✍🏻 به قلم | مهدی حسینی شاید در نگاه اول، این جمله پارادوکس به نظر برسد؛ اما یکی از بالاترین سطوح رهبری، جایی است که حضور شما دیگر پیششرط عملکرد خوب تیم نباشد. در صنعت هتلداری، یک مدیر موفق کسی نیست که در تمام ساعات شیفت حضور داشته باشد، همه تصمیمها را خودش بگیرد و برای حل کوچکترین مسئله، آخرین مرجع سازمان باشد. مدیر موفق کسی است که تیمی ساخته باشد که در نبود او هم استانداردها حفظ شوند. مهمان نباید بداند امروز مدیر هتل حضور دارد یا نه. نباید کیفیت خدمات، سرعت پاسخگویی، نحوه مواجهه با شکایت یا حتی گرمای یک خوشامدگویی، به حضور یک فرد وابسته باشد. این همان نقطهای است که «مدیریت» به «رهبری» تبدیل میشود. رهبری یعنی: استاندارد بسازید، نه وابستگی. آدمها را توانمند کنید، نه مطیع. اختیار بدهید، اما پاسخگویی را هم مطالبه کنید. تصمیمگیر بسازید، نه اجراکننده صرف. در یک هتل حرفهای، اگر مدیر در دفترش نباشد، سرپرست باید بتواند تصمیم بگیرد. اگر سرپرست نباشد، کارشناس باید منطق تصمیم را بداند. و اگر مدیر ارشد چند روز در سازمان حضور نداشته باشد، باید مطمئن باشد که فرهنگ سازمان همچنان در حال اجراست. چرا؟ چون فرهنگ واقعی سازمان، آن چیزی نیست که مدیران در جلسات میگویند؛ آن چیزی است که کارکنان وقتی مدیر حضور ندارد، انجام میدهند. شاید بهترین معیار برای سنجش یک رهبر این نباشد که: «وقتی هست، تیم چقدر خوب عمل میکند؟» بلکه این باشد که: «وقتی نیست، تیم چقدر خوب تصمیم میگیرد؟» در نهایت، رهبر بزرگ کسی نیست که سازمان را به حضور خودش گره بزند. رهبر بزرگ کسی است که آنقدر آدمهای درست را رشد داده، آنقدر اعتماد ساخته و آنقدر فرهنگ قدرتمندی ایجاد کرده که یک روز بتواند چند قدم عقبتر بایستد و با اطمینان ببیند: سازمان بدون من هم درست کار میکند. و شاید آن روز، دقیقاً روزی باشد که بفهمیم رهبری واقعی را یاد گرفتهایم. بهترین رهبران، همیشه در مرکز صحنه نیستند؛ گاهی هنرشان این است که صحنه را آنقدر خوب ساختهاند که دیگر نیازی نیست خودشان در مرکز آن باشند.
ایجاد شده: امروز آخرین ویرایش: امروز مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ هیئت وزیران با تصویب آییننامهای جدید، دورکاری حداقل دو روز در هفته را برای کارمندان دولت در نظر گرفته است. این تصمیم برای کارکنانی که میتوانند وظایف خود را بهصورت غیرحضوری انجام دهند، اعمال میشود. این مصوبه به دستگاههای اجرایی اجازه میدهد که کارکنان را به دورکاری تشویق کنند. طبق این مصوبه، دستگاههای اجرایی موظفاند کارکنانی را که قادر به انجام فعالیتهای خود بهصورت دورکاری هستند، حداقل دو روز در هفته به دورکاری اختصاص دهند. این اقدام به کاهش ترافیک و بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان کمک میکند. علاوه بر این، دستگاههای اجرایی باید یک روز در هفته را بهعنوان «روز بدون خودروی شخصی» تعیین کنند. هدف از این تصمیم، تشویق کارکنان به استفاده از روشهای جایگزین رفتوآمد مانند حملونقل عمومی است. همچنین، برای کارکنانی که از وسایل نقلیه عمومی استفاده میکنند، کمکهزینه ماهانه رفتوآمد در نظر گرفته شده است.
ایجاد شده: دیروز آخرین ویرایش: دیروز اخبار داخلی
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر سرویس حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا صنعت هتلداری همواره با تغییر رفتار مسافران، پیشرفت فناوری و تحول در سبک زندگی انسانها روبهرو بوده است. زمانی وبسایتها و سیستمهای رزرو آنلاین، چهره بازار اقامت را تغییر دادند و پس از آن، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال به بخش جداییناپذیر ارتباط هتلها با مهمانان تبدیل شدند. اکنون متاورس و واقعیت مجازی، افق تازهای را پیش روی صنعت هتلداری گشودهاند؛ افقی که در آن تجربه مهمان میتواند پیش از سفر آغاز شود و حتی پس از پایان اقامت نیز ادامه پیدا کند. واقعیت مجازی با ایجاد محیطی سهبعدی و تعاملی، این امکان را فراهم میکند که کاربر بدون حضور فیزیکی، فضای یک هتل، اتاقها، رستوران، سالن همایش، استخر یا سایر امکانات مجموعه را مشاهده و تجربه کند. این فناوری میتواند تصمیمگیری مسافر را آسانتر کند؛ زیرا تصاویر ثابت و توضیحات متنی همیشه نمیتوانند تصویری دقیق از کیفیت و حالوهوای یک هتل ارائه دهند. اما تور مجازی به مهمان اجازه میدهد پیش از رزرو، در فضا حرکت کند و انتخاب آگاهانهتری داشته باشد. برای بسیاری از مسافران، بهویژه گردشگران بینالمللی، خانوادهها و برگزارکنندگان رویدادها، شناخت دقیق فضای هتل اهمیت زیادی دارد. یک شرکت میتواند سالن همایش را بهصورت مجازی بررسی کند، یک خانواده میتواند چیدمان اتاق و امکانات مناسب کودکان را ببیند و یک مسافر میتواند فاصله اتاق تا رستوران یا چشمانداز پنجره را پیش از سفر ارزیابی کند. این شفافیت، احتمال نارضایتی و فاصله میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی را کاهش میدهد. متاورس تنها به نمایش مجازی اتاقها محدود نمیشود. هتلها میتوانند در فضاهای دیجیتال، شعبه یا محیطی مجازی ایجاد کنند که کاربران در آن با برند، خدمات و هویت مجموعه آشنا شوند. در چنین محیطی، مهمان میتواند با یک راهنمای مجازی گفتوگو کند، درباره مقصد اطلاعات بگیرد، خدمات مختلف را بشناسد، اتاق خود را انتخاب کند یا حتی پیش از ورود، برنامه اقامت خود را طراحی کند. این تجربه اگر با خلاقیت و شناخت درست نیازهای مخاطب همراه باشد، میتواند ارتباط میان برند و مهمان را عمیقتر کند. یکی از مهمترین فرصتهای متاورس برای صنعت هتلداری، بازاریابی تجربهمحور است. تبلیغات سنتی معمولاً درباره ویژگیهای یک هتل صحبت میکنند، اما فناوریهای غوطهورکننده اجازه میدهند مخاطب بخشی از تجربه را پیشاپیش احساس کند. برای مثال، یک هتل ساحلی میتواند فضای طلوع خورشید، صدای امواج و امکانات تفریحی خود را در قالب تجربهای مجازی به نمایش بگذارد. هتلهای تاریخی نیز میتوانند با بازسازی دیجیتال بنا، داستان معماری و فرهنگ مقصد را برای مخاطبان روایت کنند. واقعیت مجازی همچنین در آموزش کارکنان کاربرد فراوانی دارد. کارکنان هتل میتوانند در محیطی شبیهسازیشده، موقعیتهای مختلف را تمرین کنند؛ از نحوه پذیرش مهمان و پاسخگویی به شکایت گرفته تا مدیریت شرایط اضطراری، تخلیه ساختمان و مواجهه با موقعیتهای پیشبینینشده. این آموزشها بدون ایجاد فشار بر عملیات واقعی هتل انجام میشوند و به کارکنان اجازه میدهند پیش از مواجهه با یک موقعیت واقعی، واکنش مناسب را تمرین کنند. در بخش طراحی و مدیریت نیز این فناوری میتواند به تصمیمگیری بهتر کمک کند. مدیران و سرمایهگذاران میتوانند پیش از ساخت یا بازطراحی یک مجموعه، فضای پیشنهادی را بهصورت مجازی بررسی کنند. چیدمان اتاقها، مسیر حرکت مهمان، نورپردازی، دسترسیها و حتی حس کلی فضا را میتوان پیش از اجرای نهایی ارزیابی کرد. این امر احتمال خطا و هزینههای اصلاحی را کاهش میدهد و امکان مشارکت بیشتر ذینفعان در فرایند طراحی را فراهم میسازد. از سوی دیگر، متاورس میتواند نقش هتلها را از محل اقامت به مرکز تجربه و تعامل تبدیل کند. در آینده، یک هتل ممکن است علاوه بر ارائه اتاق و خدمات رفاهی، میزبان رویدادهای مجازی، نمایشگاههای دیجیتال، نشستهای بینالمللی و برنامههای فرهنگی باشد. افرادی که امکان سفر ندارند، میتوانند از طریق آواتار یا ابزارهای واقعیت مجازی در این رویدادها شرکت کنند. به این ترتیب، هتل میتواند مخاطبانی فراتر از مهمانان حاضر در ساختمان خود جذب کند. این فناوری در حوزه گردشگری مقصد نیز فرصتهای ارزشمندی ایجاد میکند. هتلها میتوانند پیش از ورود مسافر، جاذبههای اطراف، مسیرهای گردشگری، موزهها، بازارهای محلی و تجربههای فرهنگی را به شکل مجازی معرفی کنند. چنین رویکردی هم به فروش خدمات جانبی کمک میکند و هم ارتباط هتل را با اقتصاد و هویت مقصد افزایش میدهد. هتل در این حالت تنها محل خواب و اقامت نیست، بلکه به دروازهای برای کشف فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی مقصد تبدیل میشود. با وجود این فرصتها، نباید متاورس و واقعیت مجازی را جایگزین کامل مهماننوازی واقعی دانست. اساس صنعت هتلداری همچنان بر ارتباط انسانی، آرامش، امنیت، پاکیزگی و کیفیت خدمات استوار است. هیچ تجربه مجازی نمیتواند بهطور کامل جایگزین اقامت در یک اتاق واقعی، گفتوگو با کارکنان، چشیدن غذای محلی یا تماشای یک منظره از نزدیک شود. فناوری باید در خدمت تجربه انسانی قرار گیرد، نه اینکه آن را حذف کند. هزینه راهاندازی، نیاز به زیرساخت فنی، دسترسی محدود برخی مخاطبان به تجهیزات واقعیت مجازی، پیچیدگی تولید محتوای سهبعدی و مسائل مربوط به حریم خصوصی، از جمله چالشهای این مسیر هستند. همچنین، اگر محتوای مجازی با تجربه واقعی هتل همخوان نباشد، میتواند موجب افزایش انتظار و در نهایت نارضایتی مهمان شود. بنابراین، استفاده از این فناوری نیازمند صداقت، برنامهریزی و هماهنگی میان وعدههای دیجیتال و کیفیت واقعی خدمات است. برای هتلهای ایران نیز این حوزه میتواند فرصت قابلتوجهی ایجاد کند. معرفی مجازی هتلهای تاریخی، تجربه دیجیتال بناهای فرهنگی، نمایش جاذبههای طبیعی، جذب گردشگران خارجی و برگزاری رویدادهای بینالمللی، تنها بخشی از ظرفیتهای پیشروست. با این حال، موفقیت در این مسیر به تولید محتوای باکیفیت، توجه به زبانها و فرهنگهای مختلف، آموزش نیروی انسانی و ایجاد همکاری میان هتلها، شرکتهای فناوری و نهادهای گردشگری نیاز دارد. آینده صنعت هتلداری احتمالاً ترکیبی از حضور فیزیکی و تجربه دیجیتال خواهد بود. مهمان ممکن است سفر خود را با یک بازدید مجازی آغاز کند، اتاقش را در فضای سهبعدی انتخاب کند، از طریق یک دستیار هوشمند برنامه اقامتش را تنظیم کند و پس از بازگشت نیز در رویدادهای مجازی هتل شرکت داشته باشد. در این میان، هتلهایی موفقتر خواهند بود که فناوری را نه بهعنوان یک نمایش تجملی، بلکه بهعنوان ابزاری برای شناخت بهتر مهمان، شخصیسازی خدمات و خلق ارزش به کار گیرند.
ایجاد شده: پنج روز قبل آخرین ویرایش: پنج روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ سفارت ایران در پکن به عنوان میزبان نشست تخصصی ارتقای همکاریهای گردشگری ایران و چین عمل کرد. این نشست در عصر جمعه ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵ برگزار شد. سفیر ایران در چین بر اهمیت فراهمکردن زمینه همکاریهای آینده تأکید کرد. او به ضرورت سازماندهی بهتر روابط گردشگری اشاره کرد و بر آمادگی برای رفع موانع تأکید نمود. نماینده وزارت میراثفرهنگی نیز نظرات سیدرضا صالحی امیری، وزیر میراثفرهنگی، را مطرح کرد. او بیان کرد که چین باید به یکی از مهمترین شرکای گردشگری ایران تبدیل شود. این هدف بدون همکاری مستقیم آژانسها و توراپراتورهای دو کشور قابل تحقق نیست. او همچنین ایران را به عنوان مقصدی اصیل و پر تجربه برای گردشگران چینی معرفی کرد. به همین منظور، پنج پیشنهاد مشخص برای آغاز مرحله عملیاتی ارائه داد. این پیشنهادات شامل تشکیل فوری میز مشترک آژانسها و توراپراتورهای ایران و چین بود. طراحی و عرضه حداقل سه بسته اختصاصی برای بازار چین نیز از دیگر پیشنهادات بود. برگزاری تور آشناسازی ایران برای مدیران آژانسها و خبرنگاران چینی از دیگر برنامههاست. همچنین، توسعه خدمات لازم برای گردشگران چینی از جمله راهنمای چینیزبان و خدمات پرداخت در نظر گرفته شده است. در نهایت، تعیین هدف کمّی و جدول زمانی مشخص برای اعزام گردشگران نیز جزء این پیشنهادات بود.
ایجاد شده: 25/مهر/1405 آخرین ویرایش: 25/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 به قلم مهدی حسینی یکی از خطاهای رایج در ادبیات گردشگری و خدمات در ایران، استفاده از «هتلداری»، «مهماننوازی» و Hospitality بهعنوان واژههایی هممعناست. این درهمآمیختگی صرفاً یک مسئله زبانی نیست؛ بلکه حاصل تفکیک نکردن یک مفهوم فرهنگی از یک حوزه اقتصادی و یک رشته تخصصی است. مهمان نوازی Hospitality در معنای لغوی، به رابطه میان میزبان و مهمان و نحوه پذیرش و پذیرایی از او اشاره دارد. «مهماننوازی» در فارسی نیز دقیقاً به همین لایه معنایی نزدیک است: رفتار، منش و کیفیت مواجهه با مهمان. از این منظر، Hospitality و «مهماننوازی» را میتوان معادل یکدیگر دانست. اما Hospitality در زبان تخصصی کسبوکار معنای دیگری نیز پیدا کرده است. این واژه نام حوزهای اقتصادی است که فعالیتهایی چون اقامت، غذا و نوشیدنی، رویداد، تفریح و سایر خدمات مبتنی بر تجربه مهمان را دربرمیگیرد. در این کاربرد، ترجمه Hospitality به «مهماننوازی» اگرچه از نظر لغوی قابل فهم است، اما از نظر مفهومی ناقص است؛ زیرا «مهماننوازی» در فارسی نام یک صنعت نیست. همینجا مرز میان Hospitality و هتلداری روشن میشود. مدیریت هتل (Hotel Management) ناظر بر مدیریت و بهرهبرداری از هتل و واحدهای اقامتی است؛ از عملیات اتاق و پذیرش تا درآمد، فروش، بازاریابی، غذا و نوشیدنی و مدیریت تجربه مهمان. Hospitality Management دامنه وسیعتری دارد و هتل تنها یکی از بخشهای آن محسوب میشود. رستورانها، مراکز تفریحی، رویدادها و طیفی از کسبوکارهای خدماتی نیز در این حوزه قرار میگیرند. در نتیجه، نسبت این دو را نمیتوان معکوس کرد: هتلداری بخشی از Hospitality است، نه مترادف آن. از سوی دیگر، «مهماننوازی» حتی از این مرزبندی صنعتی نیز فراتر میرود. مهماننوازی لزوماً تجاری نیست. پذیرایی از یک مهمان در خانه، رفتاری مهماننوازانه است، اما فعالیتی در صنعت Hospitality محسوب نمیشود. بنابراین «مهماننوازی» را باید یک مفهوم رفتاری و فرهنگی دانست که میتواند در هتل، رستوران، هواپیما، رویداد، خانه یا هر موقعیت دیگری تحقق پیدا کند. این نکته درباره «مهمانداری» نیز اهمیت دارد. Flight Attendant، مدیر رستوران، مدیر هتل و برگزارکننده رویداد ممکن است همگی در تجربه مهمان نقش داشته باشند، اما این اشتراک، آنها را صاحب یک حرفه واحد نمیکند. «مهمانداری» نیز با «هتلداری» مترادف نیست و هر دو را نمیتوان بدون واسطه معادل Hospitality دانست. مسئله ترجمه نیز از همینجا پیچیده میشود. برای Hospitality در معنای رفتاری، «مهماننوازی» ترجمهای دقیق و طبیعی است؛ اما برای Hospitality Industry یا Hospitality Management، این معادل به تنهایی پاسخگو نیست. حتی در واژهگزینی رسمی فارسی، برای Hospitality Trade اصطلاح «تجارت مهمانیاری» به کار رفته است؛ تمایزی که نشان میدهد «مهماننوازی» و فعالیت اقتصادی سازمانیافته حول مهمان، الزاماً یک مفهوم نیستند. از این منظر، معادلسازی واژهها باید تابع «بافت» باشد، نه صرفاً فرهنگ لغت. Hospitality در یک متن فرهنگی میتواند «مهماننوازی» باشد؛ در متن مدیریتی ممکن است به «مدیریت خدمات مهمانمحور» یا حوزه Hospitality اشاره کند؛ و Hotel Management مشخصاً «مدیریت هتل» یا «هتلداری» است. در مورد شکل نوشتاری نیز «مهماننوازی» و «میهماننوازی» هر دو در فارسی سابقه دارند، اما «مهماننوازی» صورت رایج و مناسبتری برای کاربرد حرفهای و رسانهای امروز است. مسئله اصلی، در نهایت، انتخاب یک معادل فارسی برای Hospitality نیست؛ تفکیک سه مفهوم است که در فارسی بهاشتباه در یکدیگر ادغام شدهاند: مهماننوازی، یک کیفیت رفتاری و فرهنگی است؛ Hospitality در کاربرد صنعتی، یک حوزه اقتصادی و خدماتی است؛ و هتلداری، یکی از تخصصهای این حوزه است. نادیده گرفتن این تمایز، فقط به آشفتگی واژگانی منجر نمیشود. وقتی مرز یک صنعت، یک حرفه و یک مفهوم فرهنگی روشن نباشد، تعریف رشتههای دانشگاهی، عنوان مشاغل، ساختار آموزش و حتی سیاستگذاری نیز بر مبنای مفاهیم مبهم شکل میگیرد. در صنعت گردشگری، دقت در واژهها تجمل زبانی نیست؛ پیششرط دقت در تعریف خود صنعت است.
ایجاد شده: 24/مهر/1405 آخرین ویرایش: 24/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ گروه موسیقی پالت با انتشار یک بیانیه، انصراف خود از برگزاری کنسرتها در ایران را اعلام کرد. این تصمیم به دلیل محدودیتهای اعمالشده برای حضور یکی از اعضای زن گروه اتخاذ شده است. اعضای این گروه هفتنفره در تاریخ ۲۱ مهرماه، بیانیهای را در حسابهای اینستاگرامی امید نعمتی و دو عضو دیگر منتشر کردند. آنها بیان کردند که پس از سالها برنامهریزی برای برگزاری کنسرت در شهرهای مختلف ایران، بدون حضور یکی از اعضا این برنامه را نمیپذیرند. در این بیانیه تأکید شده است که اجرای پالت تنها با حضور تمامی اعضای گروه امکانپذیر است. تا زمانی که شرایط لازم برای حضور همه اعضا فراهم نشود، برنامهای برای بازگشت به صحنه نخواهند داشت.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 22/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻به قلم | علی خلف در میان تمرکز سرمایهگذاریها در کلانشهرها، بسیاری از شهرهای کوچک ایران از ظرفیتهایی برخوردارند که کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ ظرفیتهایی که در صورت بهرهبرداری صحیح، میتوانند آینده اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دگرگون کنند. گردشگری یکی از مهمترین این فرصتهاست؛ فرصتی برای ایجاد اشتغال، حفظ هویت بومی و مقابله با رکود اقتصادی و مهاجرت جوانان. طبیعت بکر، بناهای تاریخی، آیینهای محلی، صنایعدستی و سبک زندگی اصیل، سرمایههای ارزشمندی هستند که میتوانند به مزیت رقابتی شهرهای کوچک تبدیل شوند. با این حال، برخورداری از جاذبه بهتنهایی ضامن توسعه نیست. مسئله اصلی بسیاری از شهرهای کوچک، فقدان جاذبه نیست؛ بلکه ناتوانی در بالفعل کردن ظرفیتهای بالقوه، به دلیل ناآگاهی یا سوءمدیریت است. گردشگری زمانی به موتور محرک اقتصاد محلی تبدیل میشود که از فعالیتی مقطعی و پراکنده فراتر برود و به زنجیرهای از فرصتهای اقتصادی پیوند بخورد. حضور گردشگران میتواند به رونق اقامتگاههای بومی، رستورانها، حملونقل، صنایعدستی و فروش محصولات محلی بیانجامد و درآمد را در بخشهای مختلف جامعه توزیع کند. اهمیت این موضوع در مواجهه با مهاجرت جوانان دوچندان است. گردشگری، با ایجاد فرصتهای شغلی و حمایت از کسبوکارهای محلی، میتواند مسیری برای ماندگاری جمعیت جوان و ساختن آیندهای اقتصادی در زادگاهشان فراهم کند. البته توسعه این صنعت بدون زیرساخت مناسب، مدیریت کارآمد، معرفی حرفهای مقصد و مشارکت مردم محلی امکانپذیر نیست. همچنین حفاظت از محیطزیست، منابع آب و میراث تاریخی باید در اولویت باشد؛ چراکه هدف، جذب گردشگر به هر قیمت نیست، بلکه ایجاد تعادلی پایدار میان منافع اقتصادی و کیفیت زندگی ساکنان است. در این مسیر، دستگاههای متولی گردشگری و بخش خصوصی وظیفه دارند ظرفیتهای هر منطقه را شناسایی و برای بهرهبرداری از آنها برنامهریزی کنند. گاهی احیای یک بافت تاریخی، ساماندهی یک مسیر گردشگری یا معرفی درست یک آیین بومی، میتواند نقطه آغاز تحولی بزرگ باشد؛ تحولی که لزوماً به سرمایهگذاریهای عظیم نیاز ندارد، بلکه بیش از هر چیز به شناخت ظرفیتها و مدیریت صحیح آنها وابسته است. نجات شهرهای کوچک، پیش از هر چیز، به تغییر نگاه ما به داشتههای آنها نیاز دارد. گردشگری راهحلی فوری برای تمام مشکلات اقتصادی نیست، اما اگر با برنامهریزی، سرمایهگذاری هدفمند و مشارکت مردم همراه شود، میتواند یکی از مؤثرترین مسیرهای توسعه متوازن کشور باشد؛ مسیری که شهرهای کوچک را از حاشیه اقتصاد ایران به متن فرصتهای توسعه بازمیگرداند.
ایجاد شده: 22/مهر/1405 آخرین ویرایش: 22/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا 📌چرا سیستم نظارت تصویری باید در کنار سایر زیرساختهای حیاتی هتل، جدی گرفته شود؟ در صنعت هتلداری، امنیت مهمانان و کارکنان، حفاظت از داراییها و استمرار فعالیتهای عملیاتی، از مهمترین مسئولیتهای مدیریت هتل به شمار میروند. در این میان، دوربینهای مداربسته یا CCTV گاهی صرفاً ابزاری برای ثبت تصاویر و بررسی حوادث تلقی میشوند؛ درحالیکه یک سیستم نظارت تصویری اصولی میتواند نقشی بسیار فراتر از این داشته باشد و به یکی از زیرساختهای مهم امنیتی و مدیریتی هتل تبدیل شود. هتل، برخلاف بسیاری از ساختمانهای تجاری، محیطی چندمنظوره و پویاست که در آن فضاهای عمومی، بخشهای اقامتی، رستورانها، فضاهای تفریحی، تأسیسات و محدودههای خدماتی در کنار یکدیگر فعالیت میکنند. همین تنوع کاربری، مدیریت امنیت را پیچیدهتر میکند. ورود و خروج افراد متعدد، تحویل و نگهداری کالاها، جابهجایی تجهیزات، فعالیت پیمانکاران و تردد شبانهروزی کارکنان، همگی ضرورت طراحی یک سیستم نظارت تصویری متناسب با ارزیابی ریسک هتل را افزایش میدهند. اما آیا دوربین مداربسته از نظر اهمیت، همتراز سیستم اعلام و اطفای حریق است؟ پاسخ، نیازمند یک تفکیک اساسی است. سیستم اعلام و اطفای حریق برای کشف، هشدار و مقابله با خطر آتشسوزی طراحی شده و در بسیاری از حوزههای قضایی، الزامات قانونی مشخصی دارد. دوربین مداربسته عمدتاً ابزاری برای پایش، کشف برخی رخدادهای امنیتی، بررسی وقایع و پشتیبانی از تصمیمگیری است. بنابراین، این دو سیستم کارکرد یکسانی ندارند و دوربین مداربسته نباید جایگزین تجهیزات اعلام حریق، اطفای حریق، کنترل دسترسی یا سایر سامانههای ایمنی شود. بااینحال، در یک نظام جامع مدیریت امنیت هتل، نظارت تصویری میتواند در کنار این سامانهها نقش مکمل و مهمی ایفا کند. برای مثال، در زمان وقوع حادثه، تصاویر دوربینها ممکن است به تیم امنیت کمک کنند تا مسیر حرکت افراد، وضعیت یک محدوده یا شرایط پیرامونی حادثه را بهتر ارزیابی کنند؛ البته مشروط بر اینکه این قابلیت در طراحی سیستم پیشبینی شده باشد و استفاده از تصاویر موجب تأخیر در اقدامات اضطراری نشود. اهمیت این موضوع تنها به امنیت محدود نیست. تصاویر ثبتشده در ورودیها، محدودههای دریافت کالا، پارکینگها و فضاهای عمومی میتوانند در بررسی اختلافات، رسیدگی به خسارتها، شناسایی گلوگاههای عملیاتی و مستندسازی برخی رویدادها نیز مفید باشند. از این منظر، دوربین مداربسته میتواند به ابزاری برای پشتیبانی از مدیریت عملیات هتل تبدیل شود؛ ابزاری که ارزش آن به کیفیت طراحی، نحوه بهرهبرداری و ارتباط آن با فرایندهای مدیریتی بستگی دارد. البته نصب دوربین بهتنهایی نشانه حرفهای بودن سیستم امنیتی نیست. دوربینی که محل مناسبی ندارد، تصویر قابل استفاده ثبت نمیکند، ساعت آن تنظیم نیست یا تصاویرش در زمان نیاز در دسترس قرار نمیگیرند، ممکن است هزینهای مستمر ایجاد کند، بدون آنکه ارزش عملیاتی متناسبی داشته باشد. نکته مهم دیگر، حفظ حریم خصوصی است. در هتل، امنیت نباید به معنای نظارت نامحدود بر افراد تلقی شود. انتخاب محل دوربینها باید بر مبنای نیاز امنیتی، تناسب، ضرورت و قوانین حاکم بر محل فعالیت هتل صورت گیرد. اتاقهای اقامت، سرویسهای بهداشتی، رختکنها و سایر فضاهای خصوصی، محل نصب دوربینهای نظارتی معمولی نیستند. حتی در فضاهای عمومی نیز باید از ثبت تصاویر غیرضروری و دسترسیهای ناموجه جلوگیری کرد. در سطح بینالمللی نیز برای طراحی و ارزیابی سیستمهای نظارت تصویری، استانداردهای فنی مشخصی وجود دارد. برای نمونه، استاندارد IEC 62676 به سیستمهای نظارت تصویری در کاربردهای امنیتی میپردازد و بخش چهارم آن، راهنمای برنامهریزی، طراحی، نصب، آزمون و نگهداری این سیستمها را ارائه میکند. نسخه جدید IEC 62676-4 در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است. این استاندارد چارچوبی برای طراحی متناسب با نیازهای واقعی امنیتی فراهم میکند، اما به معنای وجود یک نقشه ثابت و یکسان برای نصب دوربین در تمام هتلهای جهان نیست. در واقع، پرسش اصلی برای مدیران هتل نباید این باشد که «چند دوربین نصب کردهایم؟» بلکه باید این باشد که «آیا سیستم نظارت تصویری ما خطرات مهم هتل را پوشش میدهد، در زمان مناسب اطلاعات قابل استفاده فراهم میکند و بدون نقض حریم خصوصی، به امنیت و مدیریت بهتر عملیات کمک میکند؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز حرکت از نصب تجهیزات به سمت مدیریت حرفهای امنیت است. در قسمت دوم این مجموعه، به این پرسش میپردازیم که دوربینهای مداربسته دقیقاً در کدام بخشهای هتل باید نصب شوند، چه فضاهایی به نظارت تصویری نیاز دارند و در چه مکانهایی حفظ حریم خصوصی، محدودیت جدی یا مانع نصب دوربین است.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش تور نیوز؛ لغو روادید میان ایران و تاجیکستان از تاریخ ۵ اکتبر ۲۰۲۶ به مسیرهای زمینی و هوایی غیرمستقیم گسترش مییابد. طبق این توافق، شهروندان دو کشور میتوانند با گذرنامه عادی بهراحتی سفر کنند. بر اساس این توافق، امکان اقامت بدون ویزا برای ۳۰ روز در هر دوره ۹۰ روزه فراهم شده است. پیش از این، این توافق تنها برای پروازهای مستقیم میان تهران و دوشنبه بود. اما اکنون، مسیرهای زمینی و پروازهای غیرمستقیم از طریق کشورهای ثالث نیز مشمول این توافق قرار گرفتهاند. گسترش این توافق میتواند به تسهیل رفتوآمد میان دو کشور کمک کند. این امر زمینهساز توسعه گردشگری دوجانبه و تقویت ارتباطات فرهنگی و تجاری ایران و تاجیکستان خواهد بود. این معافیت فقط شامل سفر و اقامت کوتاهمدت در چارچوب توافق است. این توافق بهمعنای مجوز کار یا اقامت بلندمدت در کشور مقصد نیست.
