به گزارش هتل نیوز؛ مالک هتل ترنج کیش در اقدامی حمایتی، از دریافت اجارهبهای غرفههای مستقر در هتل چشمپوشی کرد. این تصمیم با هدف همراهی با غرفهداران این مجموعه اتخاذ شده است. هتل ترنج همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و غرفهداران نیز به کار خود مشغول هستند. این اقدام به منظور حمایت از فعالان اقتصادی جزیره کیش و تقویت کسبوکارها صورت میگیرد. با توجه به شرایط اقتصادی و کاهش فعالیت برخی از کسبوکارها در جزیره کیش، این تصمیم میتواند تأثیر مثبتی بر اوضاع غرفهداران داشته باشد.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) و اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) به تازگی همکاری جدیدی را آغاز کردهاند. این همکاری با هدف تقویت کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs) در صنعت گردشگری شکل گرفته است. این بخش به عنوان ستون فقرات اقتصاد گردشگری در بسیاری از کشورها شناخته میشود. این مشارکت بر رفع موانع مختلفی که فعالان کوچک گردشگری با آن مواجه هستند، تمرکز دارد. این موانع شامل پیچیدگی قوانین، محدودیت دسترسی به منابع مالی، کمبود مهارتهای تخصصی و چالشهای ناشی از تحول دیجیتال میشود. بر اساس این برنامه، دو نهاد بینالمللی تلاش میکنند تا دسترسی بهتر کسبوکارهای کوچک به بازارهای جهانی، فناوریهای نوین و فرصتهای آموزشی را فراهم کنند. همچنین این همکاری به حمایت از نوآوری، توسعه پایدار و افزایش تابآوری کسبوکارها در برابر نوسانات اقتصادی نیز میپردازد. کسبوکارهای کوچک و متوسط سهم قابل توجهی از زنجیره ارزش گردشگری جهان را در اختیار دارند. این شامل هتلهای مستقل، اقامتگاههای بومگردی، آژانسهای مسافرتی، راهنمایان گردشگری و شرکتهای خدماتی میشود. تقویت این بخش میتواند نقش مهمی در رشد اقتصادی، اشتغالزایی و توسعه پایدار مقاصد گردشگری ایفا کند.
ایجاد شده: دو روز قبل آخرین ویرایش: امروز اخبار خارجی
✍🏻 به قلم ؛ مهدی حسینی 📌 مانیفست هتلداری نوین ایران هر عصری، هتلداری متناسب با خودش را میسازد. هتلی که چند دهه پیش موفق بود، الزاماً برای مهمان امروز موفق نیست و مدیری که در گذشته بهترین شیوه اداره یک هتل را میدانست، الزاماً پاسخ همه پرسشهای امروز را ندارد. تعریف ما از مهمان، خدمت، کارکنان، رقابت و حتی خود «هتل» در حال تغییر است. هتلداری ایران نیز از این تغییر مستثنی نیست. تغییر نسل مدیران و کارکنان، ورود سرمایههای تازه، دسترسی گسترده به دانش جهانی، ظهور فناوریهای جدید، تغییر رفتار مسافر و ورود هوش مصنوعی، نشانههای تغییراتی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. این دوره شاید هنوز به بلوغ نرسیده باشد، اما نشانههای آن در صنعت دیده میشود. هتلداری نوین ایران، نفی گذشته نیست؛ عبور آگاهانه از گذشته برای ساختن آینده است. نسلهای پیشین، تجربه، دانش و فرهنگ مهماننوازی را بنا کردهاند و این میراث باید حفظ شود؛ اما گذشته نباید سقف آینده باشد. در هتلداری نوین، سابقه بهتنهایی معیار شایستگی نیست. دانش، توانایی یادگیری، خلاقیت، نتیجه و آمادگی برای تغییر نیز اهمیت دارند. نسل جدید باید فرصت داشته باشد که ایده بدهد، تصمیم بگیرد، تجربه کند و در ساختن آینده صنعت سهم داشته باشد. مدیر هتل آینده نیز صرفاً مدیر عملیات نیست. او باید بتواند انسان، فناوری، داده، برند، تجربه مهمان و اقتصاد کسبوکار را در کنار یکدیگر ببیند. در چنین نگاهی، یادگیری دیگر یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از حرفه هتلداری است. فناوری نیز قرار نیست جای مهماننوازی را بگیرد؛ باید آن را قدرتمندتر کند. هوش مصنوعی، داده و اتوماسیون میتوانند بسیاری از کارهای تکراری را کاهش دهند و به مدیران و کارکنان فرصت دهند تا بر چیزی تمرکز کنند که هنوز مهمترین سرمایه هتل است: انسان و تجربه او. هتل هوشمند، الزاماً هتلی نیست که فناوری بیشتری داشته باشد؛ هتلی است که هوشمندانهتر تصمیم میگیرد. در این میان، سرمایه انسانی باید از حاشیه به متن هتلداری بازگردد. کارکنان صرفاً نیروی اجرایی نیستند؛ سازندگان تجربهاند. متخصصان نیز باید بتوانند هویت حرفهای و برند شخصی خود را بسازند. در اقتصاد جدید اعتبار، فقط در عنوان شغلی و سابقه خلاصه نمیشود؛ دانش، محتوا، تجربه و اثرگذاری نیز سرمایه حرفهای هستند. هتلداری نوین همچنین قرار نیست نسخهای کپیشده از هتلداری کشورهای دیگر باشد. باید از جهان آموخت، اما مزیت خود را ساخت. ایران از فرهنگ، تاریخ، معماری، تنوع اقلیمی و سنت مهماننوازی برخوردار است؛ چالش اصلی، ترکیب این سرمایهها با دانش، فناوری و استانداردهای معاصر است. هدف، شبیه شدن به دیگران نیست؛ ساختن یک هتلداری ایرانیِ معاصر، حرفهای و رقابتپذیر است. آینده این صنعت نیز در یک جزیره ساخته نمیشود. دانشگاه، فناوری، سرمایه، رسانه و صنعت باید بیش از گذشته به یکدیگر متصل شوند. دانشگاه باید به صنعت نزدیکتر شود، صنعت باید از دانش روز استفاده کند، سرمایه باید نوآوری را جدی بگیرد و رسانه باید گفتوگوی آیندهنگرانه درباره هتلداری را شکل دهد. از این منظر، «هتلداری نوین ایران» صرفاً یک عنوان نیست؛ یک طرز فکر است. طرز فکری که میپذیرد نمیتوان با ابزارهای دیروز، برای مهمان فردا تجربه ساخت؛ تغییر را تهدید نمیبیند و به جای پرسیدن «چرا نمیشود؟»، میپرسد «چگونه میتوان؟» شاید هنوز برای برخی، صحبت از یک عصر تازه در هتلداری ایران زود یا بلندپروازانه باشد. اما تغییرات بزرگ معمولاً پیش از آنکه به واقعیتی فراگیر تبدیل شوند، ابتدا در نگاه و رفتار گروهی از پیشروان شکل میگیرند. اکنون پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که هتلداری ایران چه مشکلاتی دارد. پرسش این است: هتلداری ایران در دهههای آینده چه باید باشد؟ هتلداری نوین ایران پاسخی برای همین پرسش است؛ دعوتی برای ساختن مدیران تازه، مهارتهای تازه، مدلهای کسبوکار تازه، تجربههای تازه و در نهایت، نگاهی تازه به این صنعت. این مسیر متعلق به یک فرد یا یک مجموعه نیست. متعلق به هرکسی است که به یادگیری، نوآوری، حرفهایگری، توسعه انسان و آینده هتلداری ایران باور دارد. هتلداری نوین ایران قرار نیست منتظر آینده بماند؛ میخواهد در ساختن آن نقش داشته باشد. و شاید سالها بعد، نسل آینده هتلداری ایران درباره امروز بگوید: ما فقط شاهد تغییر هتلداری ایران نبودیم؛ در ساختن آن نقش داشتیم.
