نتایج جستجو...
دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

دولت زمین بازی را آماده کند، بخش خصوصی بازی را بسازد

✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزه‌های سرمایه‌گذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمع‌بندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوه‌ای همه دستگاه‌ها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایه‌گذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی می‌شود تا مشخص شود چگونه می‌توان با تعریف مسئولیت‌های دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیت‌های موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدی‌گری دولت فاصله بگیرد و میدان‌داری سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیت‌های خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفه‌های لازم برای تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کم‌نظیر، ویژگی‌های اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفت‌انگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانه‌ها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندی‌هایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر می‌رسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جست‌وجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور می‌شود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجه‌های دولتی، پروژه‌های محدود دستگاه‌های اجرایی و فعالیت‌های پراکنده سازمان‌ها امکان‌پذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفه‌ای، امنیت سرمایه‌گذاری و چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهم‌ترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهم‌کردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاست‌گذار و تنظیم‌گر باشد، نه متصدی همه فعالیت‌های اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساخت‌های عمومی بازتعریف شود. دولت می‌تواند با شناسایی ظرفیت‌ها و پهنه‌های مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیت‌هایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرح‌های جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوب‌ها و ضوابط سرمایه‌گذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی به‌صورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساخت‌های عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهره‌برداری از پروژه‌ها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایه‌گذاران واگذار شود. مهم‌تر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایه‌گذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایه‌گذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعه‌ای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عمل‌های زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماری‌های خاص به کشورهای اروپایی سفر می‌کنند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعه‌هایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل می‌کنند. چنین پروژه‌ای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاه‌ها و فراهم‌کردن زیرساخت‌های عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایه‌گذاری، مدت بهره‌برداری و شرایط تضمین‌شده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایه‌گذار بداند پس از بهره‌برداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی می‌تواند از سرمایه‌گذاری خود بهره‌برداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولت‌هاست. در دوره‌های مختلف، قراردادهایی امضا شده‌اند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین می‌کرده‌اند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آن‌ها دستخوش تغییر شده و سرمایه‌گذار آسیب دیده است. چنین تجربه‌هایی می‌تواند موجب خروج سرمایه‌گذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژه‌های بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژه‌ها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آماده‌کردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایه‌گذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایه‌گذاری؛ پیش‌شرط ورود بخش خصوصی سرمایه‌گذار زمانی وارد یک پروژه می‌شود که آینده سرمایه‌گذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدم‌قطعیت پروژه نیز در تصمیم‌گیری او نقش تعیین‌کننده دارد سرمایه‌گذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدوده‌ای اجرا می‌شود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاه‌های مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهره‌برداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم می‌شود. پرسش مهم‌تر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسش‌ها پاسخ‌هایی روشن و شفاف داد، حتی پروژه‌های بزرگ و پیچیده گردشگری نیز می‌توانند برای سرمایه‌گذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایه‌گذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایه‌گذار از امکان بهره‌برداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز می‌توان متناسب با ویژگی‌های هر مقصد و مشخصات پروژه، بسته‌های سرمایه‌گذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیت‌ها، کاربری‌ها، زیرساخت‌ها، میزان سرمایه‌گذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصت‌های اقتصادی را به‌صورت شفاف مشخص کند تا سرمایه‌گذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت می‌تواند امتیاز بهره‌برداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایه‌گذار اعطا کند؛ به‌گونه‌ای که مدت بهره‌برداری متناسب با حجم سرمایه‌گذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایه‌گذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمی‌شود. این سرمایه‌گذاری می‌تواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسب‌وکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر می‌کند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهم‌کردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایه‌گذاری گردشگری سرمایه‌گذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایه‌گذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایه‌گذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوب‌های قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاه‌های مرتبط را به‌صورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینه‌های اداری، افزایش قابلیت پیش‌بینی پروژه‌ها و تقویت اعتماد سرمایه‌گذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولت‌ها دچار توقف یا دگرگونی‌های بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایه‌های بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاست‌گذاری و استمرار برنامه‌های توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبه‌های منحصربه‌فرد نیز نمی‌تواند به‌تنهایی تضمین‌کننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژه‌های گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژه‌های گردشگری است و از این منظر، مزیتی کم‌نظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همه‌چیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذاب‌ترین پهنه‌های کویری جهان به شمار می‌رود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها. این ظرفیت‌ها می‌توانند مبنای تعریف پروژه‌های یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، می‌توان به ظرفیت‌های پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانه‌ای که از داخل شهر اهواز می‌گذرد، می‌تواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمی‌های دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژه‌ای را می‌توان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهره‌برداری بلندمدت، برای مثال در دوره‌ای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را می‌توان برای دیگر ظرفیت‌های کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبه‌های کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبه‌ها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری می‌تواند به محور شکل‌گیری مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حمل‌ونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفه‌ای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعال‌شدن این زنجیره می‌تواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی می‌تواند زنجیره‌ای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژه‌های سرمایه‌گذاری گردشگری به نظر می‌رسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژه‌های مستعد سرمایه‌گذاری در سراسر کشور باشد. در این پرونده‌ها باید ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری، وضعیت زیرساخت‌ها، کاربری‌های قابل تعریف، هزینه‌های اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهره‌برداری، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و تعهدات دولت و سرمایه‌گذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمان‌بندی صدور مجوزها به‌صورت شفاف تعیین شوند تا سرمایه‌گذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامه‌ای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانک‌ها، بازار سرمایه، شهرداری‌ها، جوامع محلی، شرکت‌های گردشگری، هتل‌ها، بخش حمل‌ونقل، صنایع فرهنگی و کسب‌وکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی می‌تواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیت‌های موجود، تعریف مدل‌های اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایه‌گذار نیازمند است. ظرفیت‌هایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، می‌توانند از دارایی‌های بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدان‌داری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.

ایجاد شده: 21/مهر/1405       آخرین ویرایش: 21/مهر/1405     مقالات و یادداشت ها
رازهای ناگفته از نظم فناوری و مدیریت ترافیک در ارتفاع بالای ۲۹ هزار پایی

رازهای ناگفته از نظم فناوری و مدیریت ترافیک در ارتفاع بالای ۲۹ هزار پایی

✍🏻 خلبان محمد علی حدادی | خبرنگار ویژه ایتنا و سر دبیر بخش هوانوردی فلای نیوز 📌 نگاهی به شبکه نامرئی ایمنی در آسمان پروازها چگونه از یکدیگر دور از TCAS تا ترانسپوندر و سامانه هوشمند قوانین جداسازی RVSM می مانند؟ اگر از پشت پنجره هواپیما به بیرون نگاه کنید آسمان را فضایی بی انتها خلوت و آرام میبینید. اما این آرامش ظاهری حاصل یکی از پیچیده ترین دقیق ترین و پیشرفته ترین شبکه های مدیریتی در دنیای فناوری مدرن است. در هر ثانیه هزاران هواپیمای مسافربری با سرعتهایی نزدیک به ۹۰۰ کیلومتر در ساعت در لایه های مختلف جو در حال حرکت هستند بی آنکه کوچکترین تداخلی با یکدیگر پیدا کنند. چرا این حجم عظیم از تردد هوایی به حادثه ختم نمی شود؟ پاسخ در زنجیره ای پیوسته از قوانین هوانوردی مراقبت پرواز هوشیار و مغزهای الکترونیکی درون کابین خلبان نهفته است که با نظمی ریاضی گونه ایمنی آسمان را تضمین میکنند. بخش اول آسمان بزرگراه‌هایی که دیده نمیشوند بسیاری از مردم گمان میکنند خلبان پس از برخاستن از باند کنترل هواپیما را مستقیم به سمت مقصد می چرخاند و در خطی مستقیم پرواز میکند اما حقیقت این است که آسمان درست مانند زمین دارای بزرگراه ها تقاطع ها مسیرهای یک طرفه و دالانهای هوایی مشخصی است که به آنها راه های هوایی یا AIRWAYS اصل بنیادین برای جلوگیری از برخورد هواپیماها مفهومی به نام جداسازی (Separation) است. برج های مراقبت و مراکز کنترل ترافیک هوایی (ATC) موظف اند همواره یک حریم امن مشخص در اطراف هر هواپیما حفظ کنند. این حریم امن هم به صورت افقی فاصله طولی و عرضی و هم به صورت عمودی اختلاف ارتفاع تعریف میشود تا زمانی که این فواصل طبق استانداردهای بین المللی حفظ شوند امکان برخورد فیزیکی به صفر میرسد. بخش دوم مفهوم RVSM : بهره وری بیشتر بدون کاهش ایمنی با افزایش چشمگیر تعداد پروازها در جهان طی دهه های اخیر آسمان در ارتفاعات بالا با ترافیک فزاینده ای روبه رو شد. در گذشته حداقل فاصله عمودی میان دو هواپیما در ارتفاعات بالا ۲۰۰۰ فوت حدود ۶۰۰ متر تعیین شده بود اما پیشرفت شگرف در طراحی حسگرهای ارتفاع سنج سیستم های ناوبری ماهواره ای و کامپیوترهای داده های هوایی امکان بازنگری در این قانون را فراهم ساخت. به Reduced Vertical Separation Minimum مخفف RVSM* در اینجا مفهومی به نام معنای «کاهش حداقل جدایی عمودی متولد شد. طبق این استاندارد بین المللی در صورتی که هواپیما و تجهیزات ناوبری آن تاییدیه های دقیق فنی را دریافت کرده باشند حداقل فاصله عمودی بین پروازها در ارتفاعات بین ۳۹ هزار تا ۴۱ هزار پایی به ۱۰۰۰ فوت (حدود ۳۰۰ متر کاهش مییابد. این نوآوری فنی اجازه داد تعداد لایه های پروازی در آسمان دو برابر شود نتیجه آن کاهش مصرف سوخت، امکان انتخاب مسیرهای بهینه تر از سوی شرکتهای هواپیمایی و افزایش ظرفیت آسمان بود در حالی که سطح ایمنی پروازها حتی نسبت به گذشته ارتقا پیدا کرد. بخش سوم ترانسپوندر شناسنامه دیجیتال و چشم رادار کنترل کنندگان ترافیک هوایی روی زمین چگونه متوجه میشوند هر نقطه متحرک روی نمایشگرهایشان متعلق به کدام پرواز است؟ پاسخ این پرسش در دستگاهی به نام ترانسپوندر (Transponder) قرار دارد. ترانسپوندر یک فرستنده و گیرنده رادیویی در هواپیماست که زبان مشترک میان هواپیما سامانه های نظارتی زمینی و سایر پروازها محسوب میشود. پیش از آغاز پرواز یک که چهار رقمی منحصر به فرد از Squawk Code) کد شناسایی اختصاصی سوى واحد مراقبت پرواز به هواپیما اختصاص می یابد خلبان این کد را در پنل ترانسپوندر وارد میکند. انتقال پیوسته داده ها ترانسپوندر در حالتهای پیشرفته تر Mode C و Mode S ، علاوه بر کد شناسایی اطلاعات حیاتی دیگری نظیر ارتفاع دقیق فشاری سرعت و شناسه هواپیما را به ایستگاه های راداری مخابره میکند. به کمک این دستگاه کنترلر در مرکز کنترل ترافیک هوایی دقیقا میداند هر هواپیما چه هویتی دارد با چه سرعتی حرکت میکند و در چه ارتفاعی قرار دارد اما اگر همه چیز به ارتباطات زمینی متکی باشد. در صورت بروز اختلال در دید رادار یا اشتباه انسانی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بخش چهارم سامانه TCAS : لایه نهایی دفاع هوشمند صنعت هوانوردی هیچگاه ایمنی جان مسافران را تنها به یک عامل واحد متکی نمی کند. حتی با وجود مهارت بالای خلبانان و دقت کنترل کنندگان زمینی لازم است لایه ای خودکار و مستقل درون خود هواپیما تعبیه شود. این لایه دفاعی نهایی سامانه TCAS نام دارد. سامانه هشدار ترافیک( Traffic Alert and Collision Avoidance System مخفف TCAS سامانه و جلوگیری از برخورد است. این سامانه که تحت استاندارد بین المللی ACAS شناخته می شود. کامپیوتر مستقلی در هواپیماست که ترانسپوندر هواپیماهای اطراف را به طور مداوم اسکن میکند و موقعیت نسبی فاصله و نرخ نزدیک شدن آنها را در کسری از ثانیه مورد محاسبه قرار میدهد. عملکرد حفاظتی این سامانه در دو سطح پلکانی تعریف شده است. سطح اول هشدار ترافیک(Traffic Advisory -TA) اگر سامانه ها محاسبه کنند که هواپیمای دیگری در حال نزدیک شدن به محدوده حریم امن است معمولا حدود ۲۰ تا ۲۸ ثانیه پیش از رسیدن به نقطه تقاطع فرضی هشدار TA فعال میشود. در این مرحله نمایشگر داخل کابین موقعیت ترافیک را به رنگ زرد نشان میدهد و صدایی رسا در کابین پخش می شود . Traffic Traffic» این هشدار صرفا جهت ارتقای هوشیاری خدمه پرواز است و نیازی به ماتور ناگهانی ندارد. سطح دوم راهنمای اقدام مستقیم (Resolution Advisory (RA)) چنانچه هواپیماها همچنان به هم نزدیک شوند و فاصله زمانی تا برخورد احتمالی به حدود ۱۵ تا ۲۵ ثانیه برسد وضعیت اضطراری اعلام شده و هشدار RA فعال میگردد در این لحظه، سامانه تنها هشدار نمی دهد بلکه فرمانی شفاف برای مانور عمودی صادر میکند. صعود کنید (Climb, Climb) کاهش ارتفاع دهید (Descend, Descend) بخش پنجم هماهنگی خودکار مکالمه دو مغز متفکر اوج شگفتی مهندسی هوانوردی در نسخه TCAS II به نمایش در می آید اگر دو هواپیمای در حال پرواز هم زمان در شرایط تعارض قرار گیرند سیستمهای TCAS هر دو هواپیما از طریق ترانسپوندرهای پیشرفته Mode S) در کسری از ثانیه با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. این دو کامپیوتر هوشمند به صورت هماهنگ تصمیم میگیرند سامانه هواپیمای اول به خلبان خود دستور صعود میدهد و سامانه هواپیمای دوم بلافاصله به خلبان مقابل دستور کاهش ارتفاع صادر میکند. بدین ترتیب هرگز امکانی برای صدور دستور متناقض یا هم جهت وجود نخواهد داشت. یک اصل حقوقی و عملیاتی تثبیت شده در تمام خطوط هوایی جهان وجود دارد در صورت صدور فرمان RA از سوی TCAS، پیروی از این سامانه بر تمام دستورات دیگر حتی دستورات کنترلر برج مراقبت اولویت قطعی دارد زیرا TCAS وضعیت دقیق آنی و هندسی برخورد را در چند ثانیه آخر می بیند. جمع بندی سمفونی دقت، علم و آرامش ایمنی پرواز یک تصادف خوشایند یا یک معجزه اتفاقی نیست؛ بلکه حاصل همکاری منظم و بی وقفه انسانها دستورالعملهای موشکافانه و پیشرفته ترین سامانه های هدایت هوابرد است. در هر لحظه از یک سفر هوایی در حالی که مسافران در کابین با آرامش به استراحت می پردازند یا مناظر ابرها را تماشا میکنند شبکه ای نامرئی از امواج الکترونیکی محاسبات کامپیوتری و مراقبت های انسانی در سکوت در حال فعالیت است. قوانین جداسازی و RVSM مسیرها را دسته بندی میکنند. ترانسپوندر هویت پرواز را نمایان میسازد و سامانه هوشمند TCAS به عنوان نگهبانی هوشیار در واپسین ثانیه ها از حریم جان انسانها محافظت میکند.این شبکه یکپارچه و چندلایه است که آسمان را با وجود هزاران پرواز هم زمان به امن ترین مسیر رفت و آمد در تاریخ تمدن بشر تبدیل کرده است.

ایجاد شده: 9/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 15/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
کاربرد هوش مصنوعی و مدیریت داده‌محور برای تاب‌آوری و بازیابی صنعت هتلداری ایران در افق ۱۴۰۵

کاربرد هوش مصنوعی و مدیریت داده‌محور برای تاب‌آوری و بازیابی صنعت هتلداری ایران در افق ۱۴۰۵

✍🏻 حاج سید جوادی | پست دکترای هوش مصنوعی از مالزی صنعت هتلداری و گردشگری ایران در افق ۱۴۰۵ با پارادوکسی سخت مواجه است: تقابل ظرفیت‌های بی‌نظیر تاریخی و فرهنگی با بحران‌های ساختاری حاصل از ناامنی ژئوپلیتیکی، تحریم‌های دیجیتال-بانکی و تورم فرسایشی . در این پژوهش ،با هدف تبیین شکاف موجود میان ظرفیت‌های بالقوه و عملکرد بالفعل صنعت هتلداری ایران ،تلاش می شود  با اتخاذ رویکردی تحلیلی-تطبیقی، چالش‌های سه‌گانهٔ فوق را بررسی و سازوکار اثرگذاری آن‌ها بر کاهش ضریب اشغال و شکل‌گیری تلهٔ اهرم مالی در بنگاه‌های اقامتی را تبیین شود. در پاسخ به این چالش‌ها، گذار از مدیریت سنتی رایج به مدیریت هوشمند داده‌محور، ضرورتی راهبردی به‌شمار می‌آید. ازاین‌رو، پس از بررسی مبانی نظری و کاربردهای مهم هوش مصنوعی در هتلداری، نقشه‌راه جبرانی ۱۲ماهه و چهارفازی برای پیاده‌سازی هوش مصنوعی در هتل‌های ایران ارائه می‌شود. نتایج نشان می‌دهد استقرار نظام‌مند فناوری‌های داده‌محور، مشروط به اصلاح زیرساخت‌های پایه و بهبود دیپلماسی اقتصادی، می‌تواند به کاهش مطلوب هزینه‌های عملیاتی، بهینه‌سازی قیمت‌گذاری و ارتقای تاب‌آوری سازمانی در برابر شوک‌های تحمیلی محیطی بینجامد. واژگان کلیدی: صنعت مهمان نوازی، هوش مصنوعی، تورم فرسایشی، تحریم اقتصادی، مدیریت درآمد، تاب‌آوری ، نقشه‌راه دیجیتال.،داده محور، اهرم مالی ۱. تاب‌آوری در صنعت هتلداری: تعاریف، مفاهیم و چارچوب نظری ۱-۱. تعریف تاب‌آوری سازمانی در هتلداری تاب‌آوری سازمانی[1]  در صنعت هتلداری به معنای توانایی یک کسب‌وکار برای پیش‌بینی، مهار، سازگاری و بازتوانی سریع در برابر تکانه‌های محیطی، بحران‌های اقتصادی و دگرگونی‌های ناگهانی بازار است. هتل‌های تاب‌آور در شرایط بحرانی می‌توانند با تکیه بر ابزارهای نوین، ساختار هزینه‌های خود را سامان دهند و با ایجاد جریان‌های درآمدی هوشمند، از فروپاشی مالی جلوگیری کنند. ۱-۲. ابعاد تاب‌آوری در صنعت اقامتی ادبیات پژوهشی معاصر، تاب‌آوری در صنعت هتلداری را در چهار بُعد کلیدی تعریف می‌کند: تاب‌آوری پیش‌بینانه [2]: توانایی شناسایی زودهنگام شوک‌ها از طریق پایش داده‌ها و شاخص‌های هشداردهنده، مانند نوسانات نرخ ارز، رزروهای لغوشده و روندهای جست‌وجوی مقاصد. تاب‌آوری سازگارانه[3]: ظرفیت تعدیل سریع راهبردهای قیمت‌گذاری، بازاریابی و عملیاتی در واکنش به تغییرات ناگهانی تقاضا یا هزینه‌ها. تاب‌آوری جذبی [4]: توانایی تحمل شوک و کاهش آسیب از طریق ذخایر مالی، تنوع‌بخشی به کانال‌های درآمدی و انعطاف‌پذیری نیروی انسانی. تاب‌آوری بازتوانی‌گر [5]: قابلیت بازگشت سریع به وضعیتی پایدار پس از بحران و حتی ارتقای سطح عملکرد در مقایسه با دوران پیش از بحران. در صنعت هتلداری، تفاوت اصلی میان تاب‌آوری پیش‌بینانه و تاب‌آوری سازگارانه در زمان اقدام و ماهیت واکنش به بحران‌ها نهفته است، در واقع ، تاب‌آوری پیش‌بینانه ماهیتی آینده‌نگر و شناسایی‌محور دارد، درحالی‌که تاب‌آوری سازگارانه ماهیتی واکنشی و اصلاح‌محور برای بقا در شرایط متغیر دارد. برای دستیابی به این توانمندی‌ها، استفاده از الگوریتم‌های پیش‌بینی و مدیریت داده‌محور[6]  به‌عنوان هستهٔ اصلی تاب‌آوری سازمانی در زیست‌بوم‌های پیچیده ضرورت دارد . بدون داشبوردهای یکپارچه، الگوریتم‌های متعالی پیش‌بینی و دستیارهای هوشمند خودکارسازی تصمیم‌گیری، مدیریت هتل‌ها نمی‌توانند در برابر شوک‌های هم‌زمان و چندبعدی دارای عملکرد کارایی داشته باشند. ۲. ثروت حبس‌شده و پارادوکس گردشگری ایران صنعت گردشگری و هتلداری در دهه‌های اخیر به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی توسعهٔ اقتصادی در جهان شناخته شده است. بااین‌حال، این صنعت به‌دلیل ماهیت خدماتی و وابستگی شدید به زنجیرهٔ تأمین جهانی، در برابر بحران‌های ژئوپلیتیکی و تحولات فناورانه به‌شدت آسیب‌پذیر است. در این میان، گذار پارادایمی به‌سوی هوشمندی کسب‌وکار، کلان‌داده‌ها [7] و هوش مصنوعی ، مرزهای رقابت‌پذیری را دراین صنعت جابه‌جا کرده است. اقتصاد ایران در افق ۱۴۰۵ نیاز حیاتی به تنوع‌بخشی به درآمد‌های ارزی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی دارد. برخورداری از ظرفیت‌های غنی تاریخی و جغرافیایی، ۲۶ اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو و جایگاه دهم جهان، ظرفیتی بالقوه برای تبدیل ایران به قطب گردشگری منطقه فراهم کرده است. بااین‌حال، شواهد میدانی و داده‌های عملکردی صنعت هتلداری کشور تصویری متناقض ارائه می‌کنند. تعطیلی  واحدهای اقامتی و کاهش ضریب اشغال، از وجود موانع ساختاری حکایت دارد که این ظرفیت‌ها را به «ثروتی حبس‌شده»[8] تقلیل داده است. ۳. مثلث بحران و «اثر قیچی» بر صنعت هتلداری کالبدشکافی وضعیت صنعت هتلداری در سال ۱۴۰۵ نشان‌دهندهٔ عملکرد یک مثلث بحران است که سه ضلع آن پس از همه‌گیری کرونا، صنعت مهمان نوازی را فراگرفته است . همه‌گیری کرونا (۱۳۹۸-۱۴۰۰) شوک بزرگی به صنعت وارد کرد؛ ضریب اشغال هتل‌ها عملاً به صفررسید و پیامدهای زیر به‌وجود آمد: خسارت ۴۰۰۰ میلیارد تومانی به هتل‌ها و دفاتر خدمات مسافرتی تا پایان سال ۱۳۹۸؛ تعدیل گستردهٔ نیروها و بیکاری ۱۳۰۰۰ راهنمای تور؛ بسته‌شدن کامل مرزها به‌روی گردشگران خارجی. ۳-۱. تورم و کاهش قدرت خرید در ادبیات اقتصاد گردشگری، تورم از دو مسیر هم‌زمان بر بنگاه‌های اقامتی فشار وارد می‌کند. از سمت تقاضا، تورم موجب کاهش درآمد واقعی و قدرت خرید خانوارها می‌شود؛ در نتیجه، سفر و اقامت که در دستهٔ کالاها و خدمات لوکس و غیرضروری با تقاضای کشش‌پذیر[9] طبقه‌بندی می‌شوند، به‌سرعت از سبد مصرفی خانوار حذف می‌شوند. از سمت عرضه نیز افزایش مداوم شاخص قیمت تولیدکننده [10]، هزینهٔ تأمین مواد اولیه، غذا و نوشیدنی[11] ، حامل‌های انرژی و دستمزدها را افزایش می‌دهد. تورم مزمن، با نرخ بیش از ۴۰ درصد در سال‌های متوالی، آثار زیر را بر صنعت هتلداری برجای گذاشته است: حذف سفر از سبد مصرفی خانوار؛ افزایش هزینه‌های نگهداری، شامل انرژی، مواد مصرفی، حقوق کارکنان و تعمیرات؛ کاهش تقاضای داخلی و گرایش گردشگران داخلی به اقامتگاه‌های ارزان‌تر؛ عدم تناسب نرخ‌ها، به‌گونه‌ای که هزینه‌ها بسیار سریع‌تر از توان هتل‌ها برای افزایش نرخ اتاق رشد می‌کنند؛ نوسان نرخ ارز که برنامه‌ریزی مالی را بسیار دشوار کرده است. ۳-۲. تحریم‌های بین‌المللی (۱۳۹۷-۱۴۰۵) خروج آمریکا از برجام در مهٔ ۲۰۱۸ و بازگشت تحریم‌های گسترده، نخستین و طولانی‌ترین شوک این دوره به صنعت هتلداری ایران بود. آثار مستقیم این رویداد عبارت بودند از: قطع دسترسی به سامانه‌های رزرو جهانی؛ بوکینگ‌دات‌کام[12] از نوامبر ۲۰۱۸ همکاری با هتل‌های ایرانی را متوقف کرد و کارت‌های اعتباری بین‌المللی ویزاو مسترکارت نیز عملاً قابل استفاده نبودند. توقف پروازهای مستقیم برخی شرکت‌های هواپیمایی اروپایی، از جمله بریتیش ایرویز ، ایر فرانس و کی‌ال‌ام به ایران؛ خروج سرمایه‌گذاران خارجی و لغو پروژه‌های توسعه خروج گروه آکور[13] (شامل برندهای ایبیس و نووتل؛ کاهش شدید شمار گردشگران خارجی، از ۸٫۸ میلیون نفر در سال ۲۰۱۹ به حدود ۱٫۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱؛ مسدودشدن کانال‌های پرداخت ارزی. در چنین شرایطی، بنگاه‌ها ناچار به توسعهٔ شبکه‌های پرداخت جایگزین، اتکا به بازارهای منطقه‌ای کشورهای هم‌پیمان و استفاده از ارزهای دیجیتال یا توافق‌های پولی دوجانبه می‌شوند. ۳-۳. جنگ دوازده‌روزه (تابستان ۱۴۰۴) در تابستان ۱۴۰۴، جنگی دوازده‌روزه در فصل اوج سفرها رخ داد که پیامدهای زیر را به همراه داشت: لغو گستردهٔ رزرو هتل‌ها؛ سقوط ضریب اشغال به کمتر از ۲۰ درصد در مقاصد جنوبی؛ خسارت هزار میلیارد تومانی به پلتفرم‌های گردشگری؛ کاهش ۷۰درصدی بازار اقامتگاه‌ها. ۳-۴. جنگ ۴۰روزه (اسفند ۱۴۰۴ - فروردین ۱۴۰۵) شدیدترین ضربه به صنعت هتلداری ایران، جنگ ۴۰روزه‌ای بود که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت. این رویداد موجب ریزش شدید تقاضا و لغو گستردهٔ رزروها شد. از ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ نیز محدودیت‌های شدید و قطعی سراسری اینترنت اعمال شد که آثار مخربی بر صنعت هتلداری برجای گذاشت. پیامدهای اختلال اینترنت و محدودیت‌های ارتباطی عبارت بودند از: آسیب به بازاریابی دیجیتال: بسیاری از اقامتگاه‌هایی که از طریق اینستاگرام و پلتفرم‌های آنلاین معرفی می‌شدند، دسترسی خود به مشتریان را از دست دادند. اختلال در رزرو: سامانه‌های داخلی رزرو آنلاین با اختلال مواجه شدند. ناتوانی گردشگران خارجی در استفاده از خدمات دیجیتال: گردشگران خارجی قادر به استفاده از اپلیکیشن‌های مسیریابی، پیام‌رسان‌ها و خدمات آنلاین نبودند. خسارت به پلتفرم‌های بزرگ: علی‌بابا ، فلایتیو بواسطه  خسارت و استرداد وجه ،جاباما نیز بواسطه کاهش بازار اقامت مواجه شدند. ۳-۵. سه ضلع بحران و اثر قیچی مجموع این سه عامل پدیده‌ای را در هتلداری ایران ایجاد کرده است که می‌توان آن را «اثر قیچی»[14]  نامید. یک لبهٔ این قیچی، کاهش شدید درآمدها در نتیجهٔ ناامنی و انزواست و لبهٔ دیگر، افزایش سرسام‌آور هزینه‌ها در نتیجهٔ تورم. برخورد این دو لبه، حاشیه سود عملیاتی هتل‌ها را عملاً از میان برده است. تفاوت این وضعیت با رکود متعارف آن است که در رکود معمولی، کاهش تقاضا غالباً با افت هزینهٔ برخی نهاده‌ها همراه می‌شود و بنگاه فرصت انقباض دارد؛ اما در الگوی ایرانی سال ۱۴۰۵، هزینه‌ها برخلاف درآمدها افزایش می‌یابند و «حاشیهٔ ایمنی» بنگاه به‌طور هم‌زمان از دو جبهه تخریب می‌شود. در نتیجه، باز نگه‌داشتن هتل می‌تواند زیان‌بارتر از تعطیلی موقت آن باشد. ۴. تلهٔ اهرم مالی؛ هتل‌ها در آستانهٔ تاب آوری نکول هتلداری ذاتاً صنعتی سرمایه‌بر با سهم بالای هزینه‌های ثابت است. همین ویژگی موجب می‌شود اهرم عملیاتی و اهرم مالی در آن اثر بسیار زیادی داشته باشند. در شرایط سال ۱۴۰۵، اهرم مالی در صنعت هتلداری ایران به شمشیری دولبه تبدیل شده است که تیغهٔ آن بیش از پیش به‌سوی شرایط تاب اوری نکول متمایل است. ۴-۱. بررسی سه سازوکار وارونگی اهرم  مالی الف) اثر دوسویهٔ تورم بر ساختار بدهی: تورم بالا از یک سو ارزش واقعی بدهی‌های ریالی قدیمی را کاهش می‌دهد و ظاهراً به سود بدهکار است؛ اما از سوی دیگر، نرخ بهرهٔ اسمی تسهیلات جدید را به محدودهٔ ۲۳ تا ۳۰ درصد رسانده و هزینهٔ نوسازی و جایگزینی تجهیزات را چند برابر کرده است. برآیند خالص این وضعیت برای بیشتر واحدها منفی است؛ زیرا منفعتِ سبک‌شدن بدهی قدیمی، اثری یکباره و ایستا دارد، درحالی‌که زیان ناشی از گران‌شدن تأمین مالی جدید و هزینهٔ نگه‌داشت، مستمر و تکرارشونده است. ب) عدم تطابق ارزی [15]: درآمد هتل‌ها عمدتاً ریالی و تابع قدرت خرید داخلی است، درحالی‌که بخش مهمی از بدهی‌ها و تعهدات سرمایه‌ای مربوط به تجهیزات، آسانسورها، سامانه‌های