نتایج جستجو...
برگزاری مجمع عمومی گروه هتل‌های هما همزمان با پنجاه‌وچهارمین سال تأسیس

برگزاری مجمع عمومی گروه هتل‌های هما همزمان با پنجاه‌وچهارمین سال تأسیس

به گزارش هتل نیوز؛ مجمع عمومی گروه هتل‌های هما در سالگرد تأسیس این مجموعه، به بررسی عملکرد و برنامه‌های آتی در صنعت گردشگری پرداخت. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ مجمع عمومی عادی فوق‌العاده شرکت گروه هتل‌های هما، به سال مالی منتهی به ۲۹ اسفندماه ۱۴۰۴ اختصاص داشت. این رویداد در تاریخ ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ در سالن صدف هتل هما تهران برگزار شد. در این نشست، اعضای هیئت‌مدیره و مدیرعامل به ارائه گزارش عملکرد مدیریت پرداختند. در این گزارش، مهم‌ترین مسائل و چالش‌های پیش روی گروه بررسی شد. همچنین برنامه‌های آتی نیز به بحث گذاشته شد. مدیرعامل گروه هتل‌های هما در این جلسه، بر تداوم اقدامات اصلاحی و توسعه‌ای تأکید کرد. وی بر افزایش بهره‌وری و تقویت درآمدهای پایدار نیز اشاره داشت. هدف استفاده بهینه از ظرفیت‌ها و دارایی‌های مجموعه در این راستا قرار دارد. با توجه به شرایط صنعت گردشگری و تحولات منطقه‌ای، تأکید بر مولدسازی ظرفیت‌ها و تقویت انضباط مالی صورت گرفت. همچنین بهسازی هتل‌های تابعه نیز در دستور کار قرار دارد. گروه هتل‌های هما اعلام کرد که در سال ۱۴۰۵، توسعه و بهسازی، هوشمندسازی و افزایش بهره‌وری را دنبال خواهد کرد. این اقدامات به ارتقای کیفیت خدمات و تقویت جایگاه این مجموعه کمک خواهد کرد.

ایجاد شده: سه روز قبل       آخرین ویرایش: سه روز قبل     اخبار داخلی
اتاق ۴۱۲؛ گاهی مهمان‌نوازی یعنی دیدن آدم‌ها

