقطع تاریخی سال ۱۴۰۵ در نقطهٔ عطفی برای انتخاب میان «به هم ریختگی ساختاری» و «گذار پارادایمی» قرار دارد. همافزایی شوکهای ژئوپلیتیکی، تحریمهای اقتصادی و تورم فرسایشی، مدلهای سنتی مدیریت هتل را عملاً ناکارآمد کرده و تلهٔ اهرم مالی، خطر تملک داراییها از سوی شبکهٔ بانکی را تشدید کرده است. رویکرد انفعالی و انتظار برای بهبود شرایط کلان، راهبردی نسبتا پرخطر است. بنگاههای اقامتی برای حفظ تابآوری خود ناگزیرند امادگی دادهمحور اتخاذ کنند و هوش مصنوعی را بهصورت گامبهگام و سریع بهکار گیرند. در نهایت، باید به خاطر داشت که ادغام هوش مصنوعی در صنعت هتلداری به معنای حذف انسان نیست. مهماننوازی اصیل ایرانی مزیتی است که هیچ رقیب منطقهای و هیچ رباتی قادر به کپیبرداری از آن نیست. هوش مصنوعی صرفاً ابزاری است که نیروی انسانی را از وظایف تکراری رها میکند تا تمام تمرکز خود را بر خلق ارزش و ارتقای تجربهٔ بیبدیل مهمان معطوف سازد. بقا در این ساختار پیچیده تنها برای سازمانهایی میسر است که جسارت عبور از مدلهای سنتی و پیوستن به شبکههای هوشمند را داشته باشند. هتلداری در ایرانِ امروز دیگر صرفاً یک هنر نیست، بلکه «علم مدیریت بحران و بهینهسازی الگوریتمی منابع» است.
ایجاد شده: 4/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز و به نقل از سفر امروز ؛ " جمشید حمزهزاده " رئیس جامعه حرفهای هتلداران ایران گفت : انعقاد تفاهمنامه همکاری میان وزارت گردشگری و وزارت اقتصاد در شرایط کنونی که صنعت گردشگری با چالشها و محدودیتهای جدی مواجه است، «ارزشمند و حمایتی» بوده و نشانه توجه جدی دولت به ضرورت پشتیبانی از این بخش اثرگذار اقتصاد کشور است. صنعت گردشگری نیازمند سیاستهای هماهنگ، حمایتهای هدفمند و تصمیمات بینبخشی است. همکاری میان دستگاههای اقتصادی و متولی گردشگری میتواند نقش مهمی در ایجاد ثبات، افزایش تابآوری و تقویت ظرفیتهای این حوزه داشته باشد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این تفاهمنامه شامل بستهای از حمایتهای مالیاتی، بانکی و بیمهای برای کمک به کسبوکارهای آسیبدیده از جنگ است و دولت تلاش دارد با تمرکز بر بخشهای ارزآور، زمینه احیای گردشگری و حفظ اشتغال در این صنعت را فراهم کند. این مسیر میتواند زمینهساز حمایتهای مؤثرتر، توسعه سرمایهگذاری، حفظ اشتغال موجود و حرکت صنعت گردشگری به سمت پایداری و رشد باشد. / سفر امروز
ایجاد شده: 3/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 3/مرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز و به نقل از صدای میراث ؛ برداشت گسترده از منابع آب زیرزمینی و تشدید پدیده فرونشست زمین، به یکی از جدیترین تهدیدها برای میراث جهانی ایران تبدیل شده است؛ تهدیدی که اکنون آثار تاریخی ثبتشده در یونسکو را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. برداشت سالانه حدود ۴۲ میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی در ایران، موجب کاهش سطح منابع آبی و ناپایداری زمین در مناطق مختلف شده و پایههای برخی از ارزشمندترین محوطههای تاریخی کشور را با خطر مواجه کرده است. از شکافهای ایجادشده در دشت مرودشت در نزدیکی تخت جمشید و نقش رستم گرفته تا فرونشست زمین در اصفهان و کاهش منابع آبی در یزد، نشانههای بحران آب اکنون به تهدیدی برای میراث فرهنگی ایران تبدیل شده است. خشکی زایندهرود و نگرانیهای ناشی از فرونشست در محدوده میدان نقش جهان و مسجد جامع اصفهان، همچنین کاهش منابع آب زیرزمینی در یزد و تأثیر آن بر قناتها و باغهای تاریخی، از جمله نمونههای این چالش به شمار میروند.
ایجاد شده: 24/تیر/1405 آخرین ویرایش: 24/تیر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ همزمان با روز جهانی کسب و کارهای خرد، کوچک و متوسط (MSMEs Day)، انجمن گردشگری آسیا و اقیانوسیه (PATA) بر نقش کلیدی این کسب و کارها در توسعه گردشگری و جوامع محلی تأکید کرد و تقویت تابآوری آنها را از مهمترین اولویتهای صنعت گردشگری دانست. بر اساس آمار سازمان ملل متحد، کسب و کارهای خرد، کوچک و متوسط حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد اشتغال و نزدیک به ۵۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص میدهند، اما در برابر چالشهایی همچون نوسانات اقتصادی، تغییرات زیستمحیطی و تحولات بازار آسیبپذیر هستند. در همین راستا، انجمن گردشگری آسیا و اقیانوسیه با همکاری مؤسسه EarthCheck دوره آموزشی آنلاین «ادغام اصول ESG در کسبوکارهای کوچک و متوسط گردشگری» را برگزار کرده است تا فعالان گردشگری را با ابزارها و چارچوبهای عملی برای تبدیل اهداف پایداری به اقدامات قابل اندازهگیری آشنا کند.
ایجاد شده: 7/تیر/1405 آخرین ویرایش: 7/تیر/1405 اخبار خارجی