ایجاد شده: 19/مهر/1405 آخرین ویرایش: 19/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمیمانند؛ آنها بزرگ میشوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب میکنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیمساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آنها آماده میشود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیامهای مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصتهایی که برای دختران فراهم میکنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهمکردن فرصتهای برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آنها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهاناند. بنابراین، کیفیت فرصتهایی که اکنون در اختیارشان قرار میگیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط میشود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزشدیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربهای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهماننوازی تا فرصتهای حرفهای هتلداری و مهماننوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی بهسادگی دیده نمیشوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوتهای فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیتهای پیشبینینشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسانها و پاسخگویی حرفهای به نیازهای آنها وابسته است. اما مهماننوازی را نباید به مجموعهای از ویژگیهای ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیمگیری، قابلیتهایی انسانی و حرفهایاند که میتوان آنها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آنها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همانطور که نمیتوان نقش مردان را در این حرفه تنها با تواناییهای فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهماننوازی مناسباند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهماننوازی برای استفاده از تمام ظرفیتهای حرفهای زنان فرصت برابر فراهم میکند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به بخشهایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آنها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصتهای نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسیشده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حملونقل آبی مسافری را تشکیل میدهند. این ارقام بهتنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخشهای گردشگری جهان ارائه نمیکنند، اما نشان میدهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی بهطور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یکپنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این دادهها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفهای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته میکنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر میدهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبهرو میکنند: دخترانی که امروز در حال تحصیلاند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزهها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزشهای مرتبط، آشنایی با فرصتهای شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفهای آنها نیز فکر کنیم. سرمایهگذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامهای نمادین در مناسبتهای جهانی محدود شود. این توجه میتواند از سالهای آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و تواناییهای خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف میتواند بر انتخابهای آینده آنها اثر بگذارد. معرفی حرفههای متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامههای آموزشی و آشنایی با محیطهای کاری، فراهمکردن فرصتهای مهارتآموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسبوکارهای گردشگری، اقدامهایی هستند که میتوانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهمکردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا میکند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتلها و شرکتهای گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاستگذاران و تشکلهای حرفهای نیز میتوانند با گردآوری دادههای دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخشهای مختلف گردشگری، امکان برنامهریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آنها از جایگاههای مدیریتی و موانع پیشرفتشان بهدرستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاستهای مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران بهعنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آنها در ساختار حرفهای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا میشود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربهای تازه برای گردشگران بسازد، کسبوکاری راهاندازی کند، فناوریهای سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصتهای آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفهای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمیتواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بیتفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گستردهتر درباره بهرهگیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، بهجای تکرار این جمله که دختران آیندهسازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشتهایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگریاند؛ آیندهای که نمیتوان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بیآنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.