ایجاد شده: پنج روز قبل آخرین ویرایش: پنج روز قبل مقالات و یادداشت ها
✍️سیدحسین امیرکلالی | رئیس اداره روابط عمومی میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی آغاز هفته گردشگری، امسال با شعاری جهانی همراه شده است که بیش از هر زمان دیگری به آینده این صنعت نظر دارد: «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری». شعاری که از ظرفیت فناوری برای تحول در صنعت گردشگری میگوید؛ از شخصیسازی سفر و ترجمه همزمان گرفته تا بهبود تجربه گردشگر، دسترسی به بازارهای تازه و بازطراحی مقاصد گردشگری. اما میان این چشمانداز جهانی و واقعیت امروز گردشگری ایران، فاصلهای وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید. هوش مصنوعی میتواند بسیاری از فرآیندهای گردشگری را متحول کند، اما همه این ظرفیتها زمانی معنا پیدا میکنند که گردشگر بتواند به مقصد برسد، پروازها برقرار باشند، هتلها و مراکز گردشگری فعال باشند و کسبوکارها امکان ارتباط و تعامل اقتصادی با جهان را داشته باشند. در ایران امروز، مسئله بسیاری از فعالان گردشگری دیگر صرفاً کمبود فناوری نیست؛ مسئله، دشواری ادامه یک فعالیت عادی و پایدار است. تحریمها دسترسی به خدمات مالی بینالمللی، ابزارهای پرداخت، برخی بازارهای تبلیغاتی و فناوریهای جهانی را محدود کردهاند و شرایط ناشی از جنگ و ناامنی نیز بر اعتماد گردشگران، برنامهریزی سفر و استمرار فعالیت کسبوکارها اثر گذاشته است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازطراحی گردشگری بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی، ارتباطی و امنیتی، ممکن است بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، تصویری از آیندهای دور به نظر برسد. البته مسئله، خودِ شعار جهانی نیست؛ مسئله تفاوت نقطه آغاز کشورهاست. در بسیاری از مقاصد گردشگری، هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای افزایش بهرهوری، توسعه بازار و خلق تجربههای تازه باشد. اما گردشگری ایران پیش از آنکه به بازطراحی تجربه سفر برسد، به فراهم شدن دوباره امکان سفر نیاز دارد. از این منظر، بازطراحی گردشگری ایران باید از جایی بنیادیتر آغاز شود: بازسازی اعتماد، تقویت امنیت، تسهیل ارتباطات مالی و بینالمللی، رونق دوباره پروازها و فراهم کردن شرایطی که کسبوکارهای گردشگری بتوانند با ثبات بیشتری فعالیت کنند. در این میان، نقش سیاستگذاران داخلی نیز اهمیت ویژهای دارد. حتی در شرایط تحریم و دشواریهای اقتصادی و امنیتی، میتوان برای حفظ نیروی انسانی، حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، تقویت گردشگری داخلی، تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از راهکارهای بومی هوش مصنوعی برنامهریزی کرد. اما این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که از سطح شعار فراتر بروند و با واقعیتهای صنعت گردشگری و زندگی فعالان این حوزه پیوند بخورند. گردشگری ایران، در آستانه هفته گردشگری، بیش از هر چیز به سیاستهایی نیاز دارد که شرایط واقعی فعالان این صنعت را ببینند. کسانی که سالها برای ساختن بازار، آموزش نیروی انسانی، معرفی جاذبههای ایران و توسعه کسبوکارهای گردشگری تلاش کردهاند و امروز با کاهش سفر، رکود فعالیتها و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند. برای این فعالان، هوش مصنوعی قطعاً میتواند یک فرصت باشد؛ اما زمانی که گردشگری امکان نفس کشیدن داشته باشد، این فرصت میتواند به یک مزیت واقعی تبدیل شود. شعار «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری» میتواند برای ایران نیز یک افق باشد؛ افقی که شاید امروز دسترسی به آن دشوار به نظر برسد، اما میتواند مسیر آینده را نشان دهد. با این حال، رسیدن به آن آینده نیازمند بازنگری در سیاستها، رفع موانع فعالیت، حمایت از کسبوکارها و مهمتر از همه، بازگرداندن اعتماد و امید به صنعت گردشگری است. شاید معنای واقعی بازطراحی گردشگری برای ایران، پیش از آنکه در استفاده از فناوریهای نوین خلاصه شود، در فراهم کردن شرایطی باشد که گردشگر دوباره بتواند سفر کند و فعال گردشگری دوباره بتواند با اطمینان به آینده کسبوکار خود نگاه کند. هفته گردشگری میتواند فرصتی باشد برای یادآوری همین واقعیت؛ اینکه آینده گردشگری ایران فقط به فناوریهای تازه وابسته نیست، بلکه به تصمیمهای درست امروز نیز بستگی دارد.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 الهام کزازی | عضو شورای راهبردی و سیاست گذاران ایتنا هفته گردشگری، فرصتی است برای پاسداشت صنعتی که فراتر از سفر و جابهجایی انسانها، زمینهساز گفتوگو میان فرهنگها، شناخت ملتها از یکدیگر، رونق جوامع محلی و خلق تجربههای ماندگار است. گردشگری امروز در آستانه تحولی بزرگ قرار دارد. فناوریهای دیجیتال و بهویژه هوش مصنوعی، شیوه انتخاب مقصد، برنامهریزی سفر، ارائه خدمات و مدیریت مقاصد گردشگری را با سرعتی چشمگیر دگرگون میکنند. موضوع روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ نیز با عنوان «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» بر همین تحول بنیادین تمرکز دارد. در این میان، آنچه اهمیت دارد این است که فناوری در خدمت انسان و توسعه پایدار قرار گیرد؛ نه این که انسان و جوامع محلی در حاشیه تحول دیجیتال قرار گیرند. هوش مصنوعی میتواند به کسبوکارهای کوچک کمک کند، کیفیت خدمات را ارتقا دهد، مهارتهای جدید ایجاد کند و فرصتهای تازهای برای مقاصد گردشگری پدید آورد؛ اما بهرهمندی از این فرصتها نیازمند دسترسی عادلانه به فناوری، توسعه مهارتهای دیجیتال و مشارکت فعال نیروی انسانی و جوامع محلی است. امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این باور پایبند باشیم که آینده گردشگری، آیندهای هوشمند، فراگیر، پایدار و در عین حال انسانی است. گردشگری زمانی میتواند به رسالت واقعی خود دست یابد که فناوری، فرهنگ را تقویت کند؛ هوش مصنوعی، خلاقیت انسان را گسترش دهد؛ نوآوری به توانمندسازی جوامع محلی