به گزارش هتل نیوز ؛ "محمد خالد" مدیر فرانتآفیس هتلهای ماریوت بونووی در دبی در مصاحبه ای اختصاصی گفت : بسیاری از مهمانان هنگام ورود به یک اتاق تمیز، انتظار دارند همهچیز بینقص باشد، اما هرگز نمیبینند که همین اتاق تنها ۲۵ دقیقه قبل چه شرایطی داشته است. باقیمانده غذا روی زمین، زبالههای پراکنده، حولههای خیس رهاشده، لکههای لوازم آرایشی روی حولهها و مبلمان، تختهای کاملاً بههمریخته و وسایل شخصی جا مانده، تنها بخشی از صحنهای است که کارکنان خانهداری با آن روبهرو میشوند. با وجود این شرایط، نیروهای خانهداری باید در کوتاهترین زمان ممکن، اتاق را به فضایی کاملاً تمیز، مرتب و آماده پذیرایی از مهمان بعدی تبدیل کنند. خانهداری یکی از سختترین مشاغل صنعت هتلداری است؛ ساعتهای کاری طولانی، جابهجایی وسایل سنگین، فشار مداوم، آمادهسازی پیاپی اتاقها و کار بدون وقفه، بخشی از واقعیت روزانه این حرفه است. با این حال، اگر تنها یک تار مو یا کوچکترین نقصی در اتاق باقی بماند، نخستین فردی که مورد سرزنش قرار میگیرد، خدمتکار اتاق است. اندکی احترام و مهربانی میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند؛ انداختن زبالهها در سطل، جمع کردن وسایل شخصی پیش از خروج، مرتب کردن تخت در صورت امکان، برهم نزدن کامل نظم اتاق، سلام کردن، تشکر یا حتی گذاشتن یک یادداشت کوتاه، رفتارهایی ساده اما ارزشمند هستند. شاید این اقدامات از نگاه مهمانان کوچک به نظر برسد، اما برای یک نیروی خانهداری که ساعتها کار فیزیکی انجام داده، همین رفتارهای ساده ارزش و تأثیر فراوانی دارد. کارکنان خانهداری انسان هستند؛ نه افرادی نامرئی و نه خدمتکارانی که بتوان با نگاهی از بالا با آنها رفتار کرد. آنها هر روز با تلاش فراوان، آسایش و آرامش مهمانان را فراهم میکنند. اتاقهای تمیز هتل با جادو آماده نمیشوند؛ بلکه حاصل تلاش بیوقفه افرادی هستند که در پشت صحنه، با وجود خستگی جسمی، همهچیز را بهموقع برای مهمانان آماده میکنند. احترام و قدردانی هیچ هزینهای ندارد، اما میتواند روز کاری یک نیروی خانهداری را دلگرمکنندهتر و ارزشمندتر کند.
ایجاد شده: 10/تیر/1405 آخرین ویرایش: 10/تیر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ هتل بوتیک Villa Palladio در نزدیکی شهر Jaipur به یکی از شاخصترین و متفاوتترین هتلهای لوکس هند تبدیل شده است. این مجموعه ۹ اتاقه به ابتکار «باربارا میولینی» کارآفرین سوئیسی-ایتالیایی و «ماری-آن اودجانس» طراح هلندی شکل گرفته و با تلفیق معماری سنتی راجستانی و عناصر طراحی ایتالیایی، یک ملک سلطنتی قدیمی را به فضایی منحصربهفرد با دیوارهای سرخرنگ، نقاشیهای دستساز، حیاطهای مرمری و دکوراسیونی چشمگیر تبدیل کرده است. ویلا پالادیو که از آن با عنوان «رویای ایتالیایی–هندی» یاد میشود، به دلیل هویت بصری متمایز خود در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفته و موفق به دریافت Michelin Key شده است. کارشناسان معتقدند ویلا پالادیو نمونهای از روند جدید هتلداری لوکس در جهان است؛ رویکردی که در آن طراحی، روایتپردازی و هویت بصری، نقشی همتراز با کیفیت خدمات و تجربه اقامت ایفا میکنند.
ایجاد شده: 3/تیر/1405 آخرین ویرایش: 3/تیر/1405 اخبار خارجی
هتل پنج ستاره لاکس یکی از جدیدترین هتل های جزیره کیش می باشد که به زودی افتتاح خواهد شد. این پروژه با هدف خلق فضایی شیک، مدرن و با جلوهای بینظیر، برای مهمانانی طراحی شده که انتظار تجربهای لوکس و فراموشنشدنی را دارند. در طراحی داخلی این هتل، تلاش شده است تا با بهرهگیری از متریالهای درجه یک، رنگبندیهای هماهنگ و نورپردازی حرفهای، فضایی ایجاد شود که علاوه بر تجمل، حس راحتی و آرامش را نیز به مهمانان منتقل کند. استفاده از جزئیات ظریف و طراحیهای سفارشی، به همراه مبلمان و دکورهای خاص، هتل لاکس را به نمادی از شکوه و زیبایی در جزیره کیش تبدیل کرده است. این هتل از سال ۱۳۹۵ در زمینی به مساحت ۸۸۵۶ متر مربع با زیر بنای ۱۶۰۰۰ متر مربع ساخته شده است. ساختمان این هتل دارای سه رستوران در فضای بسته و یک رستوران در محوطه هتل ، سالن ورزشی، اتاق ماساژ ، مرکز خرید و ۱۷۷ واحد اقامتی می باشد.
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405 اخبار داخلی
یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: 26/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز ؛ هتل گرند حیات سنگاپور با توجه به افزایش علاقه مسافران به ورزش و سبک زندگی سالم، امکانات جدیدی را برای علاقهمندان به ورزش «هایروکس» فراهم کرده است. این هتل که پیش از این تنها دارای یک باشگاه بدنسازی معمولی بود، اکنون بخشی از فضای خود را به تمرینات ویژه هایروکس اختصاص داده است. در مسابقات هایروکس، شرکتکنندگان هشت مرحله دویدن یک کیلومتری را همراه با هشت تمرین مختلف از جمله کشیدن سورتمه، حمل وزنه و حرکات استقامتی انجام میدهند. مدیران هتل معتقدند بسیاری از مسافران هنگام انتخاب محل اقامت، به امکانات ورزشی و سلامتی نیز توجه ویژهای دارند. به همین دلیل، گرند حیات تلاش کرده است تا علاوه بر خدمات اقامتی، فضایی مناسب برای تمرین، ریکاوری و حفظ آمادگی جسمانی میهمانان خود فراهم کند. این اقدام نشاندهنده روند رو به رشد توجه هتلهای بزرگ جهان به گردشگری ورزشی است.
ایجاد شده: 23/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 23/خرداد/1405 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز ؛ " احمد ساعیان " مدیرعامل گروه هتلهای هما در آئین رونمایی از دستاوردها، امکانات و ظرفیت های آموزشی مدرسه هتلداری هما گفت : مدرسه هتلداری هما پس از آغاز فعالیتهای اجرایی خود در مهرماه ۱۴۰۴، اکنون به مرحله جذب و ثبتنام فراگیران در رشته هتلداری رسیده است. وی افزود : این پروژه آموزشی در شرایطی به سرانجام رسیده که کشور طی ماههای گذشته با چالشها و بحرانهای مختلف از جمله شرایط جنگی و ناپایداریهای ناشی از آن مواجه بوده است. او خاطر نشان کرد : علاوه بر آغاز فرآیند پذیرش هنرجویان، برنامه توسعه و راهاندازی شعب جدید مدرسه در مناطق شمالی و جنوبی کشور نیز در دستور کار قرار دارد. ساعیان ادامه داد : مدرسه هتلداری هما حاصل مشارکت گسترده شرکتهای فعال صنعت هتلداری است؛ بهگونهای که بیش از ۶۰ درصد هزینههای راهاندازی و تجهیز این مرکز آموزشی از سوی این شرکتها تأمین شده است. وی گفت : همچنین بخش قابل توجهی از تجهیزات مورد نیاز مدرسه از طریق ظرفیتهای موجود در هتلهای تابعه تأمین و به چرخه آموزشی وارد شده است. مدیرعامل گروه هتلهای هما در پایان گفت : این مرکز آموزشی در فضایی به مساحت یکهزار و ۴۰۰ مترمربع راهاندازی شده و شامل پنج کارگاه تخصصی، شش کلاس آموزش تئوری، سالن همایش و سایر فضاها و تجهیزات مورد نیاز برای آموزش استانداردهای حرفهای هتلداری است.
ایجاد شده: 20/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 20/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم، مراسم جشنی با حضور خانوادههای اسکانیافته در هتل هما تهران برگزار شد. این مراسم با هدف ایجاد فضایی صمیمی و شاد برای خانوادههایی برگزار شد که در پی خسارات ناشی از جنگ و تخریب منازل خود، به صورت موقت در هتل هما تهران اسکان یافتهاند. در این برنامه، میهمانان ضمن بهرهمندی از برنامههای فرهنگی و شاد، عید غدیر را در فضایی دوستانه و خانوادگی گرامی داشتند.
ایجاد شده: 16/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 16/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ همزمان با فرارسیدن ۲۷ اردیبهشتماه، روز ارتباطات و روابطعمومی، گردهمایی مدیران روابطعمومی سازمان تأمین اجتماعی و مجموعههای تابعه به میزبانی هتل هما تهران برگزار شد. در این نشست، نوروزپور مشاور مدیرعامل و مدیرکل روابطعمومی سازمان تأمین اجتماعی، به همراه جمعی از مدیران این سازمان حضور داشتند و مدیران روابطعمومی ادارات، شرکتها و مجموعههای زیرمجموعه، گزارشی از عملکرد، برنامهها و اقدامات رسانهای و ارتباطی خود ارائه کردند. نوروزپور در این گردهمایی ضمن تبریک روز ارتباطات و روابطعمومی، بر نقش راهبردی روابطعمومیها در ایجاد ارتباط مؤثر میان سازمان و مخاطبان تأکید کرد و توسعه سرمایه اجتماعی، اطلاعرسانی صحیح، بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی و تقویت تعاملات رسانهای را از مهمترین ضرورتهای این حوزه برشمرد. این نشست در فضایی تخصصی و صمیمی برگزار شد و فرصتی برای تبادل تجربیات، بررسی ظرفیتهای ارتباطی و توسعه همکاری میان مدیران روابطعمومی مجموعههای تابعه سازمان تأمین اجتماعی فراهم کرد. در پایان نیز مدیرکل روابطعمومی سازمان تأمین اجتماعی ابراز امیدواری کرد برگزاری این گردهماییها بهصورت ماهانه ادامه یافته و هر بار میزبانی آن بر عهده یکی از شرکتها و مجموعههای زیرمجموعه قرار گیرد.
ایجاد شده: 2/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 2/خرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز ؛ "انوشیروان محسنیبندپی" معاون گردشگری کشور در همایش ملی بوم گردی گفت : دولت با رویکردی توسعهمحور و مبتنی بر عدالت فضایی، حمایت از بومگردیها و گردشگری روستایی را از اولویتهای راهبردی خود قرار داده و در این مسیر برنامههای اجرایی متعددی را دنبال میکند. وی افزود : ایجاد میز تخصصی گردشگری روستایی از مهمترین اقدامات دولت چهاردهم برای انسجامبخشی به سیاستها، تسهیل فرآیندهای حمایتی و تقویت ظرفیتهای بومی در این حوزه است. محسنی بند پی ادامه داد : با پیگیریهای وزیر میراثفرهنگی، مجموعهای از اقدامات زیرساختی برای توانمندسازی جوامع محلی و توسعه بومگردیها در دستور کار قرار گرفته که میتواند آینده گردشگری روستایی را متحول کند. او با بییان اینکه گردشگری روستایی از پایدارترین بخشهای صنعت گردشگری است و بومگردیها علاوه بر نقش اقتصادی، کانون حفظ هویت، فرهنگ، آیینها و سبک زندگی بومی به شمار میروند تاکید کرد : توسعه این بخش موجب ایجاد اشتغال پایدار، توزیع متوازن فرصتهای اقتصادی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان و حتی تحقق مهاجرت معکوس خواهد شد. معاون گردشگری در پایان گفت : بومگردیها همچنین جلوهای زنده از فرهنگ و زیباییشناسی ایرانی هستند و نقش مهمی در معرفی تصویر واقعی و تمدنی ایران به گردشگران داخلی و خارجی دارند.
ایجاد شده: 30/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 30/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
علی حسنلو، معاون گردشگری منطقه آزاد کیش در مصاحبه ای اختصاصی با فلای نیوز به تشریح جایگاه کیش ایر در توسعه گردشگری جزیره کیش و مناطق آزاد پرداخت. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است : ۱. جایگاه استراتژیک کیش در نقشه گردشگری و تراز اقتصادی جزیره کیش امروز با دارا بودن بیش از ۱۲ هزار کسبوکار فعال و ثبت آمار خیرهکننده بیش از ۳ میلیون نفر شب اقامت در سال، به نقطهای از بلوغ رسیده است که هرگونه تصمیمگیری برای زیرساختهای آن، ابعادی ملی پیدا میکند. واقعیت جغرافیایی و اقتصادی کیش ایجاب میکند که ما نگاهی متفاوت به مقوله حملونقل داشته باشیم. در این جزیره، فرودگاه و شرکت هواپیمایی اختصاصی، صرفاً ابزارهای جانبی نیستند، بلکه ستون فقرات و شریان اصلی حیات اقتصادی محسوب میشوند. تداوم و رشد آمار اقامت و فعالیت کسبوکارهای بزرگ و کوچک، مستقیماً به پایداری خطوط پروازی گره خورده است. بر همین اساس، صیانت از جایگاه «کیشایر» و بازتعریف نقش آن در بدنه مدیریتی منطقه، یک ضرورت برای حفظ این سرمایه عظیم ملی و استمرار خدماترسانی به زائران و گردشگران است. ۲. بازخوانی تجربه موفق مدیریت پروازی در جشنوارههای تابستانی یکی از درخشانترین الگوهای مدیریتی که ضرورت وجود یک ایرلاین اختصاصی تحت فرمانِ مقصد را اثبات میکند، تجربه جشنوارههای تابستانی کیش است. در سنواتی که کیشایر تمام توان و ناوگان خود را در مسیر جزیره متمرکز کرد، ما شاهد یک تحول بیسابقه بودیم. در حالی که ماههای شهریور و مهر در تقویم گردشگری ایران به عنوان فصل کمتقاضا یا «لو-سیزن» شناخته میشدند و ایرلاینهای دیگر تمایلی به برقراری پروازهای گسترده نداشتند، کیشایر با نگاه استراتژیک وارد میدان شد. نتیجه این اقدام، شکستن رکوردهای تاریخی ورود مسافر در این دو ماه بود. این تجربه نشان داد که وقتی ابزار پرواز در اختیار برنامهریزِ مقصد باشد، میتوان حتی در سختترین شرایط فصلی، جریان گردشگری را برقرار نگه داشت و از خروج ارز جلوگیری کرد. ۳. منطق اقتصادی «سرمایهگذاری در تقاضا» به جای نگاه سودمحورِ آنی تحلیل اقتصادی دقیق رفتار کیشایر در شروع کمپینها، درسهای بزرگی برای مدیریت کلان دارد. در ابتدای هر جشنواره بزرگ، ممکن است در ۵ یا ۶ روز نخست، ایرلاین به دلیل جاری نشدن کاملِ جریان مسافر، متحمل هزینهها یا ضررهای مقطعی شود. اما این یک «ضرر» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری هوشمندانه» است. پس از این دوره کوتاه گذار، تقاضا به قدری افزایش مییابد که تا سه ماه بعد، نه تنها پروازها به لودِ ۱۰۰ درصدی میرسند، بلکه تقاضا از ظرفیت موجود پیشی میگیرد. اگر ما ایرلاین اختصاصی نداشته باشیم، در چنین مواقعی با پدیدهای مواجه میشویم که در ایام نوروز در کل کشور دیده میشود؛ یعنی ایجاد تقاضای زیاد بدون وجود پرواز کافی که نتیجهای جز گرانی بلیت و نارضایتی مسافر ندارد. اما با وجود کیشایر، ما میتوانیم این تقاضا را مدیریت کرده و تعادل قیمتی را حفظ کنیم. ۴. ضرورت استقلال پروازی برای توراپراتورها و فعالان گردشگری فعالان اقتصادی و توراپراتورهای جزیره کیش به عنوان بازوان اجرایی صنعت گردشگری، نیازمند فضایی امن و پیشبینیپذیر برای طراحی پکیجهای سفر هستند. وقتی یک برنامه بزرگ گردشگری تدوین میشود، توراپراتور باید اطمینان داشته باشد که پرواز به عنوان اصلیترین رکن سفر، در اختیار اوست. وابستگی به تصمیمات ایرلاینهای دیگر که اولویتهایشان لزوماً با اولویتهای جزیره همسو نیست، باعث میشود مسافر در میانه راه دچار زحمت و بلاتکلیفی شود. وجود کیشایر این اطمینانخاطر را ایجاد میکند که برنامههای گردشگری معطلِ پرواز نمیمانند. این همان نقطهای است که ما از آن به عنوان «رفاه مسافر» و «تسهیلگری در سفر» یاد میکنیم؛ هدفی که تنها با یک مدیریت منسجم و اختصاصی محقق میشود. ۵. الگوبرداری از استانداردهای موفق جهانی (امارات، ترکیه، سنگاپور) نگاهی به کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان میدهد که آنها از دههها پیش، مدل «ایرلاین در خدمت مقصد» را پیادهسازی کردهاند. هواپیمایی امارات، ترکیش ایرلاینز و سنگاپور ایرلاینز، نمونههای برجستهای هستند که ثابت کردهاند توسعه یک منطقه جغرافیایی بدون وجود یک بالِ هوایی قدرتمند و هماهنگ با سیاستهای توسعهای آن منطقه، امکانپذیر نیست. این ایرلاینها نه تنها سودآور هستند، بلکه باعث رونق چندبرابری هتلها، بازارهای تجاری و خدمات رفاهی در کشورهای خود شدهاند. کیشایر برای ما، دقیقاً چنین نقشی را ایفا میکند. ما باید با الگوبرداری از این مدلهای موفق، جایگاه کیشایر را به عنوان یک توسعهدهنده ملی (Developer) تثبیت کنیم. ۶. تعیین تکلیف مدیریتی؛ گامی به سوی نوسازی ناوگان موضوع تعیین تکلیف نهایی وضعیت مالکیت و مدیریت کیشایر، کلیدِ اصلی شروع فرآیند نوسازی و بهسازی ناوگان است. در دورانی که شرکت در وضعیت واگذاری قرار داشت، به دلیل ملاحظات قانونی و اداری، امکان برخی سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی هواپیماها با چالش روبرو بود. اکنون که ضرورت بازگشت این شرکت به آغوش سازمان منطقه آزاد و یا تعیین تکلیف قطعی آن توسط نهادهای ذیربط مورد وفاق کارشناسان است، میتوان امیدوار بود که با یک مدیریت پایدار، ناوگان فرسوده بازسازی شده و هواپیماهای جدید به خطوط پروازی اضافه شوند. این اقدام نه تنها ایمنی و کیفیت پروازها را بالا میبرد، بلکه هزینههای نگهداری را کاهش داده و راندمان اقتصادی شرکت را افزایش میدهد. ۷. کیشایر؛ قطب پروازی و پیونددهنده مناطق آزاد جنوب یکی از ایدههای تحولآفرین، تبدیل کیشایر به محور سوددهی و خدماترسانی در کل مناطق آزاد کشور، به ویژه در پهنه جنوب است. جزیره قشم به عنوان مکمل گردشگری کیش، پتانسیلهای بینظیری دارد که میتواند در کنار کیش، یک قطب بزرگ گردشگری در خلیج فارس ایجاد کند. کیشایر میتواند با برقراری پروازهای منظم بین این دو جزیره و همچنین مسیرهای بینالمللی، نقش یک «هاب هوایی» را ایفا کند. این همافزایی باعث میشود که گردشگران خارجی با یک بلیت بتوانند از ظرفیتهای متنوع هر دو منطقه بهرهمند شوند. این نگاهِ شبکهای به مناطق آزاد، باعث ارتقای تراز تجاری و گردشگری کل استان هرمزگان و ایران خواهد شد. ۸. ظرفیتسازی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی نکته قابل تامل این است که بخش خصوصیِ هوشمند و آگاه جزیره کیش، آمادگی خود را برای مشارکت در سهام و توسعه کیشایر اعلام کرده است. فعالان اقتصادی جزیره به خوبی درک کردهاند که رونق کسبوکارهایشان با بالهای کیشایر پیوند خورده است. این اشتیاق برای سرمایهگذاری، فرصت بینظیری را پیش روی حاکمیت قرار میدهد تا با مدلی از مشارکت عمومی-خصوصی ، کیشایر را به مدرنترین شرکت هواپیمایی منطقه تبدیل کند. وقتی ذینفعان اصلی در مدیریت و مالکیت شریک باشند، دلسوزی و دقت در بهرهوری به بالاترین سطح خود میرسد. ۹. حمایتهای قانونی و همراهی نمایندگان مجلس برای تحقق این چشمانداز روشن، همراهی و حمایت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، به ویژه نمایندگان دلسوز استان هرمزگان، نقشی کلیدی دارد. تبیین ضرورتهای حیاتی کیشایر در جلسات تخصصی و ایجاد بسترهای قانونی برای تسهیل بازگشت شرکت به سازمان یا مشارکت بخش خصوصی، مطالبهای است که از سوی جامعه بزرگ ۱۲ هزار نفری کسبوکارهای کیش مطرح میشود. ما اطمینان داریم که با نگاه ملی نمایندگان، کیشایر میتواند به عنوان الگویی موفق از مدیریت زیرساختی در مناطق آزاد به فعالیت خود ادامه دهد و بستر رقابت بینالمللی ایران در حوزه گردشگری را فراهم آورد. ۱۰. نتیجهگیری و چشمانداز توسعه هوایی در نهایت، باید بر این نکته تأکید کرد که کیش برای ماندن در سطح اول گردشگری منطقه، راهی جز داشتن یک مدیریتِ هوشمند، یکپارچه و مستقل در حوزه هوانوردی ندارد. کیشایر، تنها یک شرکت هواپیمایی نیست؛ بلکه نماد قدرت اجرایی و برنامهریزی جزیره برای جذب مسافر و رونقبخشی به اقتصاد ملی است. با تعیین تکلیف قطعی و بازگشت این شرکت به چرخه عملیاتی سازمان منطقه آزاد، میتوانیم با اطمینان به سمت افقهای جدید حرکت کنیم، مسیرهای پروازی بینالمللی را بازگشایی کنیم و بار دیگر شاهد رکوردهای درخشان ورود گردشگر باشیم. آینده کیش، روشن است و کیشایر، بالِ پرواز به سوی این آینده درخشان خواهد بود. ✍🏻 مریم کاظمی زاده - خبرنگار
ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405 آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405 اخبار داخلی
گردشگری از جمله صنایعی است که بیش از بسیاری از بخشهای اقتصادی، به امنیت، ثبات و اعتماد عمومی وابسته است. هرگاه کشوری وارد شرایط جنگی یا فضای پرتنش امنیتی میشود، نخستین اثر آن بر ذهنیت مردم، سرمایهگذاران و گردشگران دیده میشود. در چنین فضایی، سفر دیگر یک فعالیت عادی، برنامهپذیر و آرامشبخش تلقی نمیشود، بلکه به تصمیمی پرریسک و وابسته به شرایط روز تبدیل میگردد. ایران نیز در مقاطع مختلف تاریخی، تجربه چنین وضعیتی را داشته و صنعت گردشگری آن از این تحولات عمیقاً تأثیر پذیرفته است. شرایط جنگی پیش از آنکه مستقیماً زیرساختهای گردشگری را هدف قرار دهد، بر «تصویر مقصد» اثر میگذارد. در صنعت گردشگری، تصویر ذهنی یک کشور گاهی از واقعیت میدانی نیز مهمتر است. حتی اگر همه شهرهای یک کشور درگیر نباشند، باز هم انتشار اخبار جنگ، ناامنی یا تنش نظامی میتواند کل کشور را در نگاه گردشگر خارجی به عنوان مقصدی پرخطر معرفی کند. این مسئله برای ایران نیز بهویژه در مقاطع بحرانی سبب شده است که بسیاری از گردشگران بالقوه، برنامه سفر خود را لغو یا به تعویق بیندازند. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر گردشگری ایران، کاهش محسوس گردشگران ورودی است. گردشگر خارجی معمولاً در انتخاب مقصد، بیش از هر چیز به امنیت، دسترسی، ثبات سیاسی و امکان پیشبینی شرایط توجه میکند. وقتی کشوری در فضای جنگی قرار میگیرد، شرکتهای گردشگری بینالمللی، رسانهها، بیمهگران و حتی خطوط حملونقل نیز با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. در نتیجه نهتنها ورود گردشگر کمتر میشود، بلکه شبکههای پشتیبان سفر نیز تضعیف میشوند و این امر ضربهای چندلایه به توسعه گردشگری وارد میکند. در سطح داخلی نیز جنگ موجب تغییر جدی در الگوی سفر میشود. در شرایطی که جامعه با اضطراب، نااطمینانی و فشار اقتصادی روبهرو است، سفرهای تفریحی اولویت خود را از دست میدهند. خانوادهها بودجههای غیرضروری را کاهش میدهند و تمایل به سفرهای طولانی، پرهزینه یا غیرضروری کم میشود. این موضوع باعث میشود توسعه گردشگری داخلی نیز از مسیر طبیعی خود خارج شود و بسیاری از مقاصد گردشگری با افت تقاضا، کاهش اقامت و رکود خدمات مواجه شوند. از سوی دیگر، شرایط جنگی بر سرمایهگذاری در صنعت گردشگری نیز اثر منفی میگذارد. توسعه گردشگری نیازمند افق روشن، ثبات نسبی، امنیت سرمایه و پیشبینیپذیری بازار است. اما جنگ این مؤلفهها را تضعیف میکند. وقتی سرمایهگذار آینده روشنی برای بازگشت سرمایه نبیند، پروژههای هتلی، اقامتی، تفریحی و حملونقلی متوقف یا کند میشوند. در چنین وضعیتی، گردشگری از یک حوزه توسعهمحور به بخشی پرریسک تبدیل میشود که در اولویت دوم یا سوم سرمایهگذاران قرار میگیرد. هتلداری نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی گردشگری، در دوران جنگ دچار تغییر کارکرد میشود. هتلها که در شرایط عادی باید میزبان گردشگران داخلی و خارجی باشند، در فضای جنگی ممکن است با کاهش شدید مسافر تفریحی روبهرو شوند. برخی از آنها ناچار میشوند خدمات خود را به گروههای دیگری مانند کارکنان سازمانی، نیروهای امدادی، خبرنگاران، یا مسافران ضروری ارائه دهند. به این ترتیب، صنعت هتلداری از مسیر معمول توسعه خود فاصله میگیرد و بیشتر به سمت بقا و تطبیق با شرایط اضطراری حرکت میکند. جنگ همچنین توسعه متوازن جغرافیایی گردشگری را مختل میکند. در شرایط عادی، برنامهریزی گردشگری بر توزیع سفر، معرفی مقاصد جدید و توسعه منطقهای استوار است. اما در فضای جنگی، برخی مناطق بهکلی از چرخه سفر خارج میشوند و تمرکز بر شهرها و مناطق امنتر افزایش مییابد. این تمرکز ناهمگون، از یک سو فشار مضاعفی بر برخی مقاصد وارد میکند و از سوی دیگر، فرصت رشد را از مناطقی میگیرد که میتوانستند در شرایط عادی نقش مهمی در اقتصاد گردشگری کشور ایفا کنند. در کنار این آسیبها، جنگ گاه سبب میشود مفهوم «تابآوری» در صنعت گردشگری جدیتر گرفته شود. بحرانهای شدید، بازیگران این صنعت را وادار میکنند که به مدیریت ریسک، برنامهریزی بحران، تنوعبخشی به بازار هدف و انعطاف در خدمات بیشتر توجه کنند. برای ایران نیز تجربه شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن میتواند به درسی مهم برای بازتعریف مدل توسعه گردشگری تبدیل شود؛ مدلی که فقط بر شرایط ایدهآل متکی نباشد، بلکه توان مقاومت در برابر شوکها را نیز داشته باشد. نکته مهم این است که جنگ صرفاً گردشگری را متوقف نمیکند، بلکه مسیر توسعه آن را تغییر میدهد. یعنی به جای آنکه صنعت گردشگری بر پایه رشد تدریجی، جذب گردشگر خارجی، گسترش برند مقصد و توسعه زیرساختها پیش رود، بیشتر درگیر حفظ وضع موجود، مدیریت بحران و جبران خسارت میشود. این تغییر مسیر، باعث عقبماندن از رقابت منطقهای و جهانی نیز میگردد، زیرا سایر کشورها در حال توسعه محصولات، خدمات و تصویر برند خود هستند، در حالی که کشور درگیر بحران بیشتر انرژی خود را صرف حفظ پایداری میکند. در نهایت، میتوان گفت شرایط جنگی در ایران، صنعت گردشگری را نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از منظر راهبردی نیز تحت تأثیر قرار داده است. جنگ باعث کاهش تقاضا، تضعیف تصویر مقصد، توقف سرمایهگذاری، تغییر الگوی سفر و اختلال در توسعه زیرساختها میشود. با این حال، همین تجربه میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستهای گردشگری باشد. اگر توسعه گردشگری ایران قرار است در آینده مسیر پایدارتری طی کند، باید از تجربه جنگ و بحران بیاموزد که امنیت، اعتماد، تابآوری و مدیریت هوشمندانه، پایههای اصلی رشد این صنعت هستند. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 27/فروردین/1405 آخرین ویرایش: 27/فروردین/1405 مقالات و یادداشت ها
در میانه تبلیغات رنگین آژانسها برای فروش بستههای سفر به خانوادهها، جریان دیگری از گردشگری در حال شکلگیری است که ادعا میکند نه فروشنده مقصد، که خالق تجربه است . اینجا پای صحبت مدیر مجموعهای نشستهایم که میگوید مأموریتش، فراتر بردن کودکان از دیوارهای کلاس درس و کهنهکتابهای درسی است؛ سفری که در آن هیچ چیز مستقیماً آموزش داده نمیشود، اما همه چیز آموخته میشود . از سمی نبودن رتیل تا شکستن کلیشههای جنسیتی در حین آماده کردن ناهار در دل جنگل . این گزارش، روایتی از دنیای گردشگری کودک است؛ عرصهای که فعالانش باور دارند در حال پرورش نسلی نویناند، اما از جایی در حاشیه و با چالشهای بسیار فریاد میپرسند کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ یادگیری در سایه تجربه علی چراغی،موسس و مدیر عامل مجموعه مانوژا، که برگزاری تورهای طبیعتگردی و تجربهگرا برای کودکان و نوجوانان را تخصص خود میداند، در همان ابتدا فلسفهکارش را با صراحت مشخص میکند: ما در مانوژا، به صورت مستقیم هیچ چیزی را به بچهها آموزش نمیدهیم . بچهها به قدر کافی در خانه و مدرسه، در حال شنیدن محفوظات هستند . این جمله، کلیدی است برای فهم آنچه در ادامه میآید . رویکرد او، آموزش غیرمستقیم و از طریق طرح معما و کشف است . مفاهیمی مانند حفظ محیط زیست یا نریختن زباله، نه به عنوان یک امر اخلاقی دستوری، که به عنوان بخشی جداییناپذیر از یک ماجراجویی شیرین به کودکان ارائه میشود . او توضیح میدهد: در کمپهای گردشگری کودک و نوجوان، تجربیاتی به دست میآورند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . هدفمندی؛ پشت صحنه هر سفر اما این سفرهای به ظاهر خودجوش،برنامهریزی دقیقی در پشت صحنه دارند . چراغی میگوید: ما قبل از سفر، با مربیان و حتی والدین جلساتی برگزار میکنیم که قرار است در این سفر چه مفاهیمی آموزش داده شود . این مفاهیم بر اساس مقصد مشخص میشود . اینجاست که سفر از یک گردش ساده فراتر میرود و به یک ابزار آموزشی هدفمند تبدیل میشود . خروجی این سفرها، تغییر نگرش کودکان به دنیای اطرافشان است: بعد از سفرهای ما بچهها این درک را دارند که عنکبوتها و رتیلها سمی نیستند، یا نباید به قارچها در طبیعت دست زد چون ممکن است سمی باشند . در برنامهها، بچهها با ردپاها و بقایای به جا مانده از حیوانات آشنا میشوند و از طریق مشاهده عینی، با چرخه زندگی جانوران پیوند میخورند . لذت؛ دروازه یادگیری با این همه،چراغی بر یک اصل پای میفشارد: من معتقدم هر سفری که قرار است برای بچهها برگزار کنیم، باید چیزی به بچهها بیاموزد، وگرنه بچهها میتوانند با خانوادهشان سفر بروند . اما معتقدم قبل از هر چیزی باید در اردو یا سفر، به بچهها خوش بگذرد . این همان نقطه طلایی ارتباط است . وقتی حس خوشایند یک تجربه در کودک ایجاد شود، دیوارهای دفاعی فرو میریزد و ذهن مشتاقانه برای دریافت دانش جدید گشوده میشود . وقتی حس خوشایند تجربه برای بچهها ایجاد شود، آنوقت میشود یادگیری را آغاز کرد . شکستن دیوارهای نامرئی یکی از جذابترین بخشهای فعالیت مانوژا،به چالش کشیدن کلیشههای فرهنگی در حضور خود کودکان و والدین است . چراغی نمونهای عینی تعریف میکند: در یکسری از اردوها که بچهها با والدین آمده بودند، تمرینی ترتیب دادیم: مرغ خام، فویل، زغال و لوله بخاری را در اختیارشان قرار دادیم تا خانوادهها برای خود ناهار آماده کنند، با این شرط که آتش را مادرها آماده کنند و مرغ را پدرها . نتیجه اما قابل تأمل بود: نکته عجیب و جالب این بود که پدرها اجازه آمادهسازی آتش توسط مادرها را نمیدادند و خودشان هم غذا را آماده نکردند . انگار داشتند در برابر تغییر یک ذهنیت مقابله میکردند و بچهها شاهد این موضوع بودند . این صحنه، نمایشی از مقاومت در برابر تغییر نقشهای سنتی بود؛ مقاومتی که کودکان به وضوح آن را میدیدند و درس میگرفتند . چراغی تأکید میکند: این چالشها را در مقابل خانوادههای سنتی بیشتر حس میکنیم . از هتل پنج ستاره تا چادر زیر ستارگان این چالشها تنها به نقشهای جنسیتی محدود نیست،بلکه سبک زندگی را نیز در بر میگیرد . ما در سفرهایمان خانوادههایی را داریم که در کمتر از هتل پنج ستاره اقامت نمیکنند، اما ما آنها را برای کمپ کردن به جنگل میبریم و بچهها با همراهی خانواده چادر برپا میکنند . این تجربه، خود یک درس بزرگ است؛ درسی درباره سادگی، قناعت و لذتهای بیپیرایه زندگی که در دل طبیعت نهفته است . حتی بازدید از بناهای تاریخی مانند کاروانسراها نیز با همین رویکرد انجام میشود: بعد از چند بازدید، دیگر بچهها ویژگی معماری کاروانسراها را تشخیص میدهند . ما با آنها درباره تاریخچه و ارتباط کاروانسراها توضیح میدهیم و بچهها اینها را میآموزند . آموزش غیرمستقیم بیشترین بازدهی را دارد . انتخاب همسفر؛ چالشی در مدیریت انتظارات این سطح از حساسیت در برنامهریزی،طبیعتاً به گزینش دقیق شرکتکنندگان نیز منجر میشود . چراغی میگوید: ما ترجیح میدهیم سفرها را برای خانوادههایی برگزار کنیم که کار گردشگری کودک را درک میکنند . در غیر این صورت در حین اجرای برنامه با خانوادهها دچار چالش میشویم . انتخاب تسهیلگر یا مربی کودک نیز با وسواس فراوان انجام میگیرد: این کار جزئیات مهمی دارد، بنابراین باید از افراد متخصص و علاقهمند بهره ببریم . آنها نه راهنمای تور، که تسهیلگر تجربههای کودکانهاند . گردشگری کودک؛ غریبه آشنا در نقشه توسعه در نهایت،چراغی بزرگترین چالش این مسیر را ساختاری و کلان میداند: بزرگترین چالش ما این است که هیچ توجهی به گردشگری کودک و نوجوان نمیشود . ما داریم یک نسل را آموزش میدهیم . اما کجای برنامههای کلان گردشگری هستیم؟ این پرسش، پرسش اصلی همه فعالان این عرصه است . سرمایهگذاری بر آینده؛ فوایدی فراتر از سفر اهمیت این کار زمانی آشکار میشود که به فواید آن در مقیاس کلان نگاه کنیم .توجه جدی به گردشگری کودک، در حقیقت سرمایهگذاری هوشمندانه بر روی بنیادیترین رکن توسعه پایدار، یعنی نسل آینده است . این نوع از گردشگری، فرصتی است برای پرورش شهروندانی با درک عمیقتر از محیط زیست، تاریخ و فرهنگ بومی . کودکانی که از همان سالهای نخست زندگی، لمس کردن پوست درختان، شنیدن صدای جریان رودخانه و درک نظم حاکم بر یک بنای تاریخی را تجربه میکنند، در بزرگسالی نه به عنوان ناظرانی بیتفاوت، که به عنوان حامیان و مدافعان آگاه و دلسوز طبیعت و میراث فرهنگی خود عمل خواهند کرد . این سفرها، دانشی را در وجود آنان تزریق میکند که ماندگار و تبدیل به بخشی از هویت آنان میشود . از سوی دیگر، گردشگری کودک به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی عمل میکند . خارج شدن از حباب امن و آشناى روزمره، کودکان را در موقعیتهای جدیدی قرار میدهد که مستلزم سازگاری، حل مسئله، کار گروهی و تعامل با همسالان در فضایی غیررقابتی است . این تجربیات، نه تنها اعتمادبهنفس آنان را افزایش میدهد، بلکه هوش هیجانی و توانایی مواجهه با موقعیتهای غیرمنتظره را در آنان تقویت میکند . در مقیاسی کلان، این فرآیند به پرورش نسلی با نشاطتر، خلاقتر، اجتماعیتر و تابآورتر منجر میشود که میتواند موتور محرکه توسعه همهجانبه کشور باشد . آینده در هاله ای از امید با این همه،چراغی خوشبین است و نشانههایی از تحول میبیند: حس میکنم کمکم در وزارتخانه دارد اتفاقات خوبی میافتد . با اینکه جشنواره گردشگری کودک با بینظمی و تغییر تاریخ متعدد برگزار شد، اما همین که به چنین مفهومی پرداخته شد، قابل تأمل و مایه امیدواری است . این امیدواری، امیدی است برای پررنگ شدن نقش کودکان در نقشههای توسعه گردشگری؛ کودکانی که امروز با شناخت ردپای حیوانات و معماری کاروانسراها، شاید فردا بتوانند نقشه بهتری برای میهن خود ترسیم کنند. ✍🏻 مریم کاظمی زاده
ایجاد شده: 29/آذر/1404 آخرین ویرایش: 29/آذر/1404 اخبار داخلی