امروزه رشد سريع گردشگری به عنوان يك صنعت سودآور و در عين حال پاک برای هر کشور، تغييرات اجتماعی، اقتصادی و محيطی فراوانی را به دنبال دارد. بررسی اثرات اقتصادی صنعت گردشگری در سطح جهان نشان میدهد که اين صنعت 6.5 تريليون دلار در اقتصاد جهانی، مشارکتی غيرمستقيم داشته و حدود ۲۶۰ ميليون شغل نيز در ارتباط با اين صنعت هستند که حدودا ۱ شغل از هر ۱۲ شغل را شامل میشود. در اين ميان ايران نيز با توجه به پتانسيلهايی نظير موقعيت جغرافيايی، پيشينه فرهنگی، تاريخی، قدرت استراتژيكی منطقهای خود و ... از اين قاعده مستثنی نيست و البته استفاده از فرصتهای موجود، نيازمند مطالعات گستردهای در اين خصوص میباشد. از مهمترين عوامل کلان مؤثر بر جذب گردشگر و توسعه گردشگری داخلی در هر کشور، سياستهای خارجی اتخاذ شده است. گردشگری تأثیر فراوانی در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور میگذارد. گردشگری اشتغال ایجاد میکند، سرمایههای اقتصادی را به جریان میاندازد، امنیت داخلی را افزایش می دهد و به مشروعیت سیاسی در سطح بینالمللی میانجامد. امروزه سفر و گردشگری نه اسباب تفریح و سرگرمی که به تدریج به ابزار شناخت و آگاهی زندگی مردمان، تفاهم با دیگران و فراتر از آن به شناخت جهان پیرامون، حقایق آن و غنای بینش و نگرش آدمیان به مفاهیم زندگیشان تبدیل شده است. ایرانِ امروز، بیش از هر زمان دیگری با دشواری اشتغال دست به گریبان است. بهای روز افزون نفت، اقتصاد کشور را بیش از پیش متکی به خود نموده و سیاستگذاران بیش از هر زمان دیگری به دنبال راهحلهایی خارج از الگوهای پیشین هستند. گردشگری به مثابه یک نظام پیچیده با ابعاد بزرگ میتواند راه برونرفت از این تنگنا باشد و به همین جهت باید آن را از تمامی جنبههای ممکن مورد بررسی و مطالعه قرار داد. از جمله این جوانب مقوله سیاسی و سیاست خارجی دستگاه حاکم بر کشور است. سیاست خارجی یک کشور نقش مهمی در افزایش یا کاهش استقبال گردشگران خارجی در آن کشور ایفا میکند به طوری که یک سخنرانی یا یک حرکت میتواند تاثیر بسزایی بر تمایل گردشگران برای خروج از کشورمان داشته باشد. امروزه با اوجگیری تبلیغات جبهه جهانی از سوی آمریکا، کشورهای عربی مانند عربستان و امارات و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان و اعمال تحریمهای متوالی، سیمای ناپسندی در ذهن گردشگران و توریستهای خارجی از کشورمان به وجود آمده است و همین امر مهمترین نقش را در کاهش تمایل گردشگران به ورود به کشورمان و بازدید از شهرها و اماکن تاریخی آن ایفا مینماید. از طرف دیگر اعمال سیاستها، تصمیمگیریها و سخنرانیهای مغایر با مدیریت جهانی و طبق خواسته دولتمردان، این رکود را تشدید کرده و عواملی مانند احساس ناامنی، ترس از درگیری داخلی، دیدگاهی بد نسبت به ایران و ایرانی را در ذهن گردشگران خارجی ایجاد نموده است. به طور خلاصه از جمله موانع سیاسی گردشگری که با مقوله سیاست خارجی کشورمان در ارتباط میباشد و بر رکود گردشگری در کشورمان موثر است میتوان به موارد زیر اشاره کرد. 1 - سیاستها و سخنرانیهای غیرکارشناسی مسئولان و تاثیر آن بر نهادهای جهانی 2 - جنگ های خاورمیانه و جهتگیری ایران به سوی محور مقاومت و سمتگیری جامعه جهانی در مقابل ایران 3 - ایجاد و حرکت به سوی انزوای ایران در پی تحریمهای دنبالهدار اقتصادی و سیاسی 4 - دامن زدن به تحرکات ضد ایرانی در منطقه به خصوص از ناحیه کشورهای عرب منطقه 5 - شورشهای داخلی محدود در شهرهای کشورمان و نمایش آن در سطح جهانی 6 - تداخل و تقابل نهادها در تصاحب و اداره مراکز و سازمانهای گردشگری 7 - تغییر قوانین و جابجایی تفویض اختیارات میان سازمانهای گردشگری 8 - عدم تبلیغ موثر بخش سیاست خارجی و دیپلماسی کشور در شناساندن گردشگری ایرانی به ملل دیگر 9 - نقش مراکز و سازمانهای خارج از حوزه سیاستگذاری دولت در اداره گردشگری 10 - خلاء نقش و جایگاه گردشگری در توسعه روابط خارجی با دیگر کشورها 11 - گسترش تروریسم و گنجاندن ایران در اذهان جوامع به عنوان کانون حمایت از تروریسم عدم آمادگی مدیریتی و اداری شرکتها و سازمانهای تصمیمگیر علاوه بر مسائل کلان ناشی از سخنرانیها، مواضع سیاسی و فعالیتهای بینالمللی برخی مقامات ایرانی و تاثیرات آنها بر صنعت گردشگری، مشکلات عمدهای که در این رسته از صنعت موجب کاهش رغبت در سرمایهگذاری میشوند نیز شامل برخی موارد میشود. نخستین مورد عدم آمادگی مدیریتی و اداری شرکتها و سازمانهای تصمیمگیر است. در اغلب شرکتها، افرادی با روحیه کارمندی و محافظهکارانه و نه با روحیه توسعهگرایانه و کارآفرین وجود دارند که بیش از آنکه به توسعه بیندیشند و اهل ریسک باشند، بیشتر به روزمرگی و احتیاطهای موهوم متوسل میشوند. ناکارآمدی نظام بانکی و تامین سرمایه در ایران ناشی از تحریم مساله دیگر، مشکلات ناشی از ناکارآمدی نظام بانکی و تامین سرمایه در ایران است. بانکهای ایران در اوضاع کنونی آمادگی حضور و کار در عرصه بینالمللی و حتی جذب اعتبارات سرمایهگذاری خارجی را ندارند. آنها عمدتا با مفاهیم و روشهای نوین سرمایهگذاری آشنا نیستند و در چهل سال گذشته، ممارست و تمرین برای جذب سرمایه خارجی و اجرای پروژههای بزرگ را نداشتهاند. بعد از ارائه مقررات پولشویی در دنیا و گسترش سیستمهای الکترونیکی و سرعتی که در فرآیندهای فرا پست مدرن در بانکداری دنیا بهوجود آمده، بسیاری از مفاهیم، روشها، نظریههاو فرضیهها در ساماندهی و عملیات بانکداری جهان تغییر کرده که متاسفانه نظام بانکی در ایران در این خصوص مطابق آنها رشد نکرده است. از سوی دیگر، سرمایهگذاری در صنعت گردشگری به دلیل ماهیت فرابخشی و وجه خدماتی این صنعت با دیگر صنایع مثل نفت، پتروشیمی و فولاد متفاوت است و نحوه معاملات ارزی و بیزینس پلانها و بیزینس مدلهای خاصی دارد که در رویهها و دیسیپلینهای موجود نظام بانکی ایران مرسوم نیست. نبود راهبرد مشخص دولت مشکل دیگر، نبود راهبرد و برنامه مشخص دولت برای توسعه صنعت گردشگری است. دولت تاکنون راهبرد، برنامه و اولویت مشخصی برای این صنعت نداشته است و با شیوه معمول کنونی نیز اتفاق خاصی روی نخواهد داد. در عین حال، بالا بودن قیمت زمین نیز برای سرمایهگذاری مشکل آفرین شده است. بدون شک قیمت زمین در مقاصد گردشگری بالاست و آماده کردن زمین برای اجرای پروژهها و سرمایهگذاری به ویژه مراحل اخذ پروانه ساخت مجتمعها و هتلها دشوار و زمانبر است. عدم آشنایی اغلب نهادها، سازمانهای نظارتی و بازرسی نسبت به ابعاد پیچیده این صنعت نیز خود بر مشکلات افزوده است. به این ترتیب سرمایهگذاری خارجی و داخلی با همه جذابیت و استقبالی که برای توسعه گردشگری ایران داشته و دارد، دچار مشکلات عدیده میشود. عدم توجه به سیاست گذاری منطقهای در گردشگری حضور موفق در بازار جهانی گردشگری نیازمند همکاری منطقهای و بین منطقهای است. مناطق گوناگون آسیا در تعامل سازنده میتوانند سهم و نقش مناطق و کشورهای قاره کهن را در گردشگری افزایش دهند. این عامل علاوه بر گسترش دامنه جذب گردشگر فرهنگی به پاسداشت میراث مشترک و یادآوری خاستگاه این مواریث، کمک میکند. گردشگری میتواند به تعمیق طرحهای همگرایی منطقهای یاری رساند و در مقابل، همکاری و همگرایی منطقهای فرصتی پیش روی توسعه گردشگری است زیرا همانگونه که در عرصه اقتصادی گام نخست در همگرایی منطقهای، افزایش تعاملات درون منطقهای است در عرصه گردشگری نیز باید روی بازارهای منطقهای حساب ویژه باز کرد. همانگونه که مطالعات گروه پرینستون به مدیریت کارل دویج در دهه پنجاه میلادی نشان داد، برای تعمیق برنامههای همگرایی منطقهای باید به قاعده هرم همگرایی یعنی تعاملات شهروندان واحدهای ملی حاضر در منطقه مورد نظر، توجه نمود تا پایههای این حرکت محکم و استوار گردد. گردشگری این ظرفیت را دارد و در صورت تعریف دقیق سیاست ملی، میتواند در خدمت این هدف بزرگ قرار گیرد. گردشگری از حوزههایی است که امکان تعریف سیاست منطقهای برای آن وجود دارد و کشورهای منطقه حساسیت کمتری نسبت به آن دارند و با توجه به اولویت گردشگری پایدار و حفظ منابع محیط زیست و سرمایههای انسانی که مستلزم تعامل فراملی است، امکان حصول بیشتر دارد. علاوه بر آن با توجه به رابطه گردشگری و محیط زیست و تاکید بر گردشگری پایدار که در متن توسعه پایدار تعریف میشود، برای تحقق این امر همکاریهای منطقهای و بین المللی الزامی است و تغییرات آب و هوایی در دهههای اخیر نیز این تعامل را بیش از پیش ضروری کرده است. با توجه به جایگاه فرهنگی ایران و میراث مشترک کشورهای پیرامون ایران، باید در سیاستگذاری گردشگری علاوه بر سطح ملی به سطح منطقهای نیز توجه شود. مهران امیرحسینی - مدیر هتل جهانگردی شمشک
ایجاد شده: 14/آبان/1398 آخرین ویرایش: 14/آبان/1398 مقالات و یادداشت ها
نوروز، جشن تاریخی ایرانیان دیگر مربوط به یک کشور نیست. متعلق به همه جهانیان است. اگر چه خاستگاه آن از ایران است اما اکنون بیش از 300 میلیون نفر در جهان این جشن را گرامی میدارند. در بسیاری از متنهای کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متنها، کیومرث به عنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است. برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. این روایتها بیانگر آن است که رواج نوروز در ایران به سال ۵۳۸ ( قبل از میلاد ) یعنی زمان حمله کوروش بزرگ به بابل باز میگردد. همچنین در برخی از روایتها از زرتشت به عنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است. منطقهای که در آن جشن نوروز برگزار میگردید، امروزه شامل چند کشور میشود که همچنان در این کشورها جشن گرفته میشود. برخی از آئینهای نوروز در این کشورها با هم متفاوتند. برای نمونه در افغانستان سفره هفتمیوه میچینند اما در ایران سفره هفتسین میاندازند. شباهت و نزدیکی آئینهای نوروزی در جمهوری آذربایجان به آئینهای نوروز ایران بیش از دیگر کشورهاست. جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی ( ترکستان چین )، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل میشود. اما امروز با ثبت جهانی نوروز در آثار ناملموس یونسکو، گستره گرامیداشت این جشن، جهانی است و به نوعی تمام مردم جهان در این جشن سه هزار ساله سهیم هستند. نوروز یکبار در سال 88 با حضور هفت کشور و پس از آن در سال 95 با افزایش اعضا و رسیدن به 12 کشور در یونسکو به ثبت جهانی رسید و پس از آن همه ساله در مقر سازمان ملل، نوروز جشن گرفته میشود. درست است که دیگر نوروز به یک ملت و یک کشور متعلق نیست اما نباید فراموش کرد که محوریت ثبت پرونده جهانی نوروز با ایران است. اما ایران از نوروز چگونه بهرهبرداری فرهنگی و اقتصادی کرده است؟ به زعم بسیاری از فعالان گردشگری در کشور از زمانی که نوروز به ثبت جهانی رسیده است بسیاری از علاقهمندان به فرهنگ و تاریخ ایران متمایل به دیدار از آئینهای نوروزی، خواستار حضور در این ایام در ایران هستند اما به دلیل افزایش سفرهای داخلی و آماده نبودن بسیاری از زیرساختهای گردشگری، نمیتوان از آنها به خوبی میزبانی کرد. اما آنچه که مهمتر از آماده نبودن زیرساختهای گردشگری به چشم میآید این است که نوروز، جشنی خانوادگی است و کمتر به صورت جشنهای عمومی و کارناوالهای شادی و هنری در معابر به صورت برنامهریزی شده و هدفمندبرای جذب گردشگران خارجی برگزار میشود. هر چند مدتی است که برخی ازشهرداریها و سازمان گردشگری استانها برای ایجاد نشاط و طراوات در سطح جامعه در صدد برگزاری نمایشگاهها و جشنوارههای فرهنگی و هنری بوده و یا با ایجاد نوروزگاهها در مبادی ورودی و خروجی شهرها تلاش مینمایند تا اوقات فراغت، شادی و نشاط در جامعه را برای هموطنان به ارمغان آورند و برای مخاطبان خارجی خود نیز برگزاری این جشن جهانی را به رخ بکشند که درجای خود ستودنی است ولیکن قابل پیشبینی و برنامهریزی بلند مدت برای معرفی و اطلاعرسانی نیست. به طور معمول، برنامههای این نوروزگاهها که عمدتا رایگان است از قصهگویی و بازگویی ریشه تاریخی نوروز گرفته تا برگزاری جنگهای شادی، موسیقی، مسابقه، پهن کردن سفرههای هفت سین در مراکز عمومی به ویژه هتلها و مراکز تفریحی همزمان با نوروز، آغازگر رستاخیز طبیعت، رویش و زایش باغ و بوستان در سراسر کشورمان ایران میباشد ولی نباید فراموش کرد که این رویداد تاریخی و جهانی ظرفیتی کمنظیر برای گردشگری در کلیه شهرهای میهن عزیزمان محسوب میگردد که نیازمند برنامههای موثر و بلندمدت است. دکتر حسن تقیزاده انصاری - مدیرعامل شرکت هلدینگ گردشگری مارکوپولو
ایجاد شده: 27/اسفند/1397 آخرین ویرایش: 27/اسفند/1397 مقالات و یادداشت ها
نیروی انسانی شاغل در گردشگری از مهمترین منابع این عرصه به شمار میآید و همچنین در زمره سرمایههای اصلی و زیربنایی برای موفقیت کسب و کار در بخشهای مختلف عرضه ( در صنعت گردشگری ) میگنجد. در حقیقت میتوان ادعا کرد، موفقیت یا شکست هر سازمان گردشگری، وابسته و متاثر از کارکرد و عملکرد صحیح کارمندان شاغل در آن است. سازمانهای گردشگری متشکل از منابع انسانی و متخصصانی هستند که وظایف و کارکردهای مشترکی برای هر کدام از آنها وجود دارد. روشها و راهکارهای جذب متقاضیان کار و گزینش بهترین فرد از میان انبوه متقاضیان در کنار آمادهسازی نیروهای تازه وارد و هم تراز شدن آنها با کارکنان باتجربه و فرصتسازی برای ارتقای شغلی، ترفیع و جبران خدمات از کارکردهای مدیریتی منابع انسانی به شمار میآید. محصولات در صنعت گردشگری از اجزای مختلفی تشکیل شدهاند که تلفیق این اجزا در نهایت خالق تجارب شیرین یا تلخ در مواجهه گردشگران با خدمات ارائه شده است. در واقع در هر مرحله از خدماترسانی گردشگری، مولفههایی وجود دارد که نوعی تجربه را برای مخاطب خود رقم میزند که میتواند گردشگر را ترغیب به سفر مجدد به همان مقصد کند. توسعه صنعت گردشگری به خصوص در فضاهای رقابتی و تداوم شکوفایی مقاصد در گرو رضایتمندی مسافران و گردشگران و رضایت آنها نیز منوط به ارائه خدمات با کیفیت و متنوع است. نظر به اینکه مهارتهای شغلی در صنعت گردشگری، بخشی از محصول به شمار میرود، مسلما خلق تجربه ماندگار، مستلزم کارکرد صحیح نیروهای آموزشدیده و حرفهای شاغل در این صنعت است. مشاغلی که عملکرد صحیح و مناسب آنها برای موفقیت سازمانهای گردشگری، حیاتی و حائز اهمیت بوده و بهرهگیری از نیروهای ماهر و آموزش دیده در پستهای مذکور، میتواند یکی از مزیتهای رقابتی مقاصد گردشگری به حساب آید. بر اساس اهداف پیشبینی شده شورای جهانی گردشگری پایدار، مفهوم "کارایی پایدار" در صورتی محقق خواهد شد که افراد شاغل بتوانند اقتصاد محلی را تحت تاثیر خود قرار دهند که این امر نیازمند آموزش صحیح، خلاقانه و کاربردی به منظور آمادهسازی کارکنان در خصوص ارائه صحیح و متناسب خدمات است. نکتهای که شاید از آن بتوان به عنوان چالش اصلی نام برد، یافتن افراد مناسب با تمامی مهارتهای مورد نیاز برای انجام فعالیتهای مختلف گردشگری است. به همین دلیل است که ارائه آموز، خدمات با کیفیت بالا و افزایش کارکنان محلی به منظور واجد شرایط بودن آنها و همسانسازی عملکردشان با نیروهای باتجربه و سابقه طولانی از نقش و اهمیت فراوانی برخوردار بوده و متناسبسازی آنها با این ویژگیها، کلیدی و حیاتی قلمداد میشود. به همین منظور اولین گام در آموزش خدمات گردشگری، ارزیابی نیازهای شغلی نیروی کار است. دانشگاهها و موسسات مختلف آموزشی در این زمینه وجود دارند که کارفرمایان میتوانند نیروی مورد نیاز خود را از میان فراگیران شاغل به تحصیل یا دانشآموختگان آن، استخدام و بکارگیری کنند یا نیروهای فعلی خود را برای تکمیل دانش و مهارت به آن موسسات بفرستند. مدیران و کارفرمایان بنگاههای مختلف کسب و کار گردشگری میتوانند کارکنان خود را در خصوص چگونگی ارزیابی خدمات گردشگری نیز آموزش دهند. این امر باعث تشویق آنها به ایجاد خلاقیت در تولید محصولات و ارائه خدمات گردشگری مرتبط با شغلشان خواهد شد. به عنوان نمونه اگر یک راهنمای تور شاغل در آژانس مسافرتی بکوشد که رابطه خوبی با ساکنان محلی ایجاد کند از این طریق میتواند مسیرهای جدید توریستی را کشف کند و با ایجاد خلاقیت در ارائه بستههای مختلف و متنوع ضمن افزایش سطح درآمد آژانسهای مسافرتی، باعث رضایت بیشتر و خلق تجربیات شیرین برای مسافران و گردشگران شود. توسعه گردشگری پایدار مستلزم برنامهریزی صحیح برای بکارگیری مهارتهای برنامهریزی کسب و کار است که از آن جمله میتوان به کسب توانایی راهبردی اشاره کرد. این ظرفیت، اقتصاد، محیط زیست و توسعه اجتماعی و فرهنگی را متعادل میسازد. همچنین مدیران کسب و کارهای گردشگری باید بدانند که چگونه ضمن استفاده از منابع طبیعی برای کسب سود، از آنها نیز محافظت کنند. این امر نیازمند شناخت صحیح از ویژگیهای مختلف آن مقصد و آموزش صحیح به کارکنان و بکارگیری نیروهای آموزشدیده و ایجاد روحیه مسئولیتپذیری به منظور اجرای درست و خلاقانه وظایف است. امیرکلالی - سرپرست دفتر مطالعات و آموزش گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی
ایجاد شده: 15/اسفند/1397 آخرین ویرایش: 15/اسفند/1397 مقالات و یادداشت ها