به گزارش هتل نیوز ، " احسان نورانی " معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گفت: مرمت و احیای گراند هتل قزوین به دلیل مشکلات ایجاد شده برای سرمایه گذار این طرح فعلا متوقف شده است، اما اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان پیگیر است تا هرچه زودتر با معرفی سرمایه گذار جدید، کار مرمت و احیای این بنای تاریخی از سرگرفته شود. به گفته وی، مرمت و احیای گراند هتل قزوین در مرحله استحکام بخشی سازه است که ۸۰ درصد آن به انجام رسیده است. این مسوول گفت: پس از پایان عملیات استحکام بخشی گراند هتل قزوین، کار مربوط به تزیینات آن آغاز خواهد شد. معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قزوین افزود: قرار است گراند هتل پس از مرمت و ساماندهی با کاربری تجاری، پذیرایی و اقامتی در خدمت شهروندان و گردشگران قرار گیرد. گراند هتل قزوین از بناهای تاریخی شهر قزوین و مربوط به دوره قاجاریه به شمار میرود که در سال ۱۳۸۴ با شماره ۱۲۸۹۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا که از قدیمیترین هتلهای ایران به سبک و سیاق هتلهای امروزی محسوب میشود، به اعتقاد عدهای از کارشناسان یکی از نمادهای مدرن سازی ایران است.
ایجاد شده: 6/مرداد/1400 آخرین ویرایش: 6/مرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز، معمولا هر نامگذاری، داستان و ماجرای مخصوص به خودش را دارد. حالا اگر این نامگذاری برای نام رسمی یک کشور با میلیونها جمعیت انسانی باشد، داستانهای تاریخی و فرهنگی به قدمت صدها و هزاران سال خواهد داشت. نامگذاری کشورها با عوامل زیادی در ارتباط است. نام برخی از آنها مانند مصر و یونان، باستانی است و نام بعضی دیگر برای درک و پیبردن، نیازی به فکرکردن زیادی ندارد اما نام شماری از کشورها داستانها و ایدئولوژیهای دیگری دارد. در این بین بعضی کشورها در طول تاریخ نامشان به دلایل مختلف تغییر کرده است. از این کشورها بعضی مانند هلند به منظور ارتقای صنعت گردشگری اسمشان را تغییر دادهاند و بعضی کشورها با تغییر حکومتی که بر آن سرزمین فرمانروایی میکرده، در طول تاریخ نامشان عوض شده است. همچنین برخی نامها پس از یک واقعه مثل همهپرسی یا انقلاب، برای حفظ اتحاد سیاسی و قومی، نام دیگری را انتخاب کردهاند. به طور کلی عوامل سیاسی یکی از مهمترین این دلایل برای تغییر نام است. با چند کشور که با ماجراهای جالب و داستانهای مختلف نام خود را تغییر دادهاند، بیشتر آشنا میشویم. نه به سیلان، درود بر استقلال | «سیلان» به «سریلانکا» سریلانکا، جزیرهای واقع در جنوب هند است. تا پیش از سال ۱۹۷۲ نام این کشور که آن موقع مستعمره بریتانیا بوده، سیلان بوده و توسط پرتغالیها روی آن گذاشته شده است. پرتغالیها در سال ۱۵۰۵ سریلانکای فعلی را کشف کردند. این کشور بعدها به جزئی از بریتانیا تبدیل شد و در سال ۱۹۴۸ توانست استقلال خود را به دست آورد. با این حال، سالها بعد، دولت این کشور جزیرهای تصمیم به تغییر نام آن گرفت. در سال ۲۰۱۱، نام سیلان در این کشور از همه چیزهایی که هنوز نام قدیمی را داشتند، از زیرمجموعههای دولت گرفته تا شرکتها، حذف و به طور رسمی نام فعلی به آن اطلاق شد. سرزمین کمارتفاعِ قطب جهانگردی | «هلند» به «ندرلند» اگرچه در زبان فارسی هنوز از این کشور با نام هلند (Holland) یاد میشود اما نام آن در واقع به ندرلند (Netherlands) تغییر یافته است. هلند در اصل نام منطقهای در کشور ندرلند است که از این لحاظ با نام قدیمی پارس برای ایران قابل مقایسه است. نام هلند به معنی سرزمین چوب است. دو استان هلند شمالی و جنوبی در ندرلند که همچنان نام «هلند» را داشتند، با هدف یکپارچهکردن همه استانهایی که جزو ندرلند هستند و همچنین در اقدامی بازاریابانه، دیگر با عناوین هلند شمالی و جنوبی خطاب نمیشوند. از ژانویه ۲۰۲۰ آنها هم مانند بقیه استانهای این کشور، ندرلند هستند. این تغییر در بسیاری از بخشهای دیگر، مثلاً در نام تیم فوتبال آنها هم دیده می شود. حالا این کشور با نام ندرلند شناخته میشود که به معنی «سرزمین پست» و اشاره به شرایط است. تغییر نامهای بسیار و پیاپی | «کامبوچا» به «کامبوج» نام این کشور از ۱۹۵۳ تا ۱۹۹۵، پنج بار تغییر یافت و این تغییرات به شرح زیر بود: اولین تغییرات در سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۰ صورت گرفت و پادشاهی کامبوج نامیده شد، سپس این نام در ۱۹۷۰ تغییر یافت و سال ۱۹۷۵ به جمهوری خمر تبدیل شد. متعاقباً این سرزمین تحت حکومت کمونیستی قرار گرفت و نام آن به کامپوچای دموکراتیک تغییر کرد. در ادامه این کشور تحت نظارت سازمان ملل وارد مرحله انتقالی شد و بین سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ دولت کامبوج خوانده شد و در سال ۱۹۹۳ به سلطنت و نام قدیمی خود، پادشاهی کامبوج برگشت. اما خمرها - پیروان حزب کمونیست - خود را کامپوچئیها مینامند که به معنای فرزندان شاهزاده (کامپو) است. شایان ذکر است کلمه کامبوج در اصطلاح غلط فرانسوی کلمه کامپوچاست. همنامشدن با کشور همسایه | «زئیر» به «جمهوری دموکراتیک کنگو» زئیر نام قدیم کشوری در آفریقای مرکزی بود که تا قبل از استقلال از بلژیک به همین نام شناخته میشد. کلمه زئیر صورت پرتغالیشده نام رودخانه کنگو در زبان کنگویی است که به آن نزاره یا نزادی به معنای «رودی که همه رودها را میبلعد» میگویند. اما این کشور پس از آن که در سال ۱۹۶۰ از بلژیک مستقل شد، نامش به «جمهوری کنگو» که همان نام کشور همسایهاش بود، تغییر کرد. البته این تغییر نام دردسرهای خودش را داشته؛ چرا که نام آن شبیه نام کشور همسایه بوده است. در نتیجه برای تشخیص این دو کشور از نام پایتختهای آنها که کینشاسا و برازاویل بود، استفاده میشد تا تمایزی ایجاد شود تا این که چند سال بعد نام آن به «جمهوری دموکراتیک کنگو» تغییر کرد و هنوز هم با همین نام شناخته میشود. کشوری همچنان با دو نام | «برمه» به «میانمار» میانمار، نام کشوری با ۵۴ میلیون نفر جمعیت واقع در جنوب شرقی آسیاست. این کشور پیش از این با نام برمه شناخته میشده و مستعمره انگلیس بوده است. برای این که متوجه شوید هنوز هم نام برمه برای این کشور به کار میرود، کافی است به مورد اخیر اسناد رسمی منتشرشده توسط دولت بایدن رجوع کنید که از این کشور با نام برمه یاد شده است. مسئله تغییر نام از برمه یا میانمار در سال ۱۹۸۹ مطرح شد. در آن زمان دولت نظامی حاکم پس از سرکوب اعتراضات دموکراسیخواهانه و کشتهشدن هزاران نفر، نام کشور را از برمه به میانمار تغییر داد. دولت نظامی معتقد بود اصطلاح برمه تنها برمن، بزرگترین قوم میانمار را دربرمیگیرد و ۱۳۴ اقلیت قومی دیگر را شامل نمیشود و از این نظر، تبعیض نژادی محسوب میشود. همچنین معتقدند برمه که تحت حاکمیت بریتانیا نام رسمی کشور شد و پس از استقلال هم به همین نام باقی ماند، یادآور گذشتهای استعماری است. سازمان ملل متحد و برخی از کشورها مانند فرانسه و ژاپن این تغییر را به رسمیت شناختند اما آمریکا و بریتانیا این کار را نکردند. مخالفان داخلی تغییر نام معتقدند چون این تغییر بدون توجه به خواست مردم انجام شده نباید به رسمیت شناخته شود. آخرین کشوری که نامش را تغییر داد | «سوازیلند» به «اسواتینی» نام کشور اسواتینی را احتمالا کمتر کسی شنیده باشد. البته خیلی هم تعجب ندارد. این کشور یک و نیم میلیون نفری که در جنوب آفریقا و در همسایگی موزامبیک قرار دارد تازه سه سال است که تغییر نام داده و احتمالا میتوان آن را آخرین کشوری نام برد که بهتازگی نامش را تغییر داده است. این کشور پیش از این با نام سوازیلند شناخته میشده که مستعمره بریتانیا بوده است. مسواتی سوم، پادشاه این کشور کوچک واقع در جنوب آفریقا ۵۰ سال پس از استقلال (سپتامبر ۱۹۶۸ میلادی) دستور داد بار دیگر این کشور را با نام اصلی آن بخوانند. او در سخنرانی خود به مناسبت این روز اعلام کرد تمام کشورهای آفریقایی پس از استقلال به نام اصلی خود یعنی نامی که قبل از استعمار داشتند، بازگشتهاند و اکنون زمان آن است که سوازیلند هم دست به کار مشابهی بزند. این کشورِ یک و نیم میلیون نفری صاحب آخرین پادشاهی مطلقه در قارۀ آفریقاست. اسواتینی به معنی کشور مردم اسوازی است. اتیوپی، سرزمین مردمان چهرهسوخته | «حبشه» به «اتیوپی» اِتیوپی با نام رسمی جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی با نام تاریخی حبشه، کشوری محصور در خشکی واقع در شاخ آفریقاست البته یونانیها از همان قدیم این سرزمین را با نام اتیوپی میشناختند که به یونانی معنی «چهرهسوخته» میدهد. نامی که به رنگ پوست آفتابسوخته مردمان این کشور اشاره دارد. اما این کشور نزد مسلمانان با نام حبشه شناخته میشده است. این کشور در سال ۱۲۷۰ وقتی تحت حکومت حبشیهای سلسله سلیمان قرار گرفت، به طور رسمی حبشه نامگذاری شد. حبشیها تا قرن بیستم بدون وقفه بر این قلمرو حکومت میکردند. هایله سلاسی از سال ۱۹۳۰ به عنوان آخرین شاه حبشه قدرت را به دست گرفت و بیش از شش دهه بر این کشور سلطنت کرد. او طی جنگ جهانی دوم، نام این کشور را رسما از حبشه به اتیوپی تغییر داد و امروز هم با همین نام شناخته میشود. خانه پدری مردم شریف ولتا | «ولتای علیا» به «بورکینافاسو» ولتای علیا تا قبل از ۱۹۸۴ سرزمینی در غرب آفریقا بود که نامش را از نام رود ولتا که در این کشور جریان دارد، گرفته بود. استمعارگران فرانسوی این نام را برایش انتخاب کرده بودند. ولتای سفید، ولتای سرخ و ولتای سیاه سه رود مهم این کشور هستند. سال ۱۹۸۳ توماس سانکارا با وقوع یک کودتا به عنوان رهبر انقلابی به ریاستجمهوری رسید. او یک سال بعد همراه با تحولات دیگری نام کشور را از ولتای علیا به بورکینافاسو تغییر داد؛ نامی که یک عبارت ترکیبی و برگرفته از دو زبان رایج در این کشور است. کلمه «بورکینا» در زبان موری به معنای «مردم شریف» است؛ در حالی که «فاسو» در زبان قوم مسلمان دیولا به معنی «خانه پدری» است. ترکیب این دو معنای «خانه پدری مردم شریف» را میدهد که بیش از سه دهه است به عنوان نام رسمی این کشور ۲۰ میلیون نفری شناخته میشود. بنین شدن برای صلح بیشتر | «داهومی» به «بنین» جمهوری بنین امروز کشوری در غرب آفریقا با زبان رسمی فرانسه و ۱۲ میلیون نفر جمعیت است. نام قدیمی این کشور تا سال ۱۹۷۵ داهومی بوده که از امپراتوری داهومی گرفته شده است. داهومی تا پیش از استعمار، پادشاهی قدرتمندی بود که در غرب آفریقا در جمهوری بنین کنونی تاسیس شد. این پادشاهی همچنین شامل منطقه توگو امروزی و برخی از مناطق جنوب غربی نیجریه بود. پس از به قدرت رسیدن ماتیو کرکو از طریق یک کودتای نظامی، او در سیام نوامبر ۱۹۷۵ با هدف بیطرفی و برقراری صلح بیشتر نام این کشور را به «بنین» تغییر داد که از نام خلیج بنین گرفته شده است. البته پیش از این، امپراتوری به نام بنین هم در این کشور در مسند قدرت بوده است. سرزمین مردمان آزاد و دور از استعمار | «سیام» به »تایلند» نام تایلند در زبان مردم محلی برگرفته از دو لغت Thi و Land و به معنای «سرزمین مردمان آزاد» یا همان «قوم تایی» است. علت این نامگذاری به قرنها پیش برمیگردد که مردمی از جنوب چین به تدریج به سوخوتای (تایلند کنونی) مهاجرت کردند و به تدریج در مناطق حاصلخیز کناره رودی در جنوب چین ساکن شدند. شاید علت دیگر چنین نامگذاری این باشد که تایلند تنها کشوری در جنوب شرق آسیاست که هرگز تحت استعمار کشوری قرار نگرفته است. آیوتایا، خوتای و تونبوری از نامهای قدیمی این کشور تا پیش از سال ۱۸۰۰ میلادی بودهاند اما این کشور بودایی که شاهراه مذهب، فرهنگ و مهاجرت آسیای جنوب شرقی بوده، صدها سال با نام سیام شناخته میشده است. سیام در زبان این کشور به معنای قهوهای یا تاریک است. تغییر نام سیام (Siam) به تایلند (Thailand) بهتازگی انجام نشده است. این اقدام در سال ۱۹۳۹ به دست پادشاه آن زمان این کشور صورت گرفت. هزینههایی که تغییر نام کشورها دارد تغییر نام کشورها به همین سادگی که روی کاغذ به نظر میرسد نیست و این کار هزینهها و مشکلات خاص خودش را دارد. همه این کشورها میلیونها دلار یا معادل آن در واحد پول رسمیشان، برای تغییر نام خود هزینه کردهاند. آن طور که ساده به نظر میرسد، این فقط یک شروع دوباره نیست. بسیاری از امور مانند قانون اساسی، متون رسمی و حتی پول یک کشور هم باید تغییر کند. به طور کلی هر چیزی که نام قدیمی را بر خود دارد مثل نقشهها، پرچمها و سرودها، باید از آن پاک و نام جدید در آنها جایگزین شود. طبیعی است این کار زمان میبرد و انرژی و هزینه خودش را دارد. همچنین در طرف دیگر ماجرا شهروندان و دیگر کشورها هستند که به خطابکردن آن کشور به نام قدیمیاش عادت کردهاند و حالا باید به گفتن و نوشتن آن عادت کنند. بسیاری از کشورها از جمله هلند هنوز مثلا برای ما با همان نام شناخته میشوند. این تغییرات یکشبه رخ نمیدهد و اگرچه بسیاری همچنان مطمئن نیستند که آیا اصلاً این تغییر ضروری بوده یا نه، اما معمولاً در نهایت با آن کنار میآیند. منبع : روزنامه خراسان
ایجاد شده: 2/مرداد/1400 آخرین ویرایش: 2/مرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از ایمنا، کرواسی، کشوری واقع در منطقه بالکان و هممرز با اسلوونی، مجارستان، صربستان، بوسنی و هرزگوین، مونتهنگرو و دریای آدریاتیک است که وزارت گردشگری و ورزش آن با اجرای طرحی آزمایشی موسوم به "کاهش دورریزهای غذایی با آشپزی برای میهمانان" در یکی از هتلهای شهر تاریخی پولا، اقدام به آزمودن میزان اثربخشی طرح مذکور در پیشگیری از اتلاف مواد غذایی کرده است. این پروژه با در نظر گرفتن تأثیرات زیستمحیطی هتلها و این واقعیت که هتلها بهعنوان یکی از مهمترین ذینفعان گردشگری اثرات قابل ملاحظهای روی محیط زیست میگذراند، با همکاری وزارت اقتصاد و توسعه پایدار، دانشکده ژئوتکنیک دانشگاه زاگرب و صندوق حفاظت از محیط زیست و بهرهوری انرژی پایهریزی شده است. در این پروژه آزمایشی از هتلها خواسته شده است که شیوه کار خود را اصلاح کنند و در مدیریت امور خود به اتخاذ روشهای پایدارتری روی آورند.مطابق با قوانین اتحادیه اروپا و کرواسی، این کشور تعهداتی زیستمحیطی دارد که باید به آنها دست یابد. یکی از آنها تفکیک ۴۰ درصد از حجم زبالههای زیستی تولید شده در کشور تا سال ۲۰۲۲ است و طرح آزمایشی مذکور بر کاهش میزان دورریز مواد غذایی همچنین ساماندهی جمعآوری و دفع زبالهها بهطور جداگانه تمرکز دارد.طرح کاهش دورریز غذایی با آشپزی برای میهمانان دربردارنده مزایای زیستمحیطی و تجاری است و طی آن تلاش میشود تا کارکنان هتلها و میهمانان مراقب چگونگی تأثیرگذاری اقدامات خود بر محیط باشند. به عبارتی دیگر در این طرح میزان غذاهای تهیه شده بازخورد عادات غذایی اصلاح شده مشتریان است که هیچ مشتری بشقاب غذای خود را بیشتر از آنچه که قصد خوردنش را دارد پر نمیکند. این اقدام ساده نقش بسزایی در کاهش حجم قابل توجهی از دورریزهای غذایی ایفا میکند.استفاده از طرحهای مشابه در هتلهای سایر کشورها با کاهش ۳۰ درصدی دورریزهای غذایی همراه بوده است و نه تنها بر کاهش تأثیرات زیستمحیطی منجر شده با صرفهجوییهای مالی بالایی نیز همراه بوده است.طرح کاهش دورریزهای غذایی با آشپزی برای میهمانان از تابستان جاری تا پایان سپتامبر در دو هتل واقع در پولا و اوسیک اجرا شده و نتیجه آن به اطلاع عموم خواهد رسید تا مردم از این حقیقت درک بهتری پیدا کنند که چگونه سادهترین اقدامات میتواند بزرگترین تغییرات را به وجود آورد.
ایجاد شده: 2/مرداد/1400 آخرین ویرایش: 2/مرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز ، " سردار سیاوش " مسلمی فرمانده سپاه کربلا در دومین جلسه شورای فرهنگ عمومی استان با اشاره به ترویج فرهنگ عفاف و حجاب ، گفت: یکی از بسترهای مهم نهادینه کردن عفاف و حجاب،مدارس و دانشگاه ها هستند. سردار مسلمی با تصریح بر توانمندسازی فرهنگ عفاف و حجاب در بین دانش آموزان افزود: مجموع بسیج در حوزه فرهنگ سازی میتواند کمک کار نهادها در ترویج و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب باشد. زیرساخت های فرهنگی در حوزه گردشگری فراهم شود. فرمانده سپاه کربلا در ادامه به مسئله گردشگری هم اشاره و اضافه کرد: مازندران به واسطه دریا و جنگل، استانی گردشگرپذیر بوده و خلاهای فرهنگی را باید در موضوع گردشگری حل کرد. سردار مسلمی با بیان اینکه باید زیرساخت های فرهنگی را در حوزه گردشگری فراهم کرد گفت: برنامه های خاصی از جمله ساختاری،فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و زیست محیطی در حوزه هاش گردشگری بررسی و مشکلات آن احصا شده است. فرمانده سپاه کربلا با اشاره به برخی فرهنگ های وارداتی که همراه با تورهای گردشگری به مازندران می آید، اضافه کرد: در معرفی جاذبه های گردشگری استان در زمینه های فرهنگی و آئین های بومی و محلی ضعف وجود دارد. سردار مسلمی به امکان تاریخی و مذهبی در مازندران هم اشاره کرد و گفت: متاسفانه در برخی موارد هنجارها،به ناهنجارها تبدیل شده است که می بایست در این موارد دقت نظر داشته و به رفع این مشکل پرداخت. فرمانده سپاه کربلا با تاکید بر اینکه باید نسبت به مسئله فرهنگی در حوزه های گردشگری دغدغه مند باشیم، افزود: فقدان رسانه های جریان ساز فرهنگی در حوزه گردشگری دیده می شود و نیاز است در فضای مجازی کارهای اساسی صورت بگیرد. سردار مسلمی اضافه کرد: فقدان فضاسازی محیطی بر اساس فرهنگ دینی و ارزشی از جمله مواردی است که باید در حوزه گردشگری به آن توجه شود. فرمانده سپاه کربلا تاکید کرد: باید فضای فرهنگی سالم در حوزه گردشگری ایجاد شود. سردار مسلمی در ادامه با تاکید بر اینکه بوم گردی باید مروج فرهنگ اسلامی باشد نه مبلغ فرهنگ غربی، اضافه کرد: گردشگری در مازندران به سمت گردشگری اسلامی که منجر به امنیت اخلاقی می شود، باشد. به گفته سردار مسلمی گردشگری تولید محور، گردشگری تاریخی و مذهبی و گردشگری عمومی از مواردی است که در مازندران نیاز به تشکیل راه اندازی کارگروه گردشگری زیر نظر شورای فرهنگ عمومی است.
ایجاد شده: 27/تیر/1400 آخرین ویرایش: 27/تیر/1400 اخبار داخلی
جناب آقای فرخمهر به خوبی آگاهید که شخصاً یکی از ارادتمندان شما هستم و حال اگر در مواردی اختلاف نظری دارم حمل بر جسارت نشود . بیش از 25 سال قبل که پایه های تاسیس این تشکل یعنی جامعه هتلداران ایران به کمک خود شما و سایر عزیزان ریخته و کم ، کم استوار شد براساس ماده و تبصره و یا عطف به نامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت نبوده است تا اینک در انتظار مصوبات وزارتخانه میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی باشد ! برای اولین بار تشکل بزرگی از فعالان بخش خصوصی گرد هم آمده و تصمیم گرفتند به صورت متشکل مسائل خودشان را با دست خودشان به سرانجام برسانند ، هرچند زحمات جناب آقای ایرانپور بر هیچکس حداقل برای هیئت موسس اولیه پوشیده نیست و قابل احترام است امّا نه تنها اساسنامه اولیه که کلیات را مطرح کرده بود با نظر خواهی از تمامی تشکل های استانی و در مجامع عمومی به تصویب می رسید بلکه در چندین نوبت بازنگری شد و به تصویب مجمع عمومی رسید و این کمال بی انصافی است که اساسنامه اولیه را منصوب به شخص واحد کنیم و اینک نیز مجدد باید با نگاهی نو آن را بازسازی و به تصویب اکثریت مجمع عمومی برسد . و اینکه فرمودید هیچ اطلاعی از جلسات کارشناسی نداشته اید نماینده جنابعالی جناب آقای وفا در جلسات کارشناسی حضوری فعال داشتند . جناب آقای فرخمهر همیشه اختلاف نظر وجود دارد امّا باید بپذیریم که اگر بخش خصوص قدرتمند باشد و امور با نظر خواهی کارشناسان و اعضاء تشکل به تصویب برسد به یقین موثر و پایدار می ماند یکی از معایب بزرگی که به اتحادیه های تابع قانون نظام صنفی وارد بود ، اینکه رئیس اتحادیه پس از چند دوره متکلم وحده شده و با توان قدرت و قانون از شور و مشورت جدا میشود و خوشبختانه قانون تغییر کرده و روئسا فقط دو دوره متوالی می توانند کرسی ریاست را در اختیار داشته باشند لذا از شما خالصانه می خواهم از این تفکر جدا شوید در حال حاضر مدیران و فعالان بخش خصوصی زیر مجموعه صنعت هتلداری کشور از آنچنان تبحر و قدرتی برخوردار شدند که نه تنها تحصیلات آکادمیک بالا دارند بلکه بازار رقابت داخلی و بین المللی را نیز به خوبی می شناسند و شاید اغراق نباشد که اگر بگوئیم درصد بسیاربالائی از مدیران هتلهای پنج ستاره کشور حداقل کارشناسی ارشد و یا دکتری مرتبط را دارا هستند و امّا در خصوص دخالت بخش دولت در امور بخش خصوصی فقط اشاره کرده و اوراقی از تاریخی نه چندان دور را ورق می زنم ، جهت تدوین پیش نویس اساسنامه تیپ جوامع حرفه ای هتلداران استانها بیش از بیست جلسه کارشناسی با کوشش هیئت مدیره جامعه هتلداران کشور و با نظر خواهی مستقیم ازبسیاری از نمایندگان جوامع استانی تشکیل شد و با حضور جمعی از عزیزان که جناب آقای وفا از طرف اتحادیه هتلداران استان تهران و سرکار خانم شاه ولایتی از طرف اتحادیه هتلداران استان خراسان رضوی نیز حضور داشتند و پس از تهیه پیش نویس در پایان در دفتر جناب آقای تیموری معاونت وقت سازمان با حضور جنابعالی و جناب آقای سزاوار و همچنین جناب آقای حمزه زاده و جناب آقای شیروانی ریاست و نایب رئیس جامعه هتلداران ایران و بنده کمترین جهت تصویب نهائی به بحث نشستیم و ناگهان معاونت گردشگری وقت سازمان اسبق میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری حاضر شده و دقیقاً فراموش نمی کنم با قلم قرمز خود بدون بررسی بعضی از مواد را خط زدند که خیانتی کردند به قشر عظیمی از فعالان و تازه در نهایت همان مصوبات پذیرفته نشد و وسیله حوزه نظارت سازمان یک دستورالعمل با رنگهای مختلف ابلاغ شد . جناب آقای فرخمهر اختلاف نظر با اعمال نفوذ و استفاده از واژه های نا مناسب و وارونه جلوه دادن فعالیت قشر عظیمی از فعالان و دلسوزان ، جهت اثبات نظرات خود راهی است به ناکجا آباد ، چرا باید از همدلی و همفکری جدا شد و فقط به جستجوی راهی باشیم برای جمع آوری رای دیگران و ایجاد تنش نمائیم به هر حال نزدیک است آن روزی که بخش خصوصی با رعایت کلیه موازین اخلاقی و قانونی خود بر سرنوشت خود حاکم باشد و فقط پذیرای نظارت عالیه از طرف دولت باشد در خاتمه جامعه بر اساس وظائف قانونی خود می بایست تشکیل مجمع عمومی را آگهی کند و با کسب مجوزهای معمول در تاریخ تعیین شده جلسه خود را برگزار نموده و دستور جلسه اعلامیه را نیز مراعات و عمل نماید و بسیار فرصت مناسبی است که با حضور اعضاء مجمع عمومی جامعه هتلداران ایران هر نماینده نقطه نظرات خود را مطرح نموده و با رای گیری به یک نتیجه عالی و موثر برسد با آرزوی توفیق برای تمامی فعالان صنعت هتلداری کشور . ✍️ سید علی معینزاده - فعال و کارشناس صنعت گردشگری و هتلداری