اتاق ۴۱۲؛ گاهی مهمان‌نوازی یعنی دیدن آدم‌ها

✍🏻 مستر نوشت من اتاق‌های هتل را تمیز می‌کنم. در هتل ماریوت مرکز شهر کار می‌کنم و ۹ سال است که در همین طبقه و همین اتاق‌ها مشغول به کارم. آدم در این شغل چیزهای زیادی می‌بیند؛ چیزهایی که مهمان‌ها جا می‌گذارند؛ از زباله و لباس گرفته تا انعام و گاهی یادداشت‌هایی که هیچ‌کس انتظارشان را ندارد. از ماه مارس سال گذشته، متوجه اتاق ۴۱۲ شدم. هر دوشنبه یک مهمان ثابت وارد این اتاق می‌شد؛ یک مسافر کاری. هیچ‌وقت اتاق را کثیف نمی‌کرد و همیشه یک اسکناس پنج‌دلاری به عنوان انعام می‌گذاشت؛ تاخورده، زیر فنجان قهوه. سه ماه، هر دوشنبه همین اتفاق تکرار شد. تا اینکه انعام‌ها قطع شد. هفته چهاردهم بود. دوباره دوشنبه بود و دوباره اتاق ۴۱۲. اما این بار خبری از انعام نبود. فقط همان اتاق همیشگی بود؛ مرتب و تمیز. تخت مرتب شده بود، حوله‌ها تا شده بودند؛ انگار مهمان می‌خواست کار من را راحت‌تر کند. هفته پانزدهم هم همین‌طور گذشت. هفته شانزدهم، یادداشتی روی کاغذ مخصوص هتل پیدا کردم: «متأسفم که دیگر نمی‌توانم انعام بدهم. دو هفته پیش کارم را از دست دادم. هنوز مجبورم برای مصاحبه‌های کاری سفر کنم و با امتیازهایم در هتل می‌مانم. ممنونم بابت همه‌چیز.» پای یادداشت نوشته بود: «مایکل». من ۱۶ هفته اتاقش را تمیز کرده بودم، اما تازه آن روز اسمش را فهمیدم. برای او یادداشتی نوشتم و روی میز گذاشتم: «مایکل، نگران انعام نباش. برای مصاحبه‌هایت موفق باشی.» دوشنبه بعد، یادداشت جدیدی دیدم: «ممنونم. مصاحبه در کلمبوس خوب پیش نرفت. سه مصاحبه دیگر دارم. دارم به آخرین پیراهن‌های تمیزم می‌رسم. لباس‌شویی هتل خیلی گران است. دارم تمام تلاشم را می‌کنم.» وقتی وارد حمام شدم، چهار پیراهن رسمی دیدم که آویزان بودند. مایکل آنها را با دست در سینک شسته و روی چوب‌لباسی خشک کرده بود. پیراهن‌ها چروک و لکه‌دار بودند. با این وضعیت نمی‌شد به مصاحبه رفت. پیراهن‌ها را برداشتم و به لباس‌شویی هتل بردم. گفتم برای یکی از مهمان‌هاست و باید فوری آماده شود. آنها را شستند و اتو کردند؛ کاملاً مرتب و آماده. پیراهن‌ها را دوباره در کمدش گذاشتم و یادداشتی نوشتم: «لباس‌شویی این هفته مهمان من. موفق باشی.» هفته هجدهم، یادداشت جدیدی از مایکل پیدا کردم: «نمی‌دانم چطور تشکر کنم. برای یک مصاحبه دوم دعوت شدم. شرکت در دنور. یکی از همان پیراهن‌هایی را پوشیدم که شما تمیز کردید. اعتمادبه‌نفسم بیشتر شده بود. شما مجبور نبودید این کار را انجام دهید.» حق با او بود. من مجبور نبودم. اما مدام به مردی فکر می‌کردم که در سینک هتل لباس‌هایش را می‌شست و تلاش می‌کرد حرفه‌ای به نظر برسد، در حالی که زندگی‌اش داشت از هم می‌پاشید. او با آخرین امتیازهایش در هتل می‌ماند تا بتواند دنبال کار بگردد. هفته بیستم، اتاق ۴۱۲ خالی بود. نه یادداشتی، نه اثری از او. فقط رفته بود. از پذیرش پرسیدم. بررسی کردند و گفتند جمعه تسویه حساب کرده است. امتیازهایش تمام شده بود و دیگر نمی‌توانست اقامتش را تمدید کند. حالم بد شد. حتی فرصت نکرده بودم خداحافظی کنم. نمی‌دانستم کار پیدا کرده یا نه. نمی‌دانستم حالش خوب است یا نه. نمی‌دانستم آن پیراهن‌های تمیز واقعاً کمکی به او کرده‌اند یا نه. انگار همه‌چیز تمام شده بود و آن ۲۰ هفته یادداشت‌ها دیگر معنایی نداشت. دو ماه بعد، پذیرش با من تماس گرفت: یک نفر اینجاست که دنبال خدمتکار طبقه چهارم می‌گردد. می‌گوید قبلاً در اتاق ۴۱۲ اقامت داشته. پایین رفتم. مایکل بود. کت‌وشلوار پوشیده بود؛ یک کت‌وشلوار خوب و نو. مرا که دید، لبخند زد و گفت: کار را گرفتم. در دنور، هفته آینده شروع می‌کنم. برگشتم تا شخصاً از شما تشکر کنم. بعد گفت: وقتی هیچ چیزی نداشتم، شما باعث شدید ادامه بدهم. آن پیراهن‌ها، آن یادداشت‌ها... واقعاً مهم بودند. شما مجبور نبودید این کارها را انجام دهید. یک پاکت به من داد. داخلش ۳۰۰ دلار بود. گفت: برای تمام انعام‌هایی که نتوانستم بدهم. برای لباس‌شویی. برای اینکه وقتی احساس می‌کردم هیچ‌کس من را نمی‌بیند، شما من را مثل یک انسان دیدید.» خواستم پول را پس بدهم، اما قبول نکرد. گفت: شما به یک غریبه کمک کردید؛ کسی که نمی‌توانست چیزی به شما بدهد. اجازه بدهید حالا من جبران کنم. بعد گفت: هفته هفدهم هیچ پولی نداشتم. هیچ مصاحبه‌ای نتیجه نداده بود. هیچ امیدی نداشتم. یادداشت شما من را نجات داد. واقعاً نجاتم داد. سپس یک یادداشت دیگر از جیبش بیرون آورد. همان یادداشتی که من نوشته بودم: «لباس‌شویی این هفته مهمان من. موفق باشی.» آن را تا کرده و نگه داشته بود. کاغذ کهنه شده بود؛ انگار صدها بار آن را خوانده بود. گفت: این را در کیف پولم نگه داشتم. در هر مصاحبه، بعد از هر جواب رد، نگاهش می‌کردم. یک نفر به من ایمان داشت؛ کسی که حتی من را نمی‌شناخت. همین کافی بود که دوباره تلاش کنم. کافی بود که تسلیم نشوم. شما این را به من دادید. همان‌جا در لابی شروع به گریه کرد. گفت: «ممنونم.» من هنوز اتاق ۴۱۲ را تمیز می‌کنم. مهمان‌ها عوض شده‌اند، انعام‌ها فرق کرده‌اند و کثیف‌کاری‌ها متفاوت شده‌اند. اما حالا هر اتاق را جور دیگری نگاه می‌کنم. آن چمدان؟ شاید متعلق به کسی باشد که دارد برای رسیدن به جایی تلاش می‌کند. آن پیراهن‌های چروک؟ شاید نشانه کسی باشد که دارد تمام تلاشش را می‌کند. آن یخچال خالی؟ شاید متعلق به کسی باشد که دارد تک‌تک پول‌هایش را حساب می‌کند. من از مایکل یک چیز یاد گرفتم: اتاق‌های هتل فقط اتاق نیستند. آنها گاهی جایی هستند که آدم‌ها وقتی در یک مرحله گذار زندگی‌اند، به آن پناه می‌آورند؛ بین دو شغل، بین دو زندگی، بین تسلیم شدن و یک بار دیگر تلاش کردن. و گاهی کسی که آن اتاق را تمیز می‌کند، کسی که پیراهن‌های شسته‌شده با دست را می‌بیند، کسی که یادداشت‌ها را می‌خواند، می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. نه به خاطر پول. نه به خاطر لباس‌شویی. بلکه فقط به این دلیل که یک نفر دید دیگری در حال سختی کشیدن است و به او گفت: «من تو را می‌بینم. تو مهم هستی. ادامه بده.» این فقط مهمان‌نوازی نیست. این انسانیت است. و هیچ هزینه‌ای ندارد؛ جز کمی توجه، کمی اهمیت دادن و اینکه متوجه شوی مسافر کاری اتاق ۴۱۲ فقط یک مهمان نیست. او مایکل است. و دارد تلاش می‌کند. گاهی تنها چیزی که یک نفر نیاز دارد این است که بشنود: «می‌بینم که داری تلاش می‌کنی. متوجهت هستم. ادامه بده.» اگر کسی را می‌شناسید که این روزها دارد سخت تلاش می‌کند، این داستان را برایش بفرستید و به او بگویید: می‌دانم چقدر داری تلاش می‌کنی. شاید خودت نبینی، اما من می‌بینم. ادامه بده... تو از چیزی که فکر می‌کنی قوی‌تری.

ایجاد شده: چهار روز قبل       آخرین ویرایش: چهار روز قبل     مقالات و یادداشت ها
كاركرد روابط عمومى به تبليغ مديران تبديل شده است

كاركرد روابط عمومى به تبليغ مديران تبديل شده است

به گزارش هتل نیوز؛ کارکرد روابط عمومی‌ها به سمت تبلیغ مدیران تغییر کرده است که این امر موجب کاهش اعتماد عمومی و اختلال در جریان اطلاع‌رسانی می‌شود. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ محمد خدادی، معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در دولت حسن روحانی، به تغییر کارکرد روابط عمومی‌ها اشاره کرد. وی بیان کرد که این کارکرد به تبلیغ عملکرد مدیران تبدیل شده است. این تغییر منجر به کاهش اعتماد عمومی و اختلال در جریان اطلاع‌رسانی شده است. خدادی ادامه داد که امروز با مفهوم سنتی روابط عمومی مواجه نیستیم و باید از «بخش ارتباطات» سخن گفت. او تأکید کرد که وظیفه اصلی این بخش، ایجاد و تسهیل ارتباط میان دستگاه، رسانه و مردم است. این بخش ارتباطات باید به تسهیل دسترسی رسانه‌ها به اطلاعات کمک کند. این امر به مردم اجازه می‌دهد در جریان امور قرار گیرند و زمینه مشارکت دستگاه‌ها با مردم فراهم شود. همچنین، این بخش باید پرسش‌ها و مطالبات مردم را جمع‌آوری کند و ابهامات را شناسایی نماید.

ایجاد شده: 26/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 26/مرداد/1405     اخبار داخلی
گردشگری و امنیت ملی؛ وقتی سفرهٔ مردم خطِ مقدم امنیت می‌شود

گردشگری و امنیت ملی؛ وقتی سفرهٔ مردم خطِ مقدم امنیت می‌شود

✍🏻 مهرداد مرکزی | فعال گردشگری همه قدرتِ گردشگری را با «تعداد توریست‌ها» یا «میلیاردها دلار درآمد» می‌سنجند؛ اما تجربهٔ ترکیه و تونس نشان می‌دهد امنیتِ یک کشور، نه با حجمِ پول، بلکه با «نحوهٔ توزیع آن» گره خورده است. امنیتِ نرم چیست؟ وقتی از امنیت در گردشگری می‌گوییم، منظورمان لزوماً گشت‌های انتظامی یا حفاظت نظامی نیست. منظور ما «امنیت نرم» است: تاب‌آوری اجتماعی، اعتمادِ مردم به آینده و احساسِ سهم داشتن در ثباتِ کشور. مدل ترکیه؛ شبکهٔ منافع مشترک در ترکیه، گردشگری در هزاران کسب‌وکار کوچک و خانوادگی پخش شده است. از هتل‌دار و رستوران‌دار تا راننده و فروشنده، همه از ثباتِ کشور نان می‌خورند. اینجا امنیت فقط وظیفه دولت نیست؛ یک «منفعت اقتصادی مشترک» برای مردم است. در کودتای ۲۰۱۶، مقاومت مردم در برابر تانک‌ها پیام بزرگی داشت. اگرچه این رفتار مستقیماً ناشی از گردشگری نبود، اما این فرضیه را تقویت می‌کند: «جامعه‌ای که خود را ذی‌نفعِ ثبات می‌داند، در بحران تاب‌آوری بیشتری دارد.» مدل تونس؛ شکاف، نه مشارکت پیش از ۲۰۱۱، گردشگریِ تونس صنعتی بزرگ اما «متمرکز» بود. منافع بیشتر در مناطق ساحلی و نزد گروهی خاص انباشته شد. این شکاف عمیق میان «ساحل برخوردار» و «داخلِ محروم»، امنیت اجتماعی را در برابر تکانه‌ها ضعیف کرد. انقلاب تونس نتیجهٔ یک عامل واحد نبود، اما این نابرابری منطقه‌ای قطعاً در شکل‌گیری نارضایتی‌ها نقش داشت. حرف آخر توزیعِ عادلانهٔ سود، خودِ امنیت است. اگر جامعه احساس کند ثباتِ یک مقصد مستقیماً به سفرهٔ خودش گره خورده، برای حفظ آن کوتاهی نمی‌کند. جای اندیشیدن است؛ گردشگری در ایران چقدر توانسته منافعش را میان مردم محلی توزیع کند و زندگی آن‌ها را به آینده و ثبات مقصد گره بزند؟

