✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدمهایی را به ما میدهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتابها باقی نمیمانند؛ میتوانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدمهاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آنقدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمیگنجید. شمس، آینهای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراثهای عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرنها بعد هنوز میلیونها انسان را به سوی خود میکشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، افتتاح شد؛ پروژهای که بر اساس گزارشهای منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهرهبرداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بودهایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آنسوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سالهاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمیکند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروهها و ورودیهای غیرثبتشده در گیتهای اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی میتواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبتشده نیز گردشگر خارجی بودهاند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیونها شب اقامت، رستوران، حملونقل، خرید، صنایعدستی، تور، راهنمای گردشگری و دهها فعالیت اقتصادی دیگر. مهمتر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامههای مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همینجا یک درس مهم به ما میدهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل میشود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد میکند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرنهاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، میتوان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر میرسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بینالمللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقهای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی بهطور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمیتوان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان میدهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظهکارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده میتواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار میرسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید میکنم: اینها پیشبینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینهکرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینهکرد آنها اندازهگیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار میکند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که میتواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا میکند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بینالمللی، هتل، رستوران، صنایعدستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعهای از جاذبههای شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخشهای گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگتر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبهخود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی میتواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بینالمللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامههای ویژه برای گردشگران خارجی. حتی میتوان یک ایده بزرگتر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً میتوان یک مسیر فرهنگی بینالمللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر میتواند نهتنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقهمند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطهای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سالها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشتهام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سالها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایستهاش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگتر است؛ پروژهای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحهای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیدهایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتلها، رستورانها، راهنمایان، صنایعدستی، فروشگاهها و کسبوکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت میتوان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی میتواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرنها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگترین گنجها، همانهایی هستند که سالها کنار دستمان بودهاند و ما ارزششان را ندیدهایم. و امروز، شاید مهمترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور میکنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی میسازیم؟
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍️ علی خلف وقتی صحبت از گردشگری ایران میشود، ذهنها به سمت تخت جمشید، نقش جهان، کویر لوت، جنگلهای هیرکانی یا سواحل خلیج فارس و یا ده ها و حتی صد ها مقصد گردشگری دیگر میرود که البته همه اینها بسیار ارزشمندند. اما می توان گفت مهم ترین جاذبه گردشگری ایران شاید چیزی باشد که خیلی کم در باره آن صحبت شده است. جاذبه ای که در سراسر ایران وجود دارد، اما کمتر به چشم می آید. چیزی به اسم؛ "مردم ایران". هر گردشگری که به ایران سفر کرده، علاوه بر زیباییهای این سرزمین، از یک ویژگی مشترک هم گفته سخن گفته است و آن چیزی نیست جز؛ "مهماننوازی ایرانیها". از راننده تاکسی که با حوصله مسیر را نشان میدهد تا کاسبی که بدون چشمداشت چای تعارف میکند. از روستائیای که درب خانهاش را به روی مسافر باز میکند تا رهگذری که وقتش را برای راهنمایی یک غریبه میگذارد بسیار مثالهای دیگری که در این وصف وجود دارد؛ و اینها همان تصویر واقعی ایران هستند. در دنیای امروز، کشورها برای ساختن «تجربه سفر» میلیونها دلار هزینه میکنند، اما ما سرمایهای در اختیار داریم که با پول قابل خریدن نیست؛ و آن چیزی نیست جز؛ "فرهنگ، صمیمیت و احترام به مهمان". با این حال، کمتر دیدهایم که این سرمایه در برنامهریزیهای گردشگری جدی گرفته شود. تبلیغات ما بیشتر بر بناها و مناظر تمرکز دارد، در حالی که تجربه سفر را انسانها میسازند، نه بنا ها. اگر قرار است برند گردشگری ایران در جهان تقویت شود، باید در کنار حفاظت از آثار تاریخی و توسعه زیرساختها، از "فرهنگ میزبانی ایرانی" نیز محافظت کنیم؛ چرا که شاید بزرگترین جاذبه گردشگری ایران، نه یک بنای تاریخی، بلکه مردم ایران باشند. قبله سفر | روایت، نقد و اندیشه در گردشگری ایران
ایجاد شده: 16/مهر/1405 آخرین ویرایش: 16/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا گردشگری در ایران، با وجود برخورداری از ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی کمنظیر، همچنان نتوانسته است جایگاه خود را بهعنوان یک «صنعت ملی» تثبیت کند. یکی از مهمترین دلایل این مسئله را باید در نبود یک نگاه منسجم و فرابخشی به گردشگری جستوجو کرد؛ نگاهی که بتواند این حوزه را از وابستگی به تغییر دولتها و سیاستهای مقطعی خارج کند و آن را در قالب یک راهبرد بلندمدت اقتصادی قرار دهد. برای تبدیل یک مزیت طبیعی و فرهنگی به یک صنعت مدیریتشده، لازم است زنجیره ارزش گردشگری به یک سیستم منسجم اقتصادی تبدیل شود. توسعه گردشگری صرفاً وظیفه یک وزارتخانه، سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یا یک دستگاه اجرایی نیست. دولت، هتلها، شرکتهای هواپیمایی، آژانسهای گردشگری، سرمایهگذاران، شهرداریها و فعالان فرهنگی باید در قالب یک اکوسیستم منسجم، حول یک استراتژی شفاف و مشترک حرکت کنند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/ugd2z
ایجاد شده: 11/مهر/1405 آخرین ویرایش: 11/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ ولی تیموری، مدیرکل دفتر مطالعات، آموزش و برنامهریزی معاونت گردشگری، از ارائه گزارشی در روز جهانی گردشگری خبر داد. این گزارش به موضوع "بازآفرینی برند گردشگری ایران از طریق هوش مصنوعی" میپردازد. این برنامه به صورت مشترک با همکاری سازمان گردشگری ملل متحد و دانشگاه گردشگری ماکائو برگزار میشود. تیموری بیان کرد که این گزارش به بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در کاهش شکاف میان ظرفیتهای واقعی گردشگری ایران و تصویر آن در ذهن گردشگران بینالمللی میپردازد. در این برنامه، تجربیات کشورهای موفق مورد استفاده قرار میگیرد و بر نقش هوش مصنوعی در بیان بهتر تصویر ایران تأکید میشود. او همچنین به ضرورت بازآفرینی گردشگری ایران اشاره کرد. اعتمادسازی، همکاری با بخش خصوصی و آموزش فعالان گردشگری از الزامات توسعه این حوزه هستند. به گفته تیموری، این اقدامها برای عبور از آثار بحرانهای موجود ضروری است.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ وزیر راه و شهرسازی اعلام کرد که همه دستگاهها باید بهطور مشترک برای صیانت از تختجمشید اقدام کنند. او با اشاره به اهمیت این موضوع، بر لزوم همکاری بین ارگانها تأکید کرد. او افزود که طرح جامع مرودشت هنوز به تصویب نرسیده است. وی تأکید کرد که در فرآیند بازنگری این طرح، باید دیدگاههای کارشناسان و انجمنها و همچنین حساسیتهای حفاظتی تختجمشید در نظر گرفته شوند. وزیر راه و شهرسازی همچنین ساماندهی مسیر دسترسی از مرودشت به تختجمشید را ضروری دانست. او به پیشبینی خدمات پشتیبان گردشگری در این مسیر نیز اشاره کرد. او تصریح کرد که تختجمشید دارای جایگاهی فراملی است. حفاظت از این محوطه تاریخی نیازمند نگاه مشترک و همکاری تمامی دستگاهها میباشد.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ نشست ویژهای به منظور بررسی چالشها و موانع سرمایهگذاری در صنعت گردشگری تهران برگزار شد. این نشست در صبح یکشنبه ۲۹ شهریور ماه در برج میلاد تهران برگزار گردید. سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، و علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در این نشست حضور داشتند. همچنین، جمعی از سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز در این جلسه شرکت کردند. هدف از این نشست، شناسایی مشکلات و ارائه راهکارهای مناسب برای جذب سرمایهگذاری در حوزه گردشگری بود.
ایجاد شده: 30/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ مدیرعامل گروه دوستی ایران و چین، علیرضا صفری، به اهمیت احیای جاده تاریخی ابریشم اشاره کرد. او بیان کرد که این جاده میتواند به بستری برای توسعه مسیرهای مشترک گردشگری و تبادل فرهنگی تبدیل شود. صفری افزود که اقامتگاههای بومگردی ایران با معماری بومی و غذاهای محلی میتوانند بخشی از تجربه گردشگران در این مسیر تاریخی باشند. او همچنین بر ارائه خدمات متناسب با نیاز گردشگران چینی تأکید کرد. این خدمات شامل راهنمای چینی، غذاهای متناسب با ذائقه و برنامههای فرهنگی است. وی تصریح کرد که پیوند اقامتگاههای بومگردی با جاده ابریشم، میتواند زمینهساز شکلگیری یک محصول گردشگری مشترک میان ایران و چین باشد.
ایجاد شده: 25/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 25/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدلهای آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که همزمان با مهارتهای تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بینفرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سالهای اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دورههای کوتاهمدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کردهاند. با این حال، نمیتوان یک کشور را بهطور مطلق موفقترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخصهایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغالتحصیلان، اعتبار گواهینامهها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفهای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناختهشدهترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسههای تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتلها، رستورانها و مجموعههای گردشگری ترکیب میکنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه همزمان به مهارتهای عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینههایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش میبینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بینالمللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان میدهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسبوکار شوند. مدل سوئیس نشان میدهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بینالمللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونههای برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری میکند. دانشآموز یا کارآموز از یک سو آموزشهای نظری و استانداردهای حرفهای را فرا میگیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب میکند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمیشود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارتهای موردنیاز هتلها و توانایی فارغالتحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامهریزی ملی برای مهارتهای آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاستهای کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال میکند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دورههای آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتلها و تحولات فناوری بهروزرسانی میکنند. در برنامههای آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژهای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دورههای کوتاهمدت و قابلانعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارتهای تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادامالعمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمیشود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوریها و نیازهای جدید، آموزش میبینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارتهای حرفهای استرالیا در حوزه آموزشهای فنی و حرفهای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دورههای آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانهداری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارتها و شایستگیهای مشخص تعریف میشود. فرد میتواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دورهها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشنتر میشود. نیروی انسانی میداند برای ارتقای شغلی به چه مهارتها و گواهینامههایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخصتری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامههای تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاهها، کالجهای محلی، مدارس تخصصی و انجمنهای حرفهای انجام میشود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گستردهای در طراحی دورهها و گواهینامههای حرفهای دارد. از ویژگیهای این مدل میتوان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد میتوانند از دورههای کوتاهمدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشتههای مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامههای تخصصی در حوزههایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک میکند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطافپذیری، تخصصگرایی و امکان جابهجایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز بهدلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گستردهای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزشهای حرفهای از مدارس تخصصی تا دانشگاهها و دورههای کارآموزی را دربرمیگیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارتهای عملی، بر فرهنگ خدمترسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگهای مختلف تمرکز دارد. این ویژگی بهویژه برای هتلهای لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بینالمللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، بهویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتلهای بینالمللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارتهایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بینفرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بینالمللی و استفاده از فناوریهای هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمترسانی و کار در محیطهای چندملیتی اهمیت ویژهای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان میدهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاهها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهمترین ویژگیهای مشترک این نظامها عبارتاند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا میشود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتلها در طراحی سرفصلها، ارزیابی مهارتها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحلهبندیشده: کارکنان میتوانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. بهروزرسانی مستمر سرفصلها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزشها افزوده شدهاند. 5. توجه به مهارتهای نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارتهای فنی آموزش داده میشوند. 6. اعتبار قابلانتقال مدارک: گواهینامهها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازهوارد محدود نمیشود و کارکنان باسابقه نیز در دورههای بازآموزی شرکت میکنند. درسهایی برای ایران ایران از ظرفیتهای مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبههای تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیتها بدون نیروی انسانی ماهر امکانپذیر نیست. یکی از چالشهای اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتلهاست. در بسیاری از موارد، فارغالتحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرمافزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیتهای بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، میتوان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتلها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دورههای کارآموزی و الزام هتلها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبانهای خارجی و مهارتهای ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامههای درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزشهای کوتاهمدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بینالمللی.
ایجاد شده: 14/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ نشست اعضای هیأتمدیره جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران با حضور مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی و مدیرکل سرمایهگذاری، زیرساخت و مناطق نمونه گردشگری برگزار شد. در این نشست، مسائل و مطالبات اقامتگاههای بومگردی بهطور دقیق بررسی و پیگیری شد. همچنین، نشست رئیس هیأتمدیره تعاونی بومزاد با حضور معاون توسعه و منابع انسانی و مدیران پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار گردید. موضوعات مرتبط با دغدغههای آموزشی و پژوهشی در این نشست به بحث گذاشته شد. همچنین، بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک تعاونی بومزاد و پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بررسی شد.
ایجاد شده: 11/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 11/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ دومین سمپوزیوم بازار گردشگری کشورهای عضو اکو به زودی برگزار خواهد شد. هدف این سمپوزیوم ایجاد محفلی برای گفتوگو و تبادل نظر در زمینه توسعه گردشگری ایران است. این رویداد تنها بر بازار گردشگری کیش تمرکز ندارد. بلکه توسعه تعامل با کشورهای همفرهنگ و معرفی ظرفیتهای گردشگری ایران در بازارهای بینالمللی از اهداف آن به شمار میرود. در حال حاضر، گردشگری به معنای فروش یک سفر یا اتاق نیست. بلکه طراحی تجربهای منحصر به فرد برای گردشگران اهمیت دارد. ایران دارای ظرفیتهای قابل توجهی در زمینههای موسیقی، فرهنگ و هنر است. علاوه بر ارائه مباحث آموزشی، این سمپوزیوم میتواند زمینهساز همکاریهای اجرایی و تعامل بیشتر بین فعالان صنعت گردشگری ایران و کشورهای عضو اکو باشد. هدف اصلی این رویداد شناسایی ظرفیتهای مشترک کشورهای همفرهنگ است. از طریق همکاری میان فعالان بخش خصوصی و دولتی، تلاش میشود تا مسیر توسعه بازار گردشگری ایران تقویت شود.
ایجاد شده: 10/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 10/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 خلبان محمد علی حدادی | خبرنگار ویژه ایتنا و سر دبیر بخش هوانوردی فلای نیوز 📌 نگاهی به شبکه نامرئی ایمنی در آسمان پروازها چگونه از یکدیگر دور از TCAS تا ترانسپوندر و سامانه هوشمند قوانین جداسازی RVSM می مانند؟ اگر از پشت پنجره هواپیما به بیرون نگاه کنید آسمان را فضایی بی انتها خلوت و آرام میبینید. اما این آرامش ظاهری حاصل یکی از پیچیده ترین دقیق ترین و پیشرفته ترین شبکه های مدیریتی در دنیای فناوری مدرن است. در هر ثانیه هزاران هواپیمای مسافربری با سرعتهایی نزدیک به ۹۰۰ کیلومتر در ساعت در لایه های مختلف جو در حال حرکت هستند بی آنکه کوچکترین تداخلی با یکدیگر پیدا کنند. چرا این حجم عظیم از تردد هوایی به حادثه ختم نمی شود؟ پاسخ در زنجیره ای پیوسته از قوانین هوانوردی مراقبت پرواز هوشیار و مغزهای الکترونیکی درون کابین خلبان نهفته است که با نظمی ریاضی گونه ایمنی آسمان را تضمین میکنند. بخش اول آسمان بزرگراههایی که دیده نمیشوند بسیاری از مردم گمان میکنند خلبان پس از برخاستن از باند کنترل هواپیما را مستقیم به سمت مقصد می چرخاند و در خطی مستقیم پرواز میکند اما حقیقت این است که آسمان درست مانند زمین دارای بزرگراه ها تقاطع ها مسیرهای یک طرفه و دالانهای هوایی مشخصی است که به آنها راه های هوایی یا AIRWAYS اصل بنیادین برای جلوگیری از برخورد هواپیماها مفهومی به نام جداسازی (Separation) است. برج های مراقبت و مراکز کنترل ترافیک هوایی (ATC) موظف اند همواره یک حریم امن مشخص در اطراف هر هواپیما حفظ کنند. این حریم امن هم به صورت افقی فاصله طولی و عرضی و هم به صورت عمودی اختلاف ارتفاع تعریف میشود تا زمانی که این فواصل طبق استانداردهای بین المللی حفظ شوند امکان برخورد فیزیکی به صفر میرسد. بخش دوم مفهوم RVSM : بهره وری بیشتر بدون کاهش ایمنی با افزایش چشمگیر تعداد پروازها در جهان طی دهه های اخیر آسمان در ارتفاعات بالا با ترافیک فزاینده ای روبه رو شد. در گذشته حداقل فاصله عمودی میان دو هواپیما در ارتفاعات بالا ۲۰۰۰ فوت حدود ۶۰۰ متر تعیین شده بود اما پیشرفت شگرف در طراحی حسگرهای ارتفاع سنج سیستم های ناوبری ماهواره ای و کامپیوترهای داده های هوایی امکان بازنگری در این قانون را فراهم ساخت. به Reduced Vertical Separation Minimum مخفف RVSM* در اینجا مفهومی به نام معنای «کاهش حداقل جدایی عمودی متولد شد. طبق این استاندارد بین المللی در صورتی که هواپیما و تجهیزات ناوبری آن تاییدیه های دقیق فنی را دریافت کرده باشند حداقل فاصله عمودی بین پروازها در ارتفاعات بین ۳۹ هزار تا ۴۱ هزار پایی به ۱۰۰۰ فوت (حدود ۳۰۰ متر کاهش مییابد. این نوآوری فنی اجازه داد تعداد لایه های پروازی در آسمان دو برابر شود نتیجه آن کاهش مصرف سوخت، امکان انتخاب مسیرهای بهینه تر از سوی شرکتهای هواپیمایی و افزایش ظرفیت آسمان بود در حالی که سطح ایمنی پروازها حتی نسبت به گذشته ارتقا پیدا کرد. بخش سوم ترانسپوندر شناسنامه دیجیتال و چشم رادار کنترل کنندگان ترافیک هوایی روی زمین چگونه متوجه میشوند هر نقطه متحرک روی نمایشگرهایشان متعلق به کدام پرواز است؟ پاسخ این پرسش در دستگاهی به نام ترانسپوندر (Transponder) قرار دارد. ترانسپوندر یک فرستنده و گیرنده رادیویی در هواپیماست که زبان مشترک میان هواپیما سامانه های نظارتی زمینی و سایر پروازها محسوب میشود. پیش از آغاز پرواز یک که چهار رقمی منحصر به فرد از Squawk Code) کد شناسایی اختصاصی سوى واحد مراقبت پرواز به هواپیما اختصاص می یابد خلبان این کد را در پنل ترانسپوندر وارد میکند. انتقال پیوسته داده ها ترانسپوندر در حالتهای پیشرفته تر Mode C و Mode S ، علاوه بر کد شناسایی اطلاعات حیاتی دیگری نظیر ارتفاع دقیق فشاری سرعت و شناسه هواپیما را به ایستگاه های راداری مخابره میکند. به کمک این دستگاه کنترلر در مرکز کنترل ترافیک هوایی دقیقا میداند هر هواپیما چه هویتی دارد با چه سرعتی حرکت میکند و در چه ارتفاعی قرار دارد اما اگر همه چیز به ارتباطات زمینی متکی باشد. در صورت بروز اختلال در دید رادار یا اشتباه انسانی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بخش چهارم سامانه TCAS : لایه نهایی دفاع هوشمند صنعت هوانوردی هیچگاه ایمنی جان مسافران را تنها به یک عامل واحد متکی نمی کند. حتی با وجود مهارت بالای خلبانان و دقت کنترل کنندگان زمینی لازم است لایه ای خودکار و مستقل درون خود هواپیما تعبیه شود. این لایه دفاعی نهایی سامانه TCAS نام دارد. سامانه هشدار ترافیک( Traffic Alert and Collision Avoidance System مخفف TCAS سامانه و جلوگیری از برخورد است. این سامانه که تحت استاندارد بین المللی ACAS شناخته می شود. کامپیوتر مستقلی در هواپیماست که ترانسپوندر هواپیماهای اطراف را به طور مداوم اسکن میکند و موقعیت نسبی فاصله و نرخ نزدیک شدن آنها را در کسری از ثانیه مورد محاسبه قرار میدهد. عملکرد حفاظتی این سامانه در دو سطح پلکانی تعریف شده است. سطح اول هشدار ترافیک(Traffic Advisory -TA) اگر سامانه ها محاسبه کنند که هواپیمای دیگری در حال نزدیک شدن به محدوده حریم امن است معمولا حدود ۲۰ تا ۲۸ ثانیه پیش از رسیدن به نقطه تقاطع فرضی هشدار TA فعال میشود. در این مرحله نمایشگر داخل کابین موقعیت ترافیک را به رنگ زرد نشان میدهد و صدایی رسا در کابین پخش می شود . Traffic Traffic» این هشدار صرفا جهت ارتقای هوشیاری خدمه پرواز است و نیازی به ماتور ناگهانی ندارد. سطح دوم راهنمای اقدام مستقیم (Resolution Advisory (RA)) چنانچه هواپیماها همچنان به هم نزدیک شوند و فاصله زمانی تا برخورد احتمالی به حدود ۱۵ تا ۲۵ ثانیه برسد وضعیت اضطراری اعلام شده و هشدار RA فعال میگردد در این لحظه، سامانه تنها هشدار نمی دهد بلکه فرمانی شفاف برای مانور عمودی صادر میکند. صعود کنید (Climb, Climb) کاهش ارتفاع دهید (Descend, Descend) بخش پنجم هماهنگی خودکار مکالمه دو مغز متفکر اوج شگفتی مهندسی هوانوردی در نسخه TCAS II به نمایش در می آید اگر دو هواپیمای در حال پرواز هم زمان در شرایط تعارض قرار گیرند سیستمهای TCAS هر دو هواپیما از طریق ترانسپوندرهای پیشرفته Mode S) در کسری از ثانیه با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. این دو کامپیوتر هوشمند به صورت هماهنگ تصمیم میگیرند سامانه هواپیمای اول به خلبان خود دستور صعود میدهد و سامانه هواپیمای دوم بلافاصله به خلبان مقابل دستور کاهش ارتفاع صادر میکند. بدین ترتیب هرگز امکانی برای صدور دستور متناقض یا هم جهت وجود نخواهد داشت. یک اصل حقوقی و عملیاتی تثبیت شده در تمام خطوط هوایی جهان وجود دارد در صورت صدور فرمان RA از سوی TCAS، پیروی از این سامانه بر تمام دستورات دیگر حتی دستورات کنترلر برج مراقبت اولویت قطعی دارد زیرا TCAS وضعیت دقیق آنی و هندسی برخورد را در چند ثانیه آخر می بیند. جمع بندی سمفونی دقت، علم و آرامش ایمنی پرواز یک تصادف خوشایند یا یک معجزه اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل همکاری منظم و بی وقفه انسانها دستورالعملهای موشکافانه و پیشرفته ترین سامانه های هدایت هوابرد است. در هر لحظه از یک سفر هوایی در حالی که مسافران در کابین با آرامش به استراحت می پردازند یا مناظر ابرها را تماشا میکنند شبکه ای نامرئی از امواج الکترونیکی محاسبات کامپیوتری و مراقبت های انسانی در سکوت در حال فعالیت است. قوانین جداسازی و RVSM مسیرها را دسته بندی میکنند. ترانسپوندر هویت پرواز را نمایان میسازد و سامانه هوشمند TCAS به عنوان نگهبانی هوشیار در واپسین ثانیه ها از حریم جان انسانها محافظت میکند.این شبکه یکپارچه و چندلایه است که آسمان را با وجود هزاران پرواز هم زمان به امن ترین مسیر رفت و آمد در تاریخ تمدن بشر تبدیل کرده است.
ایجاد شده: 9/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 15/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها