✍🏻 امیر محمد بابائی فرد | خبرنگار و دبیر سرویس فناوری های نوین و دیجیتال ایتنا 📌چرا سیستم نظارت تصویری باید در کنار سایر زیرساختهای حیاتی هتل، جدی گرفته شود؟ در صنعت هتلداری، امنیت مهمانان و کارکنان، حفاظت از داراییها و استمرار فعالیتهای عملیاتی، از مهمترین مسئولیتهای مدیریت هتل به شمار میروند. در این میان، دوربینهای مداربسته یا CCTV گاهی صرفاً ابزاری برای ثبت تصاویر و بررسی حوادث تلقی میشوند؛ درحالیکه یک سیستم نظارت تصویری اصولی میتواند نقشی بسیار فراتر از این داشته باشد و به یکی از زیرساختهای مهم امنیتی و مدیریتی هتل تبدیل شود. هتل، برخلاف بسیاری از ساختمانهای تجاری، محیطی چندمنظوره و پویاست که در آن فضاهای عمومی، بخشهای اقامتی، رستورانها، فضاهای تفریحی، تأسیسات و محدودههای خدماتی در کنار یکدیگر فعالیت میکنند. همین تنوع کاربری، مدیریت امنیت را پیچیدهتر میکند. ورود و خروج افراد متعدد، تحویل و نگهداری کالاها، جابهجایی تجهیزات، فعالیت پیمانکاران و تردد شبانهروزی کارکنان، همگی ضرورت طراحی یک سیستم نظارت تصویری متناسب با ارزیابی ریسک هتل را افزایش میدهند. اما آیا دوربین مداربسته از نظر اهمیت، همتراز سیستم اعلام و اطفای حریق است؟ پاسخ، نیازمند یک تفکیک اساسی است. سیستم اعلام و اطفای حریق برای کشف، هشدار و مقابله با خطر آتشسوزی طراحی شده و در بسیاری از حوزههای قضایی، الزامات قانونی مشخصی دارد. دوربین مداربسته عمدتاً ابزاری برای پایش، کشف برخی رخدادهای امنیتی، بررسی وقایع و پشتیبانی از تصمیمگیری است. بنابراین، این دو سیستم کارکرد یکسانی ندارند و دوربین مداربسته نباید جایگزین تجهیزات اعلام حریق، اطفای حریق، کنترل دسترسی یا سایر سامانههای ایمنی شود. بااینحال، در یک نظام جامع مدیریت امنیت هتل، نظارت تصویری میتواند در کنار این سامانهها نقش مکمل و مهمی ایفا کند. برای مثال، در زمان وقوع حادثه، تصاویر دوربینها ممکن است به تیم امنیت کمک کنند تا مسیر حرکت افراد، وضعیت یک محدوده یا شرایط پیرامونی حادثه را بهتر ارزیابی کنند؛ البته مشروط بر اینکه این قابلیت در طراحی سیستم پیشبینی شده باشد و استفاده از تصاویر موجب تأخیر در اقدامات اضطراری نشود. اهمیت این موضوع تنها به امنیت محدود نیست. تصاویر ثبتشده در ورودیها، محدودههای دریافت کالا، پارکینگها و فضاهای عمومی میتوانند در بررسی اختلافات، رسیدگی به خسارتها، شناسایی گلوگاههای عملیاتی و مستندسازی برخی رویدادها نیز مفید باشند. از این منظر، دوربین مداربسته میتواند به ابزاری برای پشتیبانی از مدیریت عملیات هتل تبدیل شود؛ ابزاری که ارزش آن به کیفیت طراحی، نحوه بهرهبرداری و ارتباط آن با فرایندهای مدیریتی بستگی دارد. البته نصب دوربین بهتنهایی نشانه حرفهای بودن سیستم امنیتی نیست. دوربینی که محل مناسبی ندارد، تصویر قابل استفاده ثبت نمیکند، ساعت آن تنظیم نیست یا تصاویرش در زمان نیاز در دسترس قرار نمیگیرند، ممکن است هزینهای مستمر ایجاد کند، بدون آنکه ارزش عملیاتی متناسبی داشته باشد. نکته مهم دیگر، حفظ حریم خصوصی است. در هتل، امنیت نباید به معنای نظارت نامحدود بر افراد تلقی شود. انتخاب محل دوربینها باید بر مبنای نیاز امنیتی، تناسب، ضرورت و قوانین حاکم بر محل فعالیت هتل صورت گیرد. اتاقهای اقامت، سرویسهای بهداشتی، رختکنها و سایر فضاهای خصوصی، محل نصب دوربینهای نظارتی معمولی نیستند. حتی در فضاهای عمومی نیز باید از ثبت تصاویر غیرضروری و دسترسیهای ناموجه جلوگیری کرد. در سطح بینالمللی نیز برای طراحی و ارزیابی سیستمهای نظارت تصویری، استانداردهای فنی مشخصی وجود دارد. برای نمونه، استاندارد IEC 62676 به سیستمهای نظارت تصویری در کاربردهای امنیتی میپردازد و بخش چهارم آن، راهنمای برنامهریزی، طراحی، نصب، آزمون و نگهداری این سیستمها را ارائه میکند. نسخه جدید IEC 62676-4 در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است. این استاندارد چارچوبی برای طراحی متناسب با نیازهای واقعی امنیتی فراهم میکند، اما به معنای وجود یک نقشه ثابت و یکسان برای نصب دوربین در تمام هتلهای جهان نیست. در واقع، پرسش اصلی برای مدیران هتل نباید این باشد که «چند دوربین نصب کردهایم؟» بلکه باید این باشد که «آیا سیستم نظارت تصویری ما خطرات مهم هتل را پوشش میدهد، در زمان مناسب اطلاعات قابل استفاده فراهم میکند و بدون نقض حریم خصوصی، به امنیت و مدیریت بهتر عملیات کمک میکند؟» این تغییر نگاه، نقطه آغاز حرکت از نصب تجهیزات به سمت مدیریت حرفهای امنیت است. در قسمت دوم این مجموعه، به این پرسش میپردازیم که دوربینهای مداربسته دقیقاً در کدام بخشهای هتل باید نصب شوند، چه فضاهایی به نظارت تصویری نیاز دارند و در چه مکانهایی حفظ حریم خصوصی، محدودیت جدی یا مانع نصب دوربین است.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻به قلم رضا حسینی | دبیر سرویس سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری ایتنا 📌نسخه توسعه صنعت ملی گردشگری ایران در ادامه یاداشتهای پیشین که با هدف بررسی رویکردهای تبدیل صنعت گردشگری ایران به یک صنعت ملی و شناسایی حوزههای سرمایهگذاری و توسعه گردشگری ارائه شد، به این جمعبندی رسیدیم که تحقق این هدف، مستلزم همکاری فرادولتی و فراقوهای همه دستگاهها و عوامل مؤثر است؛ مسیری که در نهایت باید به افزایش سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی کشور منجر شود. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه میتوان زمینه تحقق این هدف را فراهم کرد و مسیر حرکت به سوی آن را هموار ساخت؟ در این یادداشت، نقش حاکمیت و سرمایهگذاران در توسعه گردشگری ایران بررسی میشود تا مشخص شود چگونه میتوان با تعریف مسئولیتهای دقیق برای هر یک از طرفین، زمینه تبدیل ظرفیتهای موجود به یک صنعت ملی را فراهم کرد. گردشگری ایران امروز باید از تصدیگری دولت فاصله بگیرد و میدانداری سرمایهگذاری بخش خصوصی در آن تقویت شود. به بیان دیگر، لازم است مسیر عبور از ظرفیتهای خاموش به صنعت ملی گردشگری شناسایی و سازوکارهای عملی تحقق آن تعریف شود. ایران تقریباً تمام مؤلفههای لازم برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای بزرگ گردشگری منطقه و جهان را در اختیار دارد؛ سرزمینی با تاریخی چند هزارساله، تمدنی کمنظیر، ویژگیهای اقلیمی چهارفصل و تنوعی شگفتانگیز از کوهستان، کویر، جنگل، دریا، جزایر، رودخانهها و صدها جاذبه تاریخی، طبیعی و فرهنگی. با وجود این ظرفیت گسترده، پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا کشوری با چنین توانمندیهایی نتوانسته است گردشگری را به صنعتی قدرتمند، پایدار و اثرگذار در اقتصاد ملی تبدیل کند؟ به نظر میرسد بخشی از پاسخ را باید در شیوه نگاه به گردشگری، مدل حاکمیتی و الگوهای توسعه این صنعت جستوجو کرد. یکی از مشکلات اصلی آن است که گاهی تصور میشود توسعه گردشگری صرفاً از طریق بودجههای دولتی، پروژههای محدود دستگاههای اجرایی و فعالیتهای پراکنده سازمانها امکانپذیر است؛ در حالی که گردشگری یک صنعت است و صنعت بیش از هر چیز به سرمایه، بازار، زیرساخت، مدیریت حرفهای، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز بلندمدت نیاز دارد. از این منظر، یکی از مهمترین الزامات توسعه گردشگری ایران، فراهمکردن زمینه واقعی حضور و مشارکت سرمایهگذاران بخش خصوصی است. بازتعریف نقش دولت در توسعه گردشگری دولت باید سیاستگذار و تنظیمگر باشد، نه متصدی همه فعالیتهای اقتصادی. البته منظور از این رویکرد، کناررفتن دولت از عرصه گردشگری نیست؛ بلکه لازم است نقش آن در سیاستگذاری، تنظیمگری، صدور مجوزها و ایجاد زیرساختهای عمومی بازتعریف شود. دولت میتواند با شناسایی ظرفیتها و پهنههای مستعد گردشگری، سند آمایش و نقشه جامع توسعه گردشگری کشور را تدوین کند و مشخص سازد که هر منطقه از چه استعدادها و مزیتهایی برخوردار است. در مرحله بعد، باید برای این مناطق طرحهای جامع اقتصادی توسعه گردشگری تهیه شود، چارچوبها و ضوابط سرمایهگذاری تعیین شوند، فرایند صدور مجوزهای قانونی بهصورت یکپارچه و ساده درآید، زیرساختهای عمومی موردنیاز فراهم شود و امتیاز بهرهبرداری از پروژهها در قالب قراردادهایی شفاف و بلندمدت به سرمایهگذاران واگذار شود. مهمتر از همه این موارد، دولت باید امنیت و ثبات سرمایهگذاری را تضمین کند. برای مثال، فرض کنیم سرمایهگذاری قصد داشته باشد جزیره مینو را به یک قطب اقتصادی گردشگری تبدیل کند و با احداث مجموعهای جامع در حوزه گردشگری سلامت، از جمله بیمارستان تخصصی، زمینه جذب گردشگران سلامت از کشورهای حاشیه خلیج فارس را فراهم آورد؛ گردشگرانی که برای انجام عملهای زیبایی، کاشت مو یا درمان بیماریهای خاص به کشورهای اروپایی سفر میکنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذار نباید برای دریافت مجوزهای مختلف، گرفتار مجموعههایی شود که شناختی از کلیت پروژه ندارند یا فرایندهای اداری را به مانعی برای اجرای آن تبدیل میکنند. چنین پروژهای باید با رویکردی ملی تعریف شود، یک متولی مشخص برای هدایت و هماهنگی آن وجود داشته باشد و دولت از طریق سازوکاری واحد، مسئولیت تسهیل فرایندهای قانونی، هماهنگی دستگاهها و فراهمکردن زیرساختهای عمومی را بر عهده بگیرد. همچنین باید از ابتدا مدل سرمایهگذاری، مدت بهرهبرداری و شرایط تضمینشده فعالیت اقتصادی مشخص باشد تا سرمایهگذار بداند پس از بهرهبرداری از پروژه، تا چه زمانی و تحت چه شرایطی میتواند از سرمایهگذاری خود بهرهبرداری کند. یکی از مشکلات جدی در این زمینه، تغییر تعهدات و قراردادها با تغییر دولتهاست. در دورههای مختلف، قراردادهایی امضا شدهاند که در چارچوب خود منافع ملی را تأمین میکردهاند؛ اما با تغییر دولت، مفاد یا امتیازات آنها دستخوش تغییر شده و سرمایهگذار آسیب دیده است. چنین تجربههایی میتواند موجب خروج سرمایهگذار از کشور و کاهش تمایل دیگر فعالان اقتصادی به ورود به پروژههای بلندمدت شود. در مدل پیشنهادی، دولت قرار نیست خود هتل بسازد، مجموعه تفریحی احداث کند یا مسئولیت اداره همه پروژهها را بر عهده بگیرد. وظیفه دولت، آمادهکردن زمین بازی اقتصادی است؛ این بخش خصوصی است که باید وارد میدان شود، سرمایهگذاری کند و چرخه فعالیت اقتصادی را به حرکت درآورد. امنیت سرمایهگذاری؛ پیششرط ورود بخش خصوصی سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که آینده سرمایهگذاری خود را ایمن ببیند. مسئله فقط تأمین منابع مالی نیست؛ بلکه میزان ریسک و عدمقطعیت پروژه نیز در تصمیمگیری او نقش تعیینکننده دارد سرمایهگذاری که قرار است میلیاردها یا هزاران میلیارد تومان برای توسعه یک مجموعه گردشگری اختصاص دهد، به افقی بلندمدت نیاز دارد. او باید بداند پروژه در چه محدودهای اجرا میشود، مجوزها چگونه صادر خواهند شد، دستگاههای مختلف چه تعهداتی دارند، دوره بهرهبرداری چقدر است و چه زمانی امکان بازگشت اصل سرمایه و دستیابی به سود منطقی فراهم میشود. پرسش مهمتر این است که اگر دولت یا مدیران طرف قرارداد تغییر کنند، چه تضمینی برای حفظ قراردادها و امتیازات سرمایهگذاری وجود خواهد داشت؟ اگر بتوان به این پرسشها پاسخهایی روشن و شفاف داد، حتی پروژههای بزرگ و پیچیده گردشگری نیز میتوانند برای سرمایهگذاران جذاب شوند. بنابراین، یکی از ارکان راهبرد ملی توسعه گردشگری باید بر پایه امنیت حقوقی و اقتصادی سرمایهگذار شکل بگیرد. قراردادها باید بلندمدت، شفاف و مبتنی بر منافع متقابل باشند؛ مدلی که در آن هم منافع ملی تأمین شود و هم سرمایهگذار از امکان بهرهبرداری اقتصادی پایدار برخوردار باشد. برای مناطق مختلف کشور نیز میتوان متناسب با ویژگیهای هر مقصد و مشخصات پروژه، بستههای سرمایهگذاری تعریف کرد. دولت باید در طرح توسعه هر منطقه، ظرفیتها، کاربریها، زیرساختها، میزان سرمایهگذاری موردنیاز، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه و فرصتهای اقتصادی را بهصورت شفاف مشخص کند تا سرمایهگذار بتواند با شناخت کافی وارد پروژه شود. در مقابل، دولت میتواند امتیاز بهرهبرداری