نتایج جستجو...
افزایش سرقت از خانه‌های تاریخی شیراز

افزایش سرقت از خانه‌های تاریخی شیراز

به گزارش تور نیوز ؛ مدیرعامل خانه فرهنگ جاودان شیراز گفت : در پنج ماه گذشته سرقت از خانه‌های تاریخی شیراز به شکل محسوسی افزایش یافته و جام‌آینه‌های قاجاری، تزئینات ارزشمند، کابل‌های مسی و بخش‌هایی از سازه بناها توسط سارقان به سرقت رفته است. وی افزود : وجود خانه‌های خالی و رهاشده در بافت تاریخی، به دلیل نبود سکنه و کمبود نظارت، این بناها را به اهدافی آسان برای سارقان تبدیل کرده است. او با بیان اینکه بررسی‌ها نشان می‌دهد علاوه بر سرقت کاشی‌ها، درها، پنجره‌ها و عناصر معماری ارزشمند، برخی سارقان حتی آهن‌آلات و تجهیزات ساختمانی بناهای تاریخی را نیز جدا کرده و به فروش می‌رسانند ادامه داد : خانه تاریخی رجبعلی صراف، متعلق به اواخر دوره قاجار و پهلوی اول، از جمله بناهایی است که بخش قابل توجهی از تزئینات داخلی و عناصر معماری آن مورد سرقت قرار گرفته است. به گفته فعالان میراث فرهنگی، حدود دو هزار پلاک تاریخی متعلق به دوره‌های قاجار و پهلوی اول در بافت تاریخی شیراز وجود دارد که بسیاری از آن‌ها خالی از سکنه و در معرض آسیب هستند. فلزات، کابل‌های مسی و سایر اقلام سرقتی عمدتاً در مراکز خرید ضایعات و برخی بازارهای غیررسمی شهر خرید و فروش می‌شوند.

ایجاد شده: 17/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 17/خرداد/1405     اخبار داخلی
انجمن خیرین میراث فرهنگی خراسان جنوبی تشکیل شد

انجمن خیرین میراث فرهنگی خراسان جنوبی تشکیل شد

به گزارش هتل نیوز ؛ "سید احمد برآبادی" مدیرکل میراث‌فرهنگی خراسان جنوبی گفت : انجمن خیرین میراث فرهنگی خراسان جنوبی با هدف ساماندهی و تقویت فعالیت‌های خیرخواهانه در حوزه مرمت بناهای تاریخی و صیانت از میراث ناملموس تشکیل شد. وی افزود : تعدادی از خیرین استان در سال گذشته اقدامات ارزشمندی در زمینه مرمت بناهای تاریخی و پروژه‌های عام‌المنفعه انجام داده‌اند و گروهی دیگر نیز در حوزه میراث ناملموس، در برگزاری آیین‌ها و رویدادهای محلی نقش مؤثری داشته‌اند. برآبادی ادامه داد : با وجود حضور فعال خیرین در بخش‌های مختلف، تاکنون تشکل منسجمی برای هدایت و مدیریت این ظرفیت مردمی در حوزه میراث فرهنگی وجود نداشت و تشکیل این انجمن می‌تواند زمینه‌ساز انسجام بیشتر فعالیت‌ها شود. مدیر کل میراث فرهنگی خراسان جنوبی در پایان گفت : این اداره‌کل در راستای وظایف خود، حمایت‌های لازم را از فعالیت‌های انجمن خیرین میراث فرهنگی استان انجام خواهد داد.

ایجاد شده: 2/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 2/خرداد/1405     اخبار داخلی
واکاوی مدیریت پرونده‌های ثبت جهانی ایران؛ از بن‌بست‌شکنی در ماسوله تا تغییر استراتژی در پرونده مساجد

واکاوی مدیریت پرونده‌های ثبت جهانی ایران؛ از بن‌بست‌شکنی در ماسوله تا تغییر استراتژی در پرونده مساجد