ایجاد شده: 25/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
۵۴ سال میزبانی باکیفیت؛ هما نامی گره‌خورده با صنعت هتلداری ایران

۵۴ سال میزبانی باکیفیت؛ هما نامی گره‌خورده با صنعت هتلداری ایران

✍🏻 علی اصغر خلف صالح ۵۴ سال پیش، در چنین روزهایی و در حوالی میدان ونک تهران، از هتلی به‌صورت رسمی رونمایی شد که خیلی زود توانست جایگاه ویژه‌ای در صنعت هتلداری ایران پیدا کند؛ هتلی که فعالیت خود را با نام «آریا شرایتون» آغاز کرد و در مدت کوتاهی به یکی از شاخص‌ترین هتل‌های کشور و حتی منطقه بدل شد. "آریا شرایتون" تنها یک هتل نبود؛ آغاز مسیری بود که بعدها به شکل‌گیری یکی از شناخته‌شده‌ترین مجموعه‌های هتلداری ایران انجامید؛ چون در سال‌های بعد، هتل‌هایی همچون کوروش کنتینانتال شیراز، گامرون بندرعباس و هایت مشهد و با چند سال تاخیر هتل خیام مشهد نیز در کنار این مجموعه قرار گرفت تا ترکیبی کم‌نظیر از هتل‌های شاخص را شکل دهند؛ اتفاقی که سرانجام با توسعه این مجموعه‌ها رقم خورد و «گروه هتل‌های هما» را به یکی از نام‌های مهم بازار هتلداری ایران تبدیل کرد. "هما" در طول بیش از پنج دهه فعالیت، فقط شاهد تحولات صنعت گردشگری و هتلداری ایران نبوده، بلکه خود بخشی از تاریخ این صنعت به شمار می‌رود؛ برندی که نسل‌های مختلفی از گردشگران، فعالان اقتصادی، مدیران، چهره‌های فرهنگی و میهمانان داخلی و خارجی، تجربه میزبانی آن را در ذهن دارند. امروز، ۵۴ سال پس از آن آغاز مهم، گروه هتل‌های هما با توسعه مجموعه خود و حضور در مقاصد مهم گردشگری و اقتصادی کشور، با پنج هتل پنج‌ستاره در تهران، مشهد، شیراز و بندرعباس، همچنان یکی از نام‌های شناخته‌شده هتلداری ایران است و میزبانی از گردشگران، مسافران و صاحبان کسب‌وکار را بر عهده دارد. ۵۴ سال فعالیت مستمر، برای یک برند هتلداری فقط یک عدد نیست؛ پشت این عدد، تجربه، نیروی انسانی، خاطرات هزاران میهمان و فراز و نشیب‌های بیش از نیم قرن صنعت گردشگری ایران قرار دارد. 24 مرداد، سالروز تأسیس گروه هتل‌های هما، فرصتی است برای یادآوری نقش برندهایی که در شکل‌گیری استانداردهای حرفه‌ای هتلداری ایران سهم داشته‌اند؛ برندهایی که نامشان با بخشی از خاطرات سفر ایرانیان گره خورده است. "هما" امروز پس از ۵۴ سال، همچنان بخشی از میراث هتلداری ایران و نامی آشنا برای مفهوم میزبانی است؛ میزبانی‌ای که امیدواریم در سال‌های پیش‌رو نیز با تکیه بر تجربه گذشته و نگاه به آینده، باکیفیت‌تر و حرفه‌ای‌تر ادامه پیدا کند.

ایجاد شده: 25/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...