تهویه، تجهیزات آشپزخانه و نرم‌افزارهای مدیریت املاک هتلی[16] ماهیتی ارزی دارند. کاهش ارزش ریال باعث شده است ارزش ریالی این بدهی‌ها چندین برابر شود. در نتیجه، اهرم مالی از ابزاری نسبتاً خنثی برای تأمین مالی، به عامل تشدیدکنندهٔ ریسک نکول [17] تبدیل شده است. ج) بحران نقدینگی و ناتوانی در پوشش بهره: با ضریب اشغال کمتر از ۴۰ درصد، سود عملیاتی [18] بسیاری از هتل‌ها حتی برای پوشش هزینهٔ بهرهٔ بدهی نیز کافی نیست. این بدان معناست که نسبت پوشش بهره[19]]به کمتر از ۱ سقوط کرده و واحد وارد وضعیت «بازپرداخت از محل اصل دارایی» شده است. پیامد نهایی، قرارگرفتن دارایی‌های اقامتی در معرض تملک بانک‌ها و انتقال مالکیت از بهره‌بردار تخصصی به نهادی مالی و غیرتخصصی است؛ رخدادی که می‌تواند کیفیت مدیریت صنعت را در دورهٔ بعد نیز کاهش دهد. ۵. اهمیت توجه به تمایز «نوآوری» از «فناوری لوکس» درمعماری اکوسیستم هوش مصنوعی : ذکر این نکته ضروری است که در مواجهه با این بحران، تزریق فناوری‌های بسیار پیشرفته به زیرساخت‌های قدیمی موجود ، می تواند اقدامی غیرمنطقی و حتی مخرب محسوب شود چرا که نه‌تنها سرعت را افزایش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند موجب فروپاشی ساختار موجود شود. درحقیقت ،درجایگاه وضعیت فعلی، صنعت مهمان نوازی به نوآوری‌های کاربردی بیش از فناوری‌های با تکنولوژی های بالا و به تبع ان گران قیمت با درک شرایط تحریمی کشور نیاز دارد. پیش از هرگونه سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های پیچیده، باید زیرساخت‌های پایه، از جمله پایداری اینترنت، استانداردسازی و طراحی معماری ارزش زنجیره داده  و درگاه‌های پرداخت جایگزین،بعضا ایجاد ، اصلاح و تقویت شوند. ۶. مبانی نظری: کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت هتلداری و گردشگری در شرایط اقتصادی کنونی ایران که با تورم مزمن، تحریم‌های بانکی و نوسانات شدید بازارمواجح است ، هوش مصنوعی می‌تواند نقشی تحول‌آفرین در بهینه‌سازی منابع، کاهش هزینه‌ها و ایجاد کانال‌های درآمدی جدید ایفا کند. ورود هوش مصنوعی به صنعت هتلداری، رویکردهای مدیریتی را از الگوهای انفعالی به مدل‌های پیش‌بینانه و کنش‌گرا تغییر خواهد داد.ازطریق  جستجوی ژرف می توان  درادبیات پژوهشی معاصر، کاربردهای این فناوری را در محورهای زیردر تطابق با شرایط فوق الذکر بیان کرد: ۶-۱. مدیریت بهینهٔ درآمد و قیمت‌گذاری پویا[20] در مدل‌های سنتی، قیمت‌گذاری اتاق‌ها بر اساس فصل‌های اوج و کم‌تقاضا و به‌صورت ایستا انجام می‌شد. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های اقتصادی هوش مصنوعی، توانایی پردازش حجم عظیمی از داده‌های ساخت‌یافته و سایر (مانند اخبار، شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌های مالی) و تحلیل لحظه‌ای هزاران متغیر مستقل (از جمله سابقهٔ رزرو، رویدادهای محلی، وضعیت آب‌وهوا، نرخ ارز و قیمت‌های لحظه‌ای رقبا) است. سامانه‌های هوشمند مدیریت درآمد [21] با بهره‌گیری از این متغیرها، الگوهای پنهان را استخراج و روندهای آینده را پیش‌بینی می‌کنند و نرخ بهینه را برای حداکثرسازی شاخص درآمد به‌ازای هر اتاق در دسترس [22] پیشنهاد می‌دهند. قیمت‌گذاری پویا نه‌تنها درآمد بنگاه را بهینه می‌کند، بلکه از طریق تخصیص کارآمدتر منابع می‌تواند رفاه مصرف‌کننده را نیز افزایش دهد. ۶-۲. مدیریت و پیش بینی هوشمند زنجیرهٔ تأمین[23] در اقتصادهای تحت تحریم که با محدودیت واردات و نوسان شدید هزینهٔ حمل‌ونقل مواجه‌اند، هوش مصنوعی می‌تواند با پیش‌بینی تقاضا، بهینه‌سازی مسیرهای لجستیکی و مدیریت هوشمند موجودی، هزینه‌های زنجیرهٔ تأمین را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. سامانه‌های هوش مصنوعی قادرند با تحلیل داده‌های تاریخی فروش، الگوهای فصلی و حتی داده‌های آب‌وهوایی، تقاضای آینده را پیش‌بینی کنند و از انباشت بیش از حد کالا یا کمبود موجودی جلوگیری نمایند. شرکت‌هایی مانند آمازون و علی‌بابا از این فناوری برای کاهش زمان تحویل و هزینهٔ انبارداری بهره می‌برند. ۶-۳. شخصی‌سازی تجربهٔ مهمان[24] ایجاد تجربه‌ای متمایز، هستهٔ اصلی مزیت رقابتی در صنعت هتلداری است. هوش مصنوعی از طریق تحلیل کلان‌داده‌های حاصل از تعاملات پیشین مهمانان، فعالیت آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی و ترجیحات ثبت‌شده، پروفایل‌های دقیقی از علایق و ترجیحات آنان ایجاد می‌کند. این پروفایل‌ها به سامانه‌های مدیریت هتل امکان می‌دهند پیش از ورود مهمان، دمای مطلوب اتاق، نوع بالش، ترجیحات غذایی در مینی‌بار و حتی محتوای سامانهٔ سرگرمی داخل اتاق را به‌صورت خودکار تنظیم کنند. ۶-۴. خودکارسازی خدمات مشتری و پردازش زبان طبیعی[25] استفاده از چت‌بات‌ها و دستیاران صوتی مبتنی بر پردازش زبان طبیعی، تحولی اساسی در کانال‌های ارتباطی هتل ایجاد کرده است. این سامانه‌ها می‌توانند در تمام ساعات شبانه‌روز و به زبان‌های مختلف به پرسش‌های متداول مهمانان پاسخ دهند، فرایند رزرو را مستقیماً تکمیل کنند و درخواست‌های خدماتی (مانند سفارش غذا در اتاق یا درخواست نظافت) را به بخش مربوط ارجاع دهند. این امر زمان کارکنان بخش پذیرش را آزاد می‌کند تا بر تعاملات انسانی پیچیده‌تر تمرکز کنند. ۶-۵. بهینه‌سازی عملیات و نگهداری پیش‌بینانه[26] ترکیب اینترنت اشیا[27] و هوش مصنوعی در بخش فنی و مهندسی هتل می‌تواند هزینه‌های جاری را به‌شدت کاهش دهد. حسگرهای هوشمند نصب‌شده روی تجهیزات حیاتی، مانند چیلرها، آسانسورها و سامانه‌های تهویهٔ مطبوع، داده‌های عملکردی را به‌طور مداوم به پلتفرم‌های مرکزی ارسال می‌کنند. الگوریتم‌های هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای نامتعارف، خرابی تجهیزات را پیش از وقوع پیش‌بینی و هشدارهای تعمیراتی صادر می‌کنند. این رویکرد زمان توقف خدمات [28]و هزینهٔ تعمیرات اضطراری را به حداقل می‌رساند. ۶-۶. تشخیص تقلب و امنیت سایبری در نظام مالی با گسترش تراکنش‌های دیجیتال و پرداخت‌های الکترونیکی، حجم تهدیدهای سایبری و تقلب‌های مالی به‌شدت افزایش یافته است. الگوریتم‌های یادگیری عمیق[29]] می‌توانند با تحلیل رفتار کاربران و الگوهای تراکنش، فعالیت‌های مشکوک را در کسری از ثانیه شناسایی و مسدود کنند. در بانکداری و فین‌تک‌های ایرانی، استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص تقلب در تراکنش‌های کارت‌به‌کارت  به یک استاندارد امنیتی تبدیل شده است. این فناوری سالانه از میلیاردها تومان خسارت مالی جلوگیری می‌کند. در مجموع، هوش مصنوعی نه یک گزینهٔ لوکس، بلکه زیرساخت بقا برای بنگاه‌های اقتصادی در شرایط بحرانی است. سازمان‌هایی که امروز در مسیر داده‌محوری گام برمی‌دارند، فردا توان بیشتری برای مقاومت در برابر شوک‌های اقتصادی خواهند داشت و حتی می‌توانند از آن‌ها به‌عنوان فرصتی برای رشد بهره ببرند. ۷. نقشه‌راه ۱۲ماهه: آرایش جنگی با سلاح هوش مصنوعی در اقتصاد پرنوسان سال ۱۴۰۵، مدیریت سنتی دیگر پاسخ‌گو نیست و هتل‌ها به نوعی به «آرایش جنگی داده‌محور» نیاز دارند. در مواجهه با بحران‌های تشریح‌شده، رویکردهای مدیریت سنتی مبتنی بر شهود و قیمت‌گذاری‌های ایستا، کارایی لازم را ندارند. بنگاه‌های اقامتی برای عبور از این طوفان اقتصادی، به تغییر آرایش راهبردی و اتخاذ آرایش جنگی داده‌محور نیاز دارند. بااین‌حال، تزریق شتاب‌زده و بدون برنامهٔ فناوری‌های گران‌قیمت به زیرساخت‌های فرسوده، به اتلاف منابع خواهد انجامید. بر اساس تحلیل نیازهای بومی و امکان‌سنجی فناورانه، یک نقشه‌راه جبرانی ۱۲ماهه در سه فاز برای استقرار هوش مصنوعی در هتل‌های ایران پیشنهاد می‌شود: فاز اول (صفر تا ۳ ماه): توسعهٔ زیرساخت داده و پایش بازار بسیاری از هتل‌های داخلی از پراکندگی داده‌ها و سامانه‌های نرم‌افزاری جزیره‌ای رنج می‌برند. نخستین گام، تجمیع پایگاه‌های داده [30] است. در این فاز، ایجاد داشبوردهای یکپارچهٔ مدیریت اطلاعات و راه‌اندازی ربات‌های داده‌کاو[31]  برای رصد لحظه‌ای بازار در دستور کار قرار می‌گیرد. این سامانه‌ها به‌صورت ۲۴ساعته نوسانات نرخ ارز، نرخ تورم منطقه‌ای، راهبرد قیمت‌گذاری رقبا و روند جست‌وجوی مقاصد در پلتفرم‌های رزرو را گردآوری و برای تحلیل‌های بعدی پردازش می‌کنند. فاز دوم (۳ تا ۶ ماه): پیاده‌سازی قیمت‌گذاری پویا و مدیریت تقاضا مهم‌ترین اقدام برای مقابله با تورم، عبور از نرخ‌نامه‌های ثابت سالانه است. در این فاز، الگوریتم‌های هوشمند مستقر می‌شوند تا با بهره‌گیری از داده‌های تجمیع‌شده در فاز نخست، نرخ اتاق‌ها را بر اساس کشش تقاضا، نوسانات اقتصاد کلان و الگوهای رزرو، به‌صورت لحظه‌ای تعدیل کنند. هدف این مرحله جلوگیری از فروش اتاق با نرخ‌های غیرواقعی در شرایط تورمی و هم‌زمان تحریک تقاضای پنهان در روزهای کم‌مسافر است. پیاده‌سازی موفق این سامانه می‌تواند به بازیابی درآمدها تا سطح ۵۷ درصد در شرایط رکود تورمی کمک کند. فاز سوم (۶ تا ۱۲ ماه): ارتقای تجربهٔ مهمان و استقلال پرداخت پس از تثبیت ساختار مالی و عملیاتی، تمرکز به‌سمت توسعهٔ کانال‌های ارتباطی معطوف می‌شود. راه‌اندازی دستیاران مجازی و چت‌بات‌های چندزبانه مبتنی بر هوش مصنوعی مولد، برای پاسخ‌گویی ۲۴ساعته به متقاضیان داخلی و بین‌المللی ضروری است. همچنین، برای کاهش آثار تحریم‌های بانکی، پلتفرم‌های فروش هتل باید به درگاه‌های پرداخت جایگزین، از جمله شبکه‌های پرداخت منطقه‌ای و کیف‌‌پول‌های مبتنی بر رمزارز[32] متصل شوند تا مسیر ورود ارز به هتل تسهیل شود. ۸. سخن پایانی: هوش مصنوعی، تسهیلگر است نه جایگزین صنعت هتلداری ایران در مقطع تاریخی سال ۱۴۰۵ در نقطهٔ عطفی برای انتخاب میان «به هم ریختگی ساختاری» و «گذار پارادایمی» قرار دارد. هم‌افزایی شوک‌های ژئوپلیتیکی، تحریم‌های اقتصادی و تورم فرسایشی، مدل‌های سنتی مدیریت هتل را عملاً ناکارآمد کرده و تلهٔ اهرم مالی، خطر تملک دارایی‌ها از سوی شبکهٔ بانکی را تشدید کرده است. رویکرد انفعالی و انتظار برای بهبود شرایط کلان، راهبردی نسبتا پرخطر است. بنگاه‌های اقامتی برای حفظ تاب‌آوری خود ناگزیرند امادگی داده‌محور اتخاذ کنند و هوش مصنوعی را به‌صورت گام‌به‌گام و سریع به‌کار گیرند. در نهایت، باید به خاطر داشت که ادغام هوش مصنوعی در صنعت هتلداری به معنای حذف انسان نیست. مهمان‌نوازی اصیل ایرانی مزیتی است که هیچ رقیب منطقه‌ای و هیچ رباتی قادر به کپی‌برداری از آن نیست. هوش مصنوعی صرفاً ابزاری است که نیروی انسانی را از وظایف تکراری رها می‌کند تا تمام تمرکز خود را بر خلق ارزش و ارتقای تجربهٔ بی‌بدیل مهمان معطوف سازد. بقا در این ساختار پیچیده تنها برای سازمان‌هایی میسر است که جسارت عبور از مدل‌های سنتی و پیوستن به شبکه‌های هوشمند را داشته باشند. هتلداری در ایرانِ امروز دیگر صرفاً یک هنر نیست، بلکه «علم مدیریت بحران و بهینه‌سازی الگوریتمی منابع» است.