بینجامد و توسعه گردشگری، حافظ طبیعت و میراث فرهنگی باشد. در هفته گردشگری، از همه فعالان، مدیران، متخصصان، دانشگاهیان، کارآفرینان، راهنمایان گردشگری، جوامع محلی و تمامی کسانی که در زنجیره ارزش گردشگری تلاش میکنند، به سهم خود قدردانی میکنم و بر ضرورت همدلی، نوآوری، دانشافزایی و همکاری برای ساختن آیندهای روشنتر برای گردشگری تأکید دارم. باشد که گردشگری ایران نیز با تکیه بر ظرفیتهای بینظیر فرهنگی، تاریخی، طبیعی و انسانی خود و با بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین، در مسیر توسعهای پایدار، رقابتپذیر، فراگیر و جامعهمحور گام بردارد. امید که هر سفر، فرصتی برای شناخت بیشتر، هر مقصد، بستری برای توسعه، و هر گردشگر، سفیری برای دوستی، احترام و گفتوگوی میان ملتها باشد. هفته گردشگری و روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ را به تمامی خانواده بزرگ گردشگری ایران تبریک میگویم.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 احمد دیناری | مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان شمالی در سالهای فعالیت اجرایی، مدیریتی و میدانی ام در صنعت گردشگری، همواره یک توصیه را به فعالان و بهرهبرداران تأسیسات گردشگری داشتهام؛ توصیهای که معتقدم میتواند در موفقیت حرفهای آنان نقش مهمی ایفا کند: عضویت در تشکل حرفهای مرتبط با کسبوکار خود. اگر هتلدار هستید، عضو جامعه حرفه ای هتلداران استان خود شوید. اگر دفتر یا شرکت خدمات مسافرتی و گردشگری دارید، به تشکل حرفهای دفاتر خدمات مسافرتی استان بپیوندید. اگر بهرهبردار اقامتگاه بومگردی هستید، در تشکل حرفهای بومگردی عضویت داشته باشید و اگر راهنمای گردشگری هستید، عضویت در انجمن حرفه ای راهنمایان گردشگری استان را جدی بگیرید. برخی از فعالان گردشگری، حق عضویت اولیه یا حق عضویت سالانه را یک هزینه اضافی میدانند؛ در حالی که از نگاه من، این مبلغ در واقع نوعی سرمایهگذاری برای توسعه اعتبار، شبکه ارتباطی و آینده حرفهای کسبوکار است. نخستین مزیت عضویت در تشکلهای حرفهای، افزایش اعتبار کسبوکار است. زمانی که نام و نشان یک تشکل معتبر در کنار برند شما قرار میگیرد، مشتریان، سرمایهگذاران، دستگاههای اجرایی و حتی همکاران صنفی، نگاه حرفهایتری به مجموعه شما خواهند داشت. این عضویت را میتوان در وبسایت، شبکههای اجتماعی، کارت ویزیت، بروشورها، کاتالوگها، غرفههای نمایشگاهی و سایر ابزارهای تبلیغاتی معرفی کرد و از آن به عنوان یکی از مؤلفههای اعتبار برند استفاده نمود. مزیت مهم دیگر، بهرهمندی از فرصتهای آموزشی و مشاوره ای است. بسیاری از تشکلهای حرفهای گردشگری به صورت مستمر دورههای آموزشی، کارگاههای تخصصی، نشستهای انتقال تجربه و برنامههای توانمندسازی مدیران و کارکنان و جلسات مشاوره ای در زمینه های حقوقی، مالیاتی، بیمه و غیره برگزار میکنند و حضور در این برنامهها موجب بهروز شدن دانش حرفهای و رفع برخی مشکلات جاری کسب و کار خواهد شد. شبکهسازی نیز یکی از ارزشمندترین دستاوردهای عضویت در این تشکلهاست. بسیاری از همکاریهای اقتصادی، مشارکتهای سرمایهگذاری، معرفی مشتریان، تبادل تجربه و حتی حل مسائل صنفی، در همین نشستها و رویدادهای تخصصی شکل میگیرد. در دنیای امروز، بسیاری از فرصتهای کسبوکار از دل ارتباطات حرفهای به وجود میآید و تشکلهای حرفه ای، یکی از بهترین بسترهای ایجاد این ارتباطات هستند. از سوی دیگر، باید به جایگاه قانونی این تشکلها نیز توجه کرد. در سالهای اخیر و بر اساس سیاستهای دولت، مفاد برنامههای ششم و هفتم پیشرفت کشور و همچنین آییننامههای مرتبط با تأسیسات گردشگری، بخشی از وظایف غیرحاکمیتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به تشکلهای حرفهای واگذار شده است. در بسیاری از استانها، این تشکلها در فرآیندهایی مانند بازدید و ارزیابی تأسیسات گردشگری، بررسی پروندههای صدور یا تمدید مجوز بهرهبرداری، پیشنهاد نرخ خدمات، ارائه نظرات کارشناسی، رسیدگی به شکایات و سایر امور صنفی نقش مؤثری ایفا میکنند. بنابراین، هر فعال گردشگری که از عضویت در تشکل حرفهای خودداری میکند، ممکن است بخشی از خدمات، اطلاعات، حمایتها و فرصتهایی را که از طریق همین تشکلها ارائه میشود، از دست بدهد. حتی در برخی امور اداری نیز ارتباط با تشکل مربوطه به تسهیل و تسریع فرآیندها کمک میکند. البته واقعبینانه باید پذیرفت که مانند هر نهاد صنفی و حرفه ایه دیگری، عملکرد همه تشکلهای حرفهای یکسان نیست. گاهی ممکن است اختلافنظرهای داخلی، نگاههای سلیقهای، رقابتهای شخصی یا برخی ضعفهای مدیریتی موجب نارضایتی تعدادی از اعضا شود. حتی در برخی موارد، انتقادهایی نسبت به نحوه اداره تشکلها یا بهرهبرداری شخصی توسط برخی از اعضای هیات مدیره جوامع حرفه ای از جایگاه صنفی مطرح میشود. اما با وجود این نقدها، تجربه نشان داده است که اصل عضویت در تشکلهای حرفهای همچنان بسیار سودمندتر از خارج ماندن از آنهاست. بنابراین راهکار اصلاح تشکلها، کنارهگیری از آنها نیست؛ بلکه حضور فعال، مشارکت در تصمیمگیریها، مطالبهگری مسئولانه و انتخاب اعضای هیات مدیره توانمند است و مسلما تشکلهای حرفهای زمانی قدرتمند خواهند بود که اعضای آنها نیز فعال، مطالبهگر و مسئولیتپذیر باشند و هرچه مشارکت اعضا بیشتر باشد، به طور قطع قدرت چانهزنی صنف، کیفیت خدمات و میزان اثرگذاری آن در سیاستگذاریهای صنعت گردشگری نیز افزایش خواهد یافت. و در یک جمعبندی کوتاه اینکه عضویت در تشکلهای حرفهای گردشگری، تنها پرداخت یک حق عضویت سالانه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری روی اعتبار حرفهای، توسعه ارتباطات، ارتقای دانش، بهرهگیری از خدمات تخصصی و حضور مؤثر در آینده صنعت گردشگری کشور است. به همین دلیل، به همه فعالان این صنعت توصیه میکنم عضویت در تشکل حرفه ای مرتبط با کسبوکار خود را نه یک هزینه، بلکه بخشی از سرمایهگذاری بلندمدت برای موفقیت حرفهای بدانند.
