به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از Futurism، در حالی که ناسا و اسپیسایکس هنوز با مأموریتهای سرنشیندار به مریخ فاصله دارند، چین هم از هدف خود برای ایجاد پایگاه انسانی در مریخ تا دههی آینده خبر داده است. آکادمی دولتی فناوری پرتابگر چین (CALT) اعلام کرد که برنامههایی برای ایجاد یک پایگاه دائمی انسانی در سطح مریخ دارد. به نوشتهی گلوبال تایمز، «وانگ شیائوجون» (Wang Xiaojun) رییس این آکادمی کنفرانس سراسری کاوشهای فضایی (GLEX 2021) دربارهی رویکرد سه مرحلهای این کشور توضیحاتی ارائه داد. این موضوع نشان میدهد که چین هم به اندازهی ناسا و اسپیسایکس علاقهمند به حضور انسانی در مریخ است و یا دست کم ارزش تبلیغاتی برای چنین مأموریتهایی قائل است. سه گام تا مریخ چین امیدوار است که برنامهی ایجاد پایگاه مریخ را با انجام مأموریت آوردن نمونه و همچنین مأموریتهایی برای یافتن بهترین مکان پایگاه، در اوایل تا میانهی دههی ۲۰۳۰ میلادی آغاز کند. گام بعدی هم یک مأموریت سرنشیندار خواهد بود که شامل فرستادن بستر اولیهی پایگاه مریخی میشود. چین امیدوار است تا با استفاده از انرژی هستهای امکان سفر انسان به مریخ را فراهم کند. بدین ترتیب نخستین مأموریت سرنشیندار چین احتمالا در سال ۲۰۳۳ میلادی انجام خواهد شد و سرانجام این کشور امیدوار است تا در اوایل دههی ۲۰۴۰ یک ناوگان باری بزرگ برای آغاز توسعهی گسترده در سیارهی سرخ ایجاد کند. علاوه بر مأموریت مریخ، وانگ حتی به طرحی با عنوان «نردبان آسمانی» هم اشاره کرد که نوعی آسانسور فضایی محسوب میشود و میتواند تنها با ۴ درصد هزینههای فعلی، بار و خدمه را به ماه ببرد. طرحی که شامل یک نانولولهی کربنی به فضا پیش از پرتاب به سمت ماه است. شاید این ایدهها هماکنون بلندپروازانه بهنظر برسند و شبیه داستانهای علمی-تخیلی باشد اما اگر به مأموریتهای فضایی موفق این کشور در سالهای اخیر، از جمله فرستادن سطحنورد به ماه و مریخ و همچنین ساخت ایستگاه فضایی در مدار زمین توجه کنیم، شاید برای تحقق کاوش انسانی در مریخ هم برنامههای جدی داشته باشد.
ایجاد شده: 7/تیر/1400 آخرین ویرایش: 7/تیر/1400 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز و به نقل از دنیای اقتصاد، نزدیک به یکسال و نیم پس از شیوع ویروس کرونا و تبعات آن بر صنعت گردشگری، ولی تیموری معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» برای اولینبار از میزان خسارتهای واردشده بر این صنعت سخن گفت و آن را تا پایان سال ۱۳۹۹ بالغ بر ۳۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرد. او همچنین در این گفتوگو از چهار گام دولت در یکسال و نیم گذشته برای احیای نبض سفر خبر داد و آنها را صدور مجوزهای سفرهای اضطراری مانند تجارت، زندگی و باز شدن مرزها برای گردشگران سلامت، چانهزنی برای ورود گردشگران خارجی با تست منفی(که البته محقق نشد) و در نهایت موفقیت در اقناع کمیته امنیتی انتظامیاجتماعی ستاد ملی کرونا برای ورود گردشگران واکسینه شده یا دارای تست منفی دانست. تیموری همچنین درخصوص چرایی ممنوعیتهای سفرهای داخلی با وسیله نقلیه شخصی و در مقابل آن عدمایجاد محدودیت برای وسایل حملونقل عمومی استدلالهایی را مطرح کرد و درباره فعالیتهای انجام شده در مجموعه تحت مدیریتش برای دوره پساکرونا توضیحاتی داد. از دغدغههای فعالان حوزه گردشگری این روزها تصاحب بازار گردشگری ورودی ایران توسط کشورهای همسایه با ممنوعیت سفر توریستهای خارجی به کشور است. آنها میگویند با توجه به اینکه این گردشگران واکسن دریافت کرده و تست منفی هم دارند، چرا نمیتوانند به ایران سفر کنند؟ باید ابتدا به این نکته اشاره کرد که نهتنها ایران بلکه تمام کشورهای دنیا با بروز پاندمی و شیوع ویروس کرونا در یک شرایط فوقالعاده قرار گرفتهاند که کسبوکارها هم از آن متاثر شده است، از اینرو ما طبیعتا نمیتوانیم همان رفتاری را که پیش از کرونا داشتیم ادامه دهیم. ویروس کرونا باعث شد برای اولینبار در صنعت گردشگری تمام ایرلاینها در جهان زمینگیر و متحمل خسارتهای سنگین شوند. اگر تا پیش از شیوع این ویروس در دنیا مباحثی مانند جهانی شدن و برداشته شدن مرزها مطرح میشد با پاندمی کشورها در سطح گستردهای موانعی را برای ورود و خروج اتباع خود گذاشته و بهشدت از مرزهای خود مراقبت میکردند و همین امر رفتوآمدها را با اختلال مواجه کرد. گردشگری صنعتی است که بیش از سایر کسبوکارها از شیوع این ویروس آسیب دید، اگر در برخی مشاغل نیاز به جابهجایی نبود و میشد با فناوری آنها را انجام داد، توریسم به عنوان صنعتی انسانمحور که مبتنی بر تعاملات انسانی و جابهجایی است، نمیتوانست به روال سابق خود باقی بماند، زیرا هرگونه جابهجایی به امری خطرآور بدل شد که متخصصان تاکید داشتند باید آن را محدود و بهشدت کنترل کرد. همین موضوع در یکسال و نیم گذشته سبب بسته یا محدود شدن ۸۵ درصد مقاصد گردشگری شد و معدود مناطقی هم با مجموعهای از پروتکلها با حساسیتهای فراوان گردشگر داشتند. بنابراین زمانی که درباره ایران و چالشهای پیش روی آن صحبت میکنیم آن را باید در مجموعه مشکلات پیش روی این صنعت در عرصه جهانی در نظر بگیریم. با اعلام شیوع کرونا در ایران در اسفند سال ۱۳۹۸ براساس مصوبه ستاد ملی کرونا بلافاصله مرزها بسته و رفتوآمد اتباع خارجی هم ممنوع شد. البته بعد از مدتی برای موارد اضطراری مجوزهایی صادر شد تا کسانی که برای تجارت، زندگی یا برنامههایی که با تایید و تصویب ستاد ملی کرونا همراه بود بتوانند سفر کنند که آنها نیز اقسامی ازگردشگری است. ما در دوره شیوع کرونا بهدنبال پیگیری این موضوع هستیم تا بتوانیم محدودیتها را در این حوزه کاهش دهیم و با ملاحظه تجربههای جهانی بهویژه کشورهای اطراف دفاعیههای خود را به ستاد ملی کرونا ارائه دادهایم. (در این مدت شاهد بروز و جهشهای متوالی ویروس کرونا با منشأ کشورهایی مانند چین، انگلیس، هند و... بودهایم و همین موضوع باعث سختگیری در ترددهای بینمرزی شد). در رایزنیهایی که با وزارت امورخارجه، وزارت بهداشت، وزارت راهوشهرسازی و دستگاههایی که در موضوع ورود گردشگران مسوولیت داشتند، انجام دادیم این ممنوعیت مطلق تعدیل شد و موفق شدیم در گام اول برای کسانی که به شکل انفرادی برای تجارت و سایر مشاغل وارد کشور میشدند مجوزهای لازم را بگیریم. به این ترتیب برای چنین افرادی همکاران ما میتوانستند بلیت تهیه کرده و هتل رزرو کنند. در گام بعدی ما برای حوزه گردشگری سلامت وارد رایزنی شدیم و نظر موافق ستاد را کسب کردیم. ایران یک مقصد جذاب برای توریستهای سلامت است. پیش از کرونا برخی گردشگران این حوزه با پزشکان ایرانی وارد فرآیند درمان شده بودند و نمیتوانستند آن را یکباره متوقف کنند، نمونه آن یک بیمار مبتلا به سرطان که باید دو هفته یکبار شیمی درمانی شده یا معالجات خود را پیگیری کند. صدور مجوز برای ادامه کار گردشگری سلامت باعث شد ۲۷۰ آژانس ما در این حوزه مشغول بهکار بمانند و هر آژانس هم میتوانست ۶۰ گردشگر وارد ایران کند. البته بخشی از گردشگران سلامت بیماران هستند و بخش دیگر آن همراهانشان. بنابراین همانطور که ملاحظه میکنید در همین دوره پاندمی و کرونا که صدور ویزای توریستی ممنوع بود در دو قالب گردشگران تجاری و سلامت ما شاهد ورود توریستها به ایران بودیم که خدمات مناسبی هم به آنها داده شد. از سوی دیگر ما با این هدف که چراغ بنگاههای ما خاموش نشود دو بار در کمیتههای تخصصی درخواست کردیم که سفرهای ورودی به ایران با رعایت پروتکلها و تحت نظارت آژانسها دوباره برقرار شود که متاسفانه تایید نشد. چرا زمانی که گردشگرانی واکسن دریافت کرده و تست منفی هم دارند نمیتوانند به ایران سفر کنند؟ واکسن کرونا یک مساله جدید است که به یکی، دو ماه اخیر بازمیگردد. تا پیش از این فقدان واکسن باعث ترس و هراس از ورود گردشگرانی میشد که میتوانستند انواع جدید ویروس را به کشور وارد کنند. در همین راستا بود که ما هم تمرکزمان را روی سفرهای داخلی گذاشتیم تا بتوانیم مجوزهای لازم را برای آنها دریافت کنیم و نمونهاش تعطیلات نوروز ۱۴۰۰ بود که دیدید چقدر ما را به حاشیه بردند. بعد از تعطیلات ما روی فاز بعدی متمرکز شدیم تا از ستاد ملی کرونا مجوزهای لازم را برای ورود توریستهای خارجی بگیریم، با واکسینه شدن شهروندان در برخی کشورها، استدلال ما هم در ستاد این بود که بخشی از شهروندان کشورهای مختلف واکسینه شده و میتوانند سفر کنند. البته فراموش نکنید مساله پاسپورت واکسن همچنان یک بحث جدید است و در اتحادیه اروپا هم این شیوه از گردشگری از ابتدای تابستان آن هم برای کشورهای عضو منطقه شینگن اجرا میشود. بنابراین ما همزمان با باز شدن مرزهای کشورها برای شهروندانی که واکسن دریافت کرده یا تست منفی دارند مذاکراتی را با وزارتخارجه، ستاد ملی کرونا و... داشتیم که در نهایت آنها مجاب شدند آرام آرام و با رعایت پروتکلها فضا برای ورود این گردشگران باز شود. همین هفته گذشته هم در کمیته امنیتی انتظامیاجتماعی ستاد ملی کرونا دستورالعمل مربوط به ورود و خروج گردشگران خارجی به تصویب رسید که به ستاد ملی کرونا میرود و بعید است مشکلی داشته باشد. در این صورت با رعایت پروتکلهای خاص و یکسری شرایط نظیر تست کرونا و واکسن ورود این گردشگران آزاد میشود. البته مبنای اصلی درباره سفر به ایران تست منفی کرونا است و بهنظر میرسد ما همزمان با اولین مقاصد دنیا بازگشایی مرزها را خواهیم داشت. یکی از انتقادهایی که به وزارت متبوع شما وارد میشود این است که در سایر کشورها در دوره پاندمی تاکید روی گردشگری داخلی قرار گرفت، درحالیکه در ایران برنامه روشنی برای این حوزه وجود نداشت و گردشگری داخلی هم به محاق رفت و دستاندرکاران این حوزه دچار خسارت شدند. آیا این نقد را به مجموعه تحت مدیریتتان وارد میدانید؟ من مخالف این نقد هستم و با دلیل و سند میگویم اینطور نیست. ما از ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۹ سفرهایمان را شروع کردیم و تنها در دو ماه اول یعنی در اسفند ۱۳۹۸ و فروردین ۱۳۹۹ که ابتدای ورود کرونا به ایران بود شاهد رکود بیشتر در این حوزه بودیم. در شهریور ۱۳۹۹ حتی ما با پیک گردشگری مواجه بودیم، بنابراین مشابه سایر کشورها، گردشگری داخلی در ایران هم رونق داشت. ممکن است بهواسطه حساسیتهای بیشتر مردم تعداد سفرها کاهش پیدا کرده باشد و مسوولان وزارت بهداشت در برهههایی با ظهور موجهای کرونا موانعی را برای سفرهای انبوه در نظر بگیرند اما این به معنای ممنوعیت کامل سفر نبوده است. در هیچ کشوری هم صنعت توریسم رونق پیش از کرونا را ندارد و میتوانم بگویم اتفاقا ما خیلی زود جریان سفر داخلی را شروع کردیم و عدهای هم بابت این موضوع از ما انتقاد میکنند. ما در فروردین ۱۳۹۹ پروتکلها و دستورالعملهای مرتبط با تاسیسات گردشگری، تورها و راهنمایان را تهیه کرده و در ستاد ملی کرونا به تصویب رساندیم. پس از تصویب و ابلاغ، دورههای آموزشی برای فعالان گردشگری اجرا شد زیرا نهتنها راهنمایان و سایر دستاندرکاران در معرض این ویروس هستند بلکه آنها میتوانند مشتریان خود را هم مبتلا کنند، در این راستا ما به آنها آموزش دادیم که چطور هم از خودشان و هم از دیگران در برابر این ویروس حفاظت کنند. علاوه بر اینها ما توانستیم با استدلالهایی که داشتیم گردشگری را از گروه سوم مشاغل که حتی با زرد شدن یک مقصد، کسبوکارهای گردشگری در آن تعطیل میشد، به گروه اول بیاوریم. یعنی همانطور که داروخانه و سوپرمارکت و نانوایی باز است، هتلها، اقامتگاهها و سایر مراکز گردشگری هم باز بودند. شما از باز بودن هتلها و اقامتگاهها صحبت میکنید اما زمانی که با منع تردد مواجه میشویم عملا کسی نیست که بخواهد از خدمات هتل یا اقامتگاه استفاده کند. در زمان اعمال محدودیتها، حملونقلهای عمومی انجام میشود و گردشگرانی که با تور یا وسایل حملونقل عمومی سفر میکنند میتوانند از این مراکز استفاده کنند. اتفاقا اصل مشتریهای ما از این طریق هستند. زیرا اغلب کسانی که به شکل انفرادی سفر میکنند محل اقامتشان یا چادر است، یا منزل اقوام یا پارک و مدرسه. اما زمانی که گردشگر از طریق تور و دفاتر خدمات مسافرتی اقدام میکند محل اقامتش هم یک مکان رسمی است. پیش از کرونا هم که بخش اعظم مردم در تعطیلات سفر میکردند ضریب اشغال هتلهای ما به ۵۰ درصد میرسید بهواسطه اینکه مردم اماکنی مانند پارک و مدرسه و منزل اقوام را ترجیح میدادند، بنابراین با محدودیت سفرهای انفرادی، تورهای گردشگری مورد اقبال بیشتری قرار میگیرند. آیا در واقعیت هم در زمان اعمال محدودیتهای سفر تورها با استقبال بیشتری مواجه شدند؟ آیا در عمل شاهد نبودیم که وسایل حملونقل عمومی پروتکلها را رعایت نکرده و رزروهای انجام شده اقامتگاهها و هتلها هم با بسته شدن جادهها به روی سفرهای انفرادی کنسل شدند؟ من بهعنوان متولی گردشگری باید به فکر همکارانم باشم. از نظر من سفری قابل نظارت است که در زنجیره تامین خدمات رسمی ما جریان داشته باشد. در این زنجیره آژانس مکلف است برای هر تور یک راهنما داشته و برای اقامت یک محل رسمی در نظر بگیرد. ما در معاونت گردشگری بهدنبال توسعه چنین سفرهایی بودیم و برای آنها هم مجوزهای لازم را گرفتیم. در نظر داشته باشید در این شرایط شما اگر سفر را آزاد هم بگذارید بسیاری ترجیح میدهند مسافرت نکنند چون از ابتلا به کرونا میترسند و نمیخواهند بیمار شوند. از همین روست که ما دنبال سفر برنامهریزیشده هستیم و سفرهای انبوه در داخل زنجیره تامین خدمات اصلی ما نمیگنجند. این سفرها تنها باعث مشکلاتی پیشروی این صنعت میشوند، در مقابل ما باید از سرمایهگذاریهای رسمی حمایت کنیم. درحالحاضر همچنان درحال متقاعدسازی مسافران هستیم که آنها به این زنجیره خدمات ایمن که در آنها پروتکلها رعایت میشود تمایل نشان دهند. درباره عدم رعایت پروتکل در وسایل حملونقل عمومی که گفتید ما هم آن را قبول داریم اما در ستاد ملی کرونا حجم سفرها را در نظر میگیرند. اینکه تعداد کسانی که با وسیله شخصی سفر میکنند چند نفر هستند و کسانی که از این وسایل استفاده میکنند چند نفر! از نظر آنها زمانی که محدودیتهای سفر ایجاد میشود تعداد کمتری مسافرت میکنند. ما در این راستا دنبال این بودیم که منافع بخش گردشگری لحاظ شود و از این رو توانستیم آنها را متقاعد کنیم تا در این ایام مراکز گردشگری باز بمانند. اینکه در این دوره کمتر تاسیسات گردشگری منفعت بردند طبیعی است زیرا بالاخره مردم بهواسطه شیوع این ویروس نگرانیهای جدی دارند و از طرف دیگر هم مسوولان مدام تاکید دارند که مردم سفر نروند. علاوه بر آن تا پیش از شیوع کرونا فرهنگ سفر گروهی ما عموما مرتبط با سفرهای خارج از کشور بود و سفرهای داخلی معمولا از طریق انفرادی انجام میشد، کرونا باعث شد با ایجاد محدودیتها با توسعه سفرهای گروهی مواجه باشیم. از این روست که من موافق نیستم سفرهای داخلی در ایران برخلاف دنیا توسعه نداشته، میتوان اینطور گفت که ما به سمت تورهای برنامهریزیشده رفتهایم و ایجاد محدودیتها هم تنها منحصر به ایران نیست، در ترکیه کشور همسایهمان در مواردی شاهد تعطیلی تمام مراکز در ایام پیک شیوع ویروس بودیم و ما هم مشابه دیگران تلاش میکنیم این ویروس را کنترل و مدیریت کنیم. آیا برآوردی از خسارتهای وارده به صنعت گردشگری در دوران کرونا وجود دارد؟ چند اقامتگاه، آژانس و... تعطیل و چه تعداد نیروی انسانی در این حوزه تعدیل شده است؟ در آسیا و اقیانوسیه ۸۵ درصد گردشگران بینالمللی کاهش داشته است یعنی اگر پیش از شیوع کرونا ۱۰۰ نفر سفر میکردند این رقم به ۱۵ نفر رسیده است. بنابراین خسارتهای وارده به صنعت گردشگری در ابعاد جهانی است و نگاه ما به این چالش باید در سطح بینالمللی باشد. در ایران هم فعالیتهای حوزه صنعت توریسم کاهش پیدا کرده و همچنین با پروتکل و شرایط ویژهای انجام شد که رکود در کسبوکارهای مرتبط را به همراه داشت. براساس آمارها و مستنداتی که از استانهای مختلف داریم از ابتدای شیوع کرونا تا پایان سال ۱۳۹۹ به این صنعت چیزی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان خسارت وارد شده است. این خسارتها در دو بخش دستهبندی میشوند. یک بخش از آنها به ضررهایی برمیگردد که هتلها، اقامتگاه و... بهواسطه محدودیتهای سفر متحمل شدند. این موضوع بهویژه درباره نوروز ۱۳۹۹ بیشتر بود. به این معنا که هتلدار یا صاحب اقامتگاه موادغذایی برای مسافران خود خریداری کرده بود و با کنسلی تورها و مسافران متضرر شد. علاوه بر آن زمانی که هتل باز است، باید بدون داشتن میهمان، هزینههای مرتبط با آب، برق، سرمایش، گرمایش، نیروی انسانی، فضای سبز و... را بپردازد که تمام اینها برایش ضرر است. بخش دیگر این خسارتها به عدم تحقق عملکرد برمیگردد. در این حالت با فرض داشتن گردشگر و شرایط مشابه پیش از کرونا، یک فعال حوزه کسبوکار توریسم میتوانست درآمدی داشته باشد که با محدودیت سفر و کاهش تعداد گردشگران این درآمد را از دست داده است. در کشور ما مجموع این خسارتها با پرسش از بخشخصوصی به ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. اما درباره تعداد بیکاران عدد دقیق را وزارت کار در اختیار دارد. در حوزه گردشگری بهواسطه ماهیت این صنعت برآورد تعداد افرادی که کارشان را از دست دادهاند دشوار است. زیرا ما شاهد حضور شاغلان فصلی در این صنعت هستیم، به عنوان مثال یک هتل ممکن است در زمان معمول ۱۰ کارمند داشته باشد و در نوروز و پیک سفرها به یکباره این عدد به ۵۰ نفر افزایش پیدا کند یا راهنمایان گردشگری که در این دوره تعداد زیادی از آنها با چالشهای شغلی مواجه شدند. همانطور که گفتم در دنیا سفر و گردشگری ۸۵ درصد کاهش داشته و به تبع آن راهنمایان هم با رکود بیسابقهای در کارشان مواجه شدهاند بهویژه در حوزه گردشگری ورودی که بخش بزرگی از راهنمایان ما در این حوزه مشغول بهکار بودند. وزارت گردشگری در این یکسال و نیم چه ایدههایی را برای توسعه گردشگری در دوران پساکرونا پیاده کرده است؟ ما در دوره کرونا با یک وضعیت متناقض روبهرو بودیم. به این ترتیب که درحالیکه میخواستیم سفر با تور را تبلیغ کنیم براساس مصوبات ستاد کرونا نمیتوانستیم سفر را تبلیغ کنیم. در چنین وضعیتی اگر میلیاردی هم با صداوسیما قراردادی بسته میشد آنها نمیتوانستند تور یا سفر را تبلیغ کنند. در این شرایط ما بهدنبال آماده کردن بسترها رفتیم و اینکه محتواهایمان را به سمت دیجیتالی شدن ببریم و در سبک تبلیغاتمان هم بازنگری داشته باشیم. همین موضوع هم باعث شد محتواهای بازاریابی و تبلیغات ما دیجیتالمحور شود و از شبکههای اجتماعی و وبسایتها استفاده کنیم. در این یکسال و نیم دادهها و اطلاعات ما به روز شد و توانستیم کلیپهای ۳۶۰ درجه باکیفیت از ظرفیتهای گردشگریمان تهیه کنیم. همچنین از آنجا که برنامه ما روی توزیع سفر بود، به سمت تنوعبخشی محصولات حرکت کرده و درباره هر کدام از انواع گردشگری مانند گردشگری روستایی، تاریخی، فرهنگی، سلامت و... محتواهایی تهیه شد. در این دوره همچنین آرشیوهای ما به روز شده و از سنتی به دیجیتالی تبدیل شدند. علاوه بر آن تا پیش از این ما یک پرتال اطلاعرسانی گردشگری نداشتیم اما اکنون یک پرتال رسمی پنجزبانه در اختیار داریم و استانهایمان هم پرتال دوزبانه دارند. از اینرو میتوانم در جمعبندی بگویم که ما از این فرصت زمانی برای دقیق کردن اطلاعات خود، تهیه پکیجهای استاندارد برای انواع مشتری اعم از ویآیپی، متوسط و... برنامههای بازاریابی و چگونگی کمک گرفتن از بخشخصوصی استفاده کردیم.
ایجاد شده: 2/تیر/1400 آخرین ویرایش: 2/تیر/1400 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از گاردین، بسیاری از افراد استدلال میکنند که گذرنامههای کووید ـ تأییدیههایی که نشان میدهد آیا کسی واکسن زده یا نتیجه تست کرونایش منفی بوده یا به کووید ایمنی دارد ـ راهگشا نیست. ما در آخرین گزارشی که در انجمن سلطنتی لندن منتشر کردهایم، نتیجه گرفتهایم که این گذرنامهها در بعضی موارد میتوانند راهحل معقولی باشند اما فقط اگر با معیارهای مشخصی منطبق باشند. اصل مطلب این است که این گذرنامهها چطور و کجا به کار روند. در مورد سفرهای بینالمللی، که زیرساختهای تست کووید و سیستم «کارت زرد» در حال حاضر به راه افتاده است، گذرنامه کووید اقدامی منطقی به نظر میرسد. دولت بریتانیا نیز گذرنامه کووید را دستکم برای گردهماییهای بزرگ مثل مسابقات ورزشی در دستور کار قرار داده است. اوایل ماه آوریل امسال، وقتی تیم ورزشی «تگزاس رنجرز» در استادیوم بیسبالی که تمام بلیتهایش فروخته شده بود بازی میکرد، ما نگاهی انداختیم به اینکه وقتی درهای استادیومها بدون محدودیت باز میشود چه اتفاقی میافتد: هیچ فاصلهگیری اجتماعیای انجام نشده بود و تعداد کمی از افراد ماسک زده بودند ـ همه این اتفاقات هم در زمانی رخ میداد که ابتلاها اوج گرفته بود و فقط گروه کمی از جمعیت کشور دوز دوم واکسن را دریافت کرده بودند. گذرنامه کووید وقتی میتواند در رویدادهای بزرگ به کار بیاید که در کنار سایر اقدامات همچون تهویه هوا و فاصلهگیری اجتماعی و تست ابتلا و سیستم رهگیری مبتلایان انجام شود. اما در این صورت هم باید معیارهای مشخص ایمنی و ابتلا در مورد آن لحاظ شود. برای اینکه نشان بدهیم آیا کسی به کووید مبتلاست چهار راه وجود دارد: تأییدیه واکسیناسیون یا نتیجه تست PCR، تست تشخیص سریع LFT یا تست آنتیبادی است. ما در گزارشمان نتیجه گرفتیم که فقط تأییدیه واکسیناسیون یا نتیجه تست PCR میتواند معیار مناسبی برای صدور گذرنامه کووید باشد. دلیلش این است که تستهای آنتیبادی معیار معتبری برای ابتلا نیست و تست LFT برای تشخیص ابتلا در افرادی که مبتلا هستند اما میزان کمی از ویروس در بدنشان هست مؤثر نیست. این تست دوم بهخصوص زمانی میتواند نامعتبر باشد که توسط یک متخصص گرفته نشده باشد. دولت بهدرستی خطقرمزهایی را برای خود در نظر گرفته است. تأییدیه واکسن هیچوقت برای خدمات اساسی مثل سوپرمارکتها و حملونقل لازم نیست. ولی ورود به درگاههای غیرضروری ازجمله رستورانها و کافهها جایی است که این معیار را باید در نظر گرفت. نخستوزیر بریتانیا اخیراً گفته است که دیوارهای بین مردم در کسبوکارهای برچیده خواهد شد بدون اینکه بگوید کجا گذرنامههای سلامتی لازم خواهد بود. اما صاحبان کسبوکارها ممکن است احساس کنند حکومت در عوض اینکه دیوارها را بردارد، دارد خودش را بهجای دیوارها مینشاند. هیئت وزیران ممکن است بخشی از مسئولیت اجرای گذرنامه کووید را بر عهده برخی از کسبوکارها بیندازند ولی این کار در مسایل حقوقی و اخلاقی گیر خواهد کرد. برای نمونه، کمیسیون فرصتهای برابر اشتغال در آمریکا اخیراً به کسبوکارها اطلاع داده است که اگر کارمند یا کارگری نتواند بهعلت معلولیت یا عقاید مذهبی واکسن بزند و کسبوکار قادر نباشد اقدام بیشتری برای او بکند، از نظر قانونی مجاز است که آنها را از مجموعه نیروهای کار خود کنار بگذارد. اینها فقط چند مورد از مواردی است که گذرنامههای کووید با آن روبهرو خواهند شد. ضروری است اطمینان حاصل شود از اینکه گذرنامه کووید نابرابری را ایجاد نمیکند یا آن را وخیمتر نمیسازد، بهویژه در بین کسانی که شاید برای تستدادن یا واکسیناسیون تعلل میکنند. این گذرنامهها سؤالاتی را نیز از فناوریای که به کار میبرند و ابعاد دادهای که جمع میکنند به وجود میآورند. آیا این گذرنامهها در امتداد ابزارهای مختلف و اپلیکیشن وزارت بهداشت کار میکنند؟ چطور میشود از جعل گذرنامه کووید جلوگیری کرد؟ و این گذرنامهها چطور میتوانند تضمین کنند که دادههای افراد امن میماند؟ دولت نیز باید روشن سازد که آیا مایل است این گذرنامهها طلیعه تولد نظام بهداشت دیجیتال باشد یا اینکه مثل آنچه در کشورهایی مثل دانمارک اعمال شده، تأییدیههای کووید فقط گذرنامههایی است که بهزودی اطلاعات آن پاک خواهد شد. همه اینها سؤالاتی است که بهروشنی باید به آنها پاسخ داده شود. تأییدیههای کووید میتواند به اطمینان جوامع از سلامتی مردم بیفزاید اما فقط وقتی که آنها معیارهای لازم را رعایت کرده باشند. دو نوع گذرنامه واکسیناسیون ویروس کرونا در بریتانیا اولین کمپین ایمنسازی دستهجمعی در جهان برای محافظت در برابر کووید ـ 19 با استفاده از واکسنهایی است که در پاسخ به دنیاگیری کووید-۱۹ در بریتانیا ساخته شدهاست. واکسیناسیون از ۸ دسامبر ۲۰۲۰ آغاز شد. این دو واکسن که در حال حاضر استفاده میشود با مشارکت فایزر و بیوانتک (واکسن فایزر ـ بیوانتک) و دانشگاه آکسفورد و آسترازنکا (واکسن آکسفورد ـ آسترازنکا) ساخته شده است. سومین مورد تأیید شده اما هنوز اجرایی نشده توسط مدرنا (واکسن مدرنا) ساخته شد. تا تاریخ ۷ فوریه ۲۰۲۱، پنج واکسن دیگر کووید ـ 19 بهسفارش این برنامه در مراحل مختلف توسعه وجود دارد. در این برنامه براساس سن، مرحله یک از عرضه آسیبپذیرترین افراد است. دریافت دوزهای دوم به تأخیر انداخته شد تا افراد بیشتری بتوانند اولین دوز خود را دریافت کنند. هدف برای دادن هر دوز به ۱۵ میلیون نفر در چهار گروه اولویت اول تا اواسط فوریه ۲۰۲۱ اعلام شد و در ۱۴ فوریه این امر محقق شد. تا ۱۵ آوریل به پنج گروه بعدی واکسن داده شد، به این معنی که در آن زمان ۳۲ میلیون دوز تجویز شد. محل واکسیناسیون شامل اقدامات پزشک عمومی، خانههای مراقبت و داروخانهها و همچنین بیمارستانها است. باید گفت که دولت در بحث درباره اینکه در این همهمه کووید چه چیزی خوب است یا نه، گذرنامه سلامتی یا گذرنامه واکسن را هم در مقام یک راهکار ارایه کرده و بحث درباره آن بالا گرفته است. طبیعی است که مثل هر بحث دیگری، بخشی از مردم با آن موافقاند و برخی مخالفاند. تأییدیههایی که به مردم اجازه میدهد وارد مکانهای شلوغی شوند که احتمال ابتلای آنها به کووید زیاد است، میتواند به دو صورت صادر شود: گذرنامه کووید که نشان میدهد نتیجه تست اخیر کرونای فرد چه بوده و گذرنامه واکسن که نشان میدهد فرد واکسن زده است. بیاییم روی گدرنامه واکسن متمرکز شویم. اول یک تمایز اساسی را در نظر بگیریم: یک دنیا تفاوت هست بین نیاز به واکسنی که برای فعالیتهایی که بهنظر اساسی نمیآیند زده میشود و نیاز به واکسنی که برای انجام فعالیتهای روزمره لازم و اساسی است. در مورد اول، واکسیناسیون یک امر انتخابی است اما در مورد دوم، واکسن زدن یک اقدام بهشدت واجب است. وقتی افراد میبینند که واکسن یک امر ضروری برای انجام فعالیتهیا اجتماعی روزمره است (رفتن به کافه، یا حتی رفتن به سر کار) دو پیامد برایشان پیش میآید: آنهایی که واکسن نمیزنند، عملاً از جامعه حذف میشوند. آنها این حذف اجباری از جامعه را به این چشم میبینند که دارند کنترل میشوند و مجبورشان میکنند که واکسن بزنند. واکسیناسیون میتواند کاری قلمداد شود که توسط مردم و برای مردم انجام میشود. در عوض، واکسن میتواند چیزی باشد که از یک نهاد خارجی بر مردم تحمیل میشود ـ و بنابراین مقامات سیاسی و همچنین بهداشتی با انجام آن و در چشم مردم در نقش یک «دیگری» ظاهر شوند. تمام این مسایل میتواند در مردم خشم ایجاد کند و مردم را به این نقطه برساند که با نرفتن زیر بار واکسن دوباره استقلال و خودمختاریشان را به دست آورند. این خودش به اندازه کافی بد است ولی وقتی که مثل یک شکاف بین افرادی که واکسن زدهاند و آنهایی که واکسن نزدهاند رفتار کند، سنگ مشکلات در چاهی میافتد که بیرونآوردن آن کار بسیار دشواری خواهد بود. این شکاف هم تصادفی نیست: بهروشنی نمودار شکاف اجتماعی موجود است. در بریتانیا، کسانی که رابطه بدتری با مقامات دارند، نرخ واکسیناسیون کمتری هم دارند. افزایش فقر رابطه محکمی با کاهش واکسیناسیون دارد. اقلیتهای قومی، بهخصوص سیاهپوستان، نگرانیهای بیشتری بابت واکسنهای کووید دارند. آنها تجربه تاریخی دردناکی که داشتهاند، باید متقاعد شوند که واکسن بهنفع آنها و برای رفاه و سلامتی آنها عرضه شده است، نه برای کنترل آنها. گذرنامههای سلامتی میتواند اهمیت واکسن را تحتالشعاع قرار دهد و نگرانیهایی را به وجود بیاورد که اقلیتهای قومی براساس تجربه تاریخی خود در زدن آن تأمل و تعلل کنند. آنها همچنین روایت افراد هوادار جنبشهای ضد واکسن را پیش میبرند، جنبشهایی که هوادارانشان میگویند در واکسیناسیون بیش از آنکه سلامتی مطرح باشد، بحث کنترل افراد اهمیت دارد. زدن واکسن توسط اکثریت جامعه یک امر مهم و حیاتی است و برای اینکه بیماری کنترل شود باید بخش اعظمی از مردم آن را زده باشند اما چنین روایتهایی از واکسن که تعداد چشمگیری از افراد را بدبین میکند و از سیاستهای رسمی دور میکند، باعث میشود خیلی از آنها در مقابل واکسن زدن مقاومت یا تعلل کنند و در نتیجه فوریت درمان بیماری با واکسن تحت تأثیر قرار بگیرد. بیعدالتی در واکسیناسیون بهاضافه گذرنامه واکسن به نژادپرستی واکسن تعبیر میشود. به همین علت است که ما باید فوراً کیتهای این گذرنامههای واکسن را کنار بگذاریم و در عوض، تجربیات سلامت عمومی که سالهاست به آن رسیدهایم: سلامت وابسته است به همکاری پایدار جامعه. گذرنامههای واکسن هم سلامت فیزیکی و هم سلامت جامعه ما را به خطر میاندازد.
ایجاد شده: 29/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش هنل نیوز، ابتدای اسفند ۱۳۹۸ هیچکس گمان نمیکرد اپیدمی و شیوع کرونا چنین دامنهدار و طولانی باشد، از این رو صاحبان هتلها گرچه ناچار به بازپرداخت هزینههای رزرو مسافرانی که برای تعطیلات نوروز برنامهریزی کرده بودند شدند اما امید داشتند چند ماه بعد بتوانند خسارتهای عید ۹۹ را جبران کنند. این درحالی بود که به گفته جمشید حمزهزاده رئیس جامعه هتلداران تا پایان این سال ضریب اشغال هتلها همچنان در حد ۵ و ۱۰ درصد باقی ماند تا به گفته او از زمان شیوع کرونا تا نوروز ۱۴۰۰ ضرر و زیان وارده به این صنعت به رقم ۱۵ هزار میلیارد تومان برسد. او میگوید: این رقم با گذشت دو و نیم ماه از سال جدید با یک افزایش دو هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی به ۱۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است. حمزهزاده میافزاید: هتلها در دوران کرونا به ظاهر باز هستند و این صنعت پویا بهنظر میرسد اما در واقعیت هتلها ماههاست تعطیل شدهاند. هتلداری که با ضریب اشغال ۵ تا ۱۰ درصد کار میکند اگر کارش را تعطیل کند ضرر و زیان کمتری را متقبل میشود اما آنها با امید به آینده با وجود خسارتهای روزانه کسبوکارشان را تعطیل نکردهاند. او در اینباره که چه تعداد هتل در این دوره تعطیل شدهاند به فقدان آمار اشاره و عنوان میکند: با وجود نداشتن آمار مدون و مستند، مشاهدات ما حکایت از آن دارد که در خراسان رضوی هتلداران بیش از سایر استانها دچار ضرر و زیان شدهاند. نایبرئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی مشهد هم پیشتر گفته بود که در مشهد به عنوان یکی از قطبهای گردشگری کشور هتلها با همان ظرفیت ۵ تا ۱۰ درصد فعالیت کرده و با افت رزرو خسارتهای زیادی به این صنعت وارد شده است. به گفته مژگان ثابت تیموری چنین وضعیتی باعث شده در این شهر آژانسهای مسافرتی هم با کمبود قابلتوجه تقاضا مواجه شده و از ۲۰ هزار کارمندی که در آژانسهای این شهر کار میکردند ۹۰ درصد از این شغل خارج شده و تنها ۱۰ درصد در آژانسها مشغول به کار هستند. علاوه بر آن در مشهد ۴۰۰ راهنمای گردشگری فعالیت میکردند که اغلب آنها نیز از این شغل خارج شده و بالاترین نرخ بیکاری را در گردشگری این شهر به خود اختصاص دادهاند. حمزهزاده در اینباره که بستههای حمایتی که برای بقای صنعت هتلداری ارائه شدند، چقدر کارآیی دارند، میگوید: ما دو بسته حمایتی داشتیم که بیش از پیش به چالشهای پیش روی هتلداران افزوده است. در یکی از آنها موضوع امهال مالیاتی مطرح شده بود و براساس آن هتلداران میتوانستند مالیات خود را بهصورت اقساط بپردازند اما زمانی که صاحبان هتلها برای مفاصا حساب مراجعه کردند متوجه شدند که مشمول ۱۰ درصد جریمه شدهاند. این موضوع در مورد بیمه کارکنان هم اتفاق افتاد و آنها مشمول دو درصد جریمه شدند. علاوه بر این در موضوع حاملهای انرژی هم سازمانهای درگیر کوچکترین توجهی به وضعیت صنعت گردشگری نداشتند و در مواردی سختگیریها برای ما بیشتر شد. به این ترتیب اگر پیشتر صاحبان هتل میتوانستند هزینه برق را با یک ماه تاخیر بپردازند حال با سه روز تاخیر برق مجموعهشان قطع میشود. رئیس جامعه هتلداران درباره وامی که مشمول هتلداران میشد هم به سود ۱۲ درصدی این وام اشاره کرده و میافزاید: با رکود قابلتوجهی که در صنعت توریسم مواجهیم این وام مورد استقبال صاحبان هتل قرار نگرفت. او از دیگر معضلهای این روزهای هتلداران را چالش قطعی برق میداند و میگوید: به هتلداران هشدار داده شده که باید مصرف برقشان را به حداقل برسانند در غیراینصورت هزینههایشان تصاعدی محاسبه خواهد شد. این هشدار درحالی صورت میگیرد که هتلدار نمیتواند مثلا روشنایی هتل یا راهروها را خاموش بگذارد. کدام هتل سه، چهار یا پنج ستاره لابی تاریک و خاموش دارد، لامپهای طبقات هم باید روشن باشد و سیستم سرمایشی کار کند، هتلدار موظف است حتی با وجود تعداد محدود مسافر همه این موارد را لحاظ کند و در مقابل متولیان بدون در نظر گرفتن چنین ملزوماتی به هتلدارانی که بیش از یکسال است متحمل خسارتهای فراوان شدهاند هشدار میدهند. حمزهزاده درباره تاثیر ممنوعیت سفرهای داخلی بر صنعت هتلداری عنوان میکند: اگر این سفرها با رعایت پروتکلها برقرار بود هتلها میتوانستند بخشی از زیانهای خود را جبران کنند،در مقابل شاهد بودیم که ممنوعیتها، باعث شده ضریب اشغال و درآمد هتلها بهشدت کاهش پیدا کند. نمونه اخیر آن به تعطیلات خرداد بازمیگردد که هتلها از سوی مسافران رزرو شده بودند و با اعلام محدودیت سفر از سوی مسوولان، همه این رزروها کنسل و ضربهای دیگر به پیکر نحیف این صنعت زده شد. منبع : دنیای اقتصاد
ایجاد شده: 23/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 23/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ، مرزهای کشور از اسفندماه سال ٩۸ روی ورود گردشگران خارجی بسته شدهاست. سال گذشته، وزارت بهداشت، شرایطی را برای ورود توریستها به ایران اعلام كرد كه شامل داشتن گواهی سلامت به زبان انگلیسی و تست كووید ۱۹ (PCR) ٩۶ ساعت قبل از سفر به ایران بود. با این حال وزارت گردشگری تلاش كرد تا پروتكل جداگانهای برای حضور گردشگران خارجی در ایران تدوین كند و در مردادماه سال گذشته، روابط عمومی این وزارتخانه اعلام كرد:«پیشنویس پروتكل ورود گردشگران بینالمللی به كشور پس از تأیید نهایی ارگانهای فرابخشی مرتبط این هفته، برای ورود به مرحله اجرا و عملیاتی شدن، به ستاد ملی مقابله با كرونا ارسال میشود. با توجه به اینكه در چند ماه گذشته تهیه پروتكل ورود گردشگران بینالمللی با حضور مستمر معاون گردشگری كشور و مسئولان ارشد نهادهای فرابخشی مرتبط در دستور كار قرار گرفته بود، بنابراین طبق آخرین نشست تصمیم بر آن شدهاست تا پس از تأیید نهایی نمایندگان، متن نهاییشده پروتكل در ستاد ملی مقابله با كرونا مصوب و پس از آن به شكل رسمی و از طریق مجاری ذیربط در كشورهای مختلف اطلاعرسانی شود.» اكنون با نزدیكشدن به یك سالگی وعده تدوین پروتكل ورود گردشگران بینالمللی به ایران، هنوز زمان مشخصی برای رونمایی و ابلاغ آن پروتكل مشخص نشده، از سوی دیگر در طول سال گذشته، ویروس كرونا بارها جهش داشتهاست و گونههای جهشیافته این بیماری، همهگیری و كشندگی بیشتری از خود نشان میدهند. اكنون آغاز صدور ویزا برای گردشگران خارجی، میتواند زمینه را برای ورود نمونههای جهشیافته این ویروس كرونا به ایران را تسهیل كند! موضوعی كه وزارت میراث فرهنگی هنوز راهكاری برای جلوگیری از بروز آن ارائه ندادهاست
ایجاد شده: 22/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 22/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی ایران و آژانس فدرال گردشگری روسیه، این برنامه را با هدف اجرای مفاد «موافقتنامه میان دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت فدراسیون روسیه در زمینه لغو روادید سفرهای گروهی شهروندان جمهوری اسلامی ایران و شهروندان فدراسیون روسیه» منعقد شده در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۹۶ برای دوره زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ امضا کردند. توسعه همکاریهای بلند مدت سودآور متقابل میان شرکتهای گردشگری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه، توسعه همکاریهای درون منطقهای در حوزه گردشگری، تبادل اطلاعات مربوط به ارزیابی میزان پیشرفت در اجرای موافقتنامه و نیز تبادل منظم اطلاعات مربوط به امنیت گردشگران در قلمرو دو کشور از جمله بندهای این موافقتنامه است. دو کشور متعهد شدند به منظور صدور روادید گروهی، فهرست شرکتهای گردشگری معتبر را که در چارچوب موافقتنامه حق فعالیت دارند، با ذکر نام نهادهای هماهنگ کننده، شماره ثبت این شرکتها، اطلاعات تماس و همچنین نمونه مهرهای نهادهای هماهنگکننده و شرکتهای گردشگری را سالیانه با یکدیگر مبادله کنند. این موافقتنامه یک معاهده بینالمللی محسوب نشده و برای هیچ یک از طرفها تعهد و حقی را که براساس قوانین بینالمللی باشد ایجاد نمیکند و اجرای آن میبایست مطابق با مقررات دو کشور صورت پذیرد. هر گونه اختلاف ناشی از اجرا یا تفسیر این برنامه اجرایی، با مذاکره میان طرفین، از طریق مجاری دیپلماتیک، حل و فصل خواهد شد. این برنامه از تاریخ اجرای «موافقتنامه میان دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت فدراسیون روسیه در زمینه لغو روادید سفرهای گروهی شهروندان جمهوری اسلامی ایران و شهروندان فدراسیون روسیه» منعقده در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۹۶ شمسی، ۲۸ مارس ۲۰۱۷ میلادی، تا تاریخ ۳۱ دسامبر سال ۲۰۲۳ میلادی قابل اجرا است. " زارینا دوگوزووا " رئیس آژانس فدرال جهانگردی روسیه، بعد از امضای سند برنامه اقدام مشترک لغو روادید گروهی میان تهران-مسکو در گفت و گوی مطبوعاتی به همراه «علیاصغر مونسان» وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی تصریح کرد: لغو روادید باعث می شود که حجم زیادی از گردشگران روسی و ایرانی به داخل دو کشور تردد کنند که علاوه بر اینکه باعث شناخت و اشنایی با فرهنگ های غنی هم می شوند به تقویت بیشتر روابط دوستانه دو کشور خواهد انجامید. وی گفت: بر همین اساس هم ما هم طرف ایرانی گردهمایی ها، برنامه های آمادگی و دوره های آموزشی برای میزبانی از گردشگران برگزار کرده ایم تا گردشگران دو کشور بتوانند علاوه بر تردد راحت، از اقامت و سفر خوبی برخوردار شوند. رئیس آژانس فدرال جهانگردی روسیه اظهار داشــت: ما شرایطی را فراهم کرده ایم و خواهیم کرد که گردشگران مسلمان ایرانی اقامت خوبی را در روسیه داشته باشند و مثل خانه خود احساس راحتی کنند. وی افزود: صنعت توریسم باعث می شود مردم کشورهای ما بتوانند درباره فرهنک و تمدن همدیگر بیشتر آشنا شوند، از این رو گردشگران روسی به ایران سفر می کنند و با کشور شما بیشتر اشنا می شوند. وی گفت: تنها باید منتظر از بین رفتن شرایط کرونایی باشیم تا گردشگران دو کشور بتوانند بر اساس طرح لغو روادید گروهی به ایران و روسیه سفر کنند. خانم «زارینا دوگوزووا» تصریح کرد: در این مدت هم ما و هم همکاران ایرانی روی این طرح کار خواهیم کرد و نتایج را برای اجرای بهتر گردشگری به مقامات بالاتر ارجاع خواهیم داد و در اولین فرصت به صورت هماهنگ با ایران تردد گردشگران دو کشور به داخل مرزهای همدیگر اغاز خواهد شد. " علیاصغر مونسان " وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی نیز گفت: دو کشور عزم شان را برای توسعه گردشگری نشان دادند و هر دو طرف قبول داشتیم ظرفیت های خوبی بین دو کشور وجود دارد تا براساس آن بتوانیم روابط بین دو ملت را از طریق گردشگری افزایش دهیم. وی با بیان اینکه ایران سالانه ۱۰ میلیون گردشگر خروجی دارد، افزود: بازار گردشگری روسیه می تواند جذابیت های خوبی برای گردشگران ایرانی داشته باشد و همچنین اعتقاد داریم با توجه ظرفیت های خوب توریسم ایران، کشور ما هم بازار خوبی برای گردشگران روس می باشد. مونسان خاطر نشان کرد: مقرر شد که در شرایط کرونایی پیشنهاداتمان را در ستادهای کرونای دو کشور ارایه کنیم و بتوانیم مصوباتی جدید برای بهتر انجام شدن این طرح بگیریم. وی گفت: در فاز اول این طرح گردشگران واکسن را وارد روسیه خواهیم کرد و با کاهش و رفع ویروس کرونا سطح گردشگری دو کشور را افزایش می دهیم. برنامه اقدام مشترک لغو روادید گروهی میان تهران-مسکو امروز دوشنبه توسط «علیاصغر مونسان» وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی ایران و «زارینا دوگوزووا» رئیس آژانس فدرال جهانگردی روسیه (روستوریسم) امضا و بدین ترتیب این موافقتنامه بین دو کشور عملیاتی شد.در مراسم امضا این سند محمدرضا دشتی اردکانی نماینده مجلس و کاظم جلالی سفیر جمهوری اسلامی ایران نیز حضور داشتند. به گزارش ایرنا از مسکو موافقتنامه لغو روادید گروهی میان دو کشور در سال ۱۳۹۶(۲۸ مارس ۲۰۱۷) در مسکو به امضا طرفین رسیده بود اما برای اجرای آن، ضرورت داشت برنامه اقدام مشترکی تنظیم شود تا فرایند اجرای آن را مشخص سازد که امروز دوشنبه به امضای دو طرف رسید. براساس این موافقتنامه گروه های گردشگر ۵ تا ۵۰ نفره ایرانی و روسی می توانند بدون روادید به ایران و روسیه سفر کنند و اکنون فقط باید منتطر فروکش شدن ویروس کرونا شد.
ایجاد شده: 18/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 18/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز، دستمزد روزانه راهنمایان گردشگری در سال ۱۴۰۰ اعلام شد. براساس آن راهنمایان فرهنگی روزانه حداقل ۶۳۰ هزار تومان و راهنمایان طبیعت روزانه حداقل ۷۸۵ هزار تومان دستمزد خواهند داشت. این دستمزد چطور تعیین شده و درحالیکه کرونا صنعت گردشگری را فلج کرده و تورها یا کنسل شده یا مشتری ندارد، راهنمایان با چه چالشهایی مواجهند؟ پاندمی باعث شده در یک سال و نیم اخیر بخش بزرگی از نیروهای انسانی کارآمد گردشگری که همان راهنمایان گردشگری هستند از بازار توریسم ایران خارج شوند، تبعات این خروج پس از رونقگیری مجدد و خروج گردشگری از کما خود را نشان خواهد داد، آن زمان که تورهای ورودی دوباره برگزار شده و آژانسها نتوانند راهنمایان باتجربه را به کار گیرند. گفته میشود گردشگر با یک تجربه خوب سفر میتواند، ۵ تا ۷ نفر را تشویق به خرید تور همان مقصد کند و در عوض یک تجربه بد و ناخوشایند به انصراف ۱۱ نفر منجر میشود. چنین آمارهایی اهمیت نیروی انسانی را بیش از پیش نشان میدهد زیرا راهنمایان هستند که در نهایت میتوانند با وجود هر اشکال و کمبودی تجربه خوب را برای گردشگران رقم بزنند. محسن حاجیسعید رئیس هیاتمدیره کانون انجمنهای صنفی کارگری راهنمایان گردشگری سراسر کشور با بیان اینکه نرخنامه کف دستمزد و حقوق راهنمایان گردشگری نه براساس شرایط بحرانی بلکه بر مبنای کف مصوب شورایعالی کار تعیین میشود، میگوید: گردشگری صفر مطلق نیست اما تعداد گردشگر۹۰ درصد کاهش پیدا کرده است. درحالحاضر گردشگردرمانی در کشور فعال است، بنابراین راهنمایانی که در این بخش کار میکنند از کانون و انجمنها خواسته بودند سریعتر نرخ را برای اعلام به آژانس و دفاتر و گردشگرانی که به آنها مراجعه میکنند، اعلام کنند. او میافزاید: بخش دیگری از راهنمایان، تورهای داخلی را اجرا میکنند، آنها هم از ما خواسته بودند زودتر این نرخها را مشخص کنیم، علاوه بر آن ما امیدواریم با واکسیناسیون عمومی سفرهای داخلی سرعت گرفته و شرایط برای صدور ویزای گردشگری هم فراهم شود. برخی از آژانسها از پرداخت نرخهای مصوب سر باز میزنند و در این میان راهنمایانی هم پیدا میشوند که زیر نرخ کار کرده و بازار را برای دیگران خراب میکنند. رئیس هیاتمدیره کانون انجمنهای صنفی کارگری راهنمایان گردشگری در این باره عنوان میکند: اگرکسی زیر نرخ کار کند یا آژانسی متعهد به پرداخت نرخنامه کانون نباشد رفتار غیرحرفهای دارد و این تنها به حوزه گردشگری خلاصه نمیشود. در همه بخشهای کارفرمایی و کارگری که راهنمایان و دفاتر خدمات سفر هم جزئی از آن هستند این مسائل پیش میآید که برخی افراد با چنین رفتارهایی نرخشکنی میکنند. او اضافه میکند: اگر بخواهیم افراد حرفهای را در صنعت گردشگری نگه داشته و نیروی انسانی برای اجرای تورها قابل اتکا باشد باید آژانسهای مسافرتی مطابق مصوبات عمل کنند. آنچه ما اعلام کردهایم کف نرخ است، راهنمای گردشگری در کل سال تور ندارد و مجبور است بخشی از سال را که شامل low season یا همان ایام کمسفر طولانی است بیکار بماند. برای همین دستمزدش در روزهای محدودی در سال که کار میکند باید بهگونهای باشد که روزهای دیگر را با آن امرارمعاش و گذران عمر کند. حاجیسعید با اشاره به اینکه اگر رفتار حرفهای بین همکاران و دفاتر خدمات سفر وجود نداشته باشد در درازمدت میبینیم این رفتار به کل زنجیره گردشگری تسری پیدا میکند، میگوید: امیدوارم اهالی صنعت متوجه باشند ما بهدنبال این نیستیم نرخی را اعلام کنیم که آنها زیر آن کار کنند یا آژانسها پایینتر از آن را پرداخت کنند. این نرخ کارشناسی شده و محاسبات آن توسط زیرمجموعه کانون طوری انجام شده که میانگین روزهای کاری راهنمایان در سال لحاظ شده باشد. او درباره اجرایی شدن این نرخنامه عنوان میکند: اگر راهنمایان گردشگری برای اجرایی شدن این نرخ متحد باشند آینده خود را به چالش نمیکشند. اما چنانچه به این موضوع که برای یک دفتر خدمات مسافرتی با مبلغی پایینتر و با ۲۰ درصد کمتر کار کنند، اکتفا کنند در زمان پرداخت هم با مشکل مواجه میشوند. اگر همه راهنمایان خود را مکلف بدانند رفتار حرفهای در اجرای نرخنامه داشته باشند آن وقت چنانچه دفاتر خدمات سفر به ۱۰ نفر زنگ بزنند و ملاحظه کنند نرخ همین است پرداختها نیز بر همین اساس انجام میشود. رئیس هیاتمدیره کانون انجمنهای صنفی کارگری راهنمایان گردشگری به نمونه این اتحاد در برخی استانها اشاره و اضافه میکند: در این استانها راهنمایان زیر نرخ کار نکرده و به تبع آن آژانسها هم به این رویه عادت کردهاند. آنها خودشان هم از این بابت خوشحالند که نگرانی بابت اجرای تور ندارند زیرا کسی که با نرخ کمتر اجرای تور را به عهده میگیرد ضعف اجرای خود را با نرخ پایینتر جبران میکند. او درباره مشکلات راهنمایان در دوره کرونا میگوید: عمدهترین چالش، کنسلی پیاپی تورها در سال ۹۸ و حتی سال گذشته بهواسطه مشکلاتی که پیش آمد بود که تقریبا به شکل کامل این صنعت را تعطیل کرد. انتظار راهنمایان این است که بتوانند کمک بلاعوض از دولت بگیرند و متاسفانه این امر تا امروز محقق نشده است. آنها وامهایی در این مدت دریافت کردهاند که باید بازپرداخت کنند و در این حوزه شاهد بودیم که حتی برخی بانکها خود را متعهد به مصوبات ستاد کرونا ندانستند. راهنمایان گردشگری در این مدت بهواسطه محدودیتهایی که برای این صنعت اتفاق افتاد مجبور شدند ناخواسته در خانه بمانند و از آنجا که حمایت بیمه بیکاری را هم ندارند کمک بلاعوض دولت میتوانست و میتواند بخشی از چالشهای آنها را برطرف کند. حاجیسعید از لغو روادید گردشگری به عنوان دیگر خواسته راهنمایان گردشگری نام میبرد و اضافه میکند: درخواست ما این است که متولیان دست از سماجت برداشته تا براساس مجموعه پروتکلهایی ایران هم مانند سایر کشورها روادید برای گردشگران صادر کند. مسلم است وقتی توریستی واکسن زده و تست منفی کرونا هم دارد ناقل این ویروس نیست، بنابراین دلیل این اصرار که از حضور توریست خارجی جلوگیری شود قابل قبول نیست. او ادامه میدهد: در ایران با صدور ویزای تجاری و سایر اقسام ویزاها جز گردشگری موافقت میشود و در مواردی هم شاهدیم ویروس جهشیافته با فاصله کمی از مبدأ انتشار در کشورمان شیوع پیدا کرده است، چنانچه در این بخش مشکلی هست باید برطرف شده و نگذاریم گردشگری ورودی کشور تعطیل بماند. رئیس هیاتمدیره کانون انجمنهای صنفی کارگری راهنمایان گردشگری میگوید: ما باید تستها و پروتکلها را درست کرده و ویزای گردشگری را هم بدهیم. راهنمایان دنبال این نیستند که با گرفتن تسهیلات و برگرداندن آن با سود ۱۲ درصد به بانک خودشان را بیش از پیش زیر بار هزینه و اقساط بانکی ببرند، در مقابل بهتر است شرایط برای کار کردن راهنمایان مهیا شود زیرا آنها میخواهند کارشان را از سر بگیرند. او با اشاره به اینکه اگر این نوع مدیریت برای گردشگری تا ۶ ماه دیگر ادامه پیدا کند ما مطمئنیم بیش از ۷۰ درصد راهنمایان در این شغل نخواهند بود عنوان میکند: براساس آمارهایی هم که داریم درحالحاضر ۵۰ درصد راهنمایان از این شغل خارج شده و در سایر مشاغل مشغول کار هستند. این امر برای شروع مجدد گردشگری بسیار خطرناک است و ما بارها این را به مسوولان گردشگری گوشزد کردهایم. حاجیسعید در اینباره که این راهنمایان از تورهای ورودی یا خروجی بودهاند، بیان میکند: راهنمایان ما تفکیک شده نیستند، راهنمایانی که تورهای ورودی یا خروجی داشتند در مواردی که درخواست تور داخلی داشتند میپذیرفتند هرچند ترجیحشان تورهای ورودی یا خروجی بود. درحالحاضر راهنمایانی که با گردشگر خارجی کار میکردند بیشترین آسیب را دیدند زیرا هیچ تقاضایی در این بخش وجود نداشت. در مقابل راهنمایانی که در حوزه تور داخلی کار میکردند در فواصل زمانی کوتاه مثل عید نوروز و برخی ایام تعطیل توانستند کار کنند. ولی اگر ما آمار گردشگری داخلی نوروز سال ۹۸ و ۱۴۰۰ را با هم قیاس کنیم میبینیم که با کاهش ۹۰ درصدی تورها در سالجاری مواجه بودیم، به تبع این حجم کاهش اجرای تور، ۹۰درصد فرصت شغلی هم از راهنمایان تورهای داخلی گرفته شده است، بنابراین در همین نوروز ۱۴۰۰ هم همه راهنمایان منتفع نشده و تعداد محدودی توانستند برای چند روز کار کنند. منبع : دنیای اقتصاد
ایجاد شده: 11/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 11/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ، دیوار بزرگ گرگان یا دیوار بزرگ اسکندر از کنار دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوههای گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه داشت اما در حال حاضر بخش زیادی از این دیوار از میان رفته و قسمتهایی از آن در زیر خاک مدفون باقی مانده است. این دیوار تاریخی که ۲۰۰ کیلومتر طول دارد پس از دیوار چین با طول ۶ هزار کیلومتر و دیوار سمیز آلمان به طول ۵۴۸ کیلومتر بزرگترین دیوار دفاعی جهان است. برخی کارشناسان معتقدند که دیوار تاریخی گرگان همزمان با دیوار چین ساخته شده و هر دوی این بناها برای مقابله با گروهی از مهاجمان به نام هپتالها که از شمال وارد میشدهاند بنا گردیده است. بیشتر تاریخنگاران براین باورند انوشیروان ساسانی این دیوار را بنا نهاده اما گردیزی جغرافیدان و تاریخنگار ایرانی نیمه اول قرن پنجم هجری در "زین الخبار" آغاز بنای آن را به یزدگرد اول و اتمام آن را به انوشیروان نسبت میدهد. دیوار دفاعی گرگان پس از دوران شکوه و عظمت خود آرام آرام از کاربری اصلی فاصله گرفت و بخش هایی از آن تخریب و قسمت های دیگر در زیر خاک مدفون شد و از خاطره ها رفت. پس از قرن ها سکوت و فراموشی، اریک اشمیت باستانشناس آمریکایی که در سال ۱۳۱۵ با هواپیمای خود مشغول عکاسی از نقاط باستانی ایران بود در منطقه گرگان دیوار قرمز رنگی را دید که از سمت دریای خزر به طرف کوههای گلیداغ امتداد دارد؛ او از این دیوار عکس گرفت و راز بزرگ مدفون شده تاریخ گلستان را بار دیگر از خاک بیرون آورد. در گذشته ساکنان روستاهای حاشیه این اثر تاریخی با دستاندازی به بخشی از بستر و حریم آن، مبادرت به کشت گندم و جو در این محدوده کرده و با استفاده از تراکتور، ستونهای معرف حریم این اثر تاریخی را واژگون و یا جابهجا میکردند. علاوه بر آن در گذشته و درنتیجه نظارت و کنترل ضعیف، صدها هزار قطعه از آجرهای این دیوار تاریخی برای ساختوساز بناهای مسکونی مناطق پیرامونی مورد استفاده قرار گرفت بهگونهای که کمتر خانهای با عمر بیش از ۳۰ سال این مناطق را میتوان یافت که حداقل چند صد آجر از آجرهای دیوار تاریخی گرگان را در خود جای نداده باشد. آیت الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه در گلستان و امام جمعه گرگان چندی قبل احیای دیوار تاریخی این شهر را نیازمند مدیریت صحیح بیان کرد و گفت: به دلیل مدیریت های ضعیف گذشته، بسیاری از آجرها و خشت های این اثر تاریخی به سرقت رفته و در بسیاری از منازل برای دیوارسازی استفاده شده است. وی گفته بود: دیوار دفاعی گرگان یکی از مجموعه های ارزشمند فرهنگی است که حتی با احیای یک کیلومتر آن می توان گردشگران بسیاری را جذب کرد و این دیوار بدون شک برای دنیا جاذبه بسیاری دارد. سال ها پس از کشف دوباره این دیوار، تلاش برای مرمت و تبدیل این دیوار تاریخی به مقصدی برای گردشگران آغاز شد که در آخرین نمونه آن در سفر استانی سال ۹۷ دولت به گلستان با تامین اعتبار، مطالعه و نقشه برداری از دیوار دفاعی گرگان انجام شده و معرفی آن به یونسکو برای ثبت جهانی مراحل پایانی را می گذراند. معرفی اصالت فرهنگی ایران به جهانیان، قرار گرفتن این اثر به عنوان یکی از مقاصد سفر گردشگران خارجی، تزریق اعتبارات بین المللی برای مرمت و احیا، امکان بهرهمندی از تسهیلات صندوق حمایتی یونسکو از جمله مزایای ثبت جهانی دیوار تاریخی گرگان است. میراث جهانی یونسکو نام پیماننامهای بینالمللی است که در سال ۱۹۷۲ به تصویب کنفرانس عمومی یونسکو رسید و موضوع آن، حفظ آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگی بشر است که اهمیت جهانی دارند و متعلق به تمام انسانهای زمین، فارغ از نژاد، مذهب و ملیت خاص است. مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گلستان در این پیوند گفت: پارسال برای انجام مطالعات ثبت جهانی دیوار دفاعی گرگان از محل اعتبارات سفر وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به استان، ۷۰ میلیارد ریال اختصاص یافت. احمد تجری افزود: در حال حاضر کارشناسان این اداره کل در حال پردازش تصویر برداری انجام شده از دیوار دفاعی گرگان و مشخص شدن تعیین حریم اثر و راه اندازی پایگاه برای آن هستند. استاندار گلستان هم در آذر سال ۹۹ در دیدار با معاون وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در گرگان خواستار تسریع در فرآیند ثبت جهانی دیوار دفاعی گرگان شده بود. هادی حق شناس وعده داد که با کمک منابع استانی و منابع ملی در راستای اتمام نقشهبرداری و مستند سازی دیوار دفاعی گرگان تلاش خواهیم کرد. معاون وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نیز گفته بود: ثبت دیوار دفاعی گرگان با قدمت چند هزار ساله در فهرست جهانی یونسکو با وجود برخی موانع داخلی کار دشواری نیست. محمد حسین طالبیان ادامه داد: تلاش بیشتر برای مدیریت و حفاظت از بقایای این دیوار تاریخی میتواند توجیه خوب و قابل قبولی برای یونسکو در مسیر ثبت جهانی این اثر باشد. دیوار دفاعی گرگان با نامهای سد اسکندر، سد انوشیروان، سد فیروز، دیوار دفاعی، قزل ییلان، قزل آلانگ و آلان(به زبان ترکمنی) نیز در منابع جغرافیای تاریخی و سفرنامه ها نگارش شده است. طول دیوار بزرگ گرگان در حدود ۲۰۰ کیلومتر و عرض آن بین ۲ تا ۱۰ متر بود و در طول مسیر از تاسیسات وابسته نظیر خندق، زنجیره ای از قلعه ها، کوره های آجرپزی، سد و کانال های هدایت آب برخوردار بود. کارشناسان گردشگری حوزه تاریخی در گلستان معتقدند: دیوار دفاعی گرگان ظرفیت رونق اقتصادی برای استاد دارد و با ثبت این بنای با ارزش در یونسکو، اجرای طرح های مرتبط با جذب گردشگر رونق یافته و راه حضور گردشگران بیشتر به گلستان باز خواهد شد. در حال حاضر جنگل هیرکانی و برج قابوس ۲ اثر ثبت جهانیشده گلستان در یونسکو است.
ایجاد شده: 3/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 3/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز و به نقل از مرکز روابطعمومی و اطلاعرسانی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی " ولی تیموری " به منظور تبیین اقدامات و برنامههای جاری حوزه گردشگری گفت: «به دنبال دریافت مصوبه فعالیت واحدهای گردشگری و فعالان این حوزه از ستاد ملی کرونا در پیش از تعطیلات نوروزی و تلاش برای روشن نگاه داشتن چراغ کسبوکارهای این حوزه به عنوان اقدامی موثر، وارد نیمه دوم فروردین ماه و ایام پیک کرونا و سپس ماه مبارک رمضان شدیم که پیش از این نیز زمان رکود این حوزه به شمار میآمده است. در نتیجه با استمرار فعالیت در فضای حاکم ایجاد شده به سبب شدت انتشار ویروس کرونا شامل محدودیتها و سختگیریهای موجود، برنامههای معاونت در دو بخش به صورت همزمان مورد پیگیری قرار گرفت.» وی افزود: « بخش نخست در شرایط اعمال شده سختگیریهای روزافزون، تمرکز بر استمرار حمایتهای دولتی از کسبوکارها و فعالان گردشگری بوده است. بر این اساس طبق تلاشها و پیگیریهای بسیار انجام شده، صنعت گردشگری در کنار ۴ رسته شغلی آسیب دیده از بحران انتشار ویروس کرونا شامل مشاغل مربوط به حملونقل، ورزش و هنر و سینما که ضرورت بر استمرار حمایت داشت، قرار گرفت. این در حالیست که پیش از این گردشگری در گروه گستردهتر ۱۴ رسته شغلی قرار داشت و این ارتقا، امکان و الزام کسب حمایتهای بیشتر را سبب شد.» وی با اشاره به اینکه بر این اساس تلاش کردیم تا کمیتههای تخصصی ستاد ملی مدیریت کرونا و بخشهای تصمیمساز در این حوزه را به منظور دریافت حمایتهای بیشتر و استمرار پشتیبانیها متقاعد کنیم، گفت: «از این رو بسته حمایتی تلفیقی جدید مشتمل بر دو بخش مشترک اشتغالمحور و بنگاهمحور برای کسبوکارهای حوزه گردشگری در کارگروه بررسی آثار اقتصادی کرونا تنظیم شد و بخشهایی از جمله حمایت های بانکی، مالیاتی و بیمهای مربوط به کسب وکارهای حوزه گردشگری را پوشش داد.» تیموری خاطرنشان کرد: «در بخش بانکی با تصویب دستورالعمل مربوطه مواردی نظیر امهال تسهیلات فعالان گردشگری تا پایان شهریورماه اجرایی شده و تلاش کردهایم که هیچگونه جریمه و سودی نیز به امهال صورت گرفته تعلق نگیرد. از سویی دیگر در بخش بانکی رفع سوءاثر چک برگشتی و نیز ادامه پرداخت تسهیلات ۱۲ درصد در دستور کار قرار گرفت تا هم متقاضیان جدید و هم افرادی که پروندهشان نزد بانک بوده است و روند آن متوقف شده بود، از این امکان بهرهمند شوند . همچنین بخش دیگر نیز شامل بخشش جرایم مالیاتی بوده است که امهال پرداخت آن پس از تصویب نهایی، در بازه سه تا شش ماه محقق خواهد شد.» معاون گردشگری یادآور شد: «همچنین در بخش بیمهای بسته حمایتی جدید مذکور امهال حق بیمه سهم کارفرمایی نیز در دستور کار قرار گرفته است، از این رو اعطای یارانه حق بیمه برای بنگاههای بالای ۱۰ نفر اشتغال و ارائه یارانه دستمزد برای بنگاههای کمتر از ۱۰ نفر اشتغال، پیشبینی شده است. این در حالی است که در کنار بحثهای سه گانه بانکی، بیمهای و مالیاتی اقداماتی نظیر تمدید مجوزها و بخشودگی اجاره بهای اماکن اجارهای تحت تملک وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نیز محقق شده است. اینها مواردی به شمار میآید که در قالب بسته تلفیقی آماده شده است و به زودی پیرو برگزاری جلسه ستاد کرونا در هفته پیش رو، ابلاغ و اجرایی میشود.» معاون گردشگری همچنین بخش دوم اقدامات جاری حوزه گردشگری را تلاش برای بهرهمندی از فرصت بازگشایی مرزها با پذیرش گردشگران واکسینه شده اعلام کرد و گفت: «در حال حاضر رایزنیها برای بازگشاییها در ابعاد داخلی و بینالمللی را آغاز کردهایم. از جمله یکی از موضوعاتی که به شدت پیگیر آن هستیم و در کمیتههای مختلف دنبالکننده آن بودهایم، اجازه ورود به اتباع کشورهایی است که واکسینه شدهاند و به نوعی تهدید و نگرانی برای جامعه ایرانی ایجاد نمیکنند. این پیشنهاد ازطریق مکاتبه با وزارت امور خارجه، وزارت بهداشت و شخص رییس محترم جمهور انجام شده است.» وی خاطر نشان کرد: «پیشبینی ما این است که در آینده نزدیک مقاصد مختلف گردشگری جهان از جمله اتحادیه اروپا با رویکرد پاسپورت واکسن، درهای کشورهای خود را به سوی گردشگران بینالمللی باز خواهند کرد وما نیز باید از جریان حاکم، امکان بهره لازم را فراهم کنیم.» معاون گردشگری ادامه داد: «موضوع در اولویت قرار گرفتن واکسیناسیون کرونا ویژه فعالان گردشگری نیز از طریق دو مسیر وزارت بهداشت و شرکتهای تولیدکننده واکسن داخلی در حال پیگیری است که این اقدام نیز میتواند به عنوان فعالیتی موثر در آمادهسازی زمینه لازم برای پذیرش گردشگران خارجی موثر واقع شود.» تیموری تاکید کرد: «در کنار اقدامات مذکور تلاش کردهایم تا با اطلاعرسانی و آموزش به فعالان و واحدهای گردشگری به منظور رعایت پروتکلها امکان تحقق سفرهای هوشمند را سبب شویم. به این منظور انجام فعالیتهای گردشگری در داخل کشور به صورت محدود و برنامهریزی شده با رعایت پروتکلها ادامه دارد.» معاون گردشگری همچنین در تشریح بخشهای دیگری از اقدامات و برنامههای کنونی این حوزه اظهار کرد: «در کنار اقدامات صورت گرفته، یک سری الزامات و اقدامات را نیز به تبع آغاز سال جدید در دستور کار داشتهایم که برنامهریزی و تامین بودجه برای به پایان رساندن پروژههای ملی در دست اقدام همانند برنامه ملی توسعه گردشگری، برند ملی گردشگری، حسابهای اقماری گردشگری و نظام جامع آموزشی را با در نظر گرفتن نزدیک شدن به پایان دولت و رعایت زمانبندی نهایی در دستور کار قرار دادهایم.» تیموری همچنین تلفیق دو معاونت گردشگری و سرمایهگذاری وزارت و تغییرات اعمال شده در چارت حوزه گردشگری را نیز یکی دیگر از اقدامات بنیادین و کارشناسی طی دو ماه گذشته مطرح کرد و گفت: «ممزوج شدن دو بخش معاونت گردشگری و معاونت سرمایه گذاری وزارت به دلیل خلاهای قانونی، نبود مدیریت واحد و یکپارچه و افزایش تمرکز انجام گرفت تا به تبع آن در ساختار چارت جدید امکان همپوشانی گسترده همه ابعاد و زوایای صنعت گردشگری کشور محقق شود.» معاون گردشگری با اشاره به اینکه به منظور اعمال و فراهم آوردن زمینه اجرایی تغییرات مذکور تلاشها و ساعتها اقدام کارشناسی صورت گرفته است، یادآور شد: «با این نگاه شرح وظایف، تقسیم کار، چارت سازمانی جدید برای معاونت گردشگری ترسیم و دفاع شد. مدیران مربوطه نیز با در نظر گرفتن ظرفیتها و امکانات موجود برنامههای خود را ارائه و نهایتا نیروهای این دو حوزه در معاونت گردشگری مستقر شدند و در چارچوب و ساختار جدید کار خود را آغاز کردند. نهادینه کردن چارت جدید موضوع مهمی بوده تا خلاها طبق چارچوبهای حقوقی هماهنگ شود و در قالب یک بخش متمرکز همه فعالیتهای حوزه گردشگری در بخش سخت افزاری و نرمافزای به سوی جلو حرکت کند.» تیموری همچنین در پایان از استمرار فعالیت جاری حوزه گردشگری علیرغم شرایط بحران کرونا خبر داد و گفت: «تلاش به منظور برگزاری تورهای آشناسازی ضابطهمند و رایزنی با کشورهای هدف گردشگری با برگزاری کمیتههای فنی، بخش دیگری از امور جاری و مهم معاونت گردشگری به شمار میآید که برگزاری تورآشناسازی برای فعالان و افراد موثر در گردشگری روسیه و اجرای وبینارهای اخیر با کشورهایی از جمله گرجستان، ارمنستان، آذربایجان و ایتالیا نمونههایی از آن به شمار میآید.»
ایجاد شده: 29/اردیبهشت/1400 آخرین ویرایش: 29/اردیبهشت/1400 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز، اگرچه استفاده از پیشرانههای الکتریکی در هواپیماها هنوز در مرحلهی طراحی است اما هواپیمای لوکس آلیس میخواهد بازی را تغییر دهد و پیشرفت سریعی را در این زمینه رقم بزند. «آلیس» (Alice) نخستین هواپیمای لوکس حملونقل کوتاه برقی جهان لقب گرفته است. این نخستین هواپیمای شرکت «ایوییشن» (Eviation) است و عرضهی آن برای سال ۲۰۲۴ تخمین زده شده است. این شرکت امیدوار است که آلیس امسال و پیش از صدور گواهینامهها در سال ۲۰۲۳ نخستین پروازهای آزمایشی خود را انجام دهد. این هواگرد سالهاست که در چند طراحی متفاوت قرار گرفته و یکی از معدود پروژههای این حوزه است که هم بهیادماندنی و هم امیدوارکننده است. آلیس از نظر طراحی یک هواپیمای مسافربری عادی است، بنابراین یک هواگرد عمودپرواز الکتریکی (eVTOL) محسوب نمیشود اما برای مسافتهای کوتاه طراحی شده و در عین حال بسیار زیبا و لوکس است. پروژهی آلیس که نخستین بار در سال ۲۰۱۷ اعلام شد، کمکم برای پرواز در آسمان آماده میشود. نمونهی اولیهی این هواپیما در سال ۲۰۱۹ تولید و رونمایی شد اما در سال ۲۰۲۰ در آتش سوخت. سپس در نمایشگاه هوایی پاریس یک نمونهی ثابت به نمایش درآمد و اگر همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ نبود، این هواپیما پروازهای آزمایشی خود را آغاز میکرد. در سال گذشته این شرکت برای جذب سرمایهگذاران و مشتریان تلاش میکرد. گرایش به چنین هواپیمایی معقولانه بالاست. تا اکتبر ۲۰۱۹، ایوییشن سفارش بیش از ۱۵۰ فروند را تنها از دو شرکت دریافت کرده است. با توجه به اینکه هر یک حدود ۴ میلیون دلار فروخته میشود، درآمد نقدی بالایی برای شرکت به همراه دارد. این شرکت در ابتدا برای ساخت دو نسخه از آلیس برنامهریزی کرده بود؛ یک نسخهی بدون فشار و طبیعتا ارزانتر برای استفاده بهعنوان تاکسی هوایی و یک مدل تحت فشار که برای پروازهای طولانیمدت درنظر گرفته شده بود. اما اکنون فقط یک مدل تحت فشار در حال توسعه است. این وسیلهی نقلیه میتواند حداکثر ۹ مسافر و ۲ خلبان داشته باشد و نوید پروازی جذاب، بینظر و بدون سروصدا را تا مسافت ۸۱۴ کیلومتری میدهد. بدین ترتیب برد آلیس زیاد نیست و به همین دلیل به عنوان یک هواپیمای جابهجایی کوتاه درنظر گرفته شده است. آلیس توسط سه واحد پیشرانهی الکتریکی Magni250s مگنیکس (Magnix) با ۳۷۵ اسب بخار قدرت حرکت میکند که دو پره را در نوک هر بال و یکی در دم به حرکت درمیآورند. نیروی این موتورها به کمک مجموعهی باتری لیتیوم-یون ۸۲۰ کیلووات ساعت تأمین میشود که با ۳۷۲۰ کیلوگرم، ۶۰ درصد از کل محمولهی هواپیما را تشکیل میدهد. باتریها برای ۱۰۰۰ چرخهی پروازی یا ۳۰۰۰ ساعت پرواز طراحی شدهاند. ایوییشن تخمین میزند که برای هر ساعت پرواز، آلیس باید با استفاده از وسیلهی شارژرهای سیار مانند سوخترسانهای هواپیما، حدود ۳۰ دقیقه شارژ شود. این هواپیما میتواند با سرعت ۴۰۷ کیلومتر بر ساعت پرواز کند و موتورهای الکتریکی به دلیل سروصدای کمتر و نداشتن پسماند گازهای گلخانهای، تجربهی یک سفر هوایی دلپذیر را فراهم میکنند. برای هر چه بیشتر کم کردن وزن، آلیس از مواد کامپوزیتی ساخته شده است. این پرندهی شیک ابتدا در آمریکا و اروپا عرضه خواهد شد و همانطور که بیان شد، تخمین زده میشود که تحویل آن از سال ۲۰۲۴ با قیمت حدود ۴ میلیون دلار آغاز شود. اینطور که ایوییشن میگوید: «آلیس هواپیمای خوبی نیست که آن را الکتریکی کردهایم، بلکه هواپیمای خوبی است چون الکتریکی است.» باید دید با گسترش تولیدات در زمینهی هواگردهای شهری، یک هواپیمای لوکس کوچک چقدر میتواند مشتریان را برای سفرهای کوتاه جذب کند.
ایجاد شده: 27/اردیبهشت/1400 آخرین ویرایش: 27/اردیبهشت/1400 اخبار خارجی
واکسیناسیون همگانی، کلید باز شدن قفل درهای کشورها به روی گردشگران است و بهنظر میرسد گامهای ابتدایی آن در برخی کشورهای جهان نیز برداشته شده است، نمونه آن در انگلیس که نزدیک به ۶۰ درصد واکسن کرونا را دریافت کرده و سفر به ۱۰ کشور برایشان مجاز شده است. به گزارش هتل نیوز و به نقل از دنیای اقتصاد؛ اما آیا گردشگری در دوران پساکرونا دارای همان مولفههای گردشگری پیش از شروع پاندمی است یا توریستها سلایقشان تفاوت پیدا کرده است؟ به عنوان مثال اگر پیشتر سفر به فرانسه با بازدید از برج ایفل، سفر به آمریکا با دیدن مجسمه آزادی یا سفر به ایران با قدم زدن در میدان نقش جهان پرجاذبه بود، همچنان گردشگران براساس همین جاذبهها دست به انتخاب مقصد میزنند یا سلیقه سفر آنها تغییر پیدا کرده است؟ به گفته کارشناسان تجربه پاندمی و قرنطینه، تغییراتی در سبک سفر گردشگران به همراه داشته و از این روست که سیاستگذاران این صنعت ضمن بررسی علایق گردشگران بهدنبال راههای جدید جذب گردشگر هستند. در همین راستا برندسازی دوباره در این صنعت درحال شکل گرفتن است و هر کدام از کشورها میکوشند در کنار جاذبههای گذشته، مقاصد جدیدی را معرفی کنند تا سهم بیشتری از بازار گردشگری که درحال بلند شدن از زیر بار کرونا است داشته باشند. ایجاد و ساخت برند تجاری برای هر مقصد گردشگری یکی از مهمترین اقدامات برای پساکرونا است و درحالحاضر نجات گردشگری در گرو پذیرش تغییر است و «برتری در گردشگری» بهترین دستورالعمل اقتصادی برای پساکرونا است.عملکردها برای دستیابی به اصول برتری در گردشگری یک امر ضروری و مسلم است. در واقع برتری در گردشگری بهترین رویکرد پساکرونا جهت ایجاد امید اقتصادی برای بسیاری از مقاصد در سراسر جهان و یک قطعیت برای حفظ بهبودی اقتصاد پایدار است.شورای جهانی سفر و گردشگری در تحقیقات خود درباره آسیبهای پاندمی کرونا بر گردشگری نشان داد که بازار گردشگری جهان خسارت حدود ۵/ ۴ تریلیون دلاری متحمل شده است تا در سال ۲۰۲۰ سهم آن در اقتصاد جهانی به ۷/ ۴ درصد برسد. در واقع سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۰ در مقایسه با مدت مشابه آن در سال ۲۰۱۹ تقریبا نصف شده و این درحالی است که اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۰ تنها کاهش ۷/ ۳ درصدی را تجربه کرده بود. همهگیری کرونا درسهای بسیاری را به مقاصد گردشگری و مشاغل آموخته است که مهمترین آن نیاز به بازآفرینی مجدد این بخش است که برای توجه مجدد بازار جهانی به این بازار نیازمند ارائه و انجام اقداماتی لازم و ضروری است. شیوع کرونا، بسیاری از افراد را مجبور به نوآوری و تکمیل آخرین فناوریها با استفاده از پیشرفتهترین سیستمهای عامل دیجیتالی کرده است. با توجه به تحولات عمده جدید انتظار میرود که شرایط سخت اقتصادی تا حدودی مهار شود؛ زیرا برخی از کشورهای کوچک و وابسته به بازار گردشگری در دریای کارائیب و آمریکای مرکزی با بیشترین تاثیر از رکود اقتصادی مواجه شدند. کاستاریکا در سال ۲۰۲۰ با کاهش ۴۸ درصدی درآمد گردشگری روبهرو شد که نشاندهنده کاهش ۱/ ۲ درصدی تولید ناخالص داخلی این کشور است. رکود اقتصادی ناشی از کووید-۱۹ واقعیت تلخی است که هر مقصد گردشگری در سراسر جهان با آن مواجه است. پیش از همهگیری، بازار گردشگری جهانی به طرز باورنکردنی رقابتی بود و این خود چالشی دیگر برای بهکارگیری استراتژیهای تازه، محکم و اساسی است که تنها میتواند با ایجاد تغییر ذهنیت قدیمی، تغییر پارادایم و تمایل به انجام کارهای متفاوت تحقق یابد. مهمترین و بهترین اقدام در جهت بازآفرینی مجدد گردشگری ایجاد برندسازی مقصد است تا تجارت گردشگری به برتری جدیدی در جهان دست یابد. با توجه به گفته ارسطو که «برتری هرگز تصادفی نیست بلکه نتیجه هدف والا، تلاش صادقانه و اجرای هوشمندانه است و انتخاب، نه شانس، سرنوشت شما را تعیین میکند» برتری در گردشگری دستورالعمل ضروری برای پساکرونا است که هر مقصد گردشگری باید آن را تایید کند. رسیدن به برتری در گردشگری فراتر از یک انتظار باید بهعنوان یک ذهنیت و هدف اصلی ساخته شود که این امر یک اصل تغییرناپذیر مبتنی بر استانداردهای اخلاقی است که باعث جدا شدن مقصد گردشگری از رقابت میشود. در واقع این امر تنها با اتحاد بین تمامی فعالان این بخش با توجه به ارزشهای هر جامعه تحقق مییابد. بنابراین تمامی مقاصد گردشگری جهان باید اقدام به ایجاد برندسازی مقصد کرده و خود را برای چالشهای پساکرونا آماده کنند. برندسازی مقصد ابزار قدرتمندی برای هدفمند کردن و بازآفرینی است که با آموزش و تمرین ایجاد میشود؛ زیرا بدون ساختن یک برند تجاری برای مقصد توریستی هیچگونه «برتری در جهانگردی» ایجاد نمیشود. ساخت برند تجاری پس از کرونا، نیازمند آمادگی جامعه هدف برای تحقق این مقصود است. این امر مستلزم تمرکز بر آمادهسازی و آموزش همه افراد محلی، ساکنان و کارمندان در یک جامعه است که نهتنها بازیابی مجدد گردشگری را تجربه میکنند بلکه به برتری این بخش دست مییابند. بنابراین رفتارها و عملکردهای مردم محلی بخش جزئی از ایجاد برند تجاری مقصد است. از این رو، جوامع نیاز فوری به آموزش و تجهیز جامعه در همه سطوح دارند که این امر با ارزیابی خود و تغییر شکل ارزشهای شخصی و اجتماعی آغاز میشود. این موارد، فضا و زمان را برای هر مقصد گردشگری در سراسر جهان فراهم میکند تا با نام تجاری کشور همسو باشد. همچنین این فرصت را برای هر مقصد گردشگری فراهم میکند تا به معرفی خود و پتانسیلهای مقصد بپردازد. به عبارت دیگر، شرایط را برای فعالان گردشگری تسهیل میکند تا هویتی برای مقصد خود بسازند که از این طریق بازار جهانی آنها را متمایز کند. در واقع برندسازی مقصد با توجه به شرایط موجود، شرط لازم برای مقاصد گردشگری برای بازگشت است و این شروعی برای بهبودی و حفظ رقابت است. قدرت برند تجاری در یک مقصد، مردم آن است؛ زیرا گردشگران بدون ارائهدهندگان خدمات نمیتوانند تجربه خوبی از سفر به آن مقصد داشته باشند. با این حال برند مقصد گردشگری است که جذابیت را برای توریست و ارتباط او با مقصد ایجاد میکند. هیچ دستور خاصی برای ساختن یک برند تجاری مقصد در جهان وجود ندارد و این زمانبر است و نیاز به فعالیت تمامی جامعه دارد که یک روند پیچیده و پرزحمتی را طی میکند. تعهدپذیری مستمر افراد با انگیزه بالا ضروری است که ساکنان محلی در یک جامعه باید در آن درگیر شوند. در راستای رسیدن به این هدف، باید به تمامی فعالان گردشگری و ساکنان محلی فرصت داده شود تا با آموزش و دانشپذیری به شناخت و درکی از مهارتهای منحصربهفرد خود دست یابند اما پیش از آن دولتها باید چشمانداز و هدف را برای مقصد ترسیم کرده و آن را برای فعالان مشخص کنند. اطلاعات مربوط به توسعه برند تجاری مقصد، از جمله اهمیت نقش شهروندان و تشویق آنها در رسیدن به اصول برتری گردشگری باید به فعالان ارائه شود.
ایجاد شده: 26/اردیبهشت/1400 آخرین ویرایش: 26/اردیبهشت/1400 اخبار خارجی
آشیانگردی معادلی برای واژۀ Staycation که برگرفته از دو واژۀ “stay” و “vacation” در زبان انگلیسی است که در فارسی معادل »اقامت « و »تعطیلات « می باشد. واقعیت این است هنوز واژه ای رسمی از سوی فرهنگستان برای این مفهوم مشخص نشده است. اخیرا بنده با مشارکت همکار و دوست عزیزم خانم دکتر مرضیه بختیاری در حال انجام پژوهشی در این حوزه هستیم که امیدوارم این پژوهش بتواند بینش های جدید و ارزشمندی برای صنعت گردشگری ایجاد نماید. از آنجا که نیاز داشتیم واژه ای معادل برای این مفهوم بیابیم از نظر خبرگان و اساتید این حوزه بهره مند شدیم .برای یافتن معادل مناسب برای این مفهوم از گروه «اندیشه سرا» ی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران کمک گرفتیم. مفاهیمی همچون«گردشگری بومی، گردشگری محلی، نزدیک گردی، گردشگری نزدیک، مسافرت یک روزۀ داخلی، میهن گردی، پیراگردی ، گردشگری داخلی، سفر نمایی، خانه مانی، حوالی گردی و زادگاه گردی» پیشنهاد گردید که بنا به نظر ارزشمند پروفسور نظام الدین فقیه و تایید غالب فرهیختگان واژه » آشیانگردی« را معادل واژۀ Staycation در نظر گرفته ایم. مفهوم «آشیانگردی» ، اولین بار در سال ۲۰۰۳ توسط تری مسی به کار برده شده و تعاریف و نامهای مختلفی برای آن موجود است؛ از جمله تعریف یساویچ در سال ۲۰۱۰ که آن را سفری حداقل با یک اقامت تفریحی شبانه در شعاع ۵۰ مایلی خانه معرفی نمود که البته محل زندگی فرد را نیز شامل میشود. در واقع هدف این نوع گردشگری آشنایی با محیط و فرهنگ پیرامون یک فرد در طول تعطیلات با استفاده از جاذبه های گردشگری موجود در محیط زندگی و فعالیتهای روزمرۀ وی به فعالیتهای آرامش بخش و تفریحی می باشد. این نوع گردشگری یک مفهوم نسبتاً ناشناخته است و کمتر در تحقیقات و مقالات دانشگاهی دیده شده است و می توان گفت هنوز وارد ادبیات داخلی ما نشده است. مثال هایی از فعالیت های آشیانگردی را نام ببرید : هر آنچه که فرد در سفرهای دور انجام می دهد در آشیانگردی هم صورت میپذیرد اما با این تفاوت که در محیط زندگی فرد شکل میگیرد. به طور کلی هر تغییر در فعالیت های روزمره که فرد با هدف کسب آرامش و تفریح انجام می دهد را شامل می شود مثلاً : فاصله گرفتن از فضای مجازی و اخبار که به طور روزمره به آنها می پرداختید و تمرکز روی خود و افراد مهم در وزندگی گذران وقت در فضای باز و طبیعت اطراف برنامه ریزی برای فعالیت ها و تمرینات ورزشی که همیشه انجام آنها را در سر داشته اید مانند پیاده روی دوچرخه سواری نرمش و ورزش در پارک تجربه اردو و شب مانی در مکانی مناسب و تماشای ستارگان، اقامت در هتلها و اقامتگاههای اطراف محل زندگی رفتن به تئاتر جشنواره ها کنسرت های موسیقی و فعالیت های هنری و جذاب فواید این مدل گردشگری و تفریحی چیست؟ مطالعات نشان داده حس لذت تفریح و رفاه (welbeing) درافراد مورد آزمایش که کارمندانی بودند که آخر هفته را در منزل به استراحت و تفریح و فراغت از کار و مسئولیت سپری کردند، تفاوت چندانی با سفر دور ندارد . در آشیانگردی ، تفریح و تجدید قوا با صرف زمان و هزینه ی اندک می تواند کیفیت مطلوب و آرامش خاطر برای شهروندانیک منطقه به بار آورد و از طرفی این مدل گردشگری با افزایش میزان تقاضا موجب توسعه و رونق صنعت گردشگری و کسب و کارهای وابسته به آن در منطقه می گردد. به عبارتی « جامعۀ محلی برای جامعۀ محلی». آیا آشیانگردی در بحران کرونا کارکردی داشته و هتل ها چه نقشی در این بین دارند؟ این سوال را من با مثالهایی از چند کشور و مقصدهای گردشگری پاسخ می دهم ؛ اسلوونی دولت اسلوونی با مشاوره کارشناسان و دانشمندان، کوپنهای اقامتگاهی را معرفی کرد که بر اساس آن، هر شهروند یک کوپن به ارزش ۲۰۰ یورو دریافت کرد. از طریق این طرح ، دولت ۳۵۰ میلیون یورو برای آشیانگردی به ساکنان یارانه پرداخت نمود. نتایج اولیه مثبت اعلام شد. در هفت هفتۀ اول ، تقریباً ۱۵ ٪از کوپنها استفاده شد. نمایندگان صنعت گردشگری اسلوونی از این استراتژی راضی هستند چراکه در شرایط بحران کرونا پیش بینی می شد این صنعت با ۷۰ ٪افت برای سال ۲۰۲۰ مواجه باشد که با کاربرد این استراتژی این رقم به ۴۰ ٪رسید. سنگاپور نمونه ی دیگر، کشور سنگاپور است.مردم سنگاپور به شدت به تفریح و مسافرت علاقمندند در شرایط حال حاضر با توجه به بحران کرونا و بسته شدن مرزهای بین المللی، مردم جهت برآوردن نیاز خود به تفریح و گردش این سبک گردشگری را تجربه کردند. در این طرح دولت و جامعه محلی با مشارکت، موجب رونق و بازگشایی ۶۵ تا ۷۰ درصد هتل ها شدند. بعلاوه در راستای این طرح ، فعالیتهای گوناگون مانند رستوران، جلسات یوگا، برنامه های پیوند خانوادگی، شنا، کلاسهای آشپزی، آبگرم و...از جانب هتلها برای خانواده ها فراهم گردید. هنگ کنگ در هنگ کنگ نیز دولت با کمک بخش خصوصی بازار تبلیغاتی خود را با ساخت چند ویدیوی جذاب با آهنگ های محبوب و با محوریت شهر و جاذبه های دیدنی و معرفی رستورانها و سرآشپزهای معروف انگیزۀ گردشهای محلی و آشیانگردی را ایجاد نمود. برای تشویق مردم به گردش محلی، بسته های تخفیف و حمایتهای مالی و ارائۀ کارتهای اقامت در نظر گرفته شد. چین چین نیز در جزیره ماکائو برای مقابله با رکود ناشی از کووید۱۹،کارزار تبلیغاتی وسیع مشتریان محلی را هدف قرار داده است و تبلیغات محلی با محوریت گردشگری نوپای «تعطیلات و غذا» (foodcation) که البته بیشتر بر اقامت در هتلهای محل زندگی افراد تمرکز دارد، صورت پذیرفت. آشیانگردی در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ بیراه نیست اگر بگوییم در فرهنگ ایرانی از دیرباز این نوع سفر و تفریح، با عنوان گردش وجود داشته است. همانطور که می دانیم محوریت مراسم و جشنهای ما از گذشته های دور (ملی و دینی)، منزل و طبیعت و پرداختن به خود و اطرافیان است. با داشتن این پیشینه و قرابت، و از سوی دیگر وجود پتانسیل های فراوان موجود در هر شهر ( تهران به تنهایی بیش از ۲۰۰۰ جاذبه دارد ) و منطقه ای، قطعاً با برنامه ریزی های منسجم از سوی دولت ، شهرداری ها و صاحبان کسب و کارها، با رویکرد آشیانگردی، می توان رونق و شادابی را به شهرها و کسب و کارها آورده و هر منطقه را یک مقصد گردشگری برای مردم همان منطقه تعریف نمود. حتی پس از همه گیری کرونا با ابزار آشیانگردی به عنوان یک استراتژی، برای رونق اقتصادی و توسعۀ عدالت اجتماعی گامی برداشت. ✍🏻 به قلم س. مفخمی ▫️ کارشناس ارشد مدیریت جهانگردی دانشگاه تهران
ایجاد شده: 19/اردیبهشت/1400 آخرین ویرایش: 26/اردیبهشت/1400 مقالات و یادداشت ها