ایجاد شده: 19/مهر/1405 آخرین ویرایش: 19/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻 فاطمه دکامینی | خبرنگار و دبیر حوزه اطلاعات، آمار و پژوهش های تخصصی گردشگری و هتلداری ایتنا وقتی صحبت از صنعت گردشگری میشود، معمولاً نخستین چیزهایی که به ذهن میرسند هتل، بلیط هواپیما، آژانس مسافرتی و چند جاذبه تاریخی شناختهشده هستند؛ اما گردشگری بسیار گستردهتر از اینهاست. هر سفر، زنجیرهای از خدمات و فعالیتها را درگیر میکند؛ از حملونقل و اقامت گرفته تا غذا، خرید، راهنمایی، تفریح، درمان، فناوری و حتی صنایعدستی. به همین دلیل، نمیتوان صنعت گردشگری ایران را تنها با تعداد هتلها یا آژانسهای مسافرتی سنجید. گردشگری مجموعهای از حوزههای بههمپیوسته است که هرکدام نقش متفاوتی در شکلگیری تجربه سفر و ایجاد درآمد دارند. گردشگری ایران چند حوزه فعال دارد؟ برای این پرسش نمیتوان یک عدد رسمی و قطعی ارائه کرد؛ زیرا حوزههای گردشگری بر اساس معیارهای مختلف دستهبندی میشوند. گاهی تقسیمبندی بر اساس نوع سفر انجام میشود و گاهی بر اساس خدمات و کسبوکارهای مرتبط با سفر. با این حال، میتوان گفت صنعت گردشگری ایران دستکم در حدود ۱۵ حوزه اصلی فعالیت دارد. برخی از این حوزهها سابقهای طولانی و ساختار نسبتاً تثبیتشده دارند و برخی دیگر، با وجود ظرفیت فراوان، هنوز در مراحل ابتدایی توسعه هستند. ۱. اقامت و هتلداری اقامت یکی از پایههای اصلی گردشگری است. هتلها، هتلآپارتمانها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی، خانههای سنتی، کمپها و مجموعههای اقامتی مختلف در این حوزه قرار میگیرند. در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی نقش مهمی در معرفی فرهنگ، معماری، غذا و سبک زندگی مناطق مختلف ایران داشتهاند. با این حال، کمبود اقامتگاه استاندارد در برخی مقاصد، تفاوت کیفیت خدمات و ضعف در آموزش نیروی انسانی همچنان از چالشهای این بخش است. ۲. حملونقل گردشگری حملونقل، حلقه اتصال میان مبدأ و مقصد است. حملونقل هوایی، ریلی، جادهای و دریایی، خودروهای اجارهای، تاکسیهای گردشگری و اتوبوسهای تور، همگی در این حوزه قرار میگیرند. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و پراکندگی جاذبهها، به شبکه حملونقل کارآمد نیاز دارد. دسترسی آسان، ایمنی، قیمت مناسب، کیفیت خدمات و اتصال شهرهای کوچک به مقاصد گردشگری، نقش مهمی در توسعه این صنعت دارند. ۳. آژانسها و دفاتر خدمات مسافرتی آژانسهای مسافرتی از قدیمیترین بازیگران صنعت گردشگری ایران هستند. فروش بلیط، رزرو هتل، طراحی تور، ارائه خدمات مسافرتی، برنامهریزی سفر و امور مرتبط با ویزا از جمله فعالیتهای این حوزه است. البته با گسترش پلتفرمهای آنلاین، نقش آژانسها در حال تغییر است. مسافر امروزی تنها به دنبال خرید بلیط نیست؛ بلکه به برنامه سفر منسجم، خدمات مطمئن و تجربهای متناسب با نیازهای شخصی خود توجه دارد. ۴. گردشگری فرهنگی و تاریخی ایران از نظر میراث تاریخی و فرهنگی، یکی از کشورهای مهم جهان به شمار میرود. بناهای تاریخی، موزهها، بازارهای سنتی، آیینها، جشنها، صنایعدستی و معماری شهرهای مختلف، ظرفیت گستردهای برای جذب گردشگر دارند. شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، یزد، کاشان، کرمان، تبریز و همدان نمونههایی از مقاصد فرهنگی و تاریخی ایران هستند. حفاظت از آثار، معرفی حرفهای، آموزش راهنمایان و ایجاد تجربههای جذاب، برای رونق این حوزه ضروری است. ۵. طبیعتگردی و اکوتوریسم تنوع اقلیمی ایران، امکان شکلگیری انواع فعالیتهای طبیعتگردی را فراهم کرده است. جنگلهای شمال، کویرهای مرکزی، سواحل جنوبی، کوهستانها، آبشارها، غارها و مناطق حفاظتشده، بخشی از این ظرفیت را تشکیل میدهند. کویرنوردی، جنگلپیمایی، پرندهنگری، غارنوردی و بازدید از مناطق طبیعی، در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند. البته توسعه طبیعتگردی باید همراه با حفاظت از محیطزیست باشد؛ در غیر این صورت، افزایش گردشگر میتواند به تخریب طبیعت، تولید زباله و آسیب به منابع محلی منجر شود. ۶. گردشگری سلامت گردشگری سلامت یکی از حوزههای آیندهدار ایران است. خدمات پزشکی، دندانپزشکی، درمان ناباروری، جراحی، زیبایی، آبدرمانی و برخی خدمات مرتبط با سلامت جسم و روان در این حوزه قرار میگیرند. وجود پزشکان متخصص، هزینههای رقابتی و ظرفیت مراکز درمانی، ایران را به مقصدی بالقوه برای گردشگران سلامت تبدیل کرده است. با این حال، رشد این حوزه به هماهنگی میان بیمارستانها، شرکتهای تسهیلگر، هتلها، مترجمان و نهادهای گردشگری نیاز دارد. ۷. گردشگری زیارتی گردشگری زیارتی از ریشهدارترین انواع سفر در ایران است. شهرهایی مانند مشهد، قم و شیراز هر ساله میزبان تعداد زیادی از زائران داخلی و خارجی هستند. این نوع گردشگری میتواند با حوزههایی مانند گردشگری فرهنگی، تاریخی، خرید و خوراک ترکیب شود. توسعه خدمات اقامتی، حملونقل، اطلاعرسانی چندزبانه و مدیریت مناسب جمعیت، از نیازهای اصلی این بخش است. ۸. گردشگری روستایی و عشایری روستاها و مناطق عشایری ایران فرصت منحصربهفردی برای تجربه زندگی بومی، غذاهای محلی، صنایعدستی، کشاورزی و آیینهای سنتی فراهم میکنند. اقامت در خانههای محلی، مشارکت در فعالیتهای روزمره مردم، بازدید از مزارع و خرید محصولات بومی، از جذابیتهای گردشگری روستایی و عشایری است. این حوزه میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارها و کاهش مهاجرت از روستاها کمک کند؛ مشروط بر اینکه جامعه محلی سهم واقعی از درآمد گردشگری داشته باشد. ۹. گردشگری ماجراجویانه و ورزشی کوهنوردی، صخرهنوردی، رفتینگ، دوچرخهسواری، اسکی، غارنوردی، غواصی و ورزشهای ساحلی، نمونههایی از گردشگری ماجراجویانه و ورزشی هستند. ایران از نظر کوهستان، بیابان، رودخانه، غار و سواحل ظرفیت زیادی در این زمینه دارد. با این حال، آموزش تخصصی، تجهیزات استاندارد، بیمه و رعایت اصول ایمنی باید در اولویت قرار بگیرد. ۱۰. گردشگری دریایی و ساحلی سواحل دریای خزر، خلیج فارس و دریای عمان ظرفیت مناسبی برای توسعه گردشگری دریایی و ساحلی دارند. قایقسواری، غواصی، ماهیگیری تفریحی، ورزشهای آبی و تفریحات ساحلی از فعالیتهای این حوزه هستند. با وجود ظرفیت قابل توجه، این بخش همچنان با مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فصلی بودن فعالیتها، ضعف سرمایهگذاری و نبود مدیریت یکپارچه سواحل روبهرو است. ۱۱. گردشگری خوراک غذا فقط بخشی از نیاز سفر نیست؛ بلکه میتواند یکی از جاذبههای اصلی مقصد باشد. غذاهای محلی، شیرینیها، نوشیدنیهای سنتی، بازارهای غذا، رستورانهای بومی و جشنوارههای خوراک، در این حوزه قرار میگیرند. تنوع آشپزی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران، فرصت بزرگی برای توسعه مسیرهای گردشگری خوراک فراهم کرده است. معرفی حرفهای غذاهای محلی میتواند به رونق رستورانهای بومی، تولیدکنندگان محلی و کسبوکارهای کوچک کمک کند. ۱۲. گردشگری خرید و صنایعدستی بازارهای سنتی، مراکز تجاری، مناطق آزاد، بازارچههای مرزی و فروشگاههای صنایعدستی، بخشی از ظرفیت گردشگری خرید در ایران هستند. فرش، سفال، گلیم، خاتمکاری، میناکاری، محصولات چرمی و دیگر صنایعدستی میتوانند به سوغات و بخشی از تجربه گردشگر تبدیل شوند. کیفیت کالا، بستهبندی، امکان پرداخت آسان و دسترسی مناسب، در توسعه این حوزه اهمیت زیادی دارد. ۱۳. گردشگری نمایشگاهی، تجاری و رویدادمحور نمایشگاهها، همایشها، جشنوارهها، نشستهای تخصصی، مسابقات ورزشی و رویدادهای فرهنگی، گروهی از مسافران را با هدفی غیر از تفریح جذب میکنند. این نوع گردشگری معمولاً با اقامت برنامهریزیشده و هزینهکرد بیشتر همراه است و میتواند درآمد قابل توجهی برای شهرهای بزرگ ایجاد کند. برگزاری حرفهای رویدادها، توسعه مراکز نمایشگاهی و ارائه خدمات مناسب، لازمه رشد این بخش است. ۱۴. گردشگری آموزشی و علمی دانشجویان، دانشآموزان، پژوهشگران و علاقهمندان به دورههای تخصصی نیز بخشی از بازار گردشگری را تشکیل میدهند. بازدید از دانشگاهها، موزهها، مراکز علمی، بناهای تاریخی و مناطق طبیعی میتواند در قالب تورهای علمی و آموزشی انجام شود. این حوزه علاوه بر درآمدزایی، در انتقال دانش و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی کشور نقش دارد. ۱۵. فناوری و گردشگری دیجیتال فناوری امروز تقریباً تمام مراحل سفر را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جستوجوی مقصد و رزرو اقامتگاه تا مسیریابی، خرید بلیت، دریافت نظر کاربران و اشتراکگذاری تجربه سفر. پلتفرمهای رزرو آنلاین، اپلیکیشنهای گردشگری، تورهای مجازی، بازاریابی دیجیتال، هوش مصنوعی و تولید محتوای گردشگری، بخش مهمی از اقتصاد جدید سفر را شکل میدهند. در آینده، رقابت میان مقاصد فقط بر سر داشتن جاذبههای بیشتر نخواهد بود؛ بلکه نحوه معرفی و ارائه دیجیتال این جاذبهها نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. یک سفر، دهها کسبوکار نکته مهم این است که این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک گردشگر ممکن است در طول یک سفر از خدمات حملونقل، اقامت، رستوران، راهنمای محلی، فروشگاه صنایعدستی، جاذبه تاریخی و پلتفرم آنلاین استفاده کند. بنابراین، گردشگری را باید یک زنجیره بههمپیوسته دانست. ضعف در هر بخش میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر اثر بگذارد. برای مثال، یک جاذبه تاریخی ارزشمند، بدون دسترسی مناسب، اقامت استاندارد، خدمات راهنمایی و اطلاعرسانی حرفهای، نمیتواند به مقصدی موفق تبدیل شود. کدام حوزهها نیازمند توجه بیشتری هستند؟ گردشگری فرهنگی و زیارتی در ایران سابقه و فعالیت بیشتری دارند؛ اما حوزههایی مانند گردشگری سلامت، دریایی، ماجراجویانه، روستایی، خوراک و دیجیتال هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارند. برای فعالتر شدن این بخشها، صرفاً ساخت هتل یا تبلیغ یک جاذبه کافی نیست. توسعه زیرساخت، آموزش نیروی انسانی، تسهیل سرمایهگذاری، بهبود قوانین، افزایش کیفیت خدمات، بازاریابی هدفمند و همکاری میان بخش دولتی و خصوصی باید همزمان دنبال شود.
ایجاد شده: 17/مهر/1405 آخرین ویرایش: 17/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها