نتایج جستجو...
تکاپوی کیش برای جذب گردشگر خارجی و توسعه روابط با کشورهای عضو اکو

تکاپوی کیش برای جذب گردشگر خارجی و توسعه روابط با کشورهای عضو اکو

به گزارش هتل نیوز؛ نشست مشترک فعالان گردشگری کیش با دبیرخانه دومین سمپوزیوم بازار گردشگری کشورهای عضو اکو برگزار شد. هدف این نشست بررسی برنامه‌ها و زمینه‌های همکاری برای برگزاری این رویداد بین‌المللی بود. در این جلسه، ظرفیت‌های گردشگری کشورهای عضو اکو و توسعه مسیرهای هوایی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. همچنین، تسهیل تردد گردشگران و تقویت تعاملات میان فعالان گردشگری نیز در دستور کار قرار داشت. موضوعات دیگری همچون گردشگری سلامت، بوم‌گردی و برگزاری پنل‌های تخصصی نیز مطرح شد. شرکت‌کنندگان بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های مشترک و تقویت همکاری میان بخش دولتی و خصوصی تأکید کردند. هدف از این نشست، توسعه بازارهای هدف و جذب گردشگران خارجی به کیش بود. فعالان گردشگری بر اهمیت همکاری میان مناطق آزاد و کشورهای عضو اکو تأکید کردند.

ایجاد شده: امروز       آخرین ویرایش: امروز     اخبار داخلی
امضا تفاهم‌نامه همکاری میان بانک شهر و وزارت میراث فرهنگی و گردشگری

امضا تفاهم‌نامه همکاری میان بانک شهر و وزارت میراث فرهنگی و گردشگری

به گزارش هتل نیوز؛ تفاهم‌نامه همکاری مشترک میان بانک شهر و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به امضا رسید. هدف این تفاهم‌نامه، توسعه همکاری‌های مالی و تسهیل تأمین منابع پروژه‌های گردشگری و صنایع‌دستی است. سیدمحمدمهدی احمدی، مدیرعامل بانک شهر، به نقش صنعت گردشگری در توسعه اقتصادی کشور اشاره کرد. او بیان کرد که تأمین مالی پروژه‌ها و ایجاد زیرساخت‌های لازم می‌تواند به افزایش ظرفیت‌های اقتصادی و تقویت درآمدهای پایدار ارزی کشور کمک کند. احمدی همچنین به سوابق همکاری میان بانک شهر و وزارت میراث فرهنگی اشاره کرد. او افزود که در سال‌های گذشته، دو تفاهم‌نامه میان این دو مجموعه منعقد شده است. تجربیات حاصل از این همکاری‌ها، زمینه مناسبی برای گسترش حمایت از صنعت گردشگری فراهم کرده است. مدیرعامل بانک شهر تأکید کرد که با همکاری جدید، امکان حمایت مالی از طرح‌های بیشتری در حوزه گردشگری و صنایع‌دستی فراهم خواهد شد.

ایجاد شده: 2/آبان/1405       آخرین ویرایش: 2/آبان/1405     اخبار داخلی
برگزاری نشست مشترک معاون گردشگری کشور و سفیر پاکستان در تهران

برگزاری نشست مشترک معاون گردشگری کشور و سفیر پاکستان در تهران

به گزارش هتل نیوز؛ نشست هم‌اندیشی با هدف توسعه تعاملات گردشگری ایران و پاکستان در تهران برگزار شد. این نشست با حضور محسنی بندپی، معاون گردشگری کشور و عمران احمد صدیقی، سفیر پاکستان برگزار گردید. در این جلسه، جمعی از اعضای سفارت پاکستان و مدیران معاونت گردشگری نیز حضور داشتند. در این نشست، سند جامع همکاری‌ها بررسی شد. همچنین سوابق تبادلات دوجانبه مرور گردید. این تبادلات شامل برقراری ۸ پرواز هفتگی از تهران و مشهد به لاهور، کراچی و اسلام‌آباد است. طرفین بر تسریع در صدور روادید گروهی تأکید کردند. همچنین توسعه زیرساخت‌های مرزی و استفاده از ظرفیت‌های استان‌های خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی مورد بحث قرار گرفت. در نهایت، اجرای تورهای ترکیبی با محوریت جاده ابریشم و گردشگری سلامت نیز به تصویب رسید. محسنی بندپی: تورهای ترکیبی جاده ابریشم و گردشگری سلامت در اولویت همکاری با پاکستان است معاون گردشگری کشور در نشست با سفیر پاکستان، با قدردانی از میانجی‌گری و مواضع سازنده اسلام‌آباد در تحولات اخیر، بر اراده جدی دو کشور برای رفع موانع و شکوفایی ظرفیت‌های گردشگری تأکید کرد. دکتر محسنی بندپی توسعه تورهای ترکیبی فرهنگی و تاریخی با تمرکز بر مسیرهای جاده ابریشم، تسهیل تردد زائران ترانزیتی پاکستان به عتبات عالیات، اربعین و حج، و برنامه‌ریزی برای سفر اساتید دانشگاه به‌ویژه اساتید زبان فارسی را از مهم‌ترین سرفصل‌های اجرایی مشترک برشمرد. وی همچنین توسعه گردشگری سلامت با اتکا به مراکز درمانی مجهز کشور و بسترسازی برای سرمایه‌گذاری مشترک در زیرساخت‌های نوار مرزی استان‌های شرقی، به‌ویژه بلوچستان، را در اولویت دانست و گفت با حمایت سفارت و تقویت مسیرهای ارزان‌قیمت هوایی و زمینی، شاهد تحولی ملموس در پیوندهای دو ملت خواهیم بود. سفیر پاکستان: شناخت ایرانیان از تاریخ و ادبیات پاکستان باید افزایش یابد عمران احمد صدیقی، سفیر پاکستان در تهران، با اشاره به پیوندهای تاریخی، زبانی و دینی دو ملت، به‌ویژه اشتراک اقوام بلوچ، فارسی‌زبان و پشتون، گفت مردم پاکستان با مفاخر ایران همچون تخت‌جمشید، پاسارگاد، حافظ و سعدی آشنایی عمیقی دارند، اما شناخت جامعه ایران از تاریخ و ادبیات پاکستان و شعر اردو کمتر است و این خلأ باید با برنامه‌ریزی معاونت گردشگری جبران شود. وی افزود گردشگران پاکستانی فراتر از سفرهای زیارتی به مشهد، قم و زیارتگاه‌هایی چون آستان قدس رضوی، شاه عبدالعظیم (ع)، بی‌بی شهربانو و آرامگاه امام محمد غزالی، به ظرفیت‌های گردشگری سلامت ایران از جمله بیمارستان‌ها و دهکده سلامت اصفهان نیز توجه دارند. سفیر پاکستان همچنین با اشاره به جذابیت و محتوای فاخر سریال‌های پاکستانی، پیشنهاد داد تبادل رسانه‌ای و نمایشی میان دو کشور جایگزین محصولات مشابه منطقه‌ای شود.

ایجاد شده: 27/مهر/1405       آخرین ویرایش: 27/مهر/1405     اخبار داخلی
به بهانه ۲۰ اکتبر  روز جهانی سرآشپز

به بهانه ۲۰ اکتبر  روز جهانی سرآشپز

✍🏻سیدمسعودمنتجبی | کارشناس گردشگری انتخاب یک روز به مناسبت بزرگداشت سرآشپزها (shef) ؛ در روز ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ و توسط سرآشپز فقید اهل آفریقای جنوبی، دکتر بیلی گالاگر، بنیان‌گذاری شد . او که در آن زمان ریاست انجمن جهانی جوامع سرآشپزان (Worldchefs) را بر عهده داشت، این روز را با هدف بزرگداشت حرفه آشپزی و استفاده از دانش سرآشپزان برای آموزش و الهام‌بخشی به نسل بعدی پایه‌گذاری کرد . ریشه‌های Worldchefs به سال ۱۹۲۸ در پاریس بازمی‌گردد، جایی که ۶۵ نماینده از ۱۷ کشور برای تشکیل یک انجمن بین‌المللی برای سرآشپزان حرفه‌ای گرد هم آمدند. ایده روز جهانی سرآشپز، حاصل همین روحیه اتحاد و اشتراک‌گذاری دانش در طول چندین دهه بود. فلسفه اصلی این روز، فراتر از جشن مهارت آشپزی، بر آموزش، پایداری و تغذیه سالم برای نسل‌های آینده متمرکز است . به همین دلیل، هر سال Worldchefs یک موضوع (Theme) یا شعار مرکزی برای هدایت فعالیت‌ها انتخاب می‌کند تا سرآشپزان در سراسر جهان را حول یک هدف مشترک متحد کند. برای مثال، شعاری که برای این روز در سال جاری میلادی ( ۲۰۲۶)انتخاب گردیده بود با عنوان «کاوشگران غذا» (Food Explorers) می باشد؛ که تمرکز آن بر آموزش کودکان درباره منشأ مواد اولیه، نحوه رشد و برداشت آن‌ها و اهمیت پایداری غذایی است. هدف این است که سرآشپزان با برگزاری کارگاه‌های آشپزی، بازدید از مزارع محلی یا فعالیت‌های مرتبط با باغبانی، کنجکاوی و آگاهی نسل جدید را نسبت به غذایی که می‌خورند، برانگیزند . باید اذعان نمود روز جهانی سرآشپز تنها یک مناسبت تقویمی برای تقدیر از سرآشپزان نیست، بلکه یک پلتفرم جهانی برای آموزش، الهام‌بخشی و مسئولیت اجتماعی است. این روز یادآور می‌شود که نقش یک سرآشپز می‌تواند بسیار فراتر از آشپزخانه باشد و به عنوان یک مربی و سفیر فرهنگی، بر سلامت و پایداری آینده غذا تأثیر بگذارد.

ایجاد شده: 26/مهر/1405       آخرین ویرایش: 27/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
میراث غذایی گیلان؛ روایتی زنده از هویت و فرهنگ بومی

میراث غذایی گیلان؛ روایتی زنده از هویت و فرهنگ بومی

به گزارش هورکا نیوز؛ اداره‌کل میراث فرهنگی و گردشگری گیلان در بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی غذا، بر اهمیت فرهنگ خوراک استان تأکید کرد. این فرهنگ به عنوان بخشی از میراث فرهنگی ناملموس شناخته می‌شود. این اداره‌کل تأکید کرد که این میراث بازتابی از اقلیم، تنوع زیستی و هویت جمعی مردم گیلان است. در این بیانیه، به اهمیت شناخت و انتخاب مواد اولیه و گیاهان محلی اشاره شده است. روش‌های نگهداری و فرآوری مواد غذایی نیز بخشی از این دانش ریشه‌دار هستند. این فنون در زندگی روزمره مردم گیلان ادامه دارد و از نسل به نسل منتقل می‌شود. این اداره‌کل همچنین بر ضرورت پاسداشت دانش بومی و نقش جوامع محلی در حفظ فرهنگ غذایی تأکید کرده است. این مسئولیت مشترک بین‌نسلی باید به نسل‌های آینده منتقل شود. در ادامه، پیوند عمیق سفره گیلانی با شرایط اقلیمی و تنوع زیستی، ویژگی‌های متمایز آن را در عرصه ملی و بین‌المللی نشان می‌دهد.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     اخبار داخلی
نشست تخصصی ارتقای همکاری‌های گردشگری ایران و چین برگزار شد

نشست تخصصی ارتقای همکاری‌های گردشگری ایران و چین برگزار شد

به گزارش تور نیوز؛ سفارت ایران در پکن به عنوان میزبان نشست تخصصی ارتقای همکاری‌های گردشگری ایران و چین عمل کرد. این نشست در عصر جمعه ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵ برگزار شد. سفیر ایران در چین بر اهمیت فراهم‌کردن زمینه همکاری‌های آینده تأکید کرد. او به ضرورت سازمان‌دهی بهتر روابط گردشگری اشاره کرد و بر آمادگی برای رفع موانع تأکید نمود. نماینده وزارت میراث‌فرهنگی نیز نظرات سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، را مطرح کرد. او بیان کرد که چین باید به یکی از مهم‌ترین شرکای گردشگری ایران تبدیل شود. این هدف بدون همکاری مستقیم آژانس‌ها و توراپراتورهای دو کشور قابل تحقق نیست. او همچنین ایران را به عنوان مقصدی اصیل و پر تجربه برای گردشگران چینی معرفی کرد. به همین منظور، پنج پیشنهاد مشخص برای آغاز مرحله عملیاتی ارائه داد. این پیشنهادات شامل تشکیل فوری میز مشترک آژانس‌ها و توراپراتورهای ایران و چین بود. طراحی و عرضه حداقل سه بسته اختصاصی برای بازار چین نیز از دیگر پیشنهادات بود. برگزاری تور آشناسازی ایران برای مدیران آژانس‌ها و خبرنگاران چینی از دیگر برنامه‌هاست. همچنین، توسعه خدمات لازم برای گردشگران چینی از جمله راهنمای چینی‌زبان و خدمات پرداخت در نظر گرفته شده است. در نهایت، تعیین هدف کمّی و جدول زمانی مشخص برای اعزام گردشگران نیز جزء این پیشنهادات بود.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     اخبار داخلی
چرخه باطل در گردشگری خارجی؛
چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

چرخه باطل در گردشگری خارجی؛ چرا همسایگان فقط انتخاب روزهای بحران هستند؟

✍🏻 عباس مهدوی | خبرنگار یک الگوی رفتاری تکراری و پرهزینه سال‌هاست بر سیاست‌گذاری گردشگری کشور سایه انداخته است؛ در روزهای ثبات، اعتبارات و توان دیپلماسی کشور صرف بازارها و مقاصدی می‌شود که سنخیت چندانی با واقعیت‌های ژئوپلیتیک و فرهنگی ما ندارند؛ اما به محض بروز نخستین تلاطم‌های سیاسی، تحریم‌ها یا هشدارهای مسافرتی و خالی شدن هتل‌ها، مدیران سراسیمه به یاد کشورهای همسایه و حوزه‌های تمدنی مشترک می‌افتند. این نگاه فصلی، مقطعی و انفعالی، گردشگری ایران را در یک چرخه آزمون و خطای دائمی گرفتار کرده است. سال‌هاست سرمایه‌های مادی و معنوی متعددی صرف بازارهایی مانند اروپای غربی، چین یا روسیه می‌شود. برای آن‌ها هفته‌های فرهنگی برگزار می‌کنیم، در نمایشگاه‌ها به شیوه‌های سنتی غرفه می‌زنیم و لغو روادید یک‌طرفه را در دستور کار قرار می‌دهیم؛ اما داده‌های واقعی چه می‌گویند؟ از صدها میلیون گردشگر خروجی چین یا جریان مسافران روس، سهم ایران حتی به کسری از یک درصد هم نمی‌رسد. گردشگر روس ترجیح می‌دهد مقصد تفریحی تثبیت‌شده‌ای مانند ترکیه را برگزیند و با کوچک‌ترین تنش منطقه‌ای، گردشگران غربی و حتی چینی با توصیه‌های اکید وزارت‌خانه‌های خارجه‌شان سفر به ایران را لغو می‌کنند. رفتن به سراغ طرح‌های کم‌بازده‌ای مانند تعریف خطوط پروازی و تورهای مشترک با مقاصد دوردستی چون ونزوئلا نیز نشان داد که گاهی تفنن‌های تبلیغاتی جایگزین عقلانیت بازاریابی ژئوپلیتیک می‌شود. پرسش بنیادین این است: چرا همسایگان ما که از اشتراکات تاریخی، مذهبی، پیوندهای زمینی، مرزهای ارزان و علاقه متقابل برخوردارند، تنها «گزینه دوم» یا «سپر روزهای سخت» به شمار می‌روند!؟ کشوری که دارای مؤلفه‌های هویتی و فرهنگی متمایز است، باید ستون فقرات اقتصاد گردشگری خود را بر پایه حوزه‌ای بنا کند که پایداری رفت‌وآمد در آن به حداقل نوسانات حساس باشد: یعنی جغرافیای فرهنگی و حوزه تمدنی ایران. گنجینه‌های مغفول در مدار پیرامونی نکته مهمی که در نگرش مدیران حوزه گردشگری ایران باید به شکل برجسته‌ای مورد توجه قرار بگیرد این است که همسایگان ما فقط یک بازار اضطراری نیستند، بلکه فرصت‌های بالقوۀ اقتصادی‌اند: ۱- عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس: گردشگر عراقی یا عمانی فقط برای زیارت نمی‌آید؛ حوزه گردشگری سلامت، خرید و گردشگری طبیعی در شمال کشور ظرفیت مناسبی برای طراحی تورهای ترکیبی (مشهد-شمال-شیراز) دارد. با این حال، هنوز نتوانسته‌ایم یک زنجیره ارزش خدمات‌رسانی شایسته و حرفه‌ای برای این جمعیت میلیونی ایجاد کنیم. ۲- ارمنستان، قفقاز و آسیای میانه: ارمنستان با وجود مرز زمینی و نزدیکی فرهنگی و تاریخی (به‌ویژه وجود میراث کلیساهای ثبت جهانی در شمال‌غرب ایران) به شدت نیازمند معرفی چهره واقعی ایران است. تاجیکستان و ازبکستان به عنوان پاره‌های تمدنی زبان فارسی و هویت مشترک، و ترکمنستان با اشتراکات قومی و مفاخری نظیر «مخدوم‌قلی فراغی»، ظرفیت‌های بکری هستند که زیرساخت دیپلماسی فرهنگی ما کمتر روی آن‌ها سرمایه‌گذاری واقعی و پایدار کرده است. ۳- ترکیه، پاکستان و افغانستان: در ترکیه به‌جای تمرکز صرف بر مسافران خروجی ایران، می‌توان با تکیه بر سرمایه‌های نمادین مشترک اقدام کرد؛ اقدام ارزنده‌ای که اخیراً در پیوند خوی و قونیه (محور شمس و مولانا) کلید خورد، نشان داد چقدر تشنه گردشگری ادبی و هویتی هستیم. در پاکستان نیز جامعه میلیونی شیعیان و علاقه‌مندان به فرهنگ ایرانی فراتر از ظرفیت‌های موجود می‌توانند رونق‌بخش باشند. حتی تغییرات پولی منطقه و رشد ارزش پول ملی برخی از همین همسایگان، سفر به ایران را برای طبقه متوسط آن‌ها بسیار جذاب و اقتصادی کرده است؛ ظرفیتی که متأسفانه با پیش‌داوری‌های کهنه و نگاه‌های سنتی مهاجرتی نادیده گرفته می‌شود. بازتعریف روایت‌ها؛ سرمایه‌های اجتماعی و تاریخی فراملی علاوه بر همسایگان، ما از قدرت روایتگری تاریخی حتی در تعامل با جهان غافل بوده‌ایم. رویکرد ما در رویدادهای بین‌المللی عمدتاً به توزیع بروشور و روش‌های نخ‌نما محدود شده و دست روی نقاط عطف تاریخی نگذاشته‌ایم. میزبانی از پناهندگان لهستانی در جنگ جهانی دوم: در روزهایی که قاره اروپا در آتش جنگ و کشتار می‌سوخت و ایران خود با قحطی و اشغال متفقین روبه‌رو بود، مردم این سرزمین بیش از ۱۰۰ هزار پناهجوی لهستانی را از بندر انزلی تا تهران و اصفهان و اهواز پناه دادند و زندگی دوباره بخشیدند. آرامستان‌ها و ردپای تاریخی این رویداد، بزرگ‌ترین سند مهمان‌نوازی و اخلاق زیستی ایرانیان است؛ روایتی بین‌المللی که می‌تواند به محوری برای گردشگری پیوند و یادبود تبدیل شود. راه آهن ایران؛ «پل پیروزی» : اگر شریان راه‌آهن شمال-جنوب ایران و فداکاری لجستیکی این ملت نبود، سرنوشت استالینگراد و جغرافیای جنگ در مواجهه با ماشین جنگی نازی‌ها به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. آیا تاکنون از این مسیر تاریخی برای جلب توجه گردشگران روس و علاقه‌مندان به تاریخ جنگ بهره برده‌ایم؟ دیپلماسی چهره‌ها و چهره‌های ادبی–فرهنگی: تجربیات موفق نویسندگان و شخصیت‌های فرهنگی مانند شهزاده ایگوال در معرفی ایران به جامعه نخبگانی و مردم ترکیه نشان می‌دهد که دیپلماسی فرهنگی و استفاده از چهره‌های اصیل ایرانی در خارج از کشور، ده‌ها برابر مؤثرتر از هیئت‌های رسمی و همایش‌های اداری بازدهی دارد. بازگشت به سیاست حسن همجواری در گردشگری اگر می‌خواهیم تاب‌آوری صنعت گردشگری کشور ارتقا یابد، دستگاه‌های متولی -شامل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- باید از موازی‌کاری دست بردارند و راهبرد نگاه به حوزه تمدنی را از یک تاکتیک اضطراری به یک استراتژی دائمی تبدیل کنند. همسایگان ما متوجه این رفتار گزینشی و فصلی می‌شوند؛ رفتاری که پیام می‌دهد: «تنها زمانی که راه‌ها بسته است، سراغ شما می‌آییم». برای ساختن اقتصادی پایدار، باید همسایگی فرهنگی، راه‌های زمینی، تسهیلات مرزی، اشتراکات غذایی، آیینی و مفاخر مشترک، اولویت نخست و بی‌چون‌وچرای سبد گردشگری ورودی ایران باشد؛ چه در روزهای آرامش و چه در روزهای بحران.

ایجاد شده: 25/مهر/1405       آخرین ویرایش: 25/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...