به گزارش تور نیوز ؛ فرآیند ثبت جهانی آثار، مسیری فراتر از مستندنگاری‌های معمول است؛ این مسیری است که با دیپلماسی، چانه‌زنی‌های فنی و گاهی تغییرات استراتژیک در پاسخ به مطالبات محلی گره خورده است. علیرضا ایزدی در گفتگویی صریح، آخرین وضعیت پرونده‌های جنجالی نظیر ماسوله و مساجد ایرانی را تشریح کرد. او ضمن اشاره به حضور باستان‌شناسان خارجی برای پاسخ به ابهامات یونسکو، از رویکرد جدید ایران در ثبت «مکان-رویدادها» و میراث ناملموس مشترک پرده برداشت؛ رویکردی که می‌تواند ایران را به رتبه نخست پرونده‌های مشترک در جهان برساند. ماسوله و عبور از چالش «اثبات عصر آهن» با کمک تیم چینی پرونده ماسوله که یکی از قدیمی‌ترین مطالبات میراثی ایران است، در دور جدید بررسی‌ها با چالش حفظ سهمیه و سوالات فنی ارزیابان مواجه شد. به گفته علیرضا ایزدی، بخش عمده‌ای از ابهامات ایکوموس (شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها) بر محوریت ادعای ایران مبنی بر وجود کوره‌های ذوب آهن متعلق به عصر آهن در این منطقه استوار بود. ایزدی در این باره توضیح می‌دهد که برای رفع این ایرادات، از توان تیم‌های بین‌المللی استفاده شده است: «یک تیم باستان‌شناسی چینی در منطقه مستقر شد و در جریان پیگردها، کاوش‌ها و گمانه‌زنی‌ها، به بخش‌های قابل توجهی از سوالات پاسخ داده شد.» به گفته وی، با وجود شرایط ملتهب منطقه‌ای و وقوع جنگ در زمان ارسال، پرونده با موفقیت فرستاده شد تا سهمیه ایران محفوظ بماند. هدف اصلی در ماسوله، اثبات این نکته بود که این شهر تنها یک سکونتگاه پلکانی نیست، بلکه یک مرکز معتبر صنعتی در پیش‌تاریخ بوده است. الموت و سیراف؛ مدیریت زمان ارزیابی و چالش اقلیمی بوشهر در بخش دیگری از این گفتگو، ایزدی به پرونده «قلعه الموت» و زنجیره‌ای از قلاع پیرامون آن اشاره کرد که امسال به طور جدی مطرح شده است. اما در مورد پرونده «سیراف»، موضوع زمان‌بندی ارزیابان یونسکو به یک چالش مدیریتی تبدیل شده بود. با توجه به شرایط آب و هوایی بوشهر، ایزدی از درخواستی برای تغییر زمان بازدید ارزیابان خبر داد: «ارزیاب یونسکو قصد داشت شهریورماه بیاید، اما ما به دلیل گرمای شدید بوشهر تقاضا کردیم که این بازدید به آذرماه موکول شود.» این تصمیم برای جلوگیری از تأثیر منفی شرایط نامساعد جوی بر روند داوری اتخاذ شده است. طبق برنامه‌ریزی، انتظار می‌رود ارزیاب در اواخر پاییز برای بررسی نهایی سیراف به ایران سفر کند. پرونده مساجد ایرانی؛ افزایش تعداد آثار تحت فشار مطالبات محلی یکی از نقاط عطف این گفتگو، تغییرات گسترده در پرونده «مساجد ایرانی» بود. در حالی که در ابتدا قرار بود ۳۲ مسجد در این پرونده گنجانده شود، اکنون این تعداد به ۵۷ مورد افزایش یافته است. ایزدی دلیل این تغییر را مطالبات مسئولان استانی و نمایندگان مجلس می‌داند که خواستار گنجانده شدن مساجد تاریخی مناطق خود در فهرست جهانی بودند. او با اشاره به دستور وزیر در این رابطه گفت: «گسترده‌تر شدن پرونده از لحاظ جغرافیایی باعث شد زمان بیشتری برای آماده‌سازی نیاز باشد، اما از طرفی باعث ایجاد تعامل و رقابت مثبتی بین مسئولان محلی برای حفظ آثار شده است.» ایزدی تأکید کرد که معماری مساجد ایران به دلیل ویژگی‌های «ایرانیت» و تمایز با دیگر کشورهای اسلامی، جایگاه خاصی در جهان دارد و این گستردگی پرونده، در نهایت به نفع جامعیت آثار خواهد بود. استراتژی «یک در میان»؛ خیز ایران برای صدرنشینی در میراث ناملموس در حوزه میراث ناملموس، ایران سیاست هوشمندانه‌ای را در پیش گرفته است. سهمیه ایران به صورت نوبتی؛ یک سال به پرونده‌های ملی و یک سال به پرونده‌های مشترک اختصاص می‌یابد. ایزدی اعلام کرد که در سال جاری میلادی، تمرکز بر پرونده‌های مشترک است. این پرونده‌ها شامل موارد زیر می‌شوند: ۱. تیرگان: مشترک با ارمنستان. ۲. نمد: مشترک با چند کشور منطقه. ۳. لالایی‌خوانی: مشترک با تاجیکستان و آذربایجان. طبق گفته‌های وی، اگر این سه پرونده در آذرماه به ثبت برسند، ایران با پیشی گرفتن از سایر کشورها در ثبت مواردی چون نوروز، افطار و تذهیب، به رتبه اول جهانی در پرونده‌های مشترک دست خواهد یافت. همچنین، پرونده «گلاب» نیز امسال فرستاده شده تا در سال آینده (۲۰۲۷) به عنوان سهمیه انفرادی ایران بررسی شود. ثبت «مکان-رویدادها»؛ از مدرسه مینا تا واقعه دشت مهیاربخش پایانی گفتگو به ثبت آثاری اختصاص داشت که تحت عنوان «مکان-رویداد» شناخته می‌شوند. ایزدی با اشاره به ثبت «مدرسه مینا» و منطقه «دشت مهیار» در جنوب اصفهان، به واقعه‌ای اشاره کرد که در آن عملیات نیروهای خارجی (که او از آن به عنوان ادعایی تحت نام خشم حماسی یاد کرد) با شکست مواجه شد. او با اشاره به جزئیات به جا مانده در منطقه، مانند تجهیزات رها شده و دستبندهای پلاستیکی، این مکان را نمادی از مقاومت دانست. ایزدی در پاسخ به این که چگونه تجمعات و این وقایع در دسته میراث ناملموس قرار می‌گیرند، گفت: «ما آداب و رسوم قابل انتقال به نسل‌ها را ثبت می‌کنیم. همان‌طور که رجزخوانی از صدر اسلام بخشی از فرهنگ بوده، امروز هم شیوه‌های مقاومت مردمی و تجمعات، شکلی از فرهنگ و سنت ماست.» او این تغییرات را با تحول نوروز در طول قرن‌ها مقایسه کرد و معتقد است اضافه شدن عناوین مذهبی و ملی به سنت‌ها، آن‌ها را به میراثی پویا تبدیل می‌کند. در همین راستا، ثبت سند «سنت و فرهنگ تجمعات و مقاومت مردمی» به عنوان یک الگو در دستور کار قرار دارد. اظهارات علیرضا ایزدی نشان می‌دهد که میراث فرهنگی ایران در حال گذار از ثبتِ صرفِ بناهای تاریخی به سمت ثبت زنجیره‌ای از آثار و فرهنگ‌های زنده است. چه در ماسوله که باستان‌شناسان چینی به کمک آمده‌اند و چه در پرونده مساجد که یک مطالبه ملی شکل گرفته، هدف نهایی حفظ سهمیه جهانی و نمایش پیوستگی فرهنگی ایران از عصر آهن تا دوران معاصر است. ✍🏻 مریم کاظمی زاده – خبرنگار ایتنا

ایجاد شده: 28/اردیبهشت/1405       آخرین ویرایش: 28/اردیبهشت/1405     اخبار داخلی
ضرورت توسعه گردشگری فرهنگی و ادبی با هویت اسطوره های افسانه ای و تاریخی

ضرورت توسعه گردشگری فرهنگی و ادبی با هویت اسطوره های افسانه ای و تاریخی

امروز ۲۵ اردیبهشت ماه و مصادف با روز بزرگداشت فردوسی و روز پاسداشت زبان فارسی است.فردوسی فقط یک شاعر نیست ؛ او احیاگر هویت ایرانی  و راوی اسطورهای است که ریشه در باورها ؛قهرمانی ها و فرهنگ کهن این سرزمین دارند. بدون شک مشهد و توس بعنوان زادگاه این شاعر شهیر می باید در کنار جاذبه و اولویت اصلی توسعه گردشگری که همانا "گردشگری مذهبی و زیارت " می باشد در قالب گردشگری فرهنگی و ادبی که با روح دادن به اسطورهای تاریخی و افسانه ای ایران زمین هویت ملی را زنده نگه میدارد مورد توجه جدی تر قرار گیرد . اتفاقی که میتواند باعث افزایش ورود گردشگران خارجی به کشور و مشهد شده و علاوه بر ان تاثیر مستقیم هم بر توسعه گردشگری داخلی خواهد گذاشت. در سراسر جهان مقاصد گردشگری ادبی برای خلق تجربه های فراموش نشدنی است همانند یونان که به "سزمین خدایان و قهرمانان " معروف است. در یونان علاوه بر محوریت جذب گردشگران خارجی برمبنای جاذبه های تاریخی ؛ تورهای ویژه و جذابی همچون تور "ردپای ادیسه "و یا تور "ردپای هرکول در کوهستان " برگزار می گردد که مورد استقبال گسترده می باشد و یا مشابه این موضوع در ایرلند با عنوان " سرزمین پریان و غول ها"؛ژاپن بعنوان " ارواح ساکن در طبیعت (کامی) " و...... ملاحظه می گردد. این اتفاق در کنار بازدید از جذابیت بی بدیل آرامگاه فردوسی در شهر  توس میتواند در قالب تورهای گردشگری چه در مشهد و چه در پهنه تاریخی شاهنامه در سراسر کشور  همچون "تور ردپای رستم" در زابل ؛ تور "فریدون و ضحاک "در اصفهان و تخت سلیمان برگزار گردد.  توجه به اساطیر در گردشگری ادبی میتواند مزیت های را به دنبال داشته باشد که از ان جمله میتوان به :خلق روایت های جذاب در کنار معرفی بناهای تاریخی؛ بازآفرینی روایت های تاریخی از طریق هنرهای نمایشی ؛بازاریابی محتوی و تقویت گردشگری ادبی در گروه های سنی دانش آموزی و دانشجویی اشاره نمود. امیدواریم حوزه برنامه ریزی وزارت متبوع و بویژه همکاران گرامی در استان خراسان رضوی با همکاری دفاتر مسافرتی و با تقویت میزهای گردشگری ادبی باعث رونق بیشتر سفر در کشور با تکیه بر مفاخر و معرفی فرهنگ و تاریخ کشور گردند. ✍🏻 سید مسعود منتجبی - کارشناس گردشگری

ایجاد شده: 25/اردیبهشت/1405       آخرین ویرایش: 25/اردیبهشت/1405     مقالات و یادداشت ها
کودک، طبیعت و نقشه‌های گمشده؛ سفرهای آموزشی در بستر بی‌مهری برنامه‌ریزی کلان

کودک، طبیعت و نقشه‌های گمشده؛ سفرهای آموزشی در بستر بی‌مهری برنامه‌ریزی کلان

 در میانه تبلیغات رنگین آژانس‌ها برای فروش بسته‌های سفر به خانواده‌ها، جریان دیگری از گردشگری در حال شکل‌گیری است که ادعا می‌کند نه فروشنده مقصد، که خالق تجربه است . اینجا پای صحبت مدیر مجموعه‌ای نشسته‌ایم که می‌گوید مأموریتش، فراتر بردن کودکان از دیوارهای کلاس درس و کهنه‌کتاب‌های درسی است؛ سفری که در آن هیچ چیز مستقیماً آموزش داده نمی‌شود، اما همه چیز آموخته می‌شود . از سمی نبودن رتیل تا شکستن کلیشه‌های جنسیتی در حین آماده کردن ناهار در دل جنگل . این گزارش، روایتی از دنیای  گردشگری کودک است؛ عرصه‌ای که فعالانش باور دارند در حال پرورش نسلی نوین‌اند، اما از جایی در حاشیه و با چالش‌های بسیار فریاد میپرسند کجای برنامه‌های کلان گردشگری هستیم؟ یادگیری در سایه تجربه علی چراغی،موسس و مدیر عامل مجموعه مانوژا، که برگزاری تورهای طبیعت‌گردی و تجربه‌گرا برای کودکان و نوجوانان را تخصص خود می‌داند، در همان ابتدا فلسفه‌کارش را با صراحت مشخص می‌کند: ما در مانوژا، به صورت مستقیم هیچ چیزی را به بچه‌ها آموزش نمی‌دهیم . بچه‌ها به قدر کافی در خانه و مدرسه، در حال شنیدن محفوظات هستند . این جمله، کلیدی است برای فهم آنچه در ادامه می‌آید . رویکرد او، آموزش غیرمستقیم و از طریق  طرح معما و کشف  است . مفاهیمی مانند حفظ محیط زیست یا نریختن زباله، نه به عنوان یک امر اخلاقی دستوری، که به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از یک ماجراجویی شیرین به کودکان ارائه می‌شود . او توضیح می‌دهد:  در کمپ‌های گردشگری کودک و نوجوان، تجربیاتی به دست می‌آورند که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست . هدفمندی؛ پشت صحنه هر سفر اما این سفرهای به ظاهر خودجوش،برنامه‌ریزی دقیقی در پشت صحنه دارند . چراغی می‌گوید:  ما قبل از سفر، با مربیان و حتی والدین جلساتی برگزار می‌کنیم که قرار است در این سفر چه مفاهیمی آموزش داده شود . این مفاهیم بر اساس مقصد مشخص می‌شود .  اینجاست که سفر از یک گردش ساده فراتر می‌رود و به یک ابزار آموزشی هدفمند تبدیل می‌شود . خروجی این سفرها، تغییر نگرش کودکان به دنیای اطرافشان است:  بعد از سفرهای ما بچه‌ها این درک را دارند که عنکبوت‌ها و رتیل‌ها سمی نیستند، یا نباید به قارچ‌ها در طبیعت دست زد چون ممکن است سمی باشند .  در برنامه‌ها، بچه‌ها با ردپاها و بقایای به جا مانده از حیوانات آشنا می‌شوند و از طریق مشاهده عینی، با چرخه زندگی جانوران پیوند می‌خورند . لذت؛ دروازه یادگیری با این همه،چراغی بر یک اصل پای می‌فشارد:  من معتقدم هر سفری که قرار است برای بچه‌ها برگزار کنیم، باید چیزی به بچه‌ها بیاموزد، وگرنه بچه‌ها می‌توانند با خانواده‌شان سفر بروند . اما معتقدم قبل از هر چیزی باید در اردو یا سفر، به بچه‌ها خوش بگذرد .   این همان نقطه طلایی ارتباط است . وقتی حس خوشایند یک تجربه در کودک ایجاد شود، دیوارهای دفاعی فرو می‌ریزد و ذهن مشتاقانه برای دریافت دانش جدید گشوده می‌شود .  وقتی حس خوشایند تجربه برای بچه‌ها ایجاد شود، آنوقت می‌شود یادگیری را آغاز کرد . شکستن دیوارهای نامرئی یکی از جذاب‌ترین بخش‌های فعالیت مانوژا،به چالش کشیدن کلیشه‌های فرهنگی در حضور خود کودکان و والدین است . چراغی نمونه‌ای عینی تعریف می‌کند:  در یکسری از اردوها که بچه‌ها با والدین آمده بودند، تمرینی ترتیب دادیم: مرغ خام، فویل، زغال و لوله بخاری را در اختیارشان قرار دادیم تا خانواده‌ها برای خود ناهار آماده کنند، با این شرط که آتش را مادرها آماده کنند و مرغ را پدرها .  نتیجه اما قابل تأمل بود:  نکته عجیب و جالب این بود که پدرها اجازه آماده‌سازی آتش توسط مادرها را نمی‌دادند و خودشان هم غذا را آماده نکردند . انگار داشتند در برابر تغییر یک ذهنیت مقابله می‌کردند و بچه‌ها شاهد این موضوع بودند .  این صحنه، نمایشی از مقاومت در برابر تغییر نقش‌های سنتی بود؛ مقاومتی که کودکان به وضوح آن را می‌دیدند و درس می‌گرفتند . چراغی تأکید می‌کند:  این چالش‌ها را در مقابل خانواده‌های سنتی بیشتر حس می‌کنیم . از هتل پنج ستاره تا چادر زیر ستارگان این چالش‌ها تنها به نقش‌های جنسیتی محدود نیست،بلکه سبک زندگی را نیز در بر می‌گیرد .  ما در سفرهایمان خانواده‌هایی را داریم که در کمتر از هتل پنج ستاره اقامت نمی‌کنند، اما ما آن‌ها را برای کمپ کردن به جنگل می‌بریم و بچه‌ها با همراهی خانواده چادر برپا می‌کنند .  این تجربه، خود یک درس بزرگ است؛ درسی درباره سادگی، قناعت و لذت‌های بی‌پیرایه زندگی که در دل طبیعت نهفته است . حتی بازدید از بناهای تاریخی مانند کاروانسراها نیز با همین رویکرد انجام می‌شود:  بعد از چند بازدید، دیگر بچه‌ها ویژگی معماری کاروانسراها را تشخیص می‌دهند . ما با آن‌ها درباره تاریخچه و ارتباط کاروانسراها توضیح می‌دهیم و بچه‌ها این‌ها را می‌آموزند . آموزش غیرمستقیم بیشترین بازدهی را دارد . انتخاب همسفر؛ چالشی در مدیریت انتظارات این سطح از حساسیت در برنامه‌ریزی،طبیعتاً به گزینش دقیق شرکت‌کنندگان نیز منجر می‌شود . چراغی می‌گوید:  ما ترجیح می‌دهیم سفرها را برای خانواده‌هایی برگزار کنیم که کار گردشگری کودک را درک می‌کنند . در غیر این صورت در حین اجرای برنامه با خانواده‌ها دچار چالش می‌شویم .  انتخاب  تسهیل‌گر  یا مربی کودک نیز با وسواس فراوان انجام می‌گیرد:  این کار جزئیات مهمی دارد، بنابراین باید از افراد متخصص و علاقه‌مند بهره ببریم .  آن‌ها نه راهنمای تور، که تسهیل‌گر تجربه‌های کودکانه‌اند . گردشگری کودک؛ غریبه آشنا در نقشه توسعه در نهایت،چراغی بزرگ‌ترین چالش این مسیر را ساختاری و کلان می‌داند:  بزرگترین چالش ما این است که هیچ توجهی به گردشگری کودک و نوجوان نمی‌شود . ما داریم یک نسل را آموزش می‌دهیم . اما کجای برنامه‌های کلان گردشگری هستیم؟  این پرسش، پرسش اصلی همه فعالان این عرصه است . سرمایه‌گذاری بر آینده؛ فوایدی فراتر از سفر اهمیت این کار زمانی آشکار می‌شود که به فواید آن در مقیاس کلان نگاه کنیم .توجه جدی به گردشگری کودک، در حقیقت سرمایه‌گذاری هوشمندانه بر روی بنیادی‌ترین رکن توسعه پایدار، یعنی  نسل آینده  است . این نوع از گردشگری، فرصتی است برای پرورش شهروندانی با درک عمیق‌تر از محیط زیست، تاریخ و فرهنگ بومی . کودکانی که از همان سال‌های نخست زندگی، لمس کردن پوست درختان، شنیدن صدای جریان رودخانه و درک نظم حاکم بر یک بنای تاریخی را تجربه می‌کنند، در بزرگسالی نه به عنوان ناظرانی بی‌تفاوت، که به عنوان حامیان و مدافعان آگاه و دلسوز طبیعت و میراث فرهنگی خود عمل خواهند کرد . این سفرها، دانشی را در وجود آنان تزریق می‌کند که ماندگار و تبدیل به بخشی از هویت آنان می‌شود . از سوی دیگر، گردشگری کودک به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت مهارت‌های فردی و اجتماعی عمل می‌کند . خارج شدن از حباب امن و آشناى روزمره، کودکان را در موقعیت‌های جدیدی قرار می‌دهد که مستلزم سازگاری، حل مسئله، کار گروهی و تعامل با همسالان در فضایی غیررقابتی است . این تجربیات، نه تنها اعتمادبه‌نفس آنان را افزایش می‌دهد، بلکه هوش هیجانی و توانایی مواجهه با موقعیت‌های غیرمنتظره را در آنان تقویت می‌کند . در مقیاسی کلان، این فرآیند به پرورش نسلی با نشاط‌تر، خلاق‌تر، اجتماعی‌تر و تاب‌آورتر منجر می‌شود که می‌تواند موتور محرکه توسعه همه‌جانبه کشور باشد . آینده در هاله ای از امید با این همه،چراغی خوش‌بین است و نشانه‌هایی از تحول می‌بیند:  حس می‌کنم کم‌کم در وزارتخانه دارد اتفاقات خوبی می‌افتد . با اینکه جشنواره گردشگری کودک با بی‌نظمی و تغییر تاریخ متعدد برگزار شد، اما همین که به چنین مفهومی پرداخته شد، قابل تأمل و مایه امیدواری است .  این امیدواری، امیدی است برای پررنگ شدن نقش کودکان در نقشه‌های توسعه گردشگری؛ کودکانی که امروز با شناخت ردپای حیوانات و معماری کاروانسراها، شاید فردا بتوانند نقشه بهتری برای میهن خود ترسیم کنند. ✍🏻 مریم کاظمی زاده

ایجاد شده: 29/آذر/1404       آخرین ویرایش: 29/آذر/1404     اخبار داخلی
برگزاری کارگاه های بافت گردی و شوشتر شناسی در شوشتر

برگزاری کارگاه های بافت گردی و شوشتر شناسی در شوشتر

به گزارش ایتنا ؛ به همت جمعی از دوستداران میراث فرهنگی و  فعالان گردشگری شوشتر کارگاه های بافت گردی و شوشتر شناسی به منظور شناخت بهتر آثار و بناهای تاریخی برگزار می شود. با پیشرفت و گسترش شهرهای دارای قدمت تاریخی، متاسفانه بافت های قدیمی این شهرها که به نحوی شناسنامه تاریخی و  فرهنگی شهر محسوب می شوند به مرور زمان مورد بی توجهی قرار می گیرند و روز به روز میزان تخریب آنها در حال افزایش است. طرح  کارگاه های شوشتر شناسی  به‌منظور دانش‌افزایی و ارتقاء آگاهی عموم مردم  از میراث گذشتگان و پیشینه تاریخ و تمدن شوشتر اجرا می‌شود. آشنایی عموم مردم  به خصوص کودکان و نوجوانان با جاذبه‌های تاریخی و گردشگری و بافت سنتی  باعث  تقویت حس مسئولیت‌پذیری جامعه در حفظ و نگهداری میراث فرهنگی شده و از ظهور پدیده وندالیسم و تخریب آثار تاریخی پیشگیری می‌کند. یکی از موثرترین راه ها برای جلوگیری از تخریب این آثار، برگزاری تورهای بافت گردی و معرفی و شناساندن این میراث ارزشمند  به  است. در این کارگاه ها کارشناسان میراث فرهنگی  و فعالان گردشگری شوشتر  توضیحاتی در مورد بناها و آثار تاریخی به زبان ساده ارائه و بحث و گفتگو می شود. بسیاری از بناهاي تاريخي هستند كه به دليل عدم توجه مردم و بازديد،صاحبان آنها بناها را به حال خودشون رها كردن و در حال تخريب و مخروبه شدن هستند. در این کارگاه ها  علاوه بر توضیحات به نقش ارزشمند بناهاو بافت گردی برای رونق گردشگری و نیز حضور سرمایه گزاران در بخش میراث فرهنگی و گردشگری بحث و گفتگو می شودو اهالی و پیشکسوتان به روایت خاطره و تجربه زیسته خود در بافت تاریخی می‌پردازند.

ایجاد شده: 10/اردیبهشت/1404       آخرین ویرایش: 10/اردیبهشت/1404     اخبار داخلی
 مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان سمنان  تعیین تکلیف شود

مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان سمنان تعیین تکلیف شود

به گزارش ایتنا ؛ " کردان " رییس جامعه حرفه ای هتلداران و مراکز اقامتی استان سمنان و نماینده انجمن های حرفه ای گردشگری استان سمنان، خواستار تعیین تکلیف مدیریت اداره کل میراث فرهنگی،گردشگری وصنایع دستی استان گردید. وی با توجه به گذشت حدود یکسال از دوره سرپرستی مدیر فعلی، خواستار تصمیم گیری مسئولین کشوری و استانی در خصوص وضعیت این اداره کل به جهت امکان برنامه ریزی در راستای توسعه گردشگری و بهره مندی هرچه بیشتر ساکنین استان از صنعت پاک گردشگری گردید. وی خاطرنشان کرد که حفظ و مرمت بناهای تاریخی،آموزش و ترویج صنایع دستی فاخر استان و توسعه متوازن گردشگری با بهره مندی از ظرفیت ها و قابلیت های موجود نیازمند برنامه ریزی و استفاده حداکثری از مراکز دانشگاهی ،اساتید و فعالان این حوزه می باشد و به یقین این مهم با مدیریت سرپرست امکان پذیر نیست. ایشان با توجه به افزایش رشد اقامت و بازدید گردشگران در نوروز سالجاری از کلیه مسئولان توجه بیشتر به مقوله گردشگری و تامین زیر ساخت مورد نیاز جهت جذب سرمایه گذاران و پذیرش گردشگران دوستدار تاریخ، طبیعت و عرفان اسلامی را خواستار گردید.

ایجاد شده: 10/اردیبهشت/1404       آخرین ویرایش: 10/اردیبهشت/1404     اخبار داخلی
سیاست های غلط، حکمرانی بد و غفلت از منابع گردشگری کشور

