نتایج جستجو...
شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

شمس امروز صاحب بارگاه شد؛ امیدواریم فردا صاحب یک "مقصد گردشگری جهانی" هم بشود

✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدم‌هایی را به ما می‌دهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتاب‌ها باقی نمی‌مانند؛ می‌توانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدم‌هاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آن‌قدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمی‌گنجید. شمس، آینه‌ای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراث‌های عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرن‌ها بعد هنوز میلیون‌ها انسان را به سوی خود می‌کشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، افتتاح شد؛ پروژه‌ای که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهره‌برداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بوده‌ایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آن‌سوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سال‌هاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمی‌کند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروه‌ها و ورودی‌های غیرثبت‌شده در گیت‌های اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی می‌تواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبت‌شده نیز گردشگر خارجی بوده‌اند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیون‌ها شب اقامت، رستوران، حمل‌ونقل، خرید، صنایع‌دستی، تور، راهنمای گردشگری و ده‌ها فعالیت اقتصادی دیگر. مهم‌تر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامه‌های مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همین‌جا یک درس مهم به ما می‌دهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل می‌شود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد می‌کند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرن‌هاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، می‌توان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر می‌رسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بین‌المللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقه‌ای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی به‌طور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمی‌توان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان می‌دهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظه‌کارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده می‌تواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار می‌رسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید می‌کنم: اینها پیش‌بینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینه‌کرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینه‌کرد آنها اندازه‌گیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار می‌کند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که می‌تواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا می‌کند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بین‌المللی، هتل، رستوران، صنایع‌دستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعه‌ای از جاذبه‌های شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخش‌های گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگ‌تر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبه‌خود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی می‌تواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بین‌المللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامه‌های ویژه برای گردشگران خارجی. حتی می‌توان یک ایده بزرگ‌تر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً می‌توان یک مسیر فرهنگی بین‌المللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر می‌تواند نه‌تنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقه‌مند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطه‌ای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سال‌ها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشته‌ام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سال‌ها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایسته‌اش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگ‌تر است؛ پروژه‌ای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحه‌ای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیده‌ایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان، صنایع‌دستی، فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت می‌توان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی می‌تواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کرده‌ایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرن‌ها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگ‌ترین گنج‌ها، همان‌هایی هستند که سال‌ها کنار دستمان بوده‌اند و ما ارزششان را ندیده‌ایم. و امروز، شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور می‌کنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی می‌سازیم؟

ایجاد شده: 17/مهر/1405       آخرین ویرایش: 17/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
هتلداری نوین ایران ؛ قسمت سوم
برای نسلی که می‌خواهد آینده هتلداری را بسازد

هتلداری نوین ایران ؛ قسمت سوم برای نسلی که می‌خواهد آینده هتلداری را بسازد

✍🏻 به قلم ؛ مهدی حسینی 📌 مانیفست هتلداری نوین ایران هر عصری، هتلداری متناسب با خودش را می‌سازد. هتلی که چند دهه پیش موفق بود، الزاماً برای مهمان امروز موفق نیست و مدیری که در گذشته بهترین شیوه اداره یک هتل را می‌دانست، الزاماً پاسخ همه پرسش‌های امروز را ندارد. تعریف ما از مهمان، خدمت، کارکنان، رقابت و حتی خود «هتل» در حال تغییر است. هتلداری ایران نیز از این تغییر مستثنی نیست. تغییر نسل مدیران و کارکنان، ورود سرمایه‌های تازه، دسترسی گسترده به دانش جهانی، ظهور فناوری‌های جدید، تغییر رفتار مسافر و ورود هوش مصنوعی، نشانه‌های تغییراتی هستند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. این دوره شاید هنوز به بلوغ نرسیده باشد، اما نشانه‌های آن در صنعت دیده می‌شود. هتلداری نوین ایران، نفی گذشته نیست؛ عبور آگاهانه از گذشته برای ساختن آینده است. نسل‌های پیشین، تجربه، دانش و فرهنگ مهمان‌نوازی را بنا کرده‌اند و این میراث باید حفظ شود؛ اما گذشته نباید سقف آینده باشد. در هتلداری نوین، سابقه به‌تنهایی معیار شایستگی نیست. دانش، توانایی یادگیری، خلاقیت، نتیجه و آمادگی برای تغییر نیز اهمیت دارند. نسل جدید باید فرصت داشته باشد که ایده بدهد، تصمیم بگیرد، تجربه کند و در ساختن آینده صنعت سهم داشته باشد. مدیر هتل آینده نیز صرفاً مدیر عملیات نیست. او باید بتواند انسان، فناوری، داده، برند، تجربه مهمان و اقتصاد کسب‌وکار را در کنار یکدیگر ببیند. در چنین نگاهی، یادگیری دیگر یک فعالیت جانبی نیست؛ بخشی از حرفه هتلداری است. فناوری نیز قرار نیست جای مهمان‌نوازی را بگیرد؛ باید آن را قدرتمندتر کند. هوش مصنوعی، داده و اتوماسیون می‌توانند بسیاری از کارهای تکراری را کاهش دهند و به مدیران و کارکنان فرصت دهند تا بر چیزی تمرکز کنند که هنوز مهم‌ترین سرمایه هتل است: انسان و تجربه او. هتل هوشمند، الزاماً هتلی نیست که فناوری بیشتری داشته باشد؛ هتلی است که هوشمندانه‌تر تصمیم می‌گیرد. در این میان، سرمایه انسانی باید از حاشیه به متن هتلداری بازگردد. کارکنان صرفاً نیروی اجرایی نیستند؛ سازندگان تجربه‌اند. متخصصان نیز باید بتوانند هویت حرفه‌ای و برند شخصی خود را بسازند. در اقتصاد جدید اعتبار، فقط در عنوان شغلی و سابقه خلاصه نمی‌شود؛ دانش، محتوا، تجربه و اثرگذاری نیز سرمایه حرفه‌ای هستند. هتلداری نوین همچنین قرار نیست نسخه‌ای کپی‌شده از هتلداری کشورهای دیگر باشد. باید از جهان آموخت، اما مزیت خود را ساخت. ایران از فرهنگ، تاریخ، معماری، تنوع اقلیمی و سنت مهمان‌نوازی برخوردار است؛ چالش اصلی، ترکیب این سرمایه‌ها با دانش، فناوری و استانداردهای معاصر است. هدف، شبیه شدن به دیگران نیست؛ ساختن یک هتلداری ایرانیِ معاصر، حرفه‌ای و رقابت‌پذیر است. آینده این صنعت نیز در یک جزیره ساخته نمی‌شود. دانشگاه، فناوری، سرمایه، رسانه و صنعت باید بیش از گذشته به یکدیگر متصل شوند. دانشگاه باید به صنعت نزدیک‌تر شود، صنعت باید از دانش روز استفاده کند، سرمایه باید نوآوری را جدی بگیرد و رسانه باید گفت‌وگوی آینده‌نگرانه درباره هتلداری را شکل دهد. از این منظر، «هتلداری نوین ایران» صرفاً یک عنوان نیست؛ یک طرز فکر است. طرز فکری که می‌پذیرد نمی‌توان با ابزارهای دیروز، برای مهمان فردا تجربه ساخت؛ تغییر را تهدید نمی‌بیند و به جای پرسیدن «چرا نمی‌شود؟»، می‌پرسد «چگونه می‌توان؟» شاید هنوز برای برخی، صحبت از یک عصر تازه در هتلداری ایران زود یا بلندپروازانه باشد. اما تغییرات بزرگ معمولاً پیش از آنکه به واقعیتی فراگیر تبدیل شوند، ابتدا در نگاه و رفتار گروهی از پیشروان شکل می‌گیرند. اکنون پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که هتلداری ایران چه مشکلاتی دارد. پرسش این است: هتلداری ایران در دهه‌های آینده چه باید باشد؟ هتلداری نوین ایران پاسخی برای همین پرسش است؛ دعوتی برای ساختن مدیران تازه، مهارت‌های تازه، مدل‌های کسب‌وکار تازه، تجربه‌های تازه و در نهایت، نگاهی تازه به این صنعت. این مسیر متعلق به یک فرد یا یک مجموعه نیست. متعلق به هرکسی است که به یادگیری، نوآوری، حرفه‌ای‌گری، توسعه انسان و آینده هتلداری ایران باور دارد. هتلداری نوین ایران قرار نیست منتظر آینده بماند؛ می‌خواهد در ساختن آن نقش داشته باشد. و شاید سال‌ها بعد، نسل آینده هتلداری ایران درباره امروز بگوید: ما فقط شاهد تغییر هتلداری ایران نبودیم؛ در ساختن آن نقش داشتیم.

ایجاد شده: 8/مهر/1405       آخرین ویرایش: 8/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
ضریب شرافت(DQ)؛ سرمایه پنهان صنعت مهمان‌نوازی

ضریب شرافت(DQ)؛ سرمایه پنهان صنعت مهمان‌نوازی

✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا در صنعت مهمان‌نوازی، همه‌چیز با اعداد سنجیده می‌شود؛ نرخ اشغال، درآمد هر اتاق، امتیاز رضایت مهمان، میانگین زمان پاسخ‌گویی و میزان بازگشت مشتری. این شاخص‌ها برای مدیریت و ارزیابی عملکرد ضروری‌اند، اما در میان این همه عدد، یک معیار مهم معمولاً کمتر دیده می‌شود؛ معیاری که شاید در ترازنامه‌ها ثبت نشود، اما می‌تواند سرنوشت یک مجموعه را تغییر دهد: DQ یا ضریب شرافت. ضریب شرافت را می‌توان میزان پایبندی یک مجموعه و کارکنان آن به صداقت، انصاف، مسئولیت‌پذیری و کرامت انسانی دانست. این ضریب نشان می‌دهد که یک هتل، رستوران، اقامتگاه یا مجموعه گردشگری تا چه اندازه در رفتار با مهمان، کارکنان، تأمین‌کنندگان و جامعه، اصول اخلاقی خود را حفظ می‌کند. 👈 مشاهده متن کامل این یادداشت در " INSTANT VIEW " از طریق لینک زیر 👇 https://shorturl.at/7Yp3N

ایجاد شده: 7/مهر/1405       آخرین ویرایش: 7/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
هوش مصنوعی، ابزاری در دستان فعالان هوشمند گردشگری