ایجاد شده: 22/تیر/1400 آخرین ویرایش: 22/تیر/1400 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز، گردشگری شهری یکی از پرجاذبهترین انواع گردشگری است که به درآمدزایی شهر کمک زیادی میکند؛ گردش شهروندان و گردشگران در فضاهای شهری و استفاده از جاذبههای طبیعی و تاریخی شهر، امروزه در میان مدیران و برنامه ریزان شهری امری جا افتاده است و برنامهها و طرحهای زیادی برای رونق و توسعه آن در نظر گرفته میشود. با این حال گردشگری در هنگام شب چندان در فرهنگ ما پذیرفته شده نیست همین امر موجب شده تا برنامهریزی دقیقی برای آن نشود و تنها نیاز و خواست شهروندان به واسطه شرایط حاکم، موجب رونق این نوع از گردشگری شده است. حضور شهروندان در فضاهای شهری به واسطه پیشرفت فناوری و گسترش ارتباطات تسهیل شده و با وجود این که برنامه و طرح مدونی برای آن وجود ندارد، استقبال مردم از این نوع گردشگری به خصوص در فصول گرم سال در حال گسترش است. البته نبود هماهنگی میان خواست و نیاز شهروندان با قوانین و اقدامات مدیریت شهری، مشکلاتی را ایجاد کرده است. در این زمینه با" فرزاد مؤمنی، کارشناس شهرسازی" گفتوگویی انجام دادهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید: علت ایجاد و گسترش گردشگری شبانه چیست؟ گردشگری شبانه نشأت گرفته از بلوک غرب است. در برخی از شهرهای توسعه یافته مثل نیویورک عنوانی با نام شبهای زنده وجود دارد. در واقع کارهای پر مشغله روزانهای که افراد دارند موجب شده تا نزدیک شب درگیر باشند به همین دلیل نیاز دارند تا شبها استراحت و تفریح کنند؛ در این راستا لازم است فضاهای جذاب داخل شهری پاسخگوی این نیاز باشد. شهروندان در شهرهای توسعه یافته مشغله کاری زیادی دارند و وجود چنین فضاهایی در شهر به منظور تفریح و استراحت در هنگام شب نیاز است البته شهروندان در شهرهای جنوبی کشور ما نیز به دلیل شرایط آب و هوایی در طول روز به خصوص در فصول گرم تابستان نمیتوانند در فضاهای شهری حضور پیدا کنند و مردم این شهرها شب هنگام در فضاهای شهری و مراکز خرید و مراکز تفریحی حضور پیدا میکنند. جایگاه گردشگری شبانه در شهرهای ما کجاست؟ رونق و وجود گردشگری شبانه به فرهنگ جوامع نیز مربوط میشود به طور مثال در فرهنگ شهرهای کویری مثل اصفهان و یزد چیزی به عنوان گردشگری شبانه تعریف نشده است، اما در شهرهای جنوبی کشور، گردشگری شبانه جزئی از سبک زندگیشان است. جامعه ما یک جامعه سنتی است که به سمت مدرن شدن پیش میرود در حالی که گردشگری شبانه در بسیاری از شهرهای توسعه یافته امری عادی و جا افتاده است. مشغله کاری در این کشورها اجازه تفریح و گذران اوقات فراغت در طول روز را نمیدهد. در کشور ما نیز بعضاً شهروندان به دلیل فشار زندگی و مشکلات اقتصادی به صورت دو شیفت کار میکنند و زمانی را برای تفریح خودش و خانوادهاش نیاز دارد، در حالی که سبک زندگی شهری به خصوص در شهرهای بزرگ در دست تغییر است، اما هنوز قوانین و طرز تفکرها با سبک زندگی هماهنگ نشده است. توسعه گردشگری شبانه نیازمند چه ملزوماتی است؟ گردشگری به منزله ایجاد فضاهای با نشاط برای شهروندان و افرادی است که نیاز دارند اوقات فراغت خود را در این ساعات بیرون از خانه باشند. گردشگری البته دسته بندیهای متفاوتی دارد، اما فرض بر این است که گردشگری شبانه ما از نوع گردشگری مراکز خرید و مراکز تفریحی در شهرها است. به منظور رونق گردشگری شبانه باید قوانین اجتماعی و قوانین تجاری به عنوان سیاستهای بالادستی مورد بازبینی و اصلاح قرار بگیرد به عنوان مثال قانون تعزیرات عملاً اجازه نمیدهد که یک مغازه دار از ساعت ۱۲:۳۰ شب به بعد فعالیت داشته باشد و چنانچه بخواهیم گردشگری شبانه را داشته باشیم این قانون عملاً باید اصلاح شود، همچنین نیاز است نحوه سفرهای درون شهری بازبینی شود. تأمین امنیت برای استفاده کنندگان از فضاهای شهری در شب هنگام اهمیت زیادی دارد و در این راستا نیاز است فضاهای شهری، فضاهایی زنده و پویا باشد تا شهروندان از حضور در چنین فضاهایی احساس امنیت کنند. در این راستا اصلاح سیستم روشنایی شهر و حفظ روشنایی فضاهای شهری در طول شب اهمیت زیادی دارد. به منظور تأمین امنیت شهروندان همچنین همکاری سایر سازمانهای اجتماعی مثل نیروی انتظامی نیاز است، به دلیل شیوع کرونا قانون منع تردد از ساعت ۱۰ شب تا ۳ صبح اجرا شده است در حالی که حتی ساعت ۱۲ شب ترافیک سنگینی در مراکز و فضاهای تفریحی وجود دارد و تعدادی از شهروندان تا پاسی از شب بیرون از منزل هستند. این نشان از آن دارد که مردم خواهان آن هستند شب هنگام به خصوص در فصلهای گرمتر مثل فصل تابستان بیرون از منزل باشند. نبود هماهنگی میان قوانین و خواست و نیاز شهروندان چه تبعاتی برای شهر دارد؟ با توجه به این که این قانون سنخیتی با تفکرات و نیازهای شهروندان ندارد، عملاً نافرمانی مدنی شکل میگیرد. اعمال چنین قوانینی بدون در نظر داشتن خواست و نیاز افراد آن جامعه، موجب ایجاد ناهنجاری و شکاف میان مردم و مدیریت شهری میشود و مشارکت معنا و مفهوم پیدا نمیکند. به عبارت بهتر مردم این قانون را که تأثیری در زندگیشان ندارد، نادیده گرفته و نافرمانی میکنند و عملاً نافرمانی را یاد میگیرند. تأثیر گذاری سیاست بالادستی بر شهرهای ما در بحث گردشگری و حیات شبانه مشهود است و یکی از مشکلات مدیریتی کشور محسوب میشود در حالی که اگر قوانین از سطح خرد یعنی از سمت پایین به بالا بوده و قانون مطلقه نباشد، نظرات شهروندان در پایین دست و مقیاسهای شهری نیز شنیده شود، فرایندی ایجاد میشود و این فرآیند به یک نقطه بهینه میرسد. به نظر من در نظر داشتن یک قانون مطلق موجب بروز نافرمانی و ایجاد شکاف میشود. زمانی که قانون منع تردد شبانه از ساعت ۱۰ شب تا ۳ صبح وجود دارد این سوال برای شهروندان مطرح میشود که کرونا تنها در این ساعات ایجاد خطر میکند؟! زمانی که اعمال چنین قانونهایی منطبق با واقعیتها و خواست شهروندان نیست، ممکن است برخی از شهروندان نافرمانی کنند. از این قوانین با عنوان قوانین سوپاپی یاد میشود و سعی میشود با استفاده از این قوانین سایر عوامل دیگر مدیریت شود در حالی که این روزها شهروندان نیاز به حضور در فضاهای شهری و گردشگری شبانه دارند. اعمال این دست قوانین در کشور ما موجب ایجاد شکاف میان مردم و مدیریت شهری و در نهایت اعتماد نداشتن و مشارکت نکردن شهروندان میشود. منبع : ایمنا
ایجاد شده: 6/تیر/1400 آخرین ویرایش: 6/تیر/1400 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز و به نقل از دنیای اقتصاد، نزدیک به یکسال و نیم پس از شیوع ویروس کرونا و تبعات آن بر صنعت گردشگری، ولی تیموری معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» برای اولینبار از میزان خسارتهای واردشده بر این صنعت سخن گفت و آن را تا پایان سال ۱۳۹۹ بالغ بر ۳۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرد. او همچنین در این گفتوگو از چهار گام دولت در یکسال و نیم گذشته برای احیای نبض سفر خبر داد و آنها را صدور مجوزهای سفرهای اضطراری مانند تجارت، زندگی و باز شدن مرزها برای گردشگران سلامت، چانهزنی برای ورود گردشگران خارجی با تست منفی(که البته محقق نشد) و در نهایت موفقیت در اقناع کمیته امنیتی انتظامیاجتماعی ستاد ملی کرونا برای ورود گردشگران واکسینه شده یا دارای تست منفی دانست. تیموری همچنین درخصوص چرایی ممنوعیتهای سفرهای داخلی با وسیله نقلیه شخصی و در مقابل آن عدمایجاد محدودیت برای وسایل حملونقل عمومی استدلالهایی را مطرح کرد و درباره فعالیتهای انجام شده در مجموعه تحت مدیریتش برای دوره پساکرونا توضیحاتی داد. از دغدغههای فعالان حوزه گردشگری این روزها تصاحب بازار گردشگری ورودی ایران توسط کشورهای همسایه با ممنوعیت سفر توریستهای خارجی به کشور است. آنها میگویند با توجه به اینکه این گردشگران واکسن دریافت کرده و تست منفی هم دارند، چرا نمیتوانند به ایران سفر کنند؟ باید ابتدا به این نکته اشاره کرد که نهتنها ایران بلکه تمام کشورهای دنیا با بروز پاندمی و شیوع ویروس کرونا در یک شرایط فوقالعاده قرار گرفتهاند که کسبوکارها هم از آن متاثر شده است، از اینرو ما طبیعتا نمیتوانیم همان رفتاری را که پیش از کرونا داشتیم ادامه دهیم. ویروس کرونا باعث شد برای اولینبار در صنعت گردشگری تمام ایرلاینها در جهان زمینگیر و متحمل خسارتهای سنگین شوند. اگر تا پیش از شیوع این ویروس در دنیا مباحثی مانند جهانی شدن و برداشته شدن مرزها مطرح میشد با پاندمی کشورها در سطح گستردهای موانعی را برای ورود و خروج اتباع خود گذاشته و بهشدت از مرزهای خود مراقبت میکردند و همین امر رفتوآمدها را با اختلال مواجه کرد. گردشگری صنعتی است که بیش از سایر کسبوکارها از شیوع این ویروس آسیب دید، اگر در برخی مشاغل نیاز به جابهجایی نبود و میشد با فناوری آنها را انجام داد، توریسم به عنوان صنعتی انسانمحور که مبتنی بر تعاملات انسانی و جابهجایی است، نمیتوانست به روال سابق خود باقی بماند، زیرا هرگونه جابهجایی به امری خطرآور بدل شد که متخصصان تاکید داشتند باید آن را محدود و بهشدت کنترل کرد. همین موضوع در یکسال و نیم گذشته سبب بسته یا محدود شدن ۸۵ درصد مقاصد گردشگری شد و معدود مناطقی هم با مجموعهای از پروتکلها با حساسیتهای فراوان گردشگر داشتند. بنابراین زمانی که درباره ایران و چالشهای پیش روی آن صحبت میکنیم آن را باید در مجموعه مشکلات پیش روی این صنعت در عرصه جهانی در نظر بگیریم. با اعلام شیوع کرونا در ایران در اسفند سال ۱۳۹۸ براساس مصوبه ستاد ملی کرونا بلافاصله مرزها بسته و رفتوآمد اتباع خارجی هم ممنوع شد. البته بعد از مدتی برای موارد اضطراری مجوزهایی صادر شد تا کسانی که برای تجارت، زندگی یا برنامههایی که با تایید و تصویب ستاد ملی کرونا همراه بود بتوانند سفر کنند که آنها نیز اقسامی ازگردشگری است. ما در دوره شیوع کرونا بهدنبال پیگیری این موضوع هستیم تا بتوانیم محدودیتها را در این حوزه کاهش دهیم و با ملاحظه تجربههای جهانی بهویژه کشورهای اطراف دفاعیههای خود را به ستاد ملی کرونا ارائه دادهایم. (در این مدت شاهد بروز و جهشهای متوالی ویروس کرونا با منشأ کشورهایی مانند چین، انگلیس، هند و... بودهایم و همین موضوع باعث سختگیری در ترددهای بینمرزی شد). در رایزنیهایی که با وزارت امورخارجه، وزارت بهداشت، وزارت راهوشهرسازی و دستگاههایی که در موضوع ورود گردشگران مسوولیت داشتند، انجام دادیم این ممنوعیت مطلق تعدیل شد و موفق شدیم در گام اول برای کسانی که به شکل انفرادی برای تجارت و سایر مشاغل وارد کشور میشدند مجوزهای لازم را بگیریم. به این ترتیب برای چنین افرادی همکاران ما میتوانستند بلیت تهیه کرده و هتل رزرو کنند. در گام بعدی ما برای حوزه گردشگری سلامت وارد رایزنی شدیم و نظر موافق ستاد را کسب کردیم. ایران یک مقصد جذاب برای توریستهای سلامت است. پیش از کرونا برخی گردشگران این حوزه با پزشکان ایرانی وارد فرآیند درمان شده بودند و نمیتوانستند آن را یکباره متوقف کنند، نمونه آن یک بیمار مبتلا به سرطان که باید دو هفته یکبار شیمی درمانی شده یا معالجات خود را پیگیری کند. صدور مجوز برای ادامه کار گردشگری سلامت باعث شد ۲۷۰ آژانس ما در این حوزه مشغول بهکار بمانند و هر آژانس هم میتوانست ۶۰ گردشگر وارد ایران کند. البته بخشی از گردشگران سلامت بیماران هستند و بخش دیگر آن همراهانشان. بنابراین همانطور که ملاحظه میکنید در همین دوره پاندمی و کرونا که صدور ویزای توریستی ممنوع بود در دو قالب گردشگران تجاری و سلامت ما شاهد ورود توریستها به ایران بودیم که خدمات مناسبی هم به آنها داده شد. از سوی دیگر ما با این هدف که چراغ بنگاههای ما خاموش نشود دو بار در کمیتههای تخصصی درخواست کردیم که سفرهای ورودی به ایران با رعایت پروتکلها و تحت نظارت آژانسها دوباره برقرار شود که متاسفانه تایید نشد. چرا زمانی که گردشگرانی واکسن دریافت کرده و تست منفی هم دارند نمیتوانند به ایران سفر کنند؟ واکسن کرونا یک مساله جدید است که به یکی، دو ماه اخیر بازمیگردد. تا پیش از این فقدان واکسن باعث ترس و هراس از ورود گردشگرانی میشد که میتوانستند انواع جدید ویروس را به کشور وارد کنند. در همین راستا بود که ما هم تمرکزمان را روی سفرهای داخلی گذاشتیم تا بتوانیم مجوزهای لازم را برای آنها دریافت کنیم و نمونهاش تعطیلات نوروز ۱۴۰۰ بود که دیدید چقدر ما را به حاشیه بردند. بعد از تعطیلات ما روی فاز بعدی متمرکز شدیم تا از ستاد ملی کرونا مجوزهای لازم را برای ورود توریستهای خارجی بگیریم، با واکسینه شدن شهروندان در برخی کشورها، استدلال ما هم در ستاد این بود که بخشی از شهروندان کشورهای مختلف واکسینه شده و میتوانند سفر کنند. البته فراموش نکنید مساله پاسپورت واکسن همچنان یک بحث جدید است و در اتحادیه اروپا هم این شیوه از گردشگری از ابتدای تابستان آن هم برای کشورهای عضو منطقه شینگن اجرا میشود. بنابراین ما همزمان با باز شدن مرزهای کشورها برای شهروندانی که واکسن دریافت کرده یا تست منفی دارند مذاکراتی را با وزارتخارجه، ستاد ملی کرونا و... داشتیم که در نهایت آنها مجاب شدند آرام آرام و با رعایت پروتکلها فضا برای ورود این گردشگران باز شود. همین هفته گذشته هم در کمیته امنیتی انتظامیاجتماعی ستاد ملی کرونا دستورالعمل مربوط به ورود و خروج گردشگران خارجی به تصویب رسید که به ستاد ملی کرونا میرود و بعید است مشکلی داشته باشد. در این صورت با رعایت پروتکلهای خاص و یکسری شرایط نظیر تست کرونا و واکسن ورود این گردشگران آزاد میشود. البته مبنای اصلی درباره سفر به ایران تست منفی کرونا است و بهنظر میرسد ما همزمان با اولین مقاصد دنیا بازگشایی مرزها را خواهیم داشت. یکی از انتقادهایی که به وزارت متبوع شما وارد میشود این است که در سایر کشورها در دوره پاندمی تاکید روی گردشگری داخلی قرار گرفت، درحالیکه در ایران برنامه روشنی برای این حوزه وجود نداشت و گردشگری داخلی هم به محاق رفت و دستاندرکاران این حوزه دچار خسارت شدند. آیا این نقد را به مجموعه تحت مدیریتتان وارد میدانید؟ من مخالف این نقد هستم و با دلیل و سند میگویم اینطور نیست. ما از ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۹ سفرهایمان را شروع کردیم و تنها در دو ماه اول یعنی در اسفند ۱۳۹۸ و فروردین ۱۳۹۹ که ابتدای ورود کرونا به ایران بود شاهد رکود بیشتر در این حوزه بودیم. در شهریور ۱۳۹۹ حتی ما با پیک گردشگری مواجه بودیم، بنابراین مشابه سایر کشورها، گردشگری داخلی در ایران هم رونق داشت. ممکن است بهواسطه حساسیتهای بیشتر مردم تعداد سفرها کاهش پیدا کرده باشد و مسوولان وزارت بهداشت در برهههایی با ظهور موجهای کرونا موانعی را برای سفرهای انبوه در نظر بگیرند اما این به معنای ممنوعیت کامل سفر نبوده است. در هیچ کشوری هم صنعت توریسم رونق پیش از کرونا را ندارد و میتوانم بگویم اتفاقا ما خیلی زود جریان سفر داخلی را شروع کردیم و عدهای هم بابت این موضوع از ما انتقاد میکنند. ما در فروردین ۱۳۹۹ پروتکلها و دستورالعملهای مرتبط با تاسیسات گردشگری، تورها و راهنمایان را تهیه کرده و در ستاد ملی کرونا به تصویب رساندیم. پس از تصویب و ابلاغ، دورههای آموزشی برای فعالان گردشگری اجرا شد زیرا نهتنها راهنمایان و سایر دستاندرکاران در معرض این ویروس هستند بلکه آنها میتوانند مشتریان خود را هم مبتلا کنند، در این راستا ما به آنها آموزش دادیم که چطور هم از خودشان و هم از دیگران در برابر این ویروس حفاظت کنند. علاوه بر اینها ما توانستیم با استدلالهایی که داشتیم گردشگری را از گروه سوم مشاغل که حتی با زرد شدن یک مقصد، کسبوکارهای گردشگری در آن تعطیل میشد، به گروه اول بیاوریم. یعنی همانطور که داروخانه و سوپرمارکت و نانوایی باز است، هتلها، اقامتگاهها و سایر مراکز گردشگری هم باز بودند. شما از باز بودن هتلها و اقامتگاهها صحبت میکنید اما زمانی که با منع تردد مواجه میشویم عملا کسی نیست که بخواهد از خدمات هتل یا اقامتگاه استفاده کند. در زمان اعمال محدودیتها، حملونقلهای عمومی انجام میشود و گردشگرانی که با تور یا وسایل حملونقل عمومی سفر میکنند میتوانند از این مراکز استفاده کنند. اتفاقا اصل مشتریهای ما از این طریق هستند. زیرا اغلب کسانی که به شکل انفرادی سفر میکنند محل اقامتشان یا چادر است، یا منزل اقوام یا پارک و مدرسه. اما زمانی که گردشگر از طریق تور و دفاتر خدمات مسافرتی اقدام میکند محل اقامتش هم یک مکان رسمی است. پیش از کرونا هم که بخش اعظم مردم در تعطیلات سفر میکردند ضریب اشغال هتلهای ما به ۵۰ درصد میرسید بهواسطه اینکه مردم اماکنی مانند پارک و مدرسه و منزل اقوام را ترجیح میدادند، بنابراین با محدودیت سفرهای انفرادی، تورهای گردشگری مورد اقبال بیشتری قرار میگیرند. آیا در واقعیت هم در زمان اعمال محدودیتهای سفر تورها با استقبال بیشتری مواجه شدند؟ آیا در عمل شاهد نبودیم که وسایل حملونقل عمومی پروتکلها را رعایت نکرده و رزروهای انجام شده اقامتگاهها و هتلها هم با بسته شدن جادهها به روی سفرهای انفرادی کنسل شدند؟ من بهعنوان متولی گردشگری باید به فکر همکارانم باشم. از نظر من سفری قابل نظارت است که در زنجیره تامین خدمات رسمی ما جریان داشته باشد. در این زنجیره آژانس مکلف است برای هر تور یک راهنما داشته و برای اقامت یک محل رسمی در نظر بگیرد. ما در معاونت گردشگری بهدنبال توسعه چنین سفرهایی بودیم و برای آنها هم مجوزهای لازم را گرفتیم. در نظر داشته باشید در این شرایط شما اگر سفر را آزاد هم بگذارید بسیاری ترجیح میدهند مسافرت نکنند چون از ابتلا به کرونا میترسند و نمیخواهند بیمار شوند. از همین روست که ما دنبال سفر برنامهریزیشده هستیم و سفرهای انبوه در داخل زنجیره تامین خدمات اصلی ما نمیگنجند. این سفرها تنها باعث مشکلاتی پیشروی این صنعت میشوند، در مقابل ما باید از سرمایهگذاریهای رسمی حمایت کنیم. درحالحاضر همچنان درحال متقاعدسازی مسافران هستیم که آنها به این زنجیره خدمات ایمن که در آنها پروتکلها رعایت میشود تمایل نشان دهند. درباره عدم رعایت پروتکل در وسایل حملونقل عمومی که گفتید ما هم آن را قبول داریم اما در ستاد ملی کرونا حجم سفرها را در نظر میگیرند. اینکه تعداد کسانی که با وسیله شخصی سفر میکنند چند نفر هستند و کسانی که از این وسایل استفاده میکنند چند نفر! از نظر آنها زمانی که محدودیتهای سفر ایجاد میشود تعداد کمتری مسافرت میکنند. ما در این راستا دنبال این بودیم که منافع بخش گردشگری لحاظ شود و از این رو توانستیم آنها را متقاعد کنیم تا در این ایام مراکز گردشگری باز بمانند. اینکه در این دوره کمتر تاسیسات گردشگری منفعت بردند طبیعی است زیرا بالاخره مردم بهواسطه شیوع این ویروس نگرانیهای جدی دارند و از طرف دیگر هم مسوولان مدام تاکید دارند که مردم سفر نروند. علاوه بر آن تا پیش از شیوع کرونا فرهنگ سفر گروهی ما عموما مرتبط با سفرهای خارج از کشور بود و سفرهای داخلی معمولا از طریق انفرادی انجام میشد، کرونا باعث شد با ایجاد محدودیتها با توسعه سفرهای گروهی مواجه باشیم. از این روست که من موافق نیستم سفرهای داخلی در ایران برخلاف دنیا توسعه نداشته، میتوان اینطور گفت که ما به سمت تورهای برنامهریزیشده رفتهایم و ایجاد محدودیتها هم تنها منحصر به ایران نیست، در ترکیه کشور همسایهمان در مواردی شاهد تعطیلی تمام مراکز در ایام پیک شیوع ویروس بودیم و ما هم مشابه دیگران تلاش میکنیم این ویروس را کنترل و مدیریت کنیم. آیا برآوردی از خسارتهای وارده به صنعت گردشگری در دوران کرونا وجود دارد؟ چند اقامتگاه، آژانس و... تعطیل و چه تعداد نیروی انسانی در این حوزه تعدیل شده است؟ در آسیا و اقیانوسیه ۸۵ درصد گردشگران بینالمللی کاهش داشته است یعنی اگر پیش از شیوع کرونا ۱۰۰ نفر سفر میکردند این رقم به ۱۵ نفر رسیده است. بنابراین خسارتهای وارده به صنعت گردشگری در ابعاد جهانی است و نگاه ما به این چالش باید در سطح بینالمللی باشد. در ایران هم فعالیتهای حوزه صنعت توریسم کاهش پیدا کرده و همچنین با پروتکل و شرایط ویژهای انجام شد که رکود در کسبوکارهای مرتبط را به همراه داشت. براساس آمارها و مستنداتی که از استانهای مختلف داریم از ابتدای شیوع کرونا تا پایان سال ۱۳۹۹ به این صنعت چیزی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان خسارت وارد شده است. این خسارتها در دو بخش دستهبندی میشوند. یک بخش از آنها به ضررهایی برمیگردد که هتلها، اقامتگاه و... بهواسطه محدودیتهای سفر متحمل شدند. این موضوع بهویژه درباره نوروز ۱۳۹۹ بیشتر بود. به این معنا که هتلدار یا صاحب اقامتگاه موادغذایی برای مسافران خود خریداری کرده بود و با کنسلی تورها و مسافران متضرر شد. علاوه بر آن زمانی که هتل باز است، باید بدون داشتن میهمان، هزینههای مرتبط با آب، برق، سرمایش، گرمایش، نیروی انسانی، فضای سبز و... را بپردازد که تمام اینها برایش ضرر است. بخش دیگر این خسارتها به عدم تحقق عملکرد برمیگردد. در این حالت با فرض داشتن گردشگر و شرایط مشابه پیش از کرونا، یک فعال حوزه کسبوکار توریسم میتوانست درآمدی داشته باشد که با محدودیت سفر و کاهش تعداد گردشگران این درآمد را از دست داده است. در کشور ما مجموع این خسارتها با پرسش از بخشخصوصی به ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. اما درباره تعداد بیکاران عدد دقیق را وزارت کار در اختیار دارد. در حوزه گردشگری بهواسطه ماهیت این صنعت برآورد تعداد افرادی که کارشان را از دست دادهاند دشوار است. زیرا ما شاهد حضور شاغلان فصلی در این صنعت هستیم، به عنوان مثال یک هتل ممکن است در زمان معمول ۱۰ کارمند داشته باشد و در نوروز و پیک سفرها به یکباره این عدد به ۵۰ نفر افزایش پیدا کند یا راهنمایان گردشگری که در این دوره تعداد زیادی از آنها با چالشهای شغلی مواجه شدند. همانطور که گفتم در دنیا سفر و گردشگری ۸۵ درصد کاهش داشته و به تبع آن راهنمایان هم با رکود بیسابقهای در کارشان مواجه شدهاند بهویژه در حوزه گردشگری ورودی که بخش بزرگی از راهنمایان ما در این حوزه مشغول بهکار بودند. وزارت گردشگری در این یکسال و نیم چه ایدههایی را برای توسعه گردشگری در دوران پساکرونا پیاده کرده است؟ ما در دوره کرونا با یک وضعیت متناقض روبهرو بودیم. به این ترتیب که درحالیکه میخواستیم سفر با تور را تبلیغ کنیم براساس مصوبات ستاد کرونا نمیتوانستیم سفر را تبلیغ کنیم. در چنین وضعیتی اگر میلیاردی هم با صداوسیما قراردادی بسته میشد آنها نمیتوانستند تور یا سفر را تبلیغ کنند. در این شرایط ما بهدنبال آماده کردن بسترها رفتیم و اینکه محتواهایمان را به سمت دیجیتالی شدن ببریم و در سبک تبلیغاتمان هم بازنگری داشته باشیم. همین موضوع هم باعث شد محتواهای بازاریابی و تبلیغات ما دیجیتالمحور شود و از شبکههای اجتماعی و وبسایتها استفاده کنیم. در این یکسال و نیم دادهها و اطلاعات ما به روز شد و توانستیم کلیپهای ۳۶۰ درجه باکیفیت از ظرفیتهای گردشگریمان تهیه کنیم. همچنین از آنجا که برنامه ما روی توزیع سفر بود، به سمت تنوعبخشی محصولات حرکت کرده و درباره هر کدام از انواع گردشگری مانند گردشگری روستایی، تاریخی، فرهنگی، سلامت و... محتواهایی تهیه شد. در این دوره همچنین آرشیوهای ما به روز شده و از سنتی به دیجیتالی تبدیل شدند. علاوه بر آن تا پیش از این ما یک پرتال اطلاعرسانی گردشگری نداشتیم اما اکنون یک پرتال رسمی پنجزبانه در اختیار داریم و استانهایمان هم پرتال دوزبانه دارند. از اینرو میتوانم در جمعبندی بگویم که ما از این فرصت زمانی برای دقیق کردن اطلاعات خود، تهیه پکیجهای استاندارد برای انواع مشتری اعم از ویآیپی، متوسط و... برنامههای بازاریابی و چگونگی کمک گرفتن از بخشخصوصی استفاده کردیم.
ایجاد شده: 2/تیر/1400 آخرین ویرایش: 2/تیر/1400 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از دنیای اقتصاد، فرانسه بهمنظور بازیابی و بهبود بازار گردشگری خود اقدامات نوینی را برای جذب گردشگران انجام داده و با افتتاح هتل در کاخ ورسای رویای زندگی در کاخ را برای همگان به واقعیت تبدیل کرده است. اولین هتل در محوطه کاخ ورسای درهای خود را به روی گردشگران گشود و به مسافران این فرصت را میدهد تا در قلب بزرگترین و یکی از مجللترین کاخهای سلطنتی جهان اقامت کنند. البته اقامت در این هتل سلطنتی بسیار گران است و مسافران برای اقامت در یک شب باید حداقل ۱۷۰۰ یورو هزینه کنند. این درحالی است که میانگین هزینه یک شب اقامت در یک هتل لوکس در فرانسه کمتر از هزار یورو است. مجموعه کاخهای ورسای در پاریس، بزرگترین کاخهای سلطنتی جهان است که افتتاح هتل در این کاخ، سبک جدیدی از گردشگری است که فرصتی را برای کسانی که علاقه بسیاری به قدم زدن در کاخ و دیدن جایجای مجموعه و حتی تجربه زندگی حداقل یک روزه در این کاخ را دارند ایجاد کرده است. تجربه زندگی یک یا چند روزه در بزرگترین کاخ سلطنتی جهان که از قرن هفدهم تا به امروز به یکی از جذابترین کاخهای جهان و جاذبههای گردشگری بینظیر تبدیل شده است. علاقهمندان به تاریخ، فرهنگ و هنر میتوانند در قالب گردشگری، مدتی را در قالب تاریخ زندگی کنند؛ افرادی که جذب معماریهای منحصربهفرد میشوند یا میخواهند یک بخش از تاریخ مهم اروپا و جهان همچون انقلاب فرانسه، معاهدات بینالمللی مثل معاهده صلح ورسای پس از جنگ جهانی یا پیمان آخن پس از پایان جنگ آلمان و فرانسه و بسیاری از اتفاقات مهم تاریخی و سیاسی دیگر را مشاهده کنند. کاخ ورسای مملو از عمارتها، باغها، اماکن دولتی نظیر دیوان و دادگاهها و حتی منازل درباریان و فرمانروایان است و هتل گرند کنترل (Le Grand Controle) در میانه این کاخ قرار دارد که مناظر بینظیری را از کاخ معروف اورانجری به نمایش میگذارد و اطراف آن مملو از درختان نارنج، لیمو، خرزهره، خرما و انار است. این هتل از ۱۴ اتاق و سوئیت تشکیل شده است و در سه ساختمان تاریخی واقع شده که قدمت آنها به سال ۱۶۸۱ میرسد و توسط کریستف تولرمر معمار و طراح داخلی مرمت شده است. همچنین میهمانانی که شب در هتل بمانند امکان استفاده از استخر ۱۳ هکتاری را که بین سالهای ۱۶۷۹ تا ۱۶۸۱ ساخته شده است دارند. هتل گراند کنترل ششمین ساختمان از هتلهای لوکس اریل محسوب میشود که دارای آبگرم و استخر سرپوشیده ۱۵ متری است. در این هتل یک رستوران نیز واقع شده که توسط سرآشپز مشهور آلن دوکاس اداره میشود که منوی آن الهام گرفته از زمان لوئی چهاردهم است و غذاهای کلاسیک فرانسوی و چای عصرگاهی را ارائه میدهد. اتاقها و سوئیتهای هتل به شکل خاصی تزئین شده و هر بخش بهنام یکی از افراد مشهور قدیمی نامگذاری شده است. میهمانان این هتل میتوانند همانند ساکنان قبلی این کاخ زندگی کنند و امکان داشتن خدمه اختصاصی، دسترسی به قایقها، محل گلف، قصرها، تورهای خصوصی هملت، مکانهای خاص پیادهروی شاهان و مناطق زندگی پادشاهانی که قبلا دیده نشده برای آنها فراهم است. همچنین امکان رزرو تماشای اختصاصی تالار آینهها را بدون جمعیت دارند. راهاندازی این هتل که بهدلیل همهگیری کووید-۱۹ به تاخیر افتاده بود، اکنون میتواند گردشگران را به تماشای بناهای میراثی جهان بکشاند. کاخ ورسای از قرن هفدهم توسط لوئی چهاردهم از یک شکارگاه کوچک به یک مجموعه کاخ بیش از ۶۳هزار متری با ۷۰۰ اتاق تبدیل شده است. تکمیل این کاخ که تا پیش از انقلاب فرانسه مقر قدرت سلطنتی بوده با ۳۰ هزار کارگر حدود ۵۰ سال طول کشیده است. این مجموعه با تمام جذابیتهای خود تا به امروز باقی مانده و برخی از فیلمهای معروف جهانی همچون «ماری آنتوانت» و مجموعه تلویزیونی «ورسای» در این کاخ ساخته شده است. بازدید از کاخ ورسای که با همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ تعطیل شده بود از اوایل سالجاری مجددا برای عموم بازگشایی شد و بهمنظور رعایت پروتکلهای بهداشتی فرآیند زمانبندی خاصی را برای ورود بازدیدکنندگان به داخل کاخ تعیین کردهاند. به گزارش «دنیایاقتصاد» افتتاح هتل در یک مجموعه بزرگ تاریخی که بازدیدکنندگان بسیاری دارد فرصت استفاده از تمامی پتانسیلهای گردشگری، افزایش اشتغال و کسب درآمد بیشتر و ایجاد علاقهمندی در انواع گردشگران جهت بازدید از مجموعه تاریخی و فرهنگی را ایجاد میکند.در دوران کرونا با رکود بازار گردشگری، جهان به سمت تغییر سبک و شیوههای پیشین جهت بازیابی و بهبود مجدد صنعت گردشگری پیش رفت. اختصاص دادن بخشی از یک مجموعه تاریخی مثل کاخ پادشاهان قدیمی که اکنون به شکل یک موزه درآمده به عنوان هتل و محلی برای اقامت، بازدید از این مجموعه توریستی را از انحصار گردشگران تاریخی و فرهنگی خارج میکند و امکان حضور انواع دیگر گردشگران همچون ماجراجویی، تفریحی، تجاری، خوراکی و... را فراهم میآورد که این امر علاوه بر ایجاد جذابیت برای گردشگران، منجر به افزایش درآمد برای فعالان این بخش خواهد شد. ایران که کشوری با تمدن کهن، تاریخ و فرهنگ چندین هزار ساله متشکل از پادشاهیها و فرمانرواییهای بسیاری بوده که در سراسر کشور از بناهای تاریخی و فرهنگی بسیاری برخوردار است میتواند با الگوگیری از ابتکار عمل مقامات گردشگری فرانسه، از ظرفیت میراثی کشور برای «احیای سریع» نبض گردشگری بهره ببرد. این فرصت برای جذب گردشگر و توسعه بازار گردشگری به گردشگران امکان تجربه زندگی در تاریخ را میدهد.
ایجاد شده: 30/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 30/خرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز، در سال ۹۲ حسن روحانی رسماً رئیس جمهور ایران شد و مردمی که به او رأی دادند و آنها که به او رأی ندادند همگی چشم انتظار تحقق وعدهها و شعارهای روحانی بودند. اما این شعارها و وعدهها چه بود و از سال ۹۲ که ۸ سال میگذرد تا کنون چه تعداد از آنها عملی شد؟ روحانی در وعدههای انتخاباتی خود طی دو دوره و سالهای ۹۲ و ۹۶ وعدههایی را در زمینههای مختلف از جمله گردشگری داد که مهمترین آنها، تسهیل بازگشت ایرانیان، لغو ویزای عراق، افزایش هر سال یک میلیون نفر به تعداد گردشگران خارجی، جذب بیشتر گردشگران خارجی، بازگرداندن اعتبار به گذرنامه ایرانی و برداشتن موانع سفر اساتید به خارج بود. وعدههایی که فعالان گردشگری تصور میکردند با انتخاب او میتوانند به این اهداف دست پیدا کنند اما حالا با پایان دولت روحانی باید دید چقدر از این وعدهها محقق شده است. حسن روحانی خرداد همان سال وضع موجود اقتصادی و سیاسی و اجتماعی کشور را نقد کرد و به مردم وعده داد وقتی بر سر کار آمد، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی مانند بیکاری و گرانی را حل کرده و مطالبات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مردم را محقق کند. سال ۹۲ همزمان با مناظره ۸ نامزد انتخابات ریاست جمهوری در صدا و سیما، ۱۶ پرسش مطرح شد که یکی از این سوالات درباره اقدام مؤثر در تقویت و توسعه صنعت گردشگری در کشور بود. سوالی که مشخصاً در حوزه گردشگری بوده ولی امسال در میان سوالات به آن پرداخته نشد. اگر بتوانیم در طول یک سال ۱۰ میلیون گردشگر وارد کشور کنیم، ۱۳.۶ میلیارد دلار درآمد کسب میکنیم بخشی از پاسخی که سال ۹۲ حسن روحانی به آن داد این بود: «اگر ما بتوانیم در طول یک سال ۱۰ میلیون گردشگر وارد کشور کنیم، ۱۳.۶ میلیارد (دلار) درآمد کسب میکنیم و این مجموعه گردشگر چهار میلیون شغل ایجاد میکند. در حال حاضر ما سه و نیم میلیون نفر بیکار در کشور داریم که اگر ۱۰ میلیون گردشگر وارد کشور شوند مشکل اشتغال کاملاً حل خواهد شد. در صنعت توریسم باید زیربناها مثل هتل، فرودگاه و حمل و نقل را درست کنیم و همه اینها به راحتی امکانپذیر است. حتی اگر سرمایهگذار داخلی نداشته باشیم – که داریم – سرمایهگذار خارجی آماده است برای ما هتل بسازد و بعد از پول آن هتل برداشت میشود و به کشور واگذار میشود. فرودگاههای ما قابل توسعه است. مهمترین مشکلی که داریم و باید حل کنیم، بحث بانکی و مسائل مالی است که به خاطر تحریم مشکل داریم و دولت باید برنامهریزی کند تا پول گردشگران به نحو مناسب وارد کشور شود.» از سال ۹۲ تا کنون رقم ورود گردشگر خارجی به ایران با حرکت لاکپشتی رو به رو بود. به نحوی که تا کنون حدود ۸ میلیون گردشگر خارجی به ایران آمده است. این تعداد با شیوع ویروس کرونا عملاً به زیر صد نفر رسید. ضمن اینکه در طول ۸ سال اخیر هیچ اقدامی در جهت سرمایه گذاری، سرمایه گذاران خارجی در ایران و به خصوص در بخش اقامتی انجام نشد. مسائل مالی و حمایتهای بانکی نیز همچنان گریبان سرمایه گذاران را میگیرد. روحانی در همان سالهای اولیه ریاست جمهوری زمانی که بیشتر درباره گردشگری سخن میگفت بیان کرد: اگر فکر ما این است که اگر گردشگری وارد کشور شود فضای جامعه فاسد میشود مثل این است که ما به خودمان شک داریم. بنابراین ما نباید به جوانهایمان شک کنیم همه اینها فرهنگدوست و مسلمان هستند و تحت تأثیر اینگونه فسادها قرار نخواهند گرفت. او همچنین گفته بود که دولت تدبیر، گرانی را با فکر و برنامه کنترل و کاهش خواهد داد و بیکاری را با روشهایی چون توجه به صنعت، کشاورزی و گردشگری کاهش خواهد داد و بیکاری را به نُرم جهانی خواهد رساند. چهارمین مرتبه جاذبه توریسمی دنیا از آن ایران است، اما صنعت گردشگری فعال نشده است. نیاز به سرمایهگذاری داخلی هم نیست سرمایه خارجی هم جذب میشود اگر توریست وارد کشور شود. کردستان میتواند قطب گردشگری ایران باشد روحانی همچنین در سفری که به سنندج، ارومیه و تبریز داشت، گفته بود: اگر صنعت گردشگری در کردستان احیا شود مساله بیکاری به طور کامل حل خواهد شد. کردستان میتوان قطبی ازقطبهای گردشگری ایران عزیز باشد و باید کاری کنیم که صادرکننده کالا و خدمت به کشور همسایهمان عراق باشیم. هدیه تقلبی که روحانی از آمریکاییها گرفت هفتم مهر سال ۹۲ درست چند ماه پس از اینکه روحانی روی صندلی ریاست جمهوری نشست، به نیویورک رفت و پس از بازگشت خبر از هدیهای ارزشمند داد که آمریکاییها به ملت ایران هدیه دادهاند و هدف از بازپس دادن آن را بهتر شدن روابط فرهنگی ایران و آمریکا دانست. این شیردال که یک جام سیمین بود و محمد علی نجفی رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد که احتمالاً متعلق به دوره هخامنشی باشد. اما پس از چند روز کارشناسان میراث فرهنگی گفتند که این شیء تقلبی است و هیچ ارزشی ندارد! برگرداندن سر سرباز هخامنشی در پی سفر دوم روحانی به نیویورک نیز در سال ۹۷ اتفاق افتاد. تعداد زیادی هتل تا پایان سال ۹۳ به بهرهبرداری میرسد روحانی پنجم خرداد سال ۹۳ پس از اینکه به دیدار معاونان سازمان میراث فرهنگی وقت رفت گفت: در بخش صنایع دستی بانوان ما میتوانند بخش بزرگی از این صنایع دستی را در داخل خانه انجام بدهند، در کنار وظیفة مادریشان میتوانند بار این بخش را برای درآمد خود و عظمت کشور و هم برای صادرات بر دوش بگیرند. دولت در همة زمینهها اقداماتی باید انجام بدهد و در زمینة جذب گردشگران خارجی بخشی از آن باید به عنوان صنایع توریستی مورد توجه قرار بگیرد اعم از فرودگاهها، قطار، جادهها، هتلها و زمینههای جذب توریسم از لحاظ تبلیغاتی، سیاسی و اقداماتی که برای ویزا باید انجام بگیرد، در همه این زمینهها دولت فعال خواهد بود، اما عمدتاً بخش خصوصی باید سرمایهگذاری انجام بدهد. این سازمان میتواند با برنامههایی که دارد برای صادرات، معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی، اسلامی و انقلابی ما و هم برای رونق صنایع دستی، فعال بشود. ارزآوری ما بیشتر خواهد شد. اشتغال افزایش پیدا خواهد کرد و همان فرهنگ و اقتصادی که امسال باید بیشتر مورد توجه باشد، تحقق پیدا خواهد کرد. اتفاقاً این سازمان میتواند در زمینه فرهنگ و اقتصاد فعال باشد و در اجرای اقتصاد مقاومتی این سازمان باید به وظایف خودش عمل بکند. قرار بود تا ساختار مناسبی برای این وزارتخانه تبیین شود اما با گذشته دو سال و چندین بار تغییر در ساختار، هنوز به شاکله اصلی نرسیده و هنوز ساختاری متناسب با وزارت میراث فرهنگی شکل نگرفته است ما میتوانیم در سایه فعالیت این سازمان و بخش خصوصی شرایط بهتری را برای جذب گردشگر و صادرات بیشتر صنایع دستی و هم برای اشتغال بیشتر جوانهای عزیز فراهم کنیم. برای اینکه از همه این آثار چه مذهبی، چه تاریخی به خوبی استفاده کنیم، دولت باید سرمایهگذاری کند؛ هم برای حفظ و مرمت این آثار و معرفی این آثار به دنیا که مردم بشناسند و جذب بشوند و هم زمینه برای حضور و ورود گردشگران از لحاظ سیاسی (مسائل مربوط به ورود و خروج آنها به کشور) و همچنین سرمایهگذاریهایی در بخش حمل و نقل و اسکان باید انجام بگیرد. دولت در این زمینه مصمم است و اقدامات خوبی شروع شده است. انشاءالله تعداد زیادی هتل تا پایان امسال به بهرهبرداری میرسد. برای سالهای آینده از سرمایهگذاران بخشهای مختلف مخصوصاً بخشهای خصوصی در این حوزه دعوت میکنم. دولت هم در این زمینه از طریق صندوق کمک خواهد کرد برای اینکه بتوانیم زمینه را فراهم بکنیم و انشاءالله همینطور که در دو ماهه اول شاهد ۳ برابر شدن در بخشی از زمینهها برای جذب گردشگر هستیم، در ادامه سال هم بتوانیم این روند را ادامه بدهیم. سالی یک میلیون گردشگر اضافه میشود اردیبهشت سال ۹۶ روحانی که قصد داشت برای دولت دوازدهم هم کاندید شود در اولین برنامه تبلیغاتی خود وعده دیگری داد و گفت: تصمیم دولت بر این است که سالانه یک میلیون نفر بر گردشگری کشور بیافزاید. سال ۹۶ او گفت: بازگشت عزت به پاسپورت ایرانی یکی از وعدههای حسن روحانی رئیس دولت یازدهم به مردم بود. وی در یکی از برنامههای تلویزیونی خطاب به مردم ایران گفت: به همه هموطنان قول میدهم که افتخارات بزرگان ایرانی که برخی کشورهای همسایه آن را تصاحب کردند برگردانم و احترام پاسپورت ایرانی نیز برگردانده میشود. مخالفت با وزارت شدن سازمان میراث فرهنگی در مدتی که روحانی رئیس جمهور بود، محمد علی نجفی، مسعود سلطانی فر، زهرا احمدی پور، علی اصغر مونسان به عنوان رؤسای سازمان میراث فرهنگی انتخاب شدند. همچنین با اینکه دولت اصلاً قصد نداشت که سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه تبدیل شود و دلیل خود را هم بزرگ شدن دولت میدانست اما در نهایت با تصویب نمایندگان مجلس، سازمان میراث فرهنگی در مرداد سال ۹۸ به وزارت تبدیل شد و علی اصغر مونسان هم به عنوان وزیر در آن فعالیت کرد. از آن زمان قرار بود تا ساختار مناسبی برای این وزارتخانه تبیین شود اما با گذشته دو سال و چندین بار تغییر در ساختار، هنوز به شاکله اصلی نرسیده و هنوز ساختاری متناسب با وزارت میراث فرهنگی شکل نگرفته است چون یک بار به عنوان مثال گردشگری با معاونت سرمایه گذاری ترکیب میشود و بار دیگر جدا کار میکند هنوز هم خیلی از کارمندان این وزارتخانه نمیدانند در نهایت ساختار این وزارت به چه شکل و شمایلی رسید. مشکلات یک قرن گذشته در دولت دوازدهم ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ حسن روحانی در جلسه هیأت دولت با تبریک به ابراهیم رئیسی به عنوان منتخب مردم گفت که ۴۵ روز دیگر پایان مأموریت دولت دوازدهم خواهد بود. من افتخار میکنم در دولتی بودیم که سختترین ایام تاریخ ایران را شاهد بودیم و بار مسئولیت را در طول یک قرن گذشته حمل کردیم و روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم. منظور روحانی از روزهای سخت، موضوعاتی از قبیل تحریمها و همزمانی آن با شیوع ویروس کرونا بود. غیر از آن اتفاقاتی مانند سیل و سقوط هواپیما و شهادت سردار سلیمانی نیز موجب شد تا از سال ۹۸ تا کنون صنعت گردشگری ایران زمین بخورد و فعالان صنایع دستی نیز به بدترین وضعیت دچار شوند. آخرین وعده رئیس جمهور دولت دوازدهم در آخرین وعدههای خود در زمینه گردشگری گفته است: در ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۰ هم با مشکلاتی روبرو هستیم اما در عین حال این نوید را میدهم که وضع گردشگری در ماههای پایانی امسال وقتی واکسیناسیون در سراسر کشور انجام بگیرد شرایط جدیدی میشود و همه این زحماتی که مردم و بخش دولتی و خصوصی کشیدند در پایان امسال شاهد بهره برداری خواهند بود. رئیسی و گردشگری حالا سید ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شده است. رئیس جمهوری که ۴۴ روز دیگر بر این صندلی خواهد نشست، تاکنون هیچ وعدهای در شعارهای انتخاباتی خود در حوزه گردشگری نداشته است جز اینکه کمیته گردشگری در ستاد انتخاباتی دارد و این کمیته هم هر از گاهی یک برنامه تبلیغاتی تهیه کرده و کارشناسان قدیمی سازمان میراث فرهنگی را دور هم جمع کرده تا بتواند ساختاری دیگر برای وزارت میراث فرهنگی تعریف و پیشنهاد کند. البته باید دید وعده رئیسی درباره اینکه ترکیب کابینه او ارتباطی با ستادهای انتخاباتی او ندارد در حوزه گردشگری چه خواهد شد؟ اکنون باید منتظر ماند و دید که دولت رئیسی چه برنامهای برای توسعه صنعت گردشگری و تقویت میراث فرهنگی و صنایع دستی ایران دارد چون تا کنون برنامه مشخصی از سوی وی ارائه نشده است.
ایجاد شده: 30/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 30/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز و به نقل از گاردین، بسیاری از افراد استدلال میکنند که گذرنامههای کووید ـ تأییدیههایی که نشان میدهد آیا کسی واکسن زده یا نتیجه تست کرونایش منفی بوده یا به کووید ایمنی دارد ـ راهگشا نیست. ما در آخرین گزارشی که در انجمن سلطنتی لندن منتشر کردهایم، نتیجه گرفتهایم که این گذرنامهها در بعضی موارد میتوانند راهحل معقولی باشند اما فقط اگر با معیارهای مشخصی منطبق باشند. اصل مطلب این است که این گذرنامهها چطور و کجا به کار روند. در مورد سفرهای بینالمللی، که زیرساختهای تست کووید و سیستم «کارت زرد» در حال حاضر به راه افتاده است، گذرنامه کووید اقدامی منطقی به نظر میرسد. دولت بریتانیا نیز گذرنامه کووید را دستکم برای گردهماییهای بزرگ مثل مسابقات ورزشی در دستور کار قرار داده است. اوایل ماه آوریل امسال، وقتی تیم ورزشی «تگزاس رنجرز» در استادیوم بیسبالی که تمام بلیتهایش فروخته شده بود بازی میکرد، ما نگاهی انداختیم به اینکه وقتی درهای استادیومها بدون محدودیت باز میشود چه اتفاقی میافتد: هیچ فاصلهگیری اجتماعیای انجام نشده بود و تعداد کمی از افراد ماسک زده بودند ـ همه این اتفاقات هم در زمانی رخ میداد که ابتلاها اوج گرفته بود و فقط گروه کمی از جمعیت کشور دوز دوم واکسن را دریافت کرده بودند. گذرنامه کووید وقتی میتواند در رویدادهای بزرگ به کار بیاید که در کنار سایر اقدامات همچون تهویه هوا و فاصلهگیری اجتماعی و تست ابتلا و سیستم رهگیری مبتلایان انجام شود. اما در این صورت هم باید معیارهای مشخص ایمنی و ابتلا در مورد آن لحاظ شود. برای اینکه نشان بدهیم آیا کسی به کووید مبتلاست چهار راه وجود دارد: تأییدیه واکسیناسیون یا نتیجه تست PCR، تست تشخیص سریع LFT یا تست آنتیبادی است. ما در گزارشمان نتیجه گرفتیم که فقط تأییدیه واکسیناسیون یا نتیجه تست PCR میتواند معیار مناسبی برای صدور گذرنامه کووید باشد. دلیلش این است که تستهای آنتیبادی معیار معتبری برای ابتلا نیست و تست LFT برای تشخیص ابتلا در افرادی که مبتلا هستند اما میزان کمی از ویروس در بدنشان هست مؤثر نیست. این تست دوم بهخصوص زمانی میتواند نامعتبر باشد که توسط یک متخصص گرفته نشده باشد. دولت بهدرستی خطقرمزهایی را برای خود در نظر گرفته است. تأییدیه واکسن هیچوقت برای خدمات اساسی مثل سوپرمارکتها و حملونقل لازم نیست. ولی ورود به درگاههای غیرضروری ازجمله رستورانها و کافهها جایی است که این معیار را باید در نظر گرفت. نخستوزیر بریتانیا اخیراً گفته است که دیوارهای بین مردم در کسبوکارهای برچیده خواهد شد بدون اینکه بگوید کجا گذرنامههای سلامتی لازم خواهد بود. اما صاحبان کسبوکارها ممکن است احساس کنند حکومت در عوض اینکه دیوارها را بردارد، دارد خودش را بهجای دیوارها مینشاند. هیئت وزیران ممکن است بخشی از مسئولیت اجرای گذرنامه کووید را بر عهده برخی از کسبوکارها بیندازند ولی این کار در مسایل حقوقی و اخلاقی گیر خواهد کرد. برای نمونه، کمیسیون فرصتهای برابر اشتغال در آمریکا اخیراً به کسبوکارها اطلاع داده است که اگر کارمند یا کارگری نتواند بهعلت معلولیت یا عقاید مذهبی واکسن بزند و کسبوکار قادر نباشد اقدام بیشتری برای او بکند، از نظر قانونی مجاز است که آنها را از مجموعه نیروهای کار خود کنار بگذارد. اینها فقط چند مورد از مواردی است که گذرنامههای کووید با آن روبهرو خواهند شد. ضروری است اطمینان حاصل شود از اینکه گذرنامه کووید نابرابری را ایجاد نمیکند یا آن را وخیمتر نمیسازد، بهویژه در بین کسانی که شاید برای تستدادن یا واکسیناسیون تعلل میکنند. این گذرنامهها سؤالاتی را نیز از فناوریای که به کار میبرند و ابعاد دادهای که جمع میکنند به وجود میآورند. آیا این گذرنامهها در امتداد ابزارهای مختلف و اپلیکیشن وزارت بهداشت کار میکنند؟ چطور میشود از جعل گذرنامه کووید جلوگیری کرد؟ و این گذرنامهها چطور میتوانند تضمین کنند که دادههای افراد امن میماند؟ دولت نیز باید روشن سازد که آیا مایل است این گذرنامهها طلیعه تولد نظام بهداشت دیجیتال باشد یا اینکه مثل آنچه در کشورهایی مثل دانمارک اعمال شده، تأییدیههای کووید فقط گذرنامههایی است که بهزودی اطلاعات آن پاک خواهد شد. همه اینها سؤالاتی است که بهروشنی باید به آنها پاسخ داده شود. تأییدیههای کووید میتواند به اطمینان جوامع از سلامتی مردم بیفزاید اما فقط وقتی که آنها معیارهای لازم را رعایت کرده باشند. دو نوع گذرنامه واکسیناسیون ویروس کرونا در بریتانیا اولین کمپین ایمنسازی دستهجمعی در جهان برای محافظت در برابر کووید ـ 19 با استفاده از واکسنهایی است که در پاسخ به دنیاگیری کووید-۱۹ در بریتانیا ساخته شدهاست. واکسیناسیون از ۸ دسامبر ۲۰۲۰ آغاز شد. این دو واکسن که در حال حاضر استفاده میشود با مشارکت فایزر و بیوانتک (واکسن فایزر ـ بیوانتک) و دانشگاه آکسفورد و آسترازنکا (واکسن آکسفورد ـ آسترازنکا) ساخته شده است. سومین مورد تأیید شده اما هنوز اجرایی نشده توسط مدرنا (واکسن مدرنا) ساخته شد. تا تاریخ ۷ فوریه ۲۰۲۱، پنج واکسن دیگر کووید ـ 19 بهسفارش این برنامه در مراحل مختلف توسعه وجود دارد. در این برنامه براساس سن، مرحله یک از عرضه آسیبپذیرترین افراد است. دریافت دوزهای دوم به تأخیر انداخته شد تا افراد بیشتری بتوانند اولین دوز خود را دریافت کنند. هدف برای دادن هر دوز به ۱۵ میلیون نفر در چهار گروه اولویت اول تا اواسط فوریه ۲۰۲۱ اعلام شد و در ۱۴ فوریه این امر محقق شد. تا ۱۵ آوریل به پنج گروه بعدی واکسن داده شد، به این معنی که در آن زمان ۳۲ میلیون دوز تجویز شد. محل واکسیناسیون شامل اقدامات پزشک عمومی، خانههای مراقبت و داروخانهها و همچنین بیمارستانها است. باید گفت که دولت در بحث درباره اینکه در این همهمه کووید چه چیزی خوب است یا نه، گذرنامه سلامتی یا گذرنامه واکسن را هم در مقام یک راهکار ارایه کرده و بحث درباره آن بالا گرفته است. طبیعی است که مثل هر بحث دیگری، بخشی از مردم با آن موافقاند و برخی مخالفاند. تأییدیههایی که به مردم اجازه میدهد وارد مکانهای شلوغی شوند که احتمال ابتلای آنها به کووید زیاد است، میتواند به دو صورت صادر شود: گذرنامه کووید که نشان میدهد نتیجه تست اخیر کرونای فرد چه بوده و گذرنامه واکسن که نشان میدهد فرد واکسن زده است. بیاییم روی گدرنامه واکسن متمرکز شویم. اول یک تمایز اساسی را در نظر بگیریم: یک دنیا تفاوت هست بین نیاز به واکسنی که برای فعالیتهایی که بهنظر اساسی نمیآیند زده میشود و نیاز به واکسنی که برای انجام فعالیتهای روزمره لازم و اساسی است. در مورد اول، واکسیناسیون یک امر انتخابی است اما در مورد دوم، واکسن زدن یک اقدام بهشدت واجب است. وقتی افراد میبینند که واکسن یک امر ضروری برای انجام فعالیتهیا اجتماعی روزمره است (رفتن به کافه، یا حتی رفتن به سر کار) دو پیامد برایشان پیش میآید: آنهایی که واکسن نمیزنند، عملاً از جامعه حذف میشوند. آنها این حذف اجباری از جامعه را به این چشم میبینند که دارند کنترل میشوند و مجبورشان میکنند که واکسن بزنند. واکسیناسیون میتواند کاری قلمداد شود که توسط مردم و برای مردم انجام میشود. در عوض، واکسن میتواند چیزی باشد که از یک نهاد خارجی بر مردم تحمیل میشود ـ و بنابراین مقامات سیاسی و همچنین بهداشتی با انجام آن و در چشم مردم در نقش یک «دیگری» ظاهر شوند. تمام این مسایل میتواند در مردم خشم ایجاد کند و مردم را به این نقطه برساند که با نرفتن زیر بار واکسن دوباره استقلال و خودمختاریشان را به دست آورند. این خودش به اندازه کافی بد است ولی وقتی که مثل یک شکاف بین افرادی که واکسن زدهاند و آنهایی که واکسن نزدهاند رفتار کند، سنگ مشکلات در چاهی میافتد که بیرونآوردن آن کار بسیار دشواری خواهد بود. این شکاف هم تصادفی نیست: بهروشنی نمودار شکاف اجتماعی موجود است. در بریتانیا، کسانی که رابطه بدتری با مقامات دارند، نرخ واکسیناسیون کمتری هم دارند. افزایش فقر رابطه محکمی با کاهش واکسیناسیون دارد. اقلیتهای قومی، بهخصوص سیاهپوستان، نگرانیهای بیشتری بابت واکسنهای کووید دارند. آنها تجربه تاریخی دردناکی که داشتهاند، باید متقاعد شوند که واکسن بهنفع آنها و برای رفاه و سلامتی آنها عرضه شده است، نه برای کنترل آنها. گذرنامههای سلامتی میتواند اهمیت واکسن را تحتالشعاع قرار دهد و نگرانیهایی را به وجود بیاورد که اقلیتهای قومی براساس تجربه تاریخی خود در زدن آن تأمل و تعلل کنند. آنها همچنین روایت افراد هوادار جنبشهای ضد واکسن را پیش میبرند، جنبشهایی که هوادارانشان میگویند در واکسیناسیون بیش از آنکه سلامتی مطرح باشد، بحث کنترل افراد اهمیت دارد. زدن واکسن توسط اکثریت جامعه یک امر مهم و حیاتی است و برای اینکه بیماری کنترل شود باید بخش اعظمی از مردم آن را زده باشند اما چنین روایتهایی از واکسن که تعداد چشمگیری از افراد را بدبین میکند و از سیاستهای رسمی دور میکند، باعث میشود خیلی از آنها در مقابل واکسن زدن مقاومت یا تعلل کنند و در نتیجه فوریت درمان بیماری با واکسن تحت تأثیر قرار بگیرد. بیعدالتی در واکسیناسیون بهاضافه گذرنامه واکسن به نژادپرستی واکسن تعبیر میشود. به همین علت است که ما باید فوراً کیتهای این گذرنامههای واکسن را کنار بگذاریم و در عوض، تجربیات سلامت عمومی که سالهاست به آن رسیدهایم: سلامت وابسته است به همکاری پایدار جامعه. گذرنامههای واکسن هم سلامت فیزیکی و هم سلامت جامعه ما را به خطر میاندازد.
ایجاد شده: 29/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1400 اخبار خارجی
به گزارش هتل نیوز و به نقل از مهر، نشست بررسی لغو روادید سفرهای گروهی روسیه که چندی پیش توسط علی اصغر مونسان وزیر میراث فرهنگی و رئیس آژانس فدرال روسیه به امضا رسید، در فضای مجازی با حضور کارشناسان ایرانی و فعالان گردشگری در روسیه به بحث و تبادل نظر گذاشته شد. در این نشست افشین یوسفی یکی از فعالان گردشگری در کشور روسیه بیان کرد: در سالهای گذشته نیز از کلمه تسهیلات در سفرهای گروهی نام برده میشد اما اکنون رسانهها از لغو روادید خبر دادهاند در صورتی که لغو روادید برای همه مسافران روسیه امکانپذیر نیست بلکه تنها این امتیاز به گروههایی که با آژانسها سفر میکنند، داده شده است. هر زمانی که میخواهند تسهیلاتی بگذارند باید همه جوانب را بسنجند. به عنوان مثال در چنین مواقعی تسهیلات برای سفرها و ویزا داده میشود اما هماهنگی با مرزبانیها وجود ندارد و یا اینکه سخت گیری در مرزبانیها بیشتر میشود. برفرض که این قرارداد به سرانجام برسد در نهایت برای توریست عادی فایدهای ندارد. بنابراین مسافر باید ۸۰ دلار برای سفر انفرادی بدهد. آژانسها هم به هر حال این ۸۰ دلار را از مسافر میگیرند و به سود خودشان میشود. من فکر نمیکنم تفاوتی ایجاد شده باشد. در ادامه این نشست عماد عاشوری از فعالان دیگر حوزه گردشگری روسیه اظهار داشت: این کشور حتماً بعد از لغو روادید گروهی شرایط خاصی را تعیین میکند چون برخی از ایرانیان ممکن است از موضوع لغو روادید سوءاستفاده کنند و به روسیه رفته تا خروج غیرقانونی داشته باشند. به این دلیل این کشور مسائل امنیتی را بیشتر خواهد کرد. شاید از ۶۰ شرکتی که انتخاب شده باشند، ضمانتهای خاص بگیرند. من در واقع نمیتوانم باور کنم که این قرارداد اجرایی میشود. چون تاکنون چند بار امضا شده است. وی افزود: جذابیتهای سفر به ایران برای خیلی از روسها مهم است. ایران کشوری است که فاصله برف بازی و شنا کردن در آن یک ساعت است. افشین یوسفی که در روسیه فعالیت دارد نیز ادامه داد: ۸۰ درصد توریستهایی که از روسیه به ایران می آیند، پلاژ میخواهند. بلیت هواپیما نیز گران است پس به سوچی برای اسکی میرود. در ادامه شهرام معین فر هم از فعالان گردشگری بیان کرد: ما آنقدر که توریست ایرانی به ترکیه میفرستیم، توریست ترک به ایران نداریم. بیشتر روسها به دنبال آفتاب هستند ولی ما این شرایط را در ایران نداریم. توریست روسی خرج میکند اما اقتصادی به سفر میرود. شاید در گرانترین هتلها اقامت کنند اما میخواهند با پرواز ارزان جابجا شوند و به جای کویرگردی در ایران به امارات میروند که نزدیکتر و ارزانتر است. روسیه هم برای توریست ایرانی شرایط خاصی میگذارد. توریست ارزان ایرانی هم سعی میکند به جای روسیه به ترکیه و کشورهای دیگر که پروازهای آفر دارد، برود. در ادامه این نشست، حرمت الله رفیعی رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران گفت: لغو روادید گروهی اتفاق خوبی است. بازار روسیه جزو ۱۰ کشور اول ایران بود که فعالیتی در آن نداشتیم و درباره آن آشنایی کافی را نیز کسب نکردیم. احساس میکنم این کار باید زودتر انجام میشد. اینکه ما از کشور روسیه توریست به ایران بیاوریم به این معنا نیست که روسها پذیرای کشور ما نیستند بلکه ایران هم برای آنها جذابیت دارد. از طرفی متقاضی سفر به روسیه هم زیاد است. امیدوارم شرایط فعلی و قراردادی که بسته شده، به زودی اجرایی شود و در حد یک پروتکل نباشد. از طرف دیگر اگر پروازهایی که در حال انجام است، نتوانند مسافر داشته باشند به مشکل بر میخورند. گردشگری در دنیا به معنای گذشته فعال نیست اما اکنون در حال انجام است. تقریباً هتلهای ۵ ستاره تاپ ترکیه بیش از ۵۰ درصد ضریب اشغال داشتهاند ولی در ایران کوتاهیهایی انجام شده و برخی میگویند که گردشگری باعث شیوع کروناست در حالی که هم اکنون تجمعات در رقابتهای انتخاباتی انجام میشود و کسی جلوی آن را نمیگیرد. محمد محب خدایی معاون گردشگری سابق درباره این قرارداد بیان کرد: در واقع لغو ویزایی صورت نگرفته است. لغو ویزا زمانی است که مسافر توری را خریداری کرده باشد و پول ویزا ندهد. ایران جز بازار هدف روسیه نیست. حتی وقتی ترکیه با روسیه مشکل داشت باز هم نتوانستیم بازار هدف روسیه شویم. ترکیه از آژانسهای داخلی استفاده نمیکند بلکه آژانسهای ایرانی هستند که سالی دو میلیون مسافر به ترکیه میفرستند. آنها مدل برنامه ریزی شأن را تغییر دادند. روسیه هم به دنبال این است که آژانسهای ایرانی فعال شوند. زمانی که دو گروه بزرگ روسی به کیش آمدند، ما متوجه شدیم که آنها پلاژهای جدای نمیخواهند. بنابراین توریست درمانی، تفریحی یا تاریخی روسیه نمیتواند جزو بازار هدف برای جذب شأن به ایران باشد. در مقابل این سخن، سجاد شالیکار از فعالان گردشگری ایرانی گفت: ایران بازار هدف کجا هست؟ باید خودمان کار کرده و توریست جذب کنیم. موضوع دیگر اینکه ما اصلاً از سفر آقای وزیر به روسیه خبر نداشتیم اگر قرار است آژانسها جذب توریست داشته باشند باید از این رویداد با خبر میشدند شاید با همکارانشان در روسیه رایزنی میکردند اما ما یکباره در خبرها شنیدیم که لغو روادید گروهی اتفاق افتاده است. وی افزود: ما هنوز نمیدانیم جزو لیست شرکتهای انتخابی برای بازار روسیه هستیم یا نه. میدانیم سهم ورودی کار و خروجی کار چقدر است. این روالها باید درست شود. مصطفی سرویس عضو هیأت مدیره جامعه تورگردانان ایران هم گفت: من هم معتقدم اگر قرار است آژانسی با روسیه کار کند باید آنهایی باشند که این بازار را میشناسند. خبری را شنیدم مبنی بر اینکه به زودی پرواز مستقیم تهران و اصفهان به مسکو راه اندازی میشود. محمد ابراهیم لاریجانی مدیرکل سابق بازاریابی و تبلیغات گردشگری نیز گفت: دوستان بر چه اساسی میگویند ایران جزو بازار هدف روسیه نیست ترکیه زمانی که در چین کار کرد تنها بعد از چهار سال حدود هزار چینی جذب کرد اما الان این آمار به چند صد هزار نفر رسیده است. ما همین الان هم از روسیه ۲۰ هزار گردشگر داریم. ما تا به حال خود را عرضه نکردهایم. با این وجود اشتیاقی برای سفر به ایران هست. میتوانیم گوشهای از این بازار را داشته باشیم اگر آژانسداران بتوانند خود را در روسیه عرضه کنند. عباس پیرمرادیان از راهنمایان باسابقه گردشگری هم گفت: خیلی دنبال این نباشید که گردشگر زیادی به ایران بیاید چون وقتی بعد از برجام تعداد توریستها زیاد شد ما دیگر جای خالی در هتلها پیدا نمیکردیم. حرمت الله رفیعی رئیس انجمن دفاتر مسافرتی هم پاسخ داد: رانت زمانی ایجاد میشود که دفاتر گزینشی انتخاب شوند. وقتی به هر وقتی مجوز کار دادیم که در حوزه داخلی و خارجی فعالیت کند نگفتیم به چه کشورهایی مسافر ببرد یا بیاورد. وقتی رانت بوجود بیاید بخشی از پتانسیل ما از بین میرود. وقتی میگویند تنها چند آژانس کار کنند رقابت سالم از بین میرود. چرا دولت باید تعیین کند که چه کسی کجا کار کند؟ در جاهای دیگر این تصمیم گیری برای بخش خصوصی جواب مثبتی نداشته است. ما برای ورود و خروج توریست باید در هر کشوری دفتر مشترک داشته باشیم تا هر دفتری که میخواهد فعالیتی کند از طریق آن دفتر باشد. آن دفتر هم برای همه آژانسهایی است که آمدهاند در آن کشور کار کنند. برخی از دوستان فکر میکنند که این کشورها سهم آنهاست و فقط آنها باید در آن کشور کار کنند در صورتی که نباید این طور باشد.
ایجاد شده: 27/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 29/خرداد/1400 اخبار داخلی
به گزارش سرویس خارجی هتل نیوز، سیانان به مناسبت انتشار کتابی درباره هتلهای ایران به زبان انگلیسی توسط یک گردشگر سوئیسی، به جنبههای متفاوت و کمتر شنیدهشده از ایران پرداخته است. برخی از مردم برای تاریخ به ایران سفر میکنند؛ ۲۴ مکان میراث جهانی یونسکو برای شروع خوب است. دیگران به دنبال فرهنگ و زندگی مردم هستند؛ غذای عالی و مهماننوازی افسانهای که مسافران عادی از آن لذت میبرند، اما برای «توماس وگمن» سفر به ایران کمی متفاوت بوده است. سیانان آمریکا در این گزارش نگاهی داشته به تجربه سفرِ ایرانِ «توماس وگمن»، گردشگری که کتابی درباره هتلهای ایران نوشته است. از نظر او، چشمگیرترین نکته در مورد ایران، هتلهای آن است. البته نه هتلهای بزرگ هفتستاره، بلکه هتل بوتیکهای کوچکی که توسط خانوادهها اداره میشوند، در حالی که کاملاً مدرن و پیشرفته هستند. او میگوید: در ایران یک مشخصه عالی درباره هتل بوتیکها وجود دارد که طراحی معاصر را با میراث ایرانی ترکیب کردهاند و این در حال افزایش است. وگمن متخصص بیمه در سوئیس است که اولین سفرش را به ایران در سال ۲۰۱۹ انجام داد و آنچنان تحت تأثیر این هتلها قرار گرفت که با وجود اینکه تجربه انتشار کتابی را نداشت، تصمیم گرفت کتابی بنویسد. او میگوید: هنگام پرواز از تهران به زوریخ به این فکر کردم آیا کتابی در مورد هتلهای ایران وجود دارد و فهمیدم حتی یک کتاب هم وجود نداد. این درحالی بود که هنگام سفر از ایران و بهویژه هتلهای آن بسیار متعجب و شگفتزده شدم. وگمن پس از سفر به ایران، کتابی درباره ۱۶ هتل، عمدتا هتل بوتیک در شهرهایی از تهران و شیراز تا روستایی در جزیره قشم در جنوب ایران، با عنوان «Persian Nights» نوشته است. سیانان در این گزارش مدعی شده که این نخستین کتاب انگلیسیزبان است که به هتلهای ایران اختصاص یافته است و میگوید به کسانی که این کشور را نمیشناسند نگاه اجمالی از رونق طراحی، فراتر از اماکن تاریخی میدهد. وگمن، نویسنده کتاب «شبهای پارسی» میگوید: به هر کشوری که سفر میکنید متوجه میشوید که واقعیتهایی متفاوت از آنچه میدانید و شنیدهاید، وجود دارد و اگر آن کشور کمی بستهتر باشد و افراد کمتری به آنجا سفر کنند تا عکسها و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، واقعیتها متفاوتتر هم خواهد بود. بنابراین احتمالاً تصور غلط بیشتری درباره ایران نسبت به سایر کشورها وجود دارد. کتاب او - که در آن با یک تیم ایرانی کار کرده است ـ ۱۶ هتل ایرانی را به تصویر میکشد، اگرچه بیشتر آنها ساختمانهای نوسازیشده میراثی هستند، اما با فروشگاه، گالری و حتی رستورانهای گیاهخواری پیوند خوردهاند. او در این کتاب اشاره میکند که بسیاری از بخشها توسط زنان اداره میشوند. در کتاب شبهای پارسی به جزئیات یک هتل بوتیک در شهر اصفهان پرداخته شده که ساختمان آن به اواخر دوره قاجار و قرن نوزدهم تعلق دارد، ساختمانی که طراحی مدرنی دارد و عاری از پلاستیک است و از صابونهای دستساز ارگانیک، غذای گیاهی و حتی دمپاییهای حصیری ساخت هنرمندان جنوب ایران استفاده کرده است. وگمن میگوید: چنین میراث محکمی از گذشته ایران وجود دارد؛ چرا آنها باید بناهای جدید بسازند؟ این (تبدیل ساختمانهای تاریخی به هتل بوتیک) راهی برای نگهداری آنها است. این گردشگر سوئیسی در کتابش فقط به هتل بوتیکها نپرداخته، سراغ مهمانپذیرهای کوچک (بومگردیها) که به مراتب قیمت پایینتری نسبت به هتل بوتیکها دارند هم رفته است. تجربه اقامت در یکی از آنها را که در شهر اصفهان، نزدیک مسجد جامع ـ میراث ثبتشده در یونسکو ـ واقع شده شرح داده است؛ خانهای که توسط یک زوج اداره میشود و گویی قرار است مدتی با آنها زندگی کنید. این زوج جوان حتی کارگاه چاپ پارچهای را اداره میکنند و برای مهمانان دوچرخه دارند. هر چند به اعتقاد نویسنده کتاب «شبهای پارسی» هتلها تنها دلیل سفر به ایران نیستند، اما او معتثد است ایران باید در فهرست بازدید همه گردشگران باشد. او میگوید: ایران یکی از معدود کشورهایی بود که مدتها بود واقعاً به آن علاقه داشتم؛ ایران، ژاپن و پرو. من کشورهایی را دوست دارم که دارای فرهنگ بسیار قوی و باستانی هستند و از لحاظ تاریخی دارای اهمیت هستند. من با چند ایرانی در اروپا ملاقات کردم و آنها همیشه رفتار بسیار دوستانهای داشتهاند. او اولین سفرش را پس از جدا شدن از همسرش انجام داد. میخواست تنها باشد، به جای سفر با یک گروه، راهنما ـ رانندهای را استخدام کرد که هزینه آن در حدود ۱۱۰ دلار در روز بود. وگمن درباره چگونگی پیدا کردن هتلهای محل اقامتش می گوید: رزرو هتلها آسان بود؛ زیرا همه آنها یکدیگر را میشناسند. بسیاری از آنها توصیهشده بودند (که همیشه بهترین هستند)، به علاوه من در اینستاگرام و اینترنت تحقیق کردم و کتابهای راهنمای ایران را خواندم. فقط هتلها نبودند که وگمن را متعجب کردند، به عنوان کسی که درباره تاریخ ایران تحقیق کرده، جنبه مدرن آن نیز غافلگیرکننده بود. او میگوید: من انتظار کشوری سنتیتر را داشتم، اما در این هتلها، کافهها و گالریهایی شبیه اروپا یا آمریکا بود که متعجب شدم. انتظار نداشتم که یک دستگاه قهوهساز Marzocco ایتالیایی یا یک دستگاه برشتهکننده قهوه Probat آلمانی ببینم. به نظر میرسد خلاقیت قوی وجود دارد. متوجه شدم واقعیتهای زیادی وجود دارد و من میخواستم آنچه را که تجربه کردم و لذت بردم نشان دهم. سیانان در گزارشش تاکید دارد وگمن تلاش میکند به این نکته اشاره کند کتابی که نوشته درباره هتلها است، نه سیاست. او میگوید: مطمئنا واقعیتهای بسیار متفاوتی درباره ایران وجود دارد، این کشور عربستان سعودی نیست، کره شمالی هم نیست، اما ایالات متحده و انگلیس هم نیست. وگمن به عنوان یک جهانگرد میگوید: در سفر به ایران بسیار آزاد بودم. احساس میکردم میتوانم هر زمان که بخواهم به همه جا بروم. من با استفاده از Google Maps دیروقت به اقامتگاه میرفتم و همیشه احساس امنیت میکردم. او از معماری مساجد و غذاهای ایرانی لذت میبرد و میگوید: آنها خورشتهای فوقالعاده میپزند و غذاهای گیاهی زیادی دارند، از نظر غذا فرهنگی بسیار غنی دارند. وگمن تحت تاثیر رفتار مردم ایران هم قرار گرفته است و میگوید: من یک سال در برزیل زندگی کردم، بنابراین به فرهنگهای دوستانه و باز عادت کردهام، فکر میکنم ایرانیها دوستانه رفتار میکنند. کتاب «شبهای پارسی» (Persian Nights) پیش از همهگیری ویروس کرونا نوشته شده است، وگمن تصمیم دارد با پایان همهگیری و روشن شدن اوضاع به ایران برگردد و یک رونمایی از کتابش داشته باشد. منبع : ایسنا
ایجاد شده: 22/خرداد/1400 آخرین ویرایش: 22/خرداد/1400 اخبار داخلی