ایجاد شده: 3/مهر/1405 آخرین ویرایش: 3/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 نازلی بخشایش |سر دبیر سرویس گردشگری موسیقی ایتنا گردشگری موسیقی دیگر صرفاً بخشی از صنعت سرگرمی نیست؛ در بسیاری از کشورها به یکی از شاخههای مهم گردشگری فرهنگی و تجربهمحور تبدیل شده است. در تعریف جهانی، گردشگری موسیقی به سفرهایی گفته میشود که موسیقی، کنسرت، جشنواره، میراث موسیقایی، اماکن تاریخی مرتبط با موسیقی یا تجربه یک رویداد موسیقایی، یکی از انگیزههای اصلی سفر است. اسپانیا؛ از مقصد ساحلی تا مقصد موسیقایی اسپانیا یکی از نمونههای قابل توجه توسعه گردشگری موسیقی در اروپا است. بر اساس دادههای Turespaña که توسط خبرگزاری EFE گزارش شده، در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵.۳ میلیون گردشگر بینالمللی در رویدادهای فرهنگی اسپانیا، از جمله جشنوارههای موسیقی، حضور داشتند. در همین سال نزدیک به ۱۰۰۰ جشنواره و رویداد فرهنگی در کشور برگزار شد. بازار موسیقی زنده اسپانیا نیز در همین دوره به رکورد جدیدی رسید. طبق گزارش OBS Business School، درآمد صنعت موسیقی زنده اسپانیا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۵۷۸ میلیون یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشت. این رقم عمدتاً مربوط به فروش بلیت و فعالیت مستقیم موسیقی زنده است و نباید با کل درآمد گردشگری موسیقی اشتباه گرفته شود. اهمیت واقعی ماجرا زمانی مشخص میشود که هزینههای خارج از محل برگزاری کنسرت را نیز در نظر بگیریم: هتل، رستوران، حملونقل، خرید، اقامت و سایر خدمات گردشگری. یک گزارش اقتصادی در اسپانیا، برای سالهای اخیر، اثر اقتصادی مجموع کنسرتها و جشنوارهها را بیش از ۵.۳ میلیارد یورو برآورد کرده است. جایگاه اسپانیا در مقایسه جهانی مقایسه کشورها به دلیل تفاوت در تعریف «گردشگر موسیقی» کاملاً یکسان نیست؛ با این حال، آمار کشورهای پیشرو ابعاد بازار را نشان میدهد. برای نمونه، در بریتانیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی برای کنسرتها و جشنوارهها سفر کردند و مجموع هزینه مرتبط با گردشگری موسیقی به ۱۰ میلیارد پوند رسید. از این تعداد، حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر خارجی بودند. بنابراین اسپانیا را میتوان در زمره بازارهای مهم گردشگری موسیقی جهان قرار داد؛ بهویژه در حوزه جشنوارههای بزرگ، موسیقی زنده و جذب گردشگران خارجی. گزارش OBS نیز بازار موسیقی زنده اسپانیا را در میان ۱۵ بازار مهم جهان قرار داده است. نکته مهم این است که گردشگری موسیقی را نباید صرفاً با فروش بلیت سنجید. اسپانیا در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۹۳.۸ میلیون گردشگر بینالمللی جذب کرد و گردشگران خارجی در این سال ۱۲۶.۳ میلیارد یورو در کشور هزینه کردند. گردشگری در مجموع نیز معادل ۱۲.۶ درصد GDP اسپانیا بود. (mintur.gob.es) در چنین بازاری، موسیقی یک «محصول مکمل» نیست؛ میتواند بهانه اصلی سفر و در نتیجه محرک هزینهکرد در زنجیره وسیعتری از اقتصاد گردشگری باشد. اسپانیا چه چیزی را درست انجام داده است؟ مدل اسپانیا بر ترکیب چند مزیت استوار است: جشنوارههای بزرگ، آبوهوا، شهرهای گردشگری، زیرساخت حملونقل، هتلها، برند شهری و حضور هنرمندان بینالمللی. برای مثال، در رویداد Primavera Sound در مادرید، برآورد شده بود که نیمی از مخاطبان بینالمللی باشند و هر گردشگر خارجی طی سه روز حدود ۱۲۰۰ یورو هزینه کند به این ترتیب، یک جشنواره موسیقی میتواند از یک رویداد چندروزه به یک بسته اقتصادی گردشگری تبدیل شود. اگر ایران بخواهد وارد این بازار شود چه؟ ایران نیز از نظر «ماده اولیه» گردشگری موسیقی ظرفیت بالایی دارد: موسیقی نواحی، موسیقی دستگاهی، آیینها و جشنهای سنتی، سازهای ایرانی، میراث موسیقایی شهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد و همچنین ظرفیت برگزاری جشنوارههای بینالمللی. اما برای تبدیل این ظرفیت به درآمد گردشگری، صرفاً برگزاری کنسرت کافی نیست. مدل موفق میتواند شامل جشنواره بینالمللی + تور شهری + اقامت + غذا و فرهنگ محلی + صنایعدستی + حملونقل + اجرای موسیقی در اماکن تاریخی باشد. به بیان ساده، تجربه اسپانیا نشان میدهد که سؤال اصلی این نیست که «چند بلیت کنسرت فروختهایم؟»؛ سؤال اقتصادی مهمتر این است که هر گردشگر موسیقی چه میزان پول وارد شهر و زنجیره خدمات گردشگری میکند و چند شب اقامت دارد. اگر ایران بتواند چنین زنجیرهای را طراحی کند، گردشگری موسیقی میتواند از یک فعالیت فرهنگی به یک ابزار جذب گردشگر خارجی، افزایش اقامت و ایجاد درآمد برای شهرها و کسبوکارهای محلی تبدیل شود.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻حسن تقیزاده انصاری | کارآفرین گردشگری و نایبرئیس شبکه جهانی متخصصین گردشگری فارسیزبان (شگرف) 📌 به بهانه روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ («دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری») صنعت سفر را با یک پرسش بنیادی مواجه میکند: آیا هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای سرعتبخشی به خدمات است، یا پیشران بازتعریف شیوه تصمیمگیری، مدیریت مقصد و خلق تجربه؟ مفهوم «بازطراحی» فراتر از دیجیتالیسازی ساده است؛ این واژه دعوت به بازاندیشی در شالودههای برنامهریزی و حکمرانی گردشگری دارد. ۱. گذار از ابزار اجرایی به شریک تصمیمساز فناوریهای پیشین (مانند رزرو آنلاین و نقشههای دیجیتال) اجرای تصمیمات انسان را آسان میکردند. در مقابل، هوش مصنوعی در «شکلگیری و کیفیت تصمیم» مداخله میکند: برای گردشگر: برنامهریزی کاملاً شخصیسازیشده بر اساس بودجه، زمان و علایق. برای فعالان صنعت: پیشبینی دقیق تقاضا و مدیریت بهینه منابع. برای مدیران مقصد: تحلیل کلاندادهها جهت مدیریت پیشدستانه جریان جمعیت و جلوگیری از بحرانِ بیشگردشگری (Overtourism). ۲. واقعیتهای امروز بازار جهانی توسعه هوش مصنوعی از یک ایده ذهنی به نقشه راه عملیاتی تبدیل شده است: بخش دولتی: کشورهایی مانند سنگاپور (با زیرساختهای متکی بر همکاری با OpenAI)، اسپانیا (با تمرکز بر کنترل هوشمند جریان مسافر) و ژاپن (پیوند رباتیک با حکمرانی پایدار) الگوهای نوینی ارائه دادهاند. بخش خصوصی: پلتفرمهای بزرگی نظیر Booking و Expedia هوش مصنوعی را در فرایند برنامهریزی یکپارچه کردهاند؛ هرچند رفتار بازار نشان میدهد مسافران در مرحله خرید نهایی همچنان به «اعتبار برندها» تکیه میکنند. همچنین برنامههایی مانند کاهش ضایعات غذایی در زنجیرههای هتلداری (مانند Iberostar)، کارکرد این فناوری را در ارتقای پایداری به اثبات رسانده است. ۳. چالشها و الزامات حکمرانی مسئولانه فناوری بدون چارچوب اخلاقی میتواند آسیبزا باشد. ریسکهایی چون بازتولید دادههای نادرست گذشته، تشدید تمرکز مسافر در مقاصد محبوب، نقض حریم خصوصی و افزایش «شکاف دیجیتال» میان کسبوکارهای بزرگ و کوچک، نیازمند مداخله هوشمندانه است. ذینفعان، نقش و مسئولیت کلیدی دولتها و سیاستگذاران: ایجاد اکوسیستم امن، شفافیت الگوریتمی، حفاظت از دادهها و توزیع عادلانه زیرساختها (بهجای خرید صرف فناوری). کسبوکارهای خصوصی: سرمایهگذاری در آموزش، امنیت داده و توانمندسازی داخلی جهت جلوگیری از وابستگی کامل به پلتفرمهای بیگانه. دانشگاهها و مراکز علمی: ارزیابی پیامدهای اقتصادی،اجتماعی و ایفا کردن نقش حلقه اتصال میان علوم داده، اخلاق و صنعت گردشگری. آینده؛ بازتعریف نقش انسان، نه حذف آن گردشگری ماهیتی ذاتاً انسانمحور دارد و بر پایه کشف، ارتباط و مهماننوازی استوار است. الگوریتمها میتوانند بهینهترین مسیر را پیشنهاد دهند، اما هرگز جایگزین تعاملات اصیل انسانی نخواهند شد. هدف نهایی هوش مصنوعی حذف انسان نیست، بلکه سپردن امور تکراری به ماشین برای آزادسازی ظرفیت خلاقیت و مهماننوازی انسان است. آینده گردشگری را نه خودِ ماشینها، بلکه تصمیمات انسانی ما درباره نحوه بهکارگیری آنها تعیین خواهد کرد.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 به قلم؛ مهدی حسینی شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تکرار پرسش همیشگی «مشکلات هتلداری ایران چیست؟»، پرسش بزرگتری را مطرح کنیم: آیا هتلداری ایران وارد عصر جدیدی شده است؟ پاسخ به این پرسش الزاماً به معنای آن نیست که همه هتلهای کشور مدرن شدهاند، فناوریهای روز دنیا در اختیار صنعت قرار گرفته یا مسائل قدیمی هتلداری یکباره حل شدهاند. اتفاقاً بسیاری از چالشهای گذشته همچنان وجود دارند. اما تحولات یک صنعت همیشه از زمانی آغاز نمیشود که همه نشانههای تغییر آشکار شده باشند. گاهی تغییر ابتدا در ترکیب آدمها، نوع نگاهها، سرمایهها، دانش و انتظارات شکل میگیرد و بعد، ساختار صنعت خود را با آن تطبیق میدهد. هتلداری ایران نیز به نظر میرسد در چنین نقطهای قرار گرفته است. صنعتی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای صاحبنام گردشگری، عمر چندان طولانی ندارد، امروز با تغییر مهمی در نسل فعالان خود مواجه است. نسل تازهای وارد هتلداری شده که الزاماً همه مسیر حرفهای خود را از هتل و مدرسه هتلداری آغاز نکرده است. مدیران و متخصصانی از حوزههای مختلف، با تجربههایی در مدیریت، فناوری، بازاریابی، سرمایهگذاری و کسبوکارهای جدید، به این صنعت علاقهمند شده و وارد آن شدهاند. در کنار آنها، نسلی از نیروهای جوان نیز با دسترسی بیسابقه به دانش و تجربه جهانی، دیگر حاضر نیستند هتلداری را صرفاً با الگوهای چند دهه گذشته تعریف کنند. همزمان، بخشی از نسل قدیمی صنعت به دلایل طبیعی از چرخه مدیریت حرفهای فاصله میگیرد؛ برخی بازنشسته میشوند، برخی جای خود را به نسل جدید میدهند و برخی نیز در مواجهه با تغییرات سریع دانش و فناوری، دیگر نمیتوانند با سرعت گذشته خود را بهروز کنند. این اتفاق لزوماً به معنای نفی نسل گذشته نیست. اتفاقاً هتلداری امروز بخش بزرگی از تجربه و هویت خود را مدیون همان نسل است. اما هیچ صنعتی نمیتواند تنها با اتکا به تجربه گذشته، خود را برای آینده آماده کند. تجربه زمانی ارزشمندتر میشود که با یادگیری مستمر همراه باشد. در سوی دیگر، سرمایه نیز در حال تغییر چهره هتلداری ایران است. ورود سرمایههای بزرگتر به حوزه هتلسازی و توسعه پروژههای گردشگری، نگاه اقتصادی به هتل را تغییر داده است. هتل دیگر صرفاً یک مجموعه اقامتی نیست؛ یک دارایی، یک برند، یک کسبوکار پیچیده و یک زنجیره ارزش است که میتواند با فناوری، بازاریابی، داده و مدیریت حرفهای، ارزش بسیار متفاوتی ایجاد کند. این تغییرات در زمانی اتفاق میافتد که فناوری، مرزهای یادگیری را نیز از میان برداشته است. تا همین چند سال پیش، دستیابی به دانش روز هتلداری جهان برای بسیاری از فعالان صنعت دشوار بود. امروز یک مدیر جوان ایرانی میتواند در چند دقیقه به گزارشهای تخصصی، مطالعات موردی، تجربه برندهای بزرگ، دورههای آموزشی و آخرین تحولات فناوری دسترسی پیدا کند. هوش مصنوعی نیز این روند را شتابی چند برابر داده است. مسافر هم تغییر کرده است. او پیش از رزرو هتل، تصاویر، امتیازها، نظرات، قیمتها و تجربه دیگران را میبیند و در نهایت، هتل ایرانی را نه فقط با رقیب داخلی، بلکه با تجربهای که در سفر قبلی خود در استانبول، دبی، سنگاپور یا هر شهر دیگری داشته مقایسه میکند. بنابراین رقابت هتلها دیگر محدود به خیابان، شهر یا حتی کشور نیست؛ رقابت در ذهن و تجربه مسافر اتفاق میافتد. جهان نیز با سرعت زیادی در حال تغییر است. دبی در حال توسعه مدلهای دیجیتال و بیومتریک برای سادهتر کردن تجربه ورود و اقامت در هتلهاست. عربستان با سرمایهگذاری گسترده و ورود برندهای بینالمللی، در حال بازتعریف جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری و هتلداری است. در بسیاری از بازارهای پیشرو نیز هوش مصنوعی، تحلیل داده، شخصیسازی تجربه میهمان و اتوماسیون فرآیندها از مرحله «ایدههای آینده» عبور کرده و به موضوعات واقعی مدیریت هتل تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، شاید مسئله اصلی هتلداری ایران دیگر فقط این نباشد که چه مشکلاتی داریم؟ ؛ بلکه باید پرسید «هتلداری ایران در عصر جدید قرار است چگونه باشد؟» به باور من، اینجا همان نقطهای است که مفهوم هتلداری نوین ایران معنا پیدا میکند. هتلداری نوین الزاماً به معنای هتلهای پر از تجهیزات و فناوریهای پیچیده نیست. هتلداری نوین پیش از آنکه یک تغییر تکنولوژیک باشد، یک تغییر در نگرش است؛ تغییر از مدیریت مبتنی بر عادت به مدیریت مبتنی بر یادگیری، از تصمیمگیری صرفاً تجربی به تصمیمگیری دادهمحور، از فروش اتاق به طراحی تجربه، از نگاه سنتی به نیروی انسانی به توسعه سرمایه انسانی و از مدیریت یک ساختمان به مدیریت یک برند و یک اکوسیستم تجربه. در این نگاه، مدیر هتل آینده فقط مدیر اتاق و لابی و رستوران نیست؛ او باید همزمان با فناوری، داده، برند، تجربه مشتری، منابع انسانی و اقتصاد کسبوکار آشنا باشد. نیروی جوان دیگر صرفاً مجری دستورهای مدیر ارشد نیست؛ میتواند صاحب ایده، متخصص و حتی یک برند حرفهای مستقل باشد. پرسنالبرندینگ نیز به تدریج به یکی از واقعیتهای صنعت تبدیل میشود و رقابت میان متخصصان برای دیدهشدن، اثرگذاری و ساختن اعتبار حرفهای، بخشی از آینده هتلداری خواهد بود. این تغییر البته به معنای کنار گذاشتن تجربه و سنت نیست. هتلداری بدون مهماننوازی، حتی با پیشرفتهترین فناوریها، چیزی کم دارد. مسئله این است که تجربه نسلهای گذشته باید با دانش نسل جدید ترکیب شود؛ نه اینکه این دو در برابر یکدیگر قرار بگیرند. کشورهایی که امروز در گردشگری و هتلداری پیشرو هستند نیز یکشبه به این نقطه نرسیدهاند. آنها در مقاطع مختلف، با تغییر در سیاستگذاری، سرمایهگذاری، آموزش، فناوری و مدلهای کسبوکار، شیوه نگاه خود به صنعت را تغییر دادهاند. آنچه امروز در برخی کشورهای منطقه میبینیم، حاصل همین تغییر نگاه است؛ نه صرفاً ساخت چند هتل جدید. بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که در ایران نیز از «مدیریت مشکلات هتلداری» عبور کنیم و درباره «آینده هتلداری» حرف بزنیم. ممکن است هنوز برای برخی، صحبت از عصر نوین هتلداری در ایران زود به نظر برسد. اما اگر تعداد و تنوع بازیگران صنعت، ورود سرمایههای جدید، تغییر نسل مدیران، افزایش دسترسی به دانش جهانی، ظهور فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، تغییر رفتار مسافر و اهمیت روزافزون برند شخصی متخصصان را کنار یکدیگر قرار دهیم، دیگر نمیتوان این تغییرات را اتفاقاتی پراکنده و بیارتباط با یکدیگر دانست. به نظر میرسد هتلداری ایران در حال عبور از یک مرز تاریخی است؛ مرزی میان آنچه تاکنون بوده و آنچه میتواند باشد. هتلداری نوین ایران شاید هنوز یک ساختار تثبیتشده نباشد، اما میتواند نامی برای مسیری باشد که صنعت ناگزیر به پیمودن آن است. مسئله دیگر این نیست که آیا این تحول اتفاق خواهد افتاد یا نه. مسئله این است که چه کسانی آن را آغاز میکنند، چه کسانی آن را میسازند و چه کسانی در تاریخ این تحول، پیشرو خواهند بود. و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، زمان آن رسیده باشد که درباره هتلداری نوین ایران نه به عنوان یک رؤیا، بلکه به عنوان یک پروژه واقعی برای آینده صنعت سخن بگوییم.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 سید محمد رضا حاج سید جوادی | پژوهشگر ارشد و دکتری اقتصاد- مدل سازی هوشمند از دانشگاه دولتی یو پی ام مالزی تحول دیجیتال در صنعت گردشگری و هتلداری در سالهای اخیر به مرحلهای رسیده است که در آن فناوری نهتنها یک ابزار پشتیبان، بلکه یکی از عناصر اصلی مدل کسبوکار به شمار میآید. در مدل سنتی، نگاه بسیاری از هتلها به مشتری عمدتاً از زمان ورود تا خروج مهمان شکل میگرفت؛ اطلاعات مهمان در سامانهٔ رزرو یا پروندهٔ اقامتی ثبت میشد و بهرهگیری از این اطلاعات نیز غالباً به عملیات جاری هتل محدود بود. در چنین ساختاری، داده بهعنوان یک محصول جانبیِ عملیات در نظر گرفته میشد، نه بهعنوان یک دارایی راهبردی. اما گسترش پلتفرمهای دیجیتال رزرو، شبکههای اجتماعی، سامانههای مدیریت هتل، ابزارهای ارتباط مستقیم با مشتری و افزایش تعاملات آنلاین، ساختار بازار اقامت را دگرگون کرده است. مشتری امروز پیش از انتخاب هتل، به مجموعهای گسترده از اطلاعات، قیمتها، تصاویر، نظرها و تجربههای سایر مسافران دسترسی دارد و میتواند گزینههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کند. در چنین شرایطی، هتل دیگر صرفاً با فروش یک اتاق سروکار ندارد، بلکه با رابطهای پیچیده و مستمر در سراسر چرخهٔ سفر مواجه است. در اقتصاد دیجیتال، توانایی سازمان در شناخت مشتری، پیشبینی نیازهای او و خلق تجربهٔ شخصیسازیشده به یکی از مهمترین عوامل موفقیت تبدیل شده است. از این منظر، باشگاه مشتریان میتواند نقشی فراتر از ارائهٔ امتیاز و تخفیف ایفا کند. باشگاه مشتریان هوشمند میتواند نقطهٔ اتصال میان دادهٔ مشتری، تجربهٔ مهمان و درآمد پایدار باشد؛ به این معنا که هوش مصنوعی با پردازش حجم عظیمی از دادههای مشتریان، الگوهای پنهان رفتار آنها را کشف میکند و به هتلها امکان میدهد از بازاریابی انبوه به سمت بازاریابی شخصیسازیشده حرکت کنند. این تحول، باشگاه مشتریان را از یک مرکز هزینه به موتور سودآوری و رشد پایدار تبدیل میکند. ۱- مبانی مفهومی باشگاه مشتریان و وفاداری مشتری باشگاه مشتریان: راهبردی ساختاریافته در بازاریابی است که برای پاداش دادن به مشتریان در ازای خریدهای مکرر و تعاملات مستمر طراحی شده است؛ هدف اصلی آن، ایجاد و تقویت وفاداری مشتری است. این مفهوم در صنعت هتلداری از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با برنامههای سادهٔ امتیازدهی آغاز شد و بهتدریج به اکوسیستمهای پیچیدهٔ دادهمحور تبدیل شده است؛ موتور اصلی این تحول، هوش مصنوعی است. وفاداری مشتری: تعهد عمیق مشتری به خرید دوبارهٔ یک محصول یا خدمت در آینده، با وجود تأثیرات موقعیتی و تلاشهای بازاریابی رقبا برای تغییر رفتار او. وفاداری دو بعد دارد: • وفاداری رفتاری: تکرار خرید به دلیل عادت، آسودگی یا نبودِ گزینهٔ بهتر؛ این نوع وفاداری شکننده است. • وفاداری نگرشی: پیوند عاطفی و روانی مشتری با برند؛ این نوع وفاداری پایدار و سودآور است و هدف اصلی یک باشگاه مشتریان هوشمند باید ایجاد همین نوع وفاداری باشد. ارزش طول عمر مشتری (CLV): معیاری کلیدی که کل سود خالص پیشبینیشدهٔ یک مشتری در سراسر دورهٔ ارتباط او با کسبوکار را نشان میدهد. هدف اصلی باشگاه مشتریان، بیشینهسازی CLV است. ۲- ارزیابی یک شکاف راهبردی: پارادایم هتلهای سنتی در برابر هتلهای دادهمحور صنعت هتلداری ایران با ظرفیت اقامتی بالایی (از هتلهای زنجیرهای و بینالمللی تا اقامتگاههای بومی) روبهروست؛ بازاری رقابتی، اما کمبهره از ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری. مدلهای سنتی وفاداری که بر پایهٔ جمعآوری امتیاز