✍🏻 مجید فرقانی | فعال و کارشناس ارشد گردشگری؛ باز کننده گروهی چند لینک بطور همزمان واژه پنهان را در هفت حدس پیدا کن! محاسبه آسان قسط وام و سود سپرده بازی آنلاین مرزینو | فتح سرزمین و گسترش قلمرو کوتاه کننده لینک معرفی سایت ثبت یادداشت آمار بازدید لینک بررسی لینک کوتاه پشتیبانی و تماس خرید و فروش آسان بیش از هزار ارز دیجیتالشروع کنید آموزش تعمیرات موبایل با مدرک فنی حرفهایمشاهده رژیم غذایی هوشمند مخصوص خودتدریافت کن مدیریت یکپارچه تماس، پیامک و CRM با نواتلدموی رایگان
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻 مجید اخلاقیپور | رئیس کمیته گردشگری ورزشی هیئت ورزشهای روستایی، عشایری و بازیهای بومیمحلی خراسان رضوی؛ باز کننده گروهی چند لینک بطور همزمان واژه پنهان را در هفت حدس پیدا کن! محاسبه آسان قسط وام و سود سپرده بازی آنلاین مرزینو | فتح سرزمین و گسترش قلمرو کوتاه کننده لینک معرفی سایت ثبت یادداشت آمار بازدید لینک بررسی لینک کوتاه پشتیبانی و تماس خرید و فروش آسان بیش از هزار ارز دیجیتالشروع کنید آموزش تعمیرات موبایل با مدرک فنی حرفهایمشاهده رژیم غذایی هوشمند مخصوص خودتدریافت کن مدیریت یکپارچه تماس، پیامک و CRM با نواتلدموی رایگان
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻 مجید ظفریان | فعال صنعت هتلداری باز کننده گروهی چند لینک بطور همزمان واژه پنهان را در هفت حدس پیدا کن! محاسبه آسان قسط وام و سود سپرده بازی آنلاین مرزینو | فتح سرزمین و گسترش قلمرو کوتاه کننده لینک معرفی سایت ثبت یادداشت آمار بازدید لینک بررسی لینک کوتاه پشتیبانی و تماس خرید و فروش آسان بیش از هزار ارز دیجیتالشروع کنید آموزش تعمیرات موبایل با مدرک فنی حرفهایمشاهده رژیم غذایی هوشمند مخصوص خودتدریافت کن مدیریت یکپارچه تماس، پیامک و CRM با نواتلدموی رایگان
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز مقالات و یادداشت ها
✍🏻 مژگان ثابت تیموری | رئیس کمیسیون گردشگری و صنایع دستی اتاق بازرگانی خراسان رضوی؛ باز کننده گروهی چند لینک بطور همزمان واژه پنهان را در هفت حدس پیدا کن! محاسبه آسان قسط وام و سود سپرده بازی آنلاین مرزینو | فتح سرزمین و گسترش قلمرو کوتاه کننده لینک معرفی سایت ثبت یادداشت آمار بازدید لینک بررسی لینک کوتاه پشتیبانی و تماس خرید و فروش آسان بیش از هزار ارز دیجیتالشروع کنید آموزش تعمیرات موبایل با مدرک فنی حرفهایمشاهده رژیم غذایی هوشمند مخصوص خودتدریافت کن مدیریت یکپارچه تماس، پیامک و CRM با نواتلدموی رایگان
ایجاد شده: سه روز قبل آخرین ویرایش: سه روز قبل مقالات و یادداشت ها
باز کننده گروهی چند لینک بطور همزمان واژه پنهان را در هفت حدس پیدا کن! محاسبه آسان قسط وام و سود سپرده بازی آنلاین مرزینو | فتح سرزمین و گسترش قلمرو کوتاه کننده لینک معرفی سایت ثبت یادداشت آمار بازدید لینک بررسی لینک کوتاه پشتیبانی و تماس خرید و فروش آسان بیش از هزار ارز دیجیتالشروع کنید آموزش تعمیرات موبایل با مدرک فنی حرفهایمشاهده رژیم غذایی هوشمند مخصوص خودتدریافت کن مدیریت یکپارچه تماس، پیامک و CRM با نواتلدموی رایگان
ایجاد شده: 4/آبان/1405 آخرین ویرایش: 4/آبان/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 محمد حسین محتاج الله | مالک و بهرهبردار گروه هتلهای زنجیرهای مهر یزد؛ من بیش از سه دهه است که از نزدیک با گردشگری یزد زندگی کردهام؛ از روزهایی که بسیاری از خانههای تاریخی بافت قدیم متروکه، فرسوده و گاه فراموششده بودند تا امروز که نام یزد در شمار شهرهای مهم میراثی ایران و جهان قرار گرفته است. در این سالها، هم فرصتهای کمنظیر این شهر را دیدهام و هم موانعی را که بارها اجازه ندادهاند این ظرفیتها به شکلی شایسته به سرمایهای پایدار برای مردم و اقتصاد استان تبدیل شوند. با این تجربه، باور دارم که یزد هنوز همه ظرفیتهای گردشگری خود را نشناخته و مهمتر از آن، نتوانسته است از تمام ظرفیتهایی که میشناسد، بهدرستی بهرهبرداری کند. مسئله فقط کمبود تبلیغات، هتل یا پرواز نیست؛ مسئله به نوع نگاه ما به میراث فرهنگی، اقتصاد گردشگری، سرمایهگذاری بخش خصوصی، مدیریت شهری، سیاست خارجی و حتی شیوه تصمیمگیری در کشور بازمیگردد. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/AadtT
ایجاد شده: 3/آبان/1405 آخرین ویرایش: 3/آبان/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا گردشگری در ایران، با وجود برخورداری از ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی کمنظیر، همچنان نتوانسته است جایگاه خود را بهعنوان یک «صنعت ملی» تثبیت کند. یکی از مهمترین دلایل این مسئله را باید در نبود یک نگاه منسجم و فرابخشی به گردشگری جستوجو کرد؛ نگاهی که بتواند این حوزه را از وابستگی به تغییر دولتها و سیاستهای مقطعی خارج کند و آن را در قالب یک راهبرد بلندمدت اقتصادی قرار دهد. برای تبدیل یک مزیت طبیعی و فرهنگی به یک صنعت مدیریتشده، لازم است زنجیره ارزش گردشگری به یک سیستم منسجم اقتصادی تبدیل شود. توسعه گردشگری صرفاً وظیفه یک وزارتخانه، سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یا یک دستگاه اجرایی نیست. دولت، هتلها، شرکتهای هواپیمایی، آژانسهای گردشگری، سرمایهگذاران، شهرداریها و فعالان فرهنگی باید در قالب یک اکوسیستم منسجم، حول یک استراتژی شفاف و مشترک حرکت کنند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/ugd2z
ایجاد شده: 11/مهر/1405 آخرین ویرایش: 11/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا در صنعت مهماننوازی، همهچیز با اعداد سنجیده میشود؛ نرخ اشغال، درآمد هر اتاق، امتیاز رضایت مهمان، میانگین زمان پاسخگویی و میزان بازگشت مشتری. این شاخصها برای مدیریت و ارزیابی عملکرد ضروریاند، اما در میان این همه عدد، یک معیار مهم معمولاً کمتر دیده میشود؛ معیاری که شاید در ترازنامهها ثبت نشود، اما میتواند سرنوشت یک مجموعه را تغییر دهد: DQ یا ضریب شرافت. ضریب شرافت را میتوان میزان پایبندی یک مجموعه و کارکنان آن به صداقت، انصاف، مسئولیتپذیری و کرامت انسانی دانست. این ضریب نشان میدهد که یک هتل، رستوران، اقامتگاه یا مجموعه گردشگری تا چه اندازه در رفتار با مهمان، کارکنان، تأمینکنندگان و جامعه، اصول اخلاقی خود را حفظ میکند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/7Yp3N
ایجاد شده: 7/مهر/1405 آخرین ویرایش: 7/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 به قلم | مهدی حسینی ده اصل برای هتلداری نوین ایران اگر در یادداشت نخست پذیرفتیم که هتلداری ایران در آستانه یا در میانه یک تغییر نسلی و پارادایمی قرار گرفته است، اکنون سؤال مهمتری پیش روی ماست: هتلداری نوین ایران دقیقاً بر چه اصولی باید بنا شود؟ «نوین» قرار نیست صرفاً صفتی برای هتلهای مجهزتر، لابیهای لوکستر یا استفاده بیشتر از فناوری باشد. هتلداری نوین پیش از آنکه درباره ساختمان و تجهیزات باشد، درباره نگاه، انسان، مدیریت، تجربه، دانش و آینده است. اگر قرار باشد این مفهوم از یک عبارت به یک جریان فکری تبدیل شود، باید بتوان برای آن اصولی روشن تعریف کرد؛ اصولی که هم از تحولات جهانی الهام بگیرند و هم با واقعیت و ظرفیتهای ایران سازگار باشند. به باور من، میتوان نقطه آغاز این مسیر را در ده اصل خلاصه کرد: ۱. مهمان، اتاق نیست؛ تجربه است هتلداری سالها بر فروش اتاق، تخت و خدمات اقامتی متمرکز بوده است. اما مسافر امروز مجموعهای از تجربهها را خریداری میکند؛ از لحظه جستوجو و رزرو تا ورود، اقامت، ارتباط با کارکنان، استفاده از خدمات و حتی خاطرهای که پس از خروج با خود میبرد. در هتلداری نوین، محصول اصلی هتل تجربه مهمان است و اتاق فقط یکی از اجزای آن. ۲. مدیر آینده، مدیر تغییر است مدیری که فقط بتواند وضع موجود را حفظ کند، برای صنعت آینده کافی نیست. جهان با سرعتی حرکت میکند که مدیریت هتل به توانایی یادگیری، سازگاری، تصمیمگیری و ایجاد تغییر نیاز دارد. مدیر آینده کسی نیست که همه پاسخها را بداند؛ کسی است که سریعتر از دیگران سؤال درست را پیدا میکند. ۳. تجربه ارزشمند است؛ اما تجربه بدون یادگیری کافی نیست نسلهای گذشته هتلداری، سرمایه بزرگی از تجربه برای این صنعت به جا گذاشتهاند. اما تجربه زمانی تبدیل به مزیت میشود که با دانش روز همراه باشد. هتلداری نوین نه جنگ نسلهاست و نه حذف گذشته؛ پیوند تجربه نسل گذشته با دانش و جسارت نسل جدید است. صنعتی که یاد نمیگیرد، حتی اگر سالها تجربه داشته باشد، در نهایت تجربه گذشته را تکرار خواهد کرد. ۴. فناوری باید در خدمت مهماننوازی باشد هتل هوشمند الزاماً هتلی نیست که بیشترین تجهیزات دیجیتال را داشته باشد. فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را از مسیر مهمان حذف کند، تصمیمگیری را دقیقتر کند، کارکنان را توانمند سازد و تجربه اقامت را بهتر کند. از رزرو و پرداخت گرفته تا مدیریت انرژی، ارتباط با مشتری و خدمات پس از اقامت، فناوری باید خدمترسان مهماننوازی باشد؛ نه نمایشگاهی از تکنولوژی. ۵. هوش مصنوعی، همکار جدید هتلداری است هوش مصنوعی دیگر موضوعی متعلق به آینده نیست. وارد کسبوکار شده و دیر یا زود به یکی از اجزای جدی مدیریت هتل تبدیل خواهد شد. اما سؤال درست این نیست که «آیا هوش مصنوعی جای کارکنان هتل را میگیرد؟» سؤال مهمتر این است: کدام هتلها زودتر یاد میگیرند کارکنان خود را با هوش مصنوعی توانمند کنند؟ از تحلیل تقاضا و قیمتگذاری تا بازاریابی، پاسخگویی، شخصیسازی و تحلیل رفتار مهمان، AI میتواند تعریف بسیاری از مشاغل هتلداری را تغییر دهد. ۶. داده، سرمایه پنهان هتل است هر رزرو، هر اقامت، هر درخواست، هر شکایت و هر بازگشت مهمان، اطلاعاتی تولید میکند که میتواند برای تصمیمگیری ارزشمند باشد. هتلداری نوین باید از مدیریت صرفاً مبتنی بر شهود و تجربه، به سمت مدیریت مبتنی بر داده حرکت کند. هتلی که داده تولید میکند اما از آن یاد نمیگیرد، بخشی از سرمایه خود را بلااستفاده گذاشته است. ۷. نسل جوان، آینده صنعت نیست؛ بخشی از امروز آن است یکی از بزرگترین تغییرات هتلداری ایران، تغییر ترکیب نیروی انسانی آن است. نسل جدید با جهان دیگری بزرگ شده است؛ جهانی که در آن اطلاعات در دسترس است، مرزهای آموزشی کمرنگ شدهاند و یک نیروی جوان میتواند در مدت کوتاهی با استانداردها و تجربههای جهانی آشنا شود. هتلداری نوین باید به این نسل فرصت اثرگذاری بدهد، نه فقط فرصت استخدام. جوانی که ایده، دانش و توانایی دارد، نباید صرفاً به دلیل کمبود سابقه، از تصمیمسازی کنار گذاشته شود. ۸. برند هتل از پشت درهای هتل فراتر رفته است در گذشته برند هتل بیشتر با ساختمان، نام، لوگو و تبلیغات آن شناخته میشد. امروز بخش بزرگی از برند در فضای دیجیتال ساخته میشود؛ در جستوجوها، شبکههای اجتماعی، نظرات مهمانان و تجربههایی که دیگران درباره هتل روایت میکنند. اما یک تحول دیگر نیز در حال وقوع است: آدمهای صنعت هم تبدیل به برند میشوند. مدیر، آشپز، متخصص فروش، مدیر بازاریابی و حتی کارکنان خط مقدم میتوانند بخشی از اعتبار یک مجموعه و حتی صنعت باشند. در هتلداری نوین، پرسنالبرندینگ دیگر یک موضوع فرعی نیست؛ بخشی از اقتصاد جدید اعتبار حرفهای است. ۹.هتلداری نوین، مرز میان رشتهها را میشکند هتلداری آینده فقط به هتلداری نیاز ندارد. به فناوری، اقتصاد، بازاریابی، روانشناسی، طراحی تجربه، داده، هوش مصنوعی، تولید محتوا، مدیریت برند و دهها دانش دیگر نیاز دارد. به همین دلیل، ورود افراد توانمند از سایر حوزهها الزاماً تهدیدی برای هتلداری نیست؛ میتواند یکی از موتورهای تحول آن باشد. هتلداری نوین، صنعتی باز برای استعدادهای تازه است. ۱۰. ما نباید فقط مصرفکننده هتلداری جهان باشیم شاید مهمترین اصل همین باشد. ایران نباید صرفاً تجربه کشورهای دیگر را ترجمه و کپی کند. ما باید از دانش جهانی بیاموزیم، تجربه کنیم، بومیسازی کنیم و در نهایت راهحلهای خودمان را بسازیم. هتلداری ایران ظرفیتهای منحصربهفردی دارد؛ از فرهنگ و مهماننوازی گرفته تا تنوع اقلیمی، تاریخی و انسانی. مسئله این است که چگونه این ظرفیتها را با دانش، فناوری و مدیریت معاصر ترکیب کنیم. هدف هتلداری نوین ایران نباید رسیدن به نسخهای کپیشده از هتلداری دبی، استانبول، سنگاپور یا هر جای دیگر باشد. هدف، ساختن یک مدل ایرانیِ معاصر، حرفهای و رقابتپذیر از هتلداری است. این ده اصل شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما کنار هم یک تغییر اساسی در زاویه نگاه ایجاد میکنند. هتلداری نوین، پروژه خرید چند نرمافزار، نصب چند ابزار هوشمند یا بازسازی چند هتل نیست. یک تغییر نگرش است؛ تغییری که از انسان آغاز میشود، با دانش ادامه پیدا میکند، با فناوری شتاب میگیرد و در نهایت باید به تجربه بهتر مهمان و کسبوکار رقابتپذیرتر منجر شود. شاید هنوز نتوان با اطمینان گفت که همه هتلداری ایران وارد این عصر شدهاند. اما میتوان با اطمینان بیشتری گفت که نشانههای این عصر در صنعت دیده میشوند. حالا دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی هتل بهتری میسازد. مسئله این است که چه کسی هتلداری بهتری خلق میکند. و شاید «هتلداری نوین ایران» دقیقاً از همینجا آغاز شود؛ نه از یک ساختمان، نه از یک فناوری و نه حتی از یک هتل، بلکه از تغییر نگاه ما به آینده این صنعت.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 نیما موسوی | مشاور صنعت خوراک و نوشیدنی یک پروتکل حرفه ای برای یک استیک ضخیم مثلاً حدود ۳.۵ تا ۴ سانتی متر ۱- آماده سازی: سطح گوشت را کاملاً خشک کنید. ۲- مرحله Low Heat مرحله: گوشت را روی توری قرار دهید تا هوا در اطراف آن گردش داشته باشد و با حرارت ملایم در فر پخته شود. زمان را معیار اصلی قرار ندهید؛ دمای داخلی معیار اصلی است. کنترل Core Temperature | دمای مرکزی: از Probe Thermometer | دماسنج پروبی استفاده کنید. گوشت را قبل از رسیدن به دمای نهایی خارج کنید تا مرحله سیر پخت را کامل کند. ۴ـ مرحله Searing: تابه را کاملاً داغ کنید. گوشت را با سطح کاملاً خشک وارد تا به کنید و در مدت کوتاه، دو طرف و در صورت نیاز لبه ها را سیر کنید. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/KSsce
ایجاد شده: 8/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 8/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 مستر نوشت من اتاقهای هتل را تمیز میکنم. در هتل ماریوت مرکز شهر کار میکنم و ۹ سال است که در همین طبقه و همین اتاقها مشغول به کارم. آدم در این شغل چیزهای زیادی میبیند؛ چیزهایی که مهمانها جا میگذارند؛ از زباله و لباس گرفته تا انعام و گاهی یادداشتهایی که هیچکس انتظارشان را ندارد. از ماه مارس سال گذشته، متوجه اتاق ۴۱۲ شدم. هر دوشنبه یک مهمان ثابت وارد این اتاق میشد؛ یک مسافر کاری. هیچوقت اتاق را کثیف نمیکرد و همیشه یک اسکناس پنجدلاری به عنوان انعام میگذاشت؛ تاخورده، زیر فنجان قهوه. سه ماه، هر دوشنبه همین اتفاق تکرار شد. تا اینکه انعامها قطع شد. هفته چهاردهم بود. دوباره دوشنبه بود و دوباره اتاق ۴۱۲. اما این بار خبری از انعام نبود. فقط همان اتاق همیشگی بود؛ مرتب و تمیز. تخت مرتب شده بود، حولهها تا شده بودند؛ انگار مهمان میخواست کار من را راحتتر کند. هفته پانزدهم هم همینطور گذشت. هفته شانزدهم، یادداشتی روی کاغذ مخصوص هتل پیدا کردم: «متأسفم که دیگر نمیتوانم انعام بدهم. دو هفته پیش کارم را از دست دادم. هنوز مجبورم برای مصاحبههای کاری سفر کنم و با امتیازهایم در هتل میمانم. ممنونم بابت همهچیز.» پای یادداشت نوشته بود: «مایکل». من ۱۶ هفته اتاقش را تمیز کرده بودم، اما تازه آن روز اسمش را فهمیدم. برای او یادداشتی نوشتم و روی میز گذاشتم: «مایکل، نگران انعام نباش. برای مصاحبههایت موفق باشی.» دوشنبه بعد، یادداشت جدیدی دیدم: «ممنونم. مصاحبه در کلمبوس خوب پیش نرفت. سه مصاحبه دیگر دارم. دارم به آخرین پیراهنهای تمیزم میرسم. لباسشویی هتل خیلی گران است. دارم تمام تلاشم را میکنم.» وقتی وارد حمام شدم، چهار پیراهن رسمی دیدم که آویزان بودند. مایکل آنها را با دست در سینک شسته و روی چوبلباسی خشک کرده بود. پیراهنها چروک و لکهدار بودند. با این وضعیت نمیشد به مصاحبه رفت. پیراهنها را برداشتم و به لباسشویی هتل بردم. گفتم برای یکی از مهمانهاست و باید فوری آماده شود. آنها را شستند و اتو کردند؛ کاملاً مرتب و آماده. پیراهنها را دوباره در کمدش گذاشتم و یادداشتی نوشتم: «لباسشویی این هفته مهمان من. موفق باشی.» هفته هجدهم، یادداشت جدیدی از مایکل پیدا کردم: «نمیدانم چطور تشکر کنم. برای یک مصاحبه دوم دعوت شدم. شرکت در دنور. یکی از همان پیراهنهایی را پوشیدم که شما تمیز کردید. اعتمادبهنفسم بیشتر شده بود. شما مجبور نبودید این کار را انجام دهید.» حق با او بود. من مجبور نبودم. اما مدام به مردی فکر میکردم که در سینک هتل لباسهایش را میشست و تلاش میکرد حرفهای به نظر برسد، در حالی که زندگیاش داشت از هم میپاشید. او با آخرین امتیازهایش در هتل میماند تا بتواند دنبال کار بگردد. هفته بیستم، اتاق ۴۱۲ خالی بود. نه یادداشتی، نه اثری از او. فقط رفته بود. از پذیرش پرسیدم. بررسی کردند و گفتند جمعه تسویه حساب کرده است. امتیازهایش تمام شده بود و دیگر نمیتوانست اقامتش را تمدید کند. حالم بد شد. حتی فرصت نکرده بودم خداحافظی کنم. نمیدانستم کار پیدا کرده یا نه. نمیدانستم حالش خوب است یا نه. نمیدانستم آن پیراهنهای تمیز واقعاً کمکی به او کردهاند یا نه. انگار همهچیز تمام شده بود و آن ۲۰ هفته یادداشتها دیگر معنایی نداشت. دو ماه بعد، پذیرش با من تماس گرفت: یک نفر اینجاست که دنبال خدمتکار طبقه چهارم میگردد. میگوید قبلاً در اتاق ۴۱۲ اقامت داشته. پایین رفتم. مایکل بود. کتوشلوار پوشیده بود؛ یک کتوشلوار خوب و نو. مرا که دید، لبخند زد و گفت: کار را گرفتم. در دنور، هفته آینده شروع میکنم. برگشتم تا شخصاً از شما تشکر کنم. بعد گفت: وقتی هیچ چیزی نداشتم، شما باعث شدید ادامه بدهم. آن پیراهنها، آن یادداشتها... واقعاً مهم بودند. شما مجبور نبودید این کارها را انجام دهید. یک پاکت به من داد. داخلش ۳۰۰ دلار بود. گفت: برای تمام انعامهایی که نتوانستم بدهم. برای لباسشویی. برای اینکه وقتی احساس میکردم هیچکس من را نمیبیند، شما من را مثل یک انسان دیدید.» خواستم پول را پس بدهم، اما قبول نکرد. گفت: شما به یک غریبه کمک کردید؛ کسی که نمیتوانست چیزی به شما بدهد. اجازه بدهید حالا من جبران کنم. بعد گفت: هفته هفدهم هیچ پولی نداشتم. هیچ مصاحبهای نتیجه نداده بود. هیچ امیدی نداشتم. یادداشت شما من را نجات داد. واقعاً نجاتم داد. سپس یک یادداشت دیگر از جیبش بیرون آورد. همان یادداشتی که من نوشته بودم: «لباسشویی این هفته مهمان من. موفق باشی.» آن را تا کرده و نگه داشته بود. کاغذ کهنه شده بود؛ انگار صدها بار آن را خوانده بود. گفت: این را در کیف پولم نگه داشتم. در هر مصاحبه، بعد از هر جواب رد، نگاهش میکردم. یک نفر به من ایمان داشت؛ کسی که حتی من را نمیشناخت. همین کافی بود که دوباره تلاش کنم. کافی بود که تسلیم نشوم. شما این را به من دادید. همانجا در لابی شروع به گریه کرد. گفت: «ممنونم.» من هنوز اتاق ۴۱۲ را تمیز میکنم. مهمانها عوض شدهاند، انعامها فرق کردهاند و کثیفکاریها متفاوت شدهاند. اما حالا هر اتاق را جور دیگری نگاه میکنم. آن چمدان؟ شاید متعلق به کسی باشد که دارد برای رسیدن به جایی تلاش میکند. آن پیراهنهای چروک؟ شاید نشانه کسی باشد که دارد تمام تلاشش را میکند. آن یخچال خالی؟ شاید متعلق به کسی باشد که دارد تکتک پولهایش را حساب میکند. من از مایکل یک چیز یاد گرفتم: اتاقهای هتل فقط اتاق نیستند. آنها گاهی جایی هستند که آدمها وقتی در یک مرحله گذار زندگیاند، به آن پناه میآورند؛ بین دو شغل، بین دو زندگی، بین تسلیم شدن و یک بار دیگر تلاش کردن. و گاهی کسی که آن اتاق را تمیز میکند، کسی که پیراهنهای شستهشده با دست را میبیند، کسی که یادداشتها را میخواند، میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. نه به خاطر پول. نه به خاطر لباسشویی. بلکه فقط به این دلیل که یک نفر دید دیگری در حال سختی کشیدن است و به او گفت: «من تو را میبینم. تو مهم هستی. ادامه بده.» این فقط مهماننوازی نیست. این انسانیت است. و هیچ هزینهای ندارد؛ جز کمی توجه، کمی اهمیت دادن و اینکه متوجه شوی مسافر کاری اتاق ۴۱۲ فقط یک مهمان نیست. او مایکل است. و دارد تلاش میکند. گاهی تنها چیزی که یک نفر نیاز دارد این است که بشنود: «میبینم که داری تلاش میکنی. متوجهت هستم. ادامه بده.» اگر کسی را میشناسید که این روزها دارد سخت تلاش میکند، این داستان را برایش بفرستید و به او بگویید: میدانم چقدر داری تلاش میکنی. شاید خودت نبینی، اما من میبینم. ادامه بده... تو از چیزی که فکر میکنی قویتری.
ایجاد شده: 31/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها