✍🏻به قلم ؛ مهدی حسینی گاهی تاریخ، آدمهایی را به ما میدهد که اگر قدرشان را بدانیم، فقط یک نام در کتابها باقی نمیمانند؛ میتوانند یک شهر را زنده کنند، یک مقصد گردشگری بسازند و حتی اقتصاد یک منطقه را تغییر دهند. شمس تبریزی از همین آدمهاست. مردی که آمد، مولانا را دگرگون کرد؛ آنقدر که رابطه این دو، دیگر در قالب ساده «استاد و شاگرد» نمیگنجید. شمس، آینهای شد که مولانا در آن خودِ دیگری را دید؛ دیداری که حاصلش نه فقط دگرگونی یک انسان، بلکه یکی از ماندگارترین میراثهای عرفانی و ادبی جهان شد. مولانا پس از شمس، دیگر همان مولانای پیش از او نبود و جهان نیز از این دیدار، مولانایی را شناخت که قرنها بعد هنوز میلیونها انسان را به سوی خود میکشد. امروز اما اتفاق مهمی برای شمس افتاده است. پس از نزدیک دو دهه انتظار، بارگاه شمس تبریزی در خوی با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، افتتاح شد؛ پروژهای که بر اساس گزارشهای منتشرشده با اعتباری حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به مرحله بهرهبرداری رسیده است. این مجموعه در حدود ۷ هزار مترمربع ساخته شده و علاوه بر فضای زیارتی، کتابخانه و امکانات پژوهشی نیز دارد. خبر، در وهله اول یک خبر فرهنگی است؛ خبری خوش برای مردم خوی و برای دوستداران شمس. اما اگر بخواهیم کمی فراتر نگاه کنیم، این خبر یک سؤال بزرگ اقتصادی و گردشگری نیز با خود دارد: ما چند سال از ظرفیت گردشگری شمس تبریزی غافل بودهایم؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به چند صد کیلومتر آنسوتر و به قونیه نگاه کنیم. ترکیه سالهاست که از میراث مولانا، فقط نگهداری نمیکند؛ برای آن مقصد گردشگری ساخته است. موزه و آرامگاه مولانا در قونیه در سال ۲۰۲۵ میلادی ۳ میلیون و ۶۲ هزار و ۸۰۰ بازدیدکننده داشته است. مدیر موزه گفته است که با احتساب برخی گروهها و ورودیهای غیرثبتشده در گیتهای اصلی، تعداد واقعی بازدیدکنندگان حتی میتواند به حدود ۳.۵ میلیون نفر برسد. حدود ۳۰۷ هزار نفر از بازدیدکنندگان ثبتشده نیز گردشگر خارجی بودهاند. این فقط یک عدد نیست. سه میلیون نفر یعنی سه میلیون سفر، سه میلیون تصمیم برای انتخاب یک مقصد، میلیونها شب اقامت، رستوران، حملونقل، خرید، صنایعدستی، تور، راهنمای گردشگری و دهها فعالیت اقتصادی دیگر. مهمتر اینکه قونیه فقط به روزهای معمول سال اکتفا نکرده است. در مراسم «شب عروس» و برنامههای مرتبط با سالروز درگذشت مولانا، تنها در یک دوره ۱۰ روزه در سال ۲۰۲۵، موزه مولانا ۱۷۸ هزار بازدیدکننده داشته؛ یعنی به طور متوسط نزدیک به ۱۸ هزار نفر در روز. ترکیه دقیقاً همینجا یک درس مهم به ما میدهد: میراث فرهنگی زمانی به سرمایه گردشگری تبدیل میشود که برای آن روایت، رویداد، مقصد، زیرساخت و اقتصاد طراحی شود. حالا به شمس برگردیم. اگر مولانا در قونیه سالانه بیش از سه میلیون بازدیدکننده ایجاد میکند، چرا شمس نتواند بخشی از این جریان را به خوی بیاورد؟ البته مقایسه شمس با مولانا به معنای انتظار داشتن همان تعداد بازدیدکننده از روز نخست نیست. مولانا قرنهاست که در قونیه صاحب یک اکوسیستم گردشگری است؛ اما شمس تازه امروز صاحب یک بارگاه مناسب شده است. با این حال، میتوان یک محاسبه ساده انجام داد. اگر بارگاه شمس در یک افق چندساله بتواند فقط ۱۰ درصد از مقیاس بازدید فعلی موزه مولانا را جذب کند، یعنی حدود ۳۰۶ هزار بازدیدکننده در سال. اگر این عدد به ۲۰ درصد برسد، به بیش از ۶۱۲ هزار نفر میرسیم. و اگر روزی بتوانیم شمس را به یک مقصد بینالمللی تبدیل کنیم و به یک میلیون بازدیدکننده سالانه برسیم، دیگر با یک «بارگاه» صرفاً فرهنگی مواجه نیستیم؛ با یک موتور گردشگری منطقهای مواجهیم. اما درآمد چقدر خواهد بود؟ اینجا باید مراقب باشیم که میان «درآمد مستقیم بارگاه» و «اثر اقتصادی گردشگر بر مقصد» تفاوت قائل شویم. هنوز هیچ آمار واقعی برای درآمد سالانه بارگاه شمس وجود ندارد و بنابراین هر عددی درباره درآمد آینده باید سناریویی باشد. با این حال، یک شاخص قابل اتکا داریم: در سال ۲۰۲۵، درآمد گردشگری ترکیه به ۶۵.۲۳ میلیارد دلار رسید و تعداد بازدیدکنندگانی که از کشور خارج شدند ۶۳.۹ میلیون نفر بود؛ یعنی بهطور متوسط حدود هزار دلار به ازای هر بازدیدکننده در مقیاس کل اقتصاد گردشگری ترکیه. طبیعتاً نمیتوان گفت هر بازدیدکننده شمس هزار دلار در خوی خرج خواهد کرد؛ چنین ادعایی غیرواقعی است. اما همین شاخص نشان میدهد گردشگری فقط بلیت ورودی یک بنا نیست. حتی اگر برای یک سناریوی بسیار محافظهکارانه، فقط ۲۰۰ دلار هزینه گردشگری محلی به ازای هر گردشگر در نظر بگیریم، ۳۰۶ هزار بازدیدکننده میتواند معادل حدود ۶۱ میلیون دلار گردش مالی مستقیم و غیرمستقیم در مقصد ایجاد کند. با ۶۱۲ هزار بازدیدکننده، این رقم به حدود ۱۲۲ میلیون دلار میرسد و با یک میلیون بازدیدکننده، به حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید. تأکید میکنم: اینها پیشبینی درآمد بارگاه نیستند؛ سناریوهای اقتصادی برای نشان دادن اندازه ظرفیت هستند. میزان واقعی هزینهکرد گردشگران شمس باید پس از ایجاد مقصد، بر اساس مدت اقامت، سهم گردشگران خارجی، نوع سفر و الگوی هزینهکرد آنها اندازهگیری شود. اما حتی همین محاسبه ساده، یک واقعیت را آشکار میکند: سرمایه اصلی بارگاه شمس، ساختمان آن نیست؛ گردشگری است که میتواند به دنبال آن شکل بگیرد. اینجاست که تفاوت ما با ترکیه اهمیت پیدا میکند. ترکیه از مولانا فقط یک آرامگاه نساخته است. پیرامون مولانا، یک روایت جهانی ساخته؛ از موزه و سماع گرفته تا جشنواره، رویدادهای بینالمللی، هتل، رستوران، صنایعدستی، تورهای تخصصی و برند شهری «قونیه». در سال ۲۰۲۵ نیز شهرداری و نهادهای محلی قونیه برای دوره شب عروس، مجموعهای از جاذبههای شهری را فعال کردند که تنها در یکی از بخشهای گردشگری شهر طی این دوره حدود ۱۲۰ هزار بازدید ثبت شد. ما اما امروز تازه بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. شاید بتوان گفت این اتفاق، با همه تأخیرش، یک فرصت تاریخی است؛ فرصتی برای اینکه خوی را نه فقط به عنوان محل دفن شمس، بلکه به عنوان شهر شمس در نقشه گردشگری جهان تعریف کنیم. این البته نیازمند یک تصمیم بزرگتر است. نباید تصور کنیم با ساخت یک بنا، گردشگر خودبهخود خواهد آمد. گردشگر را باید دعوت کرد؛ باید برای او داستان ساخت، مسیر طراحی کرد، تجربه ایجاد کرد و دلیل سفر به وجود آورد. خوی میتواند با محوریت شمس، یک بسته کامل گردشگری فرهنگی و عرفانی طراحی کند؛ از موزه و مرکز مطالعات شمس و مولانا تا جشنواره سالانه، هفته شمس، رویدادهای بینالمللی عرفان، موسیقی و ادبیات، تورهای مشترک ایران و ترکیه، مسیر گردشگری شمس ـ مولانا و برنامههای ویژه برای گردشگران خارجی. حتی میتوان یک ایده بزرگتر را مطرح کرد: «مسیر شمس و مولانا» چرا باید شمس و مولانا را در دو سوی مرزهای امروز از هم جدا کنیم؟ یکی در خوی آرمیده و دیگری در قونیه به یک برند جهانی تبدیل شده است. این دو، در تاریخ از هم جدا نبودند. چرا در گردشگری جدا باشند؟ اتفاقاً میتوان یک مسیر فرهنگی بینالمللی طراحی کرد که خوی، تبریز، قونیه و دیگر نقاط مرتبط با زندگی و سیر این دو چهره بزرگ را در یک شبکه گردشگری قرار دهد. این مسیر میتواند نهتنها برای گردشگران ایرانی و ترک، بلکه برای بازارهای فرهنگی اروپا، شرق آسیا، آسیای مرکزی و گردشگران علاقهمند به ادبیات و عرفان جذاب باشد. و شاید این همان نقطهای باشد که باید از خودمان بپرسیم: اگر ترکیه توانسته از مولانای ما یک برند جهانی گردشگری بسازد، چرا ما نتوانیم از شمس خودمان یک مقصد جهانی بسازیم؟ من چند سال پیش که به خوی رفتم و وضعیت مزار شمس را دیدم، واقعاً ناراحت شدم. برای من که سالها با حوزه گردشگری و میراث فرهنگی سروکار داشتهام، دیدن وضعیت آن مکان برای شخصیتی با چنین جایگاه جهانی، باورکردنی نبود. امروز اما باید خوشحال باشیم. نه فقط به خاطر اینکه بالاخره ساختمانی ساخته شده است؛ بلکه به این دلیل که شاید بعد از سالها، فرصتی برای بازگرداندن شمس به جایگاه شایستهاش فراهم شده است. اما این پایان راه نیست. افتتاح بارگاه شمس، آغاز یک پروژه بزرگتر است؛ پروژهای به نام «گردشگری شمس». اگر فردا فقط چند اتوبوس گردشگر ایرانی به خوی بیایند، عکس بگیرند، فاتحهای بخوانند و برگردند، ما هنوز بخش کوچکی از ظرفیت شمس را دیدهایم. اما اگر خوی بتواند سالانه صدها هزار گردشگر داخلی و خارجی جذب کند، اگر اقامت گردشگران افزایش پیدا کند، اگر هتلها، رستورانها، راهنمایان، صنایعدستی، فروشگاهها و کسبوکارهای محلی از آن منتفع شوند، اگر دانشجویان و پژوهشگران جهان برای شناخت شمس به خوی بیایند و اگر نام خوی در کنار نام شمس در ذهن گردشگران جهان ثبت شود، آن وقت میتوان گفت این پروژه واقعاً به ثمر نشسته است. ترکیه به ما نشان داده است که یک شخصیت فرهنگی میتواند اقتصاد یک شهر را تحت تأثیر قرار دهد. ما امروز بارگاه شمس را افتتاح کردهایم. حالا نوبت آن است که گردشگری شمس را افتتاح کنیم. شاید شمس، پس از قرنها، دوباره آمده باشد تا چیزی را به ما بیاموزد: گاهی بزرگترین گنجها، همانهایی هستند که سالها کنار دستمان بودهاند و ما ارزششان را ندیدهایم. و امروز، شاید مهمترین سؤال این نباشد که چرا این بارگاه دیر ساخته شد؛ بلکه این باشد که: از امروز با شمس چه خواهیم کرد؟ آیا او را در یک بنای تازه محصور میکنیم؟ یا از او، برای خوی، آذربایجان و ایران، یک مقصد جهانی میسازیم؟
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍️ علی خلف وقتی صحبت از گردشگری ایران میشود، ذهنها به سمت تخت جمشید، نقش جهان، کویر لوت، جنگلهای هیرکانی یا سواحل خلیج فارس و یا ده ها و حتی صد ها مقصد گردشگری دیگر میرود که البته همه اینها بسیار ارزشمندند. اما می توان گفت مهم ترین جاذبه گردشگری ایران شاید چیزی باشد که خیلی کم در باره آن صحبت شده است. جاذبه ای که در سراسر ایران وجود دارد، اما کمتر به چشم می آید. چیزی به اسم؛ "مردم ایران". هر گردشگری که به ایران سفر کرده، علاوه بر زیباییهای این سرزمین، از یک ویژگی مشترک هم گفته سخن گفته است و آن چیزی نیست جز؛ "مهماننوازی ایرانیها". از راننده تاکسی که با حوصله مسیر را نشان میدهد تا کاسبی که بدون چشمداشت چای تعارف میکند. از روستائیای که درب خانهاش را به روی مسافر باز میکند تا رهگذری که وقتش را برای راهنمایی یک غریبه میگذارد بسیار مثالهای دیگری که در این وصف وجود دارد؛ و اینها همان تصویر واقعی ایران هستند. در دنیای امروز، کشورها برای ساختن «تجربه سفر» میلیونها دلار هزینه میکنند، اما ما سرمایهای در اختیار داریم که با پول قابل خریدن نیست؛ و آن چیزی نیست جز؛ "فرهنگ، صمیمیت و احترام به مهمان". با این حال، کمتر دیدهایم که این سرمایه در برنامهریزیهای گردشگری جدی گرفته شود. تبلیغات ما بیشتر بر بناها و مناظر تمرکز دارد، در حالی که تجربه سفر را انسانها میسازند، نه بنا ها. اگر قرار است برند گردشگری ایران در جهان تقویت شود، باید در کنار حفاظت از آثار تاریخی و توسعه زیرساختها، از "فرهنگ میزبانی ایرانی" نیز محافظت کنیم؛ چرا که شاید بزرگترین جاذبه گردشگری ایران، نه یک بنای تاریخی، بلکه مردم ایران باشند. قبله سفر | روایت، نقد و اندیشه در گردشگری ایران
ایجاد شده: 16/مهر/1405 آخرین ویرایش: 16/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍️سیدحسین امیرکلالی | رئیس اداره روابط عمومی میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی آغاز هفته گردشگری، امسال با شعاری جهانی همراه شده است که بیش از هر زمان دیگری به آینده این صنعت نظر دارد: «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری». شعاری که از ظرفیت فناوری برای تحول در صنعت گردشگری میگوید؛ از شخصیسازی سفر و ترجمه همزمان گرفته تا بهبود تجربه گردشگر، دسترسی به بازارهای تازه و بازطراحی مقاصد گردشگری. اما میان این چشمانداز جهانی و واقعیت امروز گردشگری ایران، فاصلهای وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید. هوش مصنوعی میتواند بسیاری از فرآیندهای گردشگری را متحول کند، اما همه این ظرفیتها زمانی معنا پیدا میکنند که گردشگر بتواند به مقصد برسد، پروازها برقرار باشند، هتلها و مراکز گردشگری فعال باشند و کسبوکارها امکان ارتباط و تعامل اقتصادی با جهان را داشته باشند. در ایران امروز، مسئله بسیاری از فعالان گردشگری دیگر صرفاً کمبود فناوری نیست؛ مسئله، دشواری ادامه یک فعالیت عادی و پایدار است. تحریمها دسترسی به خدمات مالی بینالمللی، ابزارهای پرداخت، برخی بازارهای تبلیغاتی و فناوریهای جهانی را محدود کردهاند و شرایط ناشی از جنگ و ناامنی نیز بر اعتماد گردشگران، برنامهریزی سفر و استمرار فعالیت کسبوکارها اثر گذاشته است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازطراحی گردشگری بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی، ارتباطی و امنیتی، ممکن است بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، تصویری از آیندهای دور به نظر برسد. البته مسئله، خودِ شعار جهانی نیست؛ مسئله تفاوت نقطه آغاز کشورهاست. در بسیاری از مقاصد گردشگری، هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای افزایش بهرهوری، توسعه بازار و خلق تجربههای تازه باشد. اما گردشگری ایران پیش از آنکه به بازطراحی تجربه سفر برسد، به فراهم شدن دوباره امکان سفر نیاز دارد. از این منظر، بازطراحی گردشگری ایران باید از جایی بنیادیتر آغاز شود: بازسازی اعتماد، تقویت امنیت، تسهیل ارتباطات مالی و بینالمللی، رونق دوباره پروازها و فراهم کردن شرایطی که کسبوکارهای گردشگری بتوانند با ثبات بیشتری فعالیت کنند. در این میان، نقش سیاستگذاران داخلی نیز اهمیت ویژهای دارد. حتی در شرایط تحریم و دشواریهای اقتصادی و امنیتی، میتوان برای حفظ نیروی انسانی، حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، تقویت گردشگری داخلی، تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از راهکارهای بومی هوش مصنوعی برنامهریزی کرد. اما این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که از سطح شعار فراتر بروند و با واقعیتهای صنعت گردشگری و زندگی فعالان این حوزه پیوند بخورند. گردشگری ایران، در آستانه هفته گردشگری، بیش از هر چیز به سیاستهایی نیاز دارد که شرایط واقعی فعالان این صنعت را ببینند. کسانی که سالها برای ساختن بازار، آموزش نیروی انسانی، معرفی جاذبههای ایران و توسعه کسبوکارهای گردشگری تلاش کردهاند و امروز با کاهش سفر، رکود فعالیتها و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند. برای این فعالان، هوش مصنوعی قطعاً میتواند یک فرصت باشد؛ اما زمانی که گردشگری امکان نفس کشیدن داشته باشد، این فرصت میتواند به یک مزیت واقعی تبدیل شود. شعار «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری» میتواند برای ایران نیز یک افق باشد؛ افقی که شاید امروز دسترسی به آن دشوار به نظر برسد، اما میتواند مسیر آینده را نشان دهد. با این حال، رسیدن به آن آینده نیازمند بازنگری در سیاستها، رفع موانع فعالیت، حمایت از کسبوکارها و مهمتر از همه، بازگرداندن اعتماد و امید به صنعت گردشگری است. شاید معنای واقعی بازطراحی گردشگری برای ایران، پیش از آنکه در استفاده از فناوریهای نوین خلاصه شود، در فراهم کردن شرایطی باشد که گردشگر دوباره بتواند سفر کند و فعال گردشگری دوباره بتواند با اطمینان به آینده کسبوکار خود نگاه کند. هفته گردشگری میتواند فرصتی باشد برای یادآوری همین واقعیت؛ اینکه آینده گردشگری ایران فقط به فناوریهای تازه وابسته نیست، بلکه به تصمیمهای درست امروز نیز بستگی دارد.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍ احمد ساعیان | مدیرعامل گروه هتلهای هما فرارسیدن روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به همه دستاندرکاران صنعت گردشگری و هتلداری کشور و بهویژه مدیران، کارکنان، کارگران و جوانان پرتلاش این صنعت تبریک عرض مینمایم. درود میفرستم بر زنان و مردانی که علیرغم همه مسائل و مشکلاتی که امروز گریبانگیر اقشار مختلف جامعه و صنعت گردشگری است، هر روز با ظاهری آراسته، روحی بزرگ و ارادهای استوار، آماده خدمترسانی میشوند؛ انسانهایی که مسئولیت خود میدانند شادی، امید، احترام و رضایت را به میهمانان و مخاطبان خود هدیه کنند. گردشگری و صنعت مهماننوازی، از معدود حوزههای اقتصادی است که مستقیماً با «حال خوب مردم» ارتباط دارد. رونق این صنعت، تنها در ایجاد درآمد و گردش مالی خلاصه نمیشود؛ بلکه در احترام، نظم، توجه، ایجاد آرامش و امنیت، صمیمیت و اعتماد شکل میگیرد. گردشگری حتی در شرایط بحران نیز میتواند بخشی از آرامش جامعه باشد و این مهم، مرهون زنان و مردانی است که با جان و دل، حال خوش دیگری را بر حال خود ترجیح میدهند. گردشگری یعنی امید؛ یعنی احترام؛ یعنی توجه به انسان و پاسداشت تجربه سفر. گردشگری فقط ایجاد شغل و گردش مالی نیست؛ بلکه ایجاد حال خوب، گسترش ارتباطات انسانی و گردش احترام و صمیمیت در جامعه است. تا زمانی که گردشگری و مهماننوازی فعال است، یعنی امید و میل به زندگی و ارتباط در جامعه زنده است. گردشگری ایران، اگرچه امروز تحت تأثیر تحولات و ناملایمات بینالمللی قرار دارد، اما کشور عزیزمان به واسطه تنوع اقلیمی و جمعیتی، ظرفیتهای گسترده طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی، جاذبههای متعدد و بعضاً ناشناخته و گستردگی جغرافیایی، همچنان از ظرفیت بالایی برای رشد و رونق گردشگری داخلی برخوردار است. آنچه خداوند به این سرزمین بخشیده، آنچنان ارزشمند، متنوع و در بسیاری موارد ناشناخته است که خلاء ورود گردشگران خارجی را رفع کند و باعث رونق اقتصادی بیشتر شود. آنچه لازم است اینکه همه تصمیمسازان و فعالان صنعت گردشگری با همدلی و همکاری، برای تسهیل سفر داخلی، فراهم آوردن شرایط مناسب و با کیفیت سفر و معرفی ظرفیتهای مختلف کشور تلاش کنند. رونق سفر داخلی میتواند ضمن ایجاد نشاط اجتماعی، به گردش مالی و پایداری بیشتر صنعت گردشگری نیز کمک کند و باعث رونق دیگر بخش های اقتصادی کشور هم بشود. صنعت گردشگری، همانگونه که بارها گفته شده، صرفاً یک فعالیت تجاری و اقتصادی نیست؛ صنعتی است که میتواند در ایجاد درآمد، اشتغال، توسعه زیرساختها و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی و حال عمومی جامعه نقشآفرین باشد و آیندهای بهتر را برای مردم رقم بزند. از سوی دیگر، تحولآفرینی فناوریهای نوین و هوش مصنوعی که در هفته گردشگری امسال مورد توجه قرار گرفته، فرصت تازهای برای صنعت گردشگری و هتلداری فراهم کرده است. بهرهگیری از رسانههای نوین، فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی میتواند در حوزههایی همچون نرخگذاری، کنترل هزینهها، ایجاد انگیزه، جذب و مدیریت نیروی انسانی، امور مالی، ارتباط با مشتریان و تحلیل دادهها، نقش مؤثری ایفا کند. با این حال، حتی در عصر هوش مصنوعی، صنعت گردشگری و هتلداری همچنان به انسانهای مهماننواز نیاز دارد؛ انسانهایی که علاوه بر برخورداری از روحیه خدمت و مهماننوازی، توانایی استفاده از فناوریهای نوین را نیز داشته باشند. ما در گروه هتلهای هما تلاش میکنیم با آموزش و توانمندسازی کارکنان و بهرهگیری از دانش و فناوریهای نوظهور، همگام با تحولات روز صنعت گردشگری حرکت کنیم. در تمامی این روزها، با تمام توان و به همت و حمایت هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) و با بهرهگیری از ظرفیتهای گروه هتلهای هما، در کنار مردم عزیزمان هستیم و تلاش میکنیم شایستهترین خدمات را به میهمانان و هموطنانمان ارائه کنیم. روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به تمامی فعالان این عرصه، خانواده بزرگ هتلداری و گردشگری ایران و همکاران پرتلاش گروه هتلهای هما تبریک عرض مینمایم و برای همه این عزیزان، سلامتی، سربلندی و توفیق روزافزون آرزومندم. گردشگری یعنی امید به آینده روشن ایران عزیزمان
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ باغهای تاریخی شیراز به منظور حفظ آرامش و نظم، از ساعت ۸ شب تعطیل میشوند. این تصمیم میتواند بر توانایی گردشگران و شهروندان برای بازدید از این جاذبهها در ساعات شب تأثیر بگذارد. ساعات پس از غروب آفتاب معمولاً از زمانهای محبوب گردشگران برای بازدید از فضاهای تاریخی و فرهنگی شیراز محسوب میشود. محدودیت در ساعت بازدید میتواند فرصت استفاده از این ظرفیت گردشگری در شب را کاهش دهد. ادامه فعالیت باغهای تاریخی تا ساعات مناسبتر شب، میتواند زمینهساز حضور بیشتر گردشگران و شهروندان در این فضاها باشد. این موضوع به بهرهمندی از ظرفیت گردشگری شبانه شیراز کمک خواهد کرد.
ایجاد شده: 28/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 28/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ نقشههای تهرانگردی با مترو به تازگی معرفی شدند. این نقشهها با هدف تسهیل دسترسی به جاذبههای تاریخی، فرهنگی و گردشگری طراحی شدهاند. این طرح میتواند استفاده از حملونقل عمومی را به تجربه تهرانگردی متصل کند. این نقشهها به مسافران کمک میکنند تا به راحتی مسیرهای مناسب برای بازدید از نقاط مختلف تهران را پیدا کنند. با استفاده از این نقشهها، سفر به جاذبههای مختلف پایتخت آسانتر خواهد شد.
ایجاد شده: 24/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 24/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ مسلم شجاعی، مدیرکل دفتر بازاریابی و تبلیغات معاونت گردشگری، به اهمیت ابزارهای هوشمند در معرفی و مدیریت مقصدهای گردشگری اشاره کرد. او بیان کرد که این ابزارها در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. شجاعی همچنین پرسش کرد که آیا این تحول به معنای حذف کامل اقلام چاپی از گردشگری است. بررسیها نشان میدهد که حدود ۳۶ درصد از اقلام معرفی جاذبههای گردشگری همچنان به صورت چاپی وجود دارند. در این راستا، اخیراً ۱۵ هزار قلم محتوای چاپی گردشگری ایران به ۵۰ کشور ارسال شده است. این محتواها همزمان در بستر دیجیتال نیز تولید و به ۱۷ زبان آماده شدهاند. نسخههای انگلیسی و عربی این محتوا به صورت چاپی منتشر شده است. آمار سه سال اخیر نشان میدهد که حجم توزیع محتوای دیجیتال از اقلام چاپی بیشتر بوده است. با این حال، نمایندگیهای ایران در خارج از کشور برای رویدادهای فرهنگی و گردشگری به اقلام چاپی نیاز دارند.
ایجاد شده: 19/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 19/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ رودبار بهعنوان ورودی استان گیلان، ویژگیهای منحصر به فردی دارد. این شهرستان از ظرفیتهای طبیعی و تاریخی فراوانی برخوردار است. عینالله عزیزپور، رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری رودبار، بر اهمیت این شهرستان در جذب گردشگران تاکید کرد. او بیان کرد که ظرفیتهای گردشگری رودبار، فرصتی ارزشمند برای توسعه صنعت گردشگری به شمار میرود. تنوع فرهنگی و جاذبههای طبیعی رودبار میتواند به رونق اقتصادی این منطقه کمک کند. این شهرستان دارای بیش از ۷۵ اثر ثبتشده و هفت اثر طبیعی است که نشاندهنده تاریخ و غنای فرهنگی آن است.
ایجاد شده: 16/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 16/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش تور نیوز؛ مدیر گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی سازمان منطقه آزاد ارس اعلام کرد که این تور به منظور توسعه خدمات گردشگری و تسهیل دسترسی مسافران به جاذبههای منطقه راهاندازی میشود. تور رایگان ارسگردی از ۱۵ تا ۳۰ شهریورماه برگزار خواهد شد. این تور با استفاده از دو دستگاه اتوبوس دوطبقه اجرا میشود. اتوبوس نوبت صبح ساعت ۱۰:۳۰ از ایستگاه راهآهن جلفا حرکت میکند. سرویس نوبت عصر نیز ساعت ۱۸ از میدان ژئوپارک آغاز خواهد شد. هدف از اجرای این تور، معرفی ظرفیتهای گردشگری منطقه آزاد ارس است. این طرح دسترسی آسانتر را برای علاقهمندان به جاذبههای شاخص منطقه فراهم میکند.
ایجاد شده: 14/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405 اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا 📌 نگاهی به مدلهای آموزشی پیشرو در جهان صنعت هتلداری در جهان دیگر صرفاً به نیروی کاری برای انجام وظایف خدماتی نیاز ندارد؛ بلکه به کارکنانی نیازمند است که همزمان با مهارتهای تخصصی، توانایی استفاده از فناوری، ارتباط مؤثر با مشتری، مدیریت بحران، کار بینفرهنگی و درک الزامات توسعه پایدار را نیز داشته باشند. به همین دلیل، کشورهای پیشرو در گردشگری طی سالهای اخیر، آموزش نیروی انسانی هتلداری را از سطح دورههای کوتاهمدت فراتر برده و آن را به بخشی از سیاست ملی توسعه گردشگری تبدیل کردهاند. با این حال، نمیتوان یک کشور را بهطور مطلق موفقترین کشور جهان در تربیت نیروی انسانی هتلداری دانست. موفقیت کشورها معمولاً به شاخصهایی مانند کیفیت آموزش، ارتباط دانشگاه و صنعت، میزان اشتغال فارغالتحصیلان، اعتبار گواهینامهها، امکان پیشرفت شغلی و توانایی نظام آموزشی در پاسخ به نیازهای جدید بازار بستگی دارد. سوئیس؛ پیوند آموزش حرفهای با استانداردهای جهانی سوئیس یکی از شناختهشدهترین الگوها در آموزش مدیریت هتلداری و گردشگری است. مدرسههای تخصصی این کشور، از جمله مؤسسات معتبر آموزش هتلداری، آموزش نظری را با تجربه عملی در هتلها، رستورانها و مجموعههای گردشگری ترکیب میکنند. ویژگی مهم مدل سوئیس، توجه همزمان به مهارتهای عملی و مدیریتی است. دانشجویان علاوه بر آموزش عملیات هتل، در زمینههایی مانند مدیریت درآمد، بازاریابی گردشگری، تجربه مشتری، مدیریت منابع انسانی و رهبری سازمانی نیز آموزش میبینند. ارتباط گسترده این مراکز با برندهای بینالمللی هتلداری نیز به دانشجویان امکان میدهد از دوران تحصیل وارد محیط واقعی کسبوکار شوند. مدل سوئیس نشان میدهد که آموزش هتلداری زمانی اثربخش است که میان کلاس درس، محیط واقعی کار و استانداردهای بینالمللی ارتباطی دائمی وجود داشته باشد. آلمان و اتریش؛ آموزش دوگانه و یادگیری در محیط کار آلمان و اتریش از نمونههای برجسته آموزش دوگانه یا Dual Education هستند. در این مدل، فرد بخشی از زمان خود را در مراکز آموزشی و بخش دیگر را در محل کار سپری میکند. دانشآموز یا کارآموز از یک سو آموزشهای نظری و استانداردهای حرفهای را فرا میگیرد و از سوی دیگر، در هتل یا مجموعه گردشگری تجربه عملی کسب میکند. این ساختار چند مزیت مهم دارد: • کاهش فاصله میان آموزش و نیاز بازار کار؛ • افزایش تجربه عملی کارآموزان؛ • امکان شناسایی استعدادها از سوی کارفرمایان؛ • کاهش ریسک استخدام نیروی فاقد تجربه؛ • ایجاد مسیر روشن از کارآموزی تا اشتغال و مدیریت. در این مدل، آموزش صرفاً به دریافت مدرک منتهی نمیشود، بلکه مستقیماً با مسیر شغلی فرد پیوند دارد. همین مسئله یکی از دلایل پایین بودن شکاف میان مهارتهای موردنیاز هتلها و توانایی فارغالتحصیلان در این کشورهاست. سنگاپور؛ برنامهریزی ملی برای مهارتهای آینده سنگاپور توسعه نیروی انسانی گردشگری را در چارچوب سیاستهای کلان اقتصادی و مهارتی خود دنبال میکند. نهادهای آموزشی و گردشگری این کشور، دورههای آموزشی را براساس تغییرات بازار، نیاز هتلها و تحولات فناوری بهروزرسانی میکنند. در برنامههای آموزشی سنگاپور، موضوعاتی مانند هتلداری هوشمند، تحلیل داده، خدمات دیجیتال، تجربه مشتری، امنیت سایبری، گردشگری پایدار و مدیریت بحران جایگاه ویژهای دارند. همچنین برای کارکنان شاغل، دورههای کوتاهمدت و قابلانعطاف طراحی شده است تا افراد بدون ترک شغل بتوانند مهارتهای تازه کسب کنند. یکی از نقاط قوت این مدل، تأکید بر یادگیری مادامالعمر است. در این رویکرد، آموزش با پایان تحصیلات رسمی تمام نمیشود؛ بلکه کارکنان در مراحل مختلف شغلی، متناسب با فناوریها و نیازهای جدید، آموزش میبینند. استرالیا؛ استانداردسازی مهارتهای حرفهای استرالیا در حوزه آموزشهای فنی و حرفهای گردشگری و هتلداری، نظامی نسبتاً منسجم ایجاد کرده است. دورههای آموزشی این کشور معمولاً بر استانداردهای مشخص شغلی، ارزیابی مهارت و تجربه عملی استوارند. در این مدل، برای مشاغل مختلف هتلداری از پذیرش و خانهداری گرفته تا مدیریت غذا و نوشیدنی، مهارتها و شایستگیهای مشخص تعریف میشود. فرد میتواند از سطح مقدماتی آغاز کند و با گذراندن دورهها و کسب تجربه، به سطوح بالاتر تخصصی و مدیریتی برسد. مزیت این رویکرد آن است که مسیر شغلی در صنعت هتلداری برای کارکنان روشنتر میشود. نیروی انسانی میداند برای ارتقای شغلی به چه مهارتها و گواهینامههایی نیاز دارد و کارفرما نیز معیار مشخصتری برای جذب و ارزیابی کارکنان در اختیار دارد. ایالات متحده؛ نقش پررنگ صنعت و گواهینامههای تخصصی در ایالات متحده، بخش مهمی از آموزش نیروی انسانی هتلداری از طریق دانشگاهها، کالجهای محلی، مدارس تخصصی و انجمنهای حرفهای انجام میشود. صنعت هتلداری در این کشور نیز نقش گستردهای در طراحی دورهها و گواهینامههای حرفهای دارد. از ویژگیهای این مدل میتوان به تنوع مسیرهای آموزشی اشاره کرد. افراد میتوانند از دورههای کوتاهمدت مهارتی آغاز کنند، وارد کالج شوند یا در رشتههای مدیریت هتلداری و گردشگری تحصیل کنند. در کنار آن، گواهینامههای تخصصی در حوزههایی مانند مدیریت اقامت، مدیریت غذا و نوشیدنی، مدیریت درآمد و منابع انسانی به ارتقای شغلی کارکنان کمک میکند.مدل آمریکایی بیش از هر چیز بر انعطافپذیری، تخصصگرایی و امکان جابهجایی میان مسیرهای مختلف آموزشی و شغلی تأکید دارد. فرانسه؛ ترکیب آموزش کلاسیک و تجربه عملی فرانسه نیز بهدلیل جایگاه خود در گردشگری جهانی، نظام گستردهای برای آموزش هتلداری و آشپزی ایجاد کرده است. در این کشور، آموزشهای حرفهای از مدارس تخصصی تا دانشگاهها و دورههای کارآموزی را دربرمیگیرد. مدل فرانسوی علاوه بر مهارتهای عملی، بر فرهنگ خدمترسانی، استانداردهای کیفی، gastronomic tourism یا گردشگری خوراک، مدیریت تجربه مشتری و شناخت فرهنگهای مختلف تمرکز دارد. این ویژگی بهویژه برای هتلهای لوکس و مقاصدی که بر کیفیت و هویت فرهنگی خدمات تأکید دارند، اهمیت زیادی دارد. امارات متحده عربی؛ آموزش برای بازار بینالمللی و چندفرهنگی امارات متحده عربی، بهویژه شهرهایی مانند دبی و ابوظبی، طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی در توسعه صنعت هتلداری انجام داده است. رشد سریع هتلهای بینالمللی و ورود گردشگران از کشورهای مختلف، نیاز به نیروی انسانی چندزبانه و چندفرهنگی را افزایش داده است. در این کشور، آموزش کارکنان بر مهارتهایی مانند خدمات لوکس، ارتباط بینفرهنگی، مدیریت رویدادها، فروش و بازاریابی بینالمللی و استفاده از فناوریهای هتلداری متمرکز است. با توجه به اتکای بازار کار امارات به نیروی انسانی مهاجر، آموزش سازگاری فرهنگی، استانداردهای یکسان خدمترسانی و کار در محیطهای چندملیتی اهمیت ویژهای دارد. وجه مشترک کشورهای موفق چیست؟ بررسی تجربه این کشورها نشان میدهد که موفقیت در تربیت نیروی انسانی هتلداری بیش از آنکه به تعداد مدارس یا دانشگاهها وابسته باشد، به کیفیت ارتباط میان آموزش و صنعت بستگی دارد. مهمترین ویژگیهای مشترک این نظامها عبارتاند از: 1. آموزش عملی و کارآموزی واقعی: دانشجو یا کارآموز از همان دوران آموزش با محیط واقعی هتل آشنا میشود. 2. مشارکت مستقیم کارفرمایان: هتلها در طراحی سرفصلها، ارزیابی مهارتها و جذب نیرو نقش دارند. 3. مسیر شغلی مرحلهبندیشده: کارکنان میتوانند از مشاغل مقدماتی به سمت سرپرستی و مدیریت حرکت کنند. 4. بهروزرسانی مستمر سرفصلها: فناوری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، پایداری و امنیت دیجیتال به آموزشها افزوده شدهاند. 5. توجه به مهارتهای نرم: ارتباط مؤثر، حل مسئله، همدلی، کار تیمی و مدیریت تعارض، در کنار مهارتهای فنی آموزش داده میشوند. 6. اعتبار قابلانتقال مدارک: گواهینامهها و مدارک آموزشی باید برای کارفرمایان مختلف و حتی کشورهای دیگر قابل شناسایی باشند. 7. آموزش کارکنان شاغل: یادگیری فقط به نیروهای تازهوارد محدود نمیشود و کارکنان باسابقه نیز در دورههای بازآموزی شرکت میکنند. درسهایی برای ایران ایران از ظرفیتهای مهم گردشگری، تنوع فرهنگی و جاذبههای تاریخی برخوردار است، اما توسعه این ظرفیتها بدون نیروی انسانی ماهر امکانپذیر نیست. یکی از چالشهای اصلی، فاصله میان آموزش رسمی و نیاز واقعی هتلهاست. در بسیاری از موارد، فارغالتحصیلان دانش نظری دارند، اما برای کار در محیط عملی، ارتباط با مشتری، استفاده از نرمافزارهای تخصصی یا مدیریت موقعیتهای بحرانی آماده نیستند. برای کاهش این فاصله، میتوان چند اقدام را در دستور کار قرار داد: • طراحی نظام آموزش دوگانه با مشارکت هتلها؛ • تدوین استاندارد ملی مهارت برای مشاغل مختلف هتلداری؛ • ایجاد بانک اطلاعاتی از نیازهای مهارتی صنعت؛ • تقویت دورههای کارآموزی و الزام هتلها به مشارکت در آموزش؛ • آموزش زبانهای خارجی و مهارتهای ارتباطی؛ • افزودن مباحث فناوری، هوش مصنوعی و تحلیل داده به برنامههای درسی؛ • ایجاد مسیر روشن ارتقای شغلی برای کارکنان؛ • حمایت از آموزشهای کوتاهمدت و بازآموزی کارکنان شاغل؛ • استفاده از تجربه مدارس و برندهای معتبر بینالمللی.
ایجاد شده: 14/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 14/شهریور/1405 مقالات و یادداشت ها