هوش مصنوعی، ابزاری در دستان فعالان هوشمند گردشگری

✍🏻راحله قنبری مدیر مسئول انتشارات مهکامه صنعت گردشگری و مهمان‌نوازی در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحول دیجیتال قرار گرفته است؛ تحولی که هوش مصنوعی را از یک فناوری نوظهور به یکی از مؤلفه‌های اثرگذار بر آینده این صنعت تبدیل کرده است. با این حال، مسئله اصلی دیگر صرفاً استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی به‌کارگیری هوشمندانه آن برای خلق ارزش در زنجیره گردشگری و مهمان‌نوازی است. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی نباید صرفاً به‌عنوان ابزاری برای خودکارسازی فرایندها یا کاهش نقش نیروی انسانی دیده شود. ارزش واقعی این فناوری زمانی آشکار می‌شود که توان تحلیل داده‌ها و پیش‌بینی الگوریتم‌ها در کنار خلاقیت، تجربه، درک فرهنگی و ارتباط انسانی قرار گیرد. آینده گردشگری را نه حذف انسان، بلکه همکاری میان انسان و فناوری شکل خواهد داد. هوش مصنوعی می‌تواند از مرحله برنامه‌ریزی سفر تا انتخاب مقصد، اقامتگاه، مسیر و فعالیت‌های گردشگری، تجربه‌ای شخصی‌سازی‌شده‌تر برای مسافر ایجاد کند. در صنعت مهمان‌نوازی نیز تحلیل داده‌های میهمانان، پیش‌بینی نیازها، مدیریت منابع و ارائه خدمات متناسب با ترجیحات افراد، ظرفیت آن را دارد که کیفیت تجربه مشتری را ارتقا دهد. البته هوشمندسازی گردشگری تنها به هوش مصنوعی محدود نمی‌شود. اینترنت اشیا، داده‌های بزرگ و فناوری بلاکچین نیز بخشی از اکوسیستم فناوری‌های نوظهور هستند که در کنار یکدیگر می‌توانند ساختار خدمات گردشگری و مهمان‌نوازی را متحول کنند. اما این تحول زمانی پایدار خواهد بود که توسعه فناوری با اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی همراه شود. حریم خصوصی، امنیت داده‌ها، سوگیری الگوریتمی و نحوه تصمیم‌گیری سامانه‌های هوشمند از جمله مسائلی هستند که نمی‌توان در مسیر دیجیتالی‌شدن گردشگری از کنار آنها عبور کرد. هرچه وابستگی صنعت به داده و الگوریتم افزایش یابد، ضرورت ایجاد چارچوب‌های شفاف برای استفاده مسئولانه از فناوری نیز بیشتر خواهد شد. از این منظر، فعال گردشگری آینده صرفاً کسی نیست که با ابزارهای دیجیتال آشنایی داشته باشد؛ بلکه فردی است که بتواند فناوری را در خدمت شناخت بهتر گردشگر، ارتقای کیفیت خدمات و خلق تجربه‌ای معنادار به کار گیرد. هوشمندی در گردشگری، در توانایی استفاده درست از فناوری معنا پیدا می‌کند، نه صرفاً در دسترسی به آن. انتشار کتاب هوش مصنوعی برای فناوری هوشمند در صنعت گردشگری و مهمان‌نوازی توسط انتشارات مهکامه را می‌توان در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؛ اثری که با تمرکز بر کاربردهای هوش مصنوعی و فناوری‌های هوشمند، سه حوزه «هوش مصنوعی و مهمان‌نوازی هوشمند»، «هوش مصنوعی و گردشگری هوشمند» و «هوش مصنوعی و توانمندسازی صنعت خدمات» را بررسی می‌کند. این کتاب با تألیف وینو دکومار شوکلا، آمیت ورما و ژان پائو لوجی لاکاپ و ترجمه دکتر مجتبی جاودان، لیلا زارع و امیر ارغوان و ویراستاری توسط مرضیه قنبری، بر این ایده تأکید دارد که آینده گردشگری در نقطه اتصال هوش ماشینی و ظرفیت‌های انسانی شکل خواهد گرفت؛ جایی که فناوری نه جایگزین انسان، بلکه ابزاری برای توانمندسازی فعالان صنعت و خلق تجربه‌های دقیق‌تر، شخصی‌تر و معنادارتر برای گردشگران است. در نهایت، پرسش اصلی برای صنعت گردشگری این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کرد یا نه؛ بلکه این است که چگونه می‌توان از آن به شکلی مسئولانه، هدفمند و متناسب با نیازهای واقعی صنعت بهره گرفت. پاسخ به این پرسش، می‌تواند مسیر گذار از «گردشگری دیجیتال» به «گردشگری هوشمند» را هموار کند.

ایجاد شده: 6/مهر/1405       آخرین ویرایش: 6/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
هوش مصنوعی باید اصطکاک را حذف کند، نه انسان را

هوش مصنوعی باید اصطکاک را حذف کند، نه انسان را

به گزارش هتل نیوز؛ پیام نیکیل شارما، مدیرعامل گروه هتل‌های رادیسون در منطقه جنوب آسیا به مناسبت روز جهانی گردشگری، به اهمیت آینده صنعت گردشگری اشاره کرد. وی گفت که فناوری به‌ویژه هوش مصنوعی با سرعت در حال تغییر این صنعت است. این پیشرفت‌ها می‌تواند فرآیندهای سفر و اقامت را سریع‌تر، دقیق‌تر و ساده‌تر کند. شارما افزود که گروه رادیسون هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری برای حذف اصطکاک می‌بیند. این ابزار به تیم‌ها این امکان را می‌دهد تا زمان بیشتری برای ارائه مهمان‌نوازی واقعی داشته باشند. وی همچنین بیان کرد که ترافیک مبتنی بر هوش مصنوعی در سایت رادیسون به ۳ درصد بازدید رسیده و همچنان در حال رشد است. مدیرعامل رادیسون ادامه داد که این گروه اکنون به سمت تجارت عامل‌محور پیش می‌رود. در این راستا، دستیاران هوش مصنوعی می‌توانند رزروها را مستقیماً تکمیل کرده و در عین حال رابطه با مهمانان را حفظ کنند. شارما به فعالیت اتوماسیون واتس‌اپ در بیش از ۲۰ هتل اشاره کرد که تاکنون به بیش از ۱۵,۰۰۰ درخواست رسیدگی نموده است. وی خاطرنشان کرد که مهمانان امروزی انتظار پاسخ فوری و دقیق دارند. هوش مصنوعی این نیاز را برآورده می‌کند، ولی انسان‌ها هستند که تجربه را به یاد ماندنی می‌کنند. در نهایت، شارما تأکید کرد که فناوری باید در خدمت مهمان‌نوازی باشد و نه اینکه جای آن را بگیرد.

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 5/مهر/1405     اخبار خارجی
حکمرانی هوشمند گردشگری حلقه مفقوده حکمرانی گردشگری ایران

حکمرانی هوشمند گردشگری حلقه مفقوده حکمرانی گردشگری ایران

✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کم‌سابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوری‌های هوشمند وارد همه مراحل سفر شده‌اند، داده به یکی از مهم‌ترین منابع تصمیم‌سازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیش‌بینی و ظرفیت‌های خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرم‌افزار، ایجاد چند سامانه یا راه‌اندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیم‌گیری مبتنی بر حدس، گزارش‌های پراکنده و واکنش‌های پس از وقوع مسئله، به تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، شواهد، پیش‌بینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترس‌پذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیم‌گیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانه‌های دیجیتال دستگاه‌های اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمی‌توان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی می‌توان با استفاده از داده‌های رزرو، الگوهای جست‌وجوی گردشگران، وضعیت حمل‌ونقل، ظرفیت اقامتگاه‌ها، تقویم رویدادها، شرایط آب‌وهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیش‌بینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانه‌های آن را ببیند و امکان مداخله به‌موقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیم‌یار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگ‌ترین حجم داده نیز نمی‌تواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظام‌های مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، به‌موقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی داده‌های گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند داده‌های دستگاه‌های مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حمل‌ونقل، جاذبه‌ها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید هم‌زمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمی‌تواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعه‌ای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیم‌یار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخ‌گویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که بتواند به مدیر مقصد در پیش‌بینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیش‌بینی فشار بر زیرساخت‌ها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیم‌گیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخ‌گویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژه‌ای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتل‌های زنجیره‌ای، شرکت‌های بزرگ، پلتفرم‌های قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسب‌وکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بوم‌گردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهره‌مند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازه‌ای برای تمرکز فرصت‌ها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیق‌تر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربه‌ای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل می‌تواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذی‌نفعان کامل نیست. دولت نمی‌تواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیم‌سازی حضور ندارند. داده‌های رسمی، داده‌های کسب‌وکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیم‌گیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیم‌ها کنار نمی‌زند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیم‌گیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگ‌کننده، تنظیم‌گر و تضمین‌کننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر می‌دهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت می‌تواند مسئله‌ساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر می‌شود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتم‌ها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیم‌های فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوری‌های هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایه‌ای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوری‌ای این سرمایه اجتماعی ارزشمند به‌سادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهت‌گیری‌های جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی داده‌های گردشگری، اتصال داده‌های دستگاه‌های مرتبط، توسعه هوش تصمیم‌یار مقصد، حمایت فناورانه از کسب‌وکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیین‌کننده را از خود بپرسد: آیا تصمیم‌های امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ می‌شوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیق‌تر تحلیل کند، مسئولانه‌تر تصمیم بگیرد و سریع‌تر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیش‌نگر، از جزیره‌ای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارش‌محوری به داده‌محوری، از تصمیم‌گیری متمرکز به مشارکت ذی‌نفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر می‌بیند، دقیق‌تر می‌سنجد، زودتر پیش‌بینی می‌کند، شفاف‌تر تصمیم می‌گیرد، مسئولانه‌تر مداخله می‌کند و نتیجه تصمیم خود را اندازه می‌گیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایسته‌ای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیم‌هایی که می‌گیریم تعیین نمی‌کند؛ کیفیت تصمیم‌هایی تعیین می‌کند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ می‌شوند.

ایجاد شده: 5/مهر/1405       آخرین ویرایش: 5/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
هتلداری نوین ایران ؛ قسمت اول
آیا وارد عصر جدید هتلداری شده‌ایم؟

هتلداری نوین ایران ؛ قسمت اول آیا وارد عصر جدید هتلداری شده‌ایم؟

✍🏻 به قلم؛ مهدی حسینی شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تکرار پرسش همیشگی «مشکلات هتلداری ایران چیست؟»، پرسش بزرگ‌تری را مطرح کنیم: آیا هتلداری ایران وارد عصر جدیدی شده است؟ پاسخ به این پرسش الزاماً به معنای آن نیست که همه هتل‌های کشور مدرن شده‌اند، فناوری‌های روز دنیا در اختیار صنعت قرار گرفته یا مسائل قدیمی هتلداری یک‌باره حل شده‌اند. اتفاقاً بسیاری از چالش‌های گذشته همچنان وجود دارند. اما تحولات یک صنعت همیشه از زمانی آغاز نمی‌شود که همه نشانه‌های تغییر آشکار شده باشند. گاهی تغییر ابتدا در ترکیب آدم‌ها، نوع نگاه‌ها، سرمایه‌ها، دانش و انتظارات شکل می‌گیرد و بعد، ساختار صنعت خود را با آن تطبیق می‌دهد. هتلداری ایران نیز به نظر می‌رسد در چنین نقطه‌ای قرار گرفته است. صنعتی که در مقایسه با بسیاری از کشورهای صاحب‌نام گردشگری، عمر چندان طولانی ندارد، امروز با تغییر مهمی در نسل فعالان خود مواجه است. نسل تازه‌ای وارد هتلداری شده که الزاماً همه مسیر حرفه‌ای خود را از هتل و مدرسه هتلداری آغاز نکرده است. مدیران و متخصصانی از حوزه‌های مختلف، با تجربه‌هایی در مدیریت، فناوری، بازاریابی، سرمایه‌گذاری و کسب‌وکارهای جدید، به این صنعت علاقه‌مند شده و وارد آن شده‌اند. در کنار آنها، نسلی از نیروهای جوان نیز با دسترسی بی‌سابقه به دانش و تجربه جهانی، دیگر حاضر نیستند هتلداری را صرفاً با الگوهای چند دهه گذشته تعریف کنند. همزمان، بخشی از نسل قدیمی صنعت به دلایل طبیعی از چرخه مدیریت حرفه‌ای فاصله می‌گیرد؛ برخی بازنشسته می‌شوند، برخی جای خود را به نسل جدید می‌دهند و برخی نیز در مواجهه با تغییرات سریع دانش و فناوری، دیگر نمی‌توانند با سرعت گذشته خود را به‌روز کنند. این اتفاق لزوماً به معنای نفی نسل گذشته نیست. اتفاقاً هتلداری امروز بخش بزرگی از تجربه و هویت خود را مدیون همان نسل است. اما هیچ صنعتی نمی‌تواند تنها با اتکا به تجربه گذشته، خود را برای آینده آماده کند. تجربه زمانی ارزشمندتر می‌شود که با یادگیری مستمر همراه باشد. در سوی دیگر، سرمایه نیز در حال تغییر چهره هتلداری ایران است. ورود سرمایه‌های بزرگ‌تر به حوزه هتل‌سازی و توسعه پروژه‌های گردشگری، نگاه اقتصادی به هتل را تغییر داده است. هتل دیگر صرفاً یک مجموعه اقامتی نیست؛ یک دارایی، یک برند، یک کسب‌وکار پیچیده و یک زنجیره ارزش است که می‌تواند با فناوری، بازاریابی، داده و مدیریت حرفه‌ای، ارزش بسیار متفاوتی ایجاد کند. این تغییرات در زمانی اتفاق می‌افتد که فناوری، مرزهای یادگیری را نیز از میان برداشته است. تا همین چند سال پیش، دستیابی به دانش روز هتلداری جهان برای بسیاری از فعالان صنعت دشوار بود. امروز یک مدیر جوان ایرانی می‌تواند در چند دقیقه به گزارش‌های تخصصی، مطالعات موردی، تجربه برندهای بزرگ، دوره‌های آموزشی و آخرین تحولات فناوری دسترسی پیدا کند. هوش مصنوعی نیز این روند را شتابی چند برابر داده است. مسافر هم تغییر کرده است. او پیش از رزرو هتل، تصاویر، امتیازها، نظرات، قیمت‌ها و تجربه دیگران را می‌بیند و در نهایت، هتل ایرانی را نه فقط با رقیب داخلی، بلکه با تجربه‌ای که در سفر قبلی خود در استانبول، دبی، سنگاپور یا هر شهر دیگری داشته مقایسه می‌کند. بنابراین رقابت هتل‌ها دیگر محدود به خیابان، شهر یا حتی کشور نیست؛ رقابت در ذهن و تجربه مسافر اتفاق می‌افتد. جهان نیز با سرعت زیادی در حال تغییر است. دبی در حال توسعه مدل‌های دیجیتال و بیومتریک برای ساده‌تر کردن تجربه ورود و اقامت در هتل‌هاست. عربستان با سرمایه‌گذاری گسترده و ورود برندهای بین‌المللی، در حال بازتعریف جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری و هتلداری است. در بسیاری از بازارهای پیشرو نیز هوش مصنوعی، تحلیل داده، شخصی‌سازی تجربه میهمان و اتوماسیون فرآیندها از مرحله «ایده‌های آینده» عبور کرده و به موضوعات واقعی مدیریت هتل تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، شاید مسئله اصلی هتلداری ایران دیگر فقط این نباشد که چه مشکلاتی داریم؟ ؛ بلکه باید پرسید «هتلداری ایران در عصر جدید قرار است چگونه باشد؟» به باور من، اینجا همان نقطه‌ای است که مفهوم هتلداری نوین ایران معنا پیدا می‌کند. هتلداری نوین الزاماً به معنای هتل‌های پر از تجهیزات و فناوری‌های پیچیده نیست. هتلداری نوین پیش از آنکه یک تغییر تکنولوژیک باشد، یک تغییر در نگرش است؛ تغییر از مدیریت مبتنی بر عادت به مدیریت مبتنی بر یادگیری، از تصمیم‌گیری صرفاً تجربی به تصمیم‌گیری داده‌محور، از فروش اتاق به طراحی تجربه، از نگاه سنتی به نیروی انسانی به توسعه سرمایه انسانی و از مدیریت یک ساختمان به مدیریت یک برند و یک اکوسیستم تجربه. در این نگاه، مدیر هتل آینده فقط مدیر اتاق و لابی و رستوران نیست؛ او باید همزمان با فناوری، داده، برند، تجربه مشتری، منابع انسانی و اقتصاد کسب‌وکار آشنا باشد. نیروی جوان دیگر صرفاً مجری دستورهای مدیر ارشد نیست؛ می‌تواند صاحب ایده، متخصص و حتی یک برند حرفه‌ای مستقل باشد. پرسنال‌برندینگ نیز به تدریج به یکی از واقعیت‌های صنعت تبدیل می‌شود و رقابت میان متخصصان برای دیده‌شدن، اثرگذاری و ساختن اعتبار حرفه‌ای، بخشی از آینده هتلداری خواهد بود. این تغییر البته به معنای کنار گذاشتن تجربه و سنت نیست. هتلداری بدون مهمان‌نوازی، حتی با پیشرفته‌ترین فناوری‌ها، چیزی کم دارد. مسئله این است که تجربه نسل‌های گذشته باید با دانش نسل جدید ترکیب شود؛ نه اینکه این دو در برابر یکدیگر قرار بگیرند. کشورهایی که امروز در گردشگری و هتلداری پیشرو هستند نیز یک‌شبه به این نقطه نرسیده‌اند. آنها در مقاطع مختلف، با تغییر در سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری، آموزش، فناوری و مدل‌های کسب‌وکار، شیوه نگاه خود به صنعت را تغییر داده‌اند. آنچه امروز در برخی کشورهای منطقه می‌بینیم، حاصل همین تغییر نگاه است؛ نه صرفاً ساخت چند هتل جدید. بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که در ایران نیز از «مدیریت مشکلات هتلداری» عبور کنیم و درباره «آینده هتلداری» حرف بزنیم. ممکن است هنوز برای برخی، صحبت از عصر نوین هتلداری در ایران زود به نظر برسد. اما اگر تعداد و تنوع بازیگران صنعت، ورود سرمایه‌های جدید، تغییر نسل مدیران، افزایش دسترسی به دانش جهانی، ظهور فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، تغییر رفتار مسافر و اهمیت روزافزون برند شخصی متخصصان را کنار یکدیگر قرار دهیم، دیگر نمی‌توان این تغییرات را اتفاقاتی پراکنده و بی‌ارتباط با یکدیگر دانست. به نظر می‌رسد هتلداری ایران در حال عبور از یک مرز تاریخی است؛ مرزی میان آنچه تاکنون بوده و آنچه می‌تواند باشد. هتلداری نوین ایران شاید هنوز یک ساختار تثبیت‌شده نباشد، اما می‌تواند نامی برای مسیری باشد که صنعت ناگزیر به پیمودن آن است. مسئله دیگر این نیست که آیا این تحول اتفاق خواهد افتاد یا نه. مسئله این است که چه کسانی آن را آغاز می‌کنند، چه کسانی آن را می‌سازند و چه کسانی در تاریخ این تحول، پیشرو خواهند بود. و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، زمان آن رسیده باشد که درباره هتلداری نوین ایران نه به عنوان یک رؤیا، بلکه به عنوان یک پروژه واقعی برای آینده صنعت سخن بگوییم.

ایجاد شده: 30/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
هتلداری نوین ایران  ؛ قسمت دوم
از اعلام یک عصر تا ترسیم یک مسیر

هتلداری نوین ایران  ؛ قسمت دوم از اعلام یک عصر تا ترسیم یک مسیر

✍🏻 به قلم | مهدی حسینی ده اصل برای هتلداری نوین ایران اگر در یادداشت نخست پذیرفتیم که هتلداری ایران در آستانه یا در میانه یک تغییر نسلی و پارادایمی قرار گرفته است، اکنون سؤال مهم‌تری پیش روی ماست: هتلداری نوین ایران دقیقاً بر چه اصولی باید بنا شود؟ «نوین» قرار نیست صرفاً صفتی برای هتل‌های مجهزتر، لابی‌های لوکس‌تر یا استفاده بیشتر از فناوری باشد. هتلداری نوین پیش از آنکه درباره ساختمان و تجهیزات باشد، درباره نگاه، انسان، مدیریت، تجربه، دانش و آینده است. اگر قرار باشد این مفهوم از یک عبارت به یک جریان فکری تبدیل شود، باید بتوان برای آن اصولی روشن تعریف کرد؛ اصولی که هم از تحولات جهانی الهام بگیرند و هم با واقعیت و ظرفیت‌های ایران سازگار باشند. به باور من، می‌توان نقطه آغاز این مسیر را در ده اصل خلاصه کرد: ۱. مهمان، اتاق نیست؛ تجربه است هتل‌داری سال‌ها بر فروش اتاق، تخت و خدمات اقامتی متمرکز بوده است. اما مسافر امروز مجموعه‌ای از تجربه‌ها را خریداری می‌کند؛ از لحظه جست‌وجو و رزرو تا ورود، اقامت، ارتباط با کارکنان، استفاده از خدمات و حتی خاطره‌ای که پس از خروج با خود می‌برد. در هتلداری نوین، محصول اصلی هتل تجربه مهمان است و اتاق فقط یکی از اجزای آن. ۲. مدیر آینده، مدیر تغییر است مدیری که فقط بتواند وضع موجود را حفظ کند، برای صنعت آینده کافی نیست. جهان با سرعتی حرکت می‌کند که مدیریت هتل به توانایی یادگیری، سازگاری، تصمیم‌گیری و ایجاد تغییر نیاز دارد. مدیر آینده کسی نیست که همه پاسخ‌ها را بداند؛ کسی است که سریع‌تر از دیگران سؤال درست را پیدا می‌کند. ۳. تجربه ارزشمند است؛ اما تجربه بدون یادگیری کافی نیست نسل‌های گذشته هتلداری، سرمایه بزرگی از تجربه برای این صنعت به جا گذاشته‌اند. اما تجربه زمانی تبدیل به مزیت می‌شود که با دانش روز همراه باشد. هتلداری نوین نه جنگ نسل‌هاست و نه حذف گذشته؛ پیوند تجربه نسل گذشته با دانش و جسارت نسل جدید است. صنعتی که یاد نمی‌گیرد، حتی اگر سال‌ها تجربه داشته باشد، در نهایت تجربه گذشته را تکرار خواهد کرد. ۴. فناوری باید در خدمت مهمان‌نوازی باشد هتل هوشمند الزاماً هتلی نیست که بیشترین تجهیزات دیجیتال را داشته باشد. فناوری زمانی ارزشمند است که اصطکاک را از مسیر مهمان حذف کند، تصمیم‌گیری را دقیق‌تر کند، کارکنان را توانمند سازد و تجربه اقامت را بهتر کند. از رزرو و پرداخت گرفته تا مدیریت انرژی، ارتباط با مشتری و خدمات پس از اقامت، فناوری باید خدمت‌رسان مهمان‌نوازی باشد؛ نه نمایشگاهی از تکنولوژی. ۵. هوش مصنوعی، همکار جدید هتلداری است هوش مصنوعی دیگر موضوعی متعلق به آینده نیست. وارد کسب‌وکار شده و دیر یا زود به یکی از اجزای جدی مدیریت هتل تبدیل خواهد شد. اما سؤال درست این نیست که «آیا هوش مصنوعی جای کارکنان هتل را می‌گیرد؟» سؤال مهم‌تر این است: کدام هتل‌ها زودتر یاد می‌گیرند کارکنان خود را با هوش مصنوعی توانمند کنند؟ از تحلیل تقاضا و قیمت‌گذاری تا بازاریابی، پاسخ‌گویی، شخصی‌سازی و تحلیل رفتار مهمان، AI می‌تواند تعریف بسیاری از مشاغل هتلداری را تغییر دهد. ۶. داده، سرمایه پنهان هتل است هر رزرو، هر اقامت، هر درخواست، هر شکایت و هر بازگشت مهمان، اطلاعاتی تولید می‌کند که می‌تواند برای تصمیم‌گیری ارزشمند باشد. هتلداری نوین باید از مدیریت صرفاً مبتنی بر شهود و تجربه، به سمت مدیریت مبتنی بر داده حرکت کند. هتلی که داده تولید می‌کند اما از آن یاد نمی‌گیرد، بخشی از سرمایه خود را بلااستفاده گذاشته است. ۷. نسل جوان، آینده صنعت نیست؛ بخشی از امروز آن است یکی از بزرگ‌ترین تغییرات هتلداری ایران، تغییر ترکیب نیروی انسانی آن است. نسل جدید با جهان دیگری بزرگ شده است؛ جهانی که در آن اطلاعات در دسترس است، مرزهای آموزشی کمرنگ شده‌اند و یک نیروی جوان می‌تواند در مدت کوتاهی با استانداردها و تجربه‌های جهانی آشنا شود. هتلداری نوین باید به این نسل فرصت اثرگذاری بدهد، نه فقط فرصت استخدام. جوانی که ایده، دانش و توانایی دارد، نباید صرفاً به دلیل کمبود سابقه، از تصمیم‌سازی کنار گذاشته شود. ۸. برند هتل از پشت درهای هتل فراتر رفته است در گذشته برند هتل بیشتر با ساختمان، نام، لوگو و تبلیغات آن شناخته می‌شد. امروز بخش بزرگی از برند در فضای دیجیتال ساخته می‌شود؛ در جست‌وجوها، شبکه‌های اجتماعی، نظرات مهمانان و تجربه‌هایی که دیگران درباره هتل روایت می‌کنند. اما یک تحول دیگر نیز در حال وقوع است: آدم‌های صنعت هم تبدیل به برند می‌شوند. مدیر، آشپز، متخصص فروش، مدیر بازاریابی و حتی کارکنان خط مقدم می‌توانند بخشی از اعتبار یک مجموعه و حتی صنعت باشند. در هتلداری نوین، پرسنال‌برندینگ دیگر یک موضوع فرعی نیست؛ بخشی از اقتصاد جدید اعتبار حرفه‌ای است. ۹.هتلداری نوین، مرز میان رشته‌ها را می‌شکند هتلداری آینده فقط به هتلداری نیاز ندارد. به فناوری، اقتصاد، بازاریابی، روان‌شناسی، طراحی تجربه، داده، هوش مصنوعی، تولید محتوا، مدیریت برند و ده‌ها دانش دیگر نیاز دارد. به همین دلیل، ورود افراد توانمند از سایر حوزه‌ها الزاماً تهدیدی برای هتلداری نیست؛ می‌تواند یکی از موتورهای تحول آن باشد. هتلداری نوین، صنعتی باز برای استعدادهای تازه است. ۱۰. ما نباید فقط مصرف‌کننده هتلداری جهان باشیم شاید مهم‌ترین اصل همین باشد. ایران نباید صرفاً تجربه کشورهای دیگر را ترجمه و کپی کند. ما باید از دانش جهانی بیاموزیم، تجربه کنیم، بومی‌سازی کنیم و در نهایت راه‌حل‌های خودمان را بسازیم. هتلداری ایران ظرفیت‌های منحصربه‌فردی دارد؛ از فرهنگ و مهمان‌نوازی گرفته تا تنوع اقلیمی، تاریخی و انسانی. مسئله این است که چگونه این ظرفیت‌ها را با دانش، فناوری و مدیریت معاصر ترکیب کنیم. هدف هتلداری نوین ایران نباید رسیدن به نسخه‌ای کپی‌شده از هتلداری دبی، استانبول، سنگاپور یا هر جای دیگر باشد. هدف، ساختن یک مدل ایرانیِ معاصر، حرفه‌ای و رقابت‌پذیر از هتلداری است. این ده اصل شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما کنار هم یک تغییر اساسی در زاویه نگاه ایجاد می‌کنند. هتلداری نوین، پروژه خرید چند نرم‌افزار، نصب چند ابزار هوشمند یا بازسازی چند هتل نیست. یک تغییر نگرش است؛ تغییری که از انسان آغاز می‌شود، با دانش ادامه پیدا می‌کند، با فناوری شتاب می‌گیرد و در نهایت باید به تجربه بهتر مهمان و کسب‌وکار رقابت‌پذیرتر منجر شود. شاید هنوز نتوان با اطمینان گفت که همه هتلداری ایران وارد این عصر شده‌اند. اما می‌توان با اطمینان بیشتری گفت که نشانه‌های این عصر در صنعت دیده می‌شوند. حالا دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی هتل بهتری می‌سازد. مسئله این است که چه کسی هتلداری بهتری خلق می‌کند. و شاید «هتلداری نوین ایران» دقیقاً از همین‌جا آغاز شود؛ نه از یک ساختمان، نه از یک فناوری و نه حتی از یک هتل، بلکه از تغییر نگاه ما به آینده این صنعت.

ایجاد شده: 30/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
در کدام بخش گردشگری سرمایه‌گذاری کنیم؟

در کدام بخش گردشگری سرمایه‌گذاری کنیم؟

✍🏻 رضا حسینی | سردبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا در شرایط فعلی اقتصاد ایران، شاید صحبت از سرمایه‌گذاری در گردشگری کمی عجیب به نظر برسد؛ اما اگر افق سرمایه‌گذاری را چندساله ببینیم، اتفاقاً امروز می‌تواند یکی از مقاطع مهم ورود به این صنعت باشد. گردشگری در اقتصاد جهانی دیگر یک صنعت فرعی نیست. طبق گزارش WTTC، صنعت سفر و گردشگری در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۱.۶ تریلیون دلار به اقتصاد جهان اضافه کرده؛ معادل حدود ۹.۸ درصد GDP جهان و بیش از ۳۶۶ میلیون شغل. بازار Wellness نیز در سال ۲۰۲۴ به حدود ۶.۸ تریلیون دلار رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۹ به نزدیک ۹.۸ تریلیون دلار برسد. این اعداد الزاماً به معنی تکرار همین مسیر در ایران نیست؛ اما یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: تقاضای جهانی برای سفر، تجربه، سلامت و سبک زندگی همچنان در حال گسترش است. حالا ایران را ببینیم. ایران از نظر منابع طبیعی، تاریخی، فرهنگی و پزشکی، یکی از متنوع‌ترین مقاصد منطقه است. با این حال، بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری کشور هنوز بالفعل نشده است. حتی با وجود محدودیت‌های فعلی، طبق برآورد بانک جهانی، گردشگری و سفر در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱.۸ درصد GDP ایران را تشکیل داده است. پس مسئله برای سرمایه‌گذار ایرانی فقط این نیست که «آیا گردشگری رونق می‌گیرد؟» سؤال مهم‌تر این است: اگر قرار باشد گردشگری ایران در سال‌های آینده رشد کند، امروز باید روی چه چیزی سرمایه‌گذاری کرد؟ به نظر من، پاسخ را نباید در هتل‌سازی سنتی و پروژه‌های بسیار بزرگ جست‌وجو کرد. فرصت جذاب‌تر، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کوچک و متوسط با چند منبع درآمد است؛ به‌خصوص در نقطه تلاقی گردشگری سلامت، Wellness، اقامت و تجربه گردشگری. چرا؟ چون در این مدل، درآمد فقط از فروش یک اتاق به دست نمی‌آید. درمان، خدمات سلامت و زیبایی، اقامت، غذا، تفریح، حمل‌ونقل، تور و خدمات جانبی می‌توانند همزمان درآمد ایجاد کنند. از طرف دیگر، گردشگری سلامت یک مزیت مهم برای ایران دارد: فروش خدمات به مشتری خارجی با هزینه‌های داخلی. اگر درست اجرا شود، بخشی از درآمد پروژه می‌تواند به تقاضای خارجی وابسته باشد، نه صرفاً قدرت خرید مصرف‌کننده داخلی. این موضوع در شرایط تورمی ایران اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر، رکود فعلی را هم نباید فقط تهدید دید. در چنین دوره‌ای ممکن است دارایی‌های گردشگری، هتل‌ها یا ساختمان‌های قابل تبدیل با قیمت‌های مناسب‌تری عرضه شوند. بنابراین به‌جای ساخت یک پروژه بزرگ از صفر، شاید خرید یک دارایی موجود، بازسازی، تغییر کاربری و ایجاد یک مدل بهره‌برداری حرفه‌ای بازده بهتری داشته باشد. البته یک نکته مهم: من معتقدم نمی‌توان بدون دیدن قیمت زمین، هزینه ساخت، نرخ اشغال، ADR، هزینه بهره‌برداری و مدل درآمدی، ادعا کرد که مثلاً «گردشگری سلامت بالاترین ROI را دارد». چنین عددی برای ایران به‌صورت عمومی و قابل اتکا وجود ندارد. اما می‌توان گفت کدام مدل پتانسیل بیشتری برای ایجاد ارزش با سرمایه کمتر و درآمدهای متنوع‌تر دارد. و از این منظر، به نظرم باید جدی‌تر به ترکیب: Wellness + Health Tourism + Boutique Hospitality + Experience فکر کرد. شاید فرصت گردشگری ایران در سال‌های آینده، ساختن صدها اتاق جدید نباشد؛ بلکه ساختن محصولاتی باشد که از هر گردشگر، ارزش اقتصادی بیشتری ایجاد می‌کنند. و دقیقاً به همین دلیل است که به‌نظر من، رکود امروز می‌تواند برای سرمایه‌گذار بلندمدت، نه پایان فرصت، بلکه مرحله قبل از ورود به یک چرخه جدید گردشگری ایران باشد.

ایجاد شده: 30/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 30/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
ورود برند Noted Collection به خاورمیانه با افتتاح هتلی در ریاض

ورود برند Noted Collection به خاورمیانه با افتتاح هتلی در ریاض

به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز؛ گروه هتلداری IHG Hotels & Resorts اعلام کرد که با امضای قرارداد فرانچایز با شرکت Morina Development & Investment، برند Noted Collection به بازار خاورمیانه وارد می‌شود. هتل Cantonal Hotel Riyadh، Noted Collection by IHG در شهر ریاض افتتاح می‌شود. این هتل به‌عنوان نخستین هتل این برند در منطقه خاورمیانه فعالیت خود را آغاز می‌کند. برند Noted Collection به‌تازگی به‌عنوان بیست‌ویکمین برند IHG معرفی شده است. این برند با هدف گردهم‌آوردن هتل‌های مستقل و دارای ویژگی‌های منحصربه‌فرد شکل گرفته است. این هتل‌ها هویت مستقل خود را حفظ می‌کنند و به پلتفرم‌های جهانی IHG و برنامه وفاداری IHG One Rewards دسترسی خواهند داشت. ورود Noted Collection به ریاض، گامی برای توسعه حضور IHG در بازار هتلداری خاورمیانه به شمار می‌رود. این اقدام به تقاضای فزاینده برای اقامتگاه‌های متفاوت و دارای هویت مستقل در این منطقه پاسخ می‌دهد.

ایجاد شده: 16/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 16/شهریور/1405     اخبار خارجی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...