سیاست های غلط، حکمرانی بد و غفلت از منابع گردشگری کشور

وقتی فهم کارگزاران و مسئولان از توانمندی های کشور ناقص است. وقتی برنامه ای برای توسعه گردشگری کشور به عنوان مهمترین اولویت اقتصادی و فرهنگی وجود ندارد. وقتی هدایت سرمایه ها و منابع ملی براساس آمایش سرزمین نیست. وقتی دعوای نمایندگان حوزه های انتخابیه و استانداران برای اختصاص و اخذ بودجه های ملی و هزینه و مصرف آن در صنایع آب بر بدون توجه به اقلیم، منابع آبی و سرزمینی است. وقتی مسابقه بر سر احداث داشتن کارخانه های ذوب‌ فلزات، پتروشیمی، سیمان و سرامیک در بین نمایندگان مجلس شروع می شود و داشتن این صنایع آب بر به افتخاری برای نماینده حوزه های انتخابیه و مسئولان شهر بدون توجه به عواقب آلودگی زیست محیطی، منابع آبی و خاکی، تامین انرژی و بازارهای فروش و حمل و نقل و ترانزیت، تبدیل می شود.  همین شده است که در شهرهایمان ذوب آهن ، سیمان و سنگ و سرامیک داریم ولی آبی برای نوشیدن و هوایی برای نفس کشیدن نداریم. و این یعنی فاجعه و بی خردی تام در حکمرانی و حکمروایی بد و زشت در اداره مملکت. یکی بر سر شاخ و بُن می برید!؟! امروزه همان رخ می دهد که در استان های اصفهان و یزد فارس و ارومیه می بینیم. عدم درک توانمندی ها و ظرفیت های توسعه ای و اولویت بندی تخصیص و هدایت سرمایه ها بر اساس اصل هزینه و فایده منطقه ای و عدم پایبندی به اصول توسعه پایدار و علم اقتصاد در صادرات و واردات و شعارهای بی محتوای خودکفایی صنعتی و کشاورزی و تولیدات ملی به هر قیمتی. تاسف. بعد از ۴۵ سال هم وابسته تر شده ایم و هم محیط زیست مان را نابود کرده ایم و هم دشمن تراشی و تنفر در داخل را در حوزه های جغرافیایی و منطقه ای افزایش داده ایم و هم مردم را به جان یکدیگر انداخته ایم. حکایت تخریب تاسیسات آب انتقالی شرب یزد در شرق اصفهان از همین نوع است. براستی اولویت توسعه در مرکز کشور و فلات مرکزی ایران با توجه به اقلیم و منابع آبی موجود چه بوده و می باشد؟ بجز گردشگری!؟! شهرهایی که هم اکنون به لحاظ ظرفیت ها و منابع برتر میراث عظیم فرهنگی و طبیعی و انسانساخت خود می بایستی به مهمترین مقاصد گردشگری دنیا تبدیل و درآمد چند هزار برابری تولیدات صنایع مخرب استقرار یافته کنونی برای ساکنان این مناطق می شدند، اکنون بر روی زمین سوخته به دنبال آب برای شرب و زمین هایی می گردند که دچار فرسایش و فرونشست روزمره شده اند.  شما نام این بلایی که حاکمان و برنامه ریزان بر سر آنان آورده اند چه می گذارید؟ بجز جهل و بی سوادی و کج فهمی؟ اگر فهم درستی در کشور حاکم بود هم اکنون استانهای اصفهان و یزد و قم و فارس‌ و کرمان بایستی برای جذب هرچه بیشتر گردشگر داخلی و خارجی کنسرسیوم ها و اتحادیه هایی برای مدیریت مقصد و افزایش سهم بیشتر از بازار تجارت گردشکران خارجی برای دیدار از دستاوردهای تمدن کهن ایرانی و اسلامی اقدام می کردند نه دعوا برای انتقال آب جهت شرب و مصرف در صنایع مخرب! آبی که بایستی در زاینده رود جاری و شهر را زنده و سفره های آبی زیر زمینی را تغذیه و تالاب ها را سیراب کند تا انبوه گردشگران دنیا را میزبان شایسته ای باشد و صنایع دستی، سوغات و محصولات محلی را شکوفا نماید هم اکنون اصفهان  را خشک و آلوده و یزد را بی آب و وابسته به آسمان و زمین کرده است. بله این بی تدبیری نیست. این ظلم به میهن است. این ناترازی نیست. این ورشکستکی حکمرانی است. اگر اولویت نظام و کشورداری بر اساس اقتصاد فرهنگ بنا می شد هم اکنون می بایستی سرزمین ایران و البته استان یزد یکی از برترین قطب های گردشگرپذیر جهان و تولید و فروش برتر صنایع دستی، هنرهای بومی و سوغات محلی می شد نه وابسته به آب زاینده رود برای تولید آهن و فولاد و کاشی و سرامیک. بله آب زاینده رود برای کسری آب‌شرب مردمان شریف و نجیب و صرفه جوی استان یزد مورد استفاده قرار می گیرد ولی منابع آبی خود استان صرف چه صنایع آب بری می شود که بر اثر سیاست های غلط مکان گزینی و سهم خواهی ضد پایداری محیطی و گردشگری در این استان و استان اصفهان و البته در استانهای مرکزی و بی آب ایران استقرار یافته اند. درآمد ذوب آهن و کارخانجات و صنایع آب بر اصفهان چند میلیارد دلار است که هم هوا، هم آب و هم روحیه سرزندگی مردم اصفهان را تباه کرده است؟ سالیانه چند میلیون گردشگر داخلی و خارجی را برای دیدن دستاوردهای تمدن اسلامی در شهر اصفهان و کرانه های زیبای زاینده رود می توانیم میزبانی کنیم؟ که هم درآمد چند صدبرابری این صنایع مخرب را داشته باشد، هم صنایع دستی و هنرهای ملی و بومی را شکوفا کند و هم از فرونشست زمین و فرونشست جاذبه ها و تخریب بناهای تاریخی اصفهان پیشگیری کند. برنامه ریزان بی سواد اعم از دولت و نمایندگان مجلس با دستان خودشان جنگ آب را در داخل کشور رقم زده اند که قطعا عواقب آن همانند نابودی معیشت کشاورزان و باغداران بومی، تشدید مهاجرت، افزایش حاشیه نشینی، افزایش ناامنی، بیکاری، تنفر اجتماعی و نابودی محیط زیست و افزایش ریزگردها و آلودگی هوا و در نهایت انسجام ملی را خدشه دار خواهد کرد. این وضعیت برای دریاچه ارومیه و تالاب میانکاله به خاطر سدسازی بی رویه و هدایت حق آبه دریاچه و تالاب برای کشاورزی همچنین انتقال فاضلاب صنعتی و شهری به تالاب انزلی و سایر  منابع آبی داخلی نیز صادق است! سیاست های غلط کشور  و حکمرانی بد...!؟! ✍️ علی رحیم پور - کارشناس گردشگری

ایجاد شده: 20/فروردین/1404       آخرین ویرایش: 20/فروردین/1404     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...