ایجاد شده: 4/شهریور/1405       آخرین ویرایش: 4/شهریور/1405     مقالات و یادداشت ها
گردشگری و امنیت ملی؛ وقتی سفرهٔ مردم خطِ مقدم امنیت می‌شود

گردشگری و امنیت ملی؛ وقتی سفرهٔ مردم خطِ مقدم امنیت می‌شود

✍🏻 مهرداد مرکزی | فعال گردشگری همه قدرتِ گردشگری را با «تعداد توریست‌ها» یا «میلیاردها دلار درآمد» می‌سنجند؛ اما تجربهٔ ترکیه و تونس نشان می‌دهد امنیتِ یک کشور، نه با حجمِ پول، بلکه با «نحوهٔ توزیع آن» گره خورده است. امنیتِ نرم چیست؟ وقتی از امنیت در گردشگری می‌گوییم، منظورمان لزوماً گشت‌های انتظامی یا حفاظت نظامی نیست. منظور ما «امنیت نرم» است: تاب‌آوری اجتماعی، اعتمادِ مردم به آینده و احساسِ سهم داشتن در ثباتِ کشور. مدل ترکیه؛ شبکهٔ منافع مشترک در ترکیه، گردشگری در هزاران کسب‌وکار کوچک و خانوادگی پخش شده است. از هتل‌دار و رستوران‌دار تا راننده و فروشنده، همه از ثباتِ کشور نان می‌خورند. اینجا امنیت فقط وظیفه دولت نیست؛ یک «منفعت اقتصادی مشترک» برای مردم است. در کودتای ۲۰۱۶، مقاومت مردم در برابر تانک‌ها پیام بزرگی داشت. اگرچه این رفتار مستقیماً ناشی از گردشگری نبود، اما این فرضیه را تقویت می‌کند: «جامعه‌ای که خود را ذی‌نفعِ ثبات می‌داند، در بحران تاب‌آوری بیشتری دارد.» مدل تونس؛ شکاف، نه مشارکت پیش از ۲۰۱۱، گردشگریِ تونس صنعتی بزرگ اما «متمرکز» بود. منافع بیشتر در مناطق ساحلی و نزد گروهی خاص انباشته شد. این شکاف عمیق میان «ساحل برخوردار» و «داخلِ محروم»، امنیت اجتماعی را در برابر تکانه‌ها ضعیف کرد. انقلاب تونس نتیجهٔ یک عامل واحد نبود، اما این نابرابری منطقه‌ای قطعاً در شکل‌گیری نارضایتی‌ها نقش داشت. حرف آخر توزیعِ عادلانهٔ سود، خودِ امنیت است. اگر جامعه احساس کند ثباتِ یک مقصد مستقیماً به سفرهٔ خودش گره خورده، برای حفظ آن کوتاهی نمی‌کند. جای اندیشیدن است؛ گردشگری در ایران چقدر توانسته منافعش را میان مردم محلی توزیع کند و زندگی آن‌ها را به آینده و ثبات مقصد گره بزند؟

ایجاد شده: 25/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
۵۴ سال میزبانی باکیفیت؛ هما نامی گره‌خورده با صنعت هتلداری ایران

۵۴ سال میزبانی باکیفیت؛ هما نامی گره‌خورده با صنعت هتلداری ایران

✍🏻 علی اصغر خلف صالح ۵۴ سال پیش، در چنین روزهایی و در حوالی میدان ونک تهران، از هتلی به‌صورت رسمی رونمایی شد که خیلی زود توانست جایگاه ویژه‌ای در صنعت هتلداری ایران پیدا کند؛ هتلی که فعالیت خود را با نام «آریا شرایتون» آغاز کرد و در مدت کوتاهی به یکی از شاخص‌ترین هتل‌های کشور و حتی منطقه بدل شد. "آریا شرایتون" تنها یک هتل نبود؛ آغاز مسیری بود که بعدها به شکل‌گیری یکی از شناخته‌شده‌ترین مجموعه‌های هتلداری ایران انجامید؛ چون در سال‌های بعد، هتل‌هایی همچون کوروش کنتینانتال شیراز، گامرون بندرعباس و هایت مشهد و با چند سال تاخیر هتل خیام مشهد نیز در کنار این مجموعه قرار گرفت تا ترکیبی کم‌نظیر از هتل‌های شاخص را شکل دهند؛ اتفاقی که سرانجام با توسعه این مجموعه‌ها رقم خورد و «گروه هتل‌های هما» را به یکی از نام‌های مهم بازار هتلداری ایران تبدیل کرد. "هما" در طول بیش از پنج دهه فعالیت، فقط شاهد تحولات صنعت گردشگری و هتلداری ایران نبوده، بلکه خود بخشی از تاریخ این صنعت به شمار می‌رود؛ برندی که نسل‌های مختلفی از گردشگران، فعالان اقتصادی، مدیران، چهره‌های فرهنگی و میهمانان داخلی و خارجی، تجربه میزبانی آن را در ذهن دارند. امروز، ۵۴ سال پس از آن آغاز مهم، گروه هتل‌های هما با توسعه مجموعه خود و حضور در مقاصد مهم گردشگری و اقتصادی کشور، با پنج هتل پنج‌ستاره در تهران، مشهد، شیراز و بندرعباس، همچنان یکی از نام‌های شناخته‌شده هتلداری ایران است و میزبانی از گردشگران، مسافران و صاحبان کسب‌وکار را بر عهده دارد. ۵۴ سال فعالیت مستمر، برای یک برند هتلداری فقط یک عدد نیست؛ پشت این عدد، تجربه، نیروی انسانی، خاطرات هزاران میهمان و فراز و نشیب‌های بیش از نیم قرن صنعت گردشگری ایران قرار دارد. 24 مرداد، سالروز تأسیس گروه هتل‌های هما، فرصتی است برای یادآوری نقش برندهایی که در شکل‌گیری استانداردهای حرفه‌ای هتلداری ایران سهم داشته‌اند؛ برندهایی که نامشان با بخشی از خاطرات سفر ایرانیان گره خورده است. "هما" امروز پس از ۵۴ سال، همچنان بخشی از میراث هتلداری ایران و نامی آشنا برای مفهوم میزبانی است؛ میزبانی‌ای که امیدواریم در سال‌های پیش‌رو نیز با تکیه بر تجربه گذشته و نگاه به آینده، باکیفیت‌تر و حرفه‌ای‌تر ادامه پیدا کند.

ایجاد شده: 25/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
آیا هتل‌های ایران برای پذیرش مهمانان نسل Z آماده‌اند؟

آیا هتل‌های ایران برای پذیرش مهمانان نسل Z آماده‌اند؟

✍️ دلارام آریایی پناه| خبرنگار و دبیر بخش خبرها و رویدادهای علمی، آموزشی و تخصصی هتلداری و گردشگری ایتنا نسل Z دیگر «مهمان آینده» صنعت هتلداری نیست؛ این نسل همین امروز نیز در حال تغییر قواعد بازی است.  نسلی که متولد اواخر دهه ۹۰ میلادی و سال‌های ابتدایی هزاره جدید است، برخلاف نسل‌های پیشین، هتل را صرفاً مکانی برای خواب و استراحت نمی‌داند. برای این نسل، هتل بخشی از تجربه سفر است؛ تجربه‌ای که باید متفاوت، قابل اشتراک‌گذاری و به‌یادماندنی باشد. در بسیاری از کشورهای جهان، برندهای بزرگ هتلداری به این تغییر پاسخ داده‌اند. لابی‌های سنتی جای خود را به فضاهای اجتماعی داده‌اند، رستوران‌ها به پاتوق شهروندان تبدیل شده‌اند و طراحی داخلی هتل‌ها به اندازه تعداد ستاره‌هایشان اهمیت پیدا کرده است. اما سؤال اینجاست؛ هتل‌های ایران تا چه اندازه برای این تغییر آماده‌اند؟ واقعیت این است که بخش عمده‌ای از هتل‌های کشور هنوز بر همان الگوی سنتی رقابت می‌کنند؛ اتاق بزرگ‌تر، صبحانه متنوع‌تر و تخفیف بیشتر. در حالی که مهمان نسل Z، قبل از رزرو اتاق، صفحه اینستاگرام هتل را بررسی می‌کند، نظرات کاربران را می‌خواند و به این فکر می‌کند که آیا این هتل ارزش ثبت شدن در خاطرات و شبکه‌های اجتماعی‌اش را دارد یا خیر. این نسل به دنبال «داستان» است، نه فقط «اقامت». دوست دارد در هتلی اقامت کند که هویت داشته باشد؛ از معماری و طراحی گرفته تا موسیقی، غذا، هنر و حتی نحوه برخورد کارکنان. برای او اینترنت پرسرعت، خدمات دیجیتال، امکان ورود بدون مراجعه به پذیرش، فضاهای کار اشتراکی و کافه‌ای پویا، دیگر یک مزیت نیست؛ بلکه یک انتظار بدیهی است. در ایران، بسیاری از هتل‌ها هنوز سرمایه‌گذاری خود را بر توسعه فیزیکی متمرکز کرده‌اند، در حالی که سرمایه‌گذاری اصلی باید بر طراحی تجربه مهمان باشد. تجربه‌ای که از لحظه جست‌وجوی آنلاین آغاز می‌شود و تا مدت‌ها پس از پایان سفر ادامه پیدا می‌کند. مهمانی که با رضایت هتل را ترک می‌کند، امروز تنها یک مشتری نیست؛ او یک رسانه است که تجربه خود را برای صدها یا هزاران نفر روایت می‌کند. از سوی دیگر، نسل Z به اصالت نیز اهمیت می‌دهد. او ترجیح می‌دهد در هتلی اقامت کند که فرهنگ و هویت مقصد را بازتاب دهد، نه ساختمانی که در هر شهر دیگری نیز می‌توان نمونه مشابه آن را پیدا کرد. این موضوع برای ایران، با تنوع فرهنگی، معماری بومی و میراث غنی، یک فرصت بزرگ محسوب می‌شود؛ فرصتی که هنوز به‌طور کامل از آن استفاده نشده است. شاید مهم‌ترین چالش هتل‌های ایران، تغییر نگاه مدیران باشد. رقابت آینده، بر سر تعداد اتاق‌ها یا لوکس‌ترین لابی نخواهد بود؛ بلکه بر سر خلق تجربه‌هایی است که مهمان را به بازگشت و توصیه هتل به دیگران ترغیب کند. نسل Z دیر یا زود، سهم عمده بازار گردشگری را در اختیار خواهد گرفت و اکنون مسئله، رخ دادن یا ندادن این تحول نیست؛ مسئله این است که هتل‌های ایران چه زمانی خود را برای همراهی با این نسل بازطراحی خواهند کرد؟

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
«ایمنی هتل‌ها» با اظهارنظرهای کلی قابل سنجش نیست؛ هتلداران تهران نیازمند حمایت‌اند، نه اتهام

«ایمنی هتل‌ها» با اظهارنظرهای کلی قابل سنجش نیست؛ هتلداران تهران نیازمند حمایت‌اند، نه اتهام

شورای تحریریه ایتنا اظهارنظر اخیر یکی از مسئولان سازمان آتش‌نشانی تهران مبنی بر اینکه از میان ۲۱۷ هتل تهران، تنها ۴ هتل از ایمنی کامل برخوردارند، ادعایی بسیار سنگین و نگران‌کننده است؛ ادعایی که اگر قرار است در فضای عمومی مطرح شود، انتظار می‌رود همراه با مستندات دقیق، معیارهای ارزیابی، نحوه بازرسی و تعریف مشخص از «ایمنی» باشد. بی‌تردید، ایمنی اماکن اقامتی موضوعی حیاتی و غیرقابل اغماض است و هیچ فعال مسئول صنعت گردشگری با اصل نظارت و رعایت استانداردهای ایمنی مخالفتی ندارد. اما تفاوت بزرگی میان مطالبه ایمنی و طرح اعداد و ادعاهایی وجود دارد که می‌تواند اعتبار یک صنعت و سرمایه‌گذاران آن را در افکار عمومی تحت تأثیر قرار دهد. هتل‌ها، برخلاف تصور برخی، مجموعه‌هایی رهاشده و بدون متولی و نظارت نیستند. صنعت هتلداری تحت نظارت دستگاه‌های تخصصی حوزه گردشگری قرار دارد و اداره‌کل نظارت و ارزیابی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی تدوین ضوابط، ارزیابی و درجه‌بندی تأسیسات گردشگری است. هتل‌ها برای دریافت و تمدید مجوز فعالیت، ملزم به رعایت مجموعه‌ای از ضوابط و استانداردهای تعیین‌شده هستند و فرآیندهای نظارتی مختلفی بر عملکرد آنها اعمال می‌شود. بنابراین اگر ادعا می‌شود از ۲۱۷ هتل تهران تنها ۴ هتل از نظر ایمنی قابل قبول هستند، این پرسش کاملاً طبیعی است که: ✅ این ارزیابی دقیقاً بر اساس چه شاخص‌هایی انجام شده است؟ ✅ چه تعداد هتل مورد بازرسی قرار گرفته‌اند؟ ✅ «ایمنی کامل» چگونه تعریف شده است؟ ✅ آیا این ارزیابی با مراجع تخصصی و متولی صنعت گردشگری هماهنگ شده است؟ ✅ و آیا برای سایر هتل‌ها اخطار، مهلت اصلاح یا فرآیند قانونی مشخصی تعیین شده است؟ این پرسش‌ها برای مقابله با نظارت مطرح نمی‌شوند؛ بلکه برای شفافیت، صیانت از حقوق مردم و جلوگیری از ایجاد تصویر نادرست از صنعت هتلداری ضروری‌اند. هتلداران در شرایط عادی هم با دشواری‌های جدی مواجه‌اند باید واقعیت اقتصادی هتل‌ها را نیز دید. هتل‌داری صنعتی سرمایه‌بر، پرهزینه و دارای هزینه‌های ثابت بسیار بالاست. حقوق و دستمزد نیروی انسانی، نگهداری تأسیسات، تجهیزات ایمنی، آسانسورها، سیستم‌های برق و مکانیک، تعمیرات، استهلاک، انرژی، مالیات و ده‌ها هزینه دیگر، بخش قابل توجهی از منابع مالی هتل‌ها را مصرف می‌کند. این وضعیت در شرایط فعلی اقتصاد کشور، رکود شدید بازار گردشگری و تبعات ناشی از جنگ و ناامنی‌های منطقه‌ای، فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. در چنین شرایطی، انتشار ادعاهایی که می‌تواند یکباره اعتبار بخش بزرگی از هتل‌های تهران را زیر سؤال ببرد، نه‌تنها کمکی به ارتقای ایمنی نمی‌کند، بلکه می‌تواند به کاهش اعتماد مسافران، تشدید رکود، کاهش ضریب اشغال، فرار سرمایه و افزایش فشار بر مجموعه‌هایی منجر شود که برای حفظ و ادامه فعالیت خود با دشواری‌های جدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اگر ایرادی در یک هتل وجود دارد، راهکار حرفه‌ای آن اعلام دقیق ایراد، ابلاغ رسمی، تعیین مهلت اصلاح و پیگیری اجرای الزامات قانونی است؛ نه آنکه با یک عدد کلی، تصویری نگران‌کننده از کل صنعت هتلداری تهران در رسانه‌ها ارائه شود. نقد ما به اصل نظارت نیست؛ به شیوه بیان و پیامدهای آن است جامعه هتلداران قطعاً باید از هرگونه بازرسی تخصصی و قانونی که با هدف واقعی ارتقای ایمنی انجام می‌شود استقبال کند. هتلدار نیز بیش از هرکس دیگری می‌داند که امنیت مهمانان، کارکنان و سرمایه مجموعه، اولویت نخست است. اما نظارت باید ضابطه‌مند، شفاف، مستند، هماهنگ میان دستگاه‌های متولی و به دور از ایجاد التهاب رسانه‌ای باشد. هتلداران انتظار ندارند از آنها چشم‌پوشی شود؛ انتظار دارند با آنها منصفانه رفتار شود. در سال‌هایی که صنعت هتلداری برای بقا، حفظ اشتغال و نگهداری سرمایه‌های موجود تلاش می‌کند، دستگاه‌های اجرایی و نظارتی می‌توانند به‌جای ایجاد فضای بی‌اعتمادی، نقش سازنده‌تری ایفا کنند؛ یعنی مشکلات را شناسایی، مسیر اصلاح را روشن و برای رفع نواقص، راهکار عملی ارائه کنند. ضرورت واکنش حرفه‌ای جامعه هتلداران به نظر می‌رسد جامعه هتلداران ایران و جامعه هتلداران تهران باید نسبت به چنین اظهارنظرهایی واکنشی جدی، اما کاملاً حرفه‌ای و مستند داشته باشند. این واکنش نباید به معنای مخالفت با ایمنی یا نظارت تلقی شود؛ بلکه باید مطالبه‌ای روشن برای ارائه مستندات، شفاف‌سازی معیارهای ارزیابی و تفکیک میان «نقص قابل اصلاح» و «ناایمن بودن یک هتل» باشد. همچنین شایسته است دستگاه‌های مختلف، حدود صلاحیت و مسئولیت قانونی خود را در قبال تأسیسات گردشگری رعایت کنند و از تبدیل موضوعات تخصصی به ابزارهای رسانه‌ای که می‌تواند موجب بی‌ثباتی و آسیب به کسب‌وکارها شود، پرهیز کنند. صنعت هتلداری برای اقتصاد کشور، اشتغال، گردشگری و حفظ زیرساخت‌های اقامتی یک سرمایه ملی است. این صنعت بیش از آنکه نیازمند اتهام و التهاب باشد، به ثبات، اعتماد، حمایت و نظارت حرفه‌ای نیاز دارد. اگر واقعاً تنها ۴ هتل از ۲۱۷ هتل تهران ایمن هستند، باید مستندات این ادعا به‌صورت شفاف منتشر شود؛ و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، شایسته است از بیان اعداد و عباراتی که می‌تواند اعتبار صدها فعال اقتصادی و هزاران نیروی شاغل در این صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، پرهیز شود. ایمنی را باید جدی گرفت؛ اما اعتبار یک صنعت را نیز نمی‌توان با یک جمله رسانه‌ای زیر سؤال برد.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

وقتی موسیقی، مقصد سفر می‌شود؛ ظرفیت‌های گردشگری موسیقی در جهان و ایران

✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابه‌جایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربه‌ای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی به‌عنوان یکی از فراگیرترین زبان‌های فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکل‌گیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکان‌هایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خورده‌اند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقی‌محور» قرار می‌گیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق می‌شود که موسیقی در آن‌ها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزه‌های مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد: سفر برای شرکت در کنسرت‌ها و جشنواره‌ها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزه‌ها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی می‌داند؛ حوزه‌ای که می‌تواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربه‌ای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه می‌تواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعه‌ای تبدیل شود. از آیین‌های موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربه‌محور: پیوند موسیقی و سفر پدیده‌ای تازه نیست. در دوره‌های تاریخی، آیین‌های مذهبی، موسیقی‌های درباری، اجراهای مردمی و مناسبت‌های فصلی، گروه‌هایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب می‌کردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، به‌ویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان به‌تدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانه‌های دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکان‌های موسیقایی شکل تازه‌ای یافت.  طرفداران گروه‌های موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکان‌های مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیده‌ای که نشان می‌دهد میراث یک گروه موسیقی چگونه می‌تواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهه‌های اخیر، رشد جشنواره‌های بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاه‌مدت و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ می‌تواند هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیره‌ای از هزینه‌ها را در حمل‌ونقل، اقامت، رستوران‌ها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواری‌های تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازه‌گیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعت‌گردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر می‌کنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و هم‌زمان از جاذبه‌های فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربه‌های اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، داده‌های ملی و منطقه‌ای نشان می‌دهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرک‌های مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونه‌ها، گزارش‌های سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرت‌ها و جشنواره‌های بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بین‌المللی بودند. هزینه‌کرد این گردشگران در حوزه‌هایی مانند بلیت، اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این آمار به‌خوبی نشان می‌دهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی می‌تواند مجموعه‌ای از کسب‌وکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبه‌بندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روش‌های متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده می‌کنند و شاخص‌های قابل مقایسه جهانی هنوز به‌صورت استاندارد تدوین نشده‌اند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت داده‌های منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونه‌های جهان و احتمالاً برجسته‌ترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعه‌ای کم‌نظیر از ظرفیت‌ها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنواره‌های بین‌المللی؛ سالن‌های تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گسترده‌ای از سالن‌ها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط به‌عنوان یک محصول هنری، بلکه به‌عنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایت‌های موسیقایی خاص خود شناخته می‌شوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راک‌اندرول و نیواورلئان با جَز، نمونه‌هایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کرده‌اند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نام‌هایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده می‌کند. جشنواره سالزبورگ، کنسرت‌های تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونه‌ای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنواره‌های تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کره‌ای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازه‌ای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگری‌ای که با رسانه‌های دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک می‌کند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبه‌های تاریخی یا طبیعی مشابه‌اند، اما موسیقی می‌تواند به آن‌ها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته می‌شود، در ذهن گردشگر تصویری مشخص‌تر و ماندگارتر پیدا می‌کند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنواره‌ها و برنامه‌های موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه می‌دارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر می‌شود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبه‌های مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز می‌کنند، جشنواره‌ها و رویدادهای موسیقایی می‌توانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناخته‌شده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژه‌ای دارد، زیرا می‌تواند تجربه‌ای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربه‌ای که به‌سادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروه‌های گسترده‌ای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایع‌دستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیره‌ای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی می‌تواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح می‌کند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را می‌توان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمان‌مند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزه‌های موسیقی، سالن‌های تاریخی، آرشیوها و مکان‌هایی که در تاریخ موسیقی نقش داشته‌اند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی می‌تواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب می‌کنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار می‌کنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل می‌سازند. فرصت ایران؛ موسیقی به‌عنوان نقشه‌ای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنی‌ترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعه‌ای گسترده از ظرفیت‌ها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه می‌تواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه می‌تواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاه‌های سازسازی، آشنایی با آیین‌ها، تجربه خوراک محلی، صنایع‌دستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر می‌تواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوه‌های نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و هم‌زمان جاذبه‌های تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربه‌ای عمیق و مشارکتی تبدیل می‌کند. با این حال، بهره‌برداری از این ظرفیت نیازمند برنامه‌ریزی حرفه‌ای است. نبود تقویم بین‌المللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود داده‌های آماری، محدود بودن زیرساخت‌های اجرای استاندارد و نبود بسته‌های گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدی‌تر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنواره‌های محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزش‌های تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانه‌ها، نهادهای فرهنگی، دانشگاه‌ها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمع‌بندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیه‌ای یا صرفاً سرگرم‌کننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار می‌رود. موسیقی می‌تواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچه‌ای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، داده‌های کشورهایی مانند بریتانیا نشان می‌دهد که این حوزه می‌تواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و ده‌ها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارش‌دهی، یکی از مهم‌ترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کرده‌اند. برای ایران، موسیقی می‌تواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفت‌وگوی بین‌المللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر به‌درستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه می‌شنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر می‌کنیم، بازتعریف کنیم.