بلندمدت را در چارچوب قانون به سرمایهگذار اعطا کند؛ بهگونهای که مدت بهرهبرداری متناسب با حجم سرمایهگذاری، میزان ریسک و دوره بازگشت سرمایه باشد. نباید فراموش کرد که سرمایهگذاری گردشگری صرفاً به ایجاد یک مجموعه یا ارائه خدمات محدود نمیشود. این سرمایهگذاری میتواند به توسعه منطقه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، رشد کسبوکارهای محلی و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی منجر شود. از این رو، مجوزی که دولت صادر میکند، صرفاً یک برگه اداری نیست؛ بلکه بخشی از تعهد حاکمیتی برای فراهمکردن زمینه فعالیت اقتصادی در چارچوبی روشن و قابل اتکاست. پنجره واحد واقعی برای سرمایهگذاری گردشگری سرمایهگذار نباید برای پیشبرد پروژه خود از یک دستگاه به دستگاه دیگر ارجاع داده شود و با موانع اداری متعدد مواجه شود. اگر قرار است بخش خصوصی موتور محرک صنعت گردشگری باشد، باید یک پنجره واحد واقعی سرمایهگذاری گردشگری در ساختار حاکمیتی ایجاد شود. در این سازوکار، دولت باید پیش از ورود سرمایهگذار، فرایندهای اصلی پروژه را تعریف کرده و چارچوبهای قانونی، الزامات اجرایی و تعهدات دستگاههای مرتبط را بهصورت شفاف مشخص کرده باشد. نتیجه چنین رویکردی، کاهش زمان و هزینههای اداری، افزایش قابلیت پیشبینی پروژهها و تقویت اعتماد سرمایهگذاران خواهد بود. نکته مهم دیگر آن است که توسعه گردشگری نباید با تغییر دولتها دچار توقف یا دگرگونیهای بنیادین شود. صنعتی که قرار است سرمایههای بلندمدت را جذب کند، به ثبات سیاستگذاری و استمرار برنامههای توسعه نیاز دارد. بدون این ثبات، حتی برخورداری از جاذبههای منحصربهفرد نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده جذب سرمایه باشد. ایران؛ سرزمین پروژههای گردشگری در مقالات پیشین اشاره شد که ایران سرزمین پروژههای گردشگری است و از این منظر، مزیتی کمنظیر در اختیار دارد. برای ایجاد مقاصد جدید گردشگری، لزوماً نیازی نیست همهچیز از نقطه صفر ساخته شود؛ بخش بزرگی از سرمایه اصلی این صنعت، همین امروز در جغرافیای کشور وجود دارد. ایران یک کشور چهارفصل است؛ از جزایر و سواحل جنوبی تا سواحل شمالی، از مناطق کوهستانی تا کویر مرکزی که از جذابترین پهنههای کویری جهان به شمار میرود، از شهرهای تاریخی و روستاهای بکر تا آثار تمدنی، رودخانهها و تالابها. این ظرفیتها میتوانند مبنای تعریف پروژههای یکپارچه گردشگری قرار گیرند. برای نمونه، میتوان به ظرفیتهای پیرامون اروندرود اشاره کرد. حدود ۱۱ کیلومتر از مسیر رودخانهای که از داخل شهر اهواز میگذرد، میتواند در قالب یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرد؛ طرحی که در آن، اصلاح وضعیت اکوسیستم رودخانه، لایروبی، ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، احداث هتل و توسعه سرگرمیهای دریایی در قالب یک بسته اقتصادی منسجم تعریف شود. چنین پروژهای را میتوان با مدلی برد ـ برد به بخش خصوصی واگذار کرد؛ بهگونهای که سرمایهگذار در ازای تأمین مالی و اجرای تعهدات خود، از امکان بهرهبرداری بلندمدت، برای مثال در دورهای ۲۰ تا ۳۰ ساله متناسب با ماهیت پروژه، برخوردار باشد. این الگو را میتوان برای دیگر ظرفیتهای کشور نیز به کار گرفت؛ از میراث تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار تمدنی گرفته تا جاذبههای کویری و طبیعی. مسئله امروز ایران، صرفاً کمبود جاذبه گردشگری نیست؛ بلکه ضرورت تبدیل این جاذبهها به محصولات واقعی و قابل عرضه در بازار گردشگری است. هر اثر تاریخی، جاذبه طبیعی یا پهنه مستعد گردشگری میتواند به محور شکلگیری مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی تبدیل شود. اقامت، تفریح، حملونقل، خدمات، رستوران، خرید، سرگرمی، رویدادهای تفریحی، تبلیغات و مدیریت حرفهای بازارهای هدف، همگی اجزای زنجیره ارزش گردشگری هستند. فعالشدن این زنجیره میتواند به افزایش درآمد، ایجاد اشتغال و رشد تولید ناخالص داخلی منجر شود. در این مسیر، بخش خصوصی میتواند زنجیرهای اقتصادی و پایدار ایجاد کند و با حمایت دولت، سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری را به مرحله اجرا برساند. تدوین سبد ملی پروژههای سرمایهگذاری گردشگری به نظر میرسد نخستین گام عملی در این مسیر، تهیه پرونده اطلاعاتی جامع برای پروژههای مستعد سرمایهگذاری در سراسر کشور باشد. در این پروندهها باید ظرفیتهای سرمایهگذاری، وضعیت زیرساختها، کاربریهای قابل تعریف، هزینههای اجرایی، مدل درآمدی، دوره بازگشت سرمایه، مدت بهرهبرداری، مشوقهای سرمایهگذاری و تعهدات دولت و سرمایهگذار مشخص شود. همچنین لازم است فرایندها و زمانبندی صدور مجوزها بهصورت شفاف تعیین شوند تا سرمایهگذار با اطمینان و شناخت کافی وارد این چرخه اقتصادی شود. اجرای چنین برنامهای مستلزم همکاری و هماهنگی دولت، بانکها، بازار سرمایه، شهرداریها، جوامع محلی، شرکتهای گردشگری، هتلها، بخش حملونقل، صنایع فرهنگی و کسبوکارهای کوچک است. توسعه گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت ملی تبدیل شود که همه این اجزا در قالب یک برنامه منسجم و با تقسیم مسئولیت مشخص فعالیت کنند. در مقاله گذشته اشاره شد که کشور همسایه، ترکیه، با جذب حدود ۵۶ میلیون گردشگر، نزدیک به ۵۷ میلیارد دلار درآمد گردشگری ایجاد کرده است؛ رقمی که بیانگر ظرفیت بالای این صنعت برای اثرگذاری بر اقتصاد ملی است. بنابراین، گردشگری ایران پیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به آزادسازی ظرفیتهای موجود، تعریف مدلهای اقتصادی قابل اجرا و ایجاد امنیت برای سرمایه و سرمایهگذار نیازمند است. ظرفیتهایی که اگر در چارچوب یک راهبرد ملی و بلندمدت مدیریت شوند، میتوانند از داراییهای بالقوه به منابع پایدار تولید ثروت ملی تبدیل شوند. امیدوارم این یادداشت بتواند در تبیین ضرورت بازتعریف نقش دولت، تقویت میدانداری بخش خصوصی و جلب توجه مسئولان مرتبط به تدوین یک سند راهبردی بلندمدت برای توسعه گردشگری ایران مؤثر باشد.
ایجاد شده: 21/مهر/1405 آخرین ویرایش: 21/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻سمیرا سیاح | خبرنگار و دبیر سرویس گردشگری کودک و بانوان ایتنا 📌نقش دختران در گردشگری و هتلداری دختران برای همیشه دختر نمیمانند؛ آنها بزرگ میشوند، مسیر زندگی و حرفه خود را انتخاب میکنند و ممکن است روزی در جایگاه مدیر هتل، متخصص هوانوردی، راهنمای گردشگری، کارآفرین یا تصمیمساز صنعت سفر قرار بگیرند. پرسش اینجاست: آیا صنعت گردشگری از امروز برای حضور و پیشرفت آنها آماده میشود؟ ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر، فرصتی است برای فراتر رفتن از پیامهای مناسبتی و نگاهی دوباره به فرصتهایی که برای دختران فراهم میکنیم. این مناسبت در سال ۲۰۱۱ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و نخستین بار در سال ۲۰۱۲ گرامی داشته شد؛ روزی که قرار است توجه جهان را به حقوق دختران، موانع پیش روی آنان و ضرورت فراهمکردن فرصتهای برابر جلب کند. اما در بررسی آینده دختران، نباید فقط به دوران کودکی آنها نگاه کرد. دختران امروز، بخشی از نیروی انسانی، مدیران، متخصصان و کارآفرینان فردای اقتصاد جهاناند. بنابراین، کیفیت فرصتهایی که اکنون در اختیارشان قرار میگیرد، تنها مسئله خانواده یا نظام آموزشی نیست؛ به آینده بازار کار و صنایعی نیز مربوط میشود که برای ادامه فعالیت به نیروی انسانی توانمند و آموزشدیده نیاز دارند. گردشگری و هتلداری یکی از همین صنایع است؛ صنعتی که سرمایه اصلی آن، علاوه بر زیرساخت و امکانات، انسان و توانایی او در خلق تجربهای مطلوب برای دیگران است. از ظرافت مهماننوازی تا فرصتهای حرفهای هتلداری و مهماننوازی با جزئیاتی سروکار دارند که گاه در محاسبات اقتصادی بهسادگی دیده نمیشوند: درک نیاز مهمان، توجه به تفاوتهای فرهنگی، ارتباط مؤثر، مدیریت موقعیتهای پیشبینینشده و ایجاد احساس امنیت و آرامش. کیفیت این صنعت تا اندازه زیادی به توانایی کارکنان در شناخت انسانها و پاسخگویی حرفهای به نیازهای آنها وابسته است. اما مهماننوازی را نباید به مجموعهای از ویژگیهای ذاتی زنان یا مردان تقلیل داد. همدلی، دقت، مهارت ارتباطی و قدرت تصمیمگیری، قابلیتهایی انسانی و حرفهایاند که میتوان آنها را پرورش داد. اهمیت حضور زنان نیز نباید صرفاً به تناسب آنها با مشاغل خدماتی محدود شود؛ همانطور که نمیتوان نقش مردان را در این حرفه تنها با تواناییهای فنی و مدیریتی تعریف کرد. مسئله اصلی این نیست که زنان برای مهماننوازی مناسباند یا نه؛ مسئله این است که آیا صنعت مهماننوازی برای استفاده از تمام ظرفیتهای حرفهای زنان فرصت برابر فراهم میکند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به بخشهایی از صنعت سفر نگاه کنیم که حضور زنان در آنها همچنان محدود است. آمارهای جهانی؛ تصویری از فرصتهای نابرابر بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد، زنان در کشورهای بررسیشده حدود ۶ درصد خلبانان و ۱۲ درصد کارکنان حملونقل آبی مسافری را تشکیل میدهند. این ارقام بهتنهایی تصویر کاملی از اشتغال زنان در تمام بخشهای گردشگری جهان ارائه نمیکنند، اما نشان میدهند که در برخی مشاغل تخصصی مرتبط با سفر، فاصله معناداری میان حضور زنان و مردان وجود دارد. از سوی دیگر، سازمان جهانی گردشگری گزارش کرده است که زنان در سطح جهانی بهطور متوسط ۱۵ درصد کمتر از مردان درآمد دارند. همچنین در یکپنجم کشورهای جهان، حمایت قانونی در برابر آزار در محیط کار وجود ندارد. این دادهها صرفاً به گردشگری محدود نیستند، اما در کنار شواهد مربوط به این صنعت، ضرورت توجه به کیفیت اشتغال، امنیت حرفهای و فرصت پیشرفت زنان را برجسته میکنند. اهمیت این آمارها در آن نیست که صرفاً از فاصله میان زنان و مردان خبر میدهند؛ بلکه ما را با پرسشی درباره آینده روبهرو میکنند: دخترانی که امروز در حال تحصیلاند، برای ورود به مشاغل تخصصی و مدیریتی گردشگری چه مسیرهایی پیش روی خود خواهند داشت؟ اگر قرار است فردا از کمبود نیروی متخصص در برخی حوزهها سخن بگوییم، باید امروز درباره دسترسی دختران به آموزشهای مرتبط، آشنایی با فرصتهای شغلی، کسب مهارت و امکان رشد حرفهای آنها نیز فکر کنیم. سرمایهگذاری بر دختران، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی توجه به دختران در گردشگری نباید به استخدام چند نیروی زن یا برگزاری برنامهای نمادین در مناسبتهای جهانی محدود شود. این توجه میتواند از سالهای آموزش آغاز شود؛ زمانی که دختران هنوز در حال شناخت علایق و تواناییهای خود هستند و فرصت آشنایی با مشاغل مختلف میتواند بر انتخابهای آینده آنها اثر بگذارد. معرفی حرفههای متنوع گردشگری به دختران، برگزاری برنامههای آموزشی و آشنایی با محیطهای کاری، فراهمکردن فرصتهای مهارتآموزی متناسب با سن و ایجاد ارتباط میان مراکز آموزشی و کسبوکارهای گردشگری، اقدامهایی هستند که میتوانند فاصله میان تحصیل و اشتغال را کاهش دهند. در مراحل بعد نیز، فراهمکردن محیط کار امن، مقابله با آزار و تبعیض، پرداخت منصفانه و ایجاد مسیرهای روشن برای پیشرفت شغلی اهمیت پیدا میکند. زیرا دعوت از دختران برای ورود به یک صنعت، بدون توجه به شرایطی که در آینده با آن مواجه خواهند شد، تنها نیمی از مسیر است. از سوی دیگر، این مسئولیت فقط بر عهده هتلها و شرکتهای گردشگری نیست. نهادهای آموزشی، سیاستگذاران و تشکلهای حرفهای نیز میتوانند با گردآوری دادههای دقیق درباره آموزش، اشتغال و پیشرفت زنان در بخشهای مختلف گردشگری، امکان برنامهریزی مؤثرتر را فراهم کنند. تا زمانی که میزان حضور زنان در مشاغل تخصصی، سهم آنها از جایگاههای مدیریتی و موانع پیشرفتشان بهدرستی سنجیده نشود، ارزیابی اقدامات و طراحی سیاستهای مؤثر نیز دشوار خواهد بود. پرسشی برای امروز صنعت گردشگری روز جهانی دختر فرصتی است تا صنعت گردشگری، علاوه بر جایگاه دختران بهعنوان مسافران امروز و مشتریان آینده، به نقش احتمالی آنها در ساختار حرفهای خود نیز فکر کند. دختری که امروز با جهان سفر آشنا میشود، ممکن است فردا بخواهد مقصدی را معرفی کند، تجربهای تازه برای گردشگران بسازد، کسبوکاری راهاندازی کند، فناوریهای سفر را توسعه دهد یا مدیریت یک مجموعه گردشگری را بر عهده بگیرد. تحقق این مسیرها به استعداد فردی وابسته است، اما به فرصتهای آموزشی، شرایط اجتماعی و ساختارهای حرفهای نیز نیاز دارد. صنعت گردشگری نمیتواند از خلاقیت، کیفیت خدمات و توسعه پایدار سخن بگوید، اما درباره چگونگی پرورش و جذب نسل آینده نیروی انسانی خود بیتفاوت بماند. حضور مؤثرتر زنان در این صنعت نیز تنها یک موضوع مربوط به برابری نیست؛ بخشی از بحث گستردهتر درباره بهرهگیری از ظرفیت انسانی و ساختن بازاری کارآمدتر و فراگیرتر است. شاید در بزرگداشت روز جهانی دختر، بهجای تکرار این جمله که دختران آیندهسازند، بهتر باشد از خود بپرسیم چه چیزی برای ساختن آن آینده در اختیارشان گذاشتهایم. دختران امروز، زنان فردای گردشگریاند؛ آیندهای که نمیتوان از آن انتظار حضور و درخشش داشت، بیآنکه از امروز مسیر ورود، یادگیری و پیشرفتشان را هموار کرد.
ایجاد شده: 19/مهر/1405 آخرین ویرایش: 19/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ تالار کهکشان غدیر قم پس از برگزاری یک مراسم با حضور علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، به دستور مقام قضایی پلمب شد. بر اساس اطلاعیه قرارگاه امنیتی سجاد، این اقدام به دلیل عدم رعایت قوانین و ضوابط مرتبط در برگزاری مراسم انجام گرفته است. برای عوامل برگزارکننده نیز پرونده قضایی تشکیل شده است. این مراسم اخیراً پس از انتشار تصاویری از حضور علی دایی و همسرش در فضای مجازی، بازتاب گستردهای پیدا کرد. برخی رسانهها و شبکههای اجتماعی گمانهزنیهایی را در مورد عدم رعایت حجاب همسر علی دایی مطرح کردند. این موضوع به عنوان یکی از دلایل اصلی حساسیتها و در نهایت پلمب تالار قلمداد شده است. با این حال، در اطلاعیه رسمی منتشرشده از سوی مراجع مسئول، بهطور مشخص به نام هیچ فردی اشاره نشده است. علت پلمب نیز به صورت کلی عدم رعایت ضوابط و مقررات عنوان شده است. بنابراین، ارتباط مستقیم پلمب تالار با این موضوع تاکنون بهصورت رسمی تأیید نشده است. این پرونده در حال حاضر در دست بررسی مراجع ذیصلاح قرار دارد. جزئیات بیشتر آن احتمالاً در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
ایجاد شده: 15/مهر/1405 آخرین ویرایش: 16/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش هورکا نیوز؛ سرهنگ علی رفیعی، رئیس پلیس اماکن تهران بزرگ، از اجرای محدودیتهای جدید در کافههای تهران خبر داد. او اعلام کرد که ارائه قلیان و اجرای موسیقی زنده در این کافهها ممنوع است. این تصمیم با هدف حفظ نظم و امنیت عمومی اتخاذ شده است. رفیعی همچنین تأکید کرد که استفاده از دیجی در کافهها نیز از نظر پلیس ممنوع است. کافهها موظفند که در فاصله یک کیلومتری از مراکز آموزشی فعالیت نکنند. رئیس پلیس اماکن تهران بزرگ بر رعایت ضوابط اعلامشده تأکید کرد و افزود که متخلفان با برخورد قانونی مواجه خواهند شد.
ایجاد شده: 14/مهر/1405 آخرین ویرایش: 14/مهر/1405 اخبار داخلی
✍🏻راحله قنبری مدیر مسئول انتشارات مهکامه صنعت گردشگری و مهماننوازی در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحول دیجیتال قرار گرفته است؛ تحولی که هوش مصنوعی را از یک فناوری نوظهور به یکی از مؤلفههای اثرگذار بر آینده این صنعت تبدیل کرده است. با این حال، مسئله اصلی دیگر صرفاً استفاده از هوش مصنوعی نیست، بلکه چگونگی بهکارگیری هوشمندانه آن برای خلق ارزش در زنجیره گردشگری و مهماننوازی است. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی نباید صرفاً بهعنوان ابزاری برای خودکارسازی فرایندها یا کاهش نقش نیروی انسانی دیده شود. ارزش واقعی این فناوری زمانی آشکار میشود که توان تحلیل دادهها و پیشبینی الگوریتمها در کنار خلاقیت، تجربه، درک فرهنگی و ارتباط انسانی قرار گیرد. آینده گردشگری را نه حذف انسان، بلکه همکاری میان انسان و فناوری شکل خواهد داد. هوش مصنوعی میتواند از مرحله برنامهریزی سفر تا انتخاب مقصد، اقامتگاه، مسیر و فعالیتهای گردشگری، تجربهای شخصیسازیشدهتر برای مسافر ایجاد کند. در صنعت مهماننوازی نیز تحلیل دادههای میهمانان، پیشبینی نیازها، مدیریت منابع و ارائه خدمات متناسب با ترجیحات افراد، ظرفیت آن را دارد که کیفیت تجربه مشتری را ارتقا دهد. البته هوشمندسازی گردشگری تنها به هوش مصنوعی محدود نمیشود. اینترنت اشیا، دادههای بزرگ و فناوری بلاکچین نیز بخشی از اکوسیستم فناوریهای نوظهور هستند که در کنار یکدیگر میتوانند ساختار خدمات گردشگری و مهماننوازی را متحول کنند. اما این تحول زمانی پایدار خواهد بود که توسعه فناوری با اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی همراه شود. حریم خصوصی، امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی و نحوه تصمیمگیری سامانههای هوشمند از جمله مسائلی هستند که نمیتوان در مسیر دیجیتالیشدن گردشگری از کنار آنها عبور کرد. هرچه وابستگی صنعت به داده و الگوریتم افزایش یابد، ضرورت ایجاد چارچوبهای شفاف برای استفاده مسئولانه از فناوری نیز بیشتر خواهد شد. از این منظر، فعال گردشگری آینده صرفاً کسی نیست که با ابزارهای دیجیتال آشنایی داشته باشد؛ بلکه فردی است که بتواند فناوری را در خدمت شناخت بهتر گردشگر، ارتقای کیفیت خدمات و خلق تجربهای معنادار به کار گیرد. هوشمندی در گردشگری، در توانایی استفاده درست از فناوری معنا پیدا میکند، نه صرفاً در دسترسی به آن. انتشار کتاب هوش مصنوعی برای فناوری هوشمند در صنعت گردشگری و مهماننوازی توسط انتشارات مهکامه را میتوان در همین چارچوب مورد توجه قرار داد؛ اثری که با تمرکز بر کاربردهای هوش مصنوعی و فناوریهای هوشمند، سه حوزه «هوش مصنوعی و مهماننوازی هوشمند»، «هوش مصنوعی و گردشگری هوشمند» و «هوش مصنوعی و توانمندسازی صنعت خدمات» را بررسی میکند. این کتاب با تألیف وینو دکومار شوکلا، آمیت ورما و ژان پائو لوجی لاکاپ و ترجمه دکتر مجتبی جاودان، لیلا زارع و امیر ارغوان و ویراستاری توسط مرضیه قنبری، بر این ایده تأکید دارد که آینده گردشگری در نقطه اتصال هوش ماشینی و ظرفیتهای انسانی شکل خواهد گرفت؛ جایی که فناوری نه جایگزین انسان، بلکه ابزاری برای توانمندسازی فعالان صنعت و خلق تجربههای دقیقتر، شخصیتر و معنادارتر برای گردشگران است. در نهایت، پرسش اصلی برای صنعت گردشگری این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کرد یا نه؛ بلکه این است که چگونه میتوان از آن به شکلی مسئولانه، هدفمند و متناسب با نیازهای واقعی صنعت بهره گرفت. پاسخ به این پرسش، میتواند مسیر گذار از «گردشگری دیجیتال» به «گردشگری هوشمند» را هموار کند.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍️سیدحسین امیرکلالی | رئیس اداره روابط عمومی میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی آغاز هفته گردشگری، امسال با شعاری جهانی همراه شده است که بیش از هر زمان دیگری به آینده این صنعت نظر دارد: «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری». شعاری که از ظرفیت فناوری برای تحول در صنعت گردشگری میگوید؛ از شخصیسازی سفر و ترجمه همزمان گرفته تا بهبود تجربه گردشگر، دسترسی به بازارهای تازه و بازطراحی مقاصد گردشگری. اما میان این چشمانداز جهانی و واقعیت امروز گردشگری ایران، فاصلهای وجود دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید. هوش مصنوعی میتواند بسیاری از فرآیندهای گردشگری را متحول کند، اما همه این ظرفیتها زمانی معنا پیدا میکنند که گردشگر بتواند به مقصد برسد، پروازها برقرار باشند، هتلها و مراکز گردشگری فعال باشند و کسبوکارها امکان ارتباط و تعامل اقتصادی با جهان را داشته باشند. در ایران امروز، مسئله بسیاری از فعالان گردشگری دیگر صرفاً کمبود فناوری نیست؛ مسئله، دشواری ادامه یک فعالیت عادی و پایدار است. تحریمها دسترسی به خدمات مالی بینالمللی، ابزارهای پرداخت، برخی بازارهای تبلیغاتی و فناوریهای جهانی را محدود کردهاند و شرایط ناشی از جنگ و ناامنی نیز بر اعتماد گردشگران، برنامهریزی سفر و استمرار فعالیت کسبوکارها اثر گذاشته است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از بازطراحی گردشگری بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی، ارتباطی و امنیتی، ممکن است بیش از آنکه یک برنامه عملی باشد، تصویری از آیندهای دور به نظر برسد. البته مسئله، خودِ شعار جهانی نیست؛ مسئله تفاوت نقطه آغاز کشورهاست. در بسیاری از مقاصد گردشگری، هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای افزایش بهرهوری، توسعه بازار و خلق تجربههای تازه باشد. اما گردشگری ایران پیش از آنکه به بازطراحی تجربه سفر برسد، به فراهم شدن دوباره امکان سفر نیاز دارد. از این منظر، بازطراحی گردشگری ایران باید از جایی بنیادیتر آغاز شود: بازسازی اعتماد، تقویت امنیت، تسهیل ارتباطات مالی و بینالمللی، رونق دوباره پروازها و فراهم کردن شرایطی که کسبوکارهای گردشگری بتوانند با ثبات بیشتری فعالیت کنند. در این میان، نقش سیاستگذاران داخلی نیز اهمیت ویژهای دارد. حتی در شرایط تحریم و دشواریهای اقتصادی و امنیتی، میتوان برای حفظ نیروی انسانی، حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، تقویت گردشگری داخلی، تسهیل صدور روادید، توسعه زیرساختهای دیجیتال و بهرهگیری از راهکارهای بومی هوش مصنوعی برنامهریزی کرد. اما این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که از سطح شعار فراتر بروند و با واقعیتهای صنعت گردشگری و زندگی فعالان این حوزه پیوند بخورند. گردشگری ایران، در آستانه هفته گردشگری، بیش از هر چیز به سیاستهایی نیاز دارد که شرایط واقعی فعالان این صنعت را ببینند. کسانی که سالها برای ساختن بازار، آموزش نیروی انسانی، معرفی جاذبههای ایران و توسعه کسبوکارهای گردشگری تلاش کردهاند و امروز با کاهش سفر، رکود فعالیتها و آیندهای نامطمئن روبهرو هستند. برای این فعالان، هوش مصنوعی قطعاً میتواند یک فرصت باشد؛ اما زمانی که گردشگری امکان نفس کشیدن داشته باشد، این فرصت میتواند به یک مزیت واقعی تبدیل شود. شعار «هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری» میتواند برای ایران نیز یک افق باشد؛ افقی که شاید امروز دسترسی به آن دشوار به نظر برسد، اما میتواند مسیر آینده را نشان دهد. با این حال، رسیدن به آن آینده نیازمند بازنگری در سیاستها، رفع موانع فعالیت، حمایت از کسبوکارها و مهمتر از همه، بازگرداندن اعتماد و امید به صنعت گردشگری است. شاید معنای واقعی بازطراحی گردشگری برای ایران، پیش از آنکه در استفاده از فناوریهای نوین خلاصه شود، در فراهم کردن شرایطی باشد که گردشگر دوباره بتواند سفر کند و فعال گردشگری دوباره بتواند با اطمینان به آینده کسبوکار خود نگاه کند. هفته گردشگری میتواند فرصتی باشد برای یادآوری همین واقعیت؛ اینکه آینده گردشگری ایران فقط به فناوریهای تازه وابسته نیست، بلکه به تصمیمهای درست امروز نیز بستگی دارد.
ایجاد شده: 6/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍ احمد ساعیان | مدیرعامل گروه هتلهای هما فرارسیدن روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به همه دستاندرکاران صنعت گردشگری و هتلداری کشور و بهویژه مدیران، کارکنان، کارگران و جوانان پرتلاش این صنعت تبریک عرض مینمایم. درود میفرستم بر زنان و مردانی که علیرغم همه مسائل و مشکلاتی که امروز گریبانگیر اقشار مختلف جامعه و صنعت گردشگری است، هر روز با ظاهری آراسته، روحی بزرگ و ارادهای استوار، آماده خدمترسانی میشوند؛ انسانهایی که مسئولیت خود میدانند شادی، امید، احترام و رضایت را به میهمانان و مخاطبان خود هدیه کنند. گردشگری و صنعت مهماننوازی، از معدود حوزههای اقتصادی است که مستقیماً با «حال خوب مردم» ارتباط دارد. رونق این صنعت، تنها در ایجاد درآمد و گردش مالی خلاصه نمیشود؛ بلکه در احترام، نظم، توجه، ایجاد آرامش و امنیت، صمیمیت و اعتماد شکل میگیرد. گردشگری حتی در شرایط بحران نیز میتواند بخشی از آرامش جامعه باشد و این مهم، مرهون زنان و مردانی است که با جان و دل، حال خوش دیگری را بر حال خود ترجیح میدهند. گردشگری یعنی امید؛ یعنی احترام؛ یعنی توجه به انسان و پاسداشت تجربه سفر. گردشگری فقط ایجاد شغل و گردش مالی نیست؛ بلکه ایجاد حال خوب، گسترش ارتباطات انسانی و گردش احترام و صمیمیت در جامعه است. تا زمانی که گردشگری و مهماننوازی فعال است، یعنی امید و میل به زندگی و ارتباط در جامعه زنده است. گردشگری ایران، اگرچه امروز تحت تأثیر تحولات و ناملایمات بینالمللی قرار دارد، اما کشور عزیزمان به واسطه تنوع اقلیمی و جمعیتی، ظرفیتهای گسترده طبیعی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی، جاذبههای متعدد و بعضاً ناشناخته و گستردگی جغرافیایی، همچنان از ظرفیت بالایی برای رشد و رونق گردشگری داخلی برخوردار است. آنچه خداوند به این سرزمین بخشیده، آنچنان ارزشمند، متنوع و در بسیاری موارد ناشناخته است که خلاء ورود گردشگران خارجی را رفع کند و باعث رونق اقتصادی بیشتر شود. آنچه لازم است اینکه همه تصمیمسازان و فعالان صنعت گردشگری با همدلی و همکاری، برای تسهیل سفر داخلی، فراهم آوردن شرایط مناسب و با کیفیت سفر و معرفی ظرفیتهای مختلف کشور تلاش کنند. رونق سفر داخلی میتواند ضمن ایجاد نشاط اجتماعی، به گردش مالی و پایداری بیشتر صنعت گردشگری نیز کمک کند و باعث رونق دیگر بخش های اقتصادی کشور هم بشود. صنعت گردشگری، همانگونه که بارها گفته شده، صرفاً یک فعالیت تجاری و اقتصادی نیست؛ صنعتی است که میتواند در ایجاد درآمد، اشتغال، توسعه زیرساختها و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی و حال عمومی جامعه نقشآفرین باشد و آیندهای بهتر را برای مردم رقم بزند. از سوی دیگر، تحولآفرینی فناوریهای نوین و هوش مصنوعی که در هفته گردشگری امسال مورد توجه قرار گرفته، فرصت تازهای برای صنعت گردشگری و هتلداری فراهم کرده است. بهرهگیری از رسانههای نوین، فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی میتواند در حوزههایی همچون نرخگذاری، کنترل هزینهها، ایجاد انگیزه، جذب و مدیریت نیروی انسانی، امور مالی، ارتباط با مشتریان و تحلیل دادهها، نقش مؤثری ایفا کند. با این حال، حتی در عصر هوش مصنوعی، صنعت گردشگری و هتلداری همچنان به انسانهای مهماننواز نیاز دارد؛ انسانهایی که علاوه بر برخورداری از روحیه خدمت و مهماننوازی، توانایی استفاده از فناوریهای نوین را نیز داشته باشند. ما در گروه هتلهای هما تلاش میکنیم با آموزش و توانمندسازی کارکنان و بهرهگیری از دانش و فناوریهای نوظهور، همگام با تحولات روز صنعت گردشگری حرکت کنیم. در تمامی این روزها، با تمام توان و به همت و حمایت هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) و با بهرهگیری از ظرفیتهای گروه هتلهای هما، در کنار مردم عزیزمان هستیم و تلاش میکنیم شایستهترین خدمات را به میهمانان و هموطنانمان ارائه کنیم. روز جهانی گردشگری و هفته گردشگری را به تمامی فعالان این عرصه، خانواده بزرگ هتلداری و گردشگری ایران و همکاران پرتلاش گروه هتلهای هما تبریک عرض مینمایم و برای همه این عزیزان، سلامتی، سربلندی و توفیق روزافزون آرزومندم. گردشگری یعنی امید به آینده روشن ایران عزیزمان
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 6/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
✍🏻آزاده عابدین زاده | استاد دانشگاه زیست بوم گردشگری ایران امروز بیش از آن که به شعارهای تازه نیاز داشته باشد، به تغییر در شیوه حکمرانی نیازمند است. جهان گردشگری با سرعتی کمسابقه در حال تغییر است؛ رفتار گردشگران نسبت به گذشته تغییر فراوانی کرده، فناوریهای هوشمند وارد همه مراحل سفر شدهاند، داده به یکی از مهمترین منابع تصمیمسازی تبدیل شده و مقصدهایی که نتوانند آینده را پیشبینی و ظرفیتهای خود را هوشمندانه مدیریت کنند، با هزینههای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی بیشتری مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مفاهیمی که باید در دستور کار سیاستگذاران گردشگری ایران قرار گیرد، «حکمرانی هوشمند گردشگری» است. حکمرانی هوشمند گردشگری را نباید با خرید نرمافزار، ایجاد چند سامانه یا راهاندازی یک داشبورد مدیریتی اشتباه گرفت. هوشمندسازی پیش از آن که صرفا یک پروژه فناورانه باشد، یک تحول در منطق حکمرانی است؛ یعنی حرکت از تصمیمگیری مبتنی بر حدس، گزارشهای پراکنده و واکنشهای پس از وقوع مسئله، به تصمیمگیری مبتنی بر داده، شواهد، پیشبینی و ارزیابی مستمر. سازمان جهانی گردشگری نیز در رویکرد خود نسبت به مقصدهای هوشمند، بر پیوند میان حکمرانی، فناوری، نوآوری، پایداری و دسترسپذیری تأکید کرده است. بنابراین، فناوری زمانی برای گردشگری ارزشمند خواهد بود که کیفیت تصمیمگیری و کیفیت زندگی جامعه میزبان را ارتقاء دهد، نه این که صرفاً تعداد سامانههای دیجیتال دستگاههای اجرایی را افزایش دهد. امروز دیگر نمیتوان با منطق گذشته، گردشگری آینده را اداره کرد. وقتی میتوان با استفاده از دادههای رزرو، الگوهای جستوجوی گردشگران، وضعیت حملونقل، ظرفیت اقامتگاهها، تقویم رویدادها، شرایط آبوهوایی، میزان مصرف منابع و رفتار گردشگران، افزایش تقاضا را تا حدی پیشبینی کرد، چرا باید منتظر بمانیم تا یک مقصد با ازدحام، ترافیک، کمبود خدمات، افزایش پسماند یا نارضایتی جامعه محلی مواجه شود و سپس برای حل مسئله وارد عمل شویم؟ حکمرانی هوشمند دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: دولت باید پیش از آن که مسئله به بحران تبدیل شود، نشانههای آن را ببیند و امکان مداخله بهموقع داشته باشد. در این نگاه، داده هدف نیست؛ داده ماده اولیه حکمرانی است. مسیر صحیح باید از «داده» به «اطلاعات»، از اطلاعات به «تحلیل»، از تحلیل به «هوش تصمیمیار»، از آنجا به «تصمیم و اقدام» و در نهایت به «ارزیابی و اصلاح» برسد. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی بزرگترین حجم داده نیز نمیتواند کیفیت حکمرانی را تضمین کند. مسئله امروز بسیاری از نظامهای مدیریتی، فقدان مطلق اطلاعات نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل اطلاعات پراکنده به تصمیم مشترک، بهموقع و قابل سنجش است. از این منظر، یکی از الزامات جدی گردشگری ایران ایجاد یک زیرساخت ملی دادههای گردشگری است؛ زیرساختی که بتواند دادههای دستگاههای مختلف، بخش خصوصی، مقاصد، مراکز اقامتی، حملونقل، جاذبهها و سایر اجزای زنجیره گردشگری را با استانداردهای مشترک گردآوری و قابل تحلیل کند. این نظام البته باید همزمان با مالکیت داده، امنیت اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان و گردشگران نیز سازگار باشد. کشور نمیتواند برای سیاستگذاری گردشگری، مجموعهای از آمارهای پراکنده داشته باشد و انتظار داشته باشد که از دل این پراکندگی، سیاستی یکپارچه و هوشمند استخراج گردد. گام بعدی، ایجاد ظرفیت هوش تصمیمیار برای مقاصد گردشگری است. هوش مصنوعی نباید صرفاً به ابزاری برای تولید محتوا، تبلیغات یا پاسخگویی خودکار تقلیل پیدا کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که بتواند به مدیر مقصد در پیشبینی تقاضا، مدیریت جریان گردشگران، شناسایی نقاط ازدحام، تحلیل رضایت گردشگران و ساکنان، پیشبینی فشار بر زیرساختها و ارزیابی پیامدهای تصمیمات کمک کند. آینده مدیریت مقصد، آینده تصمیمگیری با داده است؛ اما تصمیم نهایی همچنان باید در چارچوب مسئولیت انسانی، شفافیت و پاسخگویی عمومی اتخاذ شود. در این میان، نباید اجازه داد تحول دیجیتال گردشگری به پروژهای برای چند مجموعه بزرگ تبدیل شود. اگر فناوری فقط در اختیار هتلهای زنجیرهای، شرکتهای بزرگ، پلتفرمهای قدرتمند و مقاصد برخوردار از منابع مالی قرار گیرد، شکاف میان سرمایه داران کلان و کسبوکارهای خرد بیشتر خواهد شد. اقامتگاه بومگردی، روستای گردشگری، راهنمای محلی، صنعتگر، رستوران کوچک و کارآفرین محلی نیز باید بتواند از مزایای فناوری، داده و بازار دیجیتال بهرهمند شود. هوشمندسازی زمانی معنا دارد که در سراسر زنجیره ارزش گردشگری توزیع شود، نه این که خود به عامل تازهای برای تمرکز فرصتها و بی عدالتی تبدیل شود. موضوع مهم دیگر، تجربه گردشگر است. گردشگری آینده تنها درباره افزایش تعداد گردشگران نیست؛ درباره افزایش کیفیت تجربه، توزیع مناسب جریان سفر، کاهش فشار بر مقصد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه میزبان است. بنابراین، سیاستگذاری باید از پرسش ساده «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم؟» عبور کند و به پرسش دقیقتر «چگونه گردشگر مناسب را در زمان مناسب، با ظرفیت مناسب و تجربهای باکیفیت وارد مقصد کنیم؟» برسد. این تغییر پرسش، در ظاهر ساده است، اما در عمل میتواند فلسفه و رویکرد سیاستگذاری گردشگری را تغییر دهد. حکمرانی هوشمند همچنین بدون مشارکت ذینفعان کامل نیست. دولت نمیتواند درباره مقصدی تصمیم بگیرد که جامعه محلی، بخش خصوصی، فعالان گردشگری و گردشگران آن در فرایند تصمیمسازی حضور ندارند. دادههای رسمی، دادههای کسبوکارها، تجربه جامعه محلی و بازخورد گردشگران باید در یک نظام تصمیمگیری قابل اعتماد کنار یکدیگر قرار گیرند. حکمرانی هوشمند، دولت را از مرکز همه تصمیمها کنار نمیزند؛ بلکه نقش آن را از «تصمیمگیرنده منفرد» به «طراح، هماهنگکننده، تنظیمگر و تضمینکننده منافع عمومی» ارتقاء و جایگاه سنتی در مقابل مردم به مرتبه در کنار مردم تغییر میدهد. در عین حال، هوشمندسازی بدون اخلاق و مسئولیت میتواند مسئلهساز شود. هرچه وابستگی گردشگری به داده و هوش مصنوعی بیشتر میشود، موضوعاتی مانند حریم خصوصی، امنیت اطلاعات، شفافیت الگوریتمها، تبعیض احتمالی، مالکیت داده و مسئولیت تصمیمهای فناورانه نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. دولت باید پیش از گسترش استفاده از فناوریهای هوشمند، قواعد بازی را روشن کند. اعتماد عمومی، سرمایهای است که اگر در مسیر تحول دیجیتال آسیب ببیند، با هیچ فناوریای این سرمایه اجتماعی ارزشمند بهسادگی بازسازی نخواهد شد. از این منظر، اگر قرار است جهتگیریهای جهانی گردشگری در سال ۲۰۲۶ میلادی برای ایران فرصتی برای باز طراحی باشد، نباید آن را در سطح یک مناسبت، همایش، پوستر یا مجموعهای از سخنرانیها تنزیل بدهیم. فرصت واقعی آن است که این گفتمان به یک دستورکار اجرایی تبدیل شود: ایجاد نظام ملی دادههای گردشگری، اتصال دادههای دستگاههای مرتبط، توسعه هوش تصمیمیار مقصد، حمایت فناورانه از کسبوکارهای کوچک، ارتقای تجربه گردشگر، مشارکت واقعی جامعه محلی و تدوین چارچوب حکمرانی احیاءگر برای هوش مصنوعی. دولت در این مسیر باید یک پرسش ساده اما تعیینکننده را از خود بپرسد: آیا تصمیمهای امروز ما بر اساس تصویری از گذشته اتخاذ میشوند یا بر اساس شناختی از آینده؟ اگر پاسخ، همچنان عمدتاً گذشته باشد، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز تحول واقعی ایجاد نخواهند کرد. فناوری زمانی ارزشمند است که به دولت امکان دهد زودتر ببیند، دقیقتر تحلیل کند، مسئولانهتر تصمیم بگیرد و سریعتر اصلاح کند. گردشگری ایران برای عبور از مسائل مزمن خود بیش از هر چیز به یک تغییر پارادایم نیاز دارد؛ از مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر، از جزیرهای عمل کردن به حکمرانی یکپارچه، از گزارشمحوری به دادهمحوری، از تصمیمگیری متمرکز به مشارکت ذینفعان و از سنجش صرف تعداد گردشگران به سنجش ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی گردشگری. دولت هوشمند در گردشگری دولتی نیست که بیشترین سامانه را ساخته باشد؛ دولتی است که بهتر میبیند، دقیقتر میسنجد، زودتر پیشبینی میکند، شفافتر تصمیم میگیرد، مسئولانهتر مداخله میکند و نتیجه تصمیم خود را اندازه میگیرد. اگر قرار است گردشگری ایران سهم شایستهای از اقتصاد آینده داشته باشد، نقطه آغاز آن نه یک سامانه جدید، بلکه اصلاح شیوه حکمرانی است. آینده گردشگری را تعداد تصمیمهایی که میگیریم تعیین نمیکند؛ کیفیت تصمیمهایی تعیین میکند که بر پایه داده، دانش، فناوری و مشارکت جامعه اتخاذ میشوند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 مقالات و یادداشت ها
به گزارش هتل نیوز؛ رئیس جامعه حرفهای هتلداران استان کرمان اعلام کرد که حدود پنج هزار نفر برای شرکت در رویداد ماهان ران ثبتنام کرده بودند. او افزود که ظرفیت هتلهای کرمان، ماهان و لنگر بهطور کامل تکمیل شده بود. وی ادامه داد که ملاحظات امنیتی و رعایت قوانین فرهنگی قابل درک است. با این حال، لغو رویدادی که ماهها برای آن برنامهریزی شده بود، به اعتماد گردشگران آسیب میزند. او به این نکته اشاره کرد که چرا وضعیت مجوزهای رویداد قبل از آغاز ثبتنام بررسی نشد. پرسش دیگری که مطرح شد این است که چگونه امکان ثبتنام پنج هزار نفر برای شرکت در ماهان ران فراهم شده است. در شرایطی که ثبتنام در حال انجام بود، انتظار میرفت نظارت لازم بر مجوز برگزاری رویداد صورت گیرد. این کار میتوانست از ایجاد هزینه و آسیب احتمالی برای گردشگران و فعالان گردشگری جلوگیری کند.
ایجاد شده: 5/مهر/1405 آخرین ویرایش: 5/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش فلای نیوز؛ شرکت هواپیمایی قطر آخرین هواپیماهای مسافربری ایرباس A330 خود را از ناوگان خارج کرد. این اقدام به دلیل بحران ناشی از جنگ و افزایش قیمت سوخت انجام شده است. افزایش حدود دو برابری قیمت سوخت جت از زمان آغاز جنگ، به مشکلات هوانوردی در منطقه دامن زده است. این شرایط موجب شده تا استفاده از هواپیماهای قدیمیتر و کمبازدهتر برای شرکتهای هواپیمایی پرهزینهتر شود. قطر ایرویز سال گذشته چهار فروند ایرباس A330 را از شرکت عمانایر اجاره کرده بود. اما این هواپیماها هرگز وارد پروازهای تجاری این شرکت نشدند. در حال حاضر، ناوگان A330 مسافربری قطر بهطور کامل بازنشسته شده است.
ایجاد شده: 3/مهر/1405 آخرین ویرایش: 3/مهر/1405 اخبار داخلی
به گزارش فلای نیوز؛ سخنگوی وزارت امور خارجه چین به تازگی اعلام کرد که این کشور به شدت با تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای هواپیمایی ایران مخالفت میکند. او بیان کرد که این تحریمها هیچ مبنای حقوق بینالملل ندارند و همچنین از نظر شورای امنیت سازمان ملل مجوزی ندارند. این موضعگیری چین پس از بیانیه وزیر خزانهداری آمریکا صورت گرفت. وزیر خزانهداری اعلام کرده بود که از تاریخ ۲۳ سپتامبر، شرکتهای هواپیمایی و ارائهدهندگان خدمات خارجی به ایرلاینهای ایرانی با خطر تحریمهای ثانویه مواجه خواهند شد. این تهدید میتواند دسترسی این شرکتها به نظام مالی آمریکا را محدود کند.
ایجاد شده: 31/شهریور/1405 آخرین ویرایش: 1/مهر/1405 اخبار داخلی