✍🏻سیدمسعودمنتجبی | کارشناس گردشگری انتخاب یک روز به مناسبت بزرگداشت سرآشپزها (shef) ؛ در روز ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ و توسط سرآشپز فقید اهل آفریقای جنوبی، دکتر بیلی گالاگر، بنیانگذاری شد . او که در آن زمان ریاست انجمن جهانی جوامع سرآشپزان (Worldchefs) را بر عهده داشت، این روز را با هدف بزرگداشت حرفه آشپزی و استفاده از دانش سرآشپزان برای آموزش و الهامبخشی به نسل بعدی پایهگذاری کرد . ریشههای Worldchefs به سال ۱۹۲۸ در پاریس بازمیگردد، جایی که ۶۵ نماینده از ۱۷ کشور برای تشکیل یک انجمن بینالمللی برای سرآشپزان حرفهای گرد هم آمدند. ایده روز جهانی سرآشپز، حاصل همین روحیه اتحاد و اشتراکگذاری دانش در طول چندین دهه بود. فلسفه اصلی این روز، فراتر از جشن مهارت آشپزی، بر آموزش، پایداری و تغذیه سالم برای نسلهای آینده متمرکز است . به همین دلیل، هر سال Worldchefs یک موضوع (Theme) یا شعار مرکزی برای هدایت فعالیتها انتخاب میکند تا سرآشپزان در سراسر جهان را حول یک هدف مشترک متحد کند. برای مثال، شعاری که برای این روز در سال جاری میلادی ( ۲۰۲۶)انتخاب گردیده بود با عنوان «کاوشگران غذا» (Food Explorers) می باشد؛ که تمرکز آن بر آموزش کودکان درباره منشأ مواد اولیه، نحوه رشد و برداشت آنها و اهمیت پایداری غذایی است. هدف این است که سرآشپزان با برگزاری کارگاههای آشپزی، بازدید از مزارع محلی یا فعالیتهای مرتبط با باغبانی، کنجکاوی و آگاهی نسل جدید را نسبت به غذایی که میخورند، برانگیزند . باید اذعان نمود روز جهانی سرآشپز تنها یک مناسبت تقویمی برای تقدیر از سرآشپزان نیست، بلکه یک پلتفرم جهانی برای آموزش، الهامبخشی و مسئولیت اجتماعی است. این روز یادآور میشود که نقش یک سرآشپز میتواند بسیار فراتر از آشپزخانه باشد و به عنوان یک مربی و سفیر فرهنگی، بر سلامت و پایداری آینده غذا تأثیر بگذارد.
ایجاد شده: چهار روز قبل آخرین ویرایش: چهار روز قبل مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ کارگاه آموزشی حکمرانی هوش مصنوعی بر صنعت گردشگری در هتل میثاق ملل مشهد برگزار شد. هدف این کارگاه، آشنایی فعالان صنعت گردشگری با ظرفیتهای هوش مصنوعی است. این ظرفیتها میتوانند به ارتقای خدمات، بهبود فرآیندهای مدیریتی و افزایش رقابتپذیری مقاصد گردشگری کمک کنند. در این کارگاه، دکتر ولی تیموری، مدیرکل دفتر مطالعات، آموزش و برنامهریزی گردشگری وزارت میراثفرهنگی و گردشگری حضور داشت. همچنین، مدیرکل و معاون گردشگری ادارهکل میراثفرهنگی و گردشگری خراسان رضوی و رئیس جامعه هتلداران استان نیز در این رویداد شرکت کردند. جمعی از فعالان گردشگری استان نیز در این کارگاه به تبادل نظر پرداختند. با توجه به نقش روزافزون هوش مصنوعی در صنعت گردشگری، آموزش و آشنایی با کاربردهای این فناوری اهمیت زیادی دارد. این کارگاه میتواند زمینهساز ارتقای کیفیت خدمات و افزایش بهرهوری در گردشگری استان باشد.
ایجاد شده: 20/مهر/1405 آخرین ویرایش: 20/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ نخستین هنرستان تخصصی گردشگری و مهماننوازی خراسان جنوبی به تازگی در بیرجند افتتاح شد. این مرکز آموزشی با همکاری دستگاههای آموزشی و متولیان گردشگری استان تأسیس گردید. در مراسم افتتاحیه، مدیرعامل مؤسسه آموزشی گردشگری خانه عمران شریف بیرجند به اهمیت آموزشهای مهارتی اشاره کرد. او تأکید کرد که آشنایی دانشآموزان با محیط واقعی کار از اهداف اصلی این دورههای آموزشی است. بر اساس برنامهریزیهای صورتگرفته، بخشی از آموزشها از طریق کارگاههای تخصصی و دورههای حضوری در هتلها و مراکز گردشگری استان انجام خواهد شد.
ایجاد شده: 11/مهر/1405 آخرین ویرایش: 11/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻 احمد دیناری | مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان شمالی در سالهای فعالیت اجرایی، مدیریتی و میدانی ام در صنعت گردشگری، همواره یک توصیه را به فعالان و بهرهبرداران تأسیسات گردشگری داشتهام؛ توصیهای که معتقدم میتواند در موفقیت حرفهای آنان نقش مهمی ایفا کند: عضویت در تشکل حرفهای مرتبط با کسبوکار خود. اگر هتلدار هستید، عضو جامعه حرفه ای هتلداران استان خود شوید. اگر دفتر یا شرکت خدمات مسافرتی و گردشگری دارید، به تشکل حرفهای دفاتر خدمات مسافرتی استان بپیوندید. اگر بهرهبردار اقامتگاه بومگردی هستید، در تشکل حرفهای بومگردی عضویت داشته باشید و اگر راهنمای گردشگری هستید، عضویت در انجمن حرفه ای راهنمایان گردشگری استان را جدی بگیرید. برخی از فعالان گردشگری، حق عضویت اولیه یا حق عضویت سالانه را یک هزینه اضافی میدانند؛ در حالی که از نگاه من، این مبلغ در واقع نوعی سرمایهگذاری برای توسعه اعتبار، شبکه ارتباطی و آینده حرفهای کسبوکار است. نخستین مزیت عضویت در تشکلهای حرفهای، افزایش اعتبار کسبوکار است. زمانی که نام و نشان یک تشکل معتبر در کنار برند شما قرار میگیرد، مشتریان، سرمایهگذاران، دستگاههای اجرایی و حتی همکاران صنفی، نگاه حرفهایتری به مجموعه شما خواهند داشت. این عضویت را میتوان در وبسایت، شبکههای اجتماعی، کارت ویزیت، بروشورها، کاتالوگها، غرفههای نمایشگاهی و سایر ابزارهای تبلیغاتی معرفی کرد و از آن به عنوان یکی از مؤلفههای اعتبار برند استفاده نمود. مزیت مهم دیگر، بهرهمندی از فرصتهای آموزشی و مشاوره ای است. بسیاری از تشکلهای حرفهای گردشگری به صورت مستمر دورههای آموزشی، کارگاههای تخصصی، نشستهای انتقال تجربه و برنامههای توانمندسازی مدیران و کارکنان و جلسات مشاوره ای در زمینه های حقوقی، مالیاتی، بیمه و غیره برگزار میکنند و حضور در این برنامهها موجب بهروز شدن دانش حرفهای و رفع برخی مشکلات جاری کسب و کار خواهد شد. شبکهسازی نیز یکی از ارزشمندترین دستاوردهای عضویت در این تشکلهاست. بسیاری از همکاریهای اقتصادی، مشارکتهای سرمایهگذاری، معرفی مشتریان، تبادل تجربه و حتی حل مسائل صنفی، در همین نشستها و رویدادهای تخصصی شکل میگیرد. در دنیای امروز، بسیاری از فرصتهای کسبوکار از دل ارتباطات حرفهای به وجود میآید و تشکلهای حرفه ای، یکی از بهترین بسترهای ایجاد این ارتباطات هستند. از سوی دیگر، باید به جایگاه قانونی این تشکلها نیز توجه کرد. در سالهای اخیر و بر اساس سیاستهای دولت، مفاد برنامههای ششم و هفتم پیشرفت کشور و همچنین آییننامههای مرتبط با تأسیسات گردشگری، بخشی از وظایف غیرحاکمیتی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به تشکلهای حرفهای واگذار شده است. در بسیاری از استانها، این تشکلها در فرآیندهایی مانند بازدید و ارزیابی تأسیسات گردشگری، بررسی پروندههای صدور یا تمدید مجوز بهرهبرداری، پیشنهاد نرخ خدمات، ارائه نظرات کارشناسی، رسیدگی به شکایات و سایر امور صنفی نقش مؤثری ایفا میکنند. بنابراین، هر فعال گردشگری که از عضویت در تشکل حرفهای خودداری میکند، ممکن است بخشی از خدمات، اطلاعات، حمایتها و فرصتهایی را که از طریق همین تشکلها ارائه میشود، از دست بدهد. حتی در برخی امور اداری نیز ارتباط با تشکل مربوطه به تسهیل و تسریع فرآیندها کمک میکند. البته واقعبینانه باید پذیرفت که مانند هر نهاد صنفی و حرفه ایه دیگری، عملکرد همه تشکلهای حرفهای یکسان نیست. گاهی ممکن است اختلافنظرهای داخلی، نگاههای سلیقهای، رقابتهای شخصی یا برخی ضعفهای مدیریتی موجب نارضایتی تعدادی از اعضا شود. حتی در برخی موارد، انتقادهایی نسبت به نحوه اداره تشکلها یا بهرهبرداری شخصی توسط برخی از اعضای هیات مدیره جوامع حرفه ای از جایگاه صنفی مطرح میشود. اما با وجود این نقدها، تجربه نشان داده است که اصل عضویت در تشکلهای حرفهای همچنان بسیار سودمندتر از خارج ماندن از آنهاست. بنابراین راهکار اصلاح تشکلها، کنارهگیری از آنها نیست؛ بلکه حضور فعال، مشارکت در تصمیمگیریها، مطالبهگری مسئولانه و انتخاب اعضای هیات مدیره توانمند است و مسلما تشکلهای حرفهای زمانی قدرتمند خواهند بود که اعضای آنها نیز فعال، مطالبهگر و مسئولیتپذیر باشند و هرچه مشارکت اعضا بیشتر باشد، به طور قطع قدرت چانهزنی صنف، کیفیت خدمات و میزان اثرگذاری آن در سیاستگذاریهای صنعت گردشگری نیز افزایش خواهد یافت. و در یک جمعبندی کوتاه اینکه عضویت در تشکلهای حرفهای گردشگری، تنها پرداخت یک حق عضویت سالانه نیست؛ بلکه سرمایهگذاری روی اعتبار حرفهای، توسعه ارتباطات، ارتقای دانش، بهرهگیری از خدمات تخصصی و حضور مؤثر در آینده صنعت گردشگری کشور است. به همین دلیل، به همه فعالان این صنعت توصیه میکنم عضویت در تشکل حرفه ای مرتبط با کسبوکار خود را نه یک هزینه، بلکه بخشی از سرمایهگذاری بلندمدت برای موفقیت حرفهای بدانند.
ایجاد شده: 3/مهر/1405 آخرین ویرایش: 3/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ هفته گردشگری امسال با اجرای بیش از ۶۵۰ رویداد در سراسر کشور برگزار میشود. این رویدادها تحت شعار «دستور کار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» است. مدیرکل دفتر گردشگری داخلی در نشست خبری این موضوع را مطرح کرد. او اشاره کرد که برنامههای این هفته بر محور گردشگری دیجیتال و توسعه مهارتهای جدید در صنعت گردشگری متمرکز خواهد بود. در این هفته، همایشها و کارگاههای تخصصی، رونمایی از طرحهای دیجیتال و افتتاح پروژههای گردشگری برگزار میشود. همچنین جشنوارهها، رویدادهای مختلف و نمایشگاههایی مرتبط با استارتآپهای گردشگری نیز در برنامه قرار دارند. مدیرکل دفتر گردشگری داخلی بیان کرد که امسال برای نخستینبار، سال گردشگری به نام «برادران امیدوار» نامگذاری شده است. این نام به منظور معرفی چهرههای برجسته گردشگری در مجامع علمی و آموزشی انتخاب شده است. به منظور تقویت گردشگری در نیمه جنوبی کشور، برگزاری رویدادها و استفاده از ظرفیت اینفلوئنسرها افزایش مییابد. در مهرماه، بیش از ۶۵۰ رویداد با عنوان «مهر جنوب» در استانهای مختلف برگزار خواهد شد. از جمله رویدادهای این هفته میتوان به «مهر شیراز»، «مهر یزد»، «مهر اصفهان» و «مهر کرمان» اشاره کرد. در استان فارس نیز بیش از ۶۵ رویداد با عنوان مهر شیراز برگزار خواهد شد.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 31/شهریور/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ وزیر میراث فرهنگی ایران بر اهمیت صنایع دستی و بومگردی در جلوگیری از تخلیه روستاها و تحقق مهاجرت معکوس تأکید کرد و خواستار حمایت از روستاییان شد. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، بر لزوم حمایت از روستاییانی که در زمینه صنایع دستی فعالیت میکنند، تأکید کرد. او بیان کرد که این حمایت میتواند به جلوگیری از تخلیه روستاها کمک کند. همچنین، وی به شعار «هر روستا یک بومگردی، یک کارگاه صنایع دستی» اشاره کرد و افزود که توسعه این ظرفیتها میتواند به ماندگاری جمعیت در روستاها کمک کند. وزیر میراث فرهنگی همچنین به ضرورت توسعه گردشگری غذا در ایران اشاره کرد. او گفت که این بخش هنوز بهطور جدی فعال نشده است. صالحیامیری خواستار برگزاری جشنوارههای غذا در تمامی شهرها شد. او تأکید کرد که ایران دارای ظرفیتهای لازم برای تبدیل به یکی از قطبهای گردشگری غذا در جهان است.
ایجاد شده: 31/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/مرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ مجله Condé Nast Traveler در شماره سپتامبر/اکتبر 2026 به بررسی صنایعدستی جهانی و نقش هنرهای بومی در گردشگری میپردازد و مطالب جذابی را ارائه میدهد. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ در شماره جدید مجله Condé Nast Traveler، تمرکز اصلی بر روی موضوع «صنایعدستی جهانی» قرار دارد. این شماره به بررسی نقش هنرهای بومی و مهارتهای سنتی در شکلدهی تجربههای گردشگری میپردازد. این مجله به بررسی صنایعدستی و نقش آنها در روایت میراث فرهنگی و هویت جوامع محلی میپردازد. همچنین، انتقال این مهارتها میان نسلها نیز مورد توجه قرار گرفته است. در این شماره، هنرها و صنایعدستی مختلف از نقاط مختلف جهان معرفی میشوند. از خالکوبیهای قبیلهای در مناطق کوهستانی فیلیپین تا تولید چکمههای چرمی سفارشی در تگزاس، هر کدام داستان خاص خود را دارند. مجله همچنین به سفر به کارگاههای هنرمندان معاصر در لندن میپردازد. تلاش این هنرمندان برای حفظ سنتهای قدیمی از Savile Row تا Peckham بررسی شده است. گفتوگویی با Patricia Field نیز در این شماره وجود دارد. او در مورد سفرهایش در جهان و اشیای هنری که در طول سفر جمعآوری کرده است، صحبت میکند.
ایجاد شده: 25/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405 اخبار داخلی
به گزارش هتل نیوز؛ مجلس شورای اسلامی در مصوبهای جدید، برگزاری دورههای آموزشی ناسازگار با فرهنگ ایرانی را با مجازات حبس مواجه کرد. این مصوبه شامل جریمههای سنگینی برای برگزارکنندگان و شرکتکنندگان است. به گزارش ایتنا/هتل نیوز؛ نمایندگان مجلس در تازهترین مصوبه خود، مجازات حبس برای برگزاری و شرکت در دورههای آموزشی ناسازگار با فرهنگ ایرانی تعیین کردند. طبق این مصوبه، برگزارکنندگان دورهها، کلاسها و کارگاههای آموزشی که با فرهنگ ایرانی تناقض دارند، به ۵ تا ۱۰ سال حبس محکوم خواهند شد. علاوه بر این، افرادی که در این دورهها شرکت کنند، با مجازات حبس ۶ ماه تا ۲ سال مواجه خواهند شد. این مصوبه بخشی از مقررات جدید مجلس در خصوص فعالیتهای آموزشی و فرهنگی است که به تصویب رسیده است.
ایجاد شده: 25/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 25/مرداد/1405 اخبار داخلی
✍🏻 نازلی بخشایش | خبرنگار و دبیر حوزه گردشگری فرهنگی و هنری موسیقی محور گردشگری در جهان امروز دیگر صرفاً جابهجایی برای دیدن آثار تاریخی، طبیعت یا گذران اوقات فراغت نیست. گردشگر معاصر بیش از گذشته به دنبال تجربه است؛ تجربهای که بتواند میان هویت فردی، علایق فرهنگی و مقصد سفر پیوند برقرار کند. در این میان، موسیقی بهعنوان یکی از فراگیرترین زبانهای فرهنگی بشر، به عاملی مؤثر در انتخاب مقصد، شکلگیری سفر و حتی بازتعریف هویت شهرها و کشورها تبدیل شده است. از سفر برای حضور در یک کنسرت یا جشنواره گرفته تا بازدید از زادگاه آهنگسازان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، شهرهای موسیقایی و مکانهایی که با خاطره یک هنرمند یا یک اثر پیوند خوردهاند، همگی در قلمرو «گردشگری موسیقیمحور» قرار میگیرند. گردشگری موسیقی یا Music Tourism به سفرهایی اطلاق میشود که موسیقی در آنها انگیزه اصلی یا یکی از انگیزههای مهم سفر است. این نوع گردشگری طیف گستردهای را دربرمیگیرد: سفر برای شرکت در کنسرتها و جشنوارهها، بازدید از اپراها و تالارهای موسیقی، گردشگری مرتبط با میراث موسیقایی، سفر به زادگاه یا آرامگاه هنرمندان، بازدید از موزهها و آرشیوهای موسیقی، حضور در رویدادهای موسیقی بومی و محلی و حتی سفر برای آموزش، اجرا یا تجربه موسیقی در یک مقصد مشخص. سازمان جهانی گردشگری ملل متحد، موسیقی و هنرهای اجرایی را از عناصر مهم گردشگری فرهنگی میداند؛ حوزهای که میتواند به حفاظت از میراث، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد تجربهای متمایز برای گردشگران کمک کند. از این منظر، موسیقی فقط یک محصول فرهنگی نیست، بلکه میتواند به «دلیل سفر» و در نتیجه به یک دارایی اقتصادی و توسعهای تبدیل شود. از آیینهای موسیقایی تا صنعت گردشگری تجربهمحور: پیوند موسیقی و سفر پدیدهای تازه نیست. در دورههای تاریخی، آیینهای مذهبی، موسیقیهای درباری، اجراهای مردمی و مناسبتهای فصلی، گروههایی از مردم را از مناطق مختلف به یک مکان جذب میکردند. در اروپا، سفر برای تماشای اپرا و اجراهای موسیقی کلاسیک، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم، به بخشی از فرهنگ سفر طبقات مرفه تبدیل شد. شهرهایی مانند وین، سالزبورگ، ونیز و میلان بهتدریج هویت خود را با موسیقی و هنرهای نمایشی پیوند دادند. با گسترش صنعت ضبط، رادیو، سینما و سپس رسانههای دیجیتال، موسیقی از مرزهای جغرافیایی عبور کرد و رابطه مخاطب با مکانهای موسیقایی شکل تازهای یافت. طرفداران گروههای موسیقی و هنرمندان مشهور، برای دیدن محل تولد، خانه، استودیو یا مکانهای مرتبط با آثار آنان سفر کردند. نمونه مشهور آن، گردشگری مرتبط با گروه «بیتلز» در شهر لیورپول است؛ پدیدهای که نشان میدهد میراث یک گروه موسیقی چگونه میتواند به بخشی پایدار از اقتصاد و برند شهری تبدیل شود. در دهههای اخیر، رشد جشنوارههای بزرگ، توسعه صنعت موسیقی زنده، افزایش سفرهای کوتاهمدت و گسترش شبکههای اجتماعی، گردشگری موسیقی را وارد مرحلهای تازه کرده است. امروز یک کنسرت بزرگ میتواند هزاران یا حتی میلیونها نفر را به شهر یا کشوری دیگر بکشاند و زنجیرهای از هزینهها را در حملونقل، اقامت، رستورانها، خرید، خدمات شهری و صنایع خلاق فعال کند. سهم موسیقی در اقتصاد گردشگری؛ چرا آمارها یکسان نیستند؟ یکی از دشواریهای تحلیل گردشگری موسیقی، نبود یک نظام آماری جهانی و یکپارچه برای اندازهگیری آن است. برخلاف گردشگری ساحلی، طبیعتگردی یا گردشگری تجاری، هنوز شاخص واحدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آن سهم دقیق موسیقی را از کل گردشگران جهان تعیین کرد. دلیل این مسئله روشن است: بسیاری از گردشگران با بیش از یک انگیزه سفر میکنند. ممکن است فردی برای دیدن یک شهر تاریخی سفر کند، اما در همان سفر در یک کنسرت نیز حضور داشته باشد؛ یا برای شرکت در یک جشنواره به مقصدی برود و همزمان از جاذبههای فرهنگی و طبیعی آن منطقه بازدید کند. بنابراین، مرز میان «گردشگر موسیقی» و «گردشگری که موسیقی یکی از تجربههای اوست» همیشه کاملاً مشخص نیست. با این حال، دادههای ملی و منطقهای نشان میدهد که این حوزه در بسیاری از کشورها به یکی از محرکهای مهم گردشگری فرهنگی و اقتصاد رویداد تبدیل شده است. یکی از معتبرترین نمونهها، گزارشهای سالانه نهاد UK Music در بریتانیاست. بر اساس گزارش «Hometown Glory»، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۳.۵ میلیون گردشگر موسیقی در کنسرتها و جشنوارههای بریتانیا حضور داشتند؛ رقمی که نسبت به ۱۹.۲ میلیون نفر در سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳ درصد افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۲۱.۹ میلیون نفر گردشگر داخلی و حدود ۱.۶ میلیون نفر گردشگر بینالمللی بودند. هزینهکرد این گردشگران در حوزههایی مانند بلیت، اقامت، حملونقل، خوراک، خرید و خدمات مرتبط، حدود ۱۰ میلیارد پوند برآورد شده است. این رقم نسبت به حدود ۸ میلیارد پوند در سال ۲۰۲۳، رشدی نزدیک به ۲۵ تا ۲۶ درصد را نشان میدهد. این آمار بهخوبی نشان میدهد که موسیقی تنها درآمد حاصل از فروش بلیت نیست. هر رویداد موسیقایی میتواند مجموعهای از کسبوکارهای محلی را فعال کند و اثر آن از سالن اجرا یا محل برگزاری جشنواره فراتر برود. آیا بریتانیا رتبه نخست گردشگری موسیقی جهان را دارد؟ پاسخ دقیق این است که رتبهبندی رسمی و واحدی برای تعیین «کشور نخست گردشگری موسیقی جهان» وجود ندارد؛ زیرا کشورها از روشهای متفاوتی برای سنجش این بازار استفاده میکنند و شاخصهای قابل مقایسه جهانی هنوز بهصورت استاندارد تدوین نشدهاند. با این حال، اگر معیار را حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها، قدرت صنعت موسیقی زنده، میزان اثر اقتصادی، سابقه تاریخی و کیفیت دادههای منتشرشده قرار دهیم، بریتانیا یکی از پیشروترین و مستندترین نمونههای جهان و احتمالاً برجستهترین الگوی قابل سنجش در گردشگری موسیقی زنده است. بریتانیا مجموعهای کمنظیر از ظرفیتها را در اختیار دارد: شهرهای موسیقایی مانند لندن، لیورپول، منچستر و گلاسگو؛ جشنوارههای بینالمللی؛ سالنهای تاریخی؛ موسیقی پاپ و راک با نفوذ جهانی؛ میراث هنرمندان مشهور؛ و شبکه گستردهای از سالنها و فضاهای اجرای موسیقی. این کشور توانسته موسیقی را نه فقط بهعنوان یک محصول هنری، بلکه بهعنوان بخشی از سیاست توسعه شهری، اقتصاد خلاق و برند ملی خود تعریف کند. در کنار بریتانیا، ایالات متحده نیز یکی از بزرگترین قطبهای گردشگری موسیقی جهان است. شهرهایی مانند نشویل، ممفیس، نیواورلئان، آستین و نیویورک، هرکدام با ژانرها و روایتهای موسیقایی خاص خود شناخته میشوند. نشویل با موسیقی کانتری، ممفیس با بلوز و راکاندرول و نیواورلئان با جَز، نمونههایی از شهرهایی هستند که هویت موسیقایی را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کردهاند. در اروپا، اتریش نیز جایگاه ویژهای دارد. وین با میراث موسیقی کلاسیک و نامهایی چون موتسارت، بتهوون، شوبرت، برامس و اشتراوس، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری موسیقی کلاسیک جهان است. سالزبورگ نیز با پیوند تاریخی خود با موتسارت، از موسیقی برای تقویت هویت شهری و جذب گردشگران استفاده میکند. جشنواره سالزبورگ، کنسرتهای تاریخی و فضاهای فرهنگی این شهر، نمونهای موفق از پیوند میراث هنری و اقتصاد گردشگری هستند. آلمان نیز با شهرهایی مانند برلین، لایپزیگ و بایرویت، در حوزه موسیقی کلاسیک، اپرا و جشنوارههای تخصصی جایگاه مهمی دارد. در آسیا، کره جنوبی با تکیه بر موج فرهنگی کرهای و گسترش جهانی K-pop، شکل تازهای از گردشگری موسیقی را ایجاد کرده است؛ گردشگریای که با رسانههای دیجیتال، صنعت سرگرمی، مد، فناوری و برند ملی پیوند خورده است. موسیقی چگونه به توسعه گردشگری کمک میکند؟ نخستین اثر موسیقی، افزایش جذابیت مقصد است. بسیاری از شهرها دارای جاذبههای تاریخی یا طبیعی مشابهاند، اما موسیقی میتواند به آنها هویتی متمایز ببخشد. شهری که با یک سبک موسیقی، یک جشنواره یا یک هنرمند شناخته میشود، در ذهن گردشگر تصویری مشخصتر و ماندگارتر پیدا میکند. دومین اثر، افزایش مدت اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر است. رویدادهای چندروزه، جشنوارهها و برنامههای موسیقایی معمولاً گردشگر را برای مدت بیشتری در مقصد نگه میدارند. این مسئله به افزایش تقاضا برای هتل، حملونقل، رستوران، خرید و خدمات محلی منجر میشود. سومین اثر، توزیع جغرافیایی گردشگری است. برخلاف بسیاری از جاذبههای مشهور که گردشگران را در چند شهر بزرگ متمرکز میکنند، جشنوارهها و رویدادهای موسیقایی میتوانند گردشگر را به شهرهای کوچک، مناطق روستایی و مقاصد کمتر شناختهشده هدایت کنند. موسیقی محلی در این میان ظرفیت ویژهای دارد، زیرا میتواند تجربهای اصیل و وابسته به مکان ایجاد کند؛ تجربهای که بهسادگی قابل انتقال یا تکرار در مقصدی دیگر نیست. چهارمین اثر، تقویت اقتصاد محلی و اشتغال است. یک رویداد موسیقایی علاوه بر هنرمندان، به فعالیت گروههای گستردهای از مشاغل وابسته است: برگزارکنندگان، صدابرداران، نورپردازان، طراحان صحنه، کارکنان هتل، رانندگان، فروشندگان، تولیدکنندگان صنایعدستی و فعالان حوزه خوراک و خدمات. بنابراین، اثر اقتصادی موسیقی در یک مقصد، چندلایه و زنجیرهای است. پنجمین اثر، تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم است. موسیقی میتواند تصویری انسانی، خلاق و ماندگار از یک کشور ایجاد کند. گاه یک هنرمند یا یک جریان موسیقایی بیش از بسیاری از کمپینهای تبلیغاتی، نام یک شهر یا کشور را در جهان مطرح میکند. از «رویداد» تا «میراث»؛ دو مسیر اصلی گردشگری موسیقی گردشگری موسیقی را میتوان به دو حوزه اصلی تقسیم کرد. نخست، گردشگری رویدادمحور است؛ مانند سفر برای حضور در کنسرت، جشنواره، اپرا یا یک اجرای ویژه. این نوع گردشگری معمولاً زمانمند است و به تقویم رویدادها وابسته است. دوم، گردشگری میراث موسیقایی است؛ مانند بازدید از خانه و زادگاه هنرمندان، موزههای موسیقی، سالنهای تاریخی، آرشیوها و مکانهایی که در تاریخ موسیقی نقش داشتهاند. مزیت این نوع گردشگری، پایداری بیشتر آن است. یک کنسرت ممکن است تنها یک شب برگزار شود، اما یک موزه، خانه تاریخی یا مسیر گردشگری موسیقی میتواند در تمام طول سال پذیرای گردشگران باشد. شهرهای موفق معمولاً این دو مسیر را با یکدیگر ترکیب میکنند؛ یعنی هم رویدادهای زنده و جذاب برگزار میکنند و هم میراث موسیقایی خود را به محصولی دائمی برای گردشگری تبدیل میسازند. فرصت ایران؛ موسیقی بهعنوان نقشهای فرهنگی ایران از نظر تنوع موسیقایی، یکی از غنیترین کشورهای منطقه است. موسیقی دستگاهی، موسیقی نواحی، موسیقی آیینی، موسیقی مقامی، سازهای بومی، آوازهای محلی و تنوع فرهنگی اقوام، مجموعهای گسترده از ظرفیتها را برای توسعه گردشگری موسیقی فراهم کرده است. از موسیقی خراسان و کردستان تا موسیقی جنوب، آذربایجان، لرستان، بلوچستان، گیلان و مازندران، هر منطقه میتواند روایت موسیقایی خاص خود را به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند. این ظرفیت تنها به اجرای موسیقی محدود نیست؛ بلکه میتواند با آموزش ساز، بازدید از کارگاههای سازسازی، آشنایی با آیینها، تجربه خوراک محلی، صنایعدستی و طبیعت منطقه پیوند بخورد. برای مثال، یک گردشگر میتواند در قالب یک بسته سفر فرهنگی، در کارگاه ساخت سازهای سنتی حضور یابد، با شیوههای نوازندگی محلی آشنا شود، در یک اجرای زنده شرکت کند و همزمان جاذبههای تاریخی و طبیعی منطقه را تجربه کند. چنین الگویی، گردشگری را از بازدید صرف به تجربهای عمیق و مشارکتی تبدیل میکند. با این حال، بهرهبرداری از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی حرفهای است. نبود تقویم بینالمللی رویدادهای موسیقی، ضعف در معرفی چندزبانه، کمبود دادههای آماری، محدود بودن زیرساختهای اجرای استاندارد و نبود بستههای گردشگری تخصصی، از جمله موانع توسعه این حوزه هستند. ایران برای ورود جدیتر به گردشگری موسیقی، به چند اقدام اساسی نیاز دارد: ایجاد بانک اطلاعاتی از رویدادها و میراث موسیقایی، طراحی مسیرهای گردشگری موسیقی، حمایت از جشنوارههای محلی، ثبت و مستندسازی میراث موسیقی نواحی، توسعه آموزشهای تخصصی برای راهنمایان گردشگری و ایجاد همکاری میان وزارتخانهها، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و بخش خصوصی. جمعبندی: گردشگری موسیقی در جهان امروز یک حوزه حاشیهای یا صرفاً سرگرمکننده نیست؛ بلکه بخشی از اقتصاد تجربه، صنایع خلاق و توسعه فرهنگی به شمار میرود. موسیقی میتواند گردشگر جذب کند، مدت اقامت را افزایش دهد، اقتصاد محلی را فعال سازد، هویت شهرها را تقویت کند و تصویری ماندگار از یک کشور در ذهن مخاطبان جهانی بسازد. اگرچه هنوز آمار جهانی یکپارچهای درباره سهم دقیق گردشگری موسیقی از کل گردشگری وجود ندارد، دادههای کشورهایی مانند بریتانیا نشان میدهد که این حوزه میتواند میلیاردها پوند اثر اقتصادی و دهها میلیون سفر مرتبط ایجاد کند. بریتانیا، با توجه به حجم گردشگران موسیقی، تنوع رویدادها و نظام نسبتاً دقیق گزارشدهی، یکی از مهمترین الگوهای جهانی در این زمینه است؛ اما کشورهایی مانند آمریکا، اتریش، آلمان و کره جنوبی نیز هر یک مدل متفاوت و موفقی از پیوند موسیقی و گردشگری ارائه کردهاند. برای ایران، موسیقی میتواند فراتر از یک هنر، به پلی میان فرهنگ، گردشگری، اقتصاد محلی و گفتوگوی بینالمللی تبدیل شود. تنوع موسیقایی ایران، اگر بهدرستی مستندسازی، معرفی و به محصول گردشگری تبدیل شود، ظرفیت آن را دارد که بخشی از نقشه فرهنگی سفر در منطقه و جهان را به خود اختصاص دهد. شاید زمان آن رسیده باشد که موسیقی را نه فقط آنچه میشنویم، بلکه آنچه به خاطرش سفر میکنیم، بازتعریف کنیم.
ایجاد شده: 18/مرداد/1405 آخرین ویرایش: 18/مرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
تصمیم اخیر برای تغییر عنوان «هنرستان یا دبیرستان هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» در نگاه نخست شاید صرفاً یک تغییر نام به نظر برسد، اما در واقع بازتاب یک نگرش نادرست و غیرتخصصی نسبت به ماهیت صنعت هتلداری و نیازهای واقعی بازار کار است؛ نگرشی که متأسفانه طی سالهای گذشته به تدریج جایگاه هتلداری را در نظام سیاستگذاری گردشگری کشور تضعیف کرده است. در تمامی نظامهای پیشرفته آموزشی جهان، هتلداری (Hospitality) و گردشگری (Tourism) اگرچه دارای ارتباطات متقابل هستند، اما دو حوزه مستقل با دانش، مهارتها، استانداردها، مشاغل و مسیرهای آموزشی متفاوت محسوب میشوند. معتبرترین مؤسسات آموزشی جهان از جمله مدرسه عالی هتلداری لوزان سوئیس (EHL) نیز میان مدیریت هتلداری و مدیریت گردشگری تفکیک علمی و حرفهای قائل هستند و برای هر یک برنامههای تخصصی جداگانه طراحی میکنند. مسئله اصلی اینجاست که هتلداری یک فعالیت صرفاً گردشگری نیست؛ بلکه یک صنعت عملیاتی، خدماتی و سرمایهبر است که نیازمند آموزشهای تخصصی در حوزههای پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، آشپزی، رزرواسیون، درآمدزایی، فروش، نگهداری تأسیسات، مدیریت عملیات، خدمات مهمان و استانداردهای بینالمللی اقامت است. در مقابل، گردشگری عمدتاً بر برنامهریزی سفر، بازاریابی مقصد، راهنمایی گردشگران، حملونقل، سیاستگذاری و توسعه مقاصد متمرکز است. به همین دلیل در بسیاری از کشورهای پیشرو، دانشآموزان و دانشجویان از همان ابتدای مسیر آموزشی میان رشتههای Hotel Management، Hospitality Management و Tourism Management تفکیک میشوند. علت این تفکیک روشن است: نیازهای شغلی این دو حوزه یکسان نیست. امروز صنعت جهانی سفر و گردشگری حدود ۳۵۷ میلیون شغل در جهان ایجاد کرده و نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است. (World Travel & Tourism Council) اما در دل همین اکوسیستم عظیم، بخش اقامت و هتلداری یکی از بزرگترین و مهمترین مصرفکنندگان نیروی انسانی آموزشدیده محسوب میشود؛ تا جایی که شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) هشدار داده است که صنعت مهماننوازی و گردشگری جهان تا سال ۲۰۳۵ با کمبود دهها میلیون نیروی کار مواجه خواهد شد و تنها در بخشهای مرتبط با مهماننوازی، شکاف نیروی انسانی به میلیونها نفر خواهد رسید. در چنین شرایطی، کشورهای توسعهیافته نهتنها آموزش تخصصی هتلداری را تضعیف نکردهاند، بلکه سرمایهگذاری گستردهای برای تربیت نیروی انسانی ماهر در این حوزه انجام دادهاند؛ زیرا به خوبی میدانند که کیفیت خدمات اقامتی مستقیماً بر رضایت گردشگران، درآمد ارزی، نرخ بازگشت مسافر و اعتبار برند ملی تأثیر میگذارد. نکته مهمتر آن است که صنعت هتلداری بزرگترین دریافتکننده سرمایهگذاری در زنجیره گردشگری است. گزارشهای بینالمللی سرمایهگذاری هتل نشان میدهد که حجم سرمایهگذاری در بخش اقامت و هتلها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته و همچنان یکی از جذابترین حوزههای سرمایهگذاری در صنعت سفر محسوب میشود. بنابراین این پرسش جدی مطرح میشود که چرا بخشی که بیشترین حجم سرمایهگذاری، اشتغال مستقیم، داراییهای فیزیکی و نیاز به نیروی انسانی تخصصی را در اختیار دارد، باید در نظام آموزشی کشور به تدریج هویت مستقل خود را از دست بدهد؟ واقعیت این است که تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هتلداری در بسیاری از تصمیمات اجرایی و حتی نمادین، به تدریج در سایه عنوان کلی «گردشگری» قرار گرفته است. حذف تدریجی واژه «هتلداری» از برخی رویدادها، نمایشگاهها و ساختارهای سیاستگذاری نمونهای از همین روند است. این در حالی است که در ادبیات جهانی، Hospitality نه زیرمجموعهای کماهمیت از Tourism، بلکه یکی از ارکان اصلی و مستقل آن محسوب میشود. نگرانی فعالان صنعت هتلداری از تغییر عنوان مدارس تخصصی هتلداری نیز دقیقاً از همین منظر قابل درک است. تجربه نشان داده است که هرگاه دو رشته تخصصی با نیازهای آموزشی متفاوت در یک ساختار آموزشی ادغام میشوند، به مرور سهم آموزشهای مهارتی، کارگاهی و عملی کاهش یافته و جای خود را به دروس عمومیتر و مشترک میدهد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش عمق مهارتآموزی و تربیت فارغالتحصیلانی است که نه در هتلداری تخصص کافی دارند و نه در گردشگری. اگر هدف کشور توسعه گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات، افزایش سرمایهگذاری و رقابتپذیری بینالمللی است، مسیر آن از تضعیف آموزش تخصصی هتلداری نمیگذرد. برعکس، امروز باید شاهد توسعه هنرستانهای تخصصی هتلداری، تجهیز کارگاههای آموزشی، ارتقای استانداردهای مهارتی و تقویت پیوند میان مدارس و هتلها باشیم. تغییر عنوان «هتلداری» به «هتلداری و گردشگری» شاید در ظاهر اقدامی کوچک باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک خطای بزرگتر باشد؛ خطایی که میان یک صنعت عملیاتی و سرمایهبر با یک حوزه سیاستگذاری و خدمات سفر تمایز قائل نیست. صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد. تصمیمگیران باید به جای کمرنگ کردن هویت آموزشی این صنعت، برای تقویت آن برنامهریزی کنند. آینده هتلهای کشور با سرمایهگذاری در ساختمانها ساخته نمیشود؛ با سرمایهگذاری در آموزش نیروی انسانی ساخته میشود. ✍️ مهدی حسینی
ایجاد شده: 8/تیر/1405 آخرین ویرایش: 8/تیر/1405 مقالات و یادداشت ها
در دنیای پرآشوب امروز، ثبات اقتصادی و سیاسی دیگر یک امر بدیهی نیست. این ناآرامیها، بهویژه در صنعت پویای گردشگری، چالشهای منحصر به فردی را برای هتلها و آژانسهای مسافرتی ایجاد میکند. با این حال، همین چالشها فرصتهایی برای نوآوری، تابآوری و تمایز را نیز فراهم میکنند. با اتخاذ رویکردهای استراتژیک و هوشمندانه، میتوان نه تنها از این دوران پر فراز و نشیب عبور کرد، بلکه جایگاه خود را در بازار تقویت نمود. بازنگری در استراتژیهای قیمتگذاری و انعطافپذیری در زمان عدم قطعیت، مشتریان به دنبال ارزش و اطمینان بیشتری هستند. ارائه بستههای قیمتی منعطف، امکان کنسلی رایگان (تا حد امکان)، و تخفیفهای هوشمندانه در زمانهای کمتقاضا میتواند جذابیت خدمات شما را دوچندان کند. در نظر گرفتن پکیجهای ترکیبی که شامل اقامت، گشت و انتقال میشود، با قیمتگذاری رقابتی، میتواند به مشتریان احساس امنیت و صرفهجویی بدهد. همچنین، استفاده از مدلهای قیمتگذاری پویا که به سرعت به تغییرات بازار واکنش نشان میدهند، حیاتی است. تنوعبخشی به بازار هدف و مقاصد تکیه بر یک بازار خاص یا یک مقصد جغرافیایی، ریسک بالایی دارد. در شرایط کنونی، گسترش دامنه فعالیت به بازارهای بینالمللی جدید (با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و اقتصادی) و همچنین تمرکز بر مقاصد داخلی کمتر شناخته شده اما با پتانسیل بالا، میتواند سبد ریسک شما را متعادل کند. شناسایی و جذب گردشگران داخلی که به دلیل محدودیتهای سفر خارجی، به دنبال تجربههای جدید در کشور خود هستند، یک فرصت طلایی است. تقویت کانالهای ارتباطی و اعتمادسازی شفافیت و ارتباط مستمر با مشتریان، کلید عبور از بحران است. در زمان عدم قطعیت، مشتریان بیش از پیش به دنبال اطلاعات دقیق و بهروز هستند. استفاده فعال از رسانههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ هدفمند، و وبسایت بهروز شده برای اطلاعرسانی درباره وضعیت ایمنی، پروتکلهای بهداشتی، و هرگونه تغییر در برنامهها، ضروری است. ایجاد حس اطمینان و امنیت از طریق ارائه اطلاعات صادقانه و پاسخگویی سریع به سوالات، روابط بلندمدت با مشتریان را تضمین میکند. نوآوری در خدمات و تجربه مشتری شرایط بحرانی، فرصتی برای خلاقیت است. ارائه تجربیات منحصر به فرد و شخصیسازی شده که فراتر از خدمات استاندارد هتلداری یا تورگردانی باشد، میتواند شما را از رقبا متمایز کند. این میتواند شامل تورهای خصوصی با تمرکز بر تجربیات فرهنگی عمیق، کارگاههای آموزشی، یا حتی استفاده از فناوری برای ارائه تجربههای مجازی قبل از سفر باشد. تمرکز بر "تجربه" به جای صرفاً "خدمت"، در ذهن مشتری ماندگارتر خواهد بود. مدیریت ریسک و تابآوری عملیاتی ایجاد برنامههای اضطراری برای سناریوهای مختلف (مانند تغییرات ناگهانی در مقررات سفر، اختلالات حمل و نقل، یا بحرانهای بهداشتی) امری حیاتی است. این شامل داشتن روابط قوی با تامینکنندگان متنوع، انعطافپذیری در برنامهریزی پرسنل، و آمادگی برای تغییر سریع در عملیات است. سرمایهگذاری در آموزش پرسنل برای مواجهه با شرایط غیرمنتظره و توانمندسازی آنها برای اتخاذ تصمیمات سریع، تابآوری سازمان را افزایش میدهد. همکاری و شبکهسازی استراتژیک در این دوران، همکاری میتواند به معنای بقا باشد. ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر کسبوکارهای گردشگری (مانند رستورانها، فروشگاههای صنایع دستی، یا شرکتهای حمل و نقل) برای ارائه بستههای جذابتر و تقسیم منابع، میتواند مفید باشد. همچنین، مشارکت فعال در انجمنهای صنفی و تبادل تجربیات با همکاران، راهنماییهای ارزشمندی را در شرایط دشوار ارائه میدهد. در نهایت، عبور از دوران عدم قطعیت، نیازمند دیدگاهی بلندمدت، انعطافپذیری، و تمرکز بر ایجاد ارزش واقعی برای مشتری است. مدیرانی که قادرند با خلاقیت و هوشمندی، چالشها را به فرصت تبدیل کنند، نه تنها در این دوران دوام خواهند آورد، بلکه به پیشگامان صنعت گردشگری آینده تبدیل خواهند شد. ✍️ فاطمه دکامینی - مدرس دانشگاه، مولف و پژوهشگر
ایجاد شده: 31/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 31/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها
یادداشت اختصاصی تابستان روزگاری فصل کشف بود؛ فصل دویدن در کوچهها، لمس طبیعت، سفرهای خانوادگی، تجربه ناشناختهها و آموختن از دل زندگی. اما به نظر میرسد امروز تابستان برای بخش قابل توجهی از خانوادهها، بهویژه در طبقات مرفه و الیت جامعه، به میدان مسابقهای پرهزینه برای خرید آموزش تبدیل شده است؛ مسابقهای که گاهی بیش از آنکه دغدغه یادگیری داشته باشد، رنگ و بوی چشموهمچشمی و نمایش جایگاه اجتماعی به خود گرفته است. در سالهای اخیر، با افزایش تعطیلیهای مکرر مدارس به دلایل مختلف از آلودگی هوا و شرایط جوی گرفته تا بحرانها و رخدادهای پیشبینینشده، بسیاری از خانوادهها نسبت به کیفیت و استمرار آموزش رسمی دچار نگرانی شدهاند. توسعه آموزشهای آنلاین نیز اگرچه در ظاهر راهکاری برای جبران این خلأ بود، اما در عمل بار سنگینی را بر دوش والدین گذاشت؛ والدینی که ناچار شدند هم نقش پدر و مادر را ایفا کنند و هم نقش معلم، ناظر و مدیر آموزشی فرزندان خود را. در چنین شرایطی، بازار جدیدی شکل گرفته است؛ بازاری که بر نگرانی خانوادهها سوار شده و هر روز با نامی تازه ظاهر میشود. کلاسهای مهارت زندگی، هوش، خلاقیت، رباتیک، هوش مصنوعی، زبانهای متعدد، ریاضیات پیشرفته، برنامهنویسی، کارآفرینی کودک، کوچینگ نوجوانان و دهها عنوان جذاب دیگر که گاه بدون پشتوانه علمی مشخص و بدون نظام ارزیابی شفاف، با شهریههای سنگین به خانوادهها عرضه میشوند. آنچه نگرانکننده است، صرفاً هزینههای مالی این آموزشها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آموزش به کالایی برای نمایش و رقابت اجتماعی است. در بسیاری از دورهمیها، گفتوگو درباره مقصد سفر خانوادگی جای خود را به مقایسه تعداد کلاسها، مربیان خصوصی و شهریههای پرداختی داده است. گویی هرچه برنامه کودک فشردهتر و گرانتر باشد، والدین موفقتر تلقی میشوند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا کودکان واقعاً به این حجم از آموزش نیاز دارند؟ بسیاری از پژوهشهای حوزه رشد کودک نشان میدهند که یادگیری صرفاً در کلاس درس اتفاق نمیافتد. طبیعت، سفر، بازی، تعاملات اجتماعی، مشاهده محیط و تجربه مستقیم جهان پیرامون از مهمترین ابزارهای یادگیری در دوران کودکی هستند. کودکی که در جنگل قدم میزند، با فرهنگهای مختلف آشنا میشود، در یک روستای بومی زندگی را از نزدیک میبیند، ستارهها را رصد میکند یا مسیر یک رودخانه را دنبال میکند، در حال آموختن مهارتهایی است که هیچ کلاس آنلاینی قادر به انتقال کامل آن نیست. گردشگری آموزشی و سفرهای تجربهمحور در بسیاری از کشورهای توسعهیافته به بخشی از نظام تربیتی تبدیل شدهاند. آنها دریافتهاند که جهان واقعی بزرگترین کلاس درس کودکان است. اما ما در حالی کودکان را از طبیعت، سفر و تجربه محروم میکنیم که ساعتهای بیشتری را در کلاسهایی میگذرانند که گاه خروجی و اثربخشی آنها نیز بهدرستی سنجیده نمیشود. از سوی دیگر، رشد قارچگونه برخی مراکز آموزشی غیررسمی و دورههای فاقد استانداردهای مشخص، زنگ خطری جدی است. بازاری که در آن ترس والدین از عقب ماندن فرزندشان به فرصتی اقتصادی تبدیل شده و رقابتی فشرده برای فروش آموزش شکل گرفته است. در چنین فضایی، بیش از آنکه کودک محور تصمیمگیری باشد، اضطراب والدین به موتور محرک بازار تبدیل میشود. نگرانی زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از این بازار آموزشی در فضایی خاکستری و خارج از نظام نظارتی مؤثر فعالیت میکند. امروز والدین با انبوهی از دورهها، کارگاهها، کلاسها و بستههای آموزشی مواجهاند که بسیاری از آنها فاقد استانداردهای مشخص ارزیابی، نظام اعتبارسنجی شفاف و سازوکار سنجش کیفیت هستند. در موارد متعددی نیز مشخص نیست مدرسان و عرضهکنندگان این خدمات بر اساس چه معیارهای تخصصی و حرفهای انتخاب یا تأیید صلاحیت شدهاند. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای آموزشی با عناوین متنوع و بعضاً بدون مجوزهای لازم یا خارج از چارچوبهای متعارف آموزشی، به بازاری چند هزار میلیاردی تبدیل شده که نظارت مؤثر و هماهنگ بر آن چندان مشهود نیست. در چنین شرایطی، خانوادهها ناچارند تنها بر تبلیغات، توصیههای شفاهی یا فضای مجازی تکیه کنند؛ فضایی که در آن تشخیص آموزش واقعی از بازاریابی حرفهای روزبهروز دشوارتر میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی اضطراب آموزشی در جامعه است؛ اضطرابی که به جای آنکه کودکان را به سمت یادگیری عمیق و تجربههای واقعی سوق دهد، آنان را در چرخهای از کلاسها، دورهها و برنامههای فشرده گرفتار میکند؛ چرخهای که گاه بیش از آنکه به رشد کودک کمک کند، به ددزایی فروشندگان آموزش منجر میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها، گرایش به آموزشهای خانگی یا هوماسکولینگ رو به افزایش است. نه به معنای حذف مدرسه، بلکه به معنای بازتعریف یادگیری و بازگرداندن نقش خانواده در فرآیند آموزش. خانوادههایی که ترجیح میدهند بخشی از آموزش فرزندانشان از دل تجربه، سفر، مطالعه آزاد، فعالیتهای میدانی و کشف جهان واقعی شکل بگیرد. تابستان قرار نیست نسخه فشردهای از سال تحصیلی باشد. تابستان فرصتی است برای زندگی کردن، نه صرفاً درس خواندن. فرصتی برای ساختن خاطره، کشف استعدادها، تقویت خلاقیت و آموختن از جهان واقعی. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: آیا کودکان ما واقعاً در حال یادگیری هستند یا فقط در مسابقهای شرکت کردهاند که بزرگترها برای نمایش موفقیت خود طراحی کردهاند؟ اگر پاسخ سؤال دوم باشد، باید منتظر نسلی باشیم که رزومهای پُر از کلاس و مدرک دارد، اما فرصت تجربه کردن زندگی را از دست داده است.
ایجاد شده: 26/خرداد/1405 آخرین ویرایش: 26/خرداد/1405 مقالات و یادداشت ها