ایجاد شده: 18/مرداد/1405       آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
نخستین هتل اختصاصی جهان با تم کامل هری پاتر

نخستین هتل اختصاصی جهان با تم کامل هری پاتر

به گزارش هتل نیوز ؛ طرفداران دنیای جادوگری هری پاتر به‌زودی می‌توانند تجربه‌ای متفاوت از اقامت را در آلمان تجربه کنند. مجموعه تفریحی لگولند آلمان اعلام کرده است که نخستین هتل اختصاصی جهان با تم کامل هری پاتر را در قالب پروژه‌ای مشترک با شرکت‌های برادران وارنر و مرلین اینترتینمنتس احداث خواهد کرد.   این هتل در مجموعه لگولند واقع در شهر گونتسبورگ ایالت بایرن ساخته می‌شود و همزمان با افتتاح نخستین بخش «لگو هری پاتر» جهان، پذیرای گردشگران خواهد بود.   طراحی اتاق‌ها با الهام از چهار گروه اصلی مدرسه هاگوارتز شامل گریفیندور، اسلترین، ریونکلاو و هافلپاف انجام خواهد شد. همچنین فضاهای عمومی هتل با استفاده از هزاران سازه لگویی و عناصر برگرفته از دنیای جادوگری طراحی می‌شوند تا حس حضور در قلعه هاگوارتز را برای مهمانان تداعی کنند.   این پروژه بخشی از سرمایه‌گذاری جدید صنعت گردشگری اروپا بر روی «گردشگری تجربه‌محور» و جاذبه‌های مبتنی بر برندهای محبوب جهانی محسوب می‌شود؛ حوزه‌ای که در سال‌های اخیر نقش مهمی در جذب خانواده‌ها و گردشگران بین‌المللی ایفا کرده است. افتتاح این هتل برای سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است.  

ایجاد شده: 6/تیر/1405       آخرین ویرایش: 6/تیر/1405     اخبار خارجی
فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح مواجه شده است

فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح مواجه شده است

مقدمه گام دوم! فوتبال قهری در سرزمین کابوی ها با امضای تفاهم نامه صلح و پایان جنگ ایران و امریکا مواجه شده است. جمعیت ایرانی بلاتکلیف در ورزشگاه برای تشویق یا تحقیر تیم ملی دور هم جمع شده اند نمی دانند با گل زدن و یا گل خوردن ایران شاد باشند یا غمگین! این شرایط کم و بیش حال روز مردم جان سخت و ایستاده در میادین شهرهای ایران ماست! در مقابل امضای تفاهمنامه بین دکتر پزشکیان و ترامپ آن هم در ایام محرم و قبل از به خاک سپردن رهبر شهید و هزاران عزیز از دست رفته، به ناگاه صبح پیروزی دمیده است. عکس العمل چه باید باشد. البته ما همیشه در طول تاریخ انقلاب این گونه در خوف و رجا بسر برده ایم...محافظه کاری و صبر، توام با بدبینی سیرت ما ایرانیان بوده و هست که همواره هم کارساز شده ولی کم منافع و کم ضرر.  به هر حال جلوی ضرر را از هرجا بگیریم سود کرده ایم. حفظ جان فرزندان عزیز این مرز و بوم در مقابل آفات جنگ مهمترین اولویت ما بایستی باشد و چه اقبالی بهتر از این که مردانی از دل این خاک سوخته سر علم کنند. عرصه دیپلماسی جان فدا کنند و پای عزت و آینده پر امید این کشور بایستند، همه سخت کامی ها و تلخ کامی و ترش رویی ها را به جان بخرند و حافظ جان و مال این مردم باشند. دکتر پزشکیان، دکتر قالیباف و دکتر عراقچی فرزندان این وطنند‌ که به نمایندگی از مردم شریف و کادر رهبری ایران کار را در گام اول به نیکی تمام کردند. این همیت برای کسب پیروزی ملت ایران خجسته و فرخنده باد. مقدمه گام دوم در زمان مقرر ۶۰ روزه بازگشایی نمایندگی های سیاسی در دو کشور است. به منظور پیشگیری از کارشکنی ها و انتقال اخبار و اطلاعات کذب و به جهت پیگیری مستمر اجرای بندهای تفاهم نامه و برقراری مذاکرات رودرو، می تواند بازگشایی سفارت خانه های دو کشور در تهران و واشنگتن باشد. شاید این اقدام مقدماتی و کم هزینه، مهمترین بازخورد و اثر مثبت را بر تسریع و تسهیل اجرای همه بندهای چهاردگانه در عرصه ملی و بین المللی داشته باشد.  قطعا نخستین اثر خبر بازگشایی سفارت خانه ها و دفاتر کنسولی در دو کشور موجی از خوشحالی میلیون ها ایرانی خود تبعیدی در دیار غربت را به همراه خواهد داشت که به آینده ایران امیدوارند... با خبر امضای تفاهم نامه قطعا فردای بازی های جام جهانی فوتبال و تماشاگران ایران دوست متفاوت از دیروز خواهد بود. قلب همه ما برای یک ایران سربلند می تپد.  گام دوم را محکم و بدون فوت وقت برداریم که زمینه ساز فراخوان بازگشت ایرانیان به خانه برای آبادی میهن خواهد بود. از هرآنچه‌بوده و هست بگذریم. خاک میهن عزیز سهم و افتخار و هویت همه ایرانیان است. ✍️ علی رحیم پور - کارشناس گردشگری 

ایجاد شده: 29/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 29/خرداد/1405     مقالات و یادداشت ها
حدود ۱۰ هزار نیروی کار نمایشگاهی بیکار شده‌اند

حدود ۱۰ هزار نیروی کار نمایشگاهی بیکار شده‌اند

به گزارش هتل نیوز ؛ مدیرعامل شرکت رایمون گفت :  صنعت نمایشگاهی کشور طی بیش از پنج ماه گذشته با رکود کم‌سابقه‌ای مواجه بوده است؛ شرایطی که از زمان قطعی اینترنت در دی‌ماه آغاز شد و با تحولات و بحران‌های پس از آن تشدید شد. او ضمن اعلام اینکه در این مدت، بسیاری از نمایشگاه‌ها لغو شده یا با حداقل تعداد مشارکت‌کنندگان و بازدیدکنندگان برگزار شده‌اند افزود : این وضعیت علاوه بر تأثیرگذاری بر برنامه‌های بازاریابی و تبلیغاتی شرکت‌ها و برندها، معیشت هزاران نفر از فعالان زنجیره صنعت نمایشگاهی از جمله غرفه‌سازان، مجریان، پیمانکاران و ارائه‌دهندگان خدمات تخصصی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. وی ادامه داد : پس از قطعی اینترنت در ۱۸ دی‌ماه، بسیاری از نمایشگاه‌ها عملاً از رونق افتادند یا به‌طور کامل لغو شدند، بخشی از مشارکت‌کنندگان از حضور انصراف دادند و برخی دیگر نیز با کاهش نیرو و هزینه‌ها در نمایشگاه‌ها شرکت کردند. مدیرعامل شرکت رایمون با بیان اینکه تا پیش از اسفندماه تنها تعداد محدودی نمایشگاه، عمدتاً با محوریت بخش دولتی، برگزار شد که میزان بازدیدکنندگان آن‌ها به حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد نمایشگاه‌های مشابه در دوره‌های گذشته می‌رسید گفت : استقبال برندها از نمایشگاه‌های آتی نیز متفاوت است. برخی شرکت‌ها تمایلی به حضور ندارند و برخی دیگر نیز ترجیح می‌دهند با رویکردی محتاطانه‌تر، هزینه‌های خود را کاهش داده و بدون اجرای طرح‌های پرهزینه، صرفاً حضوری حداقلی و معقول در نمایشگاه‌ها داشته باشند.

ایجاد شده: 27/خرداد/1405       آخرین ویرایش: 27/خرداد/1405     اخبار داخلی
جایگاه تبلیغات 1 جایگاه تبلیغات 1


کمی منتظر بمانید...