و ارائهٔ تخفیفهای خطی بنا شده بودند و تنها بر توزیع انفعالی تخفیفهای عمومی استوار بودند، در عصر اقتصاد تجربه و تحول دیجیتال، کارایی خود را کاملاً از دست دادهاند. امروزه وفاداری دیگر یک کارت عضویت ساده نیست، بلکه «اکوسیستم دیجیتال پویایی» است که بر پایهٔ دادههای رفتاری، برای هر مشتری سامانههای ارزشآفرین میآفریند. الگوی غالب رزرو در ایران، استفاده از پلتفرمهای آنلاین داخلی است و همین الگو دادههای ارزشمند مشتری را نزد واسطهها نگه میدارد. در جهان نیز هتلهایی که مستقیماً با مهمان در ارتباط نیستند، در واقع با واگذاری دادههای دستاول، قدرت قیمتگذاری و نبض بازاریابی خود را به واسطههای آنلاین رها کردهاند. تداوم مدلهای سنتی، هتلهای ایرانی را به «تأمینکنندهٔ زیرساخت» برای پلتفرمهای واسطه (OTA) تبدیل کرده است. در این ساختار، دادههای ارزشمند مشتری و بخش بزرگی از حاشیهٔ سود (۱۵ تا ۲۵ درصد کمیسیون) به واسطهها میرسد. این وضعیت، مالکیت تجربهٔ مشتری را از هتل سلب کرده است. هر یک درصد انتقال رزرو از پلتفرمهای واسطه به کانال مستقیم، مستقیماً به حاشیهٔ سود خالص هتل افزوده میشود. راهحل این بحران، فعالسازی موتور هوش مصنوعی در قلب عملیات بازاریابی هتل است. درک دقیق این جایگاه کنونی، سنگبنای ترسیم نقشهٔ راه تحول هوشمند خواهد بود. سطوح چهارگانهٔ بلوغ هوشمندسازی: بیشتر هتلهای ایران در سطحهای ۱ و ۲ متوقف ماندهاند: ۱. سطح ۱ - وفاداری سنتی (مدیریت دستی و کارتهای فیزیکی): ابتداییترین شکل مدیریت مشتری است که در آن هتل عملاً هیچ شناختی از «رفتار» مهمان ندارد و تنها «تکرار خرید» ساده را میبیند. در این سطح، همهچیز بر تجربهٔ شخصیِ مدیریت هتل تکیه دارد و با تغییر مدیر، تمام دانش و شناخت از مشتریان نیز از بین میرود. ۲. سطح ۲ - هتل نرمافزارمحور (اتوماسیون پایه): در این سطح، سامانههای مدیریت هتل (PMS) به کار گرفته میشوند و اطلاعات مهمان ثبت میشود؛ اما تصمیمگیریها همچنان «مدیرمحور» (n) است، نه «دادهمحور». این سطح هنوز «هوشمند» نیست؛ گزارشها ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند، بدون آنکه بتوانند رفتار آیندهٔ مهمان را پیشبینی کنند. ۳. سطح ۳ - هتل دادهمحور (بخشبندی و هدفگیری): در این سطح، اتصال جزیرههای اطلاعاتی PMS، CRM و موتور رزرو برقرار میشود. هتل توانایی بخشبندی رفتاری مییابد، متناسب با نوع مسافر (مسافران کاری در برابر مسافران تفریحی/خانوادگی) واکنش نشان میدهد و ارسال پیشنهادهای متفاوت بر اساس هر بخش را در قالب کمپینهای هدفمند انجام میدهد. ۴. سطح ۴ - هتل هوشمند (بخش تکنفره و وفاداری عاطفی): این سطح، اوج تکامل و شرط «بقا در آینده» است. هوش مصنوعی (AI) با تحلیل حجم عظیم دادهها، مفهوم «بخش تکنفره» را محقق میکند. در این سطح، هتل نهتنها مهمان را میشناسد، بلکه نیاز او را پیشبینی میکند. پژوهشهای صنعتی نشان میدهند برنامههای وفاداری در حال گذار از سامانههای پیچیدهٔ امتیازمحور به اکوسیستمهای تجربهمحور و شخصیسازیشده هستند و هوش مصنوعی در شخصیسازی پاداشها و ارتباطات نقش محوری دارد. ۳- کارکردهای کلیدی هوش مصنوعی: گروهبندی، وفاداری و فعالیت در پلتفرمهای آنلاین هوش مصنوعی با تحلیل دادههای گردآوریشده از اعضای باشگاه، خروجیهای هوشمند تولید میکند که در سه دستهٔ «گروهبندی»، «پیشبینی» و «تحلیل رفتار کانالی» سازماندهی میشوند. هر خروجی در ادامه به یک تصمیم عملیاتی متصل شده است؛ بدون اتصال به تصمیم، خروجی چیزی جز یک گزارش نیست. ۳-۱- گروهبندی هوشمند مشتریان مدلهای سنتی مانند RFM (تازگی، فراوانی، مبلغ) ایستا هستند و تنها وضعیت گذشته را نشان میدهند. الگوریتمهای یادگیری ماشین (نظیر خوشهبندی و رتبهبندی) میتوانند مشتریان را بر اساس الگوهای رفتاری پیچیده در گروههای پویاتری طبقهبندی کنند؛ در عمل، بخشهای جمعیتشناختی (سن، درآمد) جای خود را به بخشهای رفتاری میدهند. ۳-۲- پیشبینی وفاداری و ارزش طول عمر مدلهای پیشبینی میتوانند با دقتی بالا تخمین بزنند که کدام مشتریان تازه به اعضای وفادار تبدیل خواهند شد و ارزش آتی آنها چقدر است. این توانایی به هتل امکان میدهد سرمایهگذاری بازاریابی را بر مشتریان با پتانسیل بالا متمرکز کند. دو خروجی کلیدی از این مدل به دست میآید: • امتیاز پتانسیل وفاداری: برای هر عضو تازه، بهمنظور تخصیص «خوشآمدگوییِ» متناسب (مثلاً هدیهٔ در سطح ارتقایافته برای اعضای با پتانسیل بالا). • امتیاز ریسک ریزش: با افق پیشبینی ۹۰ روزه، برای فعالسازی خودکار کمپین نگهداشت. ۳-۳- تحلیل رفتار در OTA و تبدیل به رزرو مستقیم هوش مصنوعی میتواند مشتریانی را که ابتدا هتل را در یک OTA دیدهاند و سپس مستقیماً رزرو کردهاند شناسایی کند. برعکسِ این الگو نیز ارزشمند است: شناسایی کسانی که در OTA قیمتها را مقایسه میکنند و هرگز در هتل شما اقامت نکردهاند، تا کمپینهای جذب با پاداش عضویت برای آنها طراحی شود. ۳-۴- موتور پیشنهاد شخصیسازیشده موتور پیشنهاد، خروجیهای بخشبندی و پیشبینی را به اقدام تبدیل میکند: پیشنهاد خدمات جانبی متناسب با پروفایل هر مشتری در لحظهٔ مناسب؛ مثلاً پیشنهاد رزرو اسپا برای مشتریانی که پیشتر از آن استفاده کردهاند، یا پیشنهاد خدمات پس از اقامت به اعضایی که غیرفعال شدهاند. در اتوماسیون بازاریابی ، پیامکها و پیشنهادهای شخصی بر پایهٔ محرکهای رفتاری بهصورت خودکار ارسال میشوند؛ برای نمونه، ارسال پیشنهاد ویژه یک ماه پیش از سالگرد ازدواج یا تولد مشتری.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 به قلم | مهدی حسینی ده اصل برای هتلداری نوین ایران اگر در یادداشت نخست پذیرفتیم که هتلداری ایران در آستانه یا در میانه یک تغییر نسلی و پارادایمی قرار گرفته است، اکنون سؤال مهمتری پیش روی ماست: هتلداری نوین ایران دقیقاً بر چه اصولی باید بنا شود؟ «نوین» قرار نیست صرفاً صفتی برای هتلهای مجهزتر، لابیهای لوکستر یا استفاده بیشتر از فناوری باشد. هتلداری نوین پیش از آنکه درباره ساختمان و تجهیزات باشد، درباره نگاه، انسان، مدیریت، تجربه، دانش و آینده است. اگر قرار باشد این مفهوم از یک عبارت به یک جریان فکری تبدیل شود، باید بتوان برای آن اصولی روشن تعریف کرد؛ اصولی که هم از تحولات جهانی الهام بگیرند و هم با واقعیت و ظرفیتهای ایران سازگار باشند. به باور من، میتوان نقطه آغاز این مسیر را در ده اصل خلاصه کرد: ۱. مهمان، اتاق نیست؛ تجربه است هتلداری سالها بر فروش اتاق، تخت و خدمات اقامتی متمرکز بوده است. اما مسافر امروز مجموعهای از تجربهها را خریداری میکند؛ از لحظه جستوجو و رزرو تا ورود، اقامت، ارتباط با کارکنان، استفاده از خدمات و حتی خاطرهای که پس از خروج با خود میبرد. در هتلداری نوین، محصول اصلی هتل تجربه مهمان است و اتاق فقط یکی از اجزای آن. ۲. مدیر آینده، مدیر تغییر است مدیری که فقط بتواند وضع موجود را حفظ کند، برای صنعت آینده کافی نیست. جهان با سرعتی حرکت میکند که مدیریت هتل به توانایی یادگیری، سازگاری، تصمیمگیری و ایجاد تغییر نیاز دارد. مدیر آینده کسی نیست که همه پاسخها را بداند؛ کسی است که سریعتر از دیگران سؤال درست را پیدا میکند. ۳. تجربه ارزشمند است؛ اما تجربه بدون یادگیری کافی نیست نسلهای گذشته هتلداری، سرمایه بزرگی از تجربه برای این صنعت به جا گذاشتهاند. اما تجربه زمانی تبدیل به مزیت میشود که با دانش روز همراه باشد. هتلداری نوین نه جنگ نسلهاست و نه حذف گذشته؛ پیوند تجربه نسل گذشته با دانش و جسارت نسل جدید است. صنعتی که یاد نمیگیرد، حتی اگر سالها تجربه داشته باشد، در نهایت تجربه گذشته را تکرار خواهد کرد. ۴. فناوری باید در خدمت مهماننوازی باشد هتل هوشمند الزاماً هتلی نیست که بیشترین تجهیزات دیجیتال را داشته باشد. فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را از مسیر مهمان حذف کند، تصمیمگیری را دقیقتر کند، کارکنان را توانمند سازد و تجربه اقامت را بهتر کند. از رزرو و پرداخت گرفته تا مدیریت انرژی، ارتباط با مشتری و خدمات پس از اقامت، فناوری باید خدمترسان مهماننوازی باشد؛ نه نمایشگاهی از تکنولوژی. ۵. هوش مصنوعی، همکار جدید هتلداری است هوش مصنوعی دیگر موضوعی متعلق به آینده نیست. وارد کسبوکار شده و دیر یا زود به یکی از اجزای جدی مدیریت هتل تبدیل خواهد شد. اما سؤال درست این نیست که «آیا هوش مصنوعی جای کارکنان هتل را میگیرد؟» سؤال مهمتر این است: کدام هتلها زودتر یاد میگیرند کارکنان خود را با هوش مصنوعی توانمند کنند؟ از تحلیل تقاضا و قیمتگذاری تا بازاریابی، پاسخگویی، شخصیسازی و تحلیل رفتار مهمان، AI میتواند تعریف بسیاری از مشاغل هتلداری را تغییر دهد. ۶. داده، سرمایه پنهان هتل است هر رزرو، هر اقامت، هر درخواست، هر شکایت و هر بازگشت مهمان، اطلاعاتی تولید میکند که میتواند برای تصمیمگیری ارزشمند باشد. هتلداری نوین باید از مدیریت صرفاً مبتنی بر شهود و تجربه، به سمت مدیریت مبتنی بر داده حرکت کند. هتلی که داده تولید میکند اما از آن یاد نمیگیرد، بخشی از سرمایه خود را بلااستفاده گذاشته است. ۷. نسل جوان، آینده صنعت نیست؛ بخشی از امروز آن است یکی از بزرگترین تغییرات هتلداری ایران، تغییر ترکیب نیروی انسانی آن است. نسل جدید با جهان دیگری بزرگ شده است؛ جهانی که در آن اطلاعات در دسترس است، مرزهای آموزشی کمرنگ شدهاند و یک نیروی جوان میتواند در مدت کوتاهی با استانداردها و تجربههای جهانی آشنا شود. هتلداری نوین باید به این نسل فرصت اثرگذاری بدهد، نه فقط فرصت استخدام. جوانی که ایده، دانش و توانایی دارد، نباید صرفاً به دلیل کمبود سابقه، از تصمیمسازی کنار گذاشته شود. ۸. برند هتل از پشت درهای هتل فراتر رفته است در گذشته برند هتل بیشتر با ساختمان، نام، لوگو و تبلیغات آن شناخته میشد. امروز بخش بزرگی از برند در فضای دیجیتال ساخته میشود؛ در جستوجوها، شبکههای اجتماعی، نظرات مهمانان و تجربههایی که دیگران درباره هتل روایت میکنند. اما یک تحول دیگر نیز در حال وقوع است: آدمهای صنعت هم تبدیل به برند میشوند. مدیر، آشپز، متخصص فروش، مدیر بازاریابی و حتی کارکنان خط مقدم میتوانند بخشی از اعتبار یک مجموعه و حتی صنعت باشند. در هتلداری نوین، پرسنالبرندینگ دیگر یک موضوع فرعی نیست؛ بخشی از اقتصاد جدید اعتبار حرفهای است. ۹.هتلداری نوین، مرز میان رشتهها را میشکند هتلداری آینده فقط به هتلداری نیاز ندارد. به فناوری، اقتصاد، بازاریابی، روانشناسی، طراحی تجربه، داده، هوش مصنوعی، تولید محتوا، مدیریت برند و دهها دانش دیگر نیاز دارد. به همین دلیل، ورود افراد توانمند از سایر حوزهها الزاماً تهدیدی برای هتلداری نیست؛ میتواند یکی از موتورهای تحول آن باشد. هتلداری نوین، صنعتی باز برای استعدادهای تازه است. ۱۰. ما نباید فقط مصرفکننده هتلداری جهان باشیم شاید مهمترین اصل همین باشد. ایران نباید صرفاً تجربه کشورهای دیگر را ترجمه و کپی کند. ما باید از دانش جهانی بیاموزیم، تجربه کنیم، بومیسازی کنیم و در نهایت راهحلهای خودمان را بسازیم. هتلداری ایران ظرفیتهای منحصربهفردی دارد؛ از فرهنگ و مهماننوازی گرفته تا تنوع اقلیمی، تاریخی و انسانی. مسئله این است که چگونه این ظرفیتها را با دانش، فناوری و مدیریت معاصر ترکیب کنیم. هدف هتلداری نوین ایران نباید رسیدن به نسخهای کپیشده از هتلداری دبی، استانبول، سنگاپور یا هر جای دیگر باشد. هدف، ساختن یک مدل ایرانیِ معاصر، حرفهای و رقابتپذیر از هتلداری است. این ده اصل شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما کنار هم یک تغییر اساسی در زاویه نگاه ایجاد میکنند. هتلداری نوین، پروژه خرید چند نرمافزار، نصب چند ابزار هوشمند یا بازسازی چند هتل نیست. یک تغییر نگرش است؛ تغییری که از انسان آغاز میشود، با دانش ادامه پیدا میکند، با فناوری شتاب میگیرد و در نهایت باید به تجربه بهتر مهمان و کسبوکار رقابتپذیرتر منجر شود. شاید هنوز نتوان با اطمینان گفت که همه هتلداری ایران وارد این عصر شدهاند. اما میتوان با اطمینان بیشتری گفت که نشانههای این عصر در صنعت دیده میشوند. حالا دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی هتل بهتری میسازد. مسئله این است که چه کسی هتلداری بهتری خلق میکند. و شاید «هتلداری نوین ایران» دقیقاً از همینجا آغاز شود؛ نه از یک ساختمان، نه از یک فناوری و نه حتی از یک هتل، بلکه از تغییر نگاه ما به آینده این صنعت.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها