نتایج جستجو...
حکمرانی هوشمند گردشگری حلقه مفقوده حکمرانی گردشگری ایران

حکمرانی هوشمند گردشگری حلقه مفقوده حکمرانی گردشگری ایران

✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کم‌سابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوری‌های هوشمند وارد همه مراحل سفر شده‌اند، داده به یکی از مهم‌ترین منابع تصمیم‌سازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیش‌بینی و ظرفیت‌های خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرم‌افزار، ایجاد چند سامانه یا راه‌اندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیم‌گیری مبتنی بر حدس، گزارش‌های پراکنده و واکنش‌های پس از وقوع مسئله، به تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، شواهد، پیش‌بینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترس‌پذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیم‌گیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانه‌های دیجیتال دستگاه‌های اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمی‌توان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی می‌توان با استفاده از داده‌های رزرو، الگوهای جست‌وجوی گردشگران، وضعیت حمل‌ونقل، ظرفیت اقامتگاه‌ها، تقویم رویدادها، شرایط آب‌وهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیش‌بینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانه‌های آن را ببیند و امکان مداخله به‌موقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیم‌یار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگ‌ترین حجم داده نیز نمی‌تواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظام‌های مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، به‌موقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی داده‌های گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند داده‌های دستگاه‌های مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حمل‌ونقل، جاذبه‌ها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید هم‌زمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمی‌تواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعه‌ای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیم‌یار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخ‌گویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که بتواند به مدیر مقصد در پیش‌بینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیش‌بینی فشار بر زیرساخت‌ها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیم‌گیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخ‌گویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژه‌ای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتل‌های زنجیره‌ای، شرکت‌های بزرگ، پلتفرم‌های قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسب‌وکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بوم‌گردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهره‌مند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازه‌ای برای تمرکز فرصت‌ها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیق‌تر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربه‌ای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل می‌تواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذی‌نفعان کامل نیست. دولت نمی‌تواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیم‌سازی حضور ندارند. داده‌های رسمی، داده‌های کسب‌وکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیم‌گیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیم‌ها کنار نمی‌زند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیم‌گیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگ‌کننده، تنظیم‌گر و تضمین‌کننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر می‌دهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت می‌تواند مسئله‌ساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر می‌شود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتم‌ها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیم‌های فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوری‌های هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوری‌ای این سرمایه اجتماعی ارزشمند به‌سادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهت‌گیری‌های جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی داده‌های گردشگری، اتصال داده‌های دستگاه‌های مرتبط، توسعه هوش تصمیم‌یار مقصد، حمایت فناورانه از کسب‌وکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیین‌کننده را از خود بپرسد: آیا تصمیم‌های امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ می‌شوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیق‌تر تحلیل کند، مسئولانه‌تر تصمیم بگیرد و سریع‌تر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌نگر، از جزیره‌ای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارش‌محوری به داده‌محوری، از تصمیم‌گیری متمرکز به مشارکت ذی‌نفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر می‌بیند، دقیق‌تر می‌سنجد، زودتر پیش‌بینی می‌کند، شفاف‌تر تصمیم می‌گیرد، مسئولانه‌تر مداخله می‌کند و نتیجه تصمیم خود را اندازه می‌گیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایسته‌ای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیم‌هایی که می‌گیریم تعیین نمی‌کند؛ کیفیت تصمیم‌هایی تعیین می‌کند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ می‌شوند.

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 5/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
سرای تومانیان سبزوار عین‌به‌عین بازسازی می‌شود

سرای تومانیان سبزوار عین‌به‌عین بازسازی می‌شود

به گزارش تور نیوز؛ سرای تومانیان در سبزوار که مربوط به دوره پهلوی اول است، از آثار باارزش تاریخی این منطقه به شمار می‌آید. این اثر پیش‌تر تحت حفاظت قرار داشت و تخریب آن به‌طور رسمی ممنوع اعلام شده بود. با این حال، برخی عوامل محلی به‌طور غیرقانونی و بدون مجوز میراث‌فرهنگی به این بنا آسیب زدند. نیروهای میراث‌فرهنگی به‌سرعت وارد عمل شدند و با همکاری دستگاه قضایی خراسان رضوی، عملیات تخریب متوقف شد. همچنین، شکایت کیفری علیه متخلفان به مراجع قضایی ارائه شد. در ادامه، هیئتی کارشناسی از تهران به سبزوار اعزام می‌شود تا وضعیت بنا را بررسی کند. این هیئت وظیفه هماهنگی با مقامات ارشد استانی و تدوین فرآیند بازسازی را بر عهده دارد. وزارت میراث‌فرهنگی تأکید دارد که حفظ اصالت بنا خط قرمز این وزارتخانه است. فرآیند بازسازی باید با رعایت الگوی اولیه و دقت تاریخی انجام شود.

ایجاد شده: 22/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 22/شهریور/1405     اخبار داخلی
کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

کدام کشورها در تربیت نیروی انسانی هتلداری موفق‌ترند؟

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدل‌های آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که هم‌زمان با مهارت‌های تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بین‌فرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سال‌های اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دوره‌های کوتاه‌مدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کرده‌اند. با این حال، نمی‌توان یک کشور را به‌طور مطلق موفق‌ترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخص‌هایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغ‌التحصیلان، اعتبار گواهینامه‌ها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفه‌ای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسه‌های تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتل‌ها، رستوران‌ها و مجموعه‌های گردشگری ترکیب می‌کنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه هم‌زمان به مهارت‌های عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینه‌هایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش می‌بینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بین‌المللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان می‌دهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسب‌وکار شوند. مدل سوئیس نشان می‌دهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بین‌المللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونه‌های برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری می‌کند. دانش‌آموز یا کارآموز از یک سو آموزش‌های نظری و استانداردهای حرفه‌ای را فرا می‌گیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب می‌کند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمی‌شود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارت‌های موردنیاز هتل‌ها و توانایی فارغ‌التحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامه‌ریزی ملی برای مهارت‌های آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاست‌های کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال می‌کند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دوره‌های آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتل‌ها و تحولات فناوری به‌روزرسانی می‌کنند. در برنامه‌های آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دوره‌های کوتاه‌مدت و قابل‌انعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارت‌های تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادام‌العمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمی‌شود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوری‌ها و نیازهای جدید، آموزش می‌بینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارت‌های حرفه‌ای استرالیا در حوزه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دوره‌های آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانه‌داری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارت‌ها و شایستگی‌های مشخص تعریف می‌شود. فرد می‌تواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دوره‌ها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشن‌تر می‌شود. نیروی انسانی می‌داند برای ارتقای شغلی به چه مهارت‌ها و گواهینامه‌هایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخص‌تری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامه‌های تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاه‌ها، کالج‌های محلی، مدارس تخصصی و انجمن‌های حرفه‌ای انجام می‌شود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گسترده‌ای در طراحی دوره‌ها و گواهینامه‌های حرفه‌ای دارد. از ویژگی‌های این مدل می‌توان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد می‌توانند از دوره‌های کوتاه‌مدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشته‌های مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامه‌های تخصصی در حوزه‌هایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک می‌کند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطاف‌پذیری، تخصص‌گرایی و امکان جابه‌جایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز به‌دلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گسترده‌ای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزش‌های حرفه‌ای از مدارس تخصصی تا دانشگاه‌ها و دوره‌های کارآموزی را دربرمی‌گیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارت‌های عملی، بر فرهنگ خدمت‌رسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگ‌های مختلف تمرکز دارد. این ویژگی به‌ویژه برای هتل‌های لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بین‌المللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، به‌ویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتل‌های بین‌المللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارت‌هایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بین‌فرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بین‌المللی و استفاده از فناوری‌های هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمت‌رسانی و کار در محیط‌های چندملیتی اهمیت ویژه‌ای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان می‌دهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاه‌ها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک این نظام‌ها عبارت‌اند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا می‌شود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتل‌ها در طراحی سرفصل‌ها، ارزیابی مهارت‌ها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحله‌بندی‌شده: کارکنان می‌توانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. به‌روزرسانی مستمر سرفصل‌ها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزش‌ها افزوده شده‌اند. 5. توجه به مهارت‌های نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارت‌های فنی آموزش داده می‌شوند. 6. اعتبار قابل‌انتقال مدارک: گواهینامه‌ها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازه‌وارد محدود نمی‌شود و کارکنان باسابقه نیز در دوره‌های بازآموزی شرکت می‌کنند. درس‌هایی برای ایران ایران از ظرفیت‌های مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبه‌های تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیت‌ها بدون نیروی انسانی ماهر امکان‌پذیر نیست. یکی از چالش‌های اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتل‌هاست. در بسیاری از موارد، فارغ‌التحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیت‌های بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، می‌توان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتل‌ها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دوره‌های کارآموزی و الزام هتل‌ها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبان‌های خارجی و مهارت‌های ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامه‌های درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزش‌های کوتاه‌مدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بین‌المللی.

ایجاد شده: 14/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
«ایمنی هتل‌ها» با اظهارنظرهای کلی قابل سنجش نیست؛ هتلداران تهران نیازمند حمایت‌اند، نه اتهام

«ایمنی هتل‌ها» با اظهارنظرهای کلی قابل سنجش نیست؛ هتلداران تهران نیازمند حمایت‌اند، نه اتهام

شورای تحریریه ایتنا اظهارنظر اخیر یکی از مسئولان سازمان آتش‌نشانی تهران مبنی بر اینکه از میان ۲۱۷ هتل تهران، تنها ۴ هتل از ایمنی کامل برخوردارند، ادعایی بسیار سنگین و نگران‌کننده است؛ ادعایی که اگر قرار است در فضای عمومی مطرح شود، انتظار می‌رود همراه با مستندات دقیق، معیارهای ارزیابی، نحوه بازرسی و تعریف مشخص از «ایمنی» باشد. بی‌تردید، ایمنی اماکن اقامتی موضوعی حیاتی و غیرقابل اغماض است و هیچ فعال مسئول صنعت گردشگری با اصل نظارت و رعایت استانداردهای ایمنی مخالفتی ندارد. اما تفاوت بزرگی میان مطالبه ایمنی و طرح اعداد و ادعاهایی وجود دارد که می‌تواند اعتبار یک صنعت و سرمایه‌گذاران آن را در افکار عمومی تحت تأثیر قرار دهد. هتل‌ها، برخلاف تصور برخی، مجموعه‌هایی رهاشده و بدون متولی و نظارت نیستند. صنعت هتلداری تحت نظارت دستگاه‌های تخصصی حوزه گردشگری قرار دارد و اداره‌کل نظارت و ارزیابی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی تدوین ضوابط، ارزیابی و درجه‌بندی تأسیسات گردشگری است. هتل‌ها برای دریافت و تمدید مجوز فعالیت، ملزم به رعایت مجموعه‌ای از ضوابط و استانداردهای تعیین‌شده هستند و فرآیندهای نظارتی مختلفی بر عملکرد آنها اعمال می‌شود. بنابراین اگر ادعا می‌شود از ۲۱۷ هتل تهران تنها ۴ هتل از نظر ایمنی قابل قبول هستند، این پرسش کاملاً طبیعی است که: ✅ این ارزیابی دقیقاً بر اساس چه شاخص‌هایی انجام شده است؟ ✅ چه تعداد هتل مورد بازرسی قرار گرفته‌اند؟ ✅ «ایمنی کامل» چگونه تعریف شده است؟ ✅ آیا این ارزیابی با مراجع تخصصی و متولی صنعت گردشگری هماهنگ شده است؟ ✅ و آیا برای سایر هتل‌ها اخطار، مهلت اصلاح یا فرآیند قانونی مشخصی تعیین شده است؟ این پرسش‌ها برای مقابله با نظارت مطرح نمی‌شوند؛ بلکه برای شفافیت، صیانت از حقوق مردم و جلوگیری از ایجاد تصویر نادرست از صنعت هتلداری ضروری‌اند. هتلداران در شرایط عادی هم با دشواری‌های جدی مواجه‌اند باید واقعیت اقتصادی هتل‌ها را نیز دید. هتل‌داری صنعتی سرمایه‌بر، پرهزینه و دارای هزینه‌های ثابت بسیار بالاست. حقوق و دستمزد نیروی انسانی، نگهداری تأسیسات، تجهیزات ایمنی، آسانسورها، سیستم‌های برق و مکانیک، تعمیرات، استهلاک، انرژی، مالیات و ده‌ها هزینه دیگر، بخش قابل توجهی از منابع مالی هتل‌ها را مصرف می‌کند. این وضعیت در شرایط فعلی اقتصاد کشور، رکود شدید بازار گردشگری و تبعات ناشی از جنگ و ناامنی‌های منطقه‌ای، فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. در چنین شرایطی، انتشار ادعاهایی که می‌تواند یکباره اعتبار بخش بزرگی از هتل‌های تهران را زیر سؤال ببرد، نه‌تنها کمکی به ارتقای ایمنی نمی‌کند، بلکه می‌تواند به کاهش اعتماد مسافران، تشدید رکود، کاهش ضریب اشغال، فرار سرمایه و افزایش فشار بر مجموعه‌هایی منجر شود که برای حفظ و ادامه فعالیت خود با دشواری‌های جدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اگر ایرادی در یک هتل وجود دارد، راهکار حرفه‌ای آن اعلام دقیق ایراد، ابلاغ رسمی، تعیین مهلت اصلاح و پیگیری اجرای الزامات قانونی است؛ نه آنکه با یک عدد کلی، تصویری نگران‌کننده از کل صنعت هتلداری تهران در رسانه‌ها ارائه شود. نقد ما به اصل نظارت نیست؛ به شیوه بیان و پیامدهای آن است جامعه هتلداران قطعاً باید از هرگونه بازرسی تخصصی و قانونی که با هدف واقعی ارتقای ایمنی انجام می‌شود استقبال کند. هتلدار نیز بیش از هرکس دیگری می‌داند که امنیت مهمانان، کارکنان و سرمایه مجموعه، اولویت نخست است. اما نظارت باید ضابطه‌مند، شفاف، مستند، هماهنگ میان دستگاه‌های متولی و به دور از ایجاد التهاب رسانه‌ای باشد. هتلداران انتظار ندارند از آنها چشم‌پوشی شود؛ انتظار دارند با آنها منصفانه رفتار شود. در سال‌هایی که صنعت هتلداری برای بقا، حفظ اشتغال و نگهداری سرمایه‌های موجود تلاش می‌کند، دستگاه‌های اجرایی و نظارتی می‌توانند به‌جای ایجاد فضای بی‌اعتمادی، نقش سازنده‌تری ایفا کنند؛ یعنی مشکلات را شناسایی، مسیر اصلاح را روشن و برای رفع نواقص، راهکار عملی ارائه کنند. ضرورت واکنش حرفه‌ای جامعه هتلداران به نظر می‌رسد جامعه هتلداران ایران و جامعه هتلداران تهران باید نسبت به چنین اظهارنظرهایی واکنشی جدی، اما کاملاً حرفه‌ای و مستند داشته باشند. این واکنش نباید به معنای مخالفت با ایمنی یا نظارت تلقی شود؛ بلکه باید مطالبه‌ای روشن برای ارائه مستندات، شفاف‌سازی معیارهای ارزیابی و تفکیک میان «نقص قابل اصلاح» و «ناایمن بودن یک هتل» باشد. همچنین شایسته است دستگاه‌های مختلف، حدود صلاحیت و مسئولیت قانونی خود را در قبال تأسیسات گردشگری رعایت کنند و از تبدیل موضوعات تخصصی به ابزارهای رسانه‌ای که می‌تواند موجب بی‌ثباتی و آسیب به کسب‌وکارها شود، پرهیز کنند. صنعت هتلداری برای اقتصاد کشور، اشتغال، گردشگری و حفظ زیرساخت‌های اقامتی یک سرمایه ملی است. این صنعت بیش از آنکه نیازمند اتهام و التهاب باشد، به ثبات، اعتماد، حمایت و نظارت حرفه‌ای نیاز دارد. اگر واقعاً تنها ۴ هتل از ۲۱۷ هتل تهران ایمن هستند، باید مستندات این ادعا به‌صورت شفاف منتشر شود؛ و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، شایسته است از بیان اعداد و عباراتی که می‌تواند اعتبار صدها فعال اقتصادی و هزاران نیروی شاغل در این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، پرهیز شود. ایمنی را باید جدی گرفت؛ اما اعتبار یک صنعت را نیز نمی‌توان با یک جمله رسانه‌ای زیر سؤال برد.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابه‌جایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربه‌ای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی به‌عنوان یکی از فراگیرترین زبان‌های فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکل‌گیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکان‌هایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خورده‌اند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقی‌محور» قرار می‌گیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق می‌شود که موسیقی در آن‌ها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزه‌های مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: سفر برای شرکت در کنسرت‌ها و جشنواره‌ها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزه‌ها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی می‌داند؛ حوزه‌ای که می‌تواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه‌ای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود. از آیین‌های موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربه‌محور: پیوند موسیقی و سفر پدیده‌ای تازه نیست. در دوره‌های تاریخی، آیین‌های مذهبی، موسیقی‌های درباری، اجراهای مردمی و مناسبت‌های فصلی، گروه‌هایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب می‌کردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، به‌ویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان به‌تدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانه‌های دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکان‌های موسیقایی شکل تازه‌ای یافت.  طرفداران گروه‌های موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکان‌های مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد میراث یک گروه موسیقی چگونه می‌تواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهه‌های اخیر، رشد جشنواره‌های بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاه‌مدت و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ می‌تواند هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواری‌های تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازه‌گیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعت‌گردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر می‌کنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و هم‌زمان از جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربه‌های اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، داده‌های ملی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرک‌های مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونه‌ها، گزارش‌های سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرت‌ها و جشنواره‌های بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بین‌المللی بودند. هزینه‌کرد این گردشگران در حوزه‌هایی مانند بلیت، اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این آمار به‌خوبی نشان می‌دهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی می‌تواند مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبه‌بندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روش‌های متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده می‌کنند و شاخص‌های قابل مقایسه جهانی هنوز به‌صورت استاندارد تدوین نشده‌اند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت داده‌های منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونه‌های جهان و احتمالاً برجسته‌ترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنواره‌های بین‌المللی؛ سالن‌های تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گسترده‌ای از سالن‌ها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط به‌عنوان یک محصول هنری، بلکه به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایت‌های موسیقایی خاص خود شناخته می‌شوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راک‌اندرول و نیواورلئان با جَز، نمونه‌هایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کرده‌اند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نام‌هایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده می‌کند. جشنواره سالزبورگ، کنسرت‌های تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونه‌ای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنواره‌های تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کره‌ای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازه‌ای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگری‌ای که با رسانه‌های دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک می‌کند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبه‌های تاریخی یا طبیعی مشابه‌اند، اما موسیقی می‌تواند به آن‌ها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته می‌شود، در ذهن گردشگر تصویری مشخص‌تر و ماندگارتر پیدا می‌کند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنواره‌ها و برنامه‌های موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه می‌دارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر می‌شود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبه‌های مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز می‌کنند، جشنواره‌ها و رویدادهای موسیقایی می‌توانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناخته‌شده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژه‌ای دارد، زیرا می‌تواند تجربه‌ای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به‌سادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروه‌های گسترده‌ای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیره‌ای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی می‌تواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح می‌کند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را می‌توان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمان‌مند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، آرشیوها و مکان‌هایی که در تاریخ موسیقی نقش داشته‌اند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی می‌تواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب می‌کنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار می‌کنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل می‌سازند. فرصت ایران؛ موسیقی به‌عنوان نقشه‌ای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعه‌ای گسترده از ظرفیت‌ها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه می‌تواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه می‌تواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاه‌های سازسازی، آشنایی با آیین‌ها، تجربه خوراک محلی، صنایع‌دستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر می‌تواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوه‌های نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و هم‌زمان جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربه‌ای عمیق و مشارکتی تبدیل می‌کند. با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند برنامه‌ریزی حرفه‌ای است. نبود تقویم بین‌المللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود داده‌های آماری، محدود بودن زیرساخت‌های اجرای استاندارد و نبود بسته‌های گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدی‌تر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنواره‌های محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزش‌های تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانه‌ها، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمع‌بندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیه‌ای یا صرفاً سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار می‌رود. موسیقی می‌تواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچه‌ای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، داده‌های کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که این حوزه می‌تواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و ده‌ها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارش‌دهی، یکی از مهم‌ترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کرده‌اند. برای ایران، موسیقی می‌تواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفت‌وگوی بین‌المللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر به‌درستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه می‌شنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر می‌کنیم، بازتعریف کنیم.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
تدوین نقشه راه نوین آموزش گردشگری و هتلداری کشور

تدوین نقشه راه نوین آموزش گردشگری و هتلداری کشور

گفتگوی ویژه ایتنا با مدیرکل دفتر مطالعات، آموزش و برنامه‌ریزی معاونت گردشگری در خصوص تدوین نقشه راه نوین آموزش گردشگری و هتلداری کشور بخش اول؛ "ولی تیموری" مدیرکل دفتر مطالعات، آموزش و برنامه‌ریزی معاونت گردشگری، در گفتگوی ویژه با خبرنگار ایتنا، از تشکیل شورای راهبری آموزش گردشگری با هدف تدوین نقشه راه توسعه سرمایه انسانی و ارتقای کیفیت آموزش‌های تخصصی خبر داد. شورای راهبری آموزش گردشگری با هدف تدوین نقشه راه توسعه سرمایه انسانی، ارتقای کیفیت آموزش‌های تخصصی و ایجاد تحول در نظام آموزش گردشگری کشور تشکیل شده است. این شورا با حضور ۳۱ عضو تشکیل شده و برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت آموزش گردشگری، هتلداری و صنایع وابسته را با تمرکز بر مهارت‌آموزی، آینده‌پژوهی، استانداردهای شایستگی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین از جمله هوش مصنوعی دنبال می‌کند. ✍️ آرام آریایی | خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری

ایجاد شده: 31/تیر/1405       آخرین ویرایش: 31/تیر/1405     اخبار داخلی
میدان نقش جهان و چالش اسکوترهای برقی

میدان نقش جهان و چالش اسکوترهای برقی

حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان اصفهان، بار دیگر بحث میان کارشناسان میراث فرهنگی و مدیران شهری را درباره حدود استفاده از این فضای ثبت جهانی داغ کرده است؛ موضوعی که میان ضرورت توسعه حمل‌ونقل پاک و الزام حفاظت از یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تاریخی کشور، چالشی جدی ایجاد کرده است. میدان نقش جهان، قلب تپنده اصفهان و یکی از شاخص‌ترین میدان‌های تاریخی جهان، بیش از چهار قرن است که نه‌تنها به‌عنوان شاهکاری از معماری و شهرسازی عصر صفوی شناخته می‌شود، بلکه نمونه‌ای کم‌نظیر از تلفیق زندگی شهری، تجارت، آیین، فرهنگ و هنر ایرانی به شمار می‌رود. میدانی که ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو صرفاً به دلیل شکوه معماری چهار بنای پیرامونی آن نبوده، بلکه سازمان یونسکو این مجموعه را به دلیل حفظ یک نظام شهری منحصربه‌فرد، تداوم حیات اجتماعی و ارزش برجسته جهانی آن به ثبت رسانده است. در دهه‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین رویکردهای مدیریت میراث فرهنگی در شهرهای تاریخی جهان، بازگرداندن عرصه‌های تاریخی به عابران پیاده بوده است. از فلورانس و دوبروونیک گرفته تا بروژ، سالزبورگ، کراکوف و بخش‌های تاریخی پاریس، سیاست مشترک مدیران شهری، کاهش حضور وسایل نقلیه و افزایش امنیت و آرامش شهروندان و گردشگران بوده است. این رویکرد نه‌تنها با هدف حفاظت از کالبد تاریخی دنبال می‌شود، بلکه کیفیت تجربه حضور در میراث جهانی را نیز ارتقا می‌دهد؛ تجربه‌ای که در آن آرامش، امنیت و امکان مکث و تماشای میراث، بخشی از ارزش اثر تاریخی محسوب می‌شود. در ایران نیز طی سال‌های گذشته، میدان نقش جهان به‌تدریج به سمت تقویت رویکرد پیاده‌مداری حرکت کرده است. حذف تردد موتورسیکلت‌ها از عرصه میدان، یکی از مهم‌ترین مطالبات فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و شهروندان بود که پس از سال‌ها پیگیری به نتیجه رسید و بسیاری آن را گامی در راستای حفاظت از مهم‌ترین فضای تاریخی اصفهان ارزیابی کردند. با این حال، طی دو سال گذشته، حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان، بار دیگر بحثی جدی میان کارشناسان میراث فرهنگی، معماران، شهرسازان و مدیران شهری ایجاد کرده است؛ موضوعی که تنها به یک وسیله حمل‌ونقل محدود نمی‌شود، بلکه پرسش‌های مهم‌تری را درباره فلسفه پیاده‌راه، نحوه مدیریت عرصه‌های ثبت جهانی، حقوق عابران پیاده، امنیت گردشگران و نسبت میان توسعه گردشگری و حفاظت از میراث جهانی مطرح می‌کند. اگرچه اسکوترهای برقی در بسیاری از شهرهای جهان به‌عنوان یکی از شیوه‌های حمل‌ونقل پاک شناخته می‌شوند، اما تقریباً در همه این شهرها استفاده از آن‌ها تابع ضوابط سختگیرانه‌ای همچون تعیین مسیر اختصاصی، محدودیت سرعت، نظارت هوشمند، اولویت مطلق عابر پیاده و ممنوعیت ورود به بسیاری از عرصه‌های تاریخی است. از همین رو، کارشناسان معتقدند نمی‌توان صرف وجود اسکوتر در برخی شهرهای اروپایی را دلیلی بر امکان استفاده آزادانه از آن در یک میدان ثبت جهانی دانست؛ زیرا هر فضای تاریخی، اقتضائات حفاظتی و مدیریتی خاص خود را دارد. میدان تاریخی، فضای چندمنظوره است؛ اما نه برای هر نوع فعالیت شعله وحدت‌پور، کنشگر میراث فرهنگی، عضو ایکوموس ایران و دانش‌آموخته دکترای مرمت بناها و بافت‌های تاریخی، در گفت‌وگو با پیام ما با تأکید بر اینکه برداشت‌های امروز از مفهوم چندمنظوره بودن میدان نقش جهان با واقعیت تاریخی آن فاصله دارد، اظهار کرد: میدان نقش جهان از ابتدای شکل‌گیری خود فضایی انعطاف‌پذیر بوده، اما انعطاف‌پذیری هرگز به معنای پذیرش هر نوع کاربری نیست. این میدان در دوره صفوی محل برگزاری بازی چوگان، آیین‌های رسمی، رژه‌های نظامی، جشن‌های حکومتی و مراسم عمومی بوده، اما هیچ‌یک از این کاربری‌ها به صورت همزمان یا بدون برنامه در میدان جریان نداشته است. وی افزود: هر یک از این فعالیت‌ها زمان، نظم و ضابطه مشخصی داشته‌اند و در هنگام برگزاری یک رویداد، سایر فعالیت‌ها متوقف می‌شد. بنابراین استناد به گذشته تاریخی میدان برای توجیه هر نوع استفاده امروزی، برداشت دقیقی از تاریخ شهرسازی ایران نیست. این پژوهشگر حوزه مرمت بناهای تاریخی ادامه داد: حتی در دوره پهلوی که میدان به‌عنوان یک پارک شهری مورد استفاده قرار گرفت نیز این تغییر کاربری به معنای بی‌ضابطه شدن فضا نبود. هیچ‌گاه قرار نبوده است که یک فضای عمومی تاریخی میزبان همه فعالیت‌های ممکن باشد. همان‌گونه که نمی‌توان انتظار داشت همه برنامه‌های ورزشی، تفریحی، آیینی و اجتماعی یک شهر در یک میدان تاریخی متمرکز شود، ورود هر وسیله یا فعالیت جدید نیز نیازمند ارزیابی کارشناسی است. وحدت‌پور با اشاره به حذف موتورسیکلت‌ها از میدان نقش جهان گفت: حدود دو سال و نیم پیش، با مطالبه جدی مردم، فعالان میراث فرهنگی، کسبه بازار و همراهی دستگاه‌های مسئول، تردد موتورسیکلت‌ها از میدان حذف شد و این اقدام، گام مهمی در تبدیل میدان به یک فضای پیاده‌مدار بود؛ فضایی که عابر پیاده بتواند بدون نگرانی، با آرامش و امنیت در آن حرکت کند. وی تصریح کرد: هنوز آثار مثبت این تصمیم به طور کامل نمایان نشده بود که اسکوترها وارد میدان شدند و اکنون همان دغدغه‌هایی که پیش‌تر درباره موتورسیکلت‌ها وجود داشت، با شکل دیگری دوباره در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این بار بسیاری تصور می‌کنند چون اسکوتر وسیله‌ای برقی است، بنابراین حضور آن در یک میدان تاریخی نیز بدون اشکال خواهد بود؛ در حالی که موضوع اصلی صرفاً نوع موتور محرکه نیست، بلکه امنیت، شأن فضای تاریخی و کیفیت حضور عابران است. پیاده‌راه، بدون امنیت معنایی ندارد موضوع حضور اسکوترها در میدان نقش جهان تنها از منظر حفاظت میراث فرهنگی قابل بررسی نیست. این مسئله یکی از موضوعات مهم در ادبیات معاصر شهرسازی و طراحی فضاهای عمومی نیز به شمار می‌رود؛ جایی که میان توسعه شیوه‌های نوین حمل‌ونقل، حقوق عابران پیاده و حفظ کیفیت فضاهای عمومی باید تعادلی پایدار برقرار شود. در بسیاری از شهرهای اروپایی که امروز به‌عنوان الگوی پیاده‌راه‌سازی شناخته می‌شوند، ورود اسکوترهای اشتراکی ابتدا با استقبال روبه‌رو شد، اما افزایش تصادف‌ها، مزاحمت برای عابران، اشغال فضاهای عمومی و کاهش احساس امنیت، مدیران شهری را به سمت تدوین مقررات سختگیرانه‌تر سوق داد؛ مقرراتی که در برخی شهرها حتی به ممنوعیت کامل اسکوتر در بخش‌های تاریخی انجامید و در برخی دیگر تنها استفاده در مسیرهای اختصاصی، با سرعت محدود و تحت نظارت را مجاز دانست. پیروز حناچی، معمار، استاد دانشگاه و از صاحب‌نظران شناخته‌شده حوزه شهرسازی، معتقد است اصل مسئله نه مخالفت یا موافقت با اسکوتر، بلکه نحوه مدیریت حضور آن در قلمرو عمومی است. وی در گفت‌وگو با ما اظهار کرد: دوچرخه و اسکوتر از جمله پدیده‌هایی هستند که طی دو دهه اخیر در بسیاری از شهرهای دنیا گسترش یافته‌اند. البته درباره اسکوتر، به دلیل سرعت بالاتر و ویژگی‌های خاص آن، مسائل ایمنی جدی‌تری مطرح شده است و امروز حتی در کشورهای اروپایی نیز یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث، تدوین مقررات مشخص برای استفاده از این وسایل است. میدان نقش جهان، فضای عبور نیست؛ فضای مکث است حناچی با اشاره به جایگاه ویژه میدان نقش جهان در نظام شهرسازی ایران اظهار کرد: باید به این نکته توجه داشت که کارکرد اصلی چنین میدانی، ایجاد امکان حضور، مکث، تماشا و تعامل اجتماعی است. مردم به میدان نقش جهان نمی‌آیند که صرفاً از نقطه‌ای به نقطه دیگر بروند، بلکه می‌آیند تا از کیفیت فضا، معماری، چشم‌انداز تاریخی و محیط فرهنگی آن استفاده کنند. وی ادامه داد: طبیعی است که همه افراد توانایی پیاده‌روی طولانی ندارند و برخی ممکن است برای جابه‌جایی به وسیله کمکی نیاز داشته باشند، اما این موضوع نیز باید در قالب یک نظام مشخص مدیریت شود. همان‌گونه که درشکه‌های میدان نیز با مسیر مشخص، تعداد محدود و هویت تاریخی خود فعالیت می‌کنند، درباره سایر شیوه‌های جابه‌جایی نیز باید ضابطه وجود داشته باشد. این استاد دانشگاه افزود: اگر تقاضای واقعی برای استفاده از اسکوتر وجود دارد، پیش از هر اقدامی باید بررسی شود که آیا این تقاضا با مأموریت و ظرفیت میدان نقش جهان همخوانی دارد یا خیر. پس از آن نیز باید درباره مسیر حرکت، سرعت مجاز، شیوه نظارت و حقوق عابر پیاده تصمیم‌گیری شود. نمی‌توان اجازه داد کل فضای میدان در اختیار یک وسیله قرار گیرد و بعد انتظار داشت تعارضی میان کاربران مختلف به وجود نیاید. وی با اشاره به تجربه برخی شهرهای اروپایی گفت: در شهرهایی مانند پاریس، توسعه مسیرهای دوچرخه و اسکوتر بر اساس مطالعات شهری، نظرسنجی از شهروندان و ارزیابی آثار آن انجام می‌شود. حتی در آنجا نیز با افزایش حوادث، مقررات سختگیرانه‌تری برای استفاده از اسکوتر وضع شده است. بنابراین اگر از تجربه جهانی سخن می‌گوییم، باید همه ابعاد آن را ببینیم، نه صرفاً حضور این وسیله در برخی خیابان‌ها. میراث جهانی، پیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد آنچه دو دیدگاه پیشین را به یکدیگر نزدیک می‌کند، تأکید بر مفهوم امنیت و کیفیت حضور انسان در عرصه‌های تاریخی است؛ مفهومی که در اسناد بین‌المللی حفاظت از میراث فرهنگی نیز بارها بر آن تأکید شده است. مراکز تاریخی موفق جهان، پیش از آنکه به دنبال افزودن کاربری‌های جدید باشند، تلاش می‌کنند آرامش، خوانایی و هویت تاریخی این فضاها را حفظ کنند. محمدحسین طالبیان، دبیر کمیته ملی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی ایران و معاون پیشین میراث فرهنگی کشور، نیز با همین رویکرد به موضوع نگاه می‌کند. او معتقد است مهم‌ترین وظیفه مدیریت مراکز تاریخی، ایجاد محیطی امن، آرام و متناسب با شأن میراث فرهنگی برای خانواده‌ها، شهروندان و گردشگران است. طالبیان در گفت‌وگو با ما اظهار کرد: در همه کشورهای دنیا تلاش می‌شود مراکز تاریخی تا حد امکان به فضاهایی آرام، ایمن و مناسب برای حضور مردم تبدیل شوند. هر اندازه این فضاها آرام‌تر باشند، هم حرمت تاریخ بهتر حفظ می‌شود و هم کیفیت تجربه بازدیدکنندگان افزایش پیدا می‌کند. وی افزود: هر عاملی که این آرامش را بر هم بزند، باید با نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت میراث فرهنگی صرفاً حفاظت از کالبد بناها نیست، بلکه حفاظت از کیفیت حضور انسان در این فضاها نیز بخشی از مأموریت آن محسوب می‌شود. حفاظت از میراث جهانی، آزمونی برای حکمرانی شهری آنچه از مجموع دیدگاه‌ها برمی‌آید، مخالفت با فناوری یا حمل‌ونقل پاک نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که هر فناوری و هر کاربری باید متناسب با هویت و ظرفیت مکان تاریخی تعریف شود. اکنون پرسش اصلی این است: آیا حضور گسترده اسکوترهای برقی در میدان نقش جهان با فلسفه پیاده‌راه، الزامات حفاظت از یک اثر ثبت جهانی و حق شهروندان برای تجربه آرام و ایمن سازگار است یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در تقابل دیدگاه‌ها باشد، در تدوین ضوابط روشن، مطالعات شهری و گفت‌وگوی میان مدیران شهری، متخصصان میراث فرهنگی و جامعه مدنی نهفته است؛ مسیری که بسیاری از شهرهای تاریخی جهان پیش‌تر پیموده‌اند. ✍🏻 کوروش دیباج؛ روزنامه نگار 

ایجاد شده: 22/تیر/1405       آخرین ویرایش: 22/تیر/1405     مقالات و یادداشت ها
کیش در انتظار بسته حمایتی دولت برای احیای گردشگری

کیش در انتظار بسته حمایتی دولت برای احیای گردشگری

به گزارش هتل نیوز ؛ مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش با تأکید بر اهمیت این جزیره در اقتصاد گردشگری کشور، خواستار تدوین بسته‌های حمایتی ویژه برای دوران پساجنگ شد و گفت: تداوم رونق اقتصادی کیش نیازمند حمایت دولت در حوزه‌های مالیاتی، بیمه تأمین اجتماعی، گمرک و تسهیلات بانکی است. وی با اشاره به نقش گردشگری به‌عنوان موتور محرک اقتصاد جزیره، افزود: حمایت از فعالان اقتصادی، هتل‌ها، مراکز خدماتی و سرمایه‌گذاران می‌تواند روند بازگشت گردشگران و احیای کسب‌وکارهای مرتبط با سفر را تسریع کند. مدیرعامل منطقه آزاد کیش همچنین اجرای طرح تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد در استان هرمزگان را اقدامی مؤثر در جهت توسعه تعاملات اقتصادی، تسهیل رفت‌وآمد و تحقق عدالت اجتماعی دانست و بر ضرورت گسترش ارتباطات میان مناطق آزاد و سرزمین اصلی تأکید کرد. فعالان گردشگری معتقدند اجرای سیاست‌های حمایتی هدفمند می‌تواند جایگاه کیش را به عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری کشور در دوره بازسازی و رونق اقتصادی تقویت کند. 

ایجاد شده: 8/تیر/1405       آخرین ویرایش: 8/تیر/1405     اخبار داخلی
هلدینگ هگتا سازوکارهای جدیدی برای سرمایه‌گذار تدوین کرد

هلدینگ هگتا سازوکارهای جدیدی برای سرمایه‌گذار تدوین کرد

به گزارش هتل نیوز ؛ "منوچهر ناصرالملکی" معاون سرمایه‌گذاری و امور شرکت‌های هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) گفت : هگتا با بازنگری منشور سرمایه‌گذاری، تدوین سازوکارهای جدید و طراحی فرم یکپارچه ارزیابی پروژه‌ها، روند اجرای طرح‌های سرمایه‌گذاری را بر اساس ضوابط جدید ساماندهی کرده است. وی افزود : پروژه‌های توسعه‌ای مهم از جمله ساخت ۵۰ هتل‌آپارتمان در مشهد، توسعه دهکده سلامت، پروژه‌های گردشگری در منطقه آزاد انزلی، آب‌درمانی اردبیل و امکان‌سنجی احداث هتل در خرمشهر در کمیته سرمایه‌گذاری بررسی شده‌اند. ناصر المالکی تاکید کرد : اصلاح ساختار تأمین مالی پروژه‌ها با تکیه بر جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و کاهش وابستگی به منابع داخلی، از مهم‌ترین رویکردهای جدید هگتا در اجرای طرح‌های توسعه‌ای است. او ادامه داد : برگزاری دوره‌های آموزشی تخصصی برای مدیران و پیگیری مصوبات راهبردی سازمان تأمین اجتماعی نیز با هدف ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری و توسعه زیرساخت‌های گردشگری در دستور کار قرار دارد.

ایجاد شده: 7/تیر/1405       آخرین ویرایش: 7